up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله گنبد سلطانيه PDF
QR code - گنبد سلطانيه

گنبد سلطانيه

مقدمه :
مهم ترين آثار هنر معماري و شهرسازي هر دوره تاريخي اغلب در مرکز حکومت متبلور شده است . آنچه از اين آثار در گذر زمان به شکلهاي مختلف قابل مطالعه است که نشانگر هنر معماري و توانمندي شهر سازان دوران خود بوده است . از اين شهر تاريخي آثار اندکي برجاي مانده است ولي توصيف و تصاوير آن در اکثر متون تاريخي و سفر نامه ها ديده مي شود .
نگاه اوليه به هر يک از تصاوير ، حضور سه بناي اصلي در شهر سلطانيه را روشن مي کند . يکي از اين سه بنا گنبد الجايتو مي باشد که در حال حاضر باقي است ، ولي در دو بناي ديگر جز در تصاوير ، اثري ديده نمي شود .
اين گنبد در 36 کيلومتري جنوب شرقي زنجان و 4 کيلو متري جاده قزوين - زنجان در شهر سلطانيه واقع است . بنايي ظيم و ممتاز است که در وسط شهر قديمي سلطانيه بنا گرديده است .
در خصوص تاريخچه شهر سلطانيه و گنبد معظم آن مي خوانيم : هنگامي که ارغون خان - پسر آباقاخان - چهارمين ايلخان مغول بر اريکه سلطنت تکيه زد ، تصميم گرفت در محل سلطانيه فعلي شهري بنا کند . بدين رو دستور داد « قلعه اي که دور باروي آن 12 هزار گام باشد ، از سنگ تراشيده بسازند ».
ارغون پس از ساختمان اين قلعه ، در حالي که هنوز نيمه کاره بود ، در آن مسکن گزيد و به سال 691 ه . ق در گذشت و در همان جا به خاک سپرده شد.
غازان خان - جانشين وي - از پيگيري کار پدر منصرف شد و متوجه تبريز و احداث محله شنب غازان گرديد . با به حکومت رسيدن الجايتو به سال 702 ه . ق ، کار ساخت شهر سلطانيه از سر گرفته شد . وي دستور داد شهري بسازند که دور آن 30 هزار گام باشد ؛ همچنين قلعه اي کوچک به مساحت 2000 گام که با حصار و 16 برج در بر گرفته مي شد . عرض ديوار قلعه به اندازه اي بود که چهار سوار به آساني مي توانستند در کنار هم بر روي آن حرکت کنند . الجايتو همچنين امر کرد آرامگاه با شکوهي براي وي بسازند . سلطان ايلخاني براي ساخت اين بنا تمام هنرمندان و صنعتگران و نجار زبده ايران را به شهر سلطانيه کوچ داد و براي اسکان آنها محل هايي در نظر گرفت . در سال 710 ه . ق ، کار ساختماني شهربه پايان رسيد و بعد از تبريز ، به صورت بزرگترين شهر امپراتوري ايلخاني درآمد . الجايتو در سال 716 ه . ق ، بعد از يک بيماري نسبتاً طولاني در گذشت و با فوت او ، موقعيت سلطانيه نيز ساقط شد و با سقوط سلسله ايلخانان ، آخرين رمق سلطانيه کشيده شد . سلطانيه در سال 786 ه . ق، در حمله تيمور لنگ غارت و چپاول شد و بسياري از ابنيه آن ويران گشت .
از مجموعه گفته مورخان چنين نتيجه گرفته مي شود که بناهاي ارگ عبارت بودند از : ابواب البر ( گنبد سلطانيه ) ، مدارس ، خانقاه ، دارالشفا ، دارالضيافه ، دارالحفاظ ، دارالسياده ، مساجد ،خوانق ، دارالقرائه ، دارالحديث و بناي کرياسي ، سراهاي مخصوص و 12 سراچه ديگر که امروز از تمام بنا هاي ذکر شده ، تقريباً تنها گنبد سلطانيه باقي مانده و بقيه از بين رفته اند . اين گنبد از معماري بسيار متکاملي برخوردار است که در اينجا به طور خلاصه بدان پرداخته ايم .
1- توصيف کلي بنا :
بناي تاريخي گنبد سلطانيه در نزديکي زنجان واقع شده ، دشتي که گنبد در آن قرار دارد حدود 2000 متر از سطح دريا ارتفاع دارد . بناي عظيم گنبد سلطانيه در بين سالهاي 675 685 هجري قمري صورت مي پذيرد و به عبارت ديگر کار ساختمان آن مدت 10 سال بطول مي انجامد . قصد از بناي چنين گنبد با شکوهي آن بود تا مرقد مطهر حضرت علي « ع » را به آنجا منتقل سازند . علت اين کار شيعه شدن سلطان محمد خدا بنده و گرايش او به امام علي بود . شايد به اعتباري گنبد سلطانيه را بتوان اولين اثر هنري شيعه در کشور ايران دانست . بعد از اتمام بنا به علت مخالفت علماء دين با اين عمل ، سلطان محمد خدا بنده از انجام کاري که به آن مصمم بود منصرف گشت .
اين بنا در نماي خارجي و داخلي حالت تظاهري دارد . ارتفاع آن 46 متر و قطر دهانه گنبد آن 26 متر مي باشد . اساس طرح بنا برعدد 8 قرار دارد و معلوم نيست که اين عدد به چه منظوري انتخاب گرديده است . زيرا عدد 8 عدد مقدسي مانند 7 و 12 که به احتمال الهامي از خورشيد است نمي باشد . شايد که انتخاب عدد 8 بعلت ساختن ساعت آفتابي و يا ايستائي فوق العاده اش بوده است . آنچه در اين بنا مانند بناهاي ديگر اسلامي بچشم مي خورد حالت تمرکزي است که اين هشت ضلعي در مرکز مجموعه بنا دارد .
در اين اثر روابط معماري در دو جهت ، افقي و عمودي حل گرديده است . طبق معمول حرکت عمودي بر عهده منارها قرار دارد . بنابراين دو نوع منار مي باشد يک نوع منار پنهان که در داخل اسکلت بنا قرار دارد و نوع دوم که در قسمت فوقاني به صورت گلدسته خودنمايي مي کند .
در بناي سلطانيه حرکت افقي در چهار سطح مي باشد که ارتباط آنها توسط اجزاء عمودي که قبلاً توضيح داده شد برقرار گرديده است . در قسمت کف هم براي قرار دادن مرقد حضرت علي در نظر گرفته شده بود فضاي بسيار وسيعي قرار دارد که براي طواف و اجراء مراسم خاص مذهبي از آن استفاده مي گرديد . سطح دوم که در هر يک از اضلاع هشت ضلعي ، ايواني را ايجاد کرده و به وسيله راهرو پوشيده اي با هم در ارتباط مي باشند ، به احتمال براي استقرار خانمها جهت ديدن مراسم مذهبي تعبيه گرديده است . سطح سوم عبازتست از غرفه هايي شبيه طبق دوم که بر روي نماي خارجي بنا ايجاد شده و دشت پيرامون در برابر آنها با زيبائي خاص گسترده شده است . اين غرفه ها به احتمال محل جمع شدن علماء و طلاب ديني بوده است .
