up
Search      menu
تولید و کشاورزی :: مقاله هوموستازي PDF
QR code - هوموستازي

هوموستازي

سموم کشاورزي (آفت کش ها )کاربرد و خطرات

هرچندکنترل عامل بيماريزا ( با استفاده ازآفت کش ها) در بخش کشاورزي سودمند است ولي آفت کشها باعث ايجاد بيماري و مرگ درانسان‌ها مي‌گردند،اين مشکلات ناشي از شرايط مختلف تماس مستقيم و غيرمستقيم انسان با آفت‌کش‌ها مي باشد.
مستعدترين افراد آنهايي هستند که در تماس مستقيم با اين چنين مواد شيميائي‌اند که همان کارگراني هستند که در بخش کشاورزي در معرض سموم آفت کش مي باشند و يا اينکه در کارخانه توليد سم کار مي‌کنند،کارگراني که سموم آفت‌کش را مخلوط،حمل يا در مزرعه بکار مي‌گيرند در معرض و تماس شديد آفت‌کش‌ها قرار دارند و اولين محل تماس سم در انسان پوست مي باشد، اگر همين کارگران به لباس محافظ سم در زمان استفاده از مواد شيميايي مجهز نباشند جذب آفت‌کش‌ها از طريق پوست مي تواند چشمگير و قابل ملاحظه باشد.
به محض اينکه پوست در معرض سم قرار مي گيرد ، ممکن است سم در بدن جذب يا تنها در سطح پوست باقي بماند.اثرموضعي عمومي که از تأثيرسم بر روي پوست ديده مي‌شود ، مشکلاتي از قبيل درماتيت‌ها (حساسيت‌هاي پوستي ) مي باشد.جذب آفت‌کش در بدن مي‌تواند باعث بروز مشکلاتي براي سلامتي انسان بشود: از قبيل سوزش چشم ، در حالت جذب بيشتر مشکلات دستگاه تنفسي با مسموميت سيستميک که درآخر ممکن است به مرگ بيانجامد.
تماس غير مستقيم با آفت‌کش ها ناشي از خوردن غذاهايي است که سموم آفت‌کش در آن نفوذ کرده‌اند و مي تواند باعث افزايش مواد سمي در بدن انسان گردد،که معمولاً وابسته به بودن درازمدت در معرض اين آفت کش‌ها مي باشد که ممکن است منجر به بيماري شود ويا اينکه نگردد.
بدن انسان يک سازواره ( ارگانيسم) بيوشيميائي خيلي پيچيده‌اي است که براحتي خودسازگار وانعطاف پذيرمي‌شود و آن داراي سيستم تنظيم کننده متعددي است ، تا مطمئن سازد که تمام اجزاء بدن در پاسخ به شرايط بيروني کاملاً درست ايفاي نقش مي‌کنند.
اين نوع تنظيم ،خودپايداري ( هوموستازي ) شناخته شده است و براي تمامي فرآيندهاي بدني معمولاً بدون اطلاع و آگاهي يا تأملي روي اعضاء بدن ما اتفاق و بروز مي نمايند ، وقتي در تأثير شرايط محيطي بيروني ( همچمون گرما يا سرماي زياد ) يا شرايط دروني ( بيماري يا مسموميت ) که سيستم‌هاي بدن نمي‌توانند بوسيله مکانيسم‌هاي عادي تنظيم گردند ، علائم ( ناراحتي ) غير معمول و بيماري ظاهر مي‌گردد. انواع اثرات فيزيکي (علائم ونشانه ها) که مشاهده يا احساس مي گردند به انواع استرسي‌که بدن در معرض آن قرار مي‌گيرد بستگي دارد،براي اينکه داخل بدن ارتباط دروني پيچيده بسيار زيادي بين سيستمها وجود دارند و يک تغيير جزئي درهرسيستم ممکن است در سيستم هاي ديگر بدن اثرات متعددي را بوجود آورد.
بعلاوه انواع واکنش ها به مريضي محدود هستند بنابراين نشانه‌ها و علائم مريضي اغلب کاملاً شبيه به انواع مختلفي از عوارض بيماريها هستند بعنوان مثال : سردرد،تب،تهوع،استفراغ و اسهال علائم عمومي غيرخاص بيماري هستند که در شرايط متفاوت ايجاد ميگردند ، لازم بذکر است بطورمعمول اغلب واکنش هاي فيزيولوژيکي به بيماري ، با شيوه هاي متعددي براي کمک به تشخيص عوامل واقعي بيماري توسعه يافته اند.
