up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله پاداش و تنبيه در قرآن PDF
QR code - پاداش و تنبيه در قرآن

پاداش و تنبيه در قرآن

شيوه هاي تربيتي مطلوب

اگرچه برخي از ويژگي هاي موجودات ديگر در انسان است ولي انسان به غير از تمام موجودات مي باشد و با وجود مشترکاتي که ميان انسان و حيوان وجود داد، از امتيازاتي برخوردار است که مختص انسان است. از منظر اسلام و قرآن بينش هاي غربي را مبني بر اينکه انسان ماشيني پيچيده است و يا به صورت يک حيوان تکامل يافته تصور شود را نمي پذيرد، بلکه انسان موجودي است که روح خدا در او دميده و جسمش به خاک آميخته و روحش به خدا. به طوري که در قرآن آمده که جهان هستي براي تو آفريده شده. پس انسان بايد از تمام هستي در شأن خود استفاده کند. بنابراين با توجه به اين موجوديت راه ادب و پرورش انسان را بايد بشناسيم و انسان را از انحرافات باز داريم و به فعليت کمال انسانيش برسانيم. کسي که خود به آداب انسان ساز متأدب نباشد نمي تواند انساني را آموزش دهد و او را ادب کند؛ چرا که لازمه تأديب کردن معلمي مؤدب است که به روان آدمي آگاه باشد و مطابق با فطرت و روان آدمي روش هاي تربيت را در پيش گيرد.
● تعدد و تنوع وظايف عملکردي
در نظام تربيتي روش هاي مختلفي براي تربيت انسان ها وجود دارد که مي توان از آنها به عنوان وظايف عملکردي مربيان در توسعه کيفيت امور تربيتي نام برد. در اين بخش به برخي از آنها اشاره مي نماييم و راه هاي آموزش و دستيابي به آنها را در ميان دانش آموزان مورد شناسايي و توجه قرار مي دهيم:
۱) به تفکر وا داشتن دانش آموزان
فکر در لغت به معناي انديشه و خيال و تأمل است و در قرآن به معناي نوعي سير و مرور بر معلومات موجود در ذهن است تا شايد از مرور در آن و يک بار ديگر در نظر گرفتن آن، مجهولاتي براي انسان کشف شود.
دين اسلام، به تفکر و انديشه بسيار اهميت داده و همواره آن را براي انسان ها متذکر مي شود. خداوند در موارد متعدد، انسان ها را به انديشه و تأمل امر مي کند و مي فرمايد: اي انسان هزاران راز و رمز در خلقت جهان و آنچه در آن است، وجود دارد منتها فقط افراد متفکر و اهل مطالعه و محقق که نيروي فکر خود را به کار مي گيرند از اين رازها و رمزها مطلع مي شوند.
۲) متکي بودن بر خود و کنترل کردن هواهاي نفساني
مربيان تربيتي بايد در هدف اساسي خود در تعليم و تربيت دانش آموزان را طوري تربيت نمايند که آنها خود اداره کننده خويشتن باشند، تمايلات يا هواهاي نفساني خود را تحت نظارت در آورده و خود را از آنچه غيرمنطقي و يا غيرعقلاني است، دور سازند و آنچه را که شايسته انسان بودن اوست انجام دهند.
لازم است دانش آموزان طوري تربيت شوند که بدون پشت کردن به ديگران و بدون نفي ارزش و احترام همکاري و معاضدت، خود روي پاي خود بايستند و در تنظيم و اداره امور خود مزاحم و نيازمند ديگران نباشند.
۳) تعليم حکمت به عنوان يک هدف تربيتي
حکمت به معناي حالت و خصيصه اي است روحي و نفساني که بتواند حقايق و واقعيات را درک کند و اعمالش را محکم و متقن انجام دهد. حکيم کسي است که کارها را بر ميزان تشخيص بر حق و محکم کاري انجام مي دهد و حکمت عملي خود بر سه قسمت تقسيم مي شود:
الف) تهذيب اخلاق
ب) تدبير منزل
ج) سياست مدن
آموزش سخن منطقي يا معرفت مدلل از لحاظ تربيتي داراي اهميت ويژه اي است و يکي از کارهاي مربي اين است که به فرد کمک کند اولاً منطقي بودن يا نبودن چيزي را بشناسد و بعد آنچه را که منطقي است بپذيرد و غيرمنطقي را رد کند و طبيعي است که پذيرش يا رد مطلبي مستلزم بررسي و قضاوت همان فرد است و لذا با آموزش حکمت، در واقع قدرت تشخيص و توانايي استدلال و قضاوت دانش آموز نيز تقويت مي شود.
