up
Search      menu
ورزشی :: مقاله يوگا PDF
QR code - يوگا

يوگا

تاريخچه يوگا

فلسفه مکتب يوگا
يوگا يکى از مکاتب فلسفى عرفانى رايج در هند است که مبتنى بر آداب خويشتن دارى، ورزش بدنى و ذهنى مى باشد. هر يک از مکاتب بنا به روش خود تزکيه نفس و اصول اخلاقى را به پيروان خود تعليم مى دهند.
اين مکاتب فهرست وار عبارتند از :
١- مکتب «نيايه» به معنى آنچه که فکر را به نتيجه هدايت کند و اين مکتب منسوب به حکيمى است به نام «اکش پادگوتم».
٢- مکتب «وى شيشکا» که اين نام مأخوذ از کلمه «وى شيشه» به معنى خاص است و اين دو مکتب نماينده روش تحليلى فلسفه اند.
٣- مکتب «سانکهيا» که مبتنى بر دوگانگى وجود است و يکى از مکاتب فلسفى بعد از ويدانت است.
٤- مکتب «جوک» يا يوگ، که به معنى اتحاد است و به تفصيل درباره آن صحبت مى شود.
٥- مکتب «پورواميمانسا» که مکتب آداب و مناسک هندو است و اساس آن بحث و تجسس در «دارما» است که تکليف و وظيفه است.
٦- مکتب ويدانت که به معنى مقصد بيد (ويد) است و در وحدت وجود سخن مى گويد.
يوگا يکى از مکاتب فلسفى عرفانى هند و مبتنى بر آداب خويشتن دارى، آموزش هاى جسمانى و ذهنى است.
مواجهه با رنج، مشقت، ناکامى و نادانى از مباحث عمده در يوگاست.
يوگا يک روش فلسفى - کاربردى در فهم و درک مسائل وجودى، مراتب ذهنى، ريشه هاى رنج و متعادل سازى و رفع آنهاست.
* مبانى آئين يوگا
يکى از مبانى يوگا مبحث رنج است، جهان ديرى است فانى مملو از ناکامى و مشقت، جسم جايگاه رنج است و حواس و ادراکات حسى رنج آفرين اند و لذايذ نيز آبستن ناکامى و اندوه اند، لذا همه چيز براى انسان فرزانه در جهان ادراکات حسى رنج آور است، پس بايد به هر نحو خود را از اين رنج آزاد کرد.
راه آزادى در مکاتب هندى به طرق گوناگون حاصل مى شود، در «نياياسوترا» توسط شناخت درست مقولات شانزده گانه و روش استدلالى حاصل مى شود. در «وى شيشکا» به کمک تفکيک و شناخت مقولات ششگانه بدست مى آيد. در «سانکهيا» توسط شناخت تفکيکى بين روح و ماده حاصل مى شود و در «ودانتا» به وسيله اشراق وردماسوى الله کسب مى گردد.
در «يوگا» توسط تميز حق از باطل و روح از ماده که در اين جهان بر اثر مشارکت ظاهرى بصورت واحد جلوه مى کنند بدست مى آيد. دوم مبحث نادانى است، پيوند روح و ماده بر اثر عدم شناخت تحقق مى يابد و مادام که نادانى وجود دارد زايش دوباره خواهد بود و انسان در گردونه باز پيدايى اسير است.
نادانى در حقيقت عدم تشخيص روح از مراتب ذهنى است، مانند اينکه مى پنداريم «من مى دانم»، «من رنج مى برم» و «من مى فهمم» و کلمه من را به روح يعنى «پوروشا» نسبت مى دهيم و اين خود نادانى و توهم است. به عبارت ديگر نادانى پيوند روح با عقل است و عقل مخزن تأثرات و ترکيبات ذهنى و تجارت پيشين است. به عقيده «وياسا» عقل متکى بر تاثرات ناشى از نادانى است و به نتيجه کار خود که نمايش روح است، دست نمى يابد.
از اين رو دوباره با همان وظيفه ظاهر مى گردد. اما در صورتى که عقل به نتيجه کار خود که هدفش اظهار و نمايش روح است نائل گردد از وظيفه خود فارغ مى شود و از نادانى رهايى مى يابد و ديگر بار بوجود نمى آيد.
