up
Search      menu
گیاه شناسی :: مقاله گياه پزشکي PDF
QR code - گياه پزشکي

گياه پزشکي

مفاهيم مهندسي گياه پزشکي

● تاريخچه‌ي گياهپزشکي
دانش گياهپزشکي درايران سابقه‌اي کمتر از يک قرن دارد درحالي‌که اروپائيان دراين زمينه چند صدسال تجربه اندوخته‌اند؛ شادروان افشار را مي‌توان آغازگر تحقيقات در زمينه‌ي علوم حشره‌شناسي، جانورشناسي و گياهپزشکي ايران معرفي کرد. درگذشته کشاورزان ايران با مشکلات بسياري درزمينه‌ي خسارت به محصولات و گياهان مواجه بودند، خسارت‌هاي نابود کننده‌ي آفات و بيماري‌هاي گياهي درطول قرون گذشته موجب قحطي‌هاي هولناک و مرگ گروه بي‌شماري از انسان‌ها بوده است. زيان‌هاي ناشي از حملات پي‌درپي دستجات عظيم ملخ‌هاي صحرايي، مراکشي و... درگذشته آن‌چنان سنگين و غيرقابل جبران بود که منجر به پيدايي قحطي درطول تاريخ مي‌شد.
دانش گياهپزشکي و گياه‌پزشکان امروزه مسووليت سنگين امنيت غذايي بيش‌ از هفتاد ميليون ايراني را برعهده دارند؛ دانش گياهپزشکي که تاچندي پيش درايران با نام دفع آفات شناخته مي‌شد، يکي از شاخه‌هاي جديد دانش بشري در جهان و ترکيبي از علوم گوناگون است که آن‌را در کشورهاي غربي با نام‌هاي Plant medicine، «Phytomedicine» و دربيشترمواقع با نام « Plant protection» مي‌شناسند. درمقايسه با دانش پزشکي، که به سلامت انسان‌ها مي‌پردازد، دانش گياهپزشکي نيز با سلامت گياهان ارتباط دارد. بنابراين مي‌توان گياهپزشکي را پزشکي گياهان و گياه‌پزشک را متخصص پزشکي گياهان و درمان کننده‌ي آفات و بيماري‌هاي گياهي معنا کرد.
● بيماري‌هاي گياهي
توليدات کشاورزي توسط آفات، بيماري‌هاي گياهي و هم‌چنين علف‌هاي هرز دچار کاهش مي‌شوند. درعلم بيماري‌شناسي گياهي، علاوه‌بر بررسي عوامل ايجادکننده بيماري در گياهان و چگونگي بيماري گياهي، اين علم اهداف عملي‌تري دارد که همانا گسترش روش‌هاي کنترل بيماري‌هاي گياهي به‌منظور حفاظت توليدات امروز غذاي مورد نياز هزاران گرسنه در دنياست. با توجه به‌آن‌که گياهان اولين عضو چرخه‌ي غذايي هستند و هرسلول گياهي کلروفيل دارمانند کارخانه‌اي است که توليدات آن مي‌تواند به مصرف ساير موجودات جهان برسد بنابراين بايد به مسائل و معضلات گياهي با ديد جامع‌تري نگريست.
● اهميت بيماري‌هاي گياهي
بيماري‌هاي گياهي در دنيا اهميت بسياري دارد؛ بخشي از توليدات گياهي هرساله توسط مجموعه‌ي آفات، بيماري‌ها و علف‌هاي هرز ازبين مي‌رود. هم‌چنين نابودي محصولات گياهي منجربه پيدايي قحطي و ازبين رفتن جمعيت انساني مي‌شود. بيماري‌هاي گياهي مي‌توانند سبب نابودي گونه‌هاي گياهي شوند ازسويي مصرف بي‌رويه‌ي سموم درچرخه‌ي طبيعت علاوه‌بر آن‌که هزينه‌ي هنگفتي را سالانه به کشورهاي مصرف‌کننده تحميل مي‌کند منجربه پيدايي گونه‌هاي مقاوم بيماري‌زا و نيز اثرات سوءزيستي محيط و هم‌چنين جامعه‌ي مصرف‌کنندگان مي‌شود. در واقع در تمام بيماري‌ها، دخالت انسان درموازنه‌ي گياه و طبيعت و برهم زدن تعادل طبيعي مؤثر است، چنان‌چه اگر انسان دخالت نکند گياه باتوجه به امکانات موجود و فاکتورهايي که عالم هستي دربرابر آن قرارداده است رشد کرده و درنهايت ازدياد حاصل مي‌کند اما اين رشد هميشه تابع عوامل محدودکننده خواهد بود، که ازجمله مي‌توان به عوامل بيماري‌زاي گياهي اشاره کرد. زيرا عوامل بيماري‌زاي گياهي درطول رشد گياه به آن صدمه‌زده و رشد طبيعي گياه را کند خواهد کرد، از سويي گياه باتوجه به‌وجود عوامل بيماري سعي در استقامت کرده و درنهايت گياه و عوامل بيماري‌ در شرايط طبيعي به حالت تعادل خواهند رسيد. تغييرات آب وهوا، سالانه در توسعه و شدت بيماري‌ها تأثير بسزايي دارد و فراواني بيماري‌ها ازاين امر پيروي مي‌کند. به‌طورمعمول درطول ساليان متوالي ميان عوامل بيماري‌زا و گياهان ميزبان که درشرايط طبيعي رشد مي‌کنند همزيستي متعادلي ايجاد مي‌شود. تعاملي که ميان عوامل بيماري‌زا و گياهان ميزبان پديد مي‌آيد منجربه ايجاد پديده‌ي تکاملي است که درآن عوامل بيماري‌زا و ميزبان هردو براي زنده ماندن تطابق ژنتيکي حاصل کرده و به تعادل خواهند رسيد.
بشر با کشت انواع گياهان به صورت گسترده و با ايجاد شرايط مصنوعي براي رشد گياهان تعادل طبيعي را برهم زده و منجربه افزايش رشد عوامل بيماري‌زا شده است که درنهايت مجبور است بيماري‌ها را کنترل و از شيوع آن جلوگيري کند.