در دوران صفويه اين غرفه ها را به اطاق تبديل ساخته اند و از آنها براي محل سکونت طلاب استفاده کرده اند . در تعميرات اساسي گنبد سلطانيه اين ديوار هاي افزوده را که سبب سنگين شدن اسکلت بنا شده بود برداشتند و آنرا به صورت نخستين الان باز گرداندند . سطح چهارم عبارتست از پشت بام بنا . در اين محل فضاي مناسبي براي انجام حرکت آزاد در اطراف ، گنبد وجود دارد . از اين فضا براي تعمير گنبد يا ريختن برف استفاده مي شده است .
اين بنا داراي هشت مؤذنه بوده که تمام آنها خراب شده است اين مؤذنه ها براي پخش صداي اذان و خبر بطور يکنواخت در تمام شهر با چند نفر مؤذن تعبيه گرديده زيرا در صورت بودن يک منار به علت وجود گنبد صدا به تمام شهر نمي رسيد .
اهميت تشخيص زمان در گنبد سلطانيه و نحوه خواندن ساعت :
مقيد بودن مسلمانان به تشخيص دقيق زمان براي انجام مراسم مذهبي را مي توان سبب ايجاد ساعت آفتابي در اسکلت اين بنا دانست . باين طريق که اگر نور از سوراخ گنبد اصلي بتابد زمان اذان ظهر است . نوري که از پنجره هاي بزرگ مي تابد مبين ساعت و نور پنجره هاي کوچک حدود دقيقه را مشخص مي ساخت به احتمالي طرح 8 ضلعي بنا نيز به خاطر ايجاد چنين ساعتي بوده است . بدون شک کشف و پياده کردن علمي اين مطلب بسيار قابل اهميت است که متأسفانه تاکنون توجهي بدان نشده ، است . در شب هم به ياري بعضي از ستاره ها که از اين پنجره ها ديده مي شدند زمان را مشخص مي کردند .
کلياتي در باره پي بنا :
زمين اين ساختمان از طبقات فشرده شن و ماسه بعمق تقريبي 10 متر تشکيل يافته است . بنا روي پايه هائي مرکب از هشت جرز بزرگ حمال آجري استوار شده است که در پلان تشکيل يک هشت ضلعي منتظم را مي دهند . طول هر يک از اضلاع هشت ضلعي 17 متر و سطح هريک از اين جرز ها و بطور کلي بار تمام بنا روي پي هايي به قطر 2 متر وارد مي شود که بصورت «راديه ژنرال » ايجاد شده است .
پي هاي اين ساختمان عظيم بسيار نا چيز و سطحي است . دليل اين امر مربوط است به مقاومت عالي زمين ، نکته اي که مورد توجه سازندگان بنا قرا داشته است . فقط در قسمت شمال بنا است که پي ها از سطح طبيعي زمين حدود 5 1 متر پائين رفته است ولي در ساير قسمتها عمق پي ها از 60 - 50 سانتي متر تجاوز نمي کند . پي هاي مزبور از بلوکهاي سنگي منظم بابعاد 25 - 20 سانتي متر و ملاط گچ و آهک ساخته شده است .
2 - اسکلت و مسائل ايستائي کل بنا :
بايد گفت که مسائل مربوط به ايستائي بنا در معماري ايران از ديرباز به تجربه علمي براي معماران روشن و حل گرديده و در طول زمان تکامل يافته است . بايد در نظر داشت که در گنبد سلطانيه با وجود ناچيز بودن امکانات اجراء بعلت علمي بودن طرح ايستائي ساختمان ، گنبد بنا بيش از 650 سال در بدترين شرايط جوي مقاومت کرده است . بايد توجه داشت که سلطانيه يکي از سردترين و پر برف ترين نقاط ايران است . در اينجا لازم است باين نکته اشاره کرد مسائلي که در زمينه جنبه هاي استاتيکي بنا طرح مي گردد نمي تواند بدون نقض باشد و جا دارد با استفاده از امکانات لازم تحقيق وسيع تري در اين مورد صورت پذيرد .
نيرو هاي عمودي :
آنجه مسلم است نيروهاي عمودي چندان مسئله اي ايجاد نمي کند بلکه توسط پايه ها با نيروي عکس العمل زمين خنثي مي گردد . امري که معماران قديم با توجه به تجربه وسيع خود با ساختن پايه هاي قطور و محکم آنرا بسيار راحت حل ساخته اند . آنها اشکالاتي را که در نيروهاي عمودي مطرح بوده اين چنين حل ساخته اند :
الف - فشار برآجر و ملات :
هر آجر در ديوار فشار وزن مواد فوقاني را تحمل مي کند که هرچه آجر در زير قرار گيرد بايد فشار بيشتري را تحمل کند و فشار وارد بر آجر و ملات تابع ارتفاع ديوار است که هر چه آجر در ارتفاع پائين تر قرار گيرد فشار وارد بر آن بيشتر مي شود .
در نظر داشته باشيم فشاري که بر آجرهاي زيرين در سلطانيه وارد مي شود در بعضي موارد از 60 کيلو گرم بر سانتي متر مربع بيشتر است . در آنجا که تحمل آجر و ملاط بعلت بدي جنس کم بوده شاهد نمونه هاي خرد شده آجر هستيم . از اينرو جا دارد موادي که در ساختن آجر ها و ملاط ميان آنها به کار گرفته شده و نسبت ترکيب آنها مورد مطالعه قرار گيرد .
ب - ايجاد ضريب لاغري :
چون پايه هاي گنبد که به صورت جرز در آمده داراي ارتفاع زيادي است مسئله ضريب لاغري بسيار حساس است که معماران قديم با ايجاد « ممان دينرسي» بيشتر در ستونها اين مسئله را حل کرده اند . بدين معني که اگر دو ستون با سطح مقطع مساوي S cm^2 را در نظر بگيريد که يکي « تو خالي » و ديگري « تو پر » باشد . ستون اولي استحکام بيشتري در مقابل ضريب لاغري دارد « مانند استخوان دست و پا که تو خالي است » ولي ستون تو پر مقاومت کمتري دارد .
با در نظر داشتن مطالب بالا معلوم است در ارتفاع 30 الي 40 متري ضريب لاغري مسئله ايست که با ايجاد فضاي خالي و افزايش حجم ستون و ثابت نگهداشتن سطح آن ميزان دينرسي گنبد فزوني مي يابد و بالطبع مسئله خمشي ستون حل مي گردد .
