up
Search      menu
زمین شناسی,جغرافیا :: مقاله ژئومورفولوژي PDF
QR code - ژئومورفولوژي

ژئومورفولوژي

ژئومورفولوژي
ژئومورفولوژي يا پيکر شناسي زمين از سه کلمه ژئو به معني زمين و مورف به معني شکل و لوگوس به مفهوم شناسايي از ريشه يوناني تشکيل شده است . بنابراين پيکرشناسي زمين درباره مطالعه ناهمواري خشکي ها و کف درياها و اقيانوس ها صحبت مي کند .
. پيکرشناسي زمين مانند ساير علوم طبيعي ارتباط نزديکي با علوم : زمين شناسي ، خاک شناسي ، اقليم شناسي ، زيست شناسي و ... دارد . هدف از اين علم مطالعه اجزاء اصلي تشکيل دهنده ناهمواريها مي باشد .
هدف از بررسي هاي ژئومورفولوژيکي ، تشريح توپوگرافي موجود و تفسير چگونگي شکل يابي آنهاست . ناهمواري هاي سطح زمين ابعاد متفاوت از چند سانتي متر تا چندين صد و حتي چندين هزار کيلومتر دارند . در چنين مطالعاتي ابعاد واحدهايي که بايد مورد بحث قرار گيرد از يک طرف تابع وسعت ناحيه بوده و از طرف ديگر به فرصت مطالعه بستگي دارد .
فرآيندهاي اساسي شکل زايي از نظر منشأ به دو دسته تقسيم مي شوند :اولي فرآيندهاي دروني است که با ايجاد تغيير در پوسته زمين اسکلت کلي و خطوط اساسي ناهمواري هاي زمين را تعيين مي کنند . دسته دوم فرآيندهاي بيروني است که ناهمواري هاي حاصل از فرآيندهاي دروني را دچار تحول کرده و شکل هاي جديد بوجود مي آورند . ماهيت و چگونگي فرآيندهاي دروني مربوط به موقعيت زمين ساختي هر سه زمين در مقياس جهاني ، منطقه اي و محلي مي باشد و ماهيت و نحوه جريان فرآيندهاي بيروني نيز تابع ويژگي هاي اقليم ناحيه است که نوع و شرايط آن را موقعيت جغرافيايي تعيين مي کند . از اين رو براي درک و تفسير ويژگي هاي ژئومورفولوژيکي يک ناحيه قبل از هر چيز بايد موقعيت آگاهي هاي عمومي از ناهمواري ها و شکل زمين ، حاصل تأثير عوامل متفاوتي مانند اقليم ، خاک ، پوشش گياهي ، استعدادهاي کشاورزي و ... مي باشند .
بنابراين اسم دشت يا جلگه براي يک کشاورز نه تنها پهنه اي هموار ، بلکه فضايي آسان از نظر استفاده و جا به جايي مي باشد ، يا زميني مساعد براي فعاليت هاي کشاورزي را در نظر او مجسم مي کند . برعکس نام کوهستان در نظر او جايي کم و بيش جنگلي يا سنگي با اقليم خشن ، نفوذپذيري کم ، خاکي فقير ، بهره برداري ناچيز و پستي و بلندي هاي شديد مي باشد .
اما پيکر شناسي زمين از اين اطلاعات عاميانه که بخش مهمي از آن از ضروريات روزمره زندگي اقتباس شده اند ، فراتر مي رود . در اين چشم انداز ، روش اصولي توصيف علمي ناهمواري شامل : شناسايي اجزاء متفاوت عوارض زمين و چگونگي روابط بين آنها و طبقه بندي اين عوارض به صورت سيستماتيک مي باشد . در واقع تجزيه و تحليل عوامل که ويژگي گروهي از ناهمواري ها را از گروه ديگر متمايز مي سازند و نحوه دخالت آنها را مشخص مي کنند قابل تفکيک نيستند . بنابراين در شناسايي ناهمواري ها با پديده پيچيده اي سروکار داريم که از تأثير متقابل و مداوم عناصر تشکيل دهنده فضاي جغرافيايي يعني ، کره سنگي ، کره هوا ، کره آب و کره زيستي ناشي مي شود .
چنانچه ناهمواري را در رابطه با ساختمان زمين شناسي مطالعه کنيم و اشکال ساختماني را طبقه بندي و تعريف نماييم با پيکر شناسي ساختماني سروکار خواهيم داشت . به عبارت ديگر اصول پيکرشناسي ساختمان زمين به کمک طبيعت سنگ ها يعني ساختمان سنگ شناسي و نظم و ترتيب آنها ، يعني ( ساختمان زمين ساخت ) مورد مطالعه قرار مي گيرند .
اگر شکل ناهمواري را با داده هاي زمين شناسي مقابله نماييم عناصر توجيهي را به سادگي خواهيم شناخت . زيرا اشکال ساختماني نشان دهنده مقاومت سنگ ها در برابر فرسايش است . بدين ترتيب که مقاوم ترين سنگ ها ، اسکلت اصلي ناهمواري را تشکيل مي دهند . در حالي که سست ترين آنها در تشکيل چاله ها و حفره ها شرکت دارند .
