up
Search      menu
مدیریت و اقتصاد :: مقاله کنترل استراتژيک دستگاه هاي فرهنگي کشور PDF
QR code - کنترل استراتژيک دستگاه هاي فرهنگي کشور

کنترل استراتژيک دستگاه هاي فرهنگي کشور

طراحي مدل بومي براي کنترل استراتژيک دستگاه هاي فرهنگي کشور

مقدمه:
تغييرات و دگرگوني هاي وسيع و همه جانبه و بحران‌هاي ناشي از اين تغييرات در دنياي امروز، سازمان‌ها و مؤسسات مختلف را با چالش هاي فراواني روبرو ساخته است. مديران و مسئولين در چنين شرايطي براي حفظ موقعيت خود در درون محيط رقابت و اداره فعاليت هاي چند بعدي و پيچيده به ابزارها و تکنيک هاي جديدي نيازمندند. ابزارهايي که امکان عکس العمل مناسب را براي آنان در برخورد با رويداهاي غير قابل انتظار و ناگهاني فراهم سازد. مديريت استراتژيک چون بر تبادل و روابط متقابل بين سازمان و محيط تأکيد داشته و هدف آن ايجاد يک رابطه مناسب بين اين دو عامل است، از جمله مفاهيم و ابزارهايي است که براي اين منظور در کشورهاي مختلف مورد عنايت جدي مديران ارشد و عالي و صاحب نظران قرار گرفته و تحقيقات و تأليفات فراواني در اين زمينه انجام شده است(قاسم پور، 1378)؛ آن هم تحقيقاتي که تجربيات گذشته را کافي ندانسته و بر اين فرض استوار است که استراتژي‌ها بايد با دقت و هوشياري بيشتري تغييرات محيط آينده را پيش‌بيني و دامنه وسيع تري از راه‌حل ها را بررسي نمايند تا امکان دستيابي به اهداف سازمان را فراهم آورند. در اين راستا کنترل استراتژيک آخرين گام در فرآيند مديريت استراتژيک بوده و به منظور کمک به مديران ارشد و عالي در جهت ارزيابي استراتژي و هدايت آن به سوي اهداف از پيش تعيين شده مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در همين راستا ديويد لجي[1] و پيتر باکسن[2] در تحقيقي که در سال 2004 در دانشگاه دورهام[3] انگلستان انجام دادند؛ اشاره مي کنند که در شرايط جديد سازمان ها تغييرات محيطي روي ادراک و تصورات منابع انساني اثرگذاري زيادي دارد؛ و با طرح مقدمه‌اي و تبيين اهداف و جريان کار نحوه عملکرد سيستم‌هاي کنترلي سنتي و سيستم هاي جديد را بيان مي کنند و کنترل استراتژيک را به عنوان يکي از اثربخش ترين سيستم هاي جديد کنترلي نام مي برند(Legge & Baxebdale, 2004) .
در شرايط کنوني جمهوري اسلامي ايران، وقتي رويکرد جهان استکباري زدودن کليه آثار خداخواهي، اخلاق انساني، تربيت اسلامي، ارزش هاي فطري و معنويات است، سازمان هايي که فلسفه وجودي آنها مقابله با اين پديده ضد فرهنگي مي باشد، براي ساختن آينده اي آرماني مسيري سرنوشت ساز و دشوار پيش روي خواهند داشت. در چنين شرايطي بسيار ضروري است که دستگاه هاي فرهنگي ما نظير وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و تحقيقات و فناوري، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و ساير سازمان‌ها و دستگاه هاي ذي‌ربط اين سؤال را از مجموعه تشکيلات خود داشته باشند که آيا در شرايط فعلي دستگاه آنها منابع مادي و انساني را در راستاي اهداف متعالي فرهنگ ديني صرف مي کند؟ و آيا سازمان از وضع موجود به سمت اهداف غايي و مأموريت هاي اساسي‌اش در حرکت مي باشد؟
براي پاسخ دقيق به اين پرسش ها برنامه‌ريزان و مسئولان دستگاه هاي فرهنگي کشور بايستي بصورت شفاف چشم‌اندازها، رسالت ها، مأموريت‌ها، اهداف بلند مدت و ميان مدت خود را دقيقاً روشن کرده باشند. در همين راستا و در سطح کلان براي دستگاه هاي فرهنگي وجود مکانيسمي به منظور کنترل استراتژيک دستگاه ها لازم و حياتي مي باشد. به نظر مي‌رسد اگر کنترل استراتژيک به درستي انجام گيرد به مثابه يک وسيله هشدار‌دهنده در مقاطعي که لازم است با به صدا در آوردن زنگ خطر مي‌تواند اگر خداي ناکرده انحرافي در پيش بوده و يا زاويه در مجموعه حرکت‌ها باعث ايجاد فاصله شود، کنترل استراتژيک وسيله‌اي مي‌شود که جلوي خسارت‌ها و ضرر و زيان هاي مادي و معنوي و از بين رفتن حرمت و ارزش هاي انساني اسلامي و... را خواهد گرفت.
