up
Search      menu
زمین شناسی,جغرافیا :: مقاله کاني PDF
QR code - کاني

کاني

کاني ماده ي طبيعي

کاني مادهي طبيعي، غيرآلي، بلوري و جامد است که در ترکيب سنگهاي پوستهي زمين يافت ميشود. برخي کانيها از يک عنصر خالص و بسياري از آنها از دو يا چند عنصر درست شدهاند. در هر صورت، کانيها ترکيب شيميايي معيني دارند. واژهي کاني از واژهي فارسي کان گرفته شده است که در زبان عربي به آن معدن گفته ميشود. بنابراين، کاني به مادهاي گفته ميشود که به طور طبيعي از معدن(کان) به دست ميآيد و معدن بخشي از پوستهاي زمين است که در آنجا به اندازهي چشمگيري، کاني يافت ميشود. موادي مانند شيشه، چيني، آلياژهاي گوناگون، که انسان آنها را ساخته است، و موادي مانند مرواريد صدف، استخوان، عاج و بسياري ديگر، که جانداران ميسازند، کاني نيستند.
● ويژگيهاي کانيها
کانيها چيزهاي همگني هستند؛ يعني، ويژگيهاي فيزيکي و شيميايي همهي ذرههاي سازندهي آنها، يکسان است. براي مثال، اگر يک قطعه هاليت(نمک خوراکي) را به ذرههاي بسيار کوچکي بشکنيم، همهي ذرههاي به دست آمده، مزهي شوري دارند، به سادگي در آب حل مي شوند و ديگر ويژگيهاي نمک را نشان ميدهند.
کانيها مواد بلوري و جامدي هستند؛ يعني، ذرههاي سازندهي آنها بر اساس نظم و قانون معيني کنار هم قرار گرفتهاند؛ به نحوي که، همهي سطحهاي بيروني يک کاني، صاف است. شکل بلوري و منظم کانيها از آرايش اتمها و مولکولهاي دروني آنها ناشي ميشود.
هر کاني ترکيب شيميايي ثابتي دارد. براي مثال، پيريت هميشه FeS۲ و کلسيت CaCO۳ همواره است. البته، در برخي کانيها ممکن است نسبت برخي عنصرها تغيير کند. براي مثال، در کاني الوين( FeMgSiO۴ ) ممکن است درصد آهن و منيزيم از بلوري به بلوري ديگر، از صفر تا صد درصد تغيير کند.
برخي کانيها، مانند طلا، از يک عنصر درست شدهاند. البته، طلا کمتر به صورت خالص يافت ميشود. بلورهاي مکعبي و زرد رنگ طلا، اگر با نقره همراه باشند، روشنتر و اگر با مس همراه باشند، قرمزتر به نظر ميرسند. بسيار از کانيها از دو يا چند عنصر متفاوت هستند که با هم مخلوط شده و مادهي مرکبي به وجود آوردهاند. براي مثال، فراوانترين کاني، يعني کوارتز، ترکيبي از سيليسيم و اکسيژن است.
● شکلگيري کانيها
کانيها از پيوندهاي گوناگون بين اتمهاي عنصرها به وجود ميآيند. تا کنون ۹۲ عنصر در طبيعت شناسايي شده است. از بين اين ۹۲ عنصر طبيعي، ۸ عنصر اکسيژن، سيليسيوم، آلومينيوم، آهن، کلسيم، سديم، پتاسيم، و منيزيم، حدود ۵ ۹۸ درصد کانيها را ميسازند. از ترکيبشدن اين عنصرها با هم، کانيها گوناگوني به وجود ميآيد. براي مثال، از ترکيب شدن اکسيژن با سيليسيوم، اکسيد سيليسيوم SiO۲ (کوارتز) و از ترکيبشدن اکسيژن، سيليسيوم، منيزيم و آهن، الوين( FeMgSiO۴ ) به دست ميآيد.
کانيها علاوه بر اين که از نظر ترکيب شيميايي با هم تفاوت دارند، از نظر شکل ظاهري، رنگ، اندازه و ديگر ويژگيها نيز تفاوتهاي زيادي با هم دارند. اين تفاوتها از چگونگي شکلگيري آنها برميخيزد. برخي کانيها از سرد شدن مادهي مذاب به دست ميآيند. همهي کانيهاي سنگهاي آذرين، مانند کوارتز، فلدسپات، ميکا و الوين، اين گونه به وجود ميآيند.
برخي ديگر از کانيها از سرد شدن بخار در سطح سنگها يا شکافهاي موجود در آنها به وجود ميآيند. سرد شدن گاز گوگرد در قلههاي آتشفشاني دماوند و تفتان، نمونهاي از اين فرايند است. کانيها ديگري از بخار شدن محلولهايي به وجود ميايند که به اندازهي اشباع رسيدهاند. براي مثال، از بخار شدن آرام درياچههاي مرکزي ايران، نمک و گچ به دست ميآيد.
