up
Search      menu
اجتماعی,سیاسی :: مقاله والدين تنها PDF
QR code - والدين تنها

والدين تنها

والدين تنها ، فرزندان مستقل

در دنياي امروز شاهد تحولات عظيمي در عرصه هاي زندگي اجتماعي هستيم به گونه اي که در نتيجه اين تحولات، بسياري از باورها و عقايدي که ريشه در تاريخ گذشته و فرهنگ حاکم بر جوامع ايراني داشته نيز دستخوش تغييراتي اساسي شده است.
بي شک اگر نگاهي به پيرامون خود بيندازيد، حتما متوجه خواهيد شد که بسياري از رفتارهايي که در گذشته ناهنجار تلقي مي شد، امروزه به عنوان يک اصل هنجار از سوي ما انسان ها پذيرفته شده است که البته چنين تغييراتي علي رغم اين که مي تواند از تاثير قابل توجهي در رشد و پيشرفت جامعه ايراني برخوردار باشد، با توجه به اين که پديده اي نوظهور است، مي تواند از پيامدهاي نامطلوبي نيز برخوردار باشد و اين در حالي است که چنين رفتارهاي نوظهوري از گذشته هاي دور در بسياري از جوامع از سوي افراد به عنوان يک هنجار پذيرفته شده بود و به همين علت نيز آثار و پيامدهاي نامطلوب آن در اين جوامع ديگر در مقايسه با جوامع ايراني کمتر محسوس است.
يکي از اين تغييرات رفتاري که در بسياري از خانواده ها همچنان به عنوان سنت شکني و زير پا گذاشتن ارزش هاي اجتماعي تلقي مي شود، تمايل فرزندان خانواده به قطع وابستگي هاي خانوادگي است. به گونه اي که اغلب فرزندان پس از رسيدن به سن جواني ديگر چندان علاقه اي به وابستگي به والدين نداشته و ترجيح مي دهند هر چه زودتر استقلال را تجربه کنند.
اين در حالي است که در گذشته مادامي که فرزندان ازدواج نمي کردند و تشکيل خانواده نمي دادند، اجازه نداشتند جدا از والدينشان زندگي کنند. چنانچه حتي اگر تا چهل پنجاه سالگي هم تشکيل خانواده نمي دادند، همچنان به سنت هاي خانوادگي پايبند بودند و هرگز از اين که مي خواهند زندگي مستقل و بدون هر گونه وابستگي به والدينشان را تجربه کنند، سخني به زبان نمي آوردند.
● دوره نوجواني
در واقع يکي از عمده ترين تفاوت هاي نسل امروز با نسل گذشته در ظهور پديده نوجواني به معناي امروزي آن مربوط مي شود. در واقع مي توان اين گونه تفسير کرد که در گذشته، پس از دوره کودکي بلافاصله دوره بزرگسالي آغاز مي شد و دوره نوجواني به معناي امروزي آن وجود نداشت.
اين باور از آنجا نشأت مي گيرد که در زمان هاي قديم، فرزندان خانواده بلافاصله بعد از گذراندن دوران کودکي، وارد دنياي کار مي شدند، اما اين موضوع، امروزه چندان مرسوم نيست و ورود به دنياي کار بسيار ديرتر آغاز مي شود. حدود و طول مدت دوره نوجواني به طور دقيق مشخص نيست و در افراد و جوامع گوناگون با هم متفاوت است. طول اين دوره به عوامل متعددي از جمله عوامل فرهنگي و محيطي بستگي دارد، اما به طور کلي مي توان ۱۲ تا ۱۸ سالگي را سنين نوجواني قلمداد کرد.
به باور کارشناسان، نوجواني دوره اي است که هويت در آن شکل مي گيرد و در اين ميان آنچه بيش از همه چيز داراي اهميت مي شود نوع رابطه پدر و مادر با فرزند است چرا که در اين دوره، نوجوان معمولا بسياري از باورها و ديدگاه هاي والدين خود را مورد ترديد قرار مي دهد.
بدون شک، تفاوت نسل ها و نوع زندگي ها تنها به دنياي امروز مربوط نمي شود. مي توان حدس زد که در زمان هاي گذشته نيز فرزندان نوع ديگري از زندگي متفاوت را با زندگي والدين خود برمي گزيده اند، اما انکارناپذير است که اين تفاوت، امروزه بارزتر شده و حتي شکل ديگري به خود گرفته است.