خودپايداري (هوموستازي) بدن مي تواند بوسيله عکس العمل فيزيکي و يا بيولوژيکي بدن به استرس‌هاي اوليه بهم زده شودکه به ماهيت دروني عامل و همچنين به درجه و مدت استرس بستگي دارد، وقتي استرس بسيار شديد يا مدت‌دار باشد خودپايداري وخودتنظيمي نميتواند حفظ يا بازگردانده شود و بيماري در اين زمان بروز مي نمايد.مسموميت بوسيله عوامل شيميائي چيزي کمتراز بيماري ناشي از مواد شيميائي نبوده و علائم مسموميت شيميائي اغلب شبيه علائمي هستند که بوسيله عوامل بيولوژيکي مثل باکتري ها و يا ويروس‌ها بروز مي نمايند.
براي تفهيم بهتر اينکه مريضي چطوري در تماس با موادشيميائي (مواد سمي ) در انسان عارض مي شود ما اول بايستي بدانيم که آفت کش هاچطوري در داخل بدن عمل مي‌کنند.
آفت کش‌ها چطوري به انسان تأثير مي گذارند.
آفت‌کش‌ها با تغيير سرعت فعاليت‌هاي مختلف بدن ، افزايش آنها ( بعنوان مثال: افزايش تپش قلب و تعريق ) يا کاهش آنها ( توقف کامل تنفس) عمل مي‌کنند.
بعنوان مثال ، جمعيت قرارگرفته در معرض سمپاشي با حشره‌کش مالاتيون بر اساس تجربه مي‌تواند سبب تعريق گردد،اين نتيجه در اثر يک سري از رخدادهاي فيزيولوژيکي در بدن مي باشد که به عنوان پاسخي به موادشيميائي وارد شده در بدن است و در ابتدا سبب عدم فعاليت بيوشيميائي آنزيم مي‌گردد.در نتيجه :
1- اين تغيير بيوشيميائي به تغيير سلولي مي انجامد (در اين حالت افزايش فعاليت عصبي )
2- تغيير سلولي سپس موجب تغييرات فيزيولوژيکي مي‌شود که علائم مسموميت مشاهده يا در سيستم‌هاي فيزيولوژيکي خاص بدن(اندام ها يا دستگاه‌هاي بدن) احساس مي شوند(در اين حالت فعاليت غدد تعرقي ) در ادامه نيز توسعه بنيادين اثرات مذکور از بيوشيميائي به سلولي و آنهم به فيزيولوژيکي در اغلب مسموميت‌ها بدين شکل بروز مي‌نمايد.
بسته به مکانيسم بيوشيميائي ويژه يک فعاليت ، يک سم ممکن است اثرات خيلي وسيعي در داخل بدن داشته باشد، ويا امکان دارد سبب تغيير خيلي محدودي در فعاليت ‌هاي فيزيولوژيکي در يک ناحيه خاصي ازبدن يا اندامي گردد. سم مالاتيون به سادگي سبب غير فعال شدن يک آنزيم مي‌شود که رابط بين اعصاب است ، آنزيمي که توسط سم پاراتيون ويا ديگر آفت‌کش‌ها غير فعال مي گردند در بدن معمول است و بنابراين تنوع اثرات روي اکثر سيستمهاي بدن در کنار تعريق مشاهده مي‌شوند.
(سميّت ) :
سميّت واژه عمومي است که شامل اثرات زيان‌آوري است که توسط آفت‌کش‌ها ايجاد مي‌شود اين اثرات زيانبار مي‌تواند، شامل گروهي از علائم ساده همچون سردرد،تهوع ودر حالت شديد مثل‌کما،تشنج و حتي مرگ باشد. مسموميت بطور نرمال به چهار نوع تقسيم مي‌شود، که به ميزان قرارگيري در معرض يک آفت‌کش و مدت زمان تماس با سم بستگي دارد تا علائم مسموميت توسعه و بروز نمايد ( مسموميت مزمن و مسموميت حاد ).