جغرافيايي و زمين ساختي آن مورد بررسي و بحث قرار گيرد .
بنابراين پيکر شناسي زمين در درجه اول داده هاي ساختمان زمين شناسي را مورد بهره برداري قرار مي دهد .
ديناميک بيروني زمين در ارتباط با شرايط اقليمي به صور مختلف عمل مي کند . در مرحله اي از عملکرد ب ايجاد حفره ها ، شيارها ، ضمن تغيير شکل ناهمواري هاي اصلي بر تنوع و خشونت آنها مي افزايند و مواد حاصل از تخريب را به نقاط دور و نزديک انتقال مي دهند . زماني با رسوب دادن و تراکم همين مواد تخريبي در نواحي پست از خشونت ناهمواري ها مي کاهند و ارتفاع نسبي را به طور محسوسي کاهش مي دهند . با توجه به مسائل فوق آثار دخالت ديناميک بيروني در سه چهره برداشت ( حفر ) ، حمل و تراکم ظاهر مي شود .
در تغيير مرحله اي اشکال اوليه و تحولات بعدي آنها ، عوامل مختلفي دخالت دارند . مهمترين اين عوامل شامل : تغييرات درجه حرارت در بالاي صفر درجه سانتي گراد و يا در حوالي صفر درجه سانتي گراد و آب در حالات مختلف فيزيکي ( مايع ، جامد و بخار ) و باد و موجودات زنده مي باشند . نيروي محرکه اين اعمال مستقيماً از طريق تشعشع خورشيدي يا نيروي جاذبه فراهم مي شود . لذا چگونگي تحول آنها بسيار متفاوت است و در قالب فرآيندهاي مختلف فرسايش عمل مي کنند . بنابراين مي توان آنها را فرآيندهاي اوليه ناميد . گروهي ديگر از فرآيندها به شکل عوامل حمل و جا به جايي رسوب ها وارد عمل مي شوند .
سرانجام از ترکيب همه فرآيندها سيستم هاي مختلف شکل زايي به وجود مي آيند .
ژئومورفولوژي اقليمي ، پراکندگي اشکال ناهمواري ها در ارتباط با تقسيمات قلمروهاي اقليمي در سطح قاره ها مورد بحث قرار مي گيرد . ناهمواري ها از اشکال متنوعي برخوردارند . تنوع اشکال نه تنها در قلمروهاي مختلف بلکه در محدوده مشخص
طبيعي نيز مشاهده مي شوند . حتي در گستره يک نوع سنگ با ساختمان زمين شناسي يکنواخت اين تفاوت ها به چشم مي خورند . مجموعه اين ناهماهنگي ها چيزي جز اثر اقليم در ارتباط با ساختمان زمين شناسي و سنگ شناسي نيست . در واقع مشاهده تغييرات مهم در شکل ناهمواري اغلب سنگ ها در محيط هاي مختلف دخالت مشخص اقليم را تأييد مي نمايد . اين دخالت در ارتباط با نوع سنگ و نسبت مقاومت آنها ، ساختمان زمين شناسي ناهمواري ها را به صورت آشکاري عرضه مي نمايد .
ژئومورفولوژي مطالعه زمينديسها و چشم اندازها است که شامل توصيف ، رده بندي ، خاستگاه ، توسعه و تاريخچه سطوح سياره اي است. در طي سالهاي اوليه اين قرن مطالعه مقياس ناحيه اي ژئو مورفولوژي فيزيوگرافي ناميده شد ( ساليزبري 1907) . متاسفانه فيزيوگرافي هم معني جغرافياي فيزيکي است و اين مفهوم د ربحثهايي پيرامون موارد مربوط به آن هماهنگيها گنگ و پيچيده است. بعضي از ژئو مورفوليژيستها اصول زمين شناختي فيزيو گرافي مد نظر قرار داده و بر مفهوم نواحي فيزيوگرافيک تاکيد کردند( فينمن 1938) . روشهاي مخالف در ميان ژئوگرافر ها يکسان فرض کردن فيزيوگرافي با ريخت شناسي خالص و جدا شدن از بخشهاي مابقي زمين شناختي بود. در طي جنگ جهاني دوم ظهورمطالعات صفاتي فرايند سازي وآب و هوايي منجر به برتري نظر تعداد زيادي از دانشمندان زمين در مورد اصطلاح ژئو مورفولوژي به منظور پيشنهاد يک روش تحليلي چشم اندازي نسبت به توصيفي شد.