بيان مسئله و تعريف موضوع:
در عصر معاصر که تکنولوژي اطلاعات[4] و فن آوري ارتباطات[5] در کنار تغييرات و تحولات شرايط محيطي مديران ارشد و برنامه‌ريزان را با مجموعه‌اي از داده‌ها و اطلاعات گسسته روبرو کرده که هيچگونه همخواني هم بين اجزاء آنها وجود ندارد، به ناچار براي افزايش اثر بخشي عملکرد سازماني و مديريت سازمان ها نيازمند به يافته‌هاي مديريت استراتژيک مي‌باشيم. به ويژه با عنايت به تأثير تعيين‌کننده جايگاه وزارتخانه‌ها و دستگاه هاي فرهنگي کشور، مديريت استراتژيک به دنبال تهيه، تنظيم، اجرا و ارزيابي تصميمات چندگانه است که در جهت تحقق اثر بخشي در زمينة جهت‌گيري هاي اساسي سازمان (چشم‌انداز رسالت، مأموريت و اهداف بلند مدت) مي باشد. در اين بين کنترل استراتژيک از آن جهت ضرورت پيدا مي‌کند که در طبعيت دروني مجموعه روند مديريت استراتژيک، تمرکز داشته و براي سنجش ارزيابي تأثير و کارآيي استراتژيکي مديريتي انتخاب شده با تأکيد ويژه بر دستيابي اهداف مديريت فرآيند در پي مي‌گيرد.
نقشي که کنترل استراتژيک و نظام هاي کنترل استراتژيک با توجه به رويکردهاي مختلفشان دارند، براي رديابي و ماهيت فرآيند تصميم‌گيري براي مديران ارشد سازمان هاي فرهنگي حائز اهميّت است. بدين معنا که اولاًً برنامه‌ريزان در مي‌يابند که روي کدام نقطه يا نقاط کليدي بايستي تمرکز پيدا کنند و ثانيأ در بازنگري‌هاي استراتژيکي اطمينان کسب کنند که دستگاه فرهنگي در مسير طراحي شد ه اش در حرکت است يا انحرافي به چشم مي خورد (علي احمدي، 1383، ص464) که براي کسب اطمينان از اجراي استراتژي بگونه‌اي که برنامه‌ريزي شده مطالعه فوق لازم است.
دستگاه هاي فرهنگي خصوصاً از اين تغييرات شتابان مصون نخواهند ماند و لذا براي برطرف شدن دغدغه خاطر برنامه‌ريزان و مسئولان کشور، انجام تحقيقات و مطالعات فوق لازم و ضروري مي باشد. بخصوص اگر فرض برآن باشد که در سال هاي اخير تهاجم فرهنگي بنيان اعتقادات ديني و ارزش هاي برخواسته از مکتب اسلام را تحت تأثير و تهاجم قرار داده است. در رويکرد تعيين اعتبار مفروضات استراتژيک به کنترل محتوي و مضمون استراتژي پرداخته مي شود که از جنبه ديني و ايدئولوژيک مفروضات براساس اصول بنيادين جهان بيني استوار است و از جنبة ارزيابي ونظارت و کنترل بايستي اصل نظارت الهي، اصل خودکنترلي، اصل عفو، اصل امر به معروف و نهي از منکر، اصل عدالت، اصل ميانه روي و اعتدال، اصل تغافل و عيب پوشي، اصل رعايت اولويت‌ها ، اصل اهم و مهم ، اصل دفع افسد به فساد، اصل تقدم واجب برمباح و مستحب، اصل مهار فرصت‌ها و... در نظر گرفته شود. (علي احمدي و علي احمدي، 1383)
مسئله اصلي تحقيق حاضر چگونگي دستيابي به الگوي (مفهومي، فرايندي) کنترل استراتژيک براي دستگاه هاي فرهنگي کشور مي باشد. طبعاً رسيدن به اين الگو نياز به شناسايي متغيرهاي اصلي و فرعي و روابطي بين آنها را دارد. لذا مي‌بايست در ابتدا اين متغيرها را شناسايي و اهميت و وزن هر کدام و تأثير ساختاري آنها را پيدا کرد. در واقع کنترل استراتژيک نقش کليدي در تحقق اثر بخشي و جهت‌گيري هاي اساسي سازمان را دارد. در واقع جهت‌گيري‌هاي اساسي سازمان چرايي هر تشکيلاتي را بيان مي‌کند؛ بدين معنا که حيات و بقاء سازمان‌ها بستگي به چشم‌انداز، رسالت، مأموريت و اهداف بلند مدت و ميان مدت آن دارد.
