up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله کتاب و سنت PDF
QR code - کتاب و سنت

کتاب و سنت

منابع انديشه ي اسلامي

۱) کتاب و سنت
بدون ترديد کتاب و سنت دو منبع اساسي انديشه ي اسلامي هستند و انديشه ي اسلامي چون از اين دو منبع خدايي برخاسته است، خصلت اسلامي بودن را به دست آورده است.
اگر ما در قرآن بينديشيم، مي بينيم جولانگاهي فراخ براي تکاپوي خرد انساني گشوده است. به ويژه هنگامي که مي بينيم در بسياري مسايل، قرآن به جاي ارائه ي احکام قطعي، به آوردن قواعد کلي، انعطاف پذيري و داراي مقاصد کلي مي پردازد، اين نکته براي ما روشن تر مي شود. قرآن و سنت در دو حوزه دانشوران مسلمان را به خردورزي و انديشه وري وا داشته اند:
الف) در حوزه ي اجتهاد براي تفسير و تبيين مسايلي که با نصوص قطعي کتاب و سنت مقرر نشده اند.
ب) در حوزه ي اجتهاد در باب مقوله ها و مسايلي که کتاب و سنت به کلي به آن ها نپرداخته اند.
پژوهشگر هوشمند و منصف اگر حقايق زندگي اسلامي را در خلال تاريخ طولاني آن بکاود، مي بيند که تمام نمادهاي گوناگون انديشه ي اسلامي از اسلام برخاسته اند، در دايره ي آن جولان کرده اند و در نهايت به رنگ آن درآمده اند. مقوله هاي کلي و جزيي که در تاريخ اسلام برافروخته شده اند، با اصالت اين دو منبع اساسي انجام پذيرفته اند. در گذر تاريخ، انديشه ي اسلامي به ساختن آن دسته از مقوله هاي کيهاني و اجتماعي پرداخته که اين دو منبع بزرگ بر اساس پايه هاي مشروح عقلي و استنباط احکام و گستراندن آن پايه ها و شرح و بسط ابعاد گوناگون آن ها و اثبات سازگاري متن هاي قطعي دو منبع فوق با خرد درست، برافروخته اند.
در حوزه ي باورهاي اسلامي ارائه شده در کتاب و سنت، انديشه ي اسلامي به تفکيک براهين يقيني قرآني و استوار ساختن آن ها بر مقدمات عقلي و کاربست قواعد منطق براي تخطئه ي باورها و مباني مخالف با باورهاي اسلامي پرداخت. از نگاه عقلانيت اصيل و بنيادين اسلامي، آن دسته از کوشش هاي انحرافي در صدد ايجاد سازگاري ميان اسلام و فلسفه هاي بيگانه و مهاجم به جامعه ي اسلامي (پس از سده ي دوم ) بودند، پنهان نماند. در حوزه ي قانونگذاري، انديشه ي اسلامي با نقطه ي عزيمت قرار دادن مباني و قواعد شريعت اسلام، توانست که با رخدادهاي متغير زندگي روياروي شود و چنان نهادها و ساختارهاي مشروح، احکام اجتهادي فراوان و راه گشايي هاي اثرگذار و شگرفي بنيان گذارد که به مرور در شرح و تفصيل هاي ريز و نازک آن، زندگي فرهنگي و تمدني اسلام استوار گردد.
اين فرايند منجر به پيشرفتي گسترده در جامعه ي اسلامي شد که سرانجام به بالا رفتن سطح مادي و معنوي انسان مسلمان منتهي شد.
گذشته از اين، باز بودن جامعه ي اسلامي در برابر فرهنگ هاي بيگانه، آن هم بي هيچ ضابطه و چارچوبي و نيز فشارهاي جريان هاي کينه توز با اسلام، در پاره اي از نمادها، انديشه ي اسلامي را از خاستگاه قرآني آن بيرون کرد. خاستگاه قرآني به انسان مسلمان فراخوان داده بود که به زندگي خويش بپردازد تا بتواند جامعه اي تمدن ساز توليد کند و در ضمن از کوشش براي شناخت دقيق شرح و تفصيل مقوله هاي غيبي دوري کند؛ چرا که اين مقوله ها صرفاً بر سرگشتگي و آشفتگي مي افزايد و چون کوشش هايش را در مسايلي صرف مي کند که بر آن ها فرايندي مفيد در مقوله ي دگرديسي پيوسته ي اجتماعي به سوي وضعيت بهتر مترتب نمي شود، حرکت سازنده ي انسان را به سوي ساختن و تمدن باز مي دارد. به ويژه آنکه وحي الهي وي را از تکليف کندوکاو در مقوله هايي که خرد انساني نه جولانگاهي دارد و نه مدرک و سندي، بي نياز ساخته است. بدون ترديد کشمکش هاي فلسفي و کلامي در ابعاد گسترده، در بستر کامجويي عريان از جدال هاي تفرقه انگيز و خسته کننده ي عقلي قرار گرفته است. اين کشمکش ها از عوامل اساسي تضعيف جامعه ي اسلامي و فقدان انسجام و هماهنگي فکري آن و در نهايت سقوط تمدني و سياسي موجوديت آن در برابر مغولان مهاجم از شرق و صليبيان مهاجم از غرب بوده است.
