up
Search      menu
زمین شناسی,جغرافیا :: مقاله ژئوپلتيک PDF
QR code - ژئوپلتيک

ژئوپلتيک

ژئوپلتيک انرژي در جهان

در نتيجه اين سياست ها، روسيه خودش را در موقعيتي قرار داده که هم مي تواند باعث تضعيف تلاش هاي مشترک شود و هم به اجرايي شدن يک بسته ديپلماتيک مؤثر عليه ايران کمک نمايد. اگر روسيه با پافشاري روي اين نکته که شوراي امنيت سازمان ملل هيچ نقش و وظيفه اي براي اعمال تحريم ها عليه ايران ندارد، گروه موسوم به ۱+۵ را به دو بخش تقسيم کند، بديهي است که هر گونه تلاش ديپلماتيک مؤثر ديگري را هم با مانع مواجه خواهد ساخت، فرايندي که فرصت بيشتري در اختيار ايران قرار مي دهد تا در مسير خود جلوتر رود و البته خطر اقدام نظامي آمريکا يا اسرائيل عليه اين کشور را نيز افزايش مي دهد. با اين حال، روسيه هنوز اين ظرفيت را دارد که به عنوان بخشي از يک اجماع بين المللي، براي ايران – و البته کل جهان اسلام – روشن سازد که جامعه بين المللي با برنامه هاي هسته اي صلح آميز هيچ مخالفتي ندارد. در مقابل، همکاري روسيه مي تواند عرضه نيروگاه هاي هسته اي غيرنظامي پيشرفته تر، سوخت هسته اي، و بازفرآوري سوخت هاي استفاده شده در متن يک بسته جامع، که مي تواند به ديگر کشورهاي در جستجوي برنامه هاي هسته اي غيرنظامي و صلح آميز ارائه شود، را امکان پذير سازد.
مورد ايران، و نقش روسيه در اين مورد، کليدي ترين عناصر ژئوپلتيک پيچيده امروزي را در کنار هم قرار مي دهد: قدرت بازار براي خروج از انزوا، افزايش قدرت مبتني بر انرژي از طريق جستجو براي محدود کردن ابزارهاي چندجانبه، ظهور خطراتي که همراه با قدرت هسته اي غيرنظامي بروز مي نمايند، و در نهايت محدود شدن کاربرد و تأثير شيوه اعمال نظم مبتني بر قانون براي کنترل قدرت بازاري انرژي. از نظر مصرف کنندگان انرژي – و آنهايي که خطرات گسترده تر واگذاري چنين نفوذ بي سابقه سياسي به کشورهاي توليد کننده انرژي را تحت نظر دارند – گزينه هاي کوتاه مدت مؤثر به شدت محدود شده اند. مديريت بهتر منابع مي تواند در اين مسير راهگشا باشد، ضمن اين که آوردن چين و هند نيز به اين مسير بسيار مهم است؛ اين دو کشور بزرگ ترين منبع افزايش تقاضاي انرژي بوده و البته خارج از نظام مديريت ذخاير انجمن بين المللي انرژي نيز فعاليت مي کند. تغييرات مهم تر بايد در ميان مدت صورت بگيرند: حفظ ذخاير، توليد سوخت هاي جايگزين، ايجاد تغييرات جدي و گسترده در سبک زندگي، صدور قوانين جديد براي ساخت و سازها، و توسعه فناوري هايي که به انرژي کمتري احتياج دارند. اين ها از جمله سياست هايي هستند که براي يک موضوع متفاوت اما حياتي تر از ژئوپلتيک انرژي نيز مهم به شمار مي روند: تغييرات آب و هوايي.