در سال هاي اخير به نظر مي‌رسد مجموعة دستگاه هاي فرهنگي کشور در دستيابي به اهداف و مأموريت‌هاي خود با کاهش اثر بخشي روبرو شده و چه بسا از منابع و امکانات اساسي مادي و معنوي، شايستگي افراد، تعهد سازماني، مسئوليت خواهي و... بهره‌گيري مطلوب بعمل نيامده باشد. به همين منظور فقدان کنترل استراتژيک مقصود اصلي اين تحقيق است که با طرح سؤالات اصلي زير بدنبال طراحي و تعيين الگوي (مفهومي، فرآيندي) براي کنترل استراتژيک دستگاه هاي فرهنگي کشور مي‌باشيم:
1. آيا بين اجراي استراتژي و تدوين استراتژي دستگاه‌هاي فرهنگي کشور رابطه معناداري وجود دارد؟
2. آيا بين ارزيابي و تدوين استراتژي دستگاه‌هاي فرهنگي کشور رابطه معناداري وجود دارد؟
3. آيا بين اجراي استراتژي و ارزيابي آن براي دستگاه‌هاي فرهنگي کشور رابطه معناداري وجود دارد؟
اهداف تحقيق:
هدف اصلي از تحقيق حاضر طراحي و تبيين و ارائه يک مدل (مفهومي، فرآيندي) کنترل استراتژيک براي دستگاه هاي فرهنگي کشور بوده که از طريق اين مدل بتوان به منظور اثر بخش کردن فعاليت دستگاه ها، قابليت شايستگي آنها را افزايش داده و با توجه به فاصله اي که ناشي از تفاوت بين وضعيت موجود و مطلوب است، اين فاصله را شناسايي و تعديل نمود. بدنبال اهداف اصلي فوق، اهداف فرعي زير نيز مدنظر بوده است:
1- شناسايي متغيرهايي کليدي که در کنترل استراتژيک دستگاه هاي فرهنگي کشور اثر گزاربوده و تعيين شاخص هاي مربوطه و نحوه سنجش آن.
2- شناسايي و بررسي عواملي که باعث شده اند دستگاه فرهنگي به موقع اهداف مطلوب خود را عملي نموده است.
3- تأثير دادن مطالعات تطبيقي ساير کشورها در کنترل استراتژيک دستگاه هاي فرهنگي ايران.
4- با انجام مطالعات فوق و طراحي مدل بتوان از هدر رفتن سرمايه گذاري‌ها در دستگاه هاي فرهنگي جلوگيري کرده و بدنبال آن تحقق به موقع اهداف سازمان را شاهد باشيم.
5- توسعه يادگيري و توانايي تطبيق در دستگاه هاي فرهنگي کشور.
6- با توجه به فرضيه ناپيوستگي محيط و وجود تلاطم و آشوب و بي قاعدگي و بي نظمي که در محيط روابط بين المللي وجود دارد و هر لحظه تغييرات اجباري را متوجه ساختار نظام‌ها مي‌کند، هدف ديگر اين تحقيق در واقع ايجاد يک نوع آمادگي است که در صورت تحت الشعاع قرار گرفتن فرهنگ و ساختار حکومت‌ها، اين گونه تغييرات با توجه به اصول و مباني پيش بيني شده در ساختار آن حکومت باشد. بويژه در حکومت‌هاي اصول گرا و ارزشي مثل نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران هر گونه تغييري نبايستي اصول اعتقادي و ايماني را وجه المصالحه خود قرار دهد و اصول کنترل استراتژيک تأکيد مي‌کند که با توجه به اهداف، جوابگوئي، شايستگي و نوع ارزش ها اقدامات استراتژيک را انجام داد.
