up
Search      menu
پزشکی و دامپزشکی :: مقاله پيامد قطع استروژن PDF
QR code - پيامد قطع استروژن

پيامد قطع استروژن

سندرم متابوليک

● سندرم متابوليک و فشار خون
نتايج حاصل از بزرگترين کارآزمايي آنتي هيپرتانسيو تا به امروز ALLHAT حاکي از آن است که به عنوان داروي آغازين درمان بيماران مبتلا به هيپرتانسيون، بايد مصرف ديورتيک ها ترجيح داده شود. اما نسبت به تيازيدها بيشتر توجه مي شود زيرا حوادث خطرناک ناشي از مصرف آنها در حساسيت به انسولين و شروع ديابت، به ويژه در افراد داراي عوامل خطرساز ديابت قابل توجه است. طي آناليز پس از اتمام کار، پژوهشگران ALLHAT پيامدهاي متابوليک و قلب و عروق را در بيماران ديابتي مبتلا به سندرم متابوليک يا بدون آن که تحت درمان با ديورتيک (کلرتاليدون) يک بلوکر کانال کلسيم (CCB، آملوديپين) يا مهارکننده ي آنزيم مبدل آنژيوتانسين ACE (ليزينوپريل) قرار گرفته بودند، مورد ارزيابي قرار دادند.
در ميان افراد دچار سندرم متابوليک، ميزان شيوع ديابت بعد از ۴ سال، در گروه کلرتاليدون برابر ۱۷%، در گروه آملوديپين برابر ۱۶% و در گروه ليزينوپريل برابر ۱۳% بود. در ميان افراد بدون سندرم متابوليک، ميزان شيوع ديابت در گروه کلرتاليدون ۷ ۷% در گروه آملوديپين برابر ۲ ۴% و در گروه ليزينوپريل برابر ۷ ۴% بود. اما، احتمال بيماري تاجي قلب، مرگ و مير به هر علت، حمله و بيماري مرحله ي آخر کليه به طور قابل توجه در بازوي درمان (بدون توجه به وضعيت سندرم متابوليک) اختلاف قابل توجهي نداشت. ميزان شيوع بي کفايتي قلب و بيماري هاي مرکب قلب و عروق به طور قابل توجه در آن دسته از بيماران دچار سندرم متابوليک که تحت درمان با کلرتاليدون بودند نسبت به گروه تحت درمان با ليزينوپريل کمتر بود.
پيامد قطع استروژن
در بررسي آغازين سلامت زنان (WHI) درمان روزانه با استروژن (استروژن اسبي کونژوگه ۶۲۵ ۰ ميلي گرم) و پروژستين (مدروکسي پروژسترون ۵ ۲ ميلي گرم) به سال ۲۰۰۲ پس از ۶ ۵ سال به علت بالا بودن احتمال قابل توجه بروز بيماري سرخرگ تاجي، حمله، بيماري ترومبوآمبوليک و سرطان مهاجم پستان در افراد مورد بررسي که البته داراي احتمال پائين تر شکستگي ناشي از استئوپوروز و سرطان کولورکتال بودند، متوقف شد. حدود ۹۵% از ۱۵۷۳۰ شرکت کننده (گستره ي سني ۵۰ تا ۷۹ سال در زمان شمول)، ۵ ۲ سال پس از خاتمه ي بررسي دارونما و شاهددار و تصادفي شده يا ۸ سال پس از آغاز براي پيگيري در دسترس بودند.
در طول دوره ي ۴ ۲ ساله ي پس از مداخله، ميزان سالانه ي CAD، بيماري ترومبوآمبوليک وريدي، حمله، سرطان کولورکتال و شکستگي در گروه هاي اوليه ي هورمون و دارونما به هم نزديک شد. اما افزايش ۴ ۲ درصدي و قابل توجه احتمال بروز تمامي نئوپلاسم ها در گروه اوليه ي هورمون در طول پيگيري ديده شد. احتمال سرطان تهاجمي پستان در گروه هورمون بيش از دارونما بود ولي اين اختلاف، اهميتي نداشت. چه ضمن بخش تصادفي شده ي بررسي و چه پس از آن، در گروه بررسي شاخص کلي خطرات و منافع حدود ۱۲% بيش از گروه دارونما بود.
● ازومپرازول تجربي و آندوسکوپي
آيا به بيماراني که نشانه هاي تيپيک بيماري ريفلاکس معده به مري (GERD) دارند بايد به صورت تجربي (empiric) مهارکننده هاي پمپ پروتون تجويز شود يا ابتدا بايد آندوسکوپي بخش بالايي شده و بر اساس يافته ها تحت درمان قرار گيرند؟ از هر دو روش استفاده مي شود ولي در مورد مشخص کردن بهترين روش نظرات متفاوت است.
