up
Search      menu
جانور شناسی :: مقاله پيدايش دايناسورها PDF
QR code - پيدايش دايناسورها

پيدايش دايناسورها

پيدايش و مرگ دايناسورها

همانطور که مابه آگاهيهاي تازه درباره فضا وسياره ها علاقه منديم وخودرا براي عصر فضا آماده ميکنيم لازم است شناخت جديدي اززمين کهنسالمان بدست آوريم ودرباره شکل وطبيعت آن درميليونها سال قبل پيش بررسي کنيم .
روش دانشمندان دربرسي دقيق گذشته زمين براي شناخت وضع ظاهري واندامهاي دايناسورها وچگونگي زندگي ومرگ اين جانداران روش پزوهش نابي است .آنان با کنارهم چيدن قطعه قطعه استخوانهاي يافته شده اسکلت دايناسورهارا بازسازي کرده اندوبا استفاده ازيافته هاي زمين شناسي وسنگواره ها(فسيل ها)وضع پيکروروش زيست آنها را کشف کردند.چنين پزوهشهائي به نيروي تخيل وتفکرفراوان وبررسي هاي دقيق نيازدارد.
● نخستين نشانه ها
▪ نخستين فسيل دايناسورها چگونه پيداشد؟
درسال ۱۷۸۰(۱۱۵۹ ه .ش . ) معدنچيان يک معدن گچ نزديک شهر ماستريخت درساحل رود موز درجنوب هلند چيز عجيبي يافتند.آنهاميان سنگ هاي استخراج شده , سنگواره استخواني ناشناخته را کشف کردند که ظاهراً عضوي از اندام جانوري غول پيکر بود. آنان يافته خودرا به يک فيزيکدان نشان دادند واو بي هيچ شک وترديدي گفت که آن فسيل يا سنگواره (بقاياي سنگ شده موجود زنده آرواره تحتاني واستخوان جمجمه يک نهنگ عظيم است.دانشمند کالبد شناس ديگري ازهلند به نام آدريان کمپر معتقد بود که ان استخوانها بقاياي يک سوسمارغول آساست که طول آرواره هاي آن ۲ ۱ متربوده است .
چون فسيل درزمينهاي کليساي ماستريخت پيدا شده بود کشيش سرپرست کليسا آن را درموزه خصوصي خود به نمايش گذاشت .هنگامي که نيروهاي فرانسوي درسال ۱۷۹۵ ماستريخت را تصرف کردند, آن فسيل را به پاريس انتقال دادند درآنجاافسرس فرانسوي مدعي شد که آن استخوانهاي بقاياي يک کروکوديل است.
دانشمندفرانسوي ديگيري به نام بارون کووير موافق نظر کمپر بود واستخوانهارا مربوط به آرواره هاي سوسماري بسياربزرگ دانست .اين يافته عجيب بالاخره درسال ۱۸۲۸ ميلادي نامگذاري شد.پزوهشگرانگليسي اين جانور را به افتخارکالبد شناس هلندي ونيز نام رودخانه موز که استخوانها درنزديکي آن پيدا شده بود , موسازروس کمپري ناميد.زروس وازه اي يوناني وبه معناي خزنده ميباشد.
● ايگوانودون چگونه نامگذاري شد؟
درانگلستان نيز سنگواره هاي مشابهي پيدا شد.درسال ۱۸۲۰ دوطبيعيدان انگليسي درمعدني ازسنگ هاي مطبق متعلق به دوران زوراسيک مياني بقاياي خزنده گوشتخوار غول پيکري را کشف کردند که آن را مگالوزروس (خزنده بزرگ ) ناميدند.دوسال بعد همسر پزشکي انگليسي به نام گيدئون مانتل درمعدني واقع درجنوب انگلستان که ازسنگ هاي آن درجاده سازي استفاده ميشد قطعه سنگي را يافت که درآن اثر دندانهاي عجيب ديده ميشد.
دکترمانتل درآن معدن آثارديگري ازسوسماري بسياربزرگ را کشف کرد.ابتدا بارون کووير آ ن آثاررا مربوط به يک کرگدن ميدانست دکترمانتل آن سنگواره ها را به جانور شناس ديگري نيز که پزوهش هاي زيادي درباره سوسمارهاي آمريکاي جنوبي کرده بود نشان داد.اواين شباهت داندانهاي يافته شده را با دندانهاي ايگووانا يا سوسمارهاي بزرگ گياهخوار تشخيص داد وبه اين دليل آن جانور ناشناخته را ايگوانودن (دندان سوسماري )ناميد.
اززمان نخستين نشانه ها يعني از۱۶۰ سال پيش تاکنون دربسياري ازنقاط کره زمين استخوانها ونيز اسکلت هاي کامل اين نوع ازخزندگان درحفاريها به دست آمده است .
ازسال۱۸۴۰(۱۲۱۹ ه . ش )به پيشنهادطبيعيدان انگليسي ريچارد اون , اين جانوران به نام يوناني دايناسور ( خزنده ترسناک ) خواندند. امروزه دربسياري ازشهر هاي جهان موزه هائي با مجسمه ها يا تصويرها يا اسکلتهاي اين جانوران يافت ميشوند. جانوراني که از۶۵ تا ۲۰۰ ميليون سال پيش فرمانروايان بي رقيب زمين بودند.
