up
Search      menu
مدیریت و اقتصاد :: مقاله کارآفرينان PDF
QR code - کارآفرينان

کارآفرينان

کارآفرينان و رشد اقتصاد

کارآفرين به شخصي گفته مي شود که فکري جديد يا اختراعي در اختيار داشته و منابع کشور (زمين، کار و سرمايه) را با هم ترکيب مي کند تا بتواند آن فکر و ايده را در بازار عرضه کند.
کارآفرينان ريسک بنگاه توليدي را پذيرفته و آن را مديريت مي کنند. آنها کيفيت محصولات و خدمات فعلي را بهتر ساخته يا محصولات جديدي خلق مي کنند. کارآفرينان مثل هر کس ديگري در برابر انگيزه ها از خود واکنش نشان مي دهند. در اقتصاد بازار آزاد، يکي از قوي ترين انگيزه ها که کارآفرينان را به کوشش وامي دارد جلب رضايت مشتريان است، بنابراين کسب سود بيشتر است. کارآفرينان براي انجام فعاليت به محيط کسب و کاري نياز دارند که پشتيبان مالکيت خصوصي و بازارهاي آزاد باشد.
● کارآفرين به چه کسي مي گوييم؟
هر کسي قهرمانان را دوست دارد؛ اشخاصي که ارزش هاي شان مورد احترام ما است و دستاوردهاي شان را تحسين مي کنيم. ما قدرشناس کساني هستيم که براي خلق کالايي جديد زحمت مي کشند و به عده زيادي از افراد جامعه فايده مي رسانند. چنين شايستگي هايي اساس کارآفريني است. کارآفرين کسي است که تاکيد مي کند «راهي بهتر وجود دارد و من آن را پيدا خواهم کرد.» کارآفرين بودن به معناي عهده دار حرکت در مسيري جديد است. کارآفرين گوش به زنگ استفاده از فرصت ها و پذيرش ريسک براي به چنگ آوردن فرصت ها است. کارآفريني به معناي داشتن انرژي، بينش، خوش بيني و جرات و جسارت آزمودن هر چيز جديدي است. کارآفرين کسي است که هم طرح و انديشه و هم تمايل رساندن آن انديشه به بازار را دارد. خلاقيت و ريسک پذيري دو عنصر اساسي کارآفريني هستند.
کارآفرينان منابع حياتي اقتصاد هستند
همه اقتصادهاي جهان چهار منبع اصلي توليد دارند: زمين، کار، سرمايه و کارآفريني. زمين بيانگر منابع طبيعي مثل خاک، محصولات کشاورزي، جنگل و زمين اختصاص يافته به ساختمان است. کار بيانگر تلاش يدي و فکري کشاورز، حسابدار، راننده تاکسي، کفاش، کارگر خط مونتاژ و برنامه ريز کامپيوتر است که مهارت ها و تخصص هايي را براي ساخت محصولات تهيه مي بينند يا خدماتي را در قبال دستمزد و حقوق عرضه مي کنند. سرمايه بيانگر ساختمان ها، تجهيزات، سخت افزار، ابزارآلات و منابع مالي مورد نياز براي توليد است. کارآفريني بيانگر انديشه، نوآوري، استعداد، مهارت هاي سازماني و پذيرش ريسک است.
کارآفرينان دائما در مورد روش هاي جديد فکر مي کنند، ماشين آلات جديد طراحي مي کنند، فرآيندها را تکميل کرده و کارگران را به گونه اي سازماندهي مي کنند که براي نمونه شکلات هاي خوشمزه تري توليد کرده و در قفسه فروشگاه ها عرضه کنند. در اکثر موارد آنچه ما مي بينيم محصول نهايي است؛ بنابراين کارآفريني را بديهي فرض مي کنيم، اما کارآفرينان با ساختن آن چيزهايي که سايرين برايش ارزش قائل هستند نقشي حياتي در بازار ايفا مي کنند. آنها شبيه شمع در موتور خودرو هستند، انديشه هاي جديد و کشفياتي را مشتعل مي سازند که اقتصاد را به جلو مي برد. آنها در جست وجوي روش هاي جديدي هستند تا محصولات، فرآيندها و خدمات موجود را بهتر سازند و محصولات کاملا جديدي خلق کنند. آنها مايل به قبول ريسک هستند تا وضعيت را بهتر کنند.