در گذشته، زندگي ها در قالب خانواده هاي بزرگ رواج بيشتري داشت. در اين خانواده ها، فرزندان علاوه بر پدر، مادر، خواهران و برادران، با پدربزرگ و مادربزرگ خود نيز از همان ابتدا در يک خانواده زندگي مي کردند. فرزندان پسر در بزرگسالي (و شايد همان نوجواني) معمولا شغل پدر را در پيش مي گرفتند و اين انتخاب با رضايت صورت مي گرفت، اما در جامعه امروز ما نه تنها فرزندان اغلب علاقه مند به انتخاب شغل ديگري به جز شغل پدر خود هستند، بلکه در اين تفکر، والدين را نيز با خود همسو مي بينند.
به اين معنا که بسياري از پدران جامعه امروز نيز علاقه مند نيستند فرزندشان شغل آنها را در پيش گيرد.
از سوي ديگر کار کردن يا نکردن فرزندان دختر، موضوع جديدي است که با توجه به شرايط روز جامعه ما پديدار شده است.
مادران ما به محض گذراندن دوره کودکي به کمک دست مادر خود تبديل مي شدند و مسائلي چون ادامه تحصيل، کار کردن يا نکردن و... که امروزه براي دخترانشان به دغدغه هاي جدي بدل شده است وجود نداشت. به طور کلي مي توان ميزان وابستگي فرزندان به والدين در دنياي گذشته را نسبت به جامعه امروز از جنبه هاي مختلف زندگي بيشتر دانست. اين موضوع در مقايسه نحوه ازدواج فرزندان در گذشته و حال نمود بيشتري دارد. بسياري از ازدواج هاي پدران و مادران ما ازدواج هاي فاميلي بوده و حتي فرزند در انتخاب همسر آينده خود سهم کمتري داشت.
آيين ها و رسوم ازدواج از همان ابتدا تا ورود به خانه بخت، به طور کامل و دقيق اجرا مي شد؛ آيين هايي که امروزه بسياري از آنها رو به فراموشي رفته اند و در مواردي جاي خود را به رسوم ديگري داده اند. يکي ديگر از تفاوت هاي زندگي گذشته و امروز را مي توان در پديده پدرسالاري جستجو کرد.
● به دنبال دوستاني به جز والدين
نظام حاکم بر زندگي گذشته به پدر و مادر اجازه مي داد نسبت به روابط و نوع شکل گيري شخصيت فرزند خود خيال آسوده تري داشته باشند اما امروزه والدين در دوره هاي مختلف سني فرزند خود، ترس هاي متفاوتي را تجربه مي کنند.
بي شک عمده دليل اين ترس، افزايش ارتباطات انساني و به تبع آن افزايش احتمال از کنترل خارج شدن روابط فرزندان با گروه همسالان است.
تمايل به داشتن استقلال نيز اگرچه از ديگر ويژگي هاي گريزناپذير دوره نوجواني به شمار مي رود، اما نوع اين استقلال طلبي در زندگي نوين بسيار متفاوت از گذشته است.
▪ نکته: بدون شک، تفاوت نسل ها و نوع زندگي ها تنها به دنياي امروز مربوط نمي شود. مي توان حدس زد که در زمان هاي گذشته نيز فرزندان نوع ديگري از زندگي متفاوت را با زندگي والدين خود برمي گزيده اند
قديم ترها، فرزندان رشديافته در خانواده هاي بزرگ، تا رسيدن به بزرگسالي و ازدواج، مورد حمايت همه جانبه خانواده قرار مي گرفتند و حتي پس از ازدواج نيز شرايط زندگي در کنار والدين براي آنها مهيا بود. خود فرزندان نيز تمايل کمتري به جدا شدن از والدين و زندگي در جايي به جز خانه پدري نشان مي دادند.
نوجوانان امروز نه تنها اينچنين نمي انديشند، بلکه سوداي مستقل شدن حتي پيش از ازدواج و زندگي با دوستان خود را نيز در سر مي پرورانند.
● قانوني براي استقلال فرزندان
جالب است بدانيد در بسياري از کشورها اين موضوع به عنوان يک قانون از سوي افراد پذيرفته شده است تا جايي که در اين کشور فرزندان قدم فراتر نهاده و از سنين نوجواني تصميم مي گيرند که مستقل از والدينشان زندگي کنند.