با توجه به شناخت علت نادانى و اينکه ريشه و منشاء درد و مشقت بى پايان است، يوگا به جنبه هاى علمى اين موضوع مى پردازد و معتقد است که تنها فلسفه اولى قادر به رهبرى و نجات انسان از چرخه حيات نيست و به همين دليل آداب و فنونى ضميمه اين فلسفه مى نمايد تا آگاهى که تاکنون صرفاً از طريق تعقل ادراک مى شده فعليت يابد و به واسطه آميزش اين معرفت به سرشت خويش وجدان و مخزن تأثرات ديرينه را نابود سازد و آگاهى ديگر و شعورى برتر را جايگزين سازد، هشيارى عاليترى که عقل را بدان راه نيست و استدلال از درک آن ناتوان است.
پس هر ديدگاه فلسفى براى تحقق انديشه ها بايد به رويه هاى علمى رياضت و ورزش خاص آراسته گردد.
* تاريخ پيدايش مکتب يوگا
هنوز به خوبى روشن نشده است که فنون و آداب يوگ اولين بار به وسيله چه کسانى تدوين و بکار برده شده، تاريخ پيدايش يوگا را کهنتر از زمان تدوين کتاب «يوگا سوترا» مى دانند تا آنجا که در اساطير و افسانه ها اين تعليمات را به خدايان هندى (مظاهر احديت) نسبت مى دهند، اما اتفاق رأى محققين بر اين است که حکيم و فيلسوف هندى (پاتانجلي) مبانى آئين يوگا را در رساله خود به نام يوگا سوترا (Yoga Sutra) تدوين کرده است.
ترجمه، تفسير و تدوين يوگا سوترا از لحاظ تاريخى به دو قرن قبل از ميلاد مسيح نسبت داده شده هر چند آراء ديگرى درباره پيدايش و نگارش اين رساله وجود دارد. به عقيده ياکبى و کيث اين اثر در سده هاى سوم الى پنجم ميلادى نگاشته شده زيرا در اين رساله به تيره «ماهاياناي» بودائى اشاره شده است اما داسگوپتا (Dasgupta) در خصوص نظريه ياد شده معتقد است که غرض از مکاتب بودائى که در يوگا سوترا بدان اشاره شده مکاتبى است که به اصالت ذهن معتقد بودند مانند مکتب «ويجينياناوادا» آئينى که بنيانگذار اصالت خلاء جهانى بود.
يوگا تاريخچه اي چندين هزار ساله دارد (بين 2 تا 15 هزار سال قبل از ميلاد را آغاز يوگا مي دانند) با آنكه كلمه يوگا براي نخستين بار در نوشته هاي آريايي ها آمده است ولي تاريخ شناسان عقيده دارند يوگا پيش از آريايي ها در هند وجود داشته است و تقريبا چهار قرن قبل از ميلاد يك دانشمند و فيزيك دان به نام پاتانجالي در كتابي به نام يوگا سوترا مراحل هشتگانه يوگا را كه اساس يوگاي امروز است، شرح داد. بعدها كتاب پاتانجالي توسط دانشمند ايراني ابوريحان بيروني به زبان عربي ترجمه شد و اين دانشمند يوگا را به عنوان روشي براي خلوص نفس و خلوص تن ذكر كرد.
و متحمل است مقصود مکتب قديمترى است که پيش از تکوين و ايجاد مکاتب فوق موجود بوده است. داسگوپتا در تحقيقات خود در زمينه يوگا به کتاب ابوريحان بيرونى به نام «پتنجل الهندى فى اخلاص من المثال» که ترجمه عربى يوگا سوتراى پاتانجلى است اشاره کرده و پس از تجزيه و تحليل و مقايسه آن با يوگا سوترا به اين نتيجه رسيده است که ترجمه حکيم ابوريحان بيرونى از روى متن ديگرى بوده که در آن مبانى پاتانجلى تا حدى تغيير کرده و تمايل به يکتا پرستى در آن مشهود است و به نظر داسگوپتا رساله بيرونى معترف تحولى است که به واسطه آن يوگا سوترا وارد مجراى تازه اى شده که به سهولت مى توانست منجر به مکاتب ودانتا و شيوايى و حتى تانترا گردد.