ژئوپلتيک تغييرات آب و هوايي
اجتناب از تخريب سياره زمين بواسطه افزايش و انتشار بي سابقه گازهاي گلخانه اي يکي از پيچيده ترين چالش هايي است که ما، به عنوان نژاد انسان، براي خودمان ايجاد کرده ايم. ادامه بقاي ما واقعاً نامعلوم و در معرض خطر است. مشکلات اصلي در اين راستا، در محل تقاطع علوم مرتبط با زمين، فناوري، اقتصاد و سياست قرار دارد. انتشار گازهاي گلخانه اي تأثيرات مشابهي را در بر خواهد داشت، و اهميتي ندارد که منبع آن پکن، ديترويت، يا نيوکاسل باشد. از اين رو، حل اين معضل جهاني بدون همکاري و درگيري فعالانه تمام کشورها غيرممکن است. معضل تغييرات آب و هوايي، که بواسطه افزايش غلظت گازهاي گلخانه اي در اتمسفر و در نتيجه عملکرد جهان صنعتي ايجاد شده، رنجش اقتصادهاي در حال رشد مبني بر بازار را نيز به همراه دارد، چرا که آنها نيز بايد در هزينه هاي رويارويي با اين مشکل سهيم شوند. با اين وجود، اقتصادهاي در حال رشد، خود مهم ترين منبع فزاينده کنوني انتشار گازهاي گلخانه اي به شمار مي روند. بدتر از اين، بيشترين تأثيرات منفي و فاجعه آميز اين تغييرات بر کشورهاي در حال توسعه اي مثل بنگلادش و مالي تحميل مي شود که به هيچ وجه در شکل گيري و پيشرفت اين مشکل نقشي نداشته اند.
علم، فناوري، و سياست هاي داخلي، حتي در اقتصادهاي توسعه يافته، تصوير را پيچيده تر مي کند. هيئت بين دولتي تغييرات آب و هوايي (IPCC) چنين نتيجه گيري کرده که حداکثر افزايش دماي قابل تحمل براي جهان – به شکلي که باعث بروز خطرات جبران ناپذير نشود – حدود ۵ ۲ درجه سانتيگراد، تا سال ۲۰۵۰ ميلادي است. براي دسترسي به چنين هدفي، طبق برآوردها ميزان دي اکسيد کربن موجود در هوا بايد در يک طيف ۵۵۰ – ۴۵۰ PPM (ميزان CO۲ در واحد هوا) قرار داشته باشد؛ تضمين اندکي وجود دارد که ميزان اين گاز از معيار مذکور فراتر نرود. کاهش بيشتر سطح اين گاز نيز پرهزينه تر و دشوارتر خواهد بود. هم اکنون ما در يک سطح ۴۲۰ PPM قرار داريم. ابهام هاي زيادي در مورد سطح کاهش هاي ساليانه در انتشار گازهاي گلخانه اي – که براي ايجاد ثبات در اتمسفر با غلظت دي اکسيد کربن مورد نظر – وجود دارد؛ اما از سوي ديگر، برآوردها از يک کاهش ۵۰ تا ۸۵ درصدي در ميزان انتشار ساليانه دي اکسيد کربن، نسبت به سطوح سال ۱۹۹۰ حکايت دارند.
هدف اصلي يک سياست کارآمد در مورد تغييرات آب و هوايي بايد بر اين پايه قرار گيرد: ايجاد محرک ها و مشوق هايي که باعث تغييرات جدي در فناوري ها، توسعه فناوري هاي جديد، الگوهاي مصرف بهينه، و تحولات جديد در توليد انرژي شود، به منظور کاهش انتشار ساليانه دي اکسيد کربن به شکلي که غلظت اين گاز در اتمسفر از مقدار تعيين شده تا سال ۲۰۵۰ تجاوز نکند. اين يک وظيفه تاريخي و ماندگار است. برخي برآوردها نشان مي دهند که با توجه به شکل و نوع تحولات صنعتي، ميزان انتشار گازهاي گلخانه اي تا سال ۲۰۳۰ ممکن است ۲۵ تا ۹۰ درصد افزايش يابد.