البته اين قانون و شرايط آن در کشورهاي مختلف متفاوت است مثلا در کشور کانادا هيچ پدر و مادري حق ندارد پيش از ۱۸ سالگي از فرزندش بخواهد که خانه را ترک کرده و زندگي مستقلي را آغاز کند ولي فرزندان اجازه دارند از ۱۶ سالگي خانواده را ترک کرده و زندگي مستقل و جديدي را آغاز کنند.
اگرچه در اين کشورها نيز هنوز بسياري از فرزندان علي رغم اين که حتي بيش از ۳۰ سال دارند ترجيح مي دهند در کنار پدر و مادرشان زندگي کنند و حتي در بسياري از موارد مسووليت مراقبت و نگهداري يا کمک به آنها را برعهده گيرند، اما در کشور آمريکا پدر و مادر تا ۱۸ سالگي در حمايت از فرزندانشان مسوولند و اگرچه از ۱۶ سالگي فرزندان به شرط اخذ اجازه والدين خود مي توانند زندگي مستقلي را تجربه کنند اما از ۱۸ سالگي حتي در صورت عدم موافقت والدين و به موجب قوانين حاکم بر کشور درخصوص سن قانوني تعيين شده براي استقلال فرزندان مي توانند خانه و خانواده را به قصد آغاز زندگي مستقل ترک کنند.
در بعضي از کشورها با توجه به جنسيت فرزندان سن مجاز براي آغاز زندگي مستقل متفاوت است. براي مثال در برخي کشورهاي اروپايي پسرها از ۱۴ سالگي و دخترها از ۱۶ سالگي مجاز به آغاز زندگي مستقل هستند.
حتي به موجب اين قانون به نظر مي رسد فرزند خانواده اي از طرف شخصي که با خانواده آنها خصومت و دشمني دارد در معرض تهديد قرار گرفته است به او اجازه داده نخواهد شد که بدون صلاحديد والدين مستقل از خانواده زندگي کند. در کشور انگليس سن مجاز براي شروع زندگي مستقل از والدين ۱۶ سالگي است.
البته بايد اين نکته را مورد توجه قرار داد که هرگز افرادي که کمتر از ۱۸ سال داشته باشند از نظر قانوني صلاحيت اجاره محلي براي زندگي خود را نخواهد داشت و بنابر آنچه گفته شد مي توان دريافت که در اغلب کشورها ۱۸ سالگي آغاز دوره سني بزرگسالي محسوب مي شود که به موجب آن فرزندان مي توانند از مزايا و امکانات بيشتري برخوردار شوند.
● شهرنشيني و پيامدهاي آن
از آنجايي که اغلب افراد، زندگي مجردي را با هدف مستقل شدن از خانواده انتخاب مي کنند و استقلال فرزندان از والدين پيش از تشکيل خانواده و ازدواج صورت مي گيرد اين روند در اکثر کشورهاي دنيا رو به گسترش است.
بررسي هاي انجام شده در کشورهاي مختلف نشان داده که يکي از دلايل اصلي اين موضوع اين است که در دنياي امروز سياست هاي فرهنگي و اجتماعي حاکم بر جوامع موجب شده تا خانه هاي بزرگ ويلايي جاي خود را به آپارتمان هاي کوچک بدهند که مشکلات ناشي از زندگي همه افراد خانواده در اين فضاهاي کوچک انگيزه آنها را براي استقلال از خانواده ها در بين فرزندان افزايش داده است و از اين رو مي توان شهرنشيني را به عنوان مهم ترين عامل گسترش زندگي مستقل فرزندان از والدين در کشورهاي مختلف به شمار آورد.
بسياري از کارشناسان بر اين باورند که جدايي فرزندان از والدين مي تواند نقش بسيار مهمي در حفظ احترام متقابل بين آنها داشته باشد. خوشبختانه در سال هاي اخير اين موضوع در فرهنگ کشور ما نيز پذيرفته شده است و امروزه فرزندان و بويژه فرزندان پسر که در مقايسه با دخترها از آزادي هاي اجتماعي بيشتري برخوردارند مي توانند براحتي زندگي مستقل را در نخستين سال هاي دوره جواني تجربه کنند.
البته يکي از ديگر عوامل تاثيرگذار در گسترش اين پديده اجتماعي، افزايش سن ازدواج بين دختران و پسران است و طبيعي است که وقتي فرزندان بخواهند تا ۲۸ يا ۳۰ سالگي در کنار پدر و مادرها زندگي کنند در درک خواسته و نيازهاي متقابل همديگر با مشکلات بسياري مواجه خواهند شد که زندگي مستقل را تنها راهکار مناسب براي رهايي از اين مشکلات مي دانند.