محققان به صورت تصادفي ۶۱۲ بزرگسال را که حداقل ۳ ماه دچار نشانه هاي GERD (ترشا همراه رگورژيتاسيون اسيد يا بدون آن) و بدون نشانه هاي خطر بودند (مثل کاهش غيرارادي وزن، ديسفاژي، ملنا) تحت درمان تجربي ۴ هفته اي با ازومپرازول (۴۰ ميلي گرم يک بار در روز) يا درمان براساس آندوسکوپي (۴۰ ميلي گرم ازومپرازول يک بار در روز براي بيماران مبتلا به ازوفاژيت ريفلاکس يا ۲۰ ميلي گرم يک بار در روز در موارد بدون ازوفاژيت) قرار دادند. هر دو راهکار درمان با ۲۰ هفته ازومپرازول نگاهداري (۲۰ ميلي گرم يک بار در روز) ادامه يافت. بعد از ۴ هفته، ۴ ۸۶% بيماران گروه درمان تجربي در برابر ۵ ۸۷% بيماران گروه آندوسکوپي عکس العمل نشان دادند (بدون نشانه ي GERD يا نشانه هاي خفيف ولي قابل تحمل). بعد از ۲۴ هفته، ۷۲% بيماران گروه تجربي در مقابل ۶۸% بيماران گروه آندوسکوپي عکس العمل نشان دادند. هيچ اختلاف قابل توجهي مشاهده نشد. کيفيت زندگي نيز به همين ترتيب در دو گروه بهبود يافت. اما، ميزان هزينه ي درمان تجربي به طور قابل توجه کمتر از هزينه ي درمان با راهنمايي آندوسکوپي بود.
● بيماري کرون و ايمونوسوپرسيون
درمان بيماري کرون معمولا با کورتيکوستروئيدها آغاز مي شود و آنتي متابوليت ها و بلوکرهاي فاکتور نکروز تومور (TNF) به صورت مرحله اي و در صورت لزوم به آن افزوده مي شود. در آرتريت روماتوئيد که از نظر پاتوفيزيولوژيايي شبيه بيماري کرون است، اکنون در اوايل درمان، در حال حاضر از آنتي متابوليت ها و آنتاگونيست هاي TNF استفاده مي شود. آيا مي توان در بيماران مبتلا به بيماري کرون نيز از درمان ايمونوسوپرسيو زودرس توام استفاده کرد؟
طي يک کارآزمايي ۲ ساله، پژوهشگران ۱۳۳ بيمار مبتلا به بيماري کرون زودرس (مدت کمتر از ۴ سال که هرگز با کورتيکوستروئيد، آنتي متابوليت يا مواد بيولوژيک) را با يکي از دو راهکار درماني تحت درمان قرار دادند: ايمونوسوپرسيون آغازين با اينفليکسي ماب و آزاتيوپرين و به دنبال آن تک درماني با آزاتيوپرين (در صورت لزوم استروئيدهم تجويز مي شد) يا درمان متعارف مرحله اي با بيش از دوبار استروئيد و به دنبال آن آزاتيوپرين و سپس در صورت لزوم اينفليکسي ماب. در هر گروه، در صورتي که ضعف تحمل آزاتيوپرين وجود داشت، امکان استفاده از متوترکسات وجود داشت.
به طور قابل توجه، بيماران بيشتري از گروه ايمونوسوپرسيون توام نسبت به درمان متعارف بعد از ۵۲ هفته در رميسيون باليني ديده مي شدند (۶۲ در برابر ۴۲%) در سال دوم، ميزان رميسيون در هر دو گروه مشابه بود. از ميان ۴۹ بيماري که بعد از ۱۰۴ هفته آندوسکوپي شدند، تعداد بيماراني که دچار اولسر نبودند در گروه ايمونوسوپرسيون توام بيشتر بود. بيماراني که از ايمونوسوپرسيون هم استفاده کرده بودند نسبت به گروه درماني ديگر کمتر در معرض کورتيکوستروئيدها بودند.
● وقفه قلب درون بيمارستان
انواع خطاهاي پزشکي شبها و در پايان هفته بيشتر اتفاق افتاده و شايع تر مي باشند.براي مشخص کردن زمان روز و روز هفته و ارتباط آن با بقاي حيات وقفه ي قلب، محققان از دفتر ثبت ملي داده هاي بازتواني قلب و ريه براي سنجش تغييرات زماني در وقفه ي قلبي بدون نبض درون بيمارستاني استفاده نمودند. اطلاعات اوليه شامل اطلاعات در مورد ۵۸۰۰۰ وقفه اي بود که در طول ساعت روز يا عصر (۷ صبح تا ۱۰:۵۹ بعدازظهر) اتفاق افتاده و نيز شامل اطلاعات در مورد ۲۸۰۰۰ وقفه اي بود که شبها به وقوع پيوسته بود (۱۱ شب تا ۶:۵۹ صبح).