در گيتا يوگا، معانى مختلفى دارد و معنى کلى آن بنظر داسگوپتا از ريشه (Yuj) به معنى پيوستن است و چون پيوستن به امرى مستلزم گسستن از امرى است لذا پيوند با يوگا منجر به جدائى از تعلقات عالم و تجرد از عالم ماده و ضمائم آن تعبير مى شود.
اما در گيتا يوگا به مفهوم حذف و قطع مراتب نفسانى نيست بلکه اتصال به بارگاه ارزلى است که با پيروى از روشهاى يوگا از جمله «کارمايوگا» طريقت کردار و تکاليف شرعى و «ديانايوگا» روش مراقبه و معرفت تحقق مى يابد. طريقت يوگا در گيتا به عنوان راه ميانه مطرح است.
برخى از پژوهشگران تاريخ تدوين اين علم کهن را به دو قرن قبل از ميلاد مسيح نسبت داده اند.
برخى تعاليم يوگا را به خيلى قبل از اين تاريخ نسبت مى دهند تا آنجا که در اساطير و افسانه ها اين تعليمات را به مظاهر احديت نسبت مى دهند.
يوگا از ريشه کلمه سانسکريت (Yuj) به معنى اتحاد گرفته شده و آن اتحاد و هماهنگى بين تن و روان و نيروهاى مثبت و منفى وجود انسان است.
در گيتا آمده است : «يوگا براى آن کس که در خوردن افراط مى کند ميسر نيست و نه براى آن کس که از خوردن پرهيز مى کند، نه مناسب حال کسى است که بسيار مى خوابد و نه مناسب کسى که شب زنده دارى مى کند، اما براى آن کس که در خوراک و تفريح و خواب و بيدارى معتدل است يوگا راه انهدام کليه مصائب است.»
اين روش ميانه يوگا در گيتا با روش يوگاى کلاسيک پاتانجلى متعارض است زيرا در يوگا سوتراى پاتانجلى کمتر به نيازهاى طبيعى انسان توجه مى شود و انسان را مقيد مى سازد خلوت به درون نگرى، خودکاوى و قطع مراتب ذهنى و نفسانى گزينى، سکون و اعتکاف را جايگزين تحرک و فعاليت اجتماعى مى نمايد.
اين نوع يوگا فراتر از اخلاقيات بشر عادى و وراى ارزشهاى جارى جوامع سير مى کند و کمتر به عواطف انسانى و عشق و محبت ارتباط دارد.
بدون شك يوگا قديمي ترين روش ارتقاء شخصيت آدمي است و تاثيرات شگرفي بر انسان مي گذارد به همين دليل است كه مدت هزاران سال پايدار مانده است و حتي با گذشت زمان جنبه هاي مقدس اعتقادي و پيروان فراوان كسب كرده است يوگا قرن ها در سرزمين هاي هند و خاور دور به حيات خويش ادامه داد تا آنكه در پايان قرن 19 در اروپا و آمريكا اشاعه يافت و انديشه غربي سرانجام يوگا را به آزمايشگاهها كشاند. يكي از مراكز مهم تحقيقاتي بيمارستان كارولينسكا در استكهلم بود كه تاييد كرد، كنترل ذهن و جسم در نتيجه يوگا نه تنها افسانه نيست بلكه حقيقت محض مي باشد و اين چنين بود كه يوگا مقبوليت عام يافت و اينك هر روز ميليونها نفر از طريق كتب و نشريات و وسايل ارتباطي ديگر با يوگا آشنا مي شوند و از آن بهره مي گيرند.
ايرانيان از دير باز با يوگا آشنايي داشته اند چنانكه حسين منصور حلاج عارف بزرگ ايراني مدت 5 سال در هند با يوگيان تعليم ديد و پس از بازگشت به ايران صاحب قدرتهاي روحي چشمگيري شده بود.