برخي کانيها از واکنشهاي شيميايي يونها در آب به وجود ميآيند. براي مثال، در درياهاي گرم، يون کلسيم(+۲ Ca) با يون کربنات(+CO۳۲)ترکيب ميشود و کاني کلسيت(CaCO۳) تهنشين ميشود. برخي کانيها نيز پيامد تخريب شيميايي کانيها ديگر هستند. براي مثال، از تجزيهي شيميايي فلدسپاتها، کانيهاي رستي(کانيهاي تشکيلدهندهي خاک) به وجود ميآيند.
● شناسايي کانيها
زمينشناسان براي شناسايي کانيها از روشهاي گوناگوني، مانند رنگ شعله، طيف نوري، ميکروسکوپهاي پلاريزان، ميکروسکوپ الکتروني و پرتو ايکس، بهره ميگيرند.
▪ رنگ شعله. در اين روش تکهاي از کاني يا پودر آن را روي شعله نگه ميدارند و با دستگاهي به آن ميدمند. با تغيير رنگي که در شعله پديد ميآيد، ميتوان برخي از کانيها را شناسايي کرد. سديم رنگ زرد، پتاسيم رنگ نارنجي، منيزيم رنگ قرمز، کلسيم رنگ نارنجي، باريم رنگ سبز مايل به زرد و مس رنگ سبز درخشان، به وجود ميآورد.
▪ طيف نور. در اين روش مقدار اندکي از يک کاني را در دستگاهي، که با جرقهي الکتريکي و در فشار زياد کار ميکند، قرار ميدهند تا کاني بخار شود. در اين حالت، اتمهاي عنصرهاي سازندهي کاني، طول موج ويژهاي توليد ميکنند که پس از عکسبرداري ميتوان با کمک آنها به عنصرهاي سازندهي کاني پي برد.
▪ ميکروسکوپ پلاريزان. در اين روش، ضخامت يک قطعه سنگ را که داراي کانيهاي گوناگون است، به اندازهاي کم ميکنند تا شفاف شود و نور از آن بگذرد. سپس آن را زير ميکروسکوپ پلاريزان بررسي ميکنند. اکنون از روي شکل ظاهري، نوع شکستگي، ضريب شکست نور، رنگ و ديگر ويژگيها، کاني را شناسايي ميکنند.
▪ ميکروسکوپ الکتروني. لايهي نازکي از کاني را با اين ميکروسکوپ مطالعه ميکننند. باريکهي الکتروني به کاني برخورد ميکند و بخشي از آن به کاني جذب ميشود که سايهاي از کاني روي صفحهي ويژهاي به وجود ميآورد. بررسي اين سايه از نظر شکل ظاهري، شکستگيها و ساختمان دروني کانيها، به شناسايي کاني ميانجامد.
▪ پرتو ايکس. اين روش در شناسايي کانيها، بهويژه کانيهايي که ترکيب شيميايي مشابهي دارند، بسيار کارآمد است. پرتوهاي ايکس را به بلور کاني ميتابانند. بخشي از اين پرتوها از کاني ميگذرد و بخشي پس از برخورد با ذرههايي که در گوشههاي شبکهي بلور کاني قرار دارند، بازتاب مييابد. با برسي عکس به دست آمده از اثر اين پرتوها بر فيلم عکاسي، ميتوان کاني مورد نظر را شناسايي کرد.
● شناسايي کانيهاي آشنا
به کمک ويژگيهاي فيزيکي و شيميايي کانيها، ميتوان به روشهاي سادهتري برخي از کانيهاي بسيار شناخته شده را شناسايي کرد.
▪ شکل بلور. اندازهي بلورها ممکن است بسيار بزرگ يا بسيار کوچک باشد. در حالي که وزن کاني بريل ممکن است تا ۲۰۰ تن هم برسيد، برخي کانيها تنها با پرتوهاي ايکس ديده ميشوند. شکل کانيها نيز بسيار گوناگون است. با وجود اين، زاويههاي بين سطحهاي مشابه در همهي بلورهاي يک کاني همواره يکسان است. براي مثال، بلور نمک، چه بزرگ و چه کوچک، همواره مکعبي شکل است و بين سطحهاي خود، زاويه ۹۰ درجه دارد.
▪ سختي. دانشمند اتريشي به نام فردريش موهس(۱۸۳۹-۱۷۷۳) مقياسي براي درجهي سختي کانيها وضع کرد. مقياس او از درجهي يک براي تالک(نرمترين کاني) تا درجهي ۱۰ براي الماس (سختترين کاني) است. بر اساس اين مقياس، سختي ناخن انسان، ۵ ۲، سکهي مسي ۵ ۳ و چاقوي فولادي قلمتراش، ۵ ۵ است. اکنون با توجه با اين که در اثر کشيدن اين چيزها بر سطح کاني، در آن خراش ايجاد ميشود يا نه، سختي کاني را اندازه ميگيرند و با توجه با سختي، کاني را شناسايي ميکنند.
