up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله وسيله تقرب PDF
QR code - وسيله تقرب

وسيله تقرب

راهکارهاي رسيدن به قرب الهي

معناي «وسيله» کلمه وسيله را در کتابهاي لغت اين گونه معنا کرده اند: «وسل اليه وسيله تقرب اليه بعمل او بشخص». ما در ادبيات و عرف خودمان وسيله را تقريباً با اسباب، مساوي مي دانيم. به نظر مي رسد در عرف محاورات عربي، معنايي اخص، مراد است. بعضي از کتابهاي لغت، فقط در مورد تقرب به خدا اين کلمه را به کار برده اند. ما هم در زبان فارسي به اين معنا به کار مي بريم؛ يعني عاملي که موجب تقرب به خدا مي شود. در دو آيه قرآن از کلمه وسيله استفاده شده است. يک جا امر شده به اينکه: و ابتغوا اليه الوسيله (مائده ۵۳) يک جا هم درباره وصف بعضي از بندگان شايسته خدا مي فرمايد: يبتغون الي ربهم الوسيله (اسراء ۷۵) در اين جا اگر معناي عامي را براي وسيله در نظر بگيريم؛ وسيله هر چيزي است که موجب تقرب به خدا مي شود. به عبارت ديگر، وسيله تمام اعمال خيري است که ما انجام مي دهيم، چون اعمال خير مقدمه اي براي تقرب به خداست. پس به اين معنا، هر کسي هر کار خيري «قربه الي الله» انجام مي دهد و منظورش اين است که با اين کار به خدا نزديک شود، بندگان شايسته خدا، هر کاري انجام مي دهند براي اين است که آنها را به خدا نزديک کند. هر کاري هم که براي تقرب به خدا باشد، وسيله است. پس همه بندگان خدا در تمام زندگي شان هر عبادت و کار خيري مي کنند، وسيله است. اين يک معناي عامي است براي توسل.
متناسب با اين معنا هم اين است که همه اعمال خير به توفيق الهي انجام مي گيرد؛ يعني اگر خدا ابزار کار خير را در اختيار ما قرار ندهد (چه ابزارهاي بدني، چه ابزارهاي فکري و علمي و چه ابزارهاي روحي و نفساني)، کاري از ما ساخته نيست. هم چنين با داشتن اين ابزارها، اگر راه خير را ندانيم و ندانيم چگونه بايد از اينها استفاده کرد؛ يعني ابزارهاي علمي و معرفتي نداشته باشيم، باز راه به جايي نمي بريم، حالا چه اين راه ها را با عقل بشناسيم و چه با شرع. بعد از همه اين ها، باز هم براي اراده کردنش توفيق مي خواهيم. خيلي وقت ها انسان خيلي چيزها را مي داند، توجه هم دارد، اما همتش نيست. بايد يک آمادگي روحي، براي اقدام به انجام عمل خير وجود داشته باشد و اين باز حالتي است که خدا بايد لطف کند؛ مقدماتش هم از هر راهي باشد منتهي به خداي متعال مي شود.
● پيامبر(ص) به عنوان وسيله
از جمله اين وسايل هم وساطتي است که انبياء و اولياء خدا دارند، و بالاتر از آن، که همه به آن وسيله احتياج دارند، وجود مقدس پيامبراکرم(ص) است که اذهان و پايه شناخت و معرفت ما، بسيار کوتاهتر از اين است که ميزان و مرتبه نيازي که به پيامبر داريم را بشناسيم و بفهميم که وجود مقدس ايشان چه نقشي در حيات و سعادت ما و ساير انسانها دارد! مراتب معرفتي هم که نسبت به آن وجود مقدس پيدا مي شود، بسيار متفاوت است؛ شايد امثال سلمان و ابوذر مقداري از آن را شناخته اند. اگر بگوييم آنچه ما از مراتب کمال آن وجود مقدس مي فهميم مانند قطره اي است از يک اقيانوس، سخن گزافي نگفته ايم.
● شفاعت
از برکاتي که وجود مقدس پيامبر اکرم(ص) براي امتشان دارند اين است که اگر کسي بتواند با ايمان از دنيا برود، در صورتي که معصيت هاي او توسط توفيق هايي مثل توبه و اجتناب از کبائر آمرزيده نشده باشد، در قيامت به وسيله شفاعت رسول اکرم(ص) آمرزيده مي شود. يعني در روز قيامت مؤمني نمي ماند که با ايمان وارد محشر شده باشد، ولي وارد بهشت نشود. شافع انسان همان پيامبر خواهد بود؛ اما به شرطي که ايمانش را تا آنجا سالم برده باشد! اين آخرين مرتبه از رحمت هاي الهي است که به وسيله وجود مبارک پيامبر اکرم(ص) شامل انسانهاي ديگر مي شود.