عرفاي خراسان نيز با يوگا آشنا بودند كه از آن جمله علاءالدوله سمناني است كه بدون آنكه نامي از يوگا ببرد راجع به مراكز انرژي كه در يوگا بسيار حائز اهميت هستند صحبت مي كند. ديگر نشان آشنايي ايرانيان با يوگا ترجمه كتاب پاتانجالي توسط ابوريحان بيروني مي باشد.
متاسفانه با سقوط مكتب اصيل عرفاني و ايجاد خانقاههايي كه مملو از خرافات و اعمال انحرافي بود يوگا هم به اشتباه و به نام جوكي مورد بي مهري قرار گرفت و با وجود اينكه همواره در فرقه هاي مختلف عرفاني رد پايش ديده مي شد تقريباً به دست فراموشي سپرده شد تا اينكه در صد سال اخير ميرزا حبيب خراساني و ياران او كه يكي از آنها به نام دكتر هندي معروف بود، بار ديگر يوگا را در روشهاي عرفاني خود به كار بردند. در دهه هاي اخير همراه با توسعه تمدن فرنگي در ايران، يوگا نيز از طريق غرب و نوشته هاي غربيان به ايران آمد به طوري كه اكثر كتاب هاي موجود در بازار ايران از زبان هاي اروپايي ترجمه شده است و هنوز جز نوشته هاي ابوريحان بيروني ترجمه هاي مستقيمي از يوگا نداريم.
* يوگا چيست ؟
يوگا از ريشه کلمه سانسکريت (Yuj) گرفته شده و بمعنى اتحاد است و هنوز در زبان لاتين بصورت کلمه (Yungr) باقى است اتحاد بين تن و روان، بين نيروهاى مثبت و منفى وجود انسان، بين جريانات (Yin) و (Yang) اتحاد بين نيروى «پرانا» و «آپادانا»، اتحاد بين نيروى مثبت خورشيدى و نيروى منفى ماه.
مترادف همين کلمه در زبان انگليسى (Yoke) است که بمعنى آلت يا وسيله اتحاد است.
در زبان فارسى کلمه «يوغ» به معنى وسيله اتحاد است و آن چوب مخصوصى است که به گردن دو گاو مى بندند تا از ترکيب قدرت آنها در شکافتن زمين و شخم زدن استفاده کنند. لذا يوغ که بمعنى قيد است ابزارى براى وحدت نيروى دو موجود و يوگا نيز روشى است که نيروهاى مثبت و منفى و جنبه هاى جسمى و روانى انسان را نخست پرورش داده شکوفا مى سازد و سپس بين اين دو اتحاد و توازنى برقرار مى کند که در سايه آن فرد بر خويشتن حاکم مى شود و خوديت خويش را باز مى يابد و از تنهايى و سرگردانى در اقيانوس متلاطم جوامع بشرى به سکون و آرامشى مى رساند که توفان حوادث و فشارهاى خرد کننده عصبى او را از خط تعادل خارج نساخته آرامش او را بر هم نميزند.
يوگى کيست ؟
يوگى کسى است که وجود خود را فتح کند. کسى که آرامش درونى او را، سرما و گرما، اندوه و شادى، احترام و توهين نتواند برهم زند، کسى که هستى اش بر شخصيت عالى استوار است و قدرتهاى باطنى اش با دانش و معرفت خارج از جهان مادى سيراب شده، احساس بزرگ او به خاک و طلا يکسان مى نگرد.
آرى يوگى، کسى که از تعليمات مکتب يوگ سرشار است، چنين شخصيتى است.
در جهان پرآشوبى که اکنون ما زندگى مى کنيم مشکلات بى حد و حصرى وجود دارد که ناشى از کثرت جمعيت، عدم هماهنگى افکار و انديشه ها، مسائل اقتصادى، شغلى، تحصيلى، خانوادگى و... است برخورد انسان با هر يک از اين مشکلات اگر با خامى و عدم آمادگى قرين باشد موجب گسيختن تعادل روانى در فرد خواهد شد.
