up
Search      menu
اجتماعی,سیاسی :: مقاله ژئوپلتيک انرژي PDF
QR code - ژئوپلتيک انرژي

ژئوپلتيک انرژي

ژئوپلتيک انرژي در جهان (1)

● مقدمه
از زمان انقلاب صنعتي، ژئوپولتيک انرژي – به معني تهيه و تدارک انرژي و نيز تضمين دسترسي مطمئن به ذخاير انرژي – به عاملي مؤثر در خوشبختي، سعادت و امنيت جهاني تبديل شده است. در طول دهه هاي آينده نيز سياست هاي مرتبط با مقوله انرژي، بقاي سياره زمين را تعيين خواهند کرد.
طبيعت سياسي انرژي – که با منابع و ذخاير از يک سو، و تقاضا از سوي ديگر مرتبط است – در مواقع بروز بحران ها توجه عمومي را به خود جلب مي کند، بويژه وقتي که بازارهاي بي ثبات نفت به سرعت قيمت ها را تغيير مي دهند و صداي اعتراضات مردم و رأي دهندگان به گوش سياستمداران مي رسد. اما سياست انرژي هر روز پيچيده تر مي شود. سامانه هاي حمل و نقل، در همه جاي جهان و بويژه در ايالات متحده، به شدت به نفت و انرژي حاصل از آن متکي شده اند؛ بدين ترتيب هرگونه شوک يا انفجار قيمت در بازار نفت اين قابليت را دارد که حتي قدرت بزرگي همچون ايالات متحده را هم دچار رکود و سردرگمي کند. دسترسي مطمئن به انرژي براي حفظ روند رشد و توسعه چين و هند، به عنوان دو کشور در حال رشد با سرعت بالا، نيز مهم و حياتي است، چرا که حفظ اين روند با توجه به جمعيت بسيار زياد آنها، کاري بسيار دشوار است. با توجه به ارتقاء سطح آموزش و آگاهي و نيز افزايش تقاضاهاي مردم در سراسر جهان، هرگونه شکست و ناکامي در راه تحقق آرمان هاي مرتبط با سعادت و خوشبختي مي تواند به از هم پاشيدن نظام هاي اقتدارگرا و حتي بيشتر نظام هاي دموکراتيک منجر شود. اين ها از جمله عوامل متعددي هستند که در اقتصاد مبتني بر بازار، توليدکنندگان انرژي را به قدرت سياسي تبديل نموده اند. واردکنندگان و مصرف کنندگان انرژي در حال رقابت براي کسب ذخاير بيشتر، کنترل قيمت هاي در حال افزايش و سياست هاي توليد کنندگان بوده و از اين طريق ايفاي نقش هاي جديدي را در سياست هاي منطقه اي و بين المللي جستجو مي کنند.
اين ملاحظات ژئوپولتيکي سنتي، با وجود يک مسئله مهم ديگر، حتي پيچيده تر نيز مي شوند: تغييرات آب و هواي جهان. هيئت بين دولتي سازمان ملل متحد در موضوع تغييرات آب و هوايي به شکلي کاملاً مستند و انکارناپذير به اين نتيجه رسيده که سوخت هاي فسيلي، علت اصلي توليد گازهاي گلخانه اي است که دماي کره زمين را افزايش مي دهد. تغييرات آب و هوايي، سيل ها و خشکسالي هاي شديدي را در پي دارد که اين ها نيز به نوبه خود به ويراني مزارع و توليدات مواد غذايي در کشورهاي متعدد، گسترش انواع بيماري هاي متنوع، و در نهايت مرگ صدها هزار نفر در سال، بويژه در کشورهاي در حال توسعه، خواهد انجاميد. در دهه ۱۹۹۰، نزديک به دو ميليارد نفر در معرض بيماري ها و آسيب هاي ناشي از تغييرات اقليمي قرار گرفتند، و اين رقم در دهه آينده ممکن است دو برابر شود. (۱) همزمان با رقابت کشورها بر سر کسب منابع انرژي، آنها بايد بطور جدي شيوه هاي حفظ، نگهداري و استفاده از انرژي را نيز تغيير دهند. سياست هاي مرتبط با اين بحث، بويژه چگونگي تأمين و پرداخت هزينه ها و انتشار فناوري هاي جديد و همچنين چگونگي جبران خسارت کشورهايي که در تغييرات آب و هوايي کمتر نقش دارند اما شديدتر از بقيه آسيب ها و تراژدي هاي آن را تحمل مي کنند، يکي از نقاط مهم در ژئوپولتيک جديد به حساب مي آيد.