7- جهت دهي به مديران ارشد دستگاه هاي فرهنگي که بدانند روي کدام عوامل بيشتر سرمايه گذاري کنند.
8- طراحي اين مدل ميتواند هم افزايي[6] دستگاه هاي فرهنگي کشور را افزايش دهد؛ چرا که در انسجام برنامه‌ها تأثير مضاعفي خواهد داشت.
مباني نظري تحقيق:
مديريت استراتژيک:
مديريت استراتژيک هنر و علم تدوين، اجراء و ارزيابي تصميمات وظيفه‌اي چندگانه است که سازمان را قادر مي‌سازد به هدف هاي بلند مدت خود دست يابد. همچنين مديريت استراتژيک به عنوان فرآيندي مداوم و تکراري که در جهت حفظ تناسب تمامي سازمان با محيط اطراف آن هدف گيري شده است؛ مي باشد. Samuel & Paul, 1990, P.5))
طي بررسي هاي به عمل آمده از ادبيات مديريت استراتژيک و ملاحظه الگوهاي طراحي
شده مربوط به دانشمندان اين علم مديريت استراتژيک را به عنوان يک فرآيند يا سلسله‌اي از مراحل تعريف نموده‌اند که نمودار شماره (1) نشان‌دهنده آن مراحل مي باشد(ديويد فرد آر، 1385):
نمودار(1): فرآيند مديريت استراتژيک
منبع:ديويد، فرد آر. (1385) ، خلاصه مديريت استراتژيک، مفاهيم و يافته‌ها ، ترجمه و تدوين وجه‌الله قرباني‌زاده، انتشارات بازتاب
مفهوم و تعاريف کنترل استراتژيک:
مفهوم کنترل استراتژيک بر اين موضوع اشاره دارد که روند مديريت استراتژيک و نتايج آن بايستي به تناوب با طرح سؤالاتي مانند چه چيزي درست انجام شده است؟، چه چيزي اشتباه انجام يافته و روند مديريت استراتژيک چگونه بايد گسترش يابد؟، چگونه بايستي ارزيابي شود؟. مسئله اين نيست که چطور ممکن است يک استراتژي مديريتي در نظر گرفته شده خوب طراحي شده باشد، بلکه اجراي مؤثر استراتژي مديريتي فوق بخشي از يک تلاش برنامه‌ريزي شده متکّي بر ارزيابي و کنترل مي‌باشد، البته مشروط بر آنکه استراتژي تحقق پيدا کند يا اگر اين استراتژي مناسب نيست کنار گذاشته و رها شود. (Harrison, 1991)
در رابطه با کنترل استراتژيک بسته به مورد آن تا بحال در طيف وسيعي تعاريف مختلفي از ساده تا پيچيده ارائه شده است که صرفنظر از تعاريف سنتي و جديدي که بر اين اصطلاح ارائه شده ذيلاً ديدگاه بعضي از صاحب نظران و دانشمندان مطرح در اين حوزه آوشده است:
1- روش و بل در اين زمينه اظهار مي‌کند: کنترل استراتژيک به عنوان يک سيستم گزارش‌گيري طراحي شده که جهت ارائه به موقع اطلاعات در ارتباط با اجراي موفقيت آميز تصميمات استراتژيک به مديران ارشد عمل مي کند. (Roush & Bell, 1987, PP. 91 – 103)
2- گلوک و جاش[7] در اين زمينه مي‌گويد: کنترل استراتژيک از اين جهت است که ببينيم آيا گزينه‌هاي اجراء شده استراتژي به اهداف از قبل تعيين شده منجر مي‌شود. (Argiyris, 1986, pp.363-375)
3- به استناد نظر رابرت آنتوني و جان دردن و نرومن بدفورد در کتاب نظام هاي کنترل مديريت، گفته شده است: کنترل استراتژيک عبارت است از ارزيابي اهداف کلي سازمان و نيز طراحي و بازنگري در استراتژي‌ها و سياست‌هاي کلّي جهت دستيابي به اهداف (Gardener, 1985, pp.1-24)
4- به استناد نظريه ساموئل سرتو[8] که در رابطه با کنترل استراتژيک مطرح شده است: کنترل استراتژيک آخرين گام در فرآيند مديريت استراتژيک است و يک نوع کنترل سازماني است که به منظور بهبود مديريت استراتژيک و حصول اطمينان از اينکه سازمان به نحو صحيح عمل مي‌کند بر روي آن تمرکز دارد. (Alexnder, 1985, pp.91-97)