باتوجه به آن‌که هزاران نوع بيماري، گياهان کشت‌ شده را تهديد مي‌کنند اهميت بيماري‌هاي گياهي بيشتر نمايان مي‌شود. نوع و ميزان خسارت بيماري‌هاي گياهي بستگي به گياه، عامل بيماري، محل و شرايط آب‌ وهوايي، مبارزات و کنترل‌هاي مناسب دارد. گاهي‌اوقات انتشار بيماري‌هاي گياهي به شکل اپيدمي (فراگير) درآمده و خسارت‌هاي زيادي را موجب مي‌شود.
● بيماري‌شناسي گياهي
بيماري‌شناسي گياهي علمي است که به مطالعه‌ي عوامل بيماري‌زا، شرايط محيطي مؤثر درايجاد بيماري، مکانيسم‌هاي ايجاد بيماري توسط عوامل بيماري‌زا، اثرات متقابل ميان عوامل بيماري‌زا و گياه ميزبان بيمار، روش‌هاي پيش‌بيني و کنترل بيماري در گياهان و در نهايت کاهش خسارت ناشي از آن‌ها مي‌پردازد.
● مثلث بيماري
ميزان بيماري تحت تأثير سه عامل نام است:
۱) شرايط جوي و محيطي مساعد (مجموعه شرايط افزايش ايجاد بيماري).
۲) پاتوژن با قدرت بيماري‌زايي بالا (مجموعه صفات افزايش بيماري، سازگاري با ميزبان، فراواني و...)
۳) ميزبان حساس يا مستعد به بيماري (کل شرايط افزايش حساسيت ميزبان).
هر ضلع اين مثلث بيان کننده‌ي يکي از سه جزء بيماري است، لازم به‌ توضيح است اندازه‌ي اضلاع متغير مي‌باشد، براي نمونه در گياه مقاوم با سن نامناسب بيماري، احتمال بروز بيماري کم شده و حتي ممکن است به صفر برسد. هم‌چنان‌که اگرگياه حساس درمرحله‌اي حساس ازنظر رشد و نمو بوده و تراکم کشت آن نيز زياد باشد بيماري هم به مقدار زياد ديده خواهد شد. به همين ترتيب هراندازه که پاتوژن فراوان‌تر، بيماري‌زاتر و فعال‌تر باشد پتانسيل ميزان بيماري بيشتر خواهد بود. هم‌چنين شرايط محيطي مطلوب‌تر که به پاتوژن کمک مي‌کند مانند دما، رطوبت، باد و يا شرايطي که باعث کاهش مقاومت گياه مي‌شوند به افزايش بيماري کمک خواهدکرد.
● ايجاد بيماري درگياه
گياه حساس هنگامي به بيماري مبتلا مي‌شود که تحت تأثير يک پاتوژن با قدرت بيماري زايي بالا و يا عامل محيطي مساعد قرارگيرد. دراين صورت وجود حداقل دوعامل براي بروز بيماري لازم است تا با تماس و تداخل آن در داخل گياه موجبات پيدايي بيماري را فراهم کنند. چنان‌چه به‌هنگام ارتباط و مدتي پس ازآن شرايط محيطي دگرگون شود براي نمونه هوا خيلي سرد، گرم يا خشک شده و ديگر شرايط لازم براي رشد و توسعه نيز تغيير کند، پاتوژن توانايي حمله به گياه را از دست مي‌دهد و يا گياه مقاومت خواهد کرد بنابراين با حضور و ارتباط اين دوعامل عارضه‌اي به نام بيماري بروز نمي‌کند.
بنابراين هريک از اين سه عامل، قابليت تغييرات بسيارزيادي داشته و اگر يکي ازآن‌ها تغيير کند اين تغيير برروي شدت و درجه‌ي بيماري درتمام گياهان تأثير گذاشته و برروي يک جمعيت گياهي مؤثر واقع مي‌شود. براي نمونه، گياه ممکن است ازگونه يا رقمي مقاوم و يا غير مقاوم باشد،‌ يا اين‌که گياهان دريک منطقه‌ي وسيع ازنظر ژنتيکي يکدست باشند و مجموعه اين‌ها ازعواملي هستند که قادرند ميزان پيشرفت بيماري به‌وسيله‌ي پاتوژن را درگياه کم يا زياد کنند. جنس پاتوژن نيز ممکن است پرآزاربوده و تعداد آن درمحيط کم يا بي‌نهايت زياد باشد، ازنظر دوره‌ي زندگي هم ممکن است درمرحله هنگفتي بوده و يا احتياج به لايه‌ي نازکي آب يا يک ناقل ويژه داشته باشد. محيط قادر است رشد و مقاومت گياه ميزبان، رشد يا تکثير و درجه‌ي آزار و آسيب‌رساني پاتوژن و هم‌چنين انتشار آن توسط عواملي مانند آب، باد، ناقلان و غيره را به‌همراه داشته باشد.
پاتوژن‌ها با مصرف مواد موجود در سلول‌هاي گياهي و يا با ترشح موادي از نوع هورمون، آنزيم و يا مواد سمي سبب برهم زدن تعادل ميان مواد مختلف و يا تغيير در فعل و انفعالات عادي در گياه مي‌شوند.
درنهايت بيماري‌هاي گياهي از آن جهت داراي اهميت است که فتوسنتز را که از اعمال حياتي و مهم گياهان سبز است دچار اختلال مي‌کند. بسياري از پاتوژن‌ها با عمل جلوگيري از تشکيل کلروفيل و يا تخريب آن موجب کاهش عمل فتوسنتز در گياه مي‌شوند.
● زمستان يا تابستان گذراني پاتوژن‌ها
گياهان چندساله که درسرماي زمستان و يا گرماي تابستان و خشک به حالت خواب باشند پاتوژن‌هاي آن‌ها قادرند در داخل آن‌ها به‌صورت زنده باقي بمانند. درمناطق سردسير با شروع فصل سرما با ازبين رفتن گياهان يک ساله و اندام‌هاي هوايي گياهان چندساله پاتوژن‌هاي مربوطه‌ي آن‌ها نيز براي چندين ماه سرما، بدون ميزبان خواهند ماند يا درهواي گرم و خشک گياهان يک ساله درتابستان مي‌ميرند و پاتوژن‌هاي آن‌ها بايد چنين شرايطي را بدون ميزبان تحمل کنند. بنابراين پاتوژن‌هاي اين‌گونه گياهان مکانيسم‌هايي را درخود تکامل داده‌اند که به زنده ماندن آن‌ها درتابستان‌هاي خشک و زمستان‌هاي سرد کمک کند.