● سوسمارهاي نخستين چه زماني پديد آمدند؟
دردوره پرمين ودوره ترياس خزندگان نخستين که با نام تريومورف ( پستاندارگونه ) شناخته ميشوند برزمين حکمفرما بودند.قديمي ترين آنها پليکوزروس ها بودند که درمناطق استوائي مي زيستند. نسلهاي بعدي يعني تراپسيد ها تا مناطق سردترنزديک قطب ها پراکنده شدند.پس ازسپري شدن دوره اين جانوران دوره طولاني دايناسورها آغاز شد.پيشينيان آنها را سوسمارهاي نخستين مي نامند.
نخستين( سوسمارهاي نخستيني) که تاکنون شناسائي شده پروتروسوکوس است که دردوره ترياس ميزيست وازماهيان ودوزيستان تغذيه ميکرد.اين جانور شبيه کروکوديل هاي امروزي بود.چندي بعد يعني حدود ۲۰۰ ميليون سال پيش , يکي ازخويشاوندان نزديک پروترسوکوس پديد آمد که امروزه آن را پويارکريا ميناميم .
اين جانور خزنده کوچکي بود که روي دوپا مي دويد طول بدن يوپارکريا بين ۶۰ سانتي متر تايک متربود.پاهاي اين جانورکمي بلندترازدستهايش بود . بالاخره دراين زمان يعني دراواخردوره ترياس نخستين دايناسورواقعي يعني اورنيتوسوکوس که يکي ازنوادگان يوپارکريا بود پديد آمد.
طول بدن اين موجود دوتاسه متر بودوآرواره هائي ترسناک با دندانهاي دشنه اي تيزداشت . پشت وپهلوي جانوربا صفحات استخواني پوشيده شده بود. اين استخوانها درناحيه گردن تبديل به تيغهاي استخواني تيزي ميشد که اين بخش حساس بدن جانور را ازآسيب درامان نگاه ميداشت ارنيتوسوکوس نياي همه کاني ور هاي گوشتخواران بزرگي است که دردوره هاي زوراسيک وکرتاسه تکامل يافتندوبرزمين حاکم شدند.
● نخستين دايناسورها گياهخواربودند؟
دراواخردوره ترياس جانورجالبي پديد آمد که دانشمندان , چندين اسکلت آن را درآلمان وانگلستان يافتند تکودونتوزروس , جانوري دوتاسه متري با گردني دراز وسري کوچک بود. اين جانور هم دندانهائي شبيه گوشتخواران داشت با اين تفاوت که اين دندانها نوک تيز نبودند. دراين جانور علائم تغييرروش زندگي به چشم ميخورد.غذاي اصلي اوگياه بود گرچه شايد ازشکار وخوردن خزندگان کوچک نيز دريغ نداشت . به اين ترتيب اونياي سوروپپودها به شمار مي آيد که فقط ازمواد گياهي تغذيه ميکرد.
دايناسورها دردوران زندگي ۱۴۰ ميليون ساله خود انواع بسيارمتنوعي را پديد آوردند.آنها مدام درحال تغيير وتحول بودند ودرصد ها شکل مختلف ظاهر شده وتکامل يافتند. درعلم ديرين شناسي ( علم شناخت سنگواره ها وبقاياي زندگي گياهي وجانوري کهن ) دايناسورها به گروه اصلي , يا آنطورکه زيست شناسان ميگويند به دوراسته دايناسوري تقسيم ميکنند.دايناسورهائي با لگن خاصره سوسماري يا راسته سوسمارگونه ها ودايناسورهائي با لگن خاصره پرنده اي يا راسته پرنده گونه ها. اين دوگروه همانطورکه ازنامشان پيداست پيش ازهرچيز براساس شکل وحالت استخوانهاي لگن خاصره ازيکديگر قابل تشخيص اند.
دايناسورها چگونه رده بندي ميشوند؟
هردورسته اي که دربالاذکرشد به زير راسته هاي کوچکتري تقسيم ميشود .سوروپود ها يا دايناسورهاي فيل پا – گياهخواران عظيم الجثه اي که بخشي ازاوقات خودرا درآب بسر ميبردند وبرروي چهارپا راه ميرفتند- تروپودها يا دايناسورهاي چنگالدار که برروي دوپا راه ميرفتند وگوشتخواربودند – زير راسته سوسمارگونه ها به شمارمي آمدند.
راسته پرنده گونه ها نيز به چهارزير راسته تقسيم ميشد. اورنيتوپودها ( دايناسورهاي پا پرنده اي ( دايناسورهاس شاخدار) استگوزروس ها ( دايناسورهاي خاردار) وآنکيلوزروس ها (دايناسورهاي زره دار).
درحالي که پيشينيان سوروپودها تروپودها وارنيتوپودها دردوره ترياس هم يافت ميشدند سه دسته آخر بعدازاين دوره پديد آمده وتکامل يافتند.