ما اکنون فناوري ها و سياست هاي لازم و کارآمد براي دستيابي به اين اهداف را در اختيار نداريم. حفظ و مديريت ذخاير، افزايش کارايي فناوري ها، توليد سوخت هاي جايگزين، و استفاده تميزتر و بهينه از سوخت هاي موجود، همه بايد بخشي از معادله باشد. اما شيوه هايي که ما اکنون به کار مي بنديم و در دسترس داريم، ما را به نقطه مطلوب نمي رسانند. به منظور کسب موفقيت در اين راه، جامعه بين المللي بايد راه هايي را براي قيمت گذاري زغال سنگ – به منظور کاهش مصرف بي رويه آن، تشويق و تحريک نوآوري هاي تکنولوژيک، ايجاد انتخاب هاي جديد در زمينه سوخت، و تشويق سرمايه گذاري بيابد. برخي چنين استدلال مي کنند که در بلند مدت، بايد يک قيمت ثابت بالا براي زغال سنگ – مثلاً ۳۰ دلار ماليات براي هر تن – تعيين گردد تا محرک ها و مشوق هاي لازم اقتصادي و فني حاصل شود.
از مجموع مباحث صورت گرفته در مورد سياست، اقتصاد، فناوري، و علوم مختلف، در زمينه تغييرات آب و هوايي چهار بلوک ژئوپلتيکي مي توان تشخيص داد (البته بلوک پنجم نيز در حال شکل گيري است). اولين بلوک شامل اروپا، و با التهاب کمتر، ژاپن است که از تعيين هدف براي کاهش گازهاي گلخانه اي حمايت مي کند. دومين بلوک تحت هدايت ايالات متحده است که از تعيين يک هدف بلند مدت و تعهدات ميان مدت بين المللي اجباري و الزام آور حمايت مي کند اما در حال حاضر به يک پيمان الزام آور بين المللي براي پاسخگو کردن کشورها تن نمي دهد. بلوک سوم شامل اقتصادهاي بازار در حال رشد و تحت هدايت چين و هند است که در مقابل هر نوع تعيين اهداف الزام آور بين المللي مقاومت کرده و روي توسعه و تأمين مالي فناوري هاي پاک تمرکز مي کند. گروه چهارم کشورهاي در حال توسعه اي هستند که تمام آسيب ها و بلايايي همچون سيل، بيابان زايي، و ديگر تأثيرات فاجعه آميز ناشي از تغييرات آب و هوايي را متحمل مي شوند و تقاضاهايشان نيز روي تأمين مالي اقدامات مقابله با اين بلايا متمرکز است. شايد بتوان گروه پنجم در حال ظهور را نيز متشکل از کشورهاي توليد کننده انرژي دانست که بدون ملاحظه سوخت هاي فسيلي به تغييرات جهان نگاه مي کنند. اين گروه کشورها، هم مي توانند به عنوان تسهيل کنندگان تحول مطرح شوند، اگر درآمد و ثروتشان را در راه توسعه فناوري هاي پاک و نو سرمايه گذاري کرده و از اين طريق خودشان را به عنوان برندگان يک محيط سبز بين المللي جاي دهند، و هم مي توانند غارتگراني باشند که در دوره هاي انتقالي و در ميانه تحولات، قيمت ها را بالا برده و بيشترين سود را نصيب خود کنند.