نيرو هاي افقي و رانش :
با در نظر داشتن اين مسئله که آجر فقط براي نيرو هاي فشاري عملکرد دارد و در مقابل نيرو هاي کششي مقاومتي ندارد ، نيرو هاي افقي خطرناکترين مسئله براي بناهاي آجري مي باشد . نيروي « F » نيروي رانشي گنبد است که به دو نيروي عمودي و افقي تبديل مي گردد « F1 و F2 » ، نيروي « F1 » با نيروي عکس العمل زمين توسط پايه ها خنثي مي شود و چون نيروي فشاري است آجر آنرا به خوبي تحمل مي کند . اما مسئله اساسي نيروي « F2 » است که معماران قديم به دو گونه آنرا حمل مي کردند :
الف : ايجاد نيروي فشاري زياد توسط اجزاء تظاهري مانند مناره که باعث مي گردد يک نيروي اضافي « پي » ايجاد شود . هر چه اين نيرو بيشتر شود زاويه « A » کوچکتر و در نتيجه نيرو کمتر مي شود . باحتمال يکي از عوامل ايجاد ترک گنبد ها و قوسها را بايد تخريب اجزاء سنگين کننده مانند مناره ها دانست . اين امري است که در مورد گنبد سلطانيه با توجه به فرو افتادن مناره هاي آن بايد مطالعه شود .
ب : ايجاد ستون با ممان دينرسي زياد به نحوي که نيروي F از سطح مقطع پاي ستون خارج نشود . همچنين سنگين کردن ستون براي ايجاد هرچه بيشتر نيروي «پي» .
3 - مسائل ايستائي اجزاء بنا :
بررسي هر يک از اجزاء بنا از نظر جنبه هاي استاتيکي داراي اهميت بسيار است و ما از ميان مطالب مختلف قابل بحث در اين زمينه به تشريح مختصر برخي از آنها مي پردازيم .
بايد در نظر داشت در ايران اکثر گنبد ها را دو جداره مي سازند . انجام اين امر به دو دليل است . نخست ايجاد يک فضاي عايق صوت و حرارت درحد فاصل دو پوسش . دوم به منظور قرار دادن تزئينات در زير پوشش زيرين به منظور بهتر ديدن آن .
ولي گنبد سلطانيه براين اساس است که پيوسته بيروني و دروني آن به موازات هم بنا شده است .
اسکلت عرقچين ايوانهاي خارجي :
در نماي گنبد سلطانيه آنچه که بيش از همه توجه همگان را به خود جلب مي سازد ، ايوانهائي است که در طبقه فوقاني بنا ايجاد شده است . ايوانهاي مزبور داراي تزئينات متنوع بوده و نارنجي رنگ به نظر مي رسد . اما اين جلب نظر ها ظاهر مطلب است و اسکلت آن که تابع اين فرمها مي باشد نه تنها از نظر اسکلت قابل بررسي است بلکه از نظر کمپوزسيون آجر چيني زيبائي خاصي ايجاد مي کند که البته اين حسن ترکيب به چشم نمي آيد زيرا در زير تزئينات گچي قراردارد ، و در سقف براي ايجاد کف ، روي آنرا آجر چيني کرده اند تا سطحي صاف براي رفت و آمد ايجاد گردد .
بايد در نظر داشت که در اصل زيبائي آجر چيني براي سازنده آن مطرح نبوده بلکه متابعت از فرم تزئينات زيرين سبب ايجاد چنين آجرچيني گرديده است .
4 - نقش چوب در گنبد سلطانيه :
گرچه در بناهاي آجري ظاهراً چوب دخالتي ندارد بايد دانست از چوب در قسمت داخل آجرها در قسمت کشش يا تقسيم نيروي فشار يا داربست استفاده مي کرده اند .
1 - داربست :
بايد متذکر گرديد که با توجه به امکانات محدود اجرائي در قديم مسئله داربست امر بسيار مهمي بشمار ميرفته است و بيش از هر قسمت اين عامل در بناي گنبد سهم اساسي داشته است چنانکه داربستها در داخل اسکلت کار گذاشته مي شد و تا اتمام تزئينات باقي مي ماند و بعد از اتمام کار آنها را مي بريدند و با گچ يا تزئينات ديگر روي آنرا مي پوشاندند . در حال حاضر در داخل گنبد سلطانيه محل داربستهاي بريده شده کاملاً مشخص مي باشد .
2 - تقسيم نيرو هاي فشاري در وقت اضطراري :
گرچه آجر کاملاً نيروي فشاري را تحمل مي کند اما بايد متذکر گرديد زماني که بر اثر نشستهاي پي ايجاد نيروي برشي و ترک توليد مي گردد قبل از ايجاد ترک اگر کلاف چوبي در ديوار وجود داشته باشد نيروي برشي به نيروي فشاري تبديل مي گردد که در نتيجه قابل تقسيم به قسمتهاي ديگر ديوار است .
اگر نيروي برشي به علت نشست يا نيروي متمرکز يا بهر علت ديگر ايجاد گردد و کلاف چوب وجود نداشته باشد ترک ايجاد مي شود . در حاليکه اگر کلاف چوب در بنا فشار به تمامي سطح تقسيم شده و از فشار به يک رديف آجر و برش آنها جلوگيري خواهد کرد .
3 - خنثي کردن نيرو هاي کشش :
خنثي کردن نيرو هاي کششي که براي آجر قابل تحمل نيست چوب در قوسها خنثي مي گردد . براي اين کار وقتيکه قوسها داراي خيز بلند بوده اند با قرار دادن يک کلاف چوب بين دو پايه و در دهانه قوس مشکل رانش را حل مي ساخته اند . ولي اگر خيز قوس کم مي بود « منند ايوانهاي سلطانيه » کلاف مزبور را در بالاي قوس و داخل حجم آجر چيني بنا کار مي گذاشتند . نمونه کار گذاري چوبهاي کششي در داخل اسکلت بنا در ايوانهاي سلطانيه کشف گرديد که بگونه اي بسيار علمي در داخل آجر ها انجام گرفته است روي هر قوسي نسبت به پهناي قوس تعداد 2 الي 4 رديف چوب « سرو » کار گذاشته اند و چون به اندازه دهانه قوس چوب در دسترس نبوده است از ادغام نوک چوبها به صورت آزاد کلافي بطول دلخواه ايجاد کرده اند . جزئيات ادغام طولي چوبها در نقشه مربوط مشخص مي باشد . براي تداخل دو شناژ عمود بر هم که براي خنثي کردن دو قوس عمود بر هم ايجاد شده ، شناژ هائي که باريکتر مي باشند در جا سازي روي شناژ هاي کلفت تر قرار مي گيرند.
براي اينکه قفل و بست چوب را با آجر زياد کنند شاخه هاي درخت را در 5 سانتي متري قطع کرده اند تا حالت دندانه به تير چوبي بدهد . شاخه هاي درخت در قفل و بست چوب به آجر کمک بسزائي دارد و براي اينکه رطوبت و موريانه بر روي چوب اثر نگذارد به قصر حدود 4 سانتي متر دور چوب را کاه گل کرده اند و داخل کاه گل مقداري نمک ريخته اند .
4 - تزئينات بنا :
شايد هيچ چيز به اندازه تزئينات سلطانيه رسالت فکري هنرمند را نشان ندهد . زيرا اگر اسکلت بنا در فرم و روابط تأثير بسزائي دارد ولي براي عامه مردم قابل درک نيست و تنها همين تزئينات است که در وحله اول چشم بيننده را خيره مي کند و نحوه تفکر هنرمند زمان را براي بيننده با روشني باز گو مي سازد .