۲) تمدن هاي بيگانه
اسلام نه تنها با افزايش و بسط معرفت بشري کينه اي ندارد، بلکه پيروانش را به کندوکاو، نگريستن، شناخت تاريخ، پندآموزي از سرگذشت ملت ها و روزگاران و برگرفتن حکمت از هر توبره اي که برآمده باشد تشويق کرده است؛ چرا که سخن حکمت آميز گمشده ي انسان مؤمن است، هر جا که آن را بيابد، از ديگر مردمان بدان ارزنده تر است. اين نکته را حضرت پيامبر (ص) طي حديثي بيان داشته است. از اين خيزگاه بود که مسلمانان به برگرفتن ساز و کارهاي تمدن انساني و کاربست آن در ساختن زندگي و دگرگون کردن جامعه ي خويش پرداختند. البته در کنار بهره کشي هايي که از علوم رياضي، پزشکي، زيستي و ديگر معارف مفيد کردند و آن ها را ترجمه و دگرگون کردند و در سايه ي آن ها تمدن شاداب و شکوفاي خود را پديد آوردند، از فرهنگ هاي بيگانه آسيب نيز ديدند؛ چون اين فرهنگ ها در بنياد خود شرک آلود و در جهان بيني و نگاه خويش به هستي،؛ زندگي و انسان سخت منحرف بودند.
فرهنگ هاي انحرافي، ناپخته و گاه ابتدايي توانستند به فضاهاي مشخصي از زندگي اسلامي سرايت کنند و آن ها را تباه و فاسد کنند و تمام زهرهاي خود را بر آن ها بيفشانند.
بدين صورت بود که زيبايي اسلام را زشت و حقايق آن را تحريف کردند و سرانجام به جريان هاي فلسفي، حشويه، صوفيه و باطنيه منتهي شدند. اين جريان ها در اشکال گوناگون و با حفظ لجوجانه ي ماهيت خود در زير لايه ي نازکي از اسلام، گمراهي ها، انحراف ها، شرک آميزي ها و بي ديني هاي خود را منتقل کردند. آن ها از لايه ي نازک اسلام بهره بردند تا تهاجمي سازمان يافته عليه اسلام راه اندازند و از لحاظ عقيدتي، حقوقي و رفتاري آن را نابود کنند و نمودگارهاي تمدنش را، که يگانه در تاريخ ثبت شده بود که بر اساس توحيد ناب استوار شده بود، از بين ببرند.
پيامدهاي ورود جنبه هايي از فرهنگ هاي يوناني، افلاطوني، هندي، ايراني، گنوسيسم شرقي، يهودي و مسيحي براي اسلام و جامعه ي اسلامي سخت زيانبار و خطرآفرين بود.
اگر خوداتکايي اسلام با باورهاي مقتدر و فطري خود و شريعت آسان آن نبود و نيز اگر خردمندان، دانشوران و انديشه وران در برابر اين انحرافات واکنش مقتدرانه و قطعي نشان نمي دادند، اسلام قطعاً در آستانه ي تباهي و نابودي قرار مي گرفت و نمودگارهايش زيبايي خود را از دست مي دادند. اما خردمندان اسلام با قدرت، دقت و برنامه ريزي به مطالعه ي آگاهانه و هوشيارانه ي اين فرهنگ ها پرداختند. از خلال اين مطالعه خلأها و تضادهايي را که اين فرهنگ ها با ميراث مکتوب و معقول اسلام داشتند، کشف کردند. اينجا بود که براي برملا کردن کجي ها، انحراف ها و زيان هاي اين فرهنگ ها و تبيين سستي آن ها، صدها کتاب و رساله نوشتند و بدين سان توانستند حقايق و مباني اسلام را از اين خطر هولناک رهايي بخشند.