پاتانجلى مفسر يوگا در رساله خود (يوگاسوترا) مى گويد : «يوگا حذف مراتب ذهنى است که شامل مراتب عقلى و نفسانى نيز مى گردد.» و درباره تموجات ذهنى مفسر سوتراهاى پاتانجلى مى گويد : «خاصيت واقعى ذهن حالت وصال مطلق است و مراتب ذهنى عبارتند از : ١- پراکندگى، ٢- پريشانى و گسيختگى، ٣- قرار يافته، ٤- متوجه به چيزى واحد و ٥- کاملاً خاموش.»
حالات يک و دو وضعيت ذهنى کليه افراد است و مرتبه سوم زمانى حاصل مى شود که نيروى ذهنى شخص متوجه مطالعه و تحقيق است و مستلزم ورزش ذهنى مانند حل مسئله رياضى، دو مرتبه آخر که تمرکز ذهنى در شى واحد است و آرامش مطلق از جمله مراتبى است که در اثر تعليمات يوگا حاصل مى شود و اين معرف حالات و شعور خاصى است که با شعور عادى ما متفاوت است و بدان نمى رسيم مگر بمدد رياضت و ورزش ذهنى.
هدف واقعى يوگا از بين بردن منيت و شخصيت کاذب ذهنى است و براى نيل بدين منظور مقرراتى دارد که بر خلاف خوى و خصلت غريزى انسان فرمان مى دهد.
اين دستورات منجر به تمرکز قواى ذهنى در نقطه اى واحد مى گردد که هر چند رسيدن به آن مرحله دشوار است اما بمدد دستورات و ورزشهاى خاص يوگا قابل دسترسى است پاتانجلى در مورد آداب يوگ که منجر به آزادى روح و فنا فى الله مى گردد نظراتى دارد از جمله :
بزرگترين مانع يوگى در نفس کشى و رسيدن به درون نگرى و انهدام امواج ذهنى همين تأثرات ذهنى ضمير ناخودآگاه است، تأثرات ذهنى که خود محصول تأثرات و کردار پيشين است به نوبه خود مى تواند انگيزه پديد آوردن کردار و مراتب ذهنى ديگرى باشد و در واقع دايره اى از تسلسل علت و معلولى بوجود آورد، نفس در زندگى همواره بيقرار و مشوش است زيرا به رنجهاى پنجگانه زير گرفتار است :
١- جهل و اشتباه فانى (غير ابدي)
٢- خطاى تشخيص در اينکه فرد خود را با بدن و خرد يکى بداند
٣- علاقه به لذايذ
٤- تنفر از اشياء نامطبوع
٥- عشق غريزى به حيات و ترس از مرگ از مشخصات برجسته يوگ انضباط و نظم عملى است که به وسيله غلبه بر اميال و تسلط بر حالات ذهني به دست مي آيد.
يوگا در معناى عميق يک حرکت کمال گرايانه براى پيوستن به بحر بيکران هستى و غوطه خوردن در امواج فيض الهى است.

درحال حاضر تفکر جامعه بشري براي حفظ محيط زيست خود و نجات کره زمين و حيات آن (تغييرات آب وهواي و غيره) از عواقب مصرف و اتمام سوخت هاي هيدروکربوري و آلو ...

يوگا را مي توان به عنوان يک سيستم علمي طراحي شده بررسي کرد که به پاکسازي بدن و ذهن از سموم تجمع يافته ايي که به علت انتخابهاي نامناسب نحوه زندگي و الگ ...

امروزه گازهاي گوناگون و مفيدي براي سوخت، وجود دارند كه بيش از سه نوع آن در جهان استفاده مي شود. اين سه نوع عبارتند از: گاز مايع (ال.پي.جي) كه مخلوطي ا ...

مقدمه استحصال بيوگاز مي تواند از فرايندهاي بي هوازي فاضلاب نيز انجام گيرد که علاوه بر توليد انرژي مي تواند در کنترل بو نيز موثر باشد. يکي از روشهايي ک ...

جاي بسي خوشبختي است که امروز توجه بسياري از مسئولين و دست اندرکاران جوامع بشري به سلامت و شادابي زن به عنوان محور اصلي واحد خانواده جلب شده است و چنان ...

دانلود نسخه PDF - يوگا