در آناليز پس نگر با چند متغير که برحسب ۱۸ عامل دموگرافيک و باليني تطبيق داده شده بود، تمامي پيامدهاي اصلي در طول روز مناسب تر بودند از جمله بقاي حيات در زمان ترخيص، (بقاي حيات تطبيق داده نشده ۸ ۱۹ در برابر ۷ ۱۴%، نسبت خام تطبيق داده شده۱۸ ۱) و پيامدهاي نورولوژيک (پيامد مناسب تطبيق داده نشده ۲ ۱۵ در برابر ۱%). ميزان بقاي حيات در زمان ترخيص نيز در روزهاي هفته بالاتر از روزهاي آخر هفته بود (۶ ۲۰ در برابر ۴ ۱۷%) ولي در شبهاي هفته و شبهاي آخر هفته مشابه بود (حدود ۱۵% در هر دو مورد).
● کاهش احتمال سرطان تخمدان
ميزان شيوع سرطان تخمدان با سن افزايش مي يابد. استفاده از قرص هاي خوراکي جلوگيري از بارداري (OC) از احتمال بروز سرطان تخمدان مي کاهد، ولي تا چه مدتي پس از قطع OC اين مزيت برجاي مي ماند؟ براي مشخص کردن پاسخ اين پرسش، پژوهشگران اطلاعات ترکيبي فردي را از ۴۵ بررسي مشاهده اي عوامل خطرساز براي سرطان تخمدان تلفيق کردند و اطلاعات اوليه ي بزرگ مورد شاهد به دست آوردند که شامل ۲۳۲۵۷ خانم دچار سرطان تخمدان و ۸۷۳۰۳ خانم بدون سرطان تخمدان بود.
۳۱% موارد و ۳۷% شاهدان هميشه از OC استفاده نکرده بودند، در مقايسه با آنها که هرگز استفاده نکرده بودند، آنها که هميشه از OC استفاده کرده بودند، احتمال نسبي کلي سرطان تخمدان برابر ۷۳ ۰ بود. احتمال کاهش به مدت مصرف OC وابسته بود. ۱۵ سال استفاده سبب کاهش خطرنسبي تا نصف مي شد. آن عده که ظرف دهه ي گذشته مصرف قرص را قطع کرده بودند از نظر احتمال نسبي داراي نشيب بسيار تند (۲۹% طي ۵ سال استفاده) بودند ولي باز هم کاهش احتمال (۱۵% در ۵ سال استفاده) پس از ۲۰ تا ۲۹ سال پس از قطع OC ديده مي شد. عامل متغير مستقل ديگري به طور قابل توجه سبب اختلال در تاثير استفاده از OC بر ميزان شيوع سرطان تخمدان باگذشت زمان وجود نداشت.
● جلوگيري از بارداري دائمي
مي توان در رژيم هاي داروئي از فرمولاسيون هاي جديد قرص هاي خوراکي جلوگيري از بارداري (OC) با دوز پائين استفاده کرد که طولاني تر از سيکل ۲۱ روزه ي استاندارد OC است؛ ادعا مي شود که اين رژيم هاي دائمي سبب کاهش تعداد روزهاي خونروي و بهبود تاثير و کيفيت زندگي مي شود. اما براي مقايسه ي اين دو رژيم کارآزمايي هاي اندکي انجام شده است.
طي يک کارآزمايي ناآگاه، ۶۲ خانم سالم با سيکل منظم قاعدگي به صورت تصادفي شده يا از رژيم سيکليک (۲۱ روز فعال+ ۷ روز دارونما به مدت (۶) سيکل ۲۸ روزه ي منظم) و يا از رژيم (۱۶۸روز فعال) دائمي OC (۲۰ ميکروگرم اتينيل استراديول و يک ميلي گرم نوراتيدرونيت استات) استفاده کردند. تعداد روزهاي خونروي در گروه سيکليک و دائمي مشابه بود (۳۵ در برابر ۳۲ روز) ولي روزهاي خونروي متوسط تا سنگين در گروه سيکليک شايع تر بود (۱۱ در برابر ۵ روز). خانم هاي گروه دائمي به احتمال بيشتر خونروي دور از انتظار را تجربه مي کردند و حجم تخمدان آنها کوچکتر و تراز استروژن پائين تر داشتند که حاکي از سوپرسيون شديدتر تخمدان بود. خانم هايي که از درمان دائمي استفاده مي کردند خونروي کمتر همراه درد و تغييرات رفتاري پيش از قاعدگي اندکي گزارش کرده بودند. در مقايسه با درمان چرخه اي، درمان مداوم با بهبود کيفيت زندگي در بيشتر موارد سيکل قاعدگي همراه نبود.

