up
Search      menu
آموزش,روانشناسی :: مقاله يادگيري و ياددهي PDF
QR code - يادگيري و ياددهي

يادگيري و ياددهي

يادگيري اساس رفتار افراد را تشکيل ميدهد. از طريق يادگيري فرد با محيط خود آشنا ميشود و از محيط براي تأمين احتياجات خود استفاده ميکند، گاهي محيط را تحت تسلط و فرمان خود در ميآورد و زماني خويشتن را با آن سازگار ميکند.
زندگي در هر مرحله از رشد، مستلزم فراگرفتن اموري است که بدون آنها ادامه زندگي براي فرد ميسر نيست. قسمت عمده رفتار آدمي آموختني است. انسان سخن گفتن را ميآموزد و از اين راه مقاصد خود را با ديگران در ميان ميگذارد و از افکار و عقايد ديگران مطلع ميشود.
در زمينه عاطفي، چگونگي بروز عواطف و نيز طرز کنترل آنها را ميآموزد. از لحاظ اجتماعي در خانواده و گروه همسن، طرز معاشرت با ديگران را فرا ميگيرد و روابط خود را با ديگران بهصورت مطلوب و رضايتبخش درميآورد.
شناختن خود و جهان خارج نيز از طريق يادگيري امکان دارد. رشد قوه تفکر يا طرز حل مسأله امري است که به تدريج و در سايه يادگيري در افراد بوجود ميآيد.
● مفهوم يادگيري
فرآيندهاي آموزش و پرورش بايد متضمن يادگيري باشند. به عبارت ديگر آموزش و پرورشي که به هيچ نوع تغيير و تحولي در رفتار يعني يادگيري نينجامد، آموزش و پرورش نيست. به اين ترتيب يادگيري را به وجود آمدن تغيير و تحول در رفتار تعبير و تفسير کردهاند. يعني هرگاه تغييري در رفتار فرد به وجود آيد، ميگويند يادگيري حاصل شده است.
دو ويژگي مهم يادگيري به شرح زير است:
الف) تسلط
ب) تجربه
تسلط: فرآيند يادگيري هميشه با کسب نوعي تسلط و مهارت در چيزي يا در کاري همراه است. زماني ميگوييم يادگرفتيم که به اندازه يا حد معيني از دانستن يا توانايي انجام کاري دست يافته باشيم. مثلاً اطلاع پيدا کردن از چيزي که قبلاً نميدانستيم يا به دست آوردن مهارت خاصي.
تجربه: کسب تسلط براي مشخص کردن «يادگيري» کافي نيست؛ زيرا امکان دارد بعضي دانستنيها مثلاً در نتيجه تغييرات ناشي از بلوغ در افراد به وجود آيند، اما اين دانستنيها و مهارتها را به عنوان موارد آموخته شده توصيف نميکنيم. آن چه مورد نظر است، تسلط و دستيابي به معرفت و مهارتهايي است که حاصل تجربه خود شخص هستند. به اين معنا که تغيير رفتار يادگيري ميتوان از راه تجربه نيز که حاصل تعامل فرد با محيط است، بهوجود آيد.
بنابراين يادگيري يعني ايجاد تغيير کم و بيش دائمي در رفتار بالقوه يادگيرنده مشروط بر اين که اين تغيير براثر اخذ تجربه رخ داده باشد نه اين که حاصل عواملي چون خستگي استعمال داروهاي مخدر و تغييرات ناشي از بلوغ باشد.
● اصول يادگيري
اصول مهم يادگيري به شرح زير است:
۱) قوانين يادگيري
۲) موانع يادگيري
۳) شرايط يادگيري
● قوانين يادگيري
در يادگيري شش قانون وجود که عبارتند از:
۱) آمادگي
۲) اثربخشي
۳) تمرين
۴) تقدم
۵)شدت
۶) کاربرد
● موانع يادگيري
موانع يادگيري به ترتيب عبارتند از:
۱) ترس
۲) کسلکنندگي
۳) پيچيدگي
۴) آزردگي
● شرايط يادگيري
يادگيري داراي شرايطي به شرح زير است:
۱) انگيزه
۲)داشتن تصوري روشن از مهارتهايي که بايد کسب کرد
۳) فرصت کافي براي تمرين
۴) آگاهي از پيشرفت
● نقش معلم در يادگيري
نقش معلم در يادگيري کودکان بسيار مهم است. معلم که با کودکان مدرسه تماس دائم و نزديک دارد از تواناييها، ضعفها، آرزوها و نيز نيازهاي آنها بهخوبي آگاه است. معلم مدارس ابتدايي از بروز مشکلات کودکان جلوگيري ميکند و با ايجاد فضاي صميمي در کلاس و تأمين سلامت رواني دانشآموزان موجبات تسهيل و افزايش يادگيري آنان را فراهم ميآورد.
معلمان آشنا به روشهاي يادگيري با ايجاد رابطه انساني و دوستانه با آنان، يادگيري را ساده و جالب ميکنند و ترس و وحشتي که معمولاً کودکان از معلمان دارند را از بين ميبرند. ديگر اينکه همواره از صفات مثبت و نقاط قوت کودکان کار را آغاز ميکنند و به رفع صفات ناخواسته و نقاط ضعف آنان ميپردازند.
همچنين به محض مشاهده علائم نابهنجار در کودکان نسبت به رفع آنها بهطور مناسب مبادرت ميورزند.
● نظريات مربوط به يادگيري
در زير به برخي از مهمترين نظرياتي که درباره يادگيري مطرح شده است، ميپردازيم:
