up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله کيمريان PDF
QR code - کيمريان

کيمريان

کيمِري ها يا سيمِري ها يا کيمريان (به يوناني، در آشوري:Gimirri)، از مردمان کوچ نشين و سوارکار جهان باستان بودند. بر پايه نوشته هاي هرودوت خاستگاه اينان شمال قفقاز و درياي سياه (روسيه و اوکراين کنوني) بوده است و ميان سده هاي هشتم و هفتم پيش از زايش مسيح در آن سامان مي زيسته اند.بر پايه نوشته هاي آشوري آنان نخستين بار در سال ۷۱۴ (پيش از ميلاد) در آذربايجان جاي گرفته اند.
هرودوت نام کيمري (توده مردم) را به معني عاميانه آن توده مردم بدون شاه ([ کاوي = کي = شاه ] کي مري، يعني آنان که شاهانشان کشته شده ) آورده است. اين معني حتّي به نويسندگان بخش ونديداد اوستا رسيده بوده که در آنجا اين مردم را تحت نام تئوژيه (گردنده) قوم بدون سرور معرفي نموده اند.
مطابق منابع کهن آشوري و يوناني کيمريان اعم از کيمريان کردوخي و کپادوکي رعاياي سکاييان پادشاهي شمال درياي سياه يعني اسکيتان (تورانيان سلطنتي) به شمار مي آمده اند ودر اثر فشار همينان از سرزمينهاي خود درشمال درياي سياه به کوهستانهاي شمال عراق و کوهستان زاگروس و کپادوکيهً آناطولي مهاجرت نموده اند.
● خاستگاه
خاستگاه راستين آنها آشکار نيست، مي نمايد که از تبار هند و اروپايي بوده باشند و زبانشان هم از شاخه زبان هاي ايراني يا تراکيه اي بوده است.آنها به سکاها از ديد زبان و فرهنگ بسيار نزديک بوده اند و برخي هردوي اينان را يکي پنداشته اند چه که در منابع خاوري که مهمترينشان سنگ نبشته بيستون است اين دو را يکي دانسته اند. همچنين آنها را از تبار آريايي مي دانند.
● سرزمين کيمريان
برپايه کاوشهاي باستانشناسي و نوشته هاي يونانيان آنها پيش از سکاها به آسيا رسيده اند و سکاها در آينده جاي ايشان را در سرزمينشان گرفته اند.امروزه کاوشهاي باستانشناسي در شمال درياي سياه و قفقاز انجام گرفته است، در اوکراين چيزهايي را مربوط به کيمريان يافته اند.
● گزارش هاي تاريخي
نخستين سند تاريخي از کيمريان در سالنامه هاي آشوري سال ۷۱۴ ق.م پديدار مي شود. اين سالنامه ها شرح مي دهند که چگونه مردماني که آشوريان ايشان را «گيميري» مي ناميدند به نيروهاي سارگن دوّم در شکست دادن پادشاه اورارتو ياري رساندند. کيمريان در زبان گرجي نيز «گيميري» ناميده مي شوند. به گفته تاريخ نگاران گرجي، کيمريان، پس از تسخير کولخيس و ايبري، نقش بانفوذي را در گشترش تمدن آن دو ناحيه بازي کردند. در زبان گرجي امروزي، واژه «پهلوان»، «gmiri» خوانده مي شود که برآمدي است از واژه «گيميري».
در کهن ترين منابع يوناني، يعني اديسه هومر، قهرمان داستان، از جزيره افسانه اي «ائه»، به کشور افسانه اي «تاريکي»، در «مرز اقيانوسي که در ژرفا جاريست» گام مي نهد. «آنجا شهر و مردمان کيمريان بود و هميشه تاريکي و ابر آن را فراگرفته بود و هرگز خورشيد درخشنده به ايشان نگاه نمي کند».
از آنچه در اديسه آمده است مي توان نتيجه گرفت که يونانيان، دورترين اقوام شمالي را «کيمري» مي ناميدند و در ضمن آگاهي درستي از ايشان در دست نداشتند. استرابون بر اين باور است که نگارنده اديسه بر اثر دستبردهايي که کيمريان به آسياي نزديک مي زدند از وجود ايشان آگاهي بدست آورده بود.
در پايان سده ششم و در هنگامه سده پنجم قوم در کرانه شمالي درياي سياه هيچ کيمري اي وجود نداشت. هرودوت (حدود ۴۴۰ ق.م) مي گويد که کيمريان در زمان هاي کهن در کنار «بوسپور کيمري» (تنگه کرچ) مي زيستند و به احتمال «سکاها» ايشان را از آنجا بيرون راندند و کيمريان به آسياي نزديک کوچ کردند.
