up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله ولادتحضرت ابوجعفر PDF
QR code - ولادتحضرت ابوجعفر

ولادتحضرت ابوجعفر

شخصيت آسماني باقرالعلوم (ع)

ابوجعفر، امام محمدباقر (ع) پنجمين آفتابي است که بر افق امامت، جاودانه درخشيد، زندگيش سراسر دانش و ارزش بود، از اين رو باقر العلوم ناميده شد، يعني شکافنده دشواري هاي دانش و گشاينده پيچيدگي هاي معرفت.
خصلت آفتاب است که هماره گام بر فرق ظلمت مي نهد و در لحظه هاي تاريک، بر افق زمان مي رويد تا ارزش هاي مهجور و نهان شده در سياهي جهل و جور را، دوباره جان بخشد و آشکار سازد. او نيز در عصر حاکميت جور و تشتت انديشه هاي ديني امت اسلام، تولد يافت تا پيام آور معرفت و احياگر اسلام ناب محمدي (ص) باشد.
ضمن تبريک سالروز تولد آن امام همام به شيفتگان حضرتش، در ذيل نگاه کوتاهي به فرازهايي از زندگي پربار حضرتش خواهيم داشت؛
● ولادت
حضرت ابوجعفر، باقرالعلوم (ع)، در شهر مدينه تولد يافت و براساس نظريه بيشتر مورخان و کتاب هاي روايي، تولد آن گرامي در سال ۵۷ هجري بوده است. در روز و ماه ولادت آن حضرت نيز نقل هاي مختلفي ياد شده است؛
الف) سوم صفر ۵۷ هجري.
ب) پنجم صفر ۵۷ هجري.
ج) جمعه اول رجب ۵۷ هجري.
د) دوشنبه يا سه شنبه اول رجب ۵۷ هجري.
بيشتر محققان با ترجيح نظريه نخست، يعني سوم صفر، آن را پذيرفته اند. اين نقل، با رواياتي که نشان مي دهد امام باقر (ع) به هنگام شهادت جد خويش حسين بن علي (ع) در سرزمين طف حضور داشته و سه سال از عمرش مي گذشته است هماهنگي دارد.
امام محمدباقر (ع) از جانب پدر و نيز مادر به شجره پاکيزه نبوت منتهي مي گردد. او نخستين مولودي است که در خاندان علويان از التقاي دو بحر امامت (نسل حسن بن علي و حسين بن علي عليهماالسلام) تولد يافت.
▪ پدر: علي بن الحسين، زين العابدين (ع)،
▪ مادر: ام عبدالله، فاطمه، دختر امام حسن مجتبي (ع).
مادر گرامي امام باقر (ع) نخستين علويه اي است که افتخار يافت فرزندي علوي به دنيا آورد. براي وي کنيه هايي چون ام الحسن و ام عبده آورده اند. اما مشهورترين آنها، همان ام عبدالله است. در پاکي و صداقت، چنان نمونه بود که صديقه اش لقب دادند.
● جامعيت امام باقر (ع)
زندگي امام، آينه تمام نماي حيات شرافتمندانه انسان هاي موحد و متعالي است. يکي از بارزترين ويژگي هاي امام، جامعيت اوست. توجه به علم، او را از اخلاق و فضايل روحي غافل نمي سازد و روي آوري به معنويات و عبادت و بندگي، وي را از پرداختن به زندگي مادي و روابط اجتماعي و اصلاح جامعه باز نمي دارد. در حالي که انسان هاي معمولي در بيشتر زمينه ها گرفتار افراط و تفريط مي شوند اگر به زهد و عبادت بپردازند، به عزلت و گوشه نشيني کشيده مي شوند و اگر به کار و تلاش روآورند از انجام بايسته وظايف عبادي و معنوي، دور مي مانند!
● دوران امامت
دوران امامت امام محمد باقر(ع) با اوج ستم ها و شهوتراني هاي امويان واستفاده نارواي آنها از بيت المال مسلمانان مصادف شد. شدت اختناق و بيداد چنان بود که خلفا آشکارا به دشمني با آل محمد(ص) مي پرداختند و نام آنان را از ديوان بيت المال حذف مي کردند. در زمان امام باقر(ع) نزديک به يک قرن از وفات پيامبر اسلام(ص) سپري شده و نسل جديد از احکام اسلام و عقايد، آگاهي درستي نداشت و تلاش هاي
شصت ساله امويان در محو آثار دين و ايجاد شبهات اعتقادي به بار نشسته بود. در اين دوران حاکمان اموي به دليل تعارضات داخلي از نهضت عظيم علمي امام باقر(ع) غافل بودند، به همين دليل امام باقر(ع) تا حد زيادي موفق به نشر معارف اسلامي گرديدند. البته اوضاع خشونت آميز اين دوره به گونه اي بود که امام باقر(ع) بارها تقيه مي کرد.