۱) يادگيري از راه شرطي شدن: سادهترين نوع يادگيري از راه شرطي شدن است. اين روش توسط دانشمندي بهنام پاولوف مطرح شد.
او سگي را با وزن معيني روي ميز قرار داد، پاره گوشتي را به سگ نشان داد و زنگي را به صدا درآورد. مشاهده گوشت سبب ترشح بزاق دهان سگ شد. مجاورت گوشت با بلند شدن صداي زنگ سبب شد که بزاق در مقابل صداي زنگ نيز ترشح کند. پس از تکرار اين عمل يعني همراه شدن زنگ با غذا زماني فرا ميرسد که زنگ به تنهايي سبب ترشح بزاق ميشود.
يعني سگ ياد ميگيرد که با شنيدن صداي زنگ با ترشح بزاق پاسخ دهد.
به مثالي از راه يادگيري شرطي شدن در انسان توجه کنيد! کودک خردسالي را در نظر بگيريد که به تقليد از کودکان بزرگتر از خود از سرسره کودکستان بالا برود و در ضمن بالا رفتن از سرسره ميافتد و پايش صدمه ميبيند، بعدها اين کودک هنگام نزديک شدن به سرسره دچار ترس و اضطراب ميشود.
در اين مثال افتادن محرک، طبيعي يا غيرشرطي است که سبب بروز پاسخ طبيعي درد و ترس ميشود اما به دليل اتفاقي که براي کودک افتاده است منظره سرسره به عنوان يک محرک شرطي باعث بروز ترس و اضطراب ميشود.
فرض کنيد دانشآموز خردسالي پس از ورود به دبستان با استقبال گرم و لبخند محبتآميز معلم مواجه شود، بعد از تکرار اين رفتار براي چند روز از سوي معلم خواهيم ديد که کودک هر روز صبح زودتر از روز پيش خود را براي رفتن به مدرسه آماده ميکند و با خوشحالي عازم مدرسه ميشود. کودک ديگري را در نظر بگيريد که در همان دو سه روز اول رفتن به مدرسه به علت يکي دو خطاي جزئي که براثر عدم آشنايي با مقررات مدرسه انجام داده است با برخورد خشن معلم و ناظم مدرسه روبرو ميشود. بعد از گذشت اندک زماني مشاهده خواهد شد اين کودک به بهانههاي مختلف از رفتن به مدرسه سرباز ميزند. در مثال اول، خوشرويي و استقبال گرم معلم، محرک غيرشرطي است که در کودک احساس شادماني ايجاد ميکند. خود معلم و آموزشگاه در اثر همراهي با محرک غير شرطي بهصورت شرطي درآمده و سبب بروز شادماني و علاقه (پاسخ شرطي) در کودک ميشوند.
اما در مثال دوم، رفتار خشن معلم و ناظم که به ايجاد ترس و نگراني در کودک ميانجامد بعدها سبب ميشود که کودک نسبت به معلم و کل مدرسه (محرک شرطي) پاسخ اضطراب و نگراني بدهد. پس واکنشها و نگرشهاي منفي بر عملکرد تحصيلي دانشآموزان تأثير منفي دارد و اگر جنبه مثبت داشته باشد، تأثير مثبت بهجا خواهد گذاشت. نظريهاي که به يادگيري اين نوع رفتارها اختصاص دارد نظريه شرطيسازي کلاسيک پاولوف نام دارد.
نوع ديگر شرطيسازي، شرطيسازي کنشگر نام دارد. رفتارهاي کنشگر خود انگيخته ارادي و فعال هستند که جاندار از آن طريق بر محيط خود به عمل کنش ميپردازد. مانند راه رفتن، نوشتن، پاک کردن تابلو کلاس.
«ادوارد شرانديک» نخستين کسي بود که به مطالعه رفتار کنشگر و کشف قوانين يادگيري اين نوع رفتار پرداخت. شرانديک، گربه گرسنهاي را در قفس محبوس کرد. در خارج قفس، پاداش، يعني ماهي را قرار داد.
گربه ميتواند با کشيدن يک حلقه که با نخي از سقف قفس آويزان است در قفس را باز کند و به ماهي دست يابد. شرانديک متوجه شد که گربه با کمي تلاش و خطا بالأخره به کشيدن حلقه اقدام ميکند. وقتي اين عمل چندين بار تکرار شود، گربه ميآموزد که بلافاصله پس از قرار گرفتن در قفس نخ را بکشد و خود را به غذا برساند.
در اين آزمايش عاملي که به يادگيري حيوان منجر ميشود پاداش است. به نظر شرانديک پاداش عبارت است از يک نتيجه رضايتبخش که به دنبال رفتار فرد ميآيد. اگر رفتاري به يک نتيجه رضايتبخش منجر شود يعني به پاداش بينجامد، آن رفتار آموخته خواهد شد.
به نمونهاي از شرطي کردن کنشگر در انسان توجه کنيد! يکي از دانشآموزان کلاس اول دبستان را در نظر بگيريد که در يکي دو هفتهاي که به مدرسه آمده است ساکت و آرام در صندلي خود نشسته و تمايل به شرکت در فعاليتهاي کلاسي از خود نشان نداده و به ندرت دستش را براي پرسيدن سؤال يا انجام کار ديگري بالا برده است، معلم تصميم ميگيرد از اين پس هرگونه حرکتي از سوي اين دانشآموز را در جهت شرکت در فعاليتهاي کلاسي افزايش دهد. به مجرد اينکه دانشآموز دستش را بالا ميبرد تا سؤالي از معلم بپرسد يا چيزي بگويد معلم او را مورد توجه قرار ميدهد و با الفاظ خوشايندي چون: آفرين و مرحبا رفتارش را تأييد و تشويق ميکند. پس از گذشت اندک زماني دانشآموز خاموش به عضو فعال در کلاس درس تغيير مييابد.