● طبقه‌بندي بيماري‌هاي گياهي
طبقه‌بندي بيماري‌هاي گياهي مي‌تواند براساس نوع گياه انجام شود، که شامل موارد گفته شده است:
۱) بيماري‌هاي زراعي (Field Crops Diseases )
۲) بيماري‌هاي سبزي‌جات (Vegtable Crops Diseases)
۳) بيماري‌هاي درختان ميوه (Fruit Trees Diseases)
۴) بيماري‌هاي درختان جنگلي ( Forest Trees Diseases)
۵) بيماري‌هاي گياهان چمن (Truf Diseases)
۶) بيماري‌هاي گياهان زينتي (Ornamental Diseases)
آن‌چه در پيدايي بيماري‌هاي گياهي موثر است عوامل ايجاد کننده‌ي آن است، که در ادامه به معرفي عوامل بيماري‌زايي درانواع گياهان درپيش گفته اشاره مي‌شود:
▪ عوامل بيماري‌زايي در گياهان
الف) بيماري‌هاي واگير (زنده):
۱) قارچ‌ها
۲) باکتري‌ها
۳) ويروس‌ها و ويروئيدها
۴) نماتدها
۵) مايکوپلاسما
۶) گياهان انگل گلدار
۷) فيتوپلاسماها
● معرفي عوامل بيماري‌زاي زنده
▪ قارچ‌شناسي:
مطالعه‌ي بيماري‌هاي گياهي به‌ويژه قارچ‌شناسي از رشته‌هاي اساسي علم گياهپزشکي است که پس از حشره‌شناسي در کشور ما مورد توجه قرار گرفت. لازم به توضيح است، قارچ‌شناسان خارجي در ساليان گذشته، در جمع‌آوري، شناسايي و تشخيص قارچ‌هاي گياهان ايران قدم‌هاي موثري برداشته‌اند.
▪ قارچ‌ها و بيماري‌هاي ناشي از آن:
قارچ‌ها موجودات زنده‌اي هستند، فاقد ريشه و کلروفيل که قادربه انجام فتوسنتز نبوده و بايد مواد آلي را به صورت آماده جذب کنند. بيشتر قارچ‌ها به صورت ساپروفيت عمل مي‌کنند يعني با زندگي و تغذيه ازمواد آلي مرده به تجزيه آن‌ها کمک مي‌کنند؛ تعدادي از قارچ‌ها در گياهان بيماري‌زا هستند هريک از قارچ‌هاي پاتوژن گياهي مي‌تواند به يک يا چند گياه حمله کند.
▪ روش نفوذ قارچ‌ها:
نفوذ قارچ‌ها به صورت مستقيم ازطريق منافذ طبيعي و يا ازطريق زخم‌ها صورت مي‌گيرد. قارچ‌ها گسترده‌ترين روش براي نفوذ دارند، عدسک‌ها، روزنه‌ها، روزنه‌هاي آبي و يا قطرات آبي که درسطح گياه وجود دارد نفوذ قارچ‌ها به درون گياه درگروهي توسط زخم‌ها به‌طور طبيعي درگياه وجود دارند و يا زخم‌هايي که ازطريق مکانيکي درگياه ايجاد مي‌شوند (نفوذ غيرفعال).
نفوذ فعال قارچ‌ها به درون گياه از طريق توليد اندامي به نام Apperssorium صورت مي‌گيرد، پهن شدن سرميسليوم باعث مي‌شود که سطح فشار افزايش يابد. ميخ نفوذ سبب مي‌شود که فشار درواحد سطح افزايش يافته و قارچ بتواند ديواره سلولي را شکافته و وارد آن شود زماني‌که قارچ وارد بافت مي‌شود مي‌تواند ازطريق ميان سلولي يا درون سلولي درون بافت گسترش يابد. قارچ‌ها به‌عنوان يکي از مهمترين عوامل بيماري‌زاي گياهي مي‌باشند که به‌دليل نداشتن کلروفيل قادر به ساختن غذاي خود نبوده، بلکه آن را از موجودات ديگر تأمين مي‌کنند.
برخي از بيماري‌هاي مهم قارچي در گياهان:
۱) زنگ
۲) مرگ گياهچه
۳) بازدگي
۴) سفيدک کرکي يا دروغي
۵) سفيدک پودري يا حقيقي
۶) سياهک‌ها
۷) پوسيدگي
۸) بوته ميري
۹) مومي‌شدن
«پوسيدگي‌ها سياهک‌ها و زنگ‌ها از بيماري‌هاي مهم قارچي هستند.»
▪ باکتري‌شناسي:
باکتري‌ها پروکاريوت‌هايي با ديواره‌ي سلولي مشخص، که بسياري از آن‌ها ساپروفيت هستند.
▪ علايم بيماري‌هاي باکتريايي:
باکتري‌ها نيز مانند قارچ‌ها مي‌توانند علايم گوناگوني در گياهان ايجاد کنند. به‌طورمعمول علايم ايجاد شده به گروه‌هاي مختلف باکتري‌ها ارتباط دارد، اين علائم عبارتند از:
۱) گال يا غده
۲) لکه برگي‌ها
۳) پوسيدگي نرم
۴) پژمردگي آوندي
▪ مکانيسم بيماري‌زايي باکتري‌ها:
باکتري‌ها برخلاف قارچ‌ها قادر به نفوذ مستقيم ازکوتيکول و ديواره‌ي سلولي به بافت گياهي نيستند و به‌ندرت در تماس مستقيم با پروتوپلاسم سلول‌هاي ميزبان قرار مي‌گيرند، بلکه اغلب پس از ورود به‌درون بافت گياهي مورد حمله و قرار گرفتن در فضاي ميان سلولي، از ميزبان تغذيه کرده و سپس تکثير پيدا مي‌کند. احتياجات غذايي باکتري‌ها عامل مهمي در تعيين قابليت بيماري‌زايي باکتري‌ها است چون اغلب مي‌توانند روي بافت‌هاي مرده گياهي رشد کنند ولي قادر به آلوده کردن گياه نيستند. باکتري‌ها از آن‌جا که فاقد اندام‌هايي براي نفوذ مستقيم به بافت گياهي هستند بيشتراوقات از طريق منافذ طبيعي و زخم‌هاي ايجاد شده توسط عوامل مختلف وارد بافت گياهي مي‌شوند. مايکوپلاسما‌ها و باکتري‌ها به صورت عمده توسط حشرات و يا پيوند بافت آلوده به سالم، به بافت‌هاي آوندي راه پيدا مي‌کنند. روزنه‌هاي برگ و عدسک‌هاي روي ساقه، محل‌هاي ورودي مناسبي براي بسياري از باکتري‌ها هستند. تجمع آب در فضاي زير روزنه‌هاي آبي نيز از منافذ مهم ورودي براي باکتري‌ها به داخل بافت‌ها، به‌خصوص در بيماري‌هاي آوندي، هستند. اين درحالي است که در لکه برگي‌ها و سوختگي‌ها، روزنه‌ها مهمترين محل ورودي باکتري مي‌باشند.