بايد به اين نکته توجه داشت که خود پيامبر را چه کسي آفريده و به اين مقام رسانده است؟ آيا جز اين است که او از مظاهر رحمت خداست؟ يکي از مقاماتي که خداوند به پيامبر داده، «مقام الوسيله » است: و لسوف يعطيک ربک فترضي؛ (ضحي آيه ه) آن قدر خدا به واسطه وجود پيامبر اکرم(ص) ديگران را مي بخشد تا او خوشحال و راضي شود. ببينيد او چه مقامي نزد خدا دارد که رضايت او اين قدر مطلوب خداست! شفاعت پيامبر البته يک مجراي فيض الهي است، ولي به هر حال، اين مجرا غير از مجاري ديگر است. به حسب محاسبات ظاهري، ما کساني هستيم که با انجام انواع عبادات، مستحق ثواب مي شويم. مستحق هم به معنايي است که باز خودش احتياج به توضيح دارد. کسي که از خودش هيچ استحقاقي ندارد، باز خداوند مهربان، حقي را براي ا و قرار داده است. آنها يک باب است که انسان ها بوسيله آن وارد بهشت مي شوند، يک باب هم اين است که وقتي آن ابزار در اختيارشان نبود، به واسطه شفاعت پيامبر وارد بهشت مي شوند. به عبارت ديگر، جز رحمت الهي چيزي موجب تقرب ما و رسيدن به رضوان او و استفاده از نعمت هاي بهشتي نخواهد شد. ولي آن رحمت، گاهي از راه اعمال عبادي خود ما نصيب ما مي شود و گاهي از راه شفاعت پيامبر اکرم و اهلبيت از اين دو منظر است که دو راه پيدا مي شود. از يک نظر، جز وسيله و توسل به خدا، راهي نيست و از يک نظام هم جز شفاعت چيزي نيست، براي اينکه ما هر چه داريم به طفيل وجود پيغمبر اکرم است.
● ضرورت توسل براي رسيدن به قرب الهي
هر کسي مي خواهد به قرب الهي نائل شود و نمي تواند که نخواهد! براي رسيدن به اين مقام بايد متوسل به اين وسيله شود. اين هم نکته اي است که هيچ کس نمي تواند چيزهاي لذت بخش را دوست نداشته باشد. ممکن است کسي بگويد: لذتي را نمي خواهم؛ آن براي اين است که نمي داند لذت چيست. اگر مي دانست، نمي توانست نخواهد! آدميزاد اگر يک خوبي را درک کند، به همان اندازه اي که درک مي کند، نمي تواند نخواهد! هم چنان که نمي تواند از عذاب ها و ناراحتي ها، بدش نيايد. انسان بايد ضعف خودش را در مقابل خدا درک کند. همه در زندگي خود مقداري از آن را تجربه کرده اند و مي دانند. ما بر يک گرسنگي يا تشنگي يا بيماري، نمي توانيم صبر کنيم. داغ عزيز ديدن مشکل است. همچنين است سختي ها و مشکلات ديگر که «لاتعد و لاتحصي». بنده که اقرار مي کنم هيچ کدام از اين ها را نمي توانم تحمل کنم! اگر خدا لطف کند و انسان را نگه دارد لطف اوست و الا ما خيلي ضعيف تر از اين هستيم که بتوانيم در مقابل اين امتحانات صبر کنيم. از لحاظ معرفت نيز خيلي پست تر از آن هستيم که مقامات اولياء و انبياء خدا را درک کنيم؛ چه رسد که به آن برسيم. کسي که خاک قبرش بعد از هزار و چهارصد سال خاکي که شايد ده ها و صدها بار عوض شده باشد بيماري هاي لاعلاج را شفا مي دهد، من و شما از اين چه مي فهميم؟ اين لطف و عنايت خداست که اين گونه برکات را به يک بنده اي مي دهد. اين عنايت خداست که آمرزش ميلياردها انسان را به طفيل رضايت يک بنده اش قرار مي دهد. ببين آن بنده چه بايد باشد!
● دو راه سعادت
براي انسان جز دو راه نيست؛ يا نسيم هاي رحمت وزيدن مي گيرد که شامل حال او هم مي شود: ان الله في ايام دهر کم نفحات. گاهي انسان خودش هم خيلي دنبال کاري نرفته و چه بسا اصلا قصدش را هم نداشته و مثلا همراه رفيقش در مجلس سيدالشهدا(ع) شرکت کرده است، اما آنجا نسيم رحمتي مي وزد و شامل حال او هم مي شود و او از آلودگي ها پاک مي شود و اوج مي گيرد و از آن پستي ها و کثافت ها، به يک عالم نوراني و باصفا مي رسد.