در نيمه دوم قرن بيستم مطالعه مقياس منطقه اي ژئو مورفولوژي – فيزيوگرافي منطقه اي – به طور عمومي کنار گذاشته شد. راسل ( 1958) کاهش فيزيوگرافي را به اصطلاح تخصصي آن و تفکيک از مدارک بدست آمده از ديگر نظمها و به طور عمده از زمين شناسي نسبت داد. اگر چه مفهوم نواحي فيزيوگرافيک در ميان زمين شناسان باقي ماند ( ترنبري 1965 ، هانت 1967) ،زئوگرافرها بيشتربه جزئيات اثرات متقابل بشر زمين و موارد کاربردي نمونه سازي و تجزيه و تحليل سيستمها به ژئو مورفولوژي علاقمند هستند( کرلي و کندي 1971) .
در اکتشافات سطوح سياره اي که توسط هيات اعزامي به فضا انجام مي شود چشم انداز ژئومورفولوژي ناحيه اي نقطه شروع مورد نيازتحقيقات علمي بوده است. مطالعات جهاني مارس ( ماچ 1976) ماه ( ام سي کولي و ويلهلمز 1971)مرکوري ( استروم 1984) و ونوس ( مژورسکي 1980) منجر به شناسايي سطح يونيتسر استانهاي فيزيوگرافيک شد. فلات کلورادو ( (پليت I -1) يک مثال عالي استان فيززيوگرافيک زميني است. پليت I -1استفاده از چشم اندازدر مقياس بزرگ را که بر اين ناحيه تعريف شده طبيعي متمرکز است نشان مي دهد.
اصطلاح مگا ژئومورفولوژي در مارس 1981 در بيست و يکمين سالگرد اجلاس گروه تحقيقاتي انگليس معرفي شد. اقدامات اين اجلاس ( گاردنر و اسکوگينگ 1983) آشکار کرد که اين مفهوم به خوبي تعريف نشده است. اين اصطلاح به وضوح شامل يک بازگشت توسط ژئومورفولوژيستها يه مطالعه پديده ها در مقياس فضايي بزرگ است که از ناحيه تا قاره و سياره متفاوت است. همچنين شامل مقياس زماني وسيع است . با اين حال مگا ژئومورفولوژي صرفا يک اصطلاح مناسب است که با گذشت تجملات فلسفي دست وپا گير نشده وبرمطالعات سطوح سياره اي درمقياس بزرگ تاکيد مي کند.
رابطه متقابل مقياسهاي زماني و فضايي در ژئومورفولوژي توسط طبقه بندي مقدماتي که در جدول 1-1 نشان داد ه شده ، توضيح داده شده است. البته يک چنين ترتيب ترکيبات زميني از قانع کردن دور است. همانطور که توسط اسپارک ( 1971) بيان شد طبقه بندي ساختمان قراردادي است که براي آسان کردن مباحثات پديده هاي گوناگون با احتمال به خطرانداختن تحريف حقايق است. اين برنامه صرفا توضيح مي دهد چه چيزهايي براي مورفولوژيست ها ي بزرگ در اواخر اين قرن مشخص شد. ترکيب مرتبه اول وسيع ، حوزه اقيانوسها و قاره ها بر مقياس زماني طولاني تاکيد کرده و استنتاج مي کند. ترکيب مرتبه بالاي کوچک ناپايدار است. واحد هاي بنيادي در مراتب مختلف نمودار مي شوند. مفهوم قديمي نواحي فيزيوگرافيک براي تعيين کردن فرمهاي مرتبه دوم مانند حوزه همه کوهها و يا دشتهاي ساحلي مورد استفاده قرارمي گرفت.هويت عظيم موجود در نواحي فيزيوگرافيک ممکن است فرم مرتبه سوم را تشکيل دهد مانند بالاآمدگيهاي گنبدي .جزئيات طبقه بندي به عنوان تجزيه و تحليل حرکات براي اکتشاف توضيح پديده ها مهم نمي باشد.
اين کتاب مگا مورفولوژي را کشف مي کند. علم مادر زمين شناسي بر ترکيبات در مقياس بزرگ ودر نظم تکنونيکي مرکزيش تاکيد مي کند. اگرچه طرفداران اوليه موبيليزم قشري در مقياس بزرگ مانند آلفرد وگنر بطور قطعي توسط انجمن اصلي مورد سرزنش قرار گرفت انگيزه انجام کارهايي که عاقبت علوم زمين را تغيير داد را ايجاد کرد. مدل تکتونيک صفحه اي که در اواخر دهه 1960 پديدار شد استقرارژئوفيزيکي کمي اين فرضيه ظريف با توجه دقيق به الگوهاي ساختاري در مقياس بزرگ د رسطح زمين پيشرفت کرد. البته قصد ندارد که به مطالعات د رمقياس کوچک را براي زمين شناسي ساختاري غير مهم جلوه دهد. يک چنين مطالعاتي اطلاعات زيادي در موردجزئيات تغيير شکل سنگ و بافت مواد حاصله ارائه مي دهد. از اينجا اين نکته بدست مي آيد که علم قابل توجه از همه مقياسهاي مطالعاتي بدست مي آيد. دانشمندان در مورد مطالعه يک مقياس فضايي با در خطر انداختن پيشرفت دانسته هايشان غفلت کردند.