ارزش کمي تزئينات :
تزئينات گنبد سلطانيه را در زمينه هاي زير مي توان مورد مطالعه قرار داد :
آجر کاري :
بوسيله اين تزئينات است که هنرمند زمان و توانائي بسيار توانسته است مفاهيم و خواستهاي فکري خود را با طرحها و ترکيبات بسيار عالي و ابتکاري در معرض ديد عامه مردم قرار دهد و بگونه اي خاص با آنها ارتباط بر قرار سازد . اينک باختصار نمونه هائي از طرح هاي نهفته در اين تزئينات را يادآور مي شويم :
1. در وسط بعضي از طرحهاي منظم رياضي از قبيل « ستاره داود » که از ادغام 2 مثلث متساوي الاضلاع يا 2 مربع با چند مثلث يا مربع ايجاد مي شود يک فرم متمرکز بصورت يک چند ضلعي منظم که در بعضي از مواقع نزديک به يک دايره مي شود ايجاد شده است .
کلمات « الله » به عنوان علت غائي جهان هستي . « محمد ص » بعنوان بنيانگذار مکتب و علي « ع » بعنوان مظهر حکومت عدل الهي به خط تزئيني به بيننده القاء مي شود . در اينجا يادآور مي شويم که گذشته از فرم متمرکز مجموعه مزبور توجه بيننده را به خود معطوف مي دارد .
بغير از کلمات منفرد در امر تزئين از کتيبه هاي حاوي چند کلمه نيز به صورت متقاطع استفاده شده است که با همه دقتي که بعمل آوردم نتوانستم آنرا بخوانم .
2. بر روي پا قوس گنبد با ترکيب کاشي الوان « که از رنگ سرد استفاده گرديده » بخط بنائي ترکيباتي از کلمات « الله - محمد - علي » ايجاد گرديده است اين طريقه در بدنه مناره ها هم به کار رفته است .
3. در داخل فضا بر روي ديواره هاي ايوانهاي داخلي نيز بخط بنائي با ترکيب کاشي آبي و آجر کلمات « الله - محمد - علي » نقش شده است . در ضمن در يک سري تقسيم بندي کاملاً رياضي و با ايجاد « مدول » هاي متنوع بعضي از شعارهاي اسلامي مانند : لا الله الا لله - سبحان الله و ….. بخط بنائي نوشته شده است .
4. در هر يک از ترکيبات رياضي بجاي استفاده از خط از کلمات بفرم خط استفاده کرده اند تا جائي که براي بيننده عامي يک خط جلوه مي کند اما در باطن يک کلمه است . در اين مايه هم به صورت کاشيکاري و هم گچبري نمونه هائي وجود دارد که در نقشه تزئينات شماره يک نمونه آن عبارتست از ترکيب رياضي کلمه « محمد » مشاهده مي شود . در اين نقشه نحوه محور بندي بخوبي مشخص مي باشد .
5. در همين زمينه از کلمه « علي » نيز ترکيبهاي پيچيده رياضي عرضه شده که نمونه هاي آنرا در تزئينات کاشيکاري مي يابيم .
6. در بعضي از طرحهاي کاشيکاري فقط از خط استفاده گرديده و در آن کلمه اي به چشم نمي خورد اما حالت طرح به صورت تمرکز و شايد بمفهوم توحيد بوجود آمده و شايد تحت تأثير سمبل خورشيد يا « ميترا » که يک فلسفه کهن ايراني است قرار داشته باشد . نمونه اين نوع کاشيکاري در فضاي داخل گنبد نيز موجود مي باشد .
7. استفاده از طرحهاي ممتد و منقطع گياهي که در حلت ممتد به صورت شاخه و برگ ديده ، مي شود . اين نوع تزئينات فقط در گچبريها مطرح مي باشد . همه اين طرحهاي گياهي در يک کادر يا فرم رياضي محصور مي باشد و بعضي اوقات فقط براي پر کردن فضاهاي خالي که از طرحهاي رياضي ايجاد گرديده مورد استفاده قرار گرفته و در بعضي مواقع نيز به صورت تظاهري و مستقل خودنمائي مي کند .
نقش رنگ در سلطانيه :
شايد طرح اين مبحث از لحاظ کمي يعني چگونگي از نظر من کار اساسي نباشد زيرا مسائل کمي احتمالاً تابع تفکر و خواستهاي هنرمند بوده که چه رنگي را چگونه و در کجا استفاده کند . اما آنچه در سلطانيه به گونه بسيار اساسي مي تواند مورد توجه قرار گيرد استفاده بسيار منطقي از ترکيب رنگهاست که يک نمونه آنرا که بصورت عميق مورد بررسي قرار داده ام در اينجا توضيح ميدهم . اگر نقشه تزئينات را مورد بررسي قرار دهيد در زمان حال از خارج بجز رنگ نارنجي متن و خاکستري در فرم چيز ديگري جلب توجه نمي کند . اما جالب توجه اين است که در قديم بجاي رنگ خاکستري رنگهاي بسيار متنوع و براق استفاده گرديده . البته در ايوانهاي ديگر رنگ سبز و قرمز بر روي متن نارنجي بکار رفته است . جالب توجه در اين ترکيب رنگ استفاده از رنگهاي متضاد است ، نتيجه آنکه هنرمند با بکار گرفتن اين گونه رنگها کوشيده است تا مفاهيم مورد نظر خود را بهتر جلوه گر سازد .
بنظر ميرسد که در تزئين کاشي ها فقط رنگ آبي مورد نظر بوده ولي عدم امکانات تکنيکي رنگهاي متنوعي از آبي سير تا آبي آسماني و حتي سبز پر رنگ متمايل به آبي بوجود آمده است .
ترکيب کلي اين رنگها در گنبد اصلي ، رنگ فيروزه اي بسيار زيبائي ايجاد مي کند اين نوع رنگها در ترکيبات داخلي گنبد هم مورد استفاده قرار گرفته است .
پلکانها :
در بين جرز هاي هشت گانه پلکانهاي مارپيچي وجود دارد که طبقه زيرزمين را به طبقات دوم و غرفه هاي نماي خارجي و مناره هاي هشتگانه متصل مي کند . لازم به تذکر است که اين پلکانها همه از پائين شروع نمي شود بلکه فقط دو پلکان زواياي شمالي و پلکان جنوب غربي است که تا انتهاي طبقه سوم و مناره ها ادامه مي يابد . ورودي دو پلکان در نماي خارجي واقع شده است . پلکانهاي زواياي شمالي به طبقه دوم راه مي يابد و پلکان سومي بدون اتصال به طبقه دوم بسوي بالا ادامه پيدا مي کند . پلکانهاي هشتگانه از طبقه سوم«غرفه هاي خارجي » ظاهر شده و تا امتداد مناره هاي هشتگانه صعود مي نمايد .
ايوانها :
همانطور که در فوق اشاره شد بر اضلاع هشتگانه پلان داخلي 8 ايوان رفيع و وسيع به ارتفاع 8 18 و بعرض 7 7 متر واقع شده اند . اين ايوانها يکنواختي حاصل از وجود جرزهاي قطور ، را از بين برده و باعث شده که بنا زمخت ننمايد . اين ايوانها در عمق 6 2 و ارتفاع 9 متري به دو طبقه تقسيم شده است . در طبقه اول با همکف ورودي هاي اصلي و ورودي هاي کوچک فرعي به محوطه هاي عبادتي قرار دارند . ايوان جنوبي متصل به محوطه اي بنام تربت خانه است .