۴) پرورش روح عدالتخواهي
يکي ديگر از اهداف مربيان بايد پرورش روح عدالتخواهي در دانش آموزان باشد. عدالت در لغت به معني اعتدال و حد وسط بين عالي و داني و ميانه بين دو طرف افراط و تفريط است. از امام صادق(ع) سؤال شد: در بين مسلمين عدالت مرد به چه چيز شناخته مي شود تا شهادت هايي که له يا عليه مسلمين مي دهد پذيرفته گردد؟ فرمودند کسي را مي توان به عدالت شناخت که مسلمين او را به ستر و عفاف (يعني تزکيه) و جلوگيري از شکم و شهوت و دست و زبان بشناسند و به اجتناب از گناهان کبيره اي که خداوند متعال، مرتکب آن را وعده آتش داده، از قبيل مي گساري و ربا و عقوق پدر و مادر و فرار از جنگ و امثال آن معروف باشد.
۵) استفاده از روش تشويق و تنبيه در ميان دانش آموزان
تشويق در لغت به معناي به شوق آوردن، راغب کردن و کار کسي را ستودن و او را دلگرم ساختن و تنبيه به معناي بيدار کردن، هشيار کردن، آگاه ساختن کسي بر امري است. در تعليم و تربيت وقتي از تشويق و تنبيه سخن گفته مي شود، مقصود اين است که متعلم و متربي را با رفتار صحيح و درست آشنا کنيم و او را از نتايج نيکوي عمل به آن رفتار بهره مند سازيم، همچنين رفتار نادرست و غلط را شناسانده و عواقب ارتکاب به اعمال و رفتار غلط را توضيح دهيم و در صورت اقدام به اعمال ناروا با شرايط خاصي وي را به کيفر کارهاي نادرستش رسانيم.
۵ ۱) اهميت و نقش تشويق و تنبيه در تعليم و تربيت
در روانشناسي و تعليم و تربيت، امر تشويق و تنبيه يا پاداش و کيفر به عنوان يکي از عوامل و محرک هاي مهم يادگيري تلقي مي شود. اثرات تشويق و پاداش دادن، و همچنين اثرات کيفر و تنبيه يا مجازات کردن در امر تربيتي و يا تغيير بعضي رفتارها بارها و بارها از سوي دانشمندان علوم گوناگون مطرح شده است.
۵ ۲) پاداش و تنبيه در قرآن
قرآن کتاب هدايت انسانها و کتاب انسان سازي است، و در آن از روش تبشير و انذار براي تکامل بخشيدن انسانها و تزکيه و ارشاد آنها بسيار استفاده شده است و مقصود از تبشير، مژده دادن، نويد دادن، دلگرم کردن و تحريک شوق و رغبت افراد نسبت به نيکي ها و رحمت و مغفرت الهي است و مقصود از انذار، بيم دادن، ترسانيدن، اعلام خطر کردن و بر حذر داشتن از کارهاي زشت و عذاب الهي است. روش تبشير و انذار از روش هاي بسيار مفيد و مؤثر تربيتي است و به همين جهت يکي از اهداف رسالت انبيا را نويد دادن و بيم دادن قرار داده و فرموده است:
فبعث الله النبيين منبشرين و منذرين:
خداوند پيامبران را مبعوث فرمود که مؤمنان را بشارت دهند و کافران را بيم دهند.
۵ ۳) تشويق و تنبيه در نهج البلاغه
اهميت نهج البلاغه در معارف غني اسلام بر همگان روشن است و کلمات مولا علي عليه السلام در هر زمينه اي چون در و گوهر گرانبها بر تارک معارف عاليه اسلام مي درخشد. بايد هم چنين باشد، چرا که آن حضرت پرورش يافته مکتب اسلام است، و تحت تعليمات مستقيم خواجه و سرور دو عالم قرار داشته است.
همچنانکه علي (ع) در بهشت و زبان قرآن است، نهج البلاغه هم کلام معصوم و زبان قرآن است و سعادتمند کسي است که به آنان متمسک و متوسل باشد. مولا خطاب به مالک اشتر مي فرمايد:
و لا يکونن المحسن و المسي عندک بمنزله` سواء:
چرا؟ براي اينکه:
فان في ذالک تزهيداً لاهل الاحسان في الاحسان،
اين کار باعث مي شود که نيکوکاران نسبت به نيکي کردن بي رغبت شوند و ترک نيکي بکنند
و تدريبا لاهل الاسائه علي الاسائه
و بدکاران را به بدي کردن وادارد، و آنها به تداوم عمل زشت خود تشويق مي شوند و آن را مستمراً انجام مي دهند. چه بايد کرد؟
و الزم کلا لا منهم ما الزم نفسه
يعني
۵ ۴) اثرات تشويق و تنبيه در برنامه هاي تربيتي