5- به استناد نظريه شري‌يونگ و استاينمن کنترل استراتژيک به شرح زير تعريف شده است: کنترل استراتژيک عبارت است از ارزيابي انتقادي طرح ها، فعاليت‌ها و نتايج به منظور کسب اطلاعات لازم براي هدايت صحيح امور عملکرد آتي سازمان (SchreYong & Stein mann, 1987, pp.91-103)
6- و بالاخره پيرس و رابينسون کنترل استراتژيک را پيگيري مسير استراتژي در حال اجراء که مسائل با تغيير در فرضيات بنيادي را کشف و تعديل‌هاي لازم را بوجود مي‌آورد مي دانند. (Pearco & Robinson, 1988, p.28)
در مجموع مي توان گفت کنترل استراتژيک با پايه‌ريزي و استفاده از نقاط بازرسي[9] استراتژيک يعني «ملاک هايي که ممکن است براي ارزيابي پيشروي رو به جلو در اجرا و تحقق استراتژي مقرر مورد استفاده قرار گيرند» مي‌باشند. اين ملاک ها آستانه‌هاي اجراي استراتژي سازماني را پايه‌گذاري مي‌نمايند که اگر برآورده شوند، اعتبار استراتژي مقرر حاصل مي‌شود. بنابراين کنترل استراتژيک بر هماهنگي ميان فرموله کردن استراتژي و اجراي آن دلالت مي‌کند و اطمينان حاصل نمودن از اينکه استراتژي همزمان با جدول زماني رو به سوي هدف مي باشد را نيز کنترل استراتژي مي‌گويد.
براي اهداف و نيات اين مقاله، کنترل استراتژيک بعنوان يک روند زيرين[10] قابل تشخيص در مجموعه فرآيند مديريت استراتژيک تعريف شده است. بنابراين کنترل استراتژيک يک زير مجموعه از روند بزرگتري است که شامل توسعه فرمول‌سازي، انتخاب و اجراي يک استراتژي براي کل سازمان مي‌باشد و از سطح مديران ارشد اجرايي صادر مي شود.
جايگاه فرهنگ ديني و نقش تصميم‌سازان دستگاه هاي فرهنگي کشور در آن
توسعه فرهنگ ديني يکي از دل مشغولي‌هاي عمده روشنفکران ايران در چند دهه قبل بوده است. با اين حال به دليل عدم وفاق ميان ذهني در مورد تعريف فرهنگ، هر کدام از صاحب نظران و متخصصان براي توسعه فرهنگ ديني نسخه‌اي جداگانه تجويز نموده‌اند. با توجه به اطلاعات موجود در قانون اساسي و متمم آن که در سال 1368 تصويب شد به طور کلي از سه نهاد به عنوان نهادهاي تصميم‌گيري ياد شده است که عبارتند از: نهاد رهبري؛ مجلس شوراي اسلامي و هيئت وزيران. (قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358 با اصلاحات 1368)
در نظام جمهوري اسلامي ايران علاوه بر نهادهاي عامي که به امر تصميم‌گيري در همه کشور اشتغال دارند، نهادهاي خاصي نيز در نظر گرفته شده که مي‌بايست در امور تخصصّي تصميم‌گيري کنند؛ بدين معنا که در امور فرهنگي کشور نهادهايي براي تصميم‌گيري در سطوح و لايه‌هاي مختلف پيش‌بيني شده‌اند که اهمّ آنها عبارتند از:
• شوراي عالي انقلاب فرهنگي
• وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
• وزارت علوم تحقيقات و فناوري • وزارت آموزش و پرورش
• صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران
• سازمان تبليغات و ساير دستگاهاي ذيربط
همچنين هرم سلسله مراتب تصميم‌گيري فرهنگي در جمهوري اسلامي ايران را مي توان به صورت زير نشان داد: (ابوالقاسمي؛ 1381)
نمودار(2): هرم سلسله مراتب تصميم‌گيري فرهنگي در کشور
منبع: ابوالقاسمي، محمد جواد. (1381). گامي بسوي طراحي برنامه‌ريزي استراتژيک توسعه فرهنگي ، همايش کاستي‌ها و راه کارهاي بخش فرهنگي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي.