ايوانهاي شرقي و غربي در انتها داراي در هاي بزرگ مي باشد . در حاليکه در انتهاي طبقه اول ايوانهاي فرعي يک در کوچک وجود دارد . سقف طبقه اول داراي قنديل بندي و مقرنسکاري بسيار جالب و زيبا مي باشد .
طبقه دوم اين بخش بوسيله راهروي پوشيده اي با هم در ارتباطند . بطوري که مي توان در اين طبقه تمامي بنا را دور زد . در غرفه هاي طبقه دوم انواع تزئينات و مقرنسکاري هاي ارزنده اي ديده مي شود که نشانگر ذوق و سليقه و ود قت هنرمندان دوره ايلخانيان مي باشد .
در جلو ايوانچه هاي مشرف به فضاي داخلي ، نرده هاي مشبک چوبي شامل گره سازي هاي استاداه ، کار گذارده شده است . در اين طبقه پنجره هائي تعبيه شده است که قسمتي از نور داخل بنا را تامين مي کند .
جرز هاي هشتگانه پلان داخلي در ارتفاع تقريباً 19 متري بکمک قوسهاي ايوانها بهم متصل شده و يک طرح هشت ضلعي را بوجود مي آورند . در پشت بغل هاي طرفين ايوانهاي هشتگانه سفال آبي روشن و تيره بکار رفته و دور طاق با کاشي آبي تزئين گرديده است . اين طرح توسط سه رديف مقرنسکاري ساده و کاربندي « يزدي بندي » به دايره تبديل شده و طوقه اي را بوجود آورده که بار بر مي باشد ، يعني گنبد بر روي اين طوقه قرار مي گيرد .
نور گير ها :
بالاي کاربندي هاي ياد شده و بر فراز چهار ايوان اصلي چهار پنجره بزرگ قرار دارد که نه تنها روشنائي داخل بنا را تامين مي کند بلکه وسيله اي براي تشخيص زمان نيز بوده است . بدين صورت که اگر نور از سوراخ اصلي نوک گنبد بتابد هنگام اذان ظهر است و نوري که از پنجره هاي بزرگ به داخل بتابد حدود ساعت را مشخص مي ساخته و تابش نور از پنجره هاي کوچک مبين حدود دقيقه بوده است . گويند در شب نيز با کمک بعضي از ستاره هائي که از اين پنجره ها ديده ميشدند وقت و زمان مشخص مي گشته است .
تزئينات داخل بنا :
شکي نيست که هيچ چيز به اندازه تزئينات نمي تواند رسالت تفکر و ذوق هنرمند را به نمايش گذارد . زيرا اگر فرم بنا براي باستان شناسان و معماران و طرحان جالب باشد ولي براي عامه مردم قابل درک نيست . همين تزئيتات است که در نگاه اول ، بيننده را بخود جلب مي نمايد . هرچند اسکلت بناي سلطانيه ، خودشاهکاري است که عامه مردم را نيز به اعجاب و تحسين وا ميدارد . اين تزئينات شامل گچبريها - مقرنسکاريها - کاشيکاريها و کتيبه ها و خطوط - تزئينات آجري متنوع نيز بيانگر توانائي و چيره دستي و سليقه خاص هنرمند است . رنگهائي که در تزئينات سلطانيه بکار رفته است از حيث فراواني و غلظت تا آن وقت بيسابقه بوده در رنگ آميزي هاي ديگر سايه و نقطه چين و نقوش ريز و ظريف بکار نرفته و بجاي آن ترکيب هاي محکم توده هاي رنگي ديده مي شود . چه در تزئين و چه در پيکره معماري ساختمان خشونت و شدت جاي لطف و ظرافت را گرفته است .
بطور کلي تزئينات سلطانيه شامل دو دوره است :
دوره اول : مجموعه تزئينات دوره نخستين که بيشتر شامل کاشيکاري و معقلي هاست ، مربوط به طرح تبديل بنا به مزار ابدان مطهر امام اول و سوم شعيان « ع » بوده که اين تزئينات محتوي طرحهاي هندسي - خطوط کوفي با کاشيهاي فيروزه اي و طلايي و لاجوردي بوده است .
دوره دوم : تزئينات دوره دوم مربوط به هنگامي است که نقشه انتقال ابدان مطر دو امام « ع » بهم خورد ، و بدستور سلطان ايلخاني ، تزئينات قبلي که بيشتر کلمه علي بر آن نقش بسته بود ، با پوشش از گچ ، شامل کتيبه ها و طرحاي زيباي ديگر مستور گرديد . در مورد تزئينات داخلي و کتيبه هاي بنا در سالهاي اخير بسياري از محققين مطالعاتي کرده اند و نظرات گوناگوني ابراز نموده اند :
نظريات محققين و دانش پژوهان درباره گنبد سلطانيه :
آندره گدار تزئينات دوره دوم را مربوط به زمان صفويه مي داند و مي نويسد :
“ ……… با مشاهده آنچه از آن باقي مانده چنين استنباط مي شود که تمام سطح بدنه تالار و گنبد کاشيکاري بوده و نوار هاي متعددي از کتيبه ها ، حاشيه هاي درهم پيچيده گلها و ستاره هائي از کاشيهاي منقوش تمام سطح داخلي را مي پوشانده است . متأسفانه اين بناي با شکوه و زيبا در زمان صفويه و احتمالاً سلطنت شاه اسماعيل و شاه طهماسب اول دستکاري و مرمت شده و داخل بنا را با گچ سفيد کرده و تمام آيات قرآن را بر ديوار ها حکاکي و نقاشي کرده اند . اين پوشش تأسف آور امروز بصورت وصله هاي کثيف و محقر در آمده است که از خلال شکافهاي آن بعضي از قطعات تزئينات قديمي و کتيبه هائي را که ممکن است بسياري از نقاط تاريک تاريخ ساختمان و باني آن و هنر ايران را در دوره مغول روشن نمايد ، ميتوان بدست آورد .“
پروفسورسن پائولزي که تحقيقات و مطالعات فراواني در مورد تزئينات بناي سلطانيه انجام داده به کتيبه اي که داراي تاريخ 720 ه است اشاره کرد و ادعاي گدار را مبني بر اينکه گچبري ها مربوط به زمان صفويه است ، عاري از واقعيت مي داند .
ازاره هاي اتاق اصلي به بلندي چهار متر مي باشد که مرکب از کاشي ششگوش لعابي و طرحهاي ستاره اي شش پر است . در بالاي ازاره ايوانهاي داخلي ، طرحهاي ممتد و مقطع گياهي که بصورت شاخه و برگ ديده مي شود .
