up
Search      menu
فنآوری اطلاعات :: مقاله وبلاگ ‌نويسي PDF
QR code - وبلاگ ‌نويسي

وبلاگ ‌نويسي

انواع مختلف وبلاگ ‌نويسي

سؤالي که باقي مي‌ماند اين است که وبلاگستان به کدام سمت و سو خواهد رفت؟ آيا دوره پنجمي را شاهد خواهيم بود که در آن وبلاگستان يک طبل ميان تهي شود و يا برعکس با پيوستن وبلاگ‌نويس‌هاي متفاوت و تخصصي‌نويس، دوره طلايي آن را خواهيم ديد.
وبلاگ «يک پزشک» که از وبلاگ‌هاي اسم و رسم‌دار وبلاگستان فارسي است، اخيرا در يکهزارمين پست منتشره خود، نگاهي به اوضاع فضاي وبلاگ‌هاي فارسي کرده است.
يادداشت اين پزشک وبلاگ‌نويس را به نقل از «يک پزشک» با عنوان «صحبت از وبلاگ‌نويسي در يک هزارمين پست وبلاگ يک پزشک» در ادامه مي‌خوانيد:
● انواع مختلف وبلاگ‌نويسي
چه تفاوتي بين وبلاگ‌نويسي براي خواننده‌ها و وبلاگ نوشتن براي لينک گرفتن،‌ پول يا «داغ» شدن در سايت‌هاي لينک‌پراکني اجتماعي وجود دارد؟
معمولا وبلاگ‌نويس‌ها، چهار دليل براي نوشتن دارند:
۱) خواننده‌ها
۲) لينک گرفتن
۳) پول
۴) داغ شدن در ديگ.
مي‌دانم چه فکر مي‌کنيد، دلايل زياد ديگري هم براي اين کار وجود دارد، اما لزوما اينطور نيست!
● نوشتن براي‌ خواننده‌ها
اگر از من بپرسيد، نوشتن براي خواننده‌ها بهترين شيوه وبلاگ‌نويسي است.
وقتي براي خوانندگان مي‌نويسيد انگيزه و و قصد شما اشتراک مطالب با آنهاست. شما به قصد جلب خواننده و ترافيک زياد از ديگ يا پول نمي‌نويسيد. وقتي براي خوانندگان مي‌نويسيد، مطالبي را که براي آنها مفيد خواهد بود، با آنها به اشتراک مي‌گذاريد. نوشتن براي خوانندگان به معني انتشار نظرات و ديدگاه‌هاي شخصي شما هم است.
غالبا وقتي شما براي خوانندگان مي نويسيد به لينک‌ها و پول و يا ديگ فکر نمي‌کنيد، شما فقط به خوانندگان فکر مي‌کنيد، با اين وجود اگر کسي پست شما را مفيد تشخيص دهد و پست شما محبوب شود، چيز خوبي است ولي اين هدف و قصد اوليه شما نيست. هدف اصلي شما، انتشار يادداشت‌هاي شخصي‌تان است.
● نوشتن براي لينک
وقتي براي لينک گرفتن مي‌نويسيد، اميدواريد که کساني نوشته‌هاي شما را جالب تشخيص دهند، به آنها لينک بدهند و به اين ترتيب آنها را با بقيه به اشتراک بگذارند. البته اگر به نوشته‌هاي شما لينک دادن نشود، ناراحت نمي‌شويد، چون به هر حال خواننده‌هاي اوليه شما آنها را مي‌خوانند.
در اين شيوه وبلاگ‌نويسي شما با علم به اينکه خواننده‌هاي غيرثابت وبلاگتان، از نوشته‌هاي شما استفاده خواهند برد، انتظار لينک داريد، چيزي که خواننده‌هاي بيشتر و مشترکان وبلاگي بيشتري براي شما به ارمغان خواهد آورد.
● نوشتن براي ديگ
جلب ترافيک از سايت‌هاي لينک‌پراکني اجتماعي social bookmarking به خودي خود چيز بدي نيست. اما بايد توجه داشت خوانندگاني که از سايت‌هاي لينک‌پراکني اجتماعي (ديگ يا بالاترين خودمان) به وبلاگ شما هدايت مي‌شوند بر خلاف خوانندگان ثابت شما، طبق وسيعي را دربرمي‌گيرند.
خوانندگان ثابت وبلاگ شما که يا مشترک فيد وبلاگتان هستند و يا مرتب با مرورگرشان از وبلاگ شما بازديد مي‌کنند، بنابراين اين خوانندگان ثابت، کساني هستند که غالبا ايده‌ها و سلايق مشترکي و مشابهي با شما دارند.