بررسي هرم فوق نشان مي‌دهد که فرهنگ ديني در جمهوري اسلامي ايران همواره مورد توجه مسئولان و مراکز تصميم‌گيري عالي کشور بوده و هست. عليرغم اين حسن توجه از سوي مسئولان محترم، همواره اين سؤال در ذهن محققان وجود داشته که به چه ميزان در چند دهه قبل فرهنگ ديني در کشور توسعه يافته و اگر توسعه ديني اندک بوده و يا حتي پس رفت داشته چه افراد و دستگاه هايي بايد پاسخگوي علت اين ناکامي‌ها باشند؟ اگر بخواهيم برنامه توسعه فرهنگ ديني را بازيابي کنيم بايستي مراحل شناسايي رسالت‌ها، خدمتگزاري‌ها، ارزيابي‌ و انتخاب استراتژي‌ها، تعيين هدف‌هاي سالانه و بلند مدت، تخصيص منابع، چگونگي محاسبه و نظارت و ارزيابي عملکردها را مورد نقد کارشناسانه قرار دهيم.
در همين راستا بايستي بررسي کرد دستگاه هاي فرهنگي در رشد فضايل اخلاقي بر اساس ايمان و تقوا و همچنين استقلال فرهنگي و مصونيت جامعه از نفوذ فرهنگ اجانب، ‌اعتلاي آگاهي‌هاي عمومي در زمينه‌هاي مختلف، شکوفايي استعدادها و روحيه تحقيق و تبييع و ابتکار، رواج فرهنگ و هنر اسلامي،‌ آگاه کردن جهانيان نسبت به مباني و اهداف انقلاب اسلامي ايران، فراهم نمودن وحدت ميان مسلمين و... چقدر موفق بوده‌اند.
پيشينه تحقيق:
بر اساس بررسي هاي انجام شده توسط محققين مشخص گرديد که امروزه موضوع کنترل استراتژيک سازمان ها و دستگاه هاي حکومتي و اداري از مباحث جديد علم مديريت بوده و در اين زمينه کار عميق و برجستة تئوريک و علمي کاربردي که بتوان از آن براي کنترل دستگاه هاي دولتي در ايران، به خصوص دستگاه هاي فرهنگي با اين رويکرد استفاده نمود اقدام مؤثري صورت نگرفته است. همچنين الگوهايي که تا بحال در داخل و خارج از کشور در امر کنترل استراتژيک ارائه شده است، عمدتاً مباحث تجاري، اقتصادي، مالي، شيميايي و صنعتي را مورد توجه قرار داده‌اند. در مجموع پس از بررسي هاي مختلفي که از نقاط قوت و ضعف مدل هاي مختلف کنترل استراتژيک صورت پذيرفت، مدل اي. فرانک هاريسون که تحت عنوان کنترل استراتژيک در سطح مديران ارشد [11] مي‌باشد مدنظر قرار گرفت. در سال 1991 پروفسور اي فرانک هاريسون استاد دانشگاه ايالتي سانفرانسيکو يک الگوي مفهومي فرآيندي کنترل استراتژيک را که نشأت گرفته از نظريات جديد مديريت استراتژيک و کنترل استراتژيک و کاربردهاي دنياي واقعي است در سطح مديران ارشد را طراحي نمود که الگوي فوق در نمودار شماره(3) آورده شده است.
اين بررسي که از 108 شرکت انجام شده، قصد دارد تا آن دسته از عوامل کنترل استراتژيک که مستقيماً در موفقيت تصميمات اتخاذ شده استراتژيک در سطح مديران ارشد (که متعاقباً در سراسر سازمان اجرا مي شوند) را شناسائي نموده و اعتبار ببخشد. در پاسخ مستقيم به يک پرسشنامه جامع، شصت و يک نفر از مديران ارشد 9 عامل کنترل استراتژيک را ارزيابي کردند که تنها ارزيابي‌هاي مربوط به مديران ارشد اجرايي در اين بررسي پذيرفته و پردازش شدند. ارزيابي‌هاي آنان، نقاط قوت و ضعف قابل تصحيح در برداشت‌هاي آنان نسبت به کنترل استراتژيک در محدوده سازمان هاي مربوطه‌شان را آشکار ساخت. گرايش اين ارزيابي‌ها منجر به اعتبار بخشي فرآيند منطقي الگوي کنترل استراتژيک شد. (ايْ. فِرانکْ هَاريسُون؛ 1384)
اين مدل در مجلّه تخصّصي مجله تخصصي بين‌المللي مديريت استراتژيک (برنامه‌ريزي درازمدت) [12] ارائه شده و با تغييراتي که در آن ايجاد و عوامل جديدي بويژه با رويکرد فرهنگي بدان تزريق شد، در اين تحقيق به عنوان مدل مفهومي اوليه مورد نظر انتخاب گرديده است.