نکته مهم ديگر اين که، قيمت هاي بالاي نفت و گاز و همچنين اقداماتي که براي مقابله با تغييرات اقليمي بايد اتخاذ شوند – از جمله قيمت گذاري زغال سنگ به شکلي که به سرمايه گذاري براي فناوري هاي جديد و کنترل آلودگي ناشي از آن بينجامد – تهديد ديگري را پيش روي ما قرار مي دهد: خطر توليد و تکثير سلاح هاي هسته اي. قيمت هاي بالاي انرژي حاصل از سوخت هاي فسيلي، انرژي هسته اي را به گزينه اي جذاب تر در راهبردهاي ملي انرژي تبديل خواهد ساخت؛ و به موازات اميدواري و تکيه هرچه بيشتر کشورها به انرژي هسته اي، تقاضاي آنها براي تملک و کنترل بر چرخه سوخت اتمي نيز افزايش خواهد يافت. بدين ترتيب، خطر تبديل توان هسته اي غيرنظامي به قدرت هسته اي نظامي نيز بطور دراماتيک افزايش مي يابد؛ ضمن آن که خطر دستيابي تروريست ها به مواد و فناوري هاي اتمي نيز همواره جزئي از اين ماجرا به شمار مي رود.
مقابله مؤثر با اين چالش ها به يک درک درست از شکنندگي و حساسيت بازارهاي بين المللي نفت و گاز، و همچنين درک رابطه ميان امنيت انرژي، تغييرات آب و هوايي، و انرژي هسته اي و گسترش آن نياز دارد. اين مقاله در پي بررسي اين روابط متقابل، و نيز انواع اقداماتي است که براي تضمين سعادت و امنيت مورد نياز خواهد بود.
● ژئوپولتيک نفت و گاز
بي ثباتي سياسي در داخل کشورهاي توليد کننده نفت و همچنين کشورهاي اطراف آنها مي تواند تغييرات عمده اي را در قيمت هاي اين ماده در بازارهاي جهاني به دنبال داشته باشد. اين بي ثباتي ها همچنين نوعي اضطراب و نگراني را در ميان وارد کنندگان نفت ايجاد کرده و حتي قدرت سياسي بيشتري را هم به توليد کنندگان اعطا نموده است. براي مثال، هنگامي که در ۱۷ اکتبر سال ۲۰۰۷، تهديد به جنگ و برخورد نظامي با سازمان تروريستي پ.ک.ک. در درون کردستان عراق از سوي ترکيه مطرح شد، قيمت هاي نفت يکباره از ۴ ۸۷ دلار در هر بشکه تا اواخر همان ماه به ۵۳ ۹۴ دلار در هر بشکه صعود کرد. (۲) نکته جالب اينجا است که ترکيه يک صادر کنده نفت به شمار نمي رود، و عراق نيز در يک بازار جهاني که روزانه ۸۵ ميليون بشکه نفت در آن معامله مي شود، فقط حدود سه ميليون بشکه در روز نفت توليد مي کند. (۳) درک عوامل جلوبرنده اين فراز و نشيب ها، در واقع کانون درک ژئوپوليتيک انرژي است.