▪ انتشار باکتري‌هاي بيماري‌زاي گياهي:
ظهور بيماري‌هاي گياهي درمزرعه به‌طورعمده از دوطريق آلودگي خاک و يا مواد گياهي منشأ مي‌گيرد، از مواد گياهي آلوده مي‌توان به بذور آلوده،‌ نشاء‌ آلوده و ساير اندام‌هاي گياهي اشاره کرد. باکتري‌ها به‌طورمعمول روي بقاياي گياهي و درخاک زمستان‌گذاري مي‌کنند و با شروع فصل مساعد، فعاليت و تکثيرشان آغاز مي‌شود. بيماري ازيک کانون آلوده (خاک، بذر، نشاء) در شرايط مساعد شروع مي‌شود و به سرعت گسترش مي‌يابد. عواملي مانند شرايط محيطي مساعد، رطوبت، باران، باد و هواي گرم در گسترش بيماري و بروز اپيدمي در بيماري‌هاي باکتريايي گياهان مهم هستند. انسان‌ها نيز با انجام عمليات مختلف زراعي و تخريب محيط زيست نقش عمده‌اي را در انتقال و انتشار بيماري ايفا مي کنند.
▪ برخي از بيماري‌هاي مهم باکتريايي در گياهان:
۱) گال‌هاي يا تومورهاي طوقه، ريشه و ساقه
۲) شانکر يا زخم‌هاي قهوه‌اي
۳) آتشک يا بلايت گلابي
۴) پژمردگي آوندي
۵) لکه برگي
۶) پوسيدگي و خشکيدگي ساقه و گل
▪ ويروس‌ و ويروئيد شناسي:
ويروس در زبان لاتين به معناي زهر و سم است؛ ويروس‌ها نوکئوپروتيين‌هايي بسيار کوچک هستند که تنها در سلول‌هاي زنده تکثير مي‌کنند، ويروس‌ها مواد لازم براي تکثير خود را از مجموع فرآورده‌هاي درون سلول ميزبان تامين مي‌کنند. برخي ازويروس‌هاي شناخته شده، مي‌توانند به گياهان حمله و درآن‌ها بيماري ايجاد کنند. ويروس‌ها قادر هستند يک و يا چندين‌گونه مختلف گياهي را آلوده کند بنابراين هرگونه‌ي گياهي بيشترمواقع به‌وسيله‌ي چندين ويروس مختلف مورد حمله قرارمي‌گيرند. ويروئيد به پيکره‌هاي کوچک RNA گفته مي‌شود که فاقد پوشش پروتئيني هستند، ويروئيدها تنها در گياهان ديده ‌مي‌شوند.
▪ علايم بيماري‌هاي ويروسي و ويروئيدي:
۱) تغيير در ميزان رشد و نمو گياه
۲) تغيير در رنگ (کلروز (سبزردي) موزائيک، زردي رگبرگ، شفاف شدن رگبرگ)
۳) تغيير شکل اندام‌هاي گياهي.
۴) رشد غيرعادي (هيپرپلازي (پر ازديادي) و هيپرتروفي (پر رشدي)).
۵) مرگ بافت يا نکروز.
۶) پژمردگي
۷) تغييرات دربافت
۸) تغيير درشکل ميوه و بذر
۹) تغيير درريشه
۱۰) تغيير درعمرگياه
۱۱) زخم موضعي
۱۲) بدمزه شدن شدن ميوه‌ها
۱۳) عقيم ماندن گياه
● روش نفوذ ويروس‌ها:
ويروس‌ها به‌دليل نداشتن اندام خاص جهت نفوذ و تغذيه همانند باکتري‌ها تنها به‌وسيله‌ي زخم مي‌توانند به درون گياه نفوذ کنند اين زخم‌ها ممکن است زخم‌هاي طبيعي ناشي از شکستن کرک‌هاي موجود درسطح گياه، برخورد شاخ و برگ گياه و يا توسط ناقليني هم‌چون نماتد، حشرات و قارچ‌ها ايجاد شود. دراغلب مواقع نفوذ ويروس‌ها به داخل گياه به شيوه‌ي غيرفعال مي‌باشد که مهم‌ترين عامل نفوذ ويروس انسان‌ها هستند که با استفاده از ابزار آلوده و يا ايجاد زخم درسطح گياهان سالم معبرمناسبي براي ويروس باز مي‌کنند.
▪ برخي ويروس‌هاي مهم بيماري‌زا در گياهان:
۱- ويروس موزائيک توتون
۲- ويروس واي سيب‌زميني
۳- ويروس موزائيک يونجه
۴- ويروس موزائيک خيار
۵- ويروس پيچيدگي بوته چغندرقند
● فيتوپلاسماها:
اين موجودات فاقد جدار سلولي بودند و زندگي آن‌ها به بافت آبکش محدود مي‌شود. درگذشته اين بيماري‌ها را ناشي از ويروس مي‌دانستند. فيتوپلاسماها ازنظر انتقال ازگياهي به گياه ديگر و علائم بيماري به ويروس‌ها شباهت دارند. فيتوپلاسماها به‌وسيله‌ي بعضي از زنجره‌هاي ناقل منتقل مي‌شوند و درگياهان آلودگي توليد مي‌کنند. درآوندهاي آبکش چند گياه آلوده به بيماري زردي مينا، کوتولگي، جاروي جادوگر سيب و... موجودات فيتوپلاسما يا شبه پلاسما کشف شده است.