بسم الله الرحمن الرحيم براي اينکه ما به توانيم يک سيستم رايانه اي را تعمير کنيم ابتدا بايد با قطعات آن آشنا شويم سپس با کار آن قطعات آشنا باشيم تا بتو ...

وقفه تنفسي هنگام خواب دوره هاي توقف تنفس در طي خواب که ۱۰ ثانيه يا بيشتر طول مي کشد. اين اختلال در همه سنين ديده مي شود ولي در بزرگسالان بالاي ۶۰ سال ...

قطعات سوپرآلياژي کاربردهاي متنوع و وسيعي در صنايع مختلف از جمله ايمپلنت­ها، صنايع زيردريايي، هوافضا و غيره دارند، اما کاربرد عمدة سوپر آلياژها، در پره ...

همين که يک عضو بدن را از دست دهيم خودش به اندازه کافي ناگوار هست، چه رسد به اينکه بدانيم ۹۰درصد از کساني که به نوعي دچار قطع عضو شده اند، درگير درد خي ...

طلاق به عنوان يک مسئله اجتماعي که در برگيرنده انحلال قانوني ازدواج و جدايي زن و شوهر مي باشد، به لحاظ تأثيرات گسترده در روند رشد جمعيت و همچنين دگرگون ...

پوکي استخوان يا «استئوپروزيس» بيماري خاموشي است که استحکام استخوان ها را به تدريج از بين مي برد. استخوان داراي بافت زنده يي است که مرتب بازسازي مي شود ...

از ميان قطعات مصرفي موتور شايد هيچ کدام به اندازه شمع در ميان مردم شناخته شده نباشد، در عين حال اغلب افراد اهميت آن را ناديده مي گيرند.وظيفه شمع جرقه ...

بيش از ۵۰ درصد افرادي که مجبور به قطع پاي خود مي شوند، ديابت دارند... متاسفانه پيشرفت هاي علمي و مراقبت هاي همه جانبه هنوز نتوانسته از شيوع ديابت و به ...

دانلود نسخه PDF - پيامد قطع استروژن