آنچه براي معلم و مربي اهميت دارد اين است که بداند اولاً، انسان طبيعتا از پاداش، لذت مي برد و از تنبيه روگردان است. جايزه، ستايش، تشويق، احترام، محبوب واقع شدن و مورد توجه قرار گرفتن، همه اموري هستند که نيکوکاران و درست کرداران را به رفتار شايسته و اعمال خوبشان تشويق مي کند و ثانياً جريمه، نهي، سرزنش، بي حرمتي، بي اعتنايي و نفرت و بدنامي از جمله اموري هستند که انسان طبيعتاً از آنان نفرت دارد و انسانهاي مبتلا به رفتارهاي ناشايست و کردارهاي بد با تذکر و راهنمايي و نهي از منکر و امر به معروف و پند و اندرز و موعظه وحکمت و در نهايت با تهديد و تنبيه بايد از عواقب بد اعمال خود آگاه شوند و از آنها دست بردارند.
خلاصه اينکه مربيان تربيتي بايد بدانند و به متعلمانشان القا کنند که:
▪ کارهاي پسنديده، مورد تأييد مردم است و بايد به آنها مبادرت کرد.
▪ به کارهاي پسنديده پاداش تعلق مي گيرد و اين اصل را در محيط تربيتي اعمال کند.
▪ انگيزه انجام کارهاي پسنديده براي پاره اي از افراد بهره مندي از پاداش و جايزه است و بايد از اين انگيزه در انسان سازي حداکثر استفاده بنفع آنان بعمل آيد.
▪ انسان طبيعتاً اعمال ناپسند را نمي پسندد و وقتي به کار و عمل زشتي تن در مي دهد، ولو براي مدتي از آن بهره و لذتي هم کسب کند، با تمام وجودش در مي يابدکه کرامت و شرافت وجودي و ذاتي خويش را با اين کارها و اعمالش خدشه دار کرده است.
هرگاه براثر مداومت در گناه و هر آنچه در نزدخدا و انسانها زشت شمرده مي شود، نفس لوامه حساسيت خود را از دست بدهد و انسان مغلوب نفس اماره خويش شود، حالات و صفات حيواني در او رشد کرده و او تحت تاثير تمايلات و هواهاي نفساني و براي تامين منافع خود و کسب لذت و خوشيهاي زودگذر به تعرض و تجاوز وحمله و تهاجم به حقوق و ناموس ديگران اقدام مي کند. براي جلوگيري از اين تعرض و تجاوز وحمله و تهاجم و براي برحذر داشتن انسانها از اين اعمال ناشايست، وجود مجازات متناسب و اعمال به موقع آن، وسيله و روش بسيار مناسبي است براي اصلاح انسانها و تربيت آنان.
پاره اي از مردم عليرغم تمايل قلبي خود، تنها به اين علت بعضي از کارها را انجام مي دهند که مي ترسند اعمال زشت آنها مورد توجه مردم و مسئولان قرار گيرد و تنبيه هايي را درپي داشته باشد و لذا بخاطر اينکه در ميان مردم رسوا نشوند و وجهه و آبرويشان نرود، از اقدام به اعمال بد اجتناب مي کنند. لازم است که از اين حساسيت انسانها در سازندگي و تربيت آنان استفاده مطلوب شود.
۶) استفاده از پند و اندرز در تربيت متربيان
راه ها و روشهايي که دين مبين اسلام در تربيت و پرورش انسانها بکار مي برد متعدد است و از جمله اين روشها، روشي است که آن را روش موعظه و پند و اندرز مي ناميم. باتوجه به وجود نيروي گويايي و تکلم و بيان در وجود انسان و همچنين بهره مندي او از نيروي شنوايي مي توان گفت يکي از استعدادهاي وجود انسان که هم تحت تاثير سخن قرار مي گيرد وهم با استفاده از اين توانايي ديگران را تحت تأثير قرار مي دهد و يکي از موارد کاربرد کلام و سخن اين است که با استفاده از آن، هم خود را تربيت کنيم و هم ديگران را از طريق موعظه و پند و اندرز، به جايگاه انسانيشان واقف سازيم که بدين وسيله رسيدن به هدف آفرينش يعني کمال و سعادت ابدي تسريع و تسهيل شود.
۶ ۱) قرآن و روش موعظه و پند و اندرز
روشهايي را که قرآن کريم براي تعليم و تربيت انسانها بکار مي برد، در عين برخورداري از يک وحدت و هماهنگي و انسجام ناگسستني در اصول و اهداف، متعدد و متنوعند و اين تعدد و تنوع با فطرت و طبيعت انسانها نيز سازگار است.
قرآن کتابي است که گام به گام با نوآموزان خود جلو آمده و اشتباهات و نقايص اعمال آنان را در برابر ديدگان عقل آنان قرار مي دهد تا اينکه خود با چراغ عقل، موارد تاريک اعمال خود را دريابند و در موارد بعدي از ارتکاب آن خودداري نمايند.