▪ نماتد‌شناسي:
براساس نوشته‌ي مورخان و دانشمندان مختلف آلودگي شديد خاک به نماتدهاي مختلف درطول قرون و اعصار گذشته موجب توقف کشاورزي و درنتيجه سبب نابودي پاره‌اي از تمدن‌هاي مهم شده است. باتوجه به اين‌که رومي‌ها از دانش کشاورزي، تناوب زراعي، تغذيه و کود دهي آگاهي داشتند به اين نتيجه رسيدند که مسئله‌ي پاتوژن‌هاي خاکزي به‌خصوص نماتدها موجب کاهش شديد توليدات کشاورزي و در نهايت افول تمدن آن‌ها شده است. هم‌چنين يکي از مهمترين عوامل نابودي خاک را آلودگي به انواع نماتدها مي‌دانند. نماتدها به گروهي از جانوران پرسلولي و کرمي يا نخي شکل گفته مي‌شود که داراي ساختمان غيربندبند هستند. بيشتر نماتدهاي انگل گياهي با چشم غيرمسلح ديده نمي‌شود و نازک، گرد و نيمه‌ شفاف هستند. نماتدها در تمامي محيط‌ها وجود دارند و هرجا آثاري از رطوبت وجود داشته باشد، نماتدها هم هستند. نماتدهاي انگل گياهي اغلب در خاک زندگي مي‌کنند و ريشه و ساير اندام‌هاي زيرزميني گياه را مورد حمله قرارمي‌دهند ولي برخي مانند نماتد گال دانه گندم و نماتد ساقه يونجه و پياز، به اندام‌هاي هوايي گياه نيز حمله مي‌کنند. نماتدهاي انگل گياهي به صورت انگل خارجي و يا انگل داخلي هستند. انگل‌هاي خارجي به‌طورمعمول دربيرون بافت گياه قراردارند و با استايلت خود مواد غذايي را از درون بافت گياه کسب مي‌کنند، ولي انگل‌هاي داخلي مانند Meloidogyne وارد بافت گياه شده و ممکن است تا ناحيه استوانه مرکزي گياه نيز پيشروي کند. نماتد مرکبات Tylenchulus Semipenetrans و نماتدگال دانه‌ي گندم Anguina tritici درقسمتي از دوره‌ي زندگي خود به صورت خارجي و در قسمتي ديگر به صورت داخلي عمل مي‌کنند.
نماتدها دربرقراري تعادل طبيعي خاک نقش مهمي دارند بسياري از آن‌ها مي‌توانند از قارچ‌ها، باکتري‌ها و يا ساير نماتدهاي موجود در خاک،‌ که ممکن است پارازيت گياهي نيز باشند تغذيه کنند و يا برعکس.
▪ روش نفوذ نماتدها:
نماتدها پاتوژن‌هايي هستند که نفوذ آن‌ها به صورت فعال است و مي‌توانند ازطريق زخم کردن سلول‌هاي ريشه به درون ريشه نفوذ و يا ازطريق روزنه‌هاي موجود درآن به داخل گياه راه پيدا کنند نفوذ آن‌ها درسطح ريشه و نيز قسمت‌هاي مرکزي ريشه امکان‌پذير است.
▪ علايم بيماري‌هاي ناشي از نماتدها:
به‌طورکلي علايم بيماري‌هاي ناشي از نماتدها، شامل کوتولگي، کم‌رشدي، ضعف عمومي، علايم مشابه کمبود عناصرغذايي و پژمردگي در ساعات گرم روز است. برخي نماتدها ممکن است برروي اندام‌هاي هوايي(برگ‌ها، ساقه و يا بذر) ، گال يا غده‌هاي هوايي ايجاد کنند؛ پيچيدگي و تورم ساقه و برگ در اثر نماتد ساقه يونجه نيز بوجود مي‌آيد. درروي اندام‌هاي زيرزميني گره‌هايي دراثر ‌نماتدMeloidogyne تشکيل مي‌شود هم‌چنين زخم، کم‌پشتي يا کم‌رشدي ريشه و کوتاه و کلفت شدن ريشه نيز ممکن است دراثر نماتدهاي انگل گياهي ديده شود.
▪ ارتباط متقابل نماتدها و ساير عوامل بيماري‌زاي گياهي:
ارتباط متقابل ميان برخي نماتدها، قارچ‌ها، باکتري‌ها و ويروس‌هاي گياهي وجود دارد، برخي از بيماري‌هاي گياهي دراثر ارتباط متقابل بين نماتدها و ساير عوامل بيماري‌زا بوجود مي‌آيد و درواقع نماتدها به عنوان حاملين عمل مي‌کنند و يا اين‌که سبب مي‌شود که علايم بيماري را افزايش دهد.
▪ برخي نماتدهاي مهم انگل گياهي:
۱- نماتد گال دانه گندم
۲- نماتد مولد گره ريشه
۳- نماتدهاي مولد سيست چغندرقند
۴- نماتد ساقه و پياز.
گياهان انگل گلدار:
گياهان انگل گلدار قادر به انجام فتوسنتز و تامين انرژي مورد نياز خود به‌طور مستقل نيستند و مجبور هستند مواد غذايي مورد نياز خود را از گياهان ديگر تامين کنند. ارتباط برخي گياهان با ميزبان ممکن است يک ارتباط تمام انگلي باشد؛ درگياهان انگلي‌، ريشه، برگ و کلروفيل وجود ندارد و تمامي غذاي مورد نياز خود را از ميزبان تامين مي‌کنند. ارتباط برخي ديگر با ميزبان، رابطه‌اي نيمه انگلي است مانند دارواش که داراي کلروفيل است ولي ريشه ندارد و براي کسب آب و مواد معدني مورد نياز خود وابسته به ميزبان است از سويي اين گياهان مي توانند از طريق برگ‌ها و ساقه‌هاي سبز خود،‌ کربوهيدرات‌هاي مورد نيازشان را تامين کنند.