در ابتدا چنين است در نتيجه قرارگيري کوتاه مدت در معرض سم و اتفاقي که در داخل يک دوره زماني کوتاه مدت بطور نسبي در داخل بدن اتفاق مي افتد ، در صورتيکه در حالت درازمدت در نتيجه قرارگيري در معرض سم در دوره زماني بلندمدت مسموميت رخ مي‌دهد.
اغلب مسموميت ها بهبودپذير هستند و باعث صدمه دائمي نمي‌شوند اما ممکن است بهبود کامل در درازمدت حاصل آيد، اگرچه بيشتر آفت‌کش ها ممکن است باعث بروز صدمات دائمي و غيرقابل برگشت و بهبود پذير باشند، آفت‌کش ها مي توانند بر روي يک سيستم و عضو خاصي در بدن تأثير بگذارند يا آنها ممکن است مسموميت ويژه‌اي را با تأثيرگذاري روي تعدادي از سيستم را ايجاد نمايند.معمولاً نوع مسموميت به گروه‌هاي ديگري نيز تقسيم ميشوند ،که بر اساس تأثيرگذاري آن بر سيستم ها و دستگاه‌هاي عمده بدن قرار دارند ، تعدادي از آنها در جدول شماره يک ليست گرديده‌اند.
بجهت اينکه سيستم بدن تنها بطور معدودي واکنش به استرس هاي شيميائي و بيولوژيکي دارد،آن يک فرآيند پيچيده‌اي است ، علائم و نشانه‌ها را جور ميکند و عامل اصلي بيماري انساني يا مريضي را تعيين مي‌کند ،در بيشترحالات تعيين اينکه آيا مريضي بوسيله قرارگيري در معرض موادشيميائي بوده يا توسط يک عامل بيولوژيکي رخ داده (مثل ويروس آنفلوآنزا ) غير ممکن است.
تاريخ در معرض قرارگرفتن و تماس با يک ماده شيميائي يک سرنخ مهم در کمک به تعيين عامل بيماري است،اگر چه تاريخچه بطور قطعي نمي‌تواند ثابت کند که ماده شيميائي عامل بيماري شده است، براي ثبوت رابطه علت و معلول خيلي مهم است که ماده شيميائي در بدن در جريان خون يافت شود به اندازه‌اي که باعث بيماري مي‌شودو به ميزانش پي برده شود،اگر ماده شيميائي اثر بيوشيميائي با ردگيري آسان و خاصي را ايجاد مي کند ( ممانعت آنزيم استيل کولين استراز ) نتيجه تغيير بيوشيميائي در بدن ممکن است در ثبوت قطعي عامل بکارگرفته شود.مردم در تماس با مواد شيميائي اغلب در ضمن کارکردنشان بيمار ميشوند و بايستي احتياطات لازم پزشکي به پزشکشان در خصوص تماس قبلي شان با مواد شيميائي ( مسموميت ) گفته شود.
فاکتورهاي تعيين کننده برآمد مسموميت آفت کش :
اگر جذب آفت کش يک واقعيت ثابت شده است امکان دارد مقدار سم جذب شده براي ايجاد مرگ کافي گردد که به مقدار ترکيب اصلي سم (سميت ) دارد.
راه‌هاي مختلف اندازه گيري سميت مواد شيميائي توسعه يافته است و اندازه گيري اين فاکتور شامل دز کشنده صددرصد يا LD50 است . واژه LD50 بيان مي کند شدت سميتي که از طريق جذب پوستي و دهاني براي کشتن 50% کل حيوانات تحت آزمايش نياز است. معمولاً اطلاعات حاصله از مطالعات آزمايش ها طبقه بندي آفت کش را در ارتباط با درجه سميت فراهم مي کند که آفت کش هاي خيلي سمي LD50 خيلي کمتري دارند .هرچندآن بايستي ارزشش از LD50 گفته شود ولي بهتر بود از روي احتياط تفسير گردد ، نظرباينکه تفاوت وسيعي در پاسخ بين گونه‌هاي موجودات زنده وجود دارد.