▪ رَخ(کليواژ). رخ به شکستگي کانيها در راستاي سطح صاف، پس از وارد شدن ضربهاي شديد، مانند ضربهي چکش، گفته ميشود. ميکا در يک جهت ميشکند و ورقه ورقه مي شود؛ کوارتز خورد ميشود؛ نمک خوراکي رخ سه جهتي قائم و کلسيت رخ سه جهتي غير قائم دارد.
▪ رنگ. برخي کانيها هميشه به يک رنگ ديده ميشوند. براي مثال، طلا همواره زرد، مالاکيت، گرافيت هميشه سياه و مالاکيت به رنگ سبز فيروزهاي است. رنگ را بايد در سحي که به تازگي شکسته شده است، مشاهده کرد. زيرا هوازدگي رنگ سطح رويي را تغيير ميدهد.
▪ اثر بر چيني بدون لعاب. در اين روش کاني را بر چيني بدون لعاب( پشت نعلبکي بخشي که لعاب ندارد) ميکشند تا لايهي نازکي از آن بر سطح چيني بماند. کانيهاي نافلزي اثر بيرنگ يا به رنگ روشن دارند و کانيهاي فلزي رنگهاي تيرهتري پديد ميآورند. براي مثال، کاني زرد رنگ پيريت، رنگ سياه برجاي ميگذارد و اثر هماتيت، که بيشتر به رنگ خاکستري و ساه است، قرمز قهوهاي ديده ميشود.
▪ جلا. جلو يا درخشندگي سطح کاني نيز در شناسايي آن سودمند است. کانيهاي فلزي نور را بهخوبي بازميتابانند و به اصطلاح جلاي فلزي دارند. هاليت و کوارتز، جلاي شيشهاي و اوپال و اسفالريت، جلاي صمغي دارند.
▪ چگالي(جرمحجمي). براي به دست آوردن چگالي کانيها، جرم آنها را با ترازو و حجم را با استوانهي درجهبندي شده داراي آب، اندازه ميگيرند تا با تقسيم کردن جرم بر حجم، چگالي کاني به دست آيد. چگالي بيشتر کاني هاي سيليکاتي، که بخشي زيادي از پوستهي زمين را ميسازند، حدود ۵ ۲ تا ۵ ۳ گرم بر سانتيمتر مکعب است. کانيهايي که در ساختمان خود عنصرهاي سنگيني مانند سرب و باريوم دارند، داراي چگالي بالايي هستند. براي مثال، چگالي گالن(PbS)، حدود ۵ ۷ گرم بر سانتيمتر مکعب است.
● نامگذاري کانيها
بيشتر کانيها نامهاي کهني دارند و اثر واژگان يوناني و رومي را بر خود دارند. برخي کانيها نيز به نام کاشفشان يا براي سپاسگذاري از کوششهاي دانشمندان بزرگ نامگذاري شدهاند. بهطور کلي نام کانيها به روشهاي زير برگزيده شده است:
۱) نام برخي کانيها بسيار کهن است و هنوز دليل ناميده شدن به چنين نامهايي را بهدرستي نميدانيم؛ مانند کوارتز.
۲) نام برخي از کانيها از نام کاشفشان گرفته شده است؛ مانندکووليت از کوولي، کانيشناس ايتاليايي.
۳) نام برخي کانيها از نام جايي گرفته شده که نخستينبار در آنجا پيدا شدهاند؛ مانند آرگونيت از آرگون در اسپانيا.
۴) برخي کانيها نامهاي افسانهاي دارند؛ مانند مارتيت از مارس(خداي جنگ).
۵) نام برخي کانيها از ترکيب شيميايي آنها گرفته شده است؛ مانند سيدريت از سيدروس به معناي آهن.
۶) نام برخي از کانيها از ويژگيهاي فيزيکي آنها گرفته شده است؛ مانند باريت از باروس به معناي سنگين.
۷) نام برخي از کانيها از نوع کاربرد آن ها گرفته شده است؛ مانند نفريت از نفرون کليهها، زيرا اين کاني براي درمان آسيبها کليه سودمند است.
۸) نام برخي از کانيها از رنگ آنها گرفته شده است؛ مانند الوين به معناي کاني سبز زيتوني.
۹) برخي کانيها نام محلي دارندکه جنبهي جهاني پيدا کرده است؛ مانند کرندوم و سافير که نام هندي اين کانيهاست.
کانيهايي با نامهاي ايراني
۱) بيرونيت( Birunite ): سيليکات کلسيم و کربنات کلسيم آبدار
اين کاني در سال ۱۹۵۷ ميلادي کشف و به افتخار دانشمند ايراني، ابوريحان بيروني نامگذاري شد تا بزرگداشتي بر پژوهشهاي وي دربارهي کانيها و سنگها باشد.
۲) آويسنيت( Avicennite ): اکسيد تاليوم و آهن