اما يک مرورگر سايت‌هاي لينک‌پراکني اجتماعي غالبا (نه الزاما)، شتاب زيادي براي ديدن لينک‌هاي جالب‌تر و جذاب‌تر دارد، تيترهاي جذاب به راحتي توجهش را جلب مي‌کند، تأمل و درنگ خوانندگان ثابت شما را ندارد و به خصوص اگر پستي نوشتاري نسبتا بلندي نوشته باشيد، به عادت کاربران اينترنت عجول، کمي از ابتداي پست مي‌خواند، نگاهي به عکس‌ها مي‌اندازد و احيانا کلمات بولد شده را مي‌پايد.
حتي کامنت‌هايي که به وسيله اين خوانندگان گذاشته مي‌شود، «گاه» آنقدر بي‌ربط هستند و يا با ادبيات و نوع نگرش شما و خوانندگان هميشگي‌تان تفاوت دارند، که اسباب دلسردي شما را از وقتي که بابت نوشتن گذاشته‌ايد، فراهم مي‌سازند.
اما در عين حال نمي‌توان انکار کرد که اين سايت‌ها به خصوص در ايران که رفتن به صفحه اول آنها کار چندان دشواري نيست، مي‌توانند باعث کشف شدن اوليه يک وبلاگ‌نويس خوب کمک کنند و گاه باعث افزوده شدن خوانندگان خوبي به وبلاگتان مي‌شوند.
● نوشتن براي پول
بدبختانه و شايد بهتر باشد بنويسم خوشبختانه، وبلاگ‌نويسان ايراني از محل وبلاگ درآمدي ندارند. اگر نوشتن براي پول در ايران مفهومي داشت، شاهد ظهور چه وبلاگ‌ها و چه پست‌هايي که نبوديم!
حالا فرض کنيد چنين چيزي ممکن بود و شما صاحب يک وبلاگ خوب بوديد و در عين حال جنبه‌هاي اقتصادي را هم در نظر داشتيد، فکر مي‌کرديد بعضي خوانندگان با درآمدي شما از محل وبلاگ به سادگي کنار مي‌آمدند؟!
● نتيجه‌گيري
شايد براي شما به عنوان يک خواننده صرف وبلاگ‌ها و يا يک وبلاگ‌نويس تازه‌کار عجيب باشد، ولي بايد بنويسم براي وبلاگ‌نويس‌هاي کهنه‌کار که قبلا موفقيت‌هايي در وبلاگ‌نويسي به دست آورده‌اند، اعداد بازديد چندان مهم نيستند، چه تفاوتي بين ۱۰۰۰ بازديد و ۵۰۰۰ بازديد وجود دارد؟!
غرضم اين نيست که اين وبلاگ‌نويس‌ها از داشتن خواننده زياد، خشنود نمي‌شوند، ولي چيزي که براي آنها مهم‌تر است، انتقال ايده‌ها و نظرات و چيزهاي جالبي است که در وب و يا در دور و بر خود مي‌بينند و همچنين تعامل و بازخورد سازنده‌اي که با خوانندگان برقرار مي‌کنند. اينها به مراتب مهم‌تر از اعداد مرور صفحات وبلاگشان است.
در واقع وبلاگ‌نويس‌ها هم مثل ساير انتشاردهندگان محتوي هستند و به مرور اهداف و اغراض مشابهي با آنها پيدا مي‌کنند. هيچ نويسنده‌اي از پرفروش شدن کتاب‌هايش، ناخشنود نمي‌شود و از شهرت اجتماعي هم همينطور، اما نگاهي به مصاحبه‌ها و حرف‌هاي آنها بيندازيد: اورهان پاموک مي‌گويد که براي خواننده‌هاي ادبي مي‌نويسد، آن هم نه خوانندگاني محدود به ترکيه و يا يک منطقه جغرافيايي بلکه براي خوانندگان ادبي همه جهان و اگر جز اين بود اين همه رنج و تهديد را تحمل نمي‌کرد. دوريس لسينگ در سن کهنسالي برنده جايزه نوبل ادبي شد و وقتي خبر برنده شدنش را به او دادند، ديدن قيافه بي‌تفاوت و سردش براي هر کسي جالب بود، او سال‌ها قبل به هدفي که قبلا داشت، رسيده بود: اشتراک ايده‌ها و علايق و تخيلاتش با ديگران.
وبلاگ‌نويسي در ايران دوره‌هاي مختلفي را سپري کرده است و ناگفته پيداست که اين دوره‌ها را کاملا نمي‌شود از لحاظ زماني از هم تفکيک کرد و در هر دوره وبلاگ‌نويس‌هايي از دسته هاي مختلف مي‌توان پيدا کرد:
▪ دوره اول: زماني بود که هر کس از اينکه نوشته‌اش را به فارسي و به مدد جادوي يونيکد و به رايگان در وب مي‌گذارد، شگفت‌زده مي‌شد، همه شگفت‌زده مي‌شدند که براي اولين بار در زندگي‌شان در حال خواندن نوشته‌هاي غيررسمي از انواع مختلف هستند: دست‌نوشته‌هاي يک دختر دانشجو، نظرات سياسي اجتماعي يک آدم کاملا عادي يا نظرات يک نفر در مورد فيلمي که ديشب ديده است.
▪ دوره دوم: بعد از مدتي همزمان با تحولات سياسي در ايران، زماني رسيد که همه مي‌خواستند براي وبلاگ کارکردي سياسي اجتماعي تعريف کنند، اينجا بود که صحبت از تعهد و هدف و آرمان به ميان آمد، وبلاگ‌هايي گوي سبقت را ربودند و چهره شدند و مخاطب زياد يافتند. ژورناليست‌هاي حرفه‌اي هم غالبا يا وبلاگ‌نويس شدند و يا سايتي براي انتشار افکارشان پيدا کردند.
▪ دوره سوم: اما بعد از اين اقبال اوليه شگرف به وبلاگ‌ها، کم‌کم دوره رکود وبلاگ‌ها هم فرا رسيد. ديگر روزانه‌نويسي‌هاي عادي جلب توجه نمي‌کرد و خواننده به وبلاگ نمي‌آورد. وبلاگ‌ها و خوانندگانشان مثل دو دوست شده بودند که بعد از مدت‌ها يکديگر را ديده‌اند و چند روز بي‌وقفه حرف زده‌اند و به نقطه‌اي رسيده‌اند که ديگر حرفي براي گفتن به هم ندارند.
باز هم همزمان با تحولات سياسي اجتماعي، بسياري از وبلاگ‌نويس‌ها طيف سياسي اجتماعي احساس کردند که به هر علت وبلاگ‌‌ها هم نمي‌توانند اسبابي براي ترويج فکر‌هايشان و عملي کردن آنها شوند، وبلاگ‌هايي که با طيف «محدودي» از کاربران نسبتا «محدود» اينترنت در ايران ارتباطي باز هم «محدود» برقرار مي‌کردند و هيچگاه نمي‌توانستند جاي رسانه‌هاي سنتي و عمده را بگيرند.
▪ دوره چهارم: اما دوره‌اي که فعلا در آن به سر مي‌بريم، دوره چهارم وبلاگ‌نويسي است. ديگر تعداد پست‌هاي وبلاگ‌نويس‌هاي دوره اول و دوم بسيار کم شده است و وبلاگ‌نويس‌هاي اين دوره‌ها تأثيرگذاري قبلي خود را ندارند.
به دوره‌اي رسيده‌ايم که اشتراک شتاب‌آلود لينک، وب ۲.۰ و سرگرمي‌سازي در وبلاگستان جهاني نقش عمده را ايفا مي‌کنند، پست‌ها حتي در همين وبلاگستان خودمان رنگي‌تر و چندرسانه‌اي‌تر شده‌اند و داغ شدن در بالاترين و لينک گرفتن با انتشار انبوه پست‌هاي سرگرم‌کننده است که اهميت يافته است.
در وبلاگستان ما که هنوز نتوانسته دانشگاهيان برجسته را به خود جلب کند، اقبال و توجه به چنين پست‌هايي به شدت زياد شده است. اتفاقا نوشتن اين پست‌ها کار سختي نيست، کافي است به گوگل ريدر انبوهي از خوراک‌هاي سايت‌هاي سرگرمي‌ساز را معرفي کرد تا هميشه خوراک آماده براي وبلاگ داشت.
در چنين شرايطي آيا فضايي براي نوشته‌هاي وقت‌بر و تأثيرگذاري که کارکردي به جز پر کردن وقت داشته باشند، باقي مي‌ماند؟ آيا ديدن عکس‌هاي کپي‌پيست شده از يک وبلاگ فرنگي بدون هيچ پرداختي، مي‌تواند همان کارکردي مشابه وبلاگي داشته باشد که انديشه‌اي را ترويج مي‌کند و سعي مي‌کند نگاهي متفاوت به دنيا داشته باشد؟
سرگرمي‌سازي entertainment به خودي خود چيز ناپسنديده‌اي نيست، مشروط به اينکه قيد «متعهدانه» را هم يدک بکشد، تفاوت بسياري بين سرگرمي‌سازي متعدانه و زردنويسي وجود دارد، آفتي که هر وبلاگي را تهديد مي‌کند.
اما سؤالي که باقي مي‌ماند اين است که وبلاگستان به کدام سمت و سو خواهد رفت؟ آيا دوره پنجمي را شاهد خواهيم بود که در آن وبلاگستان يک طبل ميان تهي شود و يا برعکس با پيوستن وبلاگ‌نويس‌هاي متفاوت و تخصصي‌نويس، دوره طلايي آن را خواهيم ديد.