دز آفت‌کش ، تاحدودي برآمد مسموميت ايجادشده بوسيله سم را تعيين مي‌کند. اگر دز بيشتري از سم جذب بدن شده باشدمسموميتي‌که بوجودمي‌آيد نه تنها درترکيبات نسبتاً سمي بلکه براي ترکيبات با سميت پايين نيزجدي خواهد بود .کنترل دز،اساس ايمني استفاده از آفت کش‌هاست خيلي مهم است که توجه داشته باشيم که چه مقدار دزي از يک ماده مضره معمولاً کشنده است ، بطورديگر دز خيلي پايين اغلب آفت کش هاي سمي بدون تأثير است.
بروز علائم سمي آفت کش ممکن است ‌چندان هم تنها به دز بستگي نداشته باشد بلکه به مدت قرارگيري در معرض سم نيز بستگي داشته باشد.براي اکثر آفت‌کشها اثرات سمي مشاهده شده از تماس کم با سم ممکن است کاملاً متفاوت از تماس هاي تکراري با سم باشد.
بيشتر علائم تماسهاي تکراري با سم به آرامي توسعه مي يابند ودربيشتر موارد ممکن است علائم مسموميت مشابه با علائم بيماريهاي مزمن باشد که تشخيص اينکه مورد مسموميت است يا بيماري را با مشکل مواجه مي‌سازد.
تعيين‌کننده نهائي برآمد مسموميت ايجاد شده توسط سم ، مسير ورود سم به بدن است ، مسموميت از طريق آفت کش از طريق خوردن ، استنشاق يا جذب از راه پوست مي باشد.بيشتر مواد شيميائي بعنوان مثال ،سم مالاتيون توسط هرسه روش تماس با سم در دزبالاي سم بطوريکسان ايجاد مسموميت مي‌کند و توسط هرسه روش تماس با سم صرفنظر از مدت قرارگيري در معرض سم و مقدار دز سم بطور يکسان ايجاد مسموميت نمي کند.
تماس و نفوذ پوستي عمومي ترين راه نفوذ سم به بدن مي باشد و اگر مقدار معيني از آفت کش به بدن وارد شده باشد اثرات سمي بطور عادي ديده خواهند شد. رويهمرفته تعدادي از آفت کش هاي شناخته شده از طريق پوست در مقدار بيشتري جذب شوند تقريباً کم است،اثرات مشاهده شده در اکثر حالات معمولاً محدود به پوست با علائمي همچون خارش و حساسيت پوست مي باشند .
نحوه استفاده آفت کش هاي شيميائي:
تمامي آفت کش‌هاي شيميائي بايستي با احتياط بکار برده شوند ،براي استفاده مطمئن و دائمي از تمامي مواد شيميائي عناوين ذيل را رعايت کنيد.
1- هميشه قبل از استفاده مواد شيميائي برچسب روي آن را بدقت خوانده وطبق دستورالعمل اجراکنيد.
2- آفت کش‌ها را بدور از دسترس کودکان نگهداشته و در ظروف سربسته برچسب دار نگهداري نمائيد.
3- از کشيدن سيگار در زمان سمپاشي يا گردپاشي خوداري کنيد چون اکثر مواد شيميائي قابل اشتعال هستند.
4- از لباس‌هاي محافظت کننده و ماسک استفاده نمائيد آستين ها کاملاً کشيده در پايين دست و يقه را کاملاً ببنديد، در صورت ريخته شدن مواد سمي روي پوستتان فوراً آن را با آب و صابون بشوئيد.
5- دستانتان را بعد از سمپاشي يا گردپاشي و قبل از غذاخوردن يا سيگارکشيدن بشوئيد و لباستان را تعويض نمائيد.
6- اگر شمادرزمان استفاده از آفت کش يا کمي بعد از آن احساس ناخوشي کرديد سريعاً به پزشک مراجعه نمائيد.