اغلب سطوح ديوار با آجر زرد کم رنگ به طور معمولي چيده شده و در آن با تزئينات معقلي مرکب از طرحهاي مورب پوشيده شده است . در اين طرحها که به خط بنائي با ترکيب کاشي آبي و آجر است “ الله “ محمد “ و “ علي “ نوشته شده است . در ضمن در يک سري تقسيم بندي هاي هندسي با ايجاد فرمهاي متنوع بعضي از شعارهاي اسلامي مانند لا اله الا الله و سبحان الله ….. بخط بنائي نوشته شده است . در ضمن زمينه نيز از کلمه علي ، ترکيبهاي پيچيده هندسي عرضه شده است .
در اين طرحها ، از کاشي هاي فيروزه اي به اندازه 5×5 سانتيمتر و آجر 15×5 سانتي متر استفاده شده است .
طرح شماره 1 : متن کتيبه سبحان الله
طرح شماره 2 : متن کتيبه محمد « چهار بار »
طرح شماره 3 : محمد « 3 بار » و علي شش بار « سه بار علي در نقش کاشي و سه بار در نقش آجر » متجلي شده است .
“ اين نوع تزئين در چهار دهنه بر محور هاي فرعي اتاق از کف تا ارتفاع 7 متر بالاي آن بکار برده شده است . در دهانه هاي اصلي تزئينات مفصل تر است و شامل طرحهاي هندسي و از آجر تراش و باريکه هاي سفالي لعابي آبي و آبي تيره و سفال بدون لعاب که به اشکال مخصوص تراشيده مي باشد “ در وسط بعض از طرحهاي هندسي از قبيل ستاره شش پر يا هشت پر که از ادغام دو مثلث يا مربع ايجاد مي شود يک فرم متمرکز بصورت يک يا دو مربع ايجاد مي شود يک فرم متمرکز بصورت يک يا چند ضلعي منظم که در بعضي مواقع يک دايره مي شود ايجاد شده است .
حاشيه ايوانها مرکب از باريکه هاي لعابي آبي و سياه و بدون لعاب است که بصور گوناگون خود نمائي مي کند ، يا بصورت لوزي و يا ستاره هاي شش پر تو در تو و يا بصورت سفالهاي لعابدار آبي فيروزه اي لعابدار با لوزي هاي لاجوردي .
در دو طرف ايوانها و بر نماي پشت هر دهنه باريکه هائي از کاشي به رنگ آبي روشن و تيره قرار دارد . دهنه هاي فرعي داراي طاقهاي مقرنسکاري شده هستند . چهار ديوار فرعي با تکه هاي کاشي آبي و آجر قهوه اي روشن مزين گرديده است . بر لچکي هاي هشت ايوان اصلي سفال آبي روشن و تيره بکار رفته و دور طاق با کاشي فيروزه اي و سفال بدون لعاب تراشيده تزئين گرديده است .
کتيبه ها :
همانطور که در فوق اشاره شد سلطان محمد خدابنده دستور داد که تمام آيات قرآن را در روي چند رديف کتيبه در داخل بناي اصلي تهيه و تعبيه نمايند . ليکن در زمان حکومت ميرانشاه قسمت اعظم اين کتيبه ها بوسيله وي از بين رفت . فعلاً بر بالا و اطراف قوس ايوانها و دورتا دور اتاق کتيبه اي بخط کوفي وجود دارد . عبارت برنگ سفيد در متن لاجوردي مي باشد . جزئيات اين کتيبه ها روشن نيست . قطعاً بعضي از آنها آيات قرآني است . سن پائولزي در هنگام مطالعه خود به تاريخ 720 هجري در کتيبه بالاي ايوان برخورد نموده و معتقد است که کتيبه تقريباً همزمان با احداث گنبد ساخته شده است .
مقرنس ها :
همچنين در مقرنسکاريهاي بالکن فوقاني ايوان تزئينات بسيار جالب و زيبائي وجود دارد . که به گفته سن پائولزي تزئينات فوق قبلاً روي زمين بصورت پيش ساخته تهيه مي شده يعني روي يک پارچه کتاني ملاتي از گچ مي کشيدند و بعد آنرا با نقشهاي دلخواه مزين کرده و با رنگ بنفش تيره رنگ آميزي کرده و سپس به محل مورد نظر برده و بوسيله ميخهائي به جدار گنبد متصل مي کرده اند .
نماي خارجي :
ديوار هاي خارجي بنا در سمت شمال و شرق و غرب داراي تزئينات و نما سازي است و اين بنا لا اقل از يک سمت يعني ضلع شرقي بر ابنيه ديگر متصل مي شده است . وجود علائم جلوخاني که در اين سمت قرار گرفته اين موضوع را تائيد مي کند در ارتفاع زير مقرنسها در نماي خارجي و در هشت جبهه خارج بنا ، ايواني سرتاسري اطراف بنا را احاطه کرده است بوسيله درگاههائي در زوايا هشت وجهي قرار دارند بهم متصل مي شوند . در هر ضلع ، ايوانها بوسيله سه طاق چشم انداز دارد که طاق مياني از دو طاق طرفين بزرگتر و هر سه طاق داراي قوس جناغي مي باشد .
در گذشته هر يک از ايوانهاي هشتگانه را به سه اطاق تبديل و از آن براي محل سکونت طلاب استفاده مي کردند . در تعميرات اساسي گنبد سلطانيه اين ديوار هاي الحاقي که سبب سنگين شدن اسکلت بنا شده بود برداشته و آنرا به صورت اوليه در آوردند . بر ديواره هاي داخلي ايوانها تزئيناتي با آجر کاري کاذب بچشم مي خورد که عبارتست از يک قشر گچبري بر روي سطوح آجرکاري .
“ چنين قشري بر روي سطوحي انجام مي گيرد که هيچگونه دقتي در نازک کاري و يا ظرافتي در نحوه آجر چيني آن ملحوظ نگرديده است . در نتيجه پس از ختم ساختمان بنا بطور ساده و خشن بوسيله يک قشر گچبري ، آنرا نازک کاري و تزئين مي کردند .
سرتاسر سقف ايوانها با گچبريهائي بي نظير پوشيده شده . اين گچبري شامل نقوش مختلف رنگ آميزي جالب مي باشد . در اضلاع هشگانه داراي طرحهاي متنوع و بسيار جالب است . گدار اين تزئينات را بدوره صفوي نسبت داده ، ولي سن پائولزي با اين عقيده موافق نيست و معتقد است که اين نحوه تزئين با کاشيهاي اطراف قوسها و نيز با علائم گچبري شده بين فواصل آجر ها اين هماهنگي و آميختگي با سبکي کاملاً خاص قابل درک است و بنا بر اين بايد آنها را بدوره مغول نسبت داد نه به صفويه .