مدل مفهومي تحقيق:
تمام مطالعات تحقيقي بر يک چارچوب مفهومي استوار است که متغيرهاي مورد نظر و روابط ميان آنها را مشخص مي کند. (ادواردز و همکاران؛ 1379) در اين تحقيق نيز با تکيه بر نتايج ساير الگوها و تحقيقات قبلي و با مبنا قراردادن مدل اي. فرانک هاريسون و توسعه آن، و بر اساس مباني نظري مورد بحث، مؤلفه‌ها و اجزاء مدل پيشنهادي به شرح زير طراحي شده است و هر شماره نشان‌دهنده شماره فرضيه فرعي (حدس آگاهانه محقق در مورد پاسخ به سئوالات فرعي تحقيق) مي‌باشد:
...
روش و نوع تحقيق:
روش انجام تحقيق بطورکلّي پيمايشي مي‌باشد که از جهت کاربردي به صورت ميداني انجام شده است. روش اين تحقيق توصيفي با هدف توسعه مدل کنترل استراتپيک در حوزه سازمان هاي فرهنگي است که در بخش نظري با مراجعه به ادبيات مديريت و کنترل استراتژيک عوامل مختلف مؤثر در الگو مورد تحليل قرار گرفته است. به منظور جمع‌آوري اطلاعات درخصوص اينگونه عوامل مطالعات بصورت کتابخانه اي و ميداني و با ابزار هاي فيش برداري مصاحبه و پرسشنامه هاي باز و نيمه ساختار يافته انجام شده است.
...
جمع بندي و پيشنهادات:
هدف اساسي از تحقيق حاضر طراحي و تبيين الگوي مفهومي فرآيندي کنترل استراتژيک دستگاه هاي فرهنگي کشور؛ و همچنين شناسايي متغيرهاي کليدي در کنترل استراتژيک و بررسي اين عوامل و ابعاد مدل و تأثير دادن مطالعات تطبيقي ساير کشورها؛ و طراحي ابزاري جهت امکان دادن و جهت‌دهي به مديران ارشد و هم‌افزايي دستگاه‌ها بوده است. در اين تحقيق به منظور دستيابي به اهداف فوق و طراحي مدل سؤالاتي مطرح شد و پس از بررسي مطالعات تطبيقي خارجي و مطالعات مشابه؛ با حدس تخصصي آگاهانه محققين مدل مفهومي اوليه تحقيق طراحي شد. سپس با طراحي پرسشنامه باز و بسته و تاييد روايي و پايايي آن؛ نظرات 100 نفر از خبرگان در سطوح وزير؛ معاون وزير و مديران کل و کارشناسان رده بالاي 6 دستگاه ها فرهنگي بزرگ کشور اخذ و با تجزيه و تحليل داده ها و ارزيابي روابط بين ابعاد و شاخص‌هاي مدل سطح صفر تحقيق؛ و با استفاده از روش تحليل مسير، مدل نهايي و برازش شده تحقيق بدست آمد که در نمودار شماره (6) نشان داده شده است.
پيشنهادهاي تحقيق:
در اين تحقيق 2 سري پيشنهاد به ترتيب براي دستگاه‌هاي فرهنگي کشور و براي محققين و پژوهشگران ارائه مي‌شود که عبارتند از:
1- پيشنهادهايي براي دستگاه‌هاي فرهنگي کشور
با عنايت به اعداد و ارقام به دست آمده در جدول شماره (18) پيشنهاد مي گردد موارد زير به ترتيب اولويت در دستور کار دستگاه هاي فرهنگي کشور قرار گيرد:
1. مؤلفه‌هاي تعيين دقيق ارزش‌هاي محوري و تخصيص منابع داراي بيشترين اهميت 46/1= است، لذا تأکيد بيشتري بر آنها مي‌شود.