در ميان اين گروه ها، ايالات متحده ظرفيت ايفاي يک نقش محوري را دارد. اگر ايالات متحده الگوي مناسبي را پيش روي آنها قرار ندهد، چين و هند در راستاي سياست هاي بين المللي حرکت نخواهند کرد. در ارتباط با اروپا و ژاپن نيز ايالات متحده ظرفيت لازم را براي اثبات اين موضوع دارد که فناوري هاي سبز مي توانند رشد و توسعه و همچنين يک سياست خارجي مستقل تر از توليد کنندگان انرژي را به دنبال داشته باشند. ايالات متحده همچنين مي تواند از تسريع در تجاري سازي فناوري هاي سبز و توسعه بازارهاي جهاني اين محصولات بسيار منتفع شود. اما توانايي هاي ايالات متحده براي هدايت اين سياست ها اساساً به اقدامات داخلي آن بستگي خواهد داشت: اين که آيا واشنگتن طراحي و اجراي يک راهبرد نظام مند ملي را براي قيمت گذاري زغال سنگ – و ديگر اقدامات مرتبط با موضوع – بر عهده خواهد گرفت؟ اگر چنين کاري انجام شود، گستره و اهميت بازار آمريکا مي تواند يک محرک براي تغييرات جهاني باشد. اگر اين اتفاق نيفتد، آنگاه ايالات متحده خواهد ديد که اين فرصت ارزشمند براي رهبري کنترل تغييرات آب و هوايي جاي خود را به مقوله مديريت بحران – همانند مواردي همچون جنگ هاي محلي، مهاجرت، فقر، و ساير فجايع بشري – مي دهد که بطور فزاينده، توجه و منابع بين المللي را به خود جذب مي نمايد. در آن صورت، ما نهايتاً به مرزهاي خودمان باز خواهيم گشت به طوري که فاجعه کاترينا يک بلاي کوچک به حساب خواهد آمد.
ژئوپلتيک تکثير و توليد سلاح هاي هسته اي
شايد جدي ترين خطر کنوني که با خطر تغييرات آب و هوايي برابري مي کند، خطر گسترش بي رويه فناوري هسته اي و افتادن مواد حاصل از آن به دست سازمان هاي تروريستي باشد. نتيجه اين روند مي تواند ويراني شهرها يا کشورها، و اتخاذ اقدامات متقابل باشد؛ اين موضوع نيز به حالتي منجر مي شود که قبلاً تنها در هيروشيما و ناکازاکي در جريان جنگ جهاني دوم تجربه شده است. قيمت هاي بالاي سوخت هاي فسيلي، ريسک هاي موجود مرتبط با توليد کنندگان انرژي و خطوط انتقال آن، و سياست هاي مرتبط با تغييرات آب و هوايي مي تواند حرکت به سمت استفاده از انرژي هسته اي غيرنظامي را تسريع کرده و در نتيجه خطرات طبيعي آن را افزايش دهد. به دلايل متعدد اقتصادي، زيست محيطي، و امنيتي، ما بايد انتظار اين را داشته باشيم که هر روز کشورهاي بيشتري براي وارد کردن انرژي هسته اي به درون مجموعه دارايي هاي انرژي شان دست به کار شوند.
امروز تنها دوازده کشور (۱۳)، غير از شش کشوري که برخي اشکال توانايي هسته اي را در اختيار دارند، مي توانند اورانيوم را غني سازي و به شکل تجاري توليد کنند. بطور قابل استدلال، ۹ کشور اکنون سلاح هسته اي در اختيار دارند.
با افزايش تمايل ملت هاي در حال توسعه به تامين امنيت انرژي از طريق دستيابي به يک خوداتکايي هسته اي، يک تلاش جدي و سخت براي تقويت ديوارهاي آتشين ميان انرژي صلح آميز هسته اي و برنامه هاي ساخت تسليحات مورد نياز است، قبل از اين که اين موضوع به يک بحران تبديل گردد.
ايجاد اطمينان در ميان متقاضيان و آرزومندان انرژي هسته اي غيرنظامي در زمينه بدست آوردن سوخت مورد نياز نيروگاه ها از طريق يک بانک سوخت بين المللي و منصرف کردن آنها از پيگيري برنامه هاي غني سازي، به همراه پذيرش نظارت هاي پروتکل الحاقي آژانس بين المللي انرژي اتمي، بايد به عنوان اهداف اصلي مد نظر قرار گيرد. اين اقدامات خطر دسترسي تروريست ها به مواد اتمي را کاهش خواهد داد و البته براي بدست آوردن اعتبار لازم براي رهبري جامعه بين المللي در مسير ايجاد چنين سيستم نظارتي، ايالات متحده بايد به تعهدات خود و از جمله تصويب «پيمان جامع منع آزمايش هاي هسته اي» (CTBT) پايبند باشد.