ثروت سترگ فکري بازمانده از انديشه ي اسلامي در حوزه ي کشمکش هاي فکري، برآيند معکوس ورود فرهنگ هاي بيگانه بود؛ چون ورود آن ها همواره در درازناي تاريخ اسلام به شکل گيري رويکردهاي انحرافي در جامعه ي اسلامي انجاميده است. اگر ما فرهنگ هاي بيگانه را در زمره ي منابع انديشه ي اسلامي قرار داده ايم، مقصود ما اثرگذاري هايي بوده که با ايجاد واکنش در آن به وقوع پيوسته، نه اثرگذاري مثبت؛ چون اين فرهنگ ها از اين جنبه تنها در انديشه ي غير اسلامي اثر گذارده اند. اين انديشه در جريان هاي گوناگوني نمودار يافته که در کنار انديشه ي اصيل اسلامي، گاه با قدرت و گاه با رخوت حرکت مي کرده است. با وجود اين، ما نمي توانيم کاملاً مدعي شويم که اثرگذاري مثبت فرهنگ هاي بيگانه منتفي بوده است. ما در اينجا از جريان ويرانگري سخن مي گوييم که تأثيري منفي يا ويرانگر در زندگي مسلمانان داشته است.
● اصالت فرهنگ هاي بيگانه
محافل شرق شناسي طي مدتي بيش از يک سده کوشيده اند ثابت کنند که انديشه ي اسلامي در مظاهر گوناگون خود چيزهايي از فرهنگ هاي بيگانه اقتباس کرده است. اين محافل در حوزه هاي پژوهشي و علمي، مقوله ها و ادعاهاي بزرگي در اين زمينه مطرح کرده اند؛ اما اين کوشش ها به کاميابي دست نيافته اند و به اثبات نرسيده اند؛ چون مباحث خود را از دريچه ي ادعاهاي نادرست، کينه هاي موروثي، غوغاها و ياوه هاي بي اساس ارائه کرده و آنگاه بر آن ها نام دانش و بي طرفي و عينيت گذارده اند. اين ادعاها در برابر مباني پژوهش جدي، نگاه استوار و بررسي عيني، توان ايستادگي ندارند. محافل مزبور براي دستيابي به اهداف خود دو راه را پيموده اند:
۱) تحريف شاخص هاي فرهنگي اسلام که از بنيادهاي سالمي برخوردارند و ادعاي اينکه آن ها از فرهنگ هاي بيگانه اثر پذيرفته اند؛ مثل اين ادعا که مکاتب کلامي شکل گرفته در جهان اسلام پس از سده ي نخست، از فرهنگ هاي فکري و ديني وارداتي انتقال يافته اند. و نيز اين ادعا که فقه اسلامي (که بزرگ ترين نمودگار نبوغ انديشه ي اسلامي به شمار مي رود) از قانون رومي اثر پذيرفته است.
۲) کوشش براي فراخ کردن دايره ي انديشه ي اسلامي با هدف زير پوشش قرار دادن فلسفه هاي غريب و نامأنوس، اعم از فلسفي، تصوف اشراقي، باطني، جريانات انحرافي و داراي ريشه ي هندي، مجوسي، فرهنگ هاي گنوسي، هرمسي، يهودي و مسيحي؛ چون ثابت شده که اين فلسفه هاي شرکي و انحراف هاي عرفاني و تأويل هاي باطني، برآيند طبيعي تهاجم فرهنگ هاي بيگانه به جامعه ي اسلامي بوده، پس از نظرگاه اينان اين اتهام صادر شده که انديشه ي اسلامي هرگز از خود اسلام برنتراويده و حتي بسياري از شرق شناسان و به ويژه يهودياني همچون گلد زيهر بدون رعايت هيچ حرمتي براي روش شناسي علمي در پژوهش، نگريستن و تطبيق، آشکارا کوشيده اند اسلام را چنان ارائه کنند که گويي برآيند طبيعي ميراث يهودي بوده است.
با وجود اين، هنوز مدت زماني دراز سپري نشده بود که حقايق فکري و تاريخي درباره ي کليات حرکت انديشه ي اصيل اسلامي بازنمايانده شد و پژوهشگران و انديشه وران مسايلي بس مهم و روشن را به اثبات رساندند. خلاصه اين مسايل از قرار زير است:
جنبش جدال عقلي در اسلام برخاسته از کمال يافتگي جامعه ي اسلامي در پرتو آموزه هاي قرآن و روش شناسي آن در جدال و عرضه ي حقايق زيستي و انساني بوده است.
فقه اسلامي بر بنيادهاي شريعت اسلام و پايه هاي کلي آن استوار شده است. جنبش استنباط احکام نيز ناشي از رشد جامعه ي اسلامي و کمال يافتگي آن در پرتو همان بنيادها و پايه ها بوده است.
جنبش تصوف و عرفان اسلامي برآيند طبيعي اصول اخلاقي ترسيم شده در قرآن از زندگي بشر و تطبيق آن در زندگي پيامبر و اصحاب بوده است.
فلسفه ي اصيل اسلامي نيز ناگزير بايستي از منابع حقيقي سرچشمه گرفته از بنيان هاي نظري اسلام و کمال يافتگي انديشه ي اسلامي برآمده باشد، نه آنکه از بنيان هاي نظري اسلام و کمال يافتگي انديشه ي اسلامي برآمده باشد، نه آنکه محصول خشک فرهنگ هاي وارداتي باشد.