● مفهوم ژئومورفولوژي ژئومورفولوژي کلمه ايست که داراي ريشه يوناني مي باشد و به معناي شناخت شکل زمين است .در واقع اين علم به توضيح در مورد اشکال هندسي س ...

● مفهوم ژئومورفولوژي ژئومورفولوژي کلمه ايست که داراي ريشه يوناني مي باشد و به معناي شناخت شکل زمين است .در واقع اين علم به توضيح در مورد اشکال هندسي س ...

● ريشه لغوي زمين شناسي ساختماني از واژه Structral به معني ساختاري يا ساختماني و Geologg به معني زمين شناسي گرفته شده است. ● ديد کلي هر کسي که با زمين ...

حوضه آبريز ميقان اراک حوضه بسته اي بوده که در بخش مرکزي خود داراي کوير ميقان اراک و بزرگترين معدن سولفات سديم است. از نظر اقتصادي شهرستانهاي اراک ، آش ...

جلگه رودشت ، از جمله مناطق روستايي بسيار قديم زاينده رود است که گنجينه هاي ارزشمندي از سنن مديريتي اعم از مديريت بر طبيعت و بر جوامع انساني در آن نهفت ...

● آشنايي گسل ها عبارت از شکستگي هايي هستند که در آنها ، سنگهاي طرفين صفر شکستگي ، به موازات اين صفحه لغزش پيدا مي کنند و به کمک همين مشخصه ، مي توان آ ...

دانلود نسخه PDF - ژئومورفولوژي