يکي هم اينکه حتي اگر خودش هيچ همتي ندارد اما اين اندازه لياقت را در خودش حفظ کرده که مشمول شفاعت پيامبر اکرم و اهل بيت(ع) واقع شود. بنده کاش مي دانستم و مطمئن بودم که اين لياقت را دارم و اگر دارم تا روز قيامت باقي مي ماند يا نه؟! بر سر من منت گذارند و بگويند: اي کسي که مستحق خلود در عذاب هستي، به طفيل توجه و گوشه چشم پيامبر رحمت(ص) تو را نجات داديم! نمي دانم که اين لياقت را دارم؟! و به فرض اگر الان هم داشته باشم آيا تا آن زمان باقي مي ماند و مي توانم ايمانم را حفظ کنم؟! شبهه ها و شک هايي که در طول زندگي براي انسان پديد مي آيد، اين ايمان را ضعيف مي کند و گناهان باعث مي شود که دل انسان سياه شود و لياقت شفاعت را از دست بدهد.
باب رحمت، وسيع است اما آسيب ها و موانع آن هم کم نيست! اين است که انسان هميشه بايد بين خوف و رجا باشد. پس آنچه مايه اميد ما است، يکي اين که نسيم رحمت الهي بوزد و شامل حال ما شود؛ يکي هم اينکه شفاعت پيغمبر اکرم و اهل بيت(ع) شامل حال ما شود.
● معناهاي شفاعت
يک معناي شفاعت، به همان معناي معروفش است که طبق آن روايت متفق عليه بين الفريقين است که مي فرمايد: ادخرت شفاعتي لاهل الکبائر من امتي؛ (بحار ۸ ۰۳) من شفاعتم را براي اهل کبائر ذخيره کردم. آنهايي که فقط مرتکب صغيره شده باشند، با همان اجتناب از کبائر بخشيده مي شوند. الذين يجتنبون کبائر الاثم و الفواحش، (شوري ۷۳) يا اگر کساني مرتکب کبيره اي شده باشند، سپس توبه کنند، باز به واسطه توبه آمرزيده مي شوند. اگر هيچ کدام از اين ها نبود؛ اما با ايمان از دنيا بروند؛ ادخرت شفاعتي لاهل الکبائر من امتي؛ شفاعت پيامبر(ص) شامل حال آن ها مي شود.
اما شفاعت يک معناي ديگر هم دارد که نه تنها مومنين و گناهکاران و اهل کبائر به آن محتاج اند، حتي انبياء هم به آن شفاعت نيازمندند. آن شفاعت ديگري است و معناي دقيق تر و لطيف تري دارد که توضيح آن مجال ديگري مي خواهد.
● عواطف رافت و رحمت خدا
امام سجاد(ع) در مناجات المتوسلين مي فرمايد: الهي ليس لي وسيله اليک الا عواطف رافتک؛ خدايا من وسيله اي به سوي تو ندارم، مگر عواطف رافت تو. عواطف را ما به يک معناي خاصي استعمال مي کنيم که يک معناي روانشناختي است، ولي منظو ر از عواطف، تنها اين نيست. عواطف، يعني ميل. وقتي رافت خدا، به طرف انسان توجه پيدا مي کند، ميل پيدا مي کند، آن مي شود «عاطف الرافه». اصل عطف به معناي ميل است. انساني که با عاطفه است ميل دارد که به انسان ديگري خدمت کند.
ولا لي ذريعه اليک الا عوارف رحمتک. عوارف هم جمع عارفه است. آن هم به معناي «عطيه» است. به آثار رحمت مي گويند: عوارف رحمت. به هر حال وسيله اي که ما داريم تا به تو برسيم از خود ما نيست. يا نسيم رحمت توست که وزيدن بگيرد و به طرف ما مايل شود، يا شفاعت پيامبر(ص) است، وگرنه ما از خودمان چيزي نداريم که از آن استفاده کنيم و به طرف تو بياييم. اگر چيزي هم داشته باشيم همان است که تو داده اي. آن هم مي شود، رحمت و رافت تو.
فاجعلهما لي سببا الي نيل غفرانک، اکنون که غير از اين دو چيز، چيزي نداريم، پس اين دو را وسيله قرار بده تا به مغفرت تو نائل شويم شايد هم يک عنايتي باشد به اينکه، اين دو تا بايد با هم باشد، چون شفاعت پيامبر(ص) وقتي شامل حال مومن مي شود که استعدادش را حفظ کرده و استحقاقش را پيدا کرده باشد که آن هم بدون عواطف رحمت الهي نمي شود. يعني اول بايد نسيم رحمت الهي شامل حال انسان بشود تا استعداد شفاعت پيدا کند؛ سپس شفاعت هم به او برسد. آن وقت است که نجات پيدا مي کند. شايد اينکه مي فرمايد: «فاجعلهما»، براي اين است که اين دو تا بايد با هم باشد. هيچ کدام به تنهايي کفايت نمي کند؛ گو اينکه به يک معنا شفاعت هم، رحمت الهي است.