اينترنت امکانات و ابزارهاي متعددي را به منظور ارائه خدمات وسرويس ها در اختيار علاقه مندان قرار مي دهد . يکي از ويژگي هاي بسيار جذاب اينترنت ارائه سروي ...

Gambas نام محيط برنامه ‌نويسي مشابه VB اما در محيط لينوکس است . اين نرم ‌افزار را فردي از علاقه‌ مندان به برنامه ‌نويسي اهل کشور فرانسه ، با تلاش فراو ...

● مقدمه يکي از پديده هاي جديد و تاثير گذار در حيطه اينترنت، وبلاگ مي باشد. در سالهاي اخير اين پديده انقلابي در اينترنت و فرهنگ استفاده از آن به وجود آ ...

وبلاگ ساختن يک کار ساده است. وارد blogsky.com يا Persianblog.ir شويد و عضويت در سايت را بزنيد. در حال حاضر که blogsky عضو نمي پذيرد. پس مي توانيد به ه ...

وبلاگ نويسي مانند هزاران پديده وارداتي ديگر تحت تاثير سليقه ايراني قرار گرفته است. با مروري به وبلاگهاي آن سوي آبها و وبلاگهاي فارسي ميتوانيد تفاوتها ...

ما همگي مي دانيم که اينترنت وسعت زيادي دارد . اما گاهي اوقات با بررسي آمار و ارقام به اين نتيجه مي رسيم که گستردگي اين شبکه ي جهاني قابل اندازه گيري ن ...

نرم افزارها براي کاربران خود يک دنياي شيرين و بي انتها را رقم زده اند. بدون مقدمه در اين ستون بار ديگر شما را به دنياي پررمز و راز نرم افزارها دعوت مي ...

۱) همه چيز در نحوه ي نوشتن با اطلاع از چگونگي نوشتن عبارات جستجو در موتورهاي جستجو، مي توانيد اطلاعات مورد نيازتان را به راحتي پيدا کنيد. به عنوان مثا ...

دانلود نسخه PDF - وبلاگ ‌نويسي