۶ ۲) شرايط لازم براي موعظه و پند و اندرز
براي اينکه موعظه و پند و اندرز اثر لازم را در وجود تربيت شونده بگذارد لازم است که او عملاً اثر پند و اندرز را در وجود واعظ و اندرزدهنده آسان و اجرا شونده ببيند تا از او پيروي کند والا موعظه به تنهايي کافي نخواهد بود، بلکه آن واعظي مي تواند سرمشق باشد و احساسات وافکار و رفتار متربّيانش را به خود وابسته کند که خود در منظر عام مقبول، و اثرات وعظ و پندش در حرکات و رفتار او محسوس باشد.
دعوت به حق و تربيت صحيح به وسيلهِ موعظه و پند و اندرز، زماني اثربخش خواهند بود که خود واعظ، عمل به حق بکند و به آنچه موعظه مي کند، متعظ بشود والا، دعوت به حق به زبان، ولي اقدام به خلاف آن در عمل، درواقع دعوت به خلاف حق است نه حق. همچنين دعوت به حق، بوسيلهِ مجادله با مسلّميّات کاذبهِ خصم (يعني با آنچه که خصم با ما مجادله مي کند) هرچند اظهار حق است ولي چنين مجادله اي احيا، باطل نيز هست، زيرا آنچه که خصم، به وسيله آن، با ما مجادله مي کند، چون هم دعوت به حق نيست و هم در مقابل دعوت به حق مي باشد لامحاله باطل است.
بايد که از هر سخني که خصم را بر دعوتش تهييج مي کند و او را به عناد و لجبازي وامي دارد، بپرهيزد و حتي الامکان از بکار بردن آن مقدمات کاذب که خصم آن را مسلّم و واقعي مي پندارد، دوري کند؛ همچنين لازم است از بي عفتي در کلام و از سوءتعبير اجتناب کند و به خصم خود و مقدسات او توهين نکند و فحش و ناسزا نگويد و از هر عمل و حرکت ناشي از ناداني هاي ديگر دوري کند و اگر غير از اين کند، درست است که حق را احياء نموده ولي به قيمت احياء باطلي ديگر و يا کشتن حقي ديگر بوده است.
کوتاه سخن اينکه، در چگونگي شرايط واعظ و پند دهنده بايد به مضمون ضرب المثل مشهور که سيره و روشي از رسول اکرم صلي الله عليه وآله را تداعي مي کند توجه نمود که: رطب خورده منع رطب چون کند؟
مي گويند خداوند تبارک و تعالي به عيسي(عليه السلام) وحي فرستاد که:
● نتيجه گيري
تعليم و تربيت، مخصوص ديگران نيست، بلکه انسان قبل از هرکس بايد خود متعلم و تربيت شونده از افراد عالم و اهل فن باشد. کما اينکه هر معلم و مربي در تعليم و تربيت اسلامي، قبل از اينکه تعليم و تربيت انسانهاي ديگر را برعهده گيرد، لازم است معلم و مربي خود باشد و خود را به آداب قرآن مؤدب کند و به اخلاق اسلامي متخلق سازد و در مکتب تربيتي اسلام تربيت شود و سپس گام در راه خدايي و لذتبخش و انسان ساز، اما مشکل و پرپيچ و خم و خطرناک، تربيت انسانها بگذارد، بر معلم و مربي لازم است که همواره خود را وعظ و نصيحت کند و هر لحظه از خود حساب بکشد و مبادا از شأن و زيّ بندگي و از مقام والاي معلمي تنزل کند. با دستوري از مولا علي عليه السلام اين مقاله را خاتمه مي دهيم و با دعاي خير و آرزوي فلاح دنيا و آخرت بر شما وارثان اسلام پاک محمدي و تشيع ناب علوي همگي را به خداوند بزرگ مي سپاريم.
اَحيِ قَلبکَ بالموعظهِ وَ اَمِتهُ بالزهاده` و قَوِّهِ باليقينِ و نَوَّرهُ بالحکمهِ و ذَلّهُ بذکرِ المَوتِ و قَرَّرهُ بالفناءِ و بَصرهُ فَجائِعَ الدُّنيا
يعني دل خود را در پند و موعظه زنده گردان و آن را با عراض از دنيا و بي رغبتي نسبت به آن بميران و با يقين تقويتش کن و با اشعه هاي نوراني حکمت منور و روشنش گردان. آن را بياد مرگ رام و متواضع و کوچک و خوار گردان و به فاني شدن و اينکه زشتيها و سختيها و اندوههاي دنيا پاينده نيست و همه تمام خواهد شد آرام و تسلي ده و به مصيبتها و فجايع دنيا بينا گردان تا اينکه بداند اين دنيا هليت و شايستگي آن را ندارد که کسي به آن رغبت کند و بر آن حريص باشد.