گزارش هاي جاسوسان آشوري از اورارتو مربوط به سال هاي ۷۲۵ تا ۷۲۲ ق.م کهن ترين اطلاعات را درباره کيمريان در اختيار ما مي گذارد. جاسوسان آشور از شکست فاحشي که در طي لشکرکشي «روساي يکم» پادشاه اورارتو به کشور «گامريان» به وي وارد آمد سخن مي گويند. گزيده اي از نامه شاهزاده جوان و پادشاه آينده آشور، «سناخريب»، به «سارگن دوم» شاه آشور، وي را از آشفتگي ها در اورارتو آگاه مي سازد:
«به سرورم پادشاه، از خدمتگذار شما سناخريب. به اميد آن که حال سرورم پادشاه خوب باشد. در سرزمين آشور اوضاع روبراه است... مردم اوکاي به من خبر داده اند که هنگامي که پادشاه مردم اورارتو به سرزمين گامير [محل سکونت کيمريان] رفت، سپاهش با شکست کامل روبرو شد، و خود او و فرماندهان نواحي اش به اتفاق سربازانشان عقب رانده شده اند ».
و در گزارش ديگري مي گويد:
«اخبار اوراتو گزارش سابق که فرستادم... درست است [تأييد شده است]. قتل عام بزرگي در ميان آن ها صورت گرفته است. اينک سرزمين او آرام است... نيروهاي مستقر در هر دژ مرزي گزارش هايي نظير اين مي فرستند».
خود سارگون دوم احتمال دارد در پيکار با کيمريان در سال ۷۰۵ ق.م کشته شده باشد. در سال ۶۷۹ ۶۷۸ ق.م به گفته تاريخ بابلي کيمريان وارد خاک آشور شدند. اما «تئوشپا» پادشاه آنها، اسير «اسرحدون» پادشاه آشور گشت. اما در همان سال به کيمرياني برمي خوريم که بعنوان سپاه مزدور به خدمت لشکر آشور درمي آيند.
در حدود سال هاي ۶۷۶ تا ۶۷۴ ق.م، برپايه مدارک باستاني که به ياري منابع اورارتويي کشف گرديده است، کيمريان دولت فريگيه را که در مرک آسياي صغير قرار داشت تارومار کردند. اتحاد ميان «روسا ي دوّم» پادشاه اورارتو و کيمريان موجب نگراني زياد دولت آشور گشت. در حدود سال ۶۶۰ ق.م، ليدي (در باختر آسياي صغير) و تابال (در جنوب باختري ان) در برابر خطر کيمريان به آشور متوسل شدند. نزديک سال ۶۵۴ ق.م، «گوگو» (يا گيگ) پادشاه ليدي در پيکار با کيمريان کشته شد و کيمريان موجب ويراني بزرگي در ليدي، و پايتخت آن «سارد» شدند. با اين حال اشغال ليدي توسط کيمريان کوتاه بود. و ميان سال هاي ۶۳۷ تا ۶۲۶ ق.م توسط «آليات دوّم» شاه ليدي، از آن سرزمين بيرون رانده شدند. اين شکست پاياني بود بر قدرت کيمريان.
يک سده بعد، عبارت «گيميري»، بعنوان ترجمه بابلي واژه «سکا» در زبان پارسي، در سنگ نبشته بيستون به کار گفته شد (ح. ۵۱۵ ق.م)، و سپس، ديگر چيزي از کيمريان در آسياي صغير شنيده نشد و سرنوشت نهايي ايشان ناشناخته است. پنداشته مي شود که در کپادوکيه، که به زبان ارمني (گامير» ناميده مي شود) مقيم شده باشند.
به طوري که مشاهده مي شود، حرکت کيمريان از شرق به غرب، مي رساند که به ظاهر سکونت گاه آغازين ايشان در آسيا مشرق آسياي کوچک بوده است و سپس، به بخش هاي شمال باختري آن سرزمين رفته اند. گمان مي رود که کيمريان مدتي نيز در آسياي کوچک فرمانروايي کرده باشند و تنها پس از سقوط ايشان در سال ۶۴۵ ق.م، حکومت آسياي صغير به دست دولت «ليدي» افتاد.
يک گواه مشکوک نيز وجود دارد که کيمريان در سده هشتم ق.م در آذربايجان کنوني مي زيستند. اين، نامه اي است از طرف شخصي به نام «آراد سين» بعنوان «منادي دولتي آشور» يا «سخنگوي دولت آشور» و به ظاهر مربوط است به زمان جنگ کيمريان با اورارتو در فاصله سال هاي ۷۲۰ تا ۷۱۴ ق.م. در اين نامه نويسنده گزارش مي دهد که پيشواي کيمريان از راه سرزمين [ماننا] (نام اين سرزمين در متن اصلي نامه از ميان رفته و تنها يک گمان است) وارد خاک اورارتو شدند.

دانلود نسخه PDF - کيمريان