ابن شهر آشوب در مناقب نوشته است: آن حضرت در سال ۱۱۴ هجري در سن ۵۷ سالگي زندگي را بدرود گفته که از اين مدت سه يا چهار سال را در جوار جد بزرگوارش امام حسين (ع) و ۳۴ سال و ده ماه يا ۳۹ سال با پدرش و ۱۹ يا مطابق قول ديگر ۱۸ سال پس از پدرش زيسته است که همين مدت، دوره امامت آن حضرت محسوب مي شود. امام باقر(ع) در طول سالهايي که امامت شيعيان را عهده دار بود ، دوران خلافت وليد بن يزيد و سليمان و عمر بن عبدالعزيز و يزيد بن عبد الملک و برادرش هشام و وليد بن يزيد وبرادرش ابراهيم را درک کرد و سرانجام نيز بر سر تعارضات مبنايي با نظام خلافت ظالمانه، توسط هشام به شهادت رسيد.
● شخصيت علمي
دانش همه امامان معصوم(ع) يکسان و همگي از سرچشمه وحي سيراب مي شوند. آنان آموزگاري نداشتند ودرمکتب بشري درس نخوانده بودند. دانش امام باقر(ع) نيز همانند ديگر امامان از سرچشمه وحي بود اما زمينه مراجعات وسيع دانش پژوهان و ابراز علم براي حضرت و فرزند گرامي شان امام جعفر صادق(ع) فراهم گشت. تشکيل حلقه هاي درسي سنگين، احتجاجات، مناظرات و مباحثات امام محمد باقر(ع) با دانشمندان ومدعيان يکه تازي در ميدان علم، همگان را به تواضع در پيشگاه علم آن حضرت وادار کرد.
عبدالله بن عطاء مکي مي گفت: هرگز دانشمندان را نزد کسي چنان حقير و کوچک نيافتم که نزد امام باقر(ع) يافتم. حکم بن عتيبه که در چشم مردمان جايگاه علمي والايي داشت در پيشگاه امام باقر(ع) چونان کودکي در برابر آموزگار بود. شخصيت آسماني وشکوه علمي امام باقر(ع) چنان خيره کننده بود که جابر بن يزيد جعفي به هنگام روايت از آن گرامي مي گفت: وصي الوصياء و وارث علوم انبياء محمد بن علي بن الحسين مرا چنين روايت کرد...
يکي ازعلماي بزرگ سني به نام ابن حجر هيثمي درباره او مي نويسد: محمد باقر به اندازه اي گنج هاي پنهان معارف و دانش ها را آشکار ساخته و حقايق احکام و حکمت ها و لطايف دانش ها را بيان نموده که جز بر عناصر بي بصيرت يا بد سيرت پوشيده نيست و از همين جا است که وي را شکافنده دانش و جامع علوم و برافروزنده پرچم دانش خوانده اند.
● حضور امام باقر(ع) در جريان کربلا
نکته ديگري که در موقعيت امام باقر مهم است اين است که او بازمانده جريان کربلا است . چنانچه مي دانيم او در حالي که کودکي خردسال بود، در جريان اين حادثه به اسارت گرفته شد. او شاهد اين واقعه بود و حوادث را درک مي کرد وهمه آنها را به ياد داشت. از اين رو نفس و روح و خوني کربلايي داشت واين از مسائل بسيار مهم در شخصيت آن حضرت است، چرا که او اين حادثه را درک کردواز جزئيات و خصوصيات آن آگاه گشت و بار درد و رنج آن را به دوش کشيد. اين مسئله از جايگاه ويژه اي نزد مسمانان برخوردار است چرا که اين حادثه چنانچه تمام مسلمانان مي دانند به يک حادثه تاثير گذار در جامعه اسلامي مبدل گشته بود و فرقي نمي کرد که اين جامعه تن به حکومت بدهد يا ندهد. حتي خود يزيد هم از مواضع خود
عقب نشيني کرد و مجبور شد پشيماني خود را نسبت به اين حادثه نشان دهد و سپس با بازماندگان اهل بيت براين اساس رفتار کرد که خطاي بزرگي رخ داده است. البته اين حادثه اشتباهي نبود، بلکه ظلم و ستمي بود که اتفاق افتاد . اما اين واقعه به گونه اي بازتاب داشت که حتي حکومت نيز چاره اي جز اين نداشت که آن را محکوم کند و از آن بيزاري بجويد. اين حادثه از چنين جايگاهي در ميان مسلمانان برخوردار شده بود. به همين دليل هم هر که بازمانده اين حادثه بود نقش واهميت بسزايي در ميان مسلمانان از جهت روحي ومعنوي داشت.