کارآفرينان را مي توان در هر جا که همه کار مي کنند از راه اندازي يک رستوران تا ايجاد يک فناوري يا نوآوري جديد پيدا کرد. اين مردم اغلب پول يا اعتبار و آبروي خود را به خطر مي اندازند. برخي از آنها دوست دارند ثروتمند و مشهور شوند. سايرين در آرزوي اين هستند که وضع خودشان، خانواده شان يا جامعه را بهتر کنند و برخي به دنبال ماجراجويي صرف هستند تا حد و مرز توانمندي هاي خود را به چالش کشند. هدف کارآفرين بدون ملاحظه انگيزه، بهتر کردن اوضاع است. در ۱۹۲۶، هنري فورد مخترع مدل خودرو تي گفت: «عجيب است که چگونه به محض موفقيت کالايي در بازار، شخصي پيدا مي شود که فکر مي کند آن کالا موفق تر مي شد اگر به شکل متفاوت تري ساخته مي شد.» آن شخص همان کارآفرين است، کسي که در مورد آنچه احتمالا بايد باشد، ديدگاه نويي دارد.
کارآفرينان و تخريب سازنده
در سال ۱۸۹۹، رييس اداره ثبت اختراعات ايالات متحده آمريکا گفت همه چيزهايي که قرار بود اختراع شود ديگر اختراع شده است. او کاملا در اشتباه بود. عملا همه چيزهايي که امروز استفاده مي کنيم در سال ۱۸۹۹ غير قابل تصور بود هواپيما، تلويزيون، تلفن بي سيم، اجاق مايکروويو، ويدئو و اينترنت. اکثر وسايل راحتي زندگي مدرن که امروزه بديهي فرض مي گيريم ۱۰۰ سال پيش وجود خارجي نداشتند.
پيشرفتي که با انديشه هاي کارآفرينان جرقه مي زند به سادگي اتفاق نمي افتد. بايد حجم عظيمي کار و ريسک فراواني وارد هر انديشه جديد شود تا نهايتا راه خود را به بازار مصرف باز کند و اگرچه کارآفرينان با انديشه هاي خود ثروت و فرصت خلق مي کنند، آنها هميشه به خاطر آنچه براي پيشرفت اقتصاد انجام مي دهند، مورد قدرداني قرار نمي گيرند. يک دليل اين است که کارآفرينان اوضاع را به شدت بر هم مي زنند.
هنگامي که کارآفرينان گام هاي جسورانه اي بر مي دارند و ارتباط با روش هاي آشنا را قطع مي کنند، اغلب در پشت سر خود انبوهي از محصولات و فرآيندهاي قديمي و از مد افتاده باقي مي گذارند. اين نيرو را تخريب سازنده مي نامند. براي مثال، دستگاه هاي تايپ دستي که سابق بر اين مورد تقاضاي فراوان بود و کار مفيدي انجام مي دادند. اينک اما به ندرت مي توان يک دستگاه تايپ دستي يا حتي برقي در ادارات و شرکت ها پيدا کرد. همان سرنوشت در انتظار هزاران محصول، فرآيند و خدمت ديگر است. فناوري جديد جايگزين فناوري قديمي مي شود و کارآفرين زمينه ساز تغيير و تحول است. اقتصاد سالم به اقتصادي مي گويند که اجازه مي دهد تا تخريب سازنده اتفاق بيفتد و در مجموع مردم بيشتري منتفع مي شوند اگر چه گروهي نيز متضرر مي شوند.
کارآفرينان در بازار آزاد
نظام بازار آزاد نظامي که در آن افراد و نه دولت ها تصميم مي گيرند چگونه بهترين استفاده را از منابع اقتصادي بکنند يکي از بهترين محيط ها براي فعاليت را در اختيار کارآفرينان مي گذارد. در بازار آزاد، توان کسب سود انگيزه قوي به کارآفرينان مي دهد تا با انديشه هاي جديد و بهتر وارد صحنه شوند.