اين کاني در سال ۱۹۵۸ ميلادي کشف شد و به افتخار دانشمندايراني، ابن سينا، نام گذاري شد. ابن سينا نخستين طبقهبندي کانيها را در کتاب شفا آورده است.
۳) تالمسيت( Talmessite ): آرسنات آبدار کلسيم، منيزيم و باريوم)
اين کاني را باريان و هرپن در سال ۱۹۶۰ در معدن قديمي تالمسي در کنار دهي به همين نام در انارک يزد کشف کردند و نام اين معدن را بر آن گذاشتند. اين کاني ويژگي فاوئورسان دارد و رنگ آن بيرنگ تا سبز ميشود.
۴) ايرانيت( Iranite ): کرومات سرب آبدار
اين کاني را باريان و هرپن در سال ۱۹۶۳ در يکي از معدنهاي قديمي سهبرز در شمال غربي انارک کشف کردند و نام ايرانيت را بر آن نهادند. اين کاني زرد زعفراني و داراي جلاي شيشهاي، در پيرامون نايبندان نيز يافت ميشود.
۵) خونيت( Khuniite ): کرومات سرب، روي و مس
اين کاني را اديب و اتمان در سال ۱۹۷۰ ميلادي در معدن قديمي خوني در شمال انارک کشف کردند. اين کاني به کاني ايرانيت شباهت زيادي دارد، اما رنگ زرد آن به قهوهاي گرايش دارد.
۶) انارکيت( Anarakite ): کلريد بازي روي و مس
اين کاني را اديب و اتمان در سال ۱۹۷۲ در انارک کشف کردند و نام همين بخش را بر اين کاني سبز رنگ نهادند.
۷) خادميت( Khademite ): سولفات بازي و آبدار آلومينيوم
اين کاني را باريان، برتلون و صدرزاده در ساغند يزد کشف کردند و به افتخار نصرالله خادم، رياست آن زمان سازمان زمينشناسي ايران، نامگذاري کردند.
● طبقه بندي کانيها
طبقه بندي کانيها ممکن است برپايهي چگونگي شکلگيري آنها انجام شود. بر اين اساس، آنها را به کانيهاي ماگمايي، رسوبي و دگرگوني طبقه بندي ميکنند. روش ديگر براي طبقهبندي کانيها، توجه به ترکيب شيميايي آنهاست که در اينجا مورد توجه است.
۱) سليکاتها: از ترکيب شدن سيليسوم، اکسيژن و يک يا چند فلز به دست ميآيند. به دو دستهي سيليکاتهاي تيره(داراي آهن و منيزيم) و سيليکاتهاي روشن(بدون آهن و منيزيم) تقسيم ميشود. الوين، پيروکسين، آمفيبول، ميکاي سياه، تورمالين، تالک، سرپانتين و آزبست، نمونههايي از دستهي نخست، کوارتز، فلدسپات، ميکاي سفيد و کائولينيت، نمونههايي از دستهي دوم هستند.
۲) سولفاتها: از ترکيب شدن اکسيژن، گوگرد و يک يا چند فلز به دست ميآيند. حدود ۱۵۰ کاني از اين گونه وجود دارد که انيدريت، ژيپس، باريت و آلونيت از آنها هستند.
۳) کربناتها: از حل شدن دياکسيدکربن در آب باران، اسيدکربنيک به دست ميآيد و اين اسد يون بيکربنات را به وجود ميآيورد. از ترکيب شدن اين يون با يونها مثبت فلزي، حدود ۷۰ گونه کاني کربناتي به وجود آمده است. کلسيت، دولوميت، منيزيت، سيدريت، اسميت سونيت، سروزيت و مالاکيت از آنها هستند.
۴) فسفاتها: از ترکيب شدن فسفر، اکسيژن و يک يا چند فلز به دست ميآيند. آپاتيت و فيروزه نمونههايي از اين دسته هستند.
۵) هاليدها: ترکيبهاي گوناگوني از هالوژنها، يعني کلر، فلئور، برم و يد با يک فلز هستند. هاليت، سيلويت و فلئوريت از اين دستهاند.
۶) سولفيدها: ترکيبي از گوگرد با يک فلز هستند. بيش از ۲۰۰ نوع سولفيد در طبيعت پيدا شده که گالن، پيريت، اسفالريت وکالکوسيت از آنها هستند.
۷) اکسيدها: از ترکيب شدن اکسيژن با يک فلز به دست ميآيند. يخ، هماتيت، مانيتيت، ليمونيت و کورندوم از اين دستهاند.
۸) عنصرها: از بين همهي عنصرهايي که در زيمن پيدا ميشود، فقط حدود ۲۰ عنصر به صورت خالص ميتواند سازنده ي کاني باشند. طلا، نقره، مس، کربن و گوگرد از اين دستهاند.
● کاربرد کانيها