● شاگردان مکتب امام باقر(ع)
شاگردان آن حضرت شخصيت هاي بزرگي همچون محمد بن مسلم ، زراره بن اعين، ابو بصير، وليد بن معاويه عجلي ، جابر بن يزيد، حمران بن اعين و هشام بن سالم بودند که از درياي علم آن حضرت بهره مند شدند. پيشواي ششم مي فرمايد: زراره ، ابوبصير، محمد بن مسلم و وليد بن معاويه عجلي، مکتب ما و احاديث پدرم را زنده کردند و اگر اين چهار نفر نبودند، کسي از تعاليم دين ومکتب پيامبر(ص) بهره اي نمي يافت.
● گوشه هايي از اخلاق فردي واجتماعي
۱) هميشه به ياد خدا بود، در همه حال نام خدا بر لب داشت، نماز زياد مي خواند و چون سر از سجده برمي داشت، سجده گاهش ازاشک چشمش تر شده بود.
۲) آن گاه که به سفر حج مي رفت، چون به حرم مي رسيد، غسل مي کرد کفشهايش را در دست مي گرفت و مسافتي را پياده مي رفت و چون وارد مسجد الحرام مي شد به کعبه نگاه مي کرد و با صداي بلند مي گريست.
۳) چون غمگين مي شد زنان وکودکان را جمع مي کرد، او دعا مي کرد و آنها آمين مي گفتند.
۴) يارانش را به همدردي و برادري ونيز ياري مسلمانان سفارش مي کرد و مي فرمود: دوست داشتني ترين کارها نزد خدا اين است که مسلماني شکم مسلماني را سير کند، غمش را بزدايد و دينش را ادا کند .
۵) با همه مهربان بود. حتي با کساني که نسبت به او رفتار بدي داشتند از بدکاران در مي گذشت، اگر نيمه شب مهماني مي رسيد با مهرباني در به رويش بازمي کرد و در باز کردن باروبنه اش به اوکمک مي کرد، در تشييع جنازه مردم عادي شرکت مي کرد، لغزش هاي ياران را ناديده مي گرفت و مي فرمود : اصلاح امور زندگي و روش برخورد با مردم چون پيمانه پري است که دو سوم آن زيرکي ويک سوم آن گذشت است .
۶) از تحقير مسلمانان نهي مي کرد. در امر اصلاح جامعه و جلوگيري از فساد و تنبيه بدکاران ، تلاش مي کرد . يارانش را به کار و کسب تشويق مي کرد.
۷) غذا را با بسم الله آغاز و با الحمدلله ختم مي کرد و آنچه را در اطراف سفره ريخته بود اگردر خانه بود برمي داشت واگر در بيابان بود براي پرندگان وا مي نهاد.
۸) مي فرمود: کمک به خانواده يک مسلمان و سيرکردن شکمشان و بي نياز کردن آنها از مردم برايم ازهفتاد حج بهتر است. به سير کردن شکم مردم خيلي اهميت مي داد و سيرکردن يک نفر نزد وي از آزاد کردن يک بنده بهتر بود.
۹) هر روز جمعه يک دينار صدقه مي داد و مي فرمود: نيک و زشت و صدقه روز جمعه دو چندان مي شود. ونيز مي فرمود: نيکي، فقر را مي زدايد و برعمر مي افزايد واز مرگ بد پيشگيري مي کند . پيوسته يارانش را به همدردي و دستگيري يکديگر سفارش مي کرد و مي فرمود: چه بد برادري است ، برادري که چون غني باشي همراهت باشد و چون فقير شوي تو را تنها بگذارد .
و مي فرمود: برادري آن گاه کامل است که يکي از شما دست در جيب رفيقش کند وهرچه مي خواهد برگيرد .

امامت هديه اي الهي براي همه آحاد امت است تا به مدد آن در صراط مستقيم قرارگيرند. امام ضامن اجراي احکام قرآن، مشعل هدايت در شب هاي تيره و وفروغ يقين افر ...

تکوين نخستين فقه شيعي در اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم هجري همراه بود با بروز و ظهور مذاهب و نحله هاي گوناگون فقهي و کلامي که بسياري از اين فرق به واق ...

امروز در آسمان عصمت و طهارت ستاره اي به افول مي نشيند و ششمين شمع روشني بخش امامت و ولايت به خاموشي مي گرايد و عالم خلقت را در سوگ خود وا مي نهد. در ا ...

رسول خدا (ص) مي فرمايد: «خداوند متعال هيچ پيامبري در امت هاي پيشين نفرستاد مگر اينکه او را دسته اي افراد خاص و اصحاب بود که به سنت او عمل و دستور او ر ...

دانلود نسخه PDF - ولادتحضرت ابوجعفر