يکي از دغدغه هاي هميشگي انسان، عدم تسلط بر اموري چون مرگ، رخدادهاي طبيعي و مانند آن است. از اين رو بخش بزرگي از انديشه آدمي را به خود مشغول داشته تا ر ...

تلاش انسان براي رهايي از کمبودها و متاله شدن، معنا و مفهومي جز تقرب الي الله ندارد. هر انساني با خودسازي و تزکيه نفس بر آن است تا از نواقص برهد و کمال ...

خازن خازن وسيله الکتريکي است کخ در مدارهاي الکتريکي اثر خازني ايجاد مي کند . اثر خازني حاصيتي است که سبب مي شود مقداري انرژي الکتريکي در يک ميدان الکت ...

در قرآن کريم، مجموعه هايي از آيات وجود دارند که صفات ممدوح و مطلوبي را تحت عناوين خاصي ذکر کرده اند؛ از جمله آنها برخي آيات است که صفات عبادالرحمان را ...

رادياتورهاي شوفاژ امروزه جزو پرکاربردترين تجهيزات گرمايشي در ساختمان هاي عمومي و منازل مي باشند.که ما بيشتر از سيستم گرمايش به وسيله ي آبگرم ان ها است ...

مفهوم غيبت غيبت آن است كه در غياب شخص مؤمن ، عيب او را فاش سازيد . اگر او ، عيب نداشته باشد و به او ، عيبى را نسبت عيب دهى ، تهمت زده اى كه گناه تهمت ...

آيت الله شيخ مجتبي تهراني به معرفي چهار مکان مشخص که دعا با شرايطي در آنها مستجاب است پرداخت و شرايط نماز مقبول و دعاي مستجاب را تشريح کرد. گفته شد ما ...

بسم الله الرحمن الرحيم خوش آمديد مطمئن باشيد با توجه دقيق به مطالب مربوطه دست خالي بيرون نخواهيد رفت وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ ا ...

دانلود نسخه PDF - وسيله تقرب