سود علائم مهمي براي کارآفرينان ارسال مي کند که آنها در مسير درستي قرار دارند. کارآفرين با انجام کارهايي که مشتريان براي آنها ارزش قائل بوده و ترجيح مي دهند پاداش دريافت مي کند. سودها علامت مهمي هستند که نشان مي دهند مردم نسبت به آنچه کارآفرين ارائه کرده واکنش مثبتي دارند. برعکس، زيان اقتصادي به کارآفرين مي گويد محصول يا فکر وي نتوانسته است نظر مشتري را جلب کند. از اين منظر بازار منتقدي بي رحم و خشن و قاضي توانا و قابل اطمينان است.
نظام بازار به کساني که فرصت هاي شغلي ايجاد کرده و نوآوري مي کنند پاداش مي دهد. هنگامي که کارآفرين محصولات، فرآيندها و خدمات جديد را معرفي مي کند و هنگامي که مشتريان با دلارهاي پرداختي خود راي مثبت مي دهند فرصت هاي بيشتري خلق مي کنند. خطوط محصول يا خدمت جديد توسعه مي يابد تا محصولات جديدا معرفي شده ارتقاي بيشتري يابند. براي مثال رايانه راه را براي اينترنت هموار کرد و اينترنت نيز به نوبه خود راه را براي موتورهاي جست وجو و نرم افزاري هموار کرد تا در شبکه جهاني به جست وجو بپردازند و اينها نيز روش هاي جديدي براي خريد و کسب اطلاعات ارزشمند ايجاد کردند. اقتصاد ثروتمند به اقتصادي مي گوييم که انباشته از همکاري ها و کمک هاي عالي است و از اين رهگذر فرصت هاي کارآفريني خلق مي کند.
محال است که از پيش بدانيم کدام ماجراجويي هاي کارآفريني به توسعه اقتصادي بيشتري منجر مي شود. به همين دليل است که ريسک پذيري کارآفرينان بسيار اهميت پيدا مي کند. کارآفرينان بايد به علائم سود و زيان بازار گوش دهند تا به آنها بگويد آيا در مسير درست يا نادرستي براي جلب رضايت مشتري قرار گرفته اند. بازار به مشتريان اجازه مي دهد تا قاضي سليم و منطقي درباره مشارکت جويي کارآفرينان باشند.
بازار آزاد ضروري مي کند که مردم در برابر اقدامات خود پاسخگو باشند. يک تصميم خوب با سودهاي بيشتر پاداش مي گيرد؛ در حالي که يک تصميم نادرست يا در زمان اشتباه به تحمل زيان مي انجامد. براي هر تصميمي که در بازار مي گيريم چيزي را بايد از دست بدهيم و مردم به زودي مي آموزند که هيچ چيز رايگان نيست. حتي چيزهاي خوب با هزينه همراه است. کارآفرينان کساني هستند که مايل به قبول ريسک هستند به اين اميد که سودي به دست آورند. زيبايي بازار آزاد در اين است که کارآفرينان در صورتي سود کسب مي کنند که کاري را انجام دهند که ساير مردم ارزش قائلند.
● انگيزه هاي کارآفريني
هر کشوري در جهان، کارآفريناني دارد که خلاق بوده و مايل به پذيرش ريسک هستند؛ اما همه اقتصادها کارآفرينان خود را تشويق نمي کنند تا موفق به توسعه محصولات، انديشه ها يا خدمات جديد شوند و آنها را به دست مشتري برسانند. يک نظام اقتصادي بايد انگيزه هايي ارائه نمايد که کارآفرينان را تشويق به ريسک آزمايش کردن چيزهاي جديد بکند. مهم ترين انگيزه ها براي کارآفرينان حقوق مالکيت خصوصي و نظام بازار رقابتي؛ يعني سنگ بناهاي يک اقتصاد سالم و پررونق هستند.
▪ حقوق مالکيت: در نظام بازار آزاد يکي از نقش هاي اصلي دولت تضمين دادن به مردم در اين باره است که آنها مي توانند مالک چيزي باشند و مي توانند در مورد چگونگي استفاده از اموال و انديشه هاي خود تصميم بگيرند. حقوق مالکيت خصوصي براي آزادي اقتصادي و خلاقيت ضروري است. براي مثال قوانين حق اختراع و حق تکثير از صاحبان انديشه ها و اختراعات حمايت مي کند که سايرين انديشه ها و اختراعاتشان را نخواهند دزديد. اين نوع حمايت به کارآفرينان انگيزه مي دهد تا چيزهاي جديد خلق کنند چون اجازه بهره مندي از خلاقيت خود را دارند.