2. مؤلفه‌هاي کنترل راهبردي و اقدام اصلاحي؛
3. مؤلفه‌هاي فرايند برنامه‌ريزي و عوامل کليدي؛
4. مؤلفه‌هاي تخصيص منابع و سازمان دهي؛
5. مؤلفه‌هاي کنترل عملياتي و کنترل راهبردي؛
6. مؤلفه‌هاي شايستگي و کنترل عملياتي؛
تأکيد در رابطه با ساير مؤلفه‌ها از جهت اولويت در جدول شماره(19) تابع مراحل زير است:
12 11 5 9 8 2 7
2- پيشنهادهايي براي محققين و پژوهشگران آينده
الف- با توجه به اين که رابطه بعضي از متغيرها با هم منفي و يا مقاديري ناچيز اعلام شده و بعضاً در مدل اوليه ارائه شده، مؤلفه‌ها و شاخصه‌هاي مهمي تعريف شده که در عمل ادغام و در نتيجه‌گيري نهايي اگر چه به صورت عيني تأثير خود را نشان نداده است (مثل سبک رهبري، مفروضات استراتژيک، فرهنگ سازماني و ارتباطاتي اثر بخش) و چه بسا در تئوري‌ها و اظهارنظر محققين اين مسئله غيرمنتظره باشد، پيشنهاد مي‌گردد مدل فوق را با روش‌هاي ديگر، طراحي و آزمون نموده و نتايج به دست آمده را با اين مدل تطبيق داده و چرايي آن را بررسي کنند.
ب- با توجه به نتايج به دست آمده از الگو، پيشنهاد مي‌شود اين الگو را در رابطه با ساير دستگاه‌هاي غيرفرهنگي و اجرايي هم به آزمون گرفته و نتايج تحقيقات را بررسي کنند.
ج- پيشنهاد مي‌شود با عنايت به تحقيق انجام شده، بررسي راه‌کارهاي بهبود ساختار، فرايند نگري سازماندهي تخصيص وظائف، اختيارات و کنترل‌هاي راهبردي عملياتي دستگاه‌هاي فرهنگي دنبال شود.
د- موانع ساختاري دستگاه‌هاي فرهنگي کشور در تأثير مؤلفه‌هاي نمودار(6) بررسي و ارزيابي شود.
و- پيشنهاد مي‌شود براي کنترل استراتژيک هر يک از دستگاه‌هاي فرهنگي با توجه به اين که مدل از نرم‌افزار ليزرل و 100=n استفاده کرده براي هر دستگاه فرهنگي نيز با روش فوق کاربرد مدل را به طور مجزّا ارزيابي کنند. به عبارت روشن‌تر مثلاً براي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران با انتخاب 100 نمونه از داخل مجموعه تشکيلات صدا و سيما و تعيين روابط و ضريب مسيرها و وزن هر کدام از عوامل چگونگي کاربرد اين مدل را نيز بصورت مجزّا براي صدا و سيما تعيين کنند.

در اثر بسياري از فعاليت ها در كارگاه ها و صنايع، مثل خرد كردن، ساييدن، حفاري، آسياب كردن، برش، تراش و... و در مشاغلي نظير نجاري، سنگ بري ها، معادن، ما ...

دستگاه عصبي، اطلاعات را جمع آوري، تحليل، ذخيره و منتقل مي کند. اين دستگاه کارکردهاي حياتي بدن را کنترل مي کند و با جهان خارج تعامل دارد. دستگاه هاي عص ...

دستگاه عصبي يا سيستم عصبي يا سامانهٔ عصبي (Nervous System) در بدن جانوران به هماهنگي فعاليت‌هاي ماهيچه‌ها پرداخته، اندام گوناگون را تحت نظارت درآورده، ...

ميکروکنترلر سيستم هاي مبتني بر ميکروکنترلر بلوك دياگرام سيستم مبتني بر ميکروکنترلر ملزومات سخت افزاري و اجزاء داخلي سيستمهاي مبتني بر ريزپردازنده ها م ...

استفراغ بيرون رانده شدن پرفشار محتويات معده و بخش ابتدايي روده است. شمار زيادي از بيماري ها که بسياري از آنها بيماري هاي اوليه دستگاه گوارش نيستند، مم ...

● کنترل اعتبار، آيا نتيجه مي دهد؟ در باور نادرست اقتصادي پيشين نشان داده شد که برخلاف ادعاهاي گول زننده و عامه پسند، کنترل اعتبار شيوه بدون هزينه براي ...

در دهه هاي اخير، شاهد ظهور رويکردي جديد در مديريت دولتي بوده ايم. به بياني ديگر، رويکردي جديد که براي رويارويي با مشکلات و مسائل پيچيده عصر حاضر شکل گ ...

1- مقدمه آيا تا به حال از خود پرسيده‌ايد که چرا بعضي از شرکت‌هاي بزرگ و موفق در مدت زمان کوتاهي با از دست دادن سهم بزرگي از بازار خود به موقعيتي معمول ...

دانلود نسخه PDF - کنترل استراتژيک دستگاه هاي فرهنگي کشور