تحقق يک نظام هسته اي بين المللي به بازنگري در روابط ميان دولت هاي دارنده تسليحات هسته اي و همچنين کشورهاي فاقد اين سلاح ها، تحت نظارت «پيمان عدم تکثير سلاح هاي هسته اي» (NPT) بستگي دارد. ماده ۴ NPT، حق تمام کشورهاي فاقد تسليحات هسته اي براي استفاده غيرنظامي و صلح آميز از انرژي اتمي – به شرط پيوستن آنها به مقررات و شروط پيمان و خودداري از تعقيب برنامه هاي نظامي هسته اي – را تضمين مي کند.
از زمان طراحي و تصويب NPT در سال ۱۹۶۸، نياز به کاهش خطر نشت مواد اتمي و نظارت و مراقبت جدي در اين زمينه، به تجربه ثابت و در پروتکل الحاقي پيش بيني گرديد. در مقابل، کشورهاي دارنده تسليحات هسته اي نيز متعهد شدند با کاهش مداوم زرادخانه هاي اتمي خود، نهايتاً به خلع سلاح اتمي برسند.
به واسطه بخش خلع سلاح اين برنامه است که وزراي سابق هنري کيسينجر ، جورج شولتز ، ويليام پري ، و سناتور ساموئل نان درخواست مجدد خود براي حذف و محو سلاح هاي هسته اي را مطرح نمودند. (۱۴) حتي براي کساني که خلع سلاح کامل هسته اي را غيرعملي و غيرعاقلانه مي پندارند، تصويب پيمان CTBT از سوي ايالات متحده، مهم ترين گام براي اعاده اعتبار و حيات NPT است. در کنفرانس بازنگري NPT در سال ۱۹۹۵، دولت هاي فاقد تسليحات هسته اي تعهد ايالات متحده براي تصويب پيمان CTBT را به عنوان مبنايي براي گسترش نامحدود NPT – و در نتيجه تعهد دائمي شان براي چشم چوشي از سلاح هاي هسته اي – پذيرفتند. اکنون به منظور پيشبرد اقدامات مورد نياز براي توقف تکثير و گسترش سلاح هاي اتمي، ايالات متحده نمي تواند تعهدات مهم سال ۱۹۹۵ خود در قالب پيمان CTBT را ناديده بگيرد.
بسته جديدي که در زمينه تکثير و آزمايش هاي اتمي مورد نياز است، مي تواند شامل موارد زير باشد:
▪ ارائه تعهد از سوي امضاکنندگان NPT براي پذيرش پروتکل الحاقي
▪ توسعه و تجهيز يک بانک سوخت اتمي بين المللي تحت نظارت آژانس بين المللي انرژي اتمي، که به کشورها اطمينان دهد مادامي که مقررات NPT را رعايت کنند، سوخت هسته اي مورد نياز آنها تأمين خواهد شد.
▪ وسيله يا سازوکاري براي متمرکز کردن کنترل و نگهداري سوخت هاي هسته اي مصرف شده.
▪ ممنوعيت جدي آزمايش هاي اتمي، که توانايي متقاضيان سلاح هاي هسته اي براي چشم پوشي از يک برنامه هسته اي غيرنظامي را به شدت محدود کند.