۲) يادگيري از راه بينش: معروفترين پژوهشهايي که در آنها وجود بينش در يادگيري و حل مسأله نشان داده شده، آزمايشهاي معروف به کهلر با ميمونها است.
در اين آزمايش کهلر قفسي را تهيه کرد، موزي از سقف قفس آويزان شده بود موز خارج از دسترس ميمون قرار داشت، اما ميمون ميتوانست با رفتن روي يک ميز يا با گذاشتن دو جعبه روي يکديگر با استفاده از يک چوب يا حتي با وصل کردن دو قطعه چوب کوتاه و درست کردن يک چوب بلندتر، موز را به دست آورد. به عقيده کهلر وقتي ميمون ميتواند با گذاشتن يک جعبه روي جعبه ديگر مسأله را حل کند از خود بينش نشان داده است و از طريق اين بينش ميتواند رابطه بين اجزاء تشکيل دهنده مسأله را پيدا کند. فرد وقتي امري را ميآموزد که نسبت به آن بصيرت و فهم داشته باشد و بصيرت وقتي بهوجود ميآيد که فرد ارتباط اجزاء امر مورد يادگيري را با هم و با کل آن امر ببيند يا ادراک نمايد.
در تدريس درس تاريخ، هدف اين نيست که ذهن شاگرد را از معلومات مربوط به وقايع تاريخي پرکنيم و او را وادار به حفظ نام شخصيت ها نماييم بلکه هدف اين است که او را از علل و عوامل موثر در پيدايش وقايع تاريخي آگاه سازيم، طرز پيدا کردن مطالب مستند تاريخ را به او ياد دهيم، روش تحقيق مطالب تاريخ را به او بياموزيم و به او تعليم دهيم چگونه با اجراي روش عملي ميتواند حوادث تاريخي و علل آن را درک کند و ارتباط وقايع تاريخي را مورد توجه قرار دهد.
در تدريس درس علوم به جاي آنکه شاگردان را در دبستان يا دبيرستان به حفظ مطالب علمي وادار کنيم و آخر سال تحصيلي محفوظات آنها را اندازهگيري کنيم بايد سعي کنيم طرز بحث و عادات صحيح علمي را در مطالعه و تحقيق به آنها بياموزيم، علاقه به علم و نقش آن را در زندگي آدمي براي آنها روشن کنيم و نحوه مطالعات علمي را در زندگي روزمره به آنان ياد دهيم، در اين صورت ميتوانيم تغييرات اساسي را به وسيله تعليم مطالب علمي در شاگردان ايجاد کنيم، آنها را با حقايق علمي آشنا نماييم و روش علمي را به آنان ياد دهيم.
۳) يادگيري از راه مشاهده: مهمترين نظريهپرداز در اين روش يادگيري، «آلبرت بندورا» است.
در نظريه يادگيري بندورا گفته شده است که يادگيرنده از طريق مشاهده رفتار ديگران به يادگيري ميپردازد. اين يادگيري به روش زير صورت ميگيرد:
وقتي يادگيرنده يعني مشاهده کننده رفتار شخص ديگري را مشاهده ميکند که آن شخص براي انجام آن رفتار پاداش يا تقويت دريافت نمايد، آن رفتار توسط فرد مشاهده کننده آموخته ميشود. به اين نوع تقويت، تقويت جانشين ميگويند.
مثال: وقتي معلم، يکي از دانشآموزان کلاس را براي حل کردن مسئلهاي از يک راه تازه مورد تقويت قرار ميدهد، دانشآموزان ديگر روش اين دانشآموز را سرمشق قرار ميدهند و ميکوشند تا همان راه حل را در مسائل خود به کار برند.
علاوه بر تقويت جانشين، تنبيه جانشين هم موثر است.
مثال: اگر مامور راهنمايي و رانندگي رانندگان را به علت سريع راندن در يک خيابان جريمه کند، رانندگان ديگر که شاهد اين جريان بودهاند، هنگام راندن اتومبيل خود را در آن خيابان آهستهتر خواهند راند. وقتي معلم يکي از دانشآموزان را به خاطر رفتار نامطلوبي که انجام داده است سرزنش ميکند، دانشآموزان ديگر نيز از انجام آن رفتار دلسرد ميشوند.
بنابراين اگر رفتار الگو يا شخصي که سرمشق قرار ميگيرد با تقويت يا تنبيه مواجه شود، اين تقويت و تنبيه بر رفتار شخصي که آن رفتار را مورد مشاهده قرار ميدهد، تاثير ميگذارد.
به طول کلي واقعيت اين است که اگر موقعيت يادگيري را معلم به طرز روشني تنظيم کند، بيشتر چيزها سريعتر و مطمئنتر ياد گرفته ميشود. اگر امروز در آموزش و پرورش به يادگيري بيش از تدريس و آموزش توجه ميشود براساس اين اصول مهم است که آموزش و پرورش مستلزم يادگيري است به اين ترتيب با توجه به اين که «يادگيري هدف است و آموزش (تدريس) وسيله رسيدن به اين هدف» به نظر ميرسد بيشتر آن چيزهايي که ميخواهيم يادگيرندگان بياموزند بايد به طور سنجيده و منظم تدريس کنيم.