در اوايل سال ۲۰۰۶ بود که ميزان مصرف نفت بر ميزان توليد آن پيشي گرفت. وقتي که سقوط قيمت ها در آينده پيش بيني مي شود، توليد نفت نيز از سوي توليد کنندگان کاهش مي يابد. برعکس، وقتي انتظار افزايش قيمت هاي جهاني نفت وجود دارد، توليد کنندگان نيز توليد خود را افزايش مي دهند. البته اگر تقاضاي بازار، و نه قيمت ها، ملاک قرار گيرد، توليد نفت ديگر از مصرف آن عقب نخواهد افتاد. کاهش پيامدهاي منفي اين وضعيت (کسادي در توليد) به شرايط حاکم بر مناطق نسبتاً بي ثبات – مرتبط با توليد نفت – بستگي دارد، ضمن اين که امنيت حمل و نقل نفت از طريق مجاري محدود موجود نيز امنيت انرژي را بطور کلي تهديد مي کند. تقريباً ۲۵ درصد از کل صادرات نفت جهان از تنگه هرمز، تقريباً ۱۵ درصد از طريق تنگه مالاکا، و حدود ۵ درصد نيز از طريق باب المندب – تنگه باريکي که درياي سرخ را به خليج عدن متصل مي سازد – عبور مي کند. (۴)
پشت بي ثباتي قيمت هاي نفت، عوامل بيشتري حضور دارند که توليد و تقاضا را در کنترل خود دارند. بطور کلي، کشورهاي مهم توليد کننده و مصرف کننده نفت را مي توان در سه گروه دسته بندي نمود: گروه اول، کشورهايي هستند که سريع ترين نرخ رشد تقاضا براي نفت را دارند، يعني چين و ايالات متحده؛ گروه دوم را روسيه، عربستان سعودي، ايران، عراق، ونزوئلا، نيجريه، و قزاقستان تشکيل مي دهند (کشورهايي که ما تقريباً اطمينان داريم در کوتاه مدت با کاهش توليد مواجه خواهند شد)؛ گروه سوم (کانادا، برزيل، بريتانيا، هند، ژاپن، نروژ، اندونزي) نيز ديگر محرک هاي مهم توليد يا تقاضا هستند، البته در اين ميان ژاپن و هند به شدت به واردات نفت از خارج متکي هستند.
در ميان توليد کنندگان، توانايي محدودي براي افزايش سريع توليد در کوتاه مدت وجود دارد، و حتي چشم اندازهاي اين موضوع در بلند مدت هم بسيار مبهم هستند. روسيه اکنون با حداکثر توان خود توليد مي کند، و عربستان سعودي هم در کوتاه مدت ظرفيت اضافي محدودي را در اختيار دارد. بواسطه مسائل و اختلافات تجاري، سياسي، بي ثباتي هاي داخلي يا منطقه اي، و يا ايدئولوژيک، روسيه، ايران، ونزوئلا، نيجريه، و عراق براي افزايش ظرفيت توليد نفت خود در بلند مدت سرمايه گذاري نمي کنند. به دليل انعطاف پذيري محدود در بخش توليد، نقش بي ثباتي سياسي نيز بواسطه افزايش قيمت ها برجسته تر مي شود. عمده ترين منابع بي ثباتي عبارتند از: منازعات موجود در منطقه خاورميانه، خطر گسترش جنگ عراق و پيامدهاي آن به خليج فارس، اختلافات موجود ميان ايران و ايالات متحده بر سر عراق و نيز برنامه هسته اي ايران، درگيري هاي موجود در منطقه دلتاي نيجريه، مخالفت دولت هاي ايران و ونزوئلا با سياست هاي واشنگتن، و مشکل تأمين امنيت مجاري اصلي ترانزيت نفت.
يک جنبه ديگر اين شکنندگي نيز انعطاف پذيري محدود سطح تقاضاي نفت در کوتاه مدت، در نتيجه ساختار بخش حمل و نقل است. هر نوع تغيير در اين حوزه به سرمايه گذاري هاي طولاني مدت، تکنولوژيک، و زيرساختي نيازمند است. در ميان مدت، مي توان به گزينه هايي همچون افزايش استفاده از خودروهاي هيبريدي – که به شبکه برق متصل مي شوند – فکر کرد. (۵) در بلند مدت نيز چشم اندازهايي براي سوخت هاي جايگزين وجود دارند. اما امروز نتيجه تمام بحث ها اين است که، با وجود انعطاف پذيري اندکي که در کوتاه مدت، هم در بخش تقاضا و هم در بخش توليد بازار نفت وجود دارد، بي ثباتي هاي سياسي يا ناامني هاي مؤثر بر مناطق توليد کننده نفت و نيز مسيرها و مجاري حمل و نقل آن مي تواند بي ثباتي هاي عظيم و حيرت آوري را در قيمت ها به دنبال داشته باشد. «مصرف کنندگان نفت هر روز ۴ تا ۵ ميليارد دلار براي خريد نفت خام مي پردازند، در حالي که پنج سال پيش بسيار کمتر از اين مبلغ را هزينه مي کردند؛ همچنين اين کشورها تنها در سال ۲۰۰۷، بيش از ۲ تريليون دلار را به درون صندوق شرکت هاي نفتي و کشورهاي توليد کننده نفت سرازير کردند.» (۶) وقتي اين موضوع را در متن مسائل سياسي قرار دهيم، مطلب روشن تر مي شود: وقتي که جورج بوش در ژانويه سال ۲۰۰۱ بر سر کار آمد قيمت نفت ۳۰ دلار در هر بشکه بود که اين قيمت در آغاز دومين دور رياست جمهوري او در ژانويه ۲۰۰۵ به ۴۸ دلار رسيد، و در نوامبر ۲۰۰۷ نيز هر بشکه نفت تقريباً ۹۷ دلار (۷) معامله مي شد؛ يک افزايش کلي ۲۲۳ درصدي.