ممنوعيت آزمايش هاي اتمي، يک اصل محوري در ژئوپلتيک انرژي هسته اي به شمار مي رود. ايجاد يک ممنوعيت جامع و جدي روي آزمايش هاي اتمي بيشترين تأثير را روي کشورهايي دارد که قصد دارند از برنامه هاي هسته اي غيرنظامي به عنوان سکويي براي توسعه سلاح هاي هسته اي استفاده کنند. برقراري يک ممنوعيت جامع روي آزمايش هاي هسته اي، مشوقي را براي حفظ وضع موجود ميان کشورهاي دارنده تسليحات هسته اي ايجاد کرده و کشورها را از توسعه ظرفيت هاي خود در اين راستا بازمي دارد. CTBT کشورهايي که در پي پيشبرد برنامه هسته اي نظامي هستند را از ديگران جدا مي کند. روسيه – به عنوان يک توليد کننده سوخت اتمي، و نيز يک منبع عظيم و مطمئن براي نگهداري و بازفرآوري سوخت – بايد بخشي از اين بسته باشد؛ البته با منفع سرشار اقتصادي که برايش در پي دارد. ايالات متحده بايد اين فرصت طلايي را غنيمت بشمرد و به سرعت براي تصويب پيمان CTBT اقدام نمايد.
● نتيجه گيري
براي بيش از يک قرن، انرژي و سياست در هم تنيده و آشکارا به عنوان يک نيروي واحد در محيط امنيت بين المللي عمل کرده اند. سياستگذاران و شهروندان بايد طبيعت تغييرات – در تمام جنبه ها – را درک کرده و بفهمند که بي تحرکي و حتي تلاش نکردن براي ايجاد ائتلاف ها و براي هدايت چگونگي استفاده دولت ها از انرژي، فاجعه آميز خواهد بود.
مهم اين است که اجازه ندهيم شعارها و برنامه هاي کوتاه مدت انتخاباتي در ايالات متحده يا هر جاي ديگري، به محور برنامه ريزي هاي مرتبط با سياست انرژي تبديل گردد. برخي سياستمداران ناچارند تقاضاهايي غيرواقع گرايانه و غير قابل دسترسي همچون استقلال انرژي را مطرح کنند. در جهاني مبتني بر ارتباطات متقابل که به بازارها، سرمايه، و فناوري هاي جهاني نياز دارد، آيا به سادگي ممکن است تعيين کنيم که يک ملت صرفاً وارد کننده يا صادر کننده است؟
در کوتاه مدت، ديپلماسي و مديريت مؤثر و کارآمد ذخاير موجود، ابزارهاي کليدي هستند که هنوز کاملاً شناخته و اجرايي نشده اند. توسعه نظام مديريتي ذخاير طراحي شده توسط آژانس بين المللي انرژي (IEA) به چين و هند، و حمايت فني براي کمک به آنها در راه هماهنگي با ديگران، يک اقدام اعتمادساز مهم براي کشورهايي به شمار مي آيد که خودشان را در مقابل جامعه بين المللي تصور مي کنند. همچنين لازم است ديپلماسي انرژي به هسته مرکزي سياست خارجي تبديل گردد. سئوالات کليدي که بايد به آنها پاسخ داده شود شامل موارد زير هستند:
▪ ملت ها در کدام نقطه مي توانند بطور مشترک از جستجو و توسعه بيشتر منتفع شوند؟
▪ کدام يک از سامانه هاي حمل و نقل موجود، شايستگي همکاري و سرمايه گذاري بين المللي را دارد؟
▪ آيا ترتيبات امنيتي منطقه اي وجود دارند که بتوانند خطرات موجود را کاهش داده و مشوق هاي مشترکي را ميان دولت ها، بويژه در خاورميانه، خليج فارس، و آسياي ميانه ايجاد کنند؟
▪ آيا اعضاي دائم شوراي امنيت براي تعليق حق وتو در موضوعات مرتبط با انرژي به يک تفاهم سازنده خواهند رسيد؟
▪ ملاحظات مرتبط با نقش انرژي در رشد اقتصادي چگونه گزينه هاي سياست خارجي چين و هند و نقش آنها در نهادهاي بين المللي را هدايت مي کند؟
پاسخ به اين سئوالات مي تواند بنياني باشد براي راهبردهاي ملي، منطقه اي، و بين المللي مرتبط با انرژي، که قطعاً بيشتر از ملاحظات کوتاه مدت سياسي، همکاري ها را تشويق مي کند.