به عنوان يكي از شاخه هاي وسيع و پركاربرد هوش مصنوعي، يادگيري ماشيني (machine learning) به تنظيم و اكتشاف شيوه ها و الگوريتم هايي مي پردازد كه براساس آ ...

● مقدمه اگر شغل شما معلمي باشد، بدون شک گه گاه دانش آموزاني در کلاس شما بوده اند که با وجود اين که تدريس شما براي همه ي کلاس يکسان بوده است، در يک يا ...

مقدمه مديريت دانش به مثابه راهبرد کليدي براي دستيابي به موفقيت و بقاي سازماني در محيط پُررقابت و غير قابل پيش بيني عصر حاضر توجه بسياري را به خود جلب ...

امروزه مسأله ناتواني هاي خاص يادگيري و يا مشکلات کودکان و نوجوانان در يادگيري بعضي از موضوعات آموزشي ، به طور چشم گيري توسعه پيدا کرده و توجه متخصصان ...

ابتداي امر سؤالي را که در ذهن بسياري از شماست مطرح مي کنيم. در سال هاي اخير پژوهشگران ثابت کرده اند که موسيقي نقش مهمي در زندگي انسان ها دارد ولي آيا ...

با گسترده شدن فناوري اطلاعات و نفوذ وسايل ارتباط از راه دور به عمق جامعه ، ابزار ها و روش هاي آموزش نيز دچار تحول شدند. تحول اين ابزار ها و روش ها در ...

شايد در اطرافيان خود افرادي را بشناسيد که به اختلال رواني دچار باشند و علاوه بر آن مشکل خوابيدن هم داشته باشند. شايد فکر کنيد دليل اين که او نمي تواند ...

اگر تمايل به جهش مغزي داريد به نظرم مي بايست چند عامل مهم و قابل توجه را مد نظر قرار دهيد که در اين ميان به دو عامل از آنها مي پردازيم و شايد بقيه را ...

دانلود نسخه PDF - يادگيري و ياددهي