شديدترين تأثيرات سياسي بر واقعيت هاي بازار نفت امروز از سوي ايران، ونزوئلا، و روسيه اعمال مي شود. ايران، علي رغم قطعنامه هاي ۱۶۹۶، ۱۷۳۷، و ۱۷۴۷ شوراي امنيت سازمان ملل متحد – که خواستار تعليق غني سازي اورانيوم و افشاي کامل همه برنامه هاي هسته اي از سوي تهران است – در حال توسعه يک برنامه هسته اي عمدتاً بومي است. ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد از سوي آژانس بين المللي انرژي اتمي و همچنين صدور چند قطعنامه در اين شورا درباره ايران، فشارهاي قابل توجهي را به تهران وارد ساخته، اما تهران هنوز نسبت به اين اقدامات بي اعتنا مانده است. هم بواسطه منافع تجاري و اقتصادي شان در ايران، و هم به دليل مخالفت عمومي آنها با صورتبندي يک سابقه براي سازمان ملل متحد مبني بر محوريت تصميم هاي فردي ايالات متحده در مسائل جهاني، چين و روسيه از اعمال هرگونه تحريم جدي عليه ايران جلوگيري خواهند کرد. اما در اين ميان نبايد قدرت بالاي ايران در بازار نفت را ناديده گرفت. در سال ۲۰۰۵، درآمدهاي نفتي ايران بيش از ۴۶ ميليارد دلار بود. اين رقم در سال ۲۰۰۶ به ۴۷ ميليارد دلار (۸) افزايش يافت، و پيش بيني ها براي سال هاي ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، اين درآمد ها را در يک محدوده ۶۰ ميليارد دلاري قرار مي دهند.
تأثير ونزوئلا بر بازار نفت را بايد در يک زمينه گسترده تر مرتبط با جهاني سازي و تأثير آن در آمريکاي لاتين مورد بررسي قرار داد. فرايند جهاني سازي به ميليون ها نفر در آمريکاي لاتين در دستيابي به فناوري هاي جديد، بازار و سرمايه کمک کرده و در اين مسير کشورها و مردم زيادي را هم ثروتمندتر از قبل ساخته است. اما همزمان، شکاف ميان داراها و ندارها نيز تعريض شده است. شکاف مذکور در کشورهايي که نظام آموزشي رشد بيشتري داشته – بواسطه آگاهي بيشتر – رنجش خاطر زيادي را موجب شده است. اين رنجش خاطر در ميان جوامعي که تقريباً از حالت فقر خارج شده اما از راه دستيابي به پيشرفت هاي بيشتر آگاهي ندارند، قوي تر است. چنين جوامعي در مقابل پوپوليسم بسيار آسيب پذير مي شوند. در اين صورت، وقتي که فرصت رأي دادن پيش مي آيد، بسياري از مردم در اين جوامع از رأي خود براي بيان احساسات خود استفاده مي کنند. ونزوئلا و هوگو چاوز از اين دسته کشورها هستند. پيام هاي چاوز و حمايت هاي او از رهبران محلي، ظرفيت تحريک ناتواني هاي محلي را در داخل برزيل و مکزيک دارد. اين پيام ها اکنون در بوليوي و نيکاراگوئه به بار نشسته است.