اگر به آرمگاه بوعلي در شهر همدان سري بزنيد در قسمت موزه اش نمونه هايي از گياهان دارويي که ابن سينا از آنها براي درمان بيماري ها استفاده مي کرده خواهيد ...

استفاده از سرنخ هايي که دانش طب سنتي مردم بومي در زمينه داروها به دست مي دهد مسير گذار از موجودات وحشي به محصولات تجاري را بسيار کوتاه مي کند. اين نکت ...

● مقدمه اي بر ژئوسنتتيک ها (Geosynthetics) ژئوسنتتيک ها (Geosynthetics) دسته اي از ژئومتريالها هستند که در انواع پروژه هاي عمراني کاربرد دارند. در ساخ ...

استفاده از گل، عطر و عصاره گياهان شفابخش از ديرباز در طب سنتي و درمان هاي خانگي هم به عنوان دارو درمان و هم رايحه درمان کاربرد فراواني داشته و دارد، ا ...

اصطلاح گاز سنتز به مخلوط‌هاي گازي اطلاق مي­شود كه محتوي منوكسيدكربن و هيدروژن به نسبت‌هاي مختلف باشند. هيدروژن و منوكسيدكربن دو مادة مهم در صنايع شيمي ...

● موضوع اين رشته تحصيلي: توجه به قرآن و علوم قرآني بر هر مسلمان واجب است و بايد عده اي نيز به صورت تخصصي به تبيين، تدوين و تعليم علوم قرآن و تفسير اين ...

اشاره‌ سنت‌ اغلب، در مقابل‌ مدرنيته‌ قرار مي‌گيرد و براي‌ آن‌ تعاريفي‌ ذكر مي‌شود. برخي‌ از تعاريف‌ از ناحية‌ كساني‌ است‌ كه‌ در خارج‌ از حوزة‌ سنت‌ ق ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

دانلود نسخه PDF - کتاب و سنت