زندگي ماشيني باعث شده تا زوج ها به داشتن تنها يک فرزند در زندگي خود بسنده کنند . اين در حالي است که والدين تک فرزند همواره احساس گناه مي کنند چون بر ا ...

سالهاي زيادي است که از بتن بعنوان يک ماده ساختماني مهم و با تحمل فشارهاي بالا جهت ساخت و ساز انواع سازهها استفاده ميشود. ضعف اين ماده مهم و پر مصرف سا ...

زندگي شهرنشيني و استفاده روزافزون از تکنولوژي جديد اگرچه به ظاهر، کيفيت زندگي را بهبود بخشيده ولي از نقطه نظر سلامت، کم تحرکي حاصل از زندگي مدرن با عو ...

ماه از گذشته هاي دور بسيار مورد توجه بشر بوده است. براساس بيشتر اسطوره هاي کهن، ماه موجود زنده اي بود که قرص درخشان آن در شب با آثار موجود در سطحش، آن ...

اينجا يك هتل ۴ستاره است. بهاي يك شب اقامت در اتاق يك تخته ۳۰ هزار تومان، دو تخته ۴۵ هزار تومان، سه تخته ۵۵ هزار تومان، سوئيت كوچك ۵۸ هزار تومان و سوئي ...

کره ماه تنها قمر زمين است. ميانگين فاصله ماه تا زمين ۳۸۴.۴۰۳ کيلومتر و قطر ماه ۳.۴۷۶ است. در سال ۱۹۶۹ نخستين افراد به نامهاي نيل آرمسترانگ و باز آلدري ...

ازدواج اگر در چهارچوب درستي نباشد، به جاي اينکه آرامش دهنده باشد آرامش را برهم مي زند و يا به جاي اينکه با کسي رابطه صميمانه اي پيدا کنيم، ممکن است هم ...

قصه عشق هميشه زيباست. مثل عشق ليلي و مجنون. شيرين و فرهاد. وامق و عذرا. همه اين قصه ها را مهسا در کتاب ها خوانده بود و افسانه هاي شيرين عشق را در خاطر ...

دانلود نسخه PDF - والدين تنها