کانيها در آغاز به همان صورت که از پوستهي زمين به دست ميآمدند، به کار ميرفتند. برخي از اين کانيها که بلورهاي ظريف و پايدار در برابر فرسايش داشتند، پس از صيقلکاري و تراش خوردن، به عنوان آرايش به کار ميرفتند. به اين کانيها سنگهاي قيمتي يا جواهر ميگوييم. الماس، فيروزه، ياقوت کبود، زمرد، زبرجد، لعل، چشم گربه، عقيق، مرواريد، و درّکوهي از مهمترين کانيهاي گرانبها هستند.
از زماني که بشر به فنآوري ذوب کردن فلز، قالبريزي و توليد آلياژ دست يافت، کاربرد کانيها نيز گسترش يافت. امروزه بيش از ۴۰ نوع کاني و صدها ترکيبي که از آنها به دست ميآيد، در صنعت کاربرد دارند. در ادامه به برخي از اين کاربردها اشاره مي شود.
اليوين: جواهر و مواد ديرگداز
پيروکسنها: جواهر، به دست آوردن فلزهاي کمياب
آمفيبولها: جواهر، پارچهي مقاوم به آتش و مواد ديرگداز
ميکاها: عايق الکتريکي در راديو، تلويزيون و ديگر دستگاههاي الکتريکي، شيشهي دريچهي کورههاي ذوب فلز، کاغذ ديواري، لاستيکسازي، کاغذ معمولي، رنگروغن نسوز، طلق سماور و چراغ آشپزخانه
تورمالين: الکترونيک، به دست آوردن بُر، جواهر
تالک: کاغذسازي، نساجي، لاستيک سازي، صابون خياطي، صفحه کليد برق، سراميکسازي، حشرهکش، عايق پشتبام، پودر بچه و مواد آرايشي
سرپانتين: سنگ روکار ساختمان، مواد ديرگداز، به دست آوردن منيزيم
آزبست: پارچهي نسوز، توري چراغ، عايق حرارتي، لنت ترمز، لوله و ورقههاي سيماني. کاربرد آن به دليل نقش آن در بروز بيماري در ششها، ممنوع شده است.
کوارتز : ساعتسازي، ابزارهاي نوري و اخترشناسي، کاغذ، شيشه، سمباده و جواهر
ارتوزها: لعاب چيني و کاشي
پلاژيوکلازها: جواهر و نماي ساختمان
کائولينيت: ظرف چيني، کاغذ، رنگ و پلاستيک
ژيپس: ساختمانسازي، مجسمهسازي، کاغذ، کندکننده در سيمان پورتلند، افزايش باروري خاک، بتونهي نقاشي و براي رشد مخمرها در صنعت غذا.
باريت: دارو، عکسبرداري از لولهي گوارش، رنگ، پلاستيک، مواد عايق، کاغذ و گل حفاري
کلسيت: سنگ نماي ساختمان، مجسمهسازي، سيمان، تصفيهي آب، شيشهسازي، چرمسازي، ابزارهاي نوري براي ايجاد نور پلاريزه، کاغذ سازي، کشاورزي و ذوب فلزها
دولوميت: ساختن آجر براي آستر کورههاي حرارتي و سيمان پورتلند
منيزيت: آجر نسوز، به دست آوردن منيزيم
زرنيخ: پزشکي، رنگسازي، حشرهکش و تهيهي ارسنيک
آپاتيت: کودهاي شيميايي و اسيدفسفريک
مالاکيت: مواد آرايشي، نماي دروني ساختمان و تهيهي مس
هاليت : سديم و کلر، شويندهها، پارچه بافي، چوببري، رنگرزي، چرمسازي، کودسازي، نگهداري مواد غذايي و خنک کنندهي موتور يخچال
سيلويت: به دست آودرن پتاسيم و کلر و کود شيميايي
فلوئوريت: ذوب فلزها و ابزارها نوري
گوگرد: اسيدسولفوريک، لاستيکسازي، نساجي، دباغي، رنگسازي، کاغذسازي، مواد منفجره، کبريتسازي، سم دفع آفت، کود و حشرهکش
طلا: جواهر، سکه، دندان، ترانزيستورها و ديودها، هواپيماسازي، صنعت فضا وکاتاليزور فرايندهاي شيميايي
نقره: جواهر، سکه، کاغذسازي و کاتاليزور فرايندهاي شيميايي
مس: صنعت الکتريکي و الکترونيک، لولهسازي، سکه، ظرف، آلياژ، رنگ آب و سبز، آبکاري، مواد آرايشي، فرايندهاي شيميايي و محلول شوايتزر(حلال سلولز پنبه)
الماس: جواهر، ابزار برنده و سايند و سرمتهي حفاري
گرافيت: ساختن بوتهي کورههاي فولادسازي، رنگسازي، صنعت برق، نيروگاههاي هستهاي، واکس و مدادسازي
از بسياري از کانيها نيز فلزهاي مهمي به دست ميآيد يا در فرآيند توليد فلز به کار ميروند:. سيدريت، مانيتيت، هماتيت و ليمونيت(آهن)، اسميت سونيت و اسفالريت(روي)، سروزيت و گالن(سرب)، کالکوسيت، کالکوپيريت و کوپريت(مس).