▪ مکانيسم بيماري‌زايي گياهان انگل گلدار:
بسياري از گياهان انگل گلدار به صورت دقيق مشخص نيست اما برخي ازانگل‌ها مانند گياه سس قادر به ترشح آنزيم‌هاي هيدروليزکننده نشاسته هستند هم‌چنين اختلال در امر رشد گياهان از مواردي است که به عنوان توليد بيماري درميزبان شناخته شده است. از گياهان انگل گلدار که ارتباط تمام انگلي با ميزبان خود دارند مي‌توان سس، گل‌جاليز و علف جادوگر را نام برد؛ تعداد کمي از گياهان انگل گلدار قادر به ايجاد بيماري‌هاي مهمي روي گياهان زراعي و يا درختان هستند.
▪ طبقه‌بندي گياهان مهم انگل گلدار:
۱) گياهان انگل ساقه و ساير اندام‌هاي هوايي
تمام انگلي: سس
نيمه انگلي: دارواش
۲) گياهان انگل ريشه و ساير اندام‌هاي زيرزميني
تمام انگلي: گل جاليز
نيمه انگلي: علف جادوگر
درميان انگل‌هاي گلدار، سس داراي اهميت بيشتري است زيرا قادر است علاوه‌بر تغذيه از ميزبان، به عنوان پلي ميان گياهان سالم و گياهان آلوده به بيماري‌هاي ويروسي عمل کرده و منجر به انتقال بيماري شود.
ب) بيماري‌هاي غيرواگير (غيرزنده) که به بيماري‌هاي گياهي غيرعفوني و يا بيماري‌هاي فيزيولوژيکي نيز موسومند.
۱) کمبود يا فزوني مواد غذايي معدني
۲) مسموميت ازمواد غذايي يا آفت‌کش‌ها
۳) مسموميت‌هاي ناشي از موادمعدني
۴) اسيدي يا قليايي بودن خاک (PH)
۵) عمليات زراعي نامناسب
۶) حرارت ناکافي يا بيش‌ازاندازه
۷) کمبود يا زيادي رطوبت خاک
۸) نور ناکافي يا بيش‌ازحد
۹) کمبود اکسيژن
۱۰) آلودگي هوا
● بيماري‌هاي فيزيولوژي
به‌دليل آن‌که بيماري‌هاي ناشي ازعوامل غيرزنده با اختلال در فيزيولوژيک گياه بوجود مي‌آيد آن‌ را بيماري فيزيولوژي مي‌گويند. بروز بيماري‌هاي گياهي موجب کاهش عملکرد محصولات کشاورزي مي‌شود که اين موضوع به زيان زارع بوده و ازسويي با افزايش قيمت فرآورده‌ها منجر به نارضايتي مصرف‌کنندگان مي‌شود. برخي از بيماري‌هاي گياهي ممکن است باعث نامرغوب شدن و کاهش بازارپسندي و ارزش اقتصادي محصول شوند؛ هم‌چنين پيدايي مايکوتوکسين در محصولات کشاورزي به‌دليل وجود برخي از بيماري‌هاي قارچي موجب بروز بيماري‌هايي در انسان و دام مي‌شود. بايد توجه داشت وقتي عامل بيماري وارد گياه شده و به‌تدريج فيزيولوژي گياه را تغيير مي‌دهد و منجربه ظهور علايم ظاهري بيماري شود نشان‌دهند‌ه‌ي بيماري‌ست، زيرا تغيير حالت ممکن است موقتي بوده و سپري شود، براي نمونه در گرماي ظهر تابستان ممکن است گياه دچارکم آبي و پژمردگي موقت شود اين امر با تعديل هوا و آبياري برطرف مي‌شود چنين تغيير حالتي که تداوم نداشته باشد بيماري محسوب نمي‌شود.
بيماري‌هاي فيزيولوژيک (غيرمسري) درحوزه‌ي معين و مشخصي از نوسانات عوامل سازنده‌ي‌ محيط خود مي‌توانند به بهترين وجه رشد کنند. عوامل سازنده‌ي محيط عبارت از حرارت، رطوبت خاک، رطوبت هوا، نور، ترکيبات و آلودگي‌هاي هوا، PH خاک، آلودگي‌هاي خاک و کمبود موادغذايي است.
باوجود آن‌که اين‌گونه عوامل دررشد تمام گياهان موجود درطبيعت تأثيرمي‌گذارند، اهميت نوسانات آن‌ها براي گياهاني که اغلب بدست انسان درنواحي غيربومي گياه کشت مي‌شوند، به مراتب بيشتر است. علاوه‌بر اين گياهان غالباً درمحيط‌هاي مصنوعي (گلخانه، انبار و...) نگهداري شده يا تحت عمليات زراعي ويژه‌اي (نظيرآبياري، کود دادن، سمپاشي و...) قرارمي‌گيرند همين عمليات ممکن است دررشد آن‌ها تأثيرفوق‌العاده‌اي داشته باشد.
از ويژگي‌ مشترک بيماري‌هاي غيرمسري گياهان اين است که دراثر کمبود، يا بيش‌بود موادغذايي يا شرايط حفظ حيات، يا دراثر عوامل دخالت‌کننده دراين شرايط به‌وجود مي‌آيند. بيماري‌هاي غيرمسري گياهي بدون وجود عوامل زنده توليد مي‌شوند و نمي‌توانند به گياهان سالم انتقال پيدا کنند و ممکن است درهريک ازمراحل رشد گياه مانند بذر، گياهچه، گياه بالغ يا مرحله‌ي ميوه‌دهي بروز کنند و باعث خسارت در مزرعه، انبار، بازار و... شوند.
▪ تشخيص بيماري‌هاي غيرمسري:
تشخيص بيماري‌هاي غيرمسري (فيزيولوژيکي) هنگامي‌که همراه با علائم مشخصي باشد که درقبل توسط کارشناسان و متخصصان بررسي شده، آسان است.
درغيراين‌صورت براي تشخيص عامل بيماري، وضعيت شرايط جوي را قبل و به‌هنگام بروز بيماري، تغييرات و آلودگي‌هايي را که دراتمسفر خاک اطراف گياهان بوجود آمده، و بالاخره عمليات زراعي و اشتباهات احتمالي درحين اجراي اين‌گونه عمليات را، بايستي با دقت زياد بررسي و تجزيه و تحليل کرده، درصورتي‌که علايم بيماري‌هاي غيرمسري مختلف و زياد ازحد نامشخص بوده و به علائمي که برخي ازويروس‌ها و يا به‌وسيله‌ي بسياري ازپاتوژن‌هاي خاکزي توليد مي‌شوند، شباهت زياد داشت، درچنين شرايطي تشخيص بيماري مشکل‌ترشده، و لازم است ابتدا عدم دخالت هريک از پاتوژن‌هايي که قادر به ايجاد چنين علائمي هستند بررسي و ثابت کرد.