در نظامي که دولت يا برنامه ريز مرکزي مالک منابع کشور بوده و در مورد تخصيص منابع تصميم مي گيرند کارآفرينان از زحمات و موفقيت هاي خود سودي نمي برند؛ بنابراين آنها انگيزه کمتري دارند تا خلاق باشند. در اقتصاد بازار آزاد، کارآفرينان مي توانند از دارايي و انديشه هاي خود به شيوه هايي استفاده کنند که فکر مي کنند از همه بهتر است و آنها مي توانند از موفقيت هاي خود مستقيما به شکل سودها يا حقوق بيشتر بهره مند شوند.
▪ بازارهاي رقابتي: اقتصاد بازار آزاد همچنين اجازه رقابت بين توليدکنندگان کالا و خدمات را مي دهد. رقابت انگيزه ديگري به کارآفرينان مي دهد تا خلاق باشند. کارآفرينان در محيط هايي رشد و پيشرفت مي کنند که براي موفقيت هايشان پاداش مي گيرند و دائما مراقب گوشه و کنار هستند تا رقبايي جديد پيشروي نکرده و بازار را از آنها نگيرند. هنگامي که مشتريان انواع مختلف انتخاب ها در اختيار دارند، فشار بيشتري بر کارآفرينان وارد مي شود تا دائما به دنبال يافتن روش هاي جديدتر و بهتر انجام کارها باشند.
● وظيفه جامعه در برابر کارآفرينان
اگر مي خواهيم به رشد اقتصادي بيشتر و در نتيجه سطح زندگي بالاتر برسيم، وجود کارآفرينان بسيار ضروري است؛ بنابراين قانونگذاران و ساير مقاماتي که سياست هاي اقتصادي را تدوين مي کنند بايد حداکثر سعي خود را بنمايند تا نوآوري و ريسک پذيري کارآفرينان را تشويق کنند. حقوق مالکيت را از طريق قوانين ثبت اختراع، حق تکثير و حقوق قراردادها احترام گذاشته و تضمين نمايند؛ رقابت را از طريق تجارت آزاد، مقررات زدايي و قوانين ضدانحصار تشويق کنند و فضاي سالم کسب و کار اقتصادي را از طريق طرح هاي ضدتورمي بانک مرکزي به وجود آورند اينها همگي نمونه هايي از سياست هايي هستند که کارآفرينان را توانمند مي سازد تا خلاق و ريسک پذير باشند.
دستاوردها و موفقيت هاي کارآفرينان در دنياي مدرن به خاطر فضاي آزادي فردي بوده است که در تاريخ بشر کمتر ديده شده است. جامعه اي که براي دستاورد کارآفريني ارزشي قائل نشود شاهد افراد توانمند کمتري است که براي خلق ثروت تلاش مي کنند. تاريخ مکرر در مکرر نشان داده است هر اقتصادي قدرشناس سودهاي حاصله از کارآفرينان بوده است به شکوفايي و رونق رسيده است و اقتصادهايي که قوانين و مقرراتي وضع کرده اند تا سودها و پاداش هاي کارآفرينان را از چنگ آنها در آورند گرفتار اضمحلال و سقوط شده اند.

تعاوني‌ها بعنوان يکي از اشکال سازمان‌هاي مردمي داراي قابليت‌هاي فراوان جهت ايفاي نقش در حمايت اقتصادي جوامع مي‌باشند و افزون بر ويژگي ايجاد آفرينش تعا ...

سياست اقتصادي ايده آل، چه براي امروز چه براي روزگار آتي، در واقع خيلي ساده است. دولت بايد از زندگي و مالکيت کساني که تحت حاکميتش زندگي مي کنند در براب ...

بحران مالي ۲۰۰۸ که ظرف دو سال، بسياري از صنايع و بخش هاي اقتصادي جهان را به ورطه نابودي کشاند، از طريق مؤسسات پولي و مالي آمريکايي که قادر به وصول اقس ...

دانلود نسخه PDF - کارآفرينان