درست است که تمام کشورهاي آمريکاي لاتين در مسير چاوز قرار نگرفته اند، اما اين رويه چالش هاي جديد و جدي را در مقابل يک نظم منطقه اي مبتني بر دموکراسي و اصول بازار، قرار مي دهد. از نظر دموکرات ها در اين منطقه چالش اول عبارت است از تضمين اين موضوع که هيچ حرکت و جنبش خشني عليه دموکراسي - از جانب رهبران و کشورهايي که به دليل ناتواني عمومي شان، احساس تهديد مي کنند – وجود ندارد. چالش دوم نيز اصلاح سياست و شيوه حکمراني، براي القاي اين حس به ندارها است که آنها هم مي توانند آينده اي بهتر داشته باشند.
آيا رهبران آمريکاي لاتين مي توانند مردم خود را براي ايجاد ظرفيت و توانايي انتفاع از جهاني سازي درست آموزش دهند؟ آيا حکومت ها توانايي آن را دارند که بخش بيشتري از جمعيت سرخورده خود را جذب کنند؟ و آيا ايالات متحده بازارهاي فناوري، خدمات و محصولات خود را به روي آنها خواهد گشود؟ اين عوامل در کنار هم اساساً چشم اندازهاي دموکراسي سازي در اين منطقه را تحت تأثير قرار داده و تعيين خواهد کرد که اين دموکراسي به يک منبع ثبات و پيشرفت تبديل مي شود، يا يک منفذ براي ورود پوپوليسم.
● نگاهي به موقعيت روسيه
با توجه به قدرت وتوي روسيه در شوراي امنيت سازمان ملل متحد، موقعيت بي نظير اين کشور براي تأمين گاز اروپا، و کنترل آن بر يکي از دو زرادخانه بزرگ هسته اي در جهان، درک چگونگي تأثير انرژي بر تحولات داخلي روسيه و نقش آن در جامعه بين المللي مهم به نظر مي رسد. ضمن اين که، روسيه به عنوان دومين صادر کننده بزرگ نفت در دنيا – پس از عربستان سعودي، کنترل بيش از يک چهارم از منابع اثبات شده گاز جهان – در حدود ۱۶۸۰۰۰۰ ميليارد فوت مکعب – را نيز در اختيار دارد. اروپا در حال حاضر ۲۳ درصد از گاز مورد نيازش را از روسيه وارد مي کند. البته يک وابستگي متقابل ميان روسيه – به عنوان توليد کننده – و اروپا – به عنوان مصرف کننده – وجود دارد. در کوتاه مدت، توليدات گاز روسيه مي تواند حيات اقتصادي آلمان، يونان، اتريش، و فنلاند را تعيين نمايد. و در حالي که روسيه نيز به مصرف کنندگان اروپايي نياز دارد، اهرم فشار آنها روي روسيه در کوتاه مدت فقط تحريم مسکو است، که البته در صورت بروز يک اختلاف تجاري بر سر گاز، اروپائيان بيشتر متضرر خواهند شد. در هر حال، در کوتاه مدت هيچ اهرم قابل مقايسه اي وجود ندارد.
ايجاد تنوع در مسيرهاي حمل و نقل نيز بسيار پرهزينه و زمان بر است. به عنوان نمونه، خط لوله شمال اروپا (NEGP)، که وايبورگ در روسيه را به گريفسوالد در آلمان متصل مي کند، شامل دو خط لوله موازي است؛ طبق زمانبندي صورت گرفته خط لوله اول در سال ۲۰۱۰ و خط لوله دوم در سال ۲۰۱۲، با مجموع ظرفيت انتقال ۵۵ ميليارد متر مکعب در سال، به بهره برداري خواهند رسيد. خط لوله شمال اروپا براي پاسخگويي به تقريباً ۲۵ درصد از نياز اروپا به واردات اضافي گاز تا سال ۲۰۱۵ طراحي شده، اما نبايد فراموش کرد که طبق برآوردها اين طرح حدود پنج ميليارد دلار هزينه در بر خواهد داشت. و البته، اين طرح وابستگي آلمان به گاز روسيه را نيز افزايش خواهد داد.