استگوزروس ها دردوره زوراسيک – حدود ۱۹۰ ميليون سال پيش –آنکيلوزروس ها دردوره کرتاسه – حدود چهردسته آخر درواقع کاملاً گياهخواربودند .برخلاف ارنيتوپودها که برروي دوپا راه ميرفتند نوادگان آنها يعني سراتوپس ها برروي چهار پا راه ميرفتند. استگوزروس ها وآنکيلوزروس ها نيز برروي چهارپا را ه ميرفتند وزره استخواني ضخيمي بدنشان را پئشانده بود.
اين زره دراستگوزروس ها ازصفحات استخواني راست ايستاده نوک تيز تشکيل ميشدودرآنکليوزروس ها ميتوانست مانند لاک لاک پشت به زره محافظ بسته اي تبديل شود. درصفحات بعد درباره شماري ازمهمترين ومشهورترين دايناسورها صحبت ميشود.
● براکيوزروس چگونه ميزيست ؟
به دليل شيوه خاص زندگي براکيوزروس سوراخ هاي بيني اين جانور برروي يک برآمدگي دربالاي سرش قرارداشت به اين ترتيب ميتوانست طوري خودرادرآب پنهان کند که فقط سوراخهاي بيني اش پيدا باشد.
اين جانور اغلب ازگياهان آبزي تغذيه ميکرد.اودرآب مي ايستاد ومي چرخيد وفقط براي تخمک گذاري به خشکي مي آمد . به نظر ميرسد که اين روش زندگي حتي براي دايناسورها هم يکنواخت وکسل کننده بوده باشد.
به حال دانشمندان امروز ديگربه زندگي يکنواخت اين جامور اعتقاد چنداني ندارند.آنها به اين مسئله استناد ميکنند که سوسماربازوپا حدود ۱۵ متر ارتفاع داشته است اين بدان معني است که اگراين جانور تا سئراخهاي بيني خود درآب فروميرفت سينه وشش هايش حدود ۱۲ مترزير آب قرارميگرفت .ولي دراين عمق آب چنان فشاري دارد که تنفس براي مدت طولاني تقريباً غير ممکن است . البته انسان ميتواند حتي خيلي بيشتر ازاين عمق نيز درآب فررود , ولي شناگري که چنين کاري ميکند تنفس نميکند بلکه هوا را درشش هاي خود نگاه ميدارد.
براکيوزروس دراواخر دوره زوراسيک پديد آمد ودراوايل دورره کرتاسه نابود شد .بنابراين دوران زوال اين جانور همزمان بادوران شکوفائي وتکامل ديگردايناسورها بود.
يکي ديگر ارهيولاهاي اين زير راسته ديپلودوکوس نام داشت که معني آن دوالواره است .اگرانسان به اين جانور بنگرد متوجه ميشود که گردن دراز ودم بلند آن به دوالوار بلند شباهت دارد. ديپلودوکوس با ۲۸ متر طول تنها کمي کوتاهتراز براکيوزروس بود ولي درعوض بسيارسبکترازآن بود.اين جانور غول پيکر فقط ۴۰ تن وزن داشت زيرا ستون فقرات وهمه استخواهنهاي ديگربدنش توخالي وپوک بود. به جز چهرپاي ستون مانندش – توخالي بود.استخوانهاي پاي اين جانور توپر بود چون بايستي وزن بسيار زيادش را (حدوداً معادل وزن ۵۰ دستگاه اتومبيل پيکان ) تحمل ميکرد.
هريک از پاهاي ديپلودوکوس پنج انگشت داشت که سه انگشت وسط داراي چنگالهاي شاخي بود.دوانگشت جانبي ديگر درپوشش مقاوم بزرگي قرارداشت .به همين دليل اين جانور رافيل پا ميخوانندو هريک ازپاهاي جلوداراي يک چنگال بود که برروي انگشت شست قرارداشت .اين چنگال مانند يک قلاب ازليز خوردن جانور برروي گل ولاي جلوگيري ميکرد.
● خطرناکترين جانور دوره زوراسيک کدام بود؟
دردوره زوراسيک (۱۹۰ تا ۱۳۶ ميليون سال قبل ) الوزروس که ازدايناسورهاي زيرراسته تروپود ها بود فرمانرواي بي رقيب تمام موجودات زنده خشکي به شمار مي آمد.اين حيوان فقط ازگوشت ديگر دايناسورها تغذيه ميکرد .طول بدن او ازنوک دم تا آرواره هاي بسيار بزرگش ۱۱ متر – يعني تقريباً به اندازه يک اتوبوس بزرگ بود. اين جانور برروي پاهاي عقبي سنگين ونيرومندش راه ميرفت .چون وزن الوزروس حداقل دوتن بود مطمئناً خيلي چالاک نبود .ولي بازهم به نسبت چالاکترازبسياري ازطعمه هاي خود محسوب ميشد.دم بلند وکلفتش به اوکمک ميکرد که براحتي روي دوپا راه برود.
هرچند که تعدادي ازدايناسورهاي گياهخوار بسياربزرگتر وسنگين تر ازالوزروس بودند , نمي توانستند دربرابر اين جانور ازخوددفاع کنند. به اين دليل آنها ترجيح ميدادند که تقريباً به طور دائم درآب زندگي کنند تا ازدست اين درنده خطر ناک درامان باشند.