در جلوي ايوانهاي فوق الذکر نرده هاي زيبائي از سنگ تعبيه شده که با نقوش متفاوت بصورت مشبک تزئين گرديده است . در هر يک از ديوار هاي داخلي
ايوان در مقابل دهانه طاق بزرگ ، دريچه اي بداخل بنا باز مي شود . اين دريچه ها به انضمام دريچه اي که در ساقه گنبد قرار گرفته و سوراخي که در راس آن تعبيه شده نه تنها روشنائي داخل را تامين مي کرده است بلکه مي توان استنباط کرد که بر اثر تابش نور خورشيد از اين روزنامه ها بدرون بنا و انعکاس آنها بر بدنه و کف ساختمان مانند شاخص براي تعيين اوقات مختلفه روز استفاده مي کردند . بطور کلي تعبيه اين ايوانها که در قسمت فوقاني بنا و در زير گنبد قرار گرفته بعد ها در بنا هاي مهم ديگر مانند بقعه خواجه ربيع و بناي قدمگاه در خراسان و تاج محل در هندوستان مورد تقليد واقع شد . دراظلاع هشتگانه ورودي پلکانهاي مارپيچ منار و بام قرار گرفته است .
در پشت بغل هاي طاقهاي سه گانه نماي خارجي کاشيکاري فيروزه اي بسيار جالبي بچشم مي خورد . در پيشاني انتهائي بنا بوسيله کاشيکاري بسيار عظيم و زيبائي برنگ آبي سير خاتمه مي يابد . کاشيکاري مزبور که برنگ آبي و سفيد است . از قسمتهاي جلو آمده و معلق تشکيل شده که داراي يک سري مقرنسکاري کوچک بوده که بطور معلق به لبه انتهائي آويزان مي باشد .
بر فراز بناي سلطانيه و بر روي گردني مرتفعي گنبد عظيم و کشيده سبوئي شکل ، با اهميت خاصي بر افراشته شده است .
قطر گنبد 26 متر و ارتفاع آن تا کف 52 متر مي باشد . پايه داخلي گنبد بر روي پلان دايره اي شکل که از پيش آمدگي تدريجي طرح هشت گوش بالاي اتاق بوجود آمده قرار دارد و ضخامت آن يک متر مي باشد . علاوه بر ترکيب خاص و جالب توجه اسکلت بنا و طرح و فرم کم نظيري که اين بنا دارد ، يک مسئله بيش از هر چيزي توجه معماران و باستان شناسان و مهندسين را بخود جلب نموده و آن سيستم دو جداره يا دو پوشه بودن آنست که در دنيا بي نظير است .
گنبد داراي مقطعي تخم مرغي شکل است که در طرح و ساختمان آن ابداعاتي بکار رفته است که بنوبه خود حائز اهميت فراوان است :
“ از جمله بار وارده از سقف و گنبد در اين بنا بر روي تکيه گاههاي محدودي وارد مي شود . ضمناً خود گنبد بدون هيچ گونه پشت بند يا نشانه يا وسيله تقويت کناري ديگري ساخته شده و ضخامت آن نيز از قاعده بطرف تارک تغيير مي کند . اين تغيير ضخامت که از لحاظ فني و مهندسي براي افزايش استقامت و نيز سبکي گنبد ضروري است نمايش دهنده درک حس سازندگان آن از اصول استاتيک پوسته ها رفتار مکانيکي آنها بوده است “ . پوشش خارجي فقط بوسيله پره و دنده هائي به پوشش اصلي و داخلي گنبد متصل شده است و بدين طريق حفره اي ميان دو جدار بوجود آمده است . تغيير ضخامت و کم شدن آن از پائين به بالاي گنبد الزاماً از لحاظ ساختماني فرم پله پله اي را در سطح خارجي آن بوجود مي آورده است . معهذا براي اينکه معمار منظره زشت آنرا نشان ندهد با يک قشر اجر چيني ساده که فقط سنگيني بار کاشي کاري را تحمل مي کرده است بر روي اين پله ها ساخته و آنرا صاف نموده است . بدين طريق دو پوسته جداگانه بوجود آورده و گنبد سلطانيه را در رديف گنبد هاي دو پوشه قرار داده است . و با اين فرق که سطح خارجي دو پوسته اصلي در گنبد سلطانيه با هم موازيند و اين تنها بنائي در آسيا است که داراي گنبد هاي چنين فرمي مي باشد . نا گفته نماند فاصله بين دو جدار 60 سانتيمتر است و ضخامت گنبد 40 1 متر است .
در مورد دو پوشه بودن گنبد سلطانيه تا کنون نظريات گوناگوني ابراز شده و اختلاف نظر هاي بسياري وجود داشته است .
پروفسور پيروسن پائولزي در جلد اول گزارشات خود در باره گنبد مي نويسد :
“ نسبت به چگونگي و فرم گنبد که بطور يقين و اشتباه ناپذير دو جداره بود تا کنون گفتگوي بسيار شده است و در تمام مقابل کساني که معتقد به دو جداره بودن گنبد هستند برخي ديگر بر عکس آنرا پکپارچه قلمداد مي نمايند . از گروه اول مي توان پوپ و گدار را نام برد . دو نفر اخير معتقدند که اسکلت بناي گنبد ضمن دارا بودن اتصالات آجر کاري فوق الذکر و پشت بند بوسيله يک سري تير هاي چوبي که وظيفه آرماتور و کش را ايفا مي کرده اند بهم متصل بوده . با تحقيقاتي که وسيله ما بعمل آمد فرضيه ديولافوا مبتني بر اينکه گنبد مزبور داراي ساختماني با سيستم دو جداره بوده ثابت مي گردد “ .
سن پائولزي در پايان چنين نظر ميدهد :
“ بايد خاطر نشان ساخت که گنبد سلطانيه بزرگترين گنبدي است که در تمام خاک ايران بجا مانده است . اين گنبد فقط کمي از ابعاد گنبد بزرگ مسجد ايا صوفيه در استانبول کوچکتر است و تا قبل از ساختمان گنبد معروف برونلسکي بر روي کليساي سانتاماريا در شهر فلورانس گنبدهاي پانتئون و سپس اياصوفيه و پس از اين دو گنبد سلطانيه بزرگترين و عظيم ترين گنبدهاي جهان بوده اند و بنابراين از بناهاي برجسته و با اهميت بوده که در آن زمان بنا گرديده است .
يکي از خصوصيات اصلي و منحصر بفرد در گنبد سلطانيه دو جداره بودن آن است که از دو قشر موازي و مجزا که صزفاً با پشت بند هاي آجري بين خود بهم مربوط بوده و همچنين فرم واحدي را شامل مي شوند تشکيل شده است . و اين اتنها نمونه در مورد گنبد هائي با وضع ساختماني فوق الذکر محسوب مي شود و بنظر اينجانب نمي توان نمونه اي با وضع ساختماني فوقالذکر در دنيا يافت که متعلق به قبل از بناي مزبور باشد . و از اين رو گنبد فوق اهميت شاياني را در تاريخ معماري دنيا داراست بطوريکه مدتها بعد از ساختمان گنبد سلطانيه چه در غرب و چه در شرق رفته رفته آثاري با خصوصيات تکنيکي فوق بوجود مي آيد . از جمله مهمترين آثاري که به تقليد از گنبد سلطانيه احداث شده گنبد کليساي سانتاماريا دلفيوره مي باشد که بيش از صد سال از آن ساخته شده است . “
تمامي سطح گنبد مستور از کاشي فيروزه اي رنگ بوده و قسمت تحتاني يعني گردني گنبد با خطوط کوفي مربع که حاوي عبارات الله و محمد و علي است ، و تزئينات آن نمادي است از آجر کاري با استعمال کاشي فيروزه اي ، که تماس رنگ روشن فيروزه اي را با آبي پر رنگ کيلوئي بزرگ مقرنس ارزش خاصي از لحاظ تاريک و روشن بودن در بردارد .