براي تشخيص هرچه دقيق‌تر بيماري‌هاي غيرمسري مشابه که علل مختلف دارند بايد گياهان بيمار را معالجه کرده و درصورت امکان، درشرايطي که عامل محيطي مشکوک گياه را به حدطبيعي و نرمال رسانده رشد داده شود.
براي کنترل بيماري‌هاي غيرمسري بايستي ازشرايط نامناسب محيطي که باعث ايجاد چنين عوارضي مي‌شوند اجتناب کرد و يا با استفاده از محافظ‌هاي لازم و مواد موردنياز گياه شرايط زيست را براي رشد گياه سازگارکرد.
گياهان سالم و ناسالم
هنگامي که يک گياه‌ سالم و نرمال است، مي‌تواند وظايف فيزيولوژيکي خود را با بهترين توانايي ژنتيکي انجام دهد. وظايف نرمال فيزيولوژيکي گياه شامل تقسيمات سلول‌هاي مريستمي، جذب آب و مواد غذايي از خاک، انتقال اين مواد به تمام اندام‌هاي گياهي، انجام فرآيند فتوسنتز، انتقال مواد پرورده، انجام فرآيندهاي متابوليسمي، ذخيره‌ي توليدات فتوسنتزي، توليد بذر و ارگان‌هاي تکثير شونده براي بقاء‌ نسل هستند. گياهان سالم ظاهري مطلوب دارند، خوب رشد مي‌کنند و محصول کافي و مرغوب توليد مي‌کند و تاهنگامي‌که شرايط براي رشد و باروري آن‌ها مناسب است سالم باقي مي‌ماند.
هنگامي‌که قابليت سلول‌ها يا اندام گياه که يک يا چندين وظيفه‌ي مهم را به‌عهده دارند توسط يک ميکروارگانيسم پاتوژني(عوامل زنده) يا فاکتورهاي نامساعد محيطي (عوامل غيرزنده) دچار اختلال شود، فعاليت سلول‌ها مختل شده و نمي‌توانند وظايف خود را به خوبي انجام دهند درنتيجه ازبين مي‌روند و گياه بيمار مي‌شود.
گياهان غيرسالم ظاهر خوبي ندارند به‌کندي رشد کرده و محصول موردنظر را از منظر کمي و کيفي توليد نمي‌کنند، اين وضعيت هنگامي‌ اتفاق مي‌افتد که عاملي گياه را تحريک کند. درابتدا آلودگي موضعي و محدود به چند سلول مي‌باشد و غيرقابل رويت است، ولي به سرعت پراکنده شده، اندام‌هاي گياه تحت شعاع قرارمي‌گيرد که با چشم غيرمسلح نيز قابل رويت است اين تغييرات معيار ميزان اندازه‌گيري بيماري در گياه مي‌شود.
▪ تشخيص يک بيماري جديد - اصول کُخ:
بروز علايم ظاهري بيماري ممکن است براي شناسايي يک بيماري کافي نباشد زيرا برخي از امراض قارچي، باکتريايي و يا ويروسي علائمي شبيه به‌هم دارند درچنين حالتي بايد عامل بيماري کشت داده شود و سپس شناسايي شود گاهي‌اوقات برخي از علايم بيماري بسيار واضح است و به‌راحتي تشخيص داده مي‌شود اما اين امر براي اثبات وجود عامل بيماري کافي نيست.
هنگامي‌که پاتوژن دررابطه با گياه بيماري يافت شود، براي تشخيص آن پاتوژن به کتاب‌ها و نشريات ويژه‌اي مراجعه مي‌شود، درصورتي‌که پاتوژن يافت شده سابقه‌ي ايجاد چنين بيماري را داشته باشد، بررسي درزمينه‌ي تشخيص بيماري را مي‌توان ختم شده پنداشت. ولي درصورتي که پاتوژن يافت شده به نظر برسد که عامل بيماري است، اما گزارش قبلي که اين فرض را پشتيباني کند وجود نداشته باشد اقدامات ذيل که ثابت کننده‌ي نقش پاتوژن خالص و مشخص شده دربيماري هستند الزامي‌ست.
۱) پاتوژن يافت شده را بايد درتمام گياهاني که به آن بيماري مبتلا شده‌اند پيدا کرد.
۲) پاتوژن را بايد ازگياه بيمار جدا کرد و درمحيط کشت (اگر قابل کشت باشد) پرورش داد و مشخصات آن‌ را تشريح کرد و يا اين‌که پاتوژن را روي ميزبان حساس و (چنان‌چه پاتوژن درمحيط‌هاي ساده قابل کشت نباشد) تلقيح و اثرات و علايم ظاهري را که درگياه توليد مي‌کند، مشخص کرد.
۳) پاتوژن کشت داده را به‌صورت خالص بايد به گياهان سالم همان‌گونه يا رقم تلقيح کرد بديهي است علائم بيماري که درگياه سالم به وجود مي‌آيد بايد همانند همان علائم بيماري باشد.
۴) پاتوژن را بايد بتوان دوباره از گياه بيمار جدا کرد و کشت داد و مشخصات آن بايد با مشخصات پاتوژن اصلي يکسان باشد.
درصورتي که تمام اقدامات فوق که به اصول کُخ معروف است انجام گرفته و درست بود، پاتوژن را مي‌توان به عنوان عامل بيماري معرفي کرد، اجراي اصول کُخ درمورد پاتوژن‌هايي ازقبيل قارچ‌ها، باکتري‌ها، گياهان عالي پارازيت، نماتدها، برخي ويروس‌ها و ويروئيدها امکان‌پذير بوده ولي هميشه آسان نيست. اين موجودات را مي‌توان جداگانه کشت داد و يا به‌صورت خالص درآورده و سپس آن‌ها را به گياه وارد و توليد بيماري کرد. اما اين امر در برخي ديگر از عوامل زنده‌ي ايجاد بيماري امکان‌پذير نيست.