کاني ماده ي طبيعي، غيرآلي، بلوري و جامد است که در ترکيب سنگ هاي پوسته ي زمين يافت مي شود. برخي کاني ها از يک عنصر خالص و بسياري از آن ها از دو يا چند ...

کاني کانيها ترکيبات طبيعي هستند که طي فرايندهاي زمين شناختي بوجود مي آيند. واژه کاني به ترکيباتي اطلاق مي گردد که از يک سو ترکيب شيميايي و از سوي دي ...

اطلاعات اوليه براي شناسايي کانيها از خواص فيزيکي ، کرسيتالوگرافي ، شميايي و هم چنين بررسيهاي زمين شناسي استفاده مي‌شود . با اينکه نتيجه حاصل از مطالعه ...

در علوم مهندسي ، خاک مخلوط غير يکپارچهاي از دانههاي کانيها و مواد آلي فاسد شده ميباشد که فضاي خالي بين آنها توسط آب و هوا (گازها) اشغال شده است. خاک ب ...

منطقه ايران را چه در محدوده کمربند کوهزايي رشته کوه البرز و چه در محدوده زاگرس بررسي کنيم، طيف وسيعي را از نظر گستردگي در آمار لرزه ها مشاهده خواهيم ک ...

سنگ آهک کربنات کلسيم CaCO۳ به ندرت به صورت آهک خالص در طبيعت پيدا مي شود اين سنگ بيشتر به صورت آهک رسي , آهک ماسه اي و دولوميت يافت مي گردد ناخالصيهاي ...

▪ کانيهاي سنگين: سنگهاي آذرين و دگرگوني حاوي يک سري کانيهاي سنگين با وزن مخصوص بيشتر از ۲.۶۵ (وزن مخصوص کوارتز) و ۲.۵۶ تا ۲.۷۶ (وزن مخصوص فلدسپاتها) م ...

فلز ماده اي است که مي توان آن را صيقل داده و براق کرد، يا به طرح هاي گوناگون در آورد و از آن مفتول هاي سيمي ظريف تهيه کرد. فلز جسمي است که آزمايش هاي ...

دانلود نسخه PDF - کاني