آثار اين کاشي کاري تا زمان ناصر الدين شاه يعني تقريباً يک قرن پيش باقيمانده بود ، ليکن از اين زمان به بعد مورد غارت و تاراج بلهوسان قرار گرفت در طول يک قرن ، از گنبد نيلگون بناي سلطانيه جز انبوهي آجر چيزي نماند .
منارها :
وجود هشت منار در هشت زاويه بنا که گنبد را در ميان گرفته اند ، ابهت ديگري به آرامگاه داده است . منارها عموماً باريک و به قطر تقريبي يک متر و به ارتفاع 5 3 متر بوده که قسمت اعظم آن بمرورزمان منهدم گشته است .
داخل بنا پلکانهاي مارپيچي به عرض 70 سانتي متر قرار دارد که به حول محوري به قطر 20 سانتي متر مي پيچد . و تا انتهاي بنا ادامه پيدا مي کند .
بدنه منارها با ترکيبي از آجر و کاشي بشيوه معقلي با عبارات الله ، محمد و علي تزئين شده است . از هشت مناره براي پخش اذان ، بطور يکنواخت در تمام شهر بوسيله چند موذن استفاده مي شده است . ضمناً طبق نظر باستان شناسان اين مناره ها فشار گنبد بر پايه ها را نيز عمداً خنثي ميکرده است .
تربت خانه :
همانطور که در بخشهاي قبلي اشاره شد ، تربت خانه در همان سالهائي که سلطان محمد خدابنده تصميم گرفت که آرامگاه خود را به ائمه اطهار اختصاص دهد ساخته شد .
غرض از ساختن اين قسمت اين بود که آرامگاه خود را در جوار حرم مطهر قرار دهد . تربت خانه که از سه محوطه تو در تو تشکيل شده در جبهه جنوبي بناي گنبد سلطانيه قرار دارد بطوريکه يکي از اضلاع هشت گانه خارجي بنا را اشغال نموده است .
محوطه وسط تربت خانه بشکل مربع به اضلاع 80 7 متر است که در دو جبهه شمالي و جنوبي آن دو درگاه واقع شده است . جبهه شمالي به محوطه زير گنبد راه دارد . در دو جبهه شرقي و غربي نيز دو محوطه به اضلاع 75 5 × 85 4 واقع شده اند . مجموعه اين سه محوطه يک اتاق بزرگ سرتاسري را تشکيل ميدهد . در قسمت جنوب بخش وسطي ، ديوار داراي فرو رفتگي هشت ضلعي است که محراب آرامگاه در آن قرار دارد . از وضع ظاهري محراب چنين بر مي آيد که محراب در دوره هاي بعد ساخته شده باشد . مطلبي که اين ادعا را ثابت مي کند وجود پنجره هائي است در جبهه جنوبي هشت ضلعي . اين پنجره ها نيمي در داخل گنبد محراب غرق گرديده و اين نشان آنست که در مرحله اول تربت خانه با پنجره هاي باريک و بلند آزاد بوده ولي در مرحله بعدي ديوار و گنبد محراب روي قسمتي از آن را پوشانده است . اين محراب داراي گچبري هاي زيبا بوده و در اطراف آن آياتي از قران با خطوط برجسته نوشته شده است . در سال 1328 شمسي ضمن خاکبرداري از تربت خانه ، در بالاي ازاره دور تا دور اين بنا که محل اجساد پادشاهان و بزرگان مغول بود يک رشته کاشيهاي طلايي هشت گوش با نقوش هندسي ، که متن آن با رنگهاي آبي آسماني و فيروزه اي و سبز بسيار عالي و زيبا تزئين شده بود کشف گرديد . اين کاشيها که از لحاظ هنر کاشيکاري منحصر به فرد و نمونه آن در هيچيک از بناهاي تاريخي بدست نيامده است ، امروزه در موزه ايران باستان حفاظت مي شود . سقف تربت خانه داراي گنبد کم خيز بوده که بعد ها فروريخته و سپس تعمير گشته است . در اين قسمت سردابه اي وجود دارد که به احتمال قوي آرامگاه سلطان محمد خدا بنده است . بعضي محل آرامگاه را در زير گنبد نوشته اند و عده ديگري معتقدند که مقبره در نزديکي و متصل به مسجد است . بين تربت خانه و محوطه زير گنبد پنجره بزرگي از مس مطلا قرار داشت که بمرور زمان از بين رفته و يا به غارت برده شده است محمد حسن خان صنيع الدوله از قول اوليارئوس در باره اين پنجره عظيم مي نويسد :
“ …. طوري آلات اين پنجره را بهم وصل کرده بودند که يکپارچه بنظر مي آمد و مدت هفت سال صنعتکاران متعدد قابل روي آن سر در و پنجره کار کرده بودند . “

بطور کلي برجستگيهايي که توسط نمک به علت حرکات و بالا آمدن آن ايجاد مي‌گردد، گنبد نمکي ( Saltdom ) ناميده مي‌شود. بديهي است اشکال خارجي تمامي گنبدهاي ن ...

بطور کلي برجستگيهايي که توسط نمک به علت حرکات و بالا آمدن آن ايجاد مي‌گردد، گنبد نمکي ( Saltdom ) ناميده مي‌شود. بديهي است اشکال خارجي تمامي گنبدهاي ن ...

بطور کلي برجستگيهايي که توسط نمک به علت حرکات و بالا آمدن آن ايجاد مي‌گردد، گنبد نمکي ( Saltdom ) ناميده مي‌شود. بديهي است اشکال خارجي تمامي گنبدهاي ن ...

بطور کلي برجستگيهايي که توسط نمک به علت حرکات و بالا آمدن آن ايجاد مي گردد، گنبد نمکي ( Saltdom ) ناميده مي شود. بديهي است اشکال خارجي تمامي گنبدهاي ن ...

بر اساس طبقه بندي علم باستان شناسي محوطه باستاني به 3 دسته كلي (پيش از تاريخي، تاريخي و اسلامي) تقسيم بندي مي گردند. به همين دليل در اينجا آثار باستان ...

گنبد سلطانيه بزرگ‌ترين گنبد آجري جهان و مقبرهٔ اولجايتواست که نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغيير داد و از آثار مهم دوره ايلخانيان به حساب مي‌آيد. ...

حکيم عم خيام در سن ۲۴ سالگي به اصفهان رفت و به مدت ۱۸ سال در آنجا ماند. با حمايت ملک شاه سلجوقي و وزيرش نظام الملک، به همراه جمعي از دانشمندان و رياضي ...

حکيم عمر خيام (خيامي) در سال ۴۳۹ هجري (۱۰۴۸ ميلادي) در شهر نيشابور و در زماني به دنيا آمد که ترکان سلجوقيان بر خراسان، ناحيه اي وسيع در شرق ايران، تسل ...

دانلود نسخه PDF - گنبد سلطانيه