هنگامي که الوزروس جانوري راتکه تکه ميکرد وپس از خوردن آن براي هضم آن چرت ميکرد به خوابي کوتاه فروميرفت ,ديگرگوشتخواران کوچک گرد ميآمدند تاآنچه ازهيولا باقي گذاشته بود بخورند.يکي ازاين جانوران کومپسوگناتوس بود که فقط ۳۰ سانتمتر طول داشت وکمي بزرگتر از يک مرغ نبود وکوچکترين دايناسور گوشتخوار به شمارمي آمد.
اين درنده کوچک ازسوسمارهاي پرنده کوچک ونيزازحشرات – به عبارت ديگرازجانوران گريز پا وچست وچالاک – تغذيه ميکرد. اين جانور با پاهاي بلندي که مناسب دويدن ودستهاي کوچکي مناسب چنگ زدن بود, به بهترين وجه بااين نوع زندگي سازگاربود .احتمالاً پيشينيان پرندگان شکل وشمايلي مشابه اين جانور داشتند ولي بازوهايشان بلندتر بوده است .
● چرا پسيتاکوزروس منقاري شبيه منقار طوطي داشت ؟
يکي ازپيشينيان سراتوپس ها پسيتاکوزروس ( سوسماري طوطي منقاري ) بود که دراوايل دوره کرتاسه مي زيست .اين جانور بخاطر منقار قلاب مانندخود که شبيه منقارطوطي بود به اين نام خوانده شد.
ازاين جانور دومتري دوره کرتاسه اسکلتهاي کامل وسالم فراوان وتک استخوانهاي زيادي درمغولستان به دست آمده است .اين نوع دايناسور دراواخر دوره آغازين کرتاسه پديد آمد دراين دوره بسياري اردايناسورهاي گياهخوار مجبور شدند که نوع غذاي خودررا تغيير دهد .چرا که علاوه بر گياهان هاگدار( ازقبيل سرخس ها دم اسبيان وپنجه گرگيان ) گياهان گلدارنيز رشد ونموکردندوفراوان شدند.درپي اين تغييرات شرايط گياهي دربرخي از اورنيتوپپودها يک دندان برنده وتيز تکامل يافت وآرواره ها عضلات آرواره هانيرومند تر شدتا اين جانوران بهتر بتوانند با دندانهايشان شاخه هارا قطع کنند.به اين ترتيب سپر محافظ گردن , يعني نشانه بارز زيرراسته سراتوپس ها نيز پديد آمد .احتمالاً اين نشانه درابتدا سپر محافظ نبود بلکه نقطه اتصال ماهيچه هاي نيرومند آرواره ها به شمار مي آمد.اين دايناسوربراي تغذيه ازموادگياهي سخت ترومقاومتر به اين آرواره ها احتياج داشت .
نخستين سراتوپس واقعي يعني پروتوسراتوپس , تاکنون فقط درمغولستان پيداشده است . نام يوناني اين جانور به معني نخستين شاخدار است . البته اين جانور دومتري اصلاً شاخ نداشت , ولي چون نياي همه اعضاي خانواده دايناسورهاي شاخدار به شمار مي آيد اين نام را به اوداده اند.
● آخرين دايناسورهائي که پديد آمدند ازکدام گروه بودند؟
پروتوسراتوپس وخانواده اش , آخرين دايناسورهائي بودند که درروي زمين ظاهرشدند.اين جانور برروي چهارپاي کوتاه راه ميرفت وشکم خودرا کاملاً نزديک به زمين نگاه ميداشت . اين حيوان بدني مانند سوسمار پهن وچهارشانه وسري فوق العاده بزرگ با منقاري همچون منقار طوطي داشت .اين منقار قلاب مانند روي آرواره فوقاني وبرآمدگي بيني رشد کرده بودگردن وشانه هاي اين جانور يقه استخواني بزرگي داشت .با اينکه طول بدن اودومتربود ارتفاع پشتش بيشتراز۷۵ سانتي مترنبود وکمي بلندترازيک سگ به نظر ميرسيد اين حيوان تقريباً دوتن وزن داشت .
پروتوسراتوپس براي ماآشناترين دايناسوراست . مجموعه کاملي از تخم هاي اين حيوان درمراحل مختلف پيداشده است .علاوه برآن اسکلت هاي فراواني ازاين جانور به دست آمده است که با کمک آنها تمام مراحل رشد اين دايناسور درموزه ها بازسازي وبه نمايش گذاشته شده است .
وقتي که پروتوسراتوپس ازتخم خارج ميشد سر کوچکش فاقد يقه استخواني چيين داربود. اين صفحه استخواني هنگامي که حيوان بزرگترميشد دورگردن اوپديد مي آمد. همانطور که ميدانيم يقه استخواني نقطه اتکا واتصال ماهيچه هاي گردن وآرواره ها بود. اماحسن ديگري هم داشت اين عضو براي محافظت گردن نيز به کارميرفت .درندگان براي کشتن طعمه خود نخست گردن آن را گازميگيرند.