روسيه اکنون به عنوان دارنده هشتمين منابع اثبات شده نفت خام – حدود ۶۰ ميليارد بشکه – در دنيا رتبه بندي مي شود. همچنين، همان طور که قبلاً هم ذکر شد، اين کشور پس از عربستان سعودي در جايگاه دوم توليد نفت – ۴ ۹ ميليون بشکه در روز – قرار دارد. صندوق ذخيره ۶ ۱۴۷ ميليارد دلاري روسيه (۹)، که درآمدهاي ناشي از حقوق صادرات نفت و ماليات بر عمليات هاي اکتشاف نفت به درون آن واريز مي شود، در سال ۲۰۰۴ – پس از افزايش قيمت نفت اورال – به عنوان وسيله اي براي محافظت در مقابل بيماري هلندي و خاتمه دادن به بدهي هاي کشور تأسيس گرديد. بودجه سال هاي ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ روسيه بر مبناي يک قيمت دست پايين ۲۷ دلاري براي هر بشکه نفت بسته شده، هر چند ممکن است در پرتو افزايش قيمت هاي جهاني نفت، در اين رقم تجديد نظر صورت گيرد. روسيه همچنين يک ذخيره ۴۲۵ ميليارد دلاري مسکوکات و طلا هم در اختيار دارد.
اين ثروت سرشار حاصل از منابع انرژي روسيه را قادر ساخت تا بدهي ۷ ۵۰ ميليارد دلاري خود (۳۳ ۳ ميليارد دلار براي بازپرداخت فوري بدهي به صندوق بين المللي پول، ۱ ۴۳ ميليارد دلار براي بازپرداخت بدهي به کشورهاي عضو باشگاه پاريس، و ۳ ۴ ميليارد دلار هم براي پرداخت به ونش اکونوموبانک در مقابل مبالغي که وزارت دارايي روسيه در فاصله سال هاي ۱۹۹۸-۱۹۹۹ براي روبراه کردن وضعيت بدهي هاي خارجي اين کشور از بانک مذکور قرض گرفته بود) را تسويه نمايد. (۱۰) همچنين روسيه از تصويب پيمان منشور انرژي امتناع کرده است؛ اين پيمان ضمن تضمين حقوق ترانزيتي روسيه از بابت عبور خطوط انرژي از اين کشور، از استفاده از قطع اين خطوط به عنوان يک سلاح سياسي جلوگيري مي کند.
قدرت بازاري انرژي، اين اجازه را به روسيه داده که قدرت سياسي خود را در داخل کشور تحکيم کرده و اين کشور را در مقابل فشارهاي خارجي ايمن کند. در داخل روسيه، پوتين توانست انتصاب تمام استانداران و حتي ترکيب مجلس را تحت کنترل بگيرد. او همچنين يک تغيير اساسي را در قوانين مرتبط با احزاب براي تأثيرگذاري روي دوما و نيز تحکيم مناسبات ميان کرملين و احزاب سياسي، رهبري کرده است. وي همچنين به منظور کنترل و هدايت صنايع گاز، نفت، راه آهن، خطوط هوايي، خطوط کشتيراني، الماس، سوخت هسته اي، و ارتباطات و مخابرات، افرادي مرتبط با کرملين را وارد سطوح بالاي مديريتي اين بخش ها نموده است. (۱۱) کرملين کنترل خود روي رسانه هاي ارتباط جمعي را هم محکم کرده و البته توانسته نظام قضايي و دادگاه هاي روسيه را هم در موارد رقابت و اختلاف با افرادي چون ميخائيل خودورکوفسکي با خود همراه کند.
از نظر خارجي نيز هنگامي که هم ايالات متحده و هم اروپاي قديمي درصدد بودند روسيه را در زمينه جنگ با تروريسم و جنگ عراق به سمت خود بکشند، پوتين به شکلي بسيار استادانه اين کشمکش موجود ميان پرزيدنت بوش از يک سو و پرزيدنت شيراک و شرودر از سوي ديگر را مديريت نمود. از زماني که ايالات متحده و اروپا در اواخر سال ۲۰۰۴ تمرکز روي سياست هاي پوتين را آغاز کردند، واقعيت هاي سياسي جديدي به وقوع پيوسته، که يک ثبات جديد در درآمدهاي نفتي و البته تشديد وابستگي اروپا به گاز روسيه نيز اين واقعيت ها را همراهي مي کنند. امروز در نتيجه تحولات فوق، پوتين و مجموعه حکومتي روسيه به هشدارهاي بين المللي در مورد ميزان کنترل کرملين بر سياست هاي داخلي اين کشور بي توجهي مي کنند، پوتين خود را به عنوان محافظ حقوق و نظم بين المللي عليه تجاوزهاي ايالات متحده معرفي مي کند (۱۲)، روسيه از انرژي به عنوان اهرمي قدرتمند در مذاکرات و اختلافاتش با همسايگان تازه به دوران رسيده خود (اوکراين و گرجستان) استفاده مي کند، و همچنان در مقابل التماس هاي اروپا براي برقراري حقوق قابل مقايسه براي سرمايه گذارانش در روسيه مقاومت مي نمايد.