● انتشار پاتوژن‌ها
تقريباً تمامي عمل انتشار پاتوژن‌هايي که به وجود آورنده‌ي شيوع شديد بيماري‌ها هستند و حتي بيماري‌هايي که وقوع آن‌ها جنبه‌ي اقتصادي کمتري دارد، به‌وسيله‌ي عواملي هم‌چون باد، آب، حشرات، برخي حيوانات و انسان انجام مي‌شود.
▪ انتشار توسط هوا:
بيشتر اسپورقارچ‌ها و بذرگياهان عالي انگل به وسيله‌ي جريانات هوا منتشر شده و به فواصل مختلف منتقل مي‌شوند.
▪ انتشار توسط آب:
آب از سه نقطه درانتشار پاتوژن‌ها اهميت دارد.
۱) باکتري‌ها، نماتدها، اسپورها، قطعات ريسه و اسکلريت قارچ‌هاي خاکزي به‌وسيله‌ي‌ باران و آب آبياري که درسطح خاک جريان مي‌يابد و يا به داخل خاک فرومي‌رود.
۲) تمام باکتري‌ها و اسپور بسياري از قارچ‌ها در داخل تراوشات چسبناکي به‌وجود مي‌آيند که انتشار آن‌ها توسط باران يا آب آبياري باراني انجام گرفته، و اين آب اسپورها و باکتري‌ها را به طرف پائين خاک شسته و يا به همه‌ي جوانب پخش مي‌کند.
۳) قطرات باران و يا آبياري باراني اسپورقارچ‌ها و باکتري‌هايي را که درهوا وجود داشته باشند با خود به زمين مي‌آورد و برخي از آن‌ها ممکن است به سطوح گياهان حساس برسند. اگرچه آب، نسبت به باد اهميت کمتري درانتشار دوردست پاتوژن‌ها دارد اما ازاين نقطه نظرکه پاتوژن به سطح گياه مرطوب مي‌رسد، راندمان بيشتري دارد زيرا که دراين شرايط پاتوژن مي‌تواند به حرکت درآمده و جوانه بزند.
● انتشار توسط حشرات، کنه‌ها، نماتدها و ناقلان ديگر:
حشرات بخصوص شته‌ها و زنجره‌ها مهم‌ترين عامل انتقال ويروس‌ها بوده و درهمين حال زنجره‌ها ناقل اصلي موليکوت‌ها و باکتري‌هاي سخت‌کشت آوندي هستند. هريک ازاين پاتوژن‌ها ضمن تغذيه و حرکت يک يا چندنوع حشره به صورت داخلي ازگياهي به گياه ديگر منتقل مي‌شوند. چندگونه ازکنه‌ها و نماتدها قادرند چند ويروس را به صورت داخلي از گياهي به گياه ديگر منتقل کند علاوه‌ براين، احتمالاً کنه‌ها و نماتدها قادرند اسپور قارچ‌ها و باکتري‌ها را ضمن حرکت خود از گياهي به گياه ديگر به‌طور سطحي منتقل سازند. تقريبا تمام حيوانات کوچک و بزرگ، قادرند درحين حرکت خود ميان گياهان، و تماس با آن‌ها، انواع مختلف پاتوژن‌ها ازقبيل اسپور قارچ‌ها باکتري‌ها، بذرگياهان عالي انگل، نماتدها و احتمالاً بعضي از ويروس‌ها و ويروئيدها را انتقال دهند.
● انتشار توسط انسان‌ها:
انسان به روش‌هاي گوناگون تمامي انواع پاتوژن‌ها را به فاصله‌هاي کوتاه و طولاني انتقال مي‌دهد. انسان درداخل مزرعه با دست‌زدن به گياهان بيمار و سپس به گياه سالم سبب انتقال پاتوژن و عامل بيماري مي‌شود. ازسويي برخي ديگر از بيماري‌ها توسط وسايل و ابزار آلوده‌ي کشاورزي منتقل مي‌شوند. انسان با حمل و جابه‌جا کردن خاک آلوده که به کفش، ابزار و وسايل، نشاها، بذور، قلمه‌ها، نهال‌ها و ارقام جديد گياهي به ظاهرسالم به يک منطقه مي‌توانند آلوده به انواع پاتوژن‌ها باشند يا با مسافرت به نقاط جهان و واردکردن مواد غذايي و گياهان آلوده مي‌توانند بيماري جديدي را وارد منطقه و کشوري کنند که تا به امروز اين بيماري درآن وجود نداشته است.

همانند معماري منحصر به فرد و آميخته با نظم باغ ايراني، گونه‌هاي گياهي موجود در آن نيز منحصر بفرد بوده‌اند. در باغ ايراني همچنانكه معماري با اصول و قوا ...

capparis spinosal يا caperbush يک گياه مفيد و زيبا در خانواده capparidaceae است. (۲)spinosa به جفت اسپين هاي قلابي در قاعده هر ساقه اطلاق مي شود. (۳) ...

زوفا يکي از مهمترين گياهان دارويي و ادويه اي به شمار مي رود . از دم کرده پيکر رويشي اين گياه براي درمان بيماريهاي مربوط به دستگاه تنفس مانند سرفه ، سي ...

● ديدکلي گياه شناسي شاخه اي از زيست شناسي است که با گياهان سروکار دارد. که چند نوع گياه وجود دارند؟ چگونه زندگي و رشد مي کنند. چه طور نسبت به محيط اطر ...

گياه سيب (Malus domestica) از اعضاي زيرخانواده پوموييده و تيره گل سرخ است. گلابي، به و ازگيل نيز همانند سيب در همين تيره قرار مي گيرند. جنس مالوس دست ...

گياه سيب (Malus domestica) از اعضاي زيرخانواده پوموييده و تيره گل سرخ است. گلابي، به و ازگيل نيز همانند سيب در همين تيره قرار مي گيرند. جنس مالوس دست ...

آلوئه ورا گياهي رو که مشاهده مي کنيد آلوئه ورا يا صبر زرد نام دارد که علاوه بر اينکه خاصيت داروئي زيادي دارد.از ماده ژلاتيني که درون برگ اين گياه وجود ...

آلوئه ورا خاص مناطق آفريقايي است که به آن زنبق بياباني يا صحرايي هم مي گويند. در برخي کشورها با نام هايي چون «گياه جاودانگي»، «گياه دارويي»، «گياه ملک ...

دانلود نسخه PDF - گياه پزشکي