در ميان مدت و دراز مدت، هم منافع ژئوپليتيکي و هم منافع زيست محيطي خواستار انحرافي شديد از الگوهاي کنوني استفاده از سوخت هاي فسيلي هستند که از نظر بيشتر دولت ها امنيت ملي را به مخاطره مي اندازد و هم از نظر ملت ها بقاي سياره زمين را تهديد مي کند. يک راهبرد ميان مدت مشترک ميان همه دولت ها براي تشويق همگرايي حول اهداف سياسي، زيست محيطي، انرژي، و اقتصادي بايستي شامل موارد زير باشد:
▪ اقدامات جدي مالي و سياسي براي حمايت از طراحي، ساخت، آزمايش، و بازاريابي و گسترش فناوري هاي پاک و مؤثر در تغييرات آب و هوايي
▪ توانايي انگيزش و تشويق سرمايه گذاري در فناوري هاي پاک، کاهش ريسک بخش خصوصي براي کشورهاي در حال توسعه، تأمين مالي فناوري هاي پاک و سنتي براي اقتصادهاي در حال ظهور و بالندگي، و توسعه زير ساخت ها و هماهنگي با تغييرات اقليمي در کشورهاي در حال توسعه
▪ استانداردهاي بين المللي مشترک ميان شرکت ها در زمينه استفاده از زغال سنگ و ايجاد خطوط راهنما به منظور ارتقاي مسئوليت عمومي در آنها
▪ يک شکل جديد از چارچوب بين المللي براي تغييرات آب و هوايي که پيچيدگي هاي تأثير متقابل فناوري، اقتصاد، و سياست را منعکس کرده و آن را به سوي استانداردهاي بهتر و محکم تر و قابل اجرا در هر زماني هدايت کند
در موضوعات مرتبط با انرژي هسته اي، هيچ چيزي مهم تر از ايجاد يک ديوار آتشين کارآمد و قوي ميان برنامه هاي هسته اي غيرنظامي و ساخت تسليحات اتمي نيست. اين کار هر قدر سخت باشد، باز هم از تشويق کشورهاي مسلح به سلاح هاي اتمي به خلع سلاح داوطلبانه نيست. براي آغاز اين فرايند، ايالات متحده بايد با تصويب پيمان CTBT، به الگويي براي ديگران، و بخصوص هند و پاکستان، تبديل شود.
اين موارد، عمده ترين چالش هاي موجود بوده و البته غير قابل حصول هم نيستند. اگر چنين اقداماتي اکنون در دستور کار قرار گيرد، ما يک شانس جدي براي استفاده از ژئوپلتيک انرژي براي حرکت دادن جامعه بين المللي به سمت نتايج سازنده دراز مدت خواهيم داشت. اگر نه، ما به ژئوپلتيک انرژي اجازه مي دهيم امنيت همه ملت ها را کاهش داده و توانايي هاي واقعي ما در آينده را با مسائل جدي مواجه کند.

● مقدمه از زمان انقلاب صنعتي، ژئوپولتيک انرژي – به معني تهيه و تدارک انرژي و نيز تضمين دسترسي مطمئن به ذخاير انرژي – به عاملي مؤثر در خوشبختي، سعادت و ...

در نتيجه اين سياست ها، روسيه خودش را در موقعيتي قرار داده که هم مي تواند باعث تضعيف تلاش هاي مشترک شود و هم به اجرايي شدن يک بسته ديپلماتيک مؤثر عليه ...

دانلود نسخه PDF - ژئوپلتيک