● تاريخچه عناصر شيميايي در يونان قديم و در سده پنجم بيش از ميلاد ، عده اي از فيلسوفان آب را مادهٔ المواد پنداشته، گروهي هم آتش و عده اي هم هوا را منشا ...

به حرکت در آوردن تصاوير در حقيقت روياي چند هزار ساله بشر بوده است. تصوير هايي که از چندين هزار سال پيش از اين بر ديوارهاي غار آلتاميراي اسپانيا به ياد ...

مقدمه: بطور کلي با افزايش بي رويه جمعيت بشر، نياز به غذا مشکل اساسي او بشمار مي‌رود. بشر براي رفع اين نياز در طي قرن بيستم دست به اعمالي زد که باعث بو ...

يکي از مهمترين سوالاتي که هميشه ذهن دانشمندان را مشغول کرده، منشاء پيدايش حيات است. مهمترين نظريه در اين مورد اين است که عناصر اصلي تشکيل حيات، ميليار ...

دايناسورها بين ۶۵ تا ۲۳۰ ميليون سال پيش بر روي زمين زندگي مي کردند. دايناسورها برخلاف ديگر خزندگان نظير مارمولکها، پاهاي بلند و کشيده اي داشتند که آنه ...

تعريف جنگل و انواع آن جنگل منطقه وسيعي پوشيده از درختان، درختچه ها و گونه هاي علفي است که همراه با جانوران وحشي نوعي اشتراک حياطي گياهي و جانوري را تش ...

ماست يکي از انواع لبنيات است که از تخمير شير توسط نوعي باکتري حاصل مي شود. از هر نوع شيري براي تهيه ماست مي توان استفاده نمود؛ اما ماست هاي امروزي را ...

تعريف جنگل و انواع آن جنگل منطقه وسيعي پوشيده از درختان ، درختچه ها و گونه هاي علفي است كه همراه با جانوران وحشي نوعي اشتراك حياتي گياهي و جانوري را ت ...

دانلود نسخه PDF - پيدايش دايناسورها