اما بطور قابل استدلال، پيچيده ترين و قابل توجه ترين جنبه افزايش قدرت - مبتني بر انرژي – روسيه همراه با وزن سياسي آن در شوراي امنيت سازمان ملل، نقش مسکو در پرونده هسته اي ايران به شمار مي رود. از يک سو، روسيه آشکارا بيان کرده که اين کشور هيچ نفعي در دستيابي ايران به تسليحات هسته اي ندارد، و البته همواره به عنوان بخشي از گروه مذاکره کننده سياسي با ايران – شامل پنج عضو دائم شوراي امنيت به اضافه آلمان – عمل کرده است. اما از سوي ديگر، روسيه به منظور فروش فناوري هسته اي غيرنظامي براي تکميل نيروگاه هسته اي بوشهر و تضعيف تحريم هاي سازمان ملل عليه ايران، در برابر برقراري تحريم هاي سنگين و سخت عليه ايران مقاومت کرده؛ اين نيز به نوبه خود چين را براي دنباله روي از همين مسير ترغيب نموده است. اخيراً مقامات فعلي و سابق اين کشور نشان داده اند که نسبت به حل مسائل ميان آژانس بين المللي انرژي اتمي و ايران و ابهام هاي موجود نگاهي مثبت دارند، ضمن اين که مقامات مذکور بر لزوم بازگشت پرونده ايران از شوراي امنيت به آژانس نيز تأکيد کرده اند؛ درست همان چيزي که خواست تهران است.

حدود ۲۰۰ ميليارد کهکشان که هر کدام داراي تقريبا ۲۰۰ ميليارد ستاره است بوسيله تلسکوپها قابل تشخيص است. اما اين تعداد فقط ۴ درصد از محل گيتي را تشکيل مي ...

انرژي زيستي نيرويي است که از تجزيه مواد آلي به دست مي آيد. اين مواد گياهي و جانوري به توده زيستي نيز موسوم هستند. توده زيستي ماده خام بسيار حياتي در ک ...

انرژي زيستي نيرويي است که از تجزيه مواد آلي به دست مي آيد. اين مواد گياهي و جانوري به توده زيستي نيز موسوم هستند. توده زيستي ماده خام بسيار حياتي در ک ...

انرژي باعث وقوع پديدههاي مختلف در اطراف ما مي شود. در خلال روز ، خورشيد روشنايي و انرژي گرمايي توليد مي کند . اما در شب لامپها با استفاده از انرژي الک ...

در نتيجه اين سياست ها، روسيه خودش را در موقعيتي قرار داده که هم مي تواند باعث تضعيف تلاش هاي مشترک شود و هم به اجرايي شدن يک بسته ديپلماتيک مؤثر عليه ...

قصه عشق هميشه زيباست. مثل عشق ليلي و مجنون. شيرين و فرهاد. وامق و عذرا. همه اين قصه ها را مهسا در کتاب ها خوانده بود و افسانه هاي شيرين عشق را در خاطر ...

تعاوني‌ها بعنوان يکي از اشکال سازمان‌هاي مردمي داراي قابليت‌هاي فراوان جهت ايفاي نقش در حمايت اقتصادي جوامع مي‌باشند و افزون بر ويژگي ايجاد آفرينش تعا ...

مطابق قانون برنامه چهارم توسعه ، يکي از محورهاي اساسي موضوع امنيت ملي، بحث پدافند غير عامل است، با عنايت به اينکه اين بحث از مباحثي است که دانش فني آن ...

دانلود نسخه PDF - ژئوپلتيک انرژي