1) تفسير آيات: «انّا زَيَّنا السَّماء الدُّنياء بِزينه الکَواکِب[i]» ما آسمان پائين را با ستارگان تزئين کرديم. در اين آيه مي گويد «آسمان پائين را با ک ...

زندگي در سايه قرآن نعمتي است . نعمتي که ارج و ارزشش را نمي شناسد جزکسي که آن را خود چشيده باشد. نعمتي است که بر عمر مي افزايد و پاکيزه و مبارکش مي گرد ...

دين مبين اسلام بر پايه يک سلسله قواعد و قوانين اخلاقي و عملي استوار است که ريشه تمامي آنها به قرآن کريم ختم مي شود. قانون نامه اي که تاکنون و تا پايان ...

● ويژگي هاي زنان برتر در قرآن در سوره ي تحريم آمده است : «عَسي رَبُّهُ» «عَسي» با (عين) و (سين) يعني اميد است . اميد است پروردگار پيغمبر «إِنْ طَلَّقَ ...

اشاره: آيات قرآن كريم و احاديث پيشوايان معصوم، از يك سو به نكوهش دنيا پرداخته و از ديگرسو نظام عالم را به حق دانسته و گاه بر بهره گيري از آن تاكيد ورز ...

درمقاله حاضر نويسنده به تشريح گريه هاي با فضيلت از جمله گريه بر امام حسين(ع) پرداخته و موضوع گريه از نگاه قرآن را بررسي کرده است که اينک آن را با هم ا ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

استخاره به معناي طلب خيز از خداوند است، و چون مؤمنين در مواردي خيرو صلاح كار خود را نمي دانند، به استخاره متوسل مي شوند. جايگاه استخاره در قرآن و احاد ...

دانلود نسخه PDF - پاداش و تنبيه در قرآن