در طي پنجاه سال گذشته، آفتکشها جزء ضروري دنياي کشاورزي بوده اند. گرچه تقاضا براي توليد و توزيع آفتکش که باعث افزايش بهبود کيفيت و کارايي کشاورزي مي شود محرز است. ولي احتمال بکارگيري نابجا و غير معقول، بسيار زياد مي باشد. يکي از مهمترين نکات سازمان بهداشت جهاني، مسئله آفتکشها مي باشد. افزايش جمعيت و بدنبال آن افزايش مصرف مواد غذايي، بويژه محصولات کشاورزي، کشاورزان را بر آن داشته است که ميزان محصولات خود را افزايش دهند. افزايش کشت محصولات متعاقباٌ افزايش سموم آفتکش را به همراه داشته است. به دليل بي توجهي کشاورزان در مصرف سموم، ريزشهاي جوي و چندين عامل ديگر سموم کشاورزي وارد آب رودخانه ها و درياها مي شوند. در اين خصوص افزايش آگاهي متخصصين و به طور کلي عموم مردم از خطرات ناشي از تماس کوتاه مدت و دراز مدت، شامل سرطانزايي، بيماريهاي سيستم عصبي ، تنفسي و زادآوري و ... توجه عموم و دولتمردان را به خود جلب نموده است. امروزه آلودگي محيط زيست به صورت يک مسئله جهاني درآمده است. براي مثال آب يکي از اجزاء تشکيل دهنده مهم در چرخه زندگي محسوب مي شود. اهميت کيفيت، نگهداري و توسعه آن به طور پيوسته در حال افزايش مي باشد و سموم دفع آفات نباتي يکي از اصلي ترين آلاينده هاي آب به حساب مي آيد.
با توجه به اينکه هرساله زراعت‌هاي بهاره ودرسال هاي اخير جاليز وصيفي جات (خربزه ،هندوانه،گوجه فرنگي و خيار ......) در منطقه مغان بويژه حوزه پارس‌آباد در سطح وسيعي بطور شخصي يا غيرشخصي کشت ميگردد و همگان به هرنحو ممکن سعي دارند در اين کوتاه مدت سودکلاني از فعاليت برمحصولشان مخصوصاً در اراضي اجاره‌اي داشته باشند، دراستفاده بيشتر از هرنهاده‌اي بويژه کود‌هاي شيميايي و علي الخصوص انواع سموم شيميائي دريغ نمي ورزند وبه جرأت مي‌توان گفت،شايد کمترزارعي آن هم به جهت عدم توان مالي از سموم استفاده نکند بلکه به وفور وبا شدت تمام مغان در بهار و تابستان بصورت زميني و هوايي جاليز ، صيفي جات، باغات و زمين هاي زراعي‌اش سم باران ميشود.
بدون اطلاع ازعواقب کار چه ازلحاظ آلودگي محيط زيست وتأثيرآن برانساني که تمام تلاشش اين است سالم بماند، شديداً در مصرف سموم شيميائي از همديگر پيشي مي‌گيرند. شايد بهتر است به خصوصيات شيميائي سموم واثرات خطرناک آن از گفته بزرگان شروع بکنيم.
دکتر فرانسيس ري از دانشگاه فلوريدا اظهار ميدارد که ما باافزودن موادشيميائي به غذاهاي خودمان امکان بروز سرطان را افزايش مي دهيم.
دکتر هاريوگريوز نظر براين دارد که بين سموم سيميائي و سرطان خون ، سرطان هاي دستگاه گوارشي يا ديگر اختلالات خوني رابطه‌اي مستقيم وجود دارد.
تا ديروز زندگي بشر مملو از ترس از بلايايي جهان گستر چون وبا، حصبه ، تيفوس و طاعون بود ، اکنون خوشبختانه اين بيماريهاي مهلک که روزي همه جاگير بودند با پيشرفت دانش پزشکي و رعايت اصول بهداشتي ديگر موجب نگراني نيستند،امروزمانگران صدمات متفاوتي هستيم که در محيط زيست ما در کمين نشسته‌اند صدماتي که محصول پيدايش و تکوين شيوه زندگي جديد خود بشر هستند، نمونه‌اش پيدايش همين آفت کش‌هاي قوي است.درست است که هدف از کاربرد سموم شيميائي نابودي حشره آفت يا کنترل بيماري گياهي است ولي مي‌توان گفت که اين همه سموم خطرناک که در حال حاضر مصرف مي شوند تنها آفت کش نيستند بلکه زندگي کش و زيست کش هستند.
اين همه خطر کردن پس به خاطرچيست ؟
درست است که مصرف موادشيميائي آفت کش را مجاز شمرده‌ايم ولي بدون آنکه پيشاپيش تحقيقي دقيق از تأثير آن بر جامعه اکولوژيک و زيستي بشر داشته باشيم و آموزش ها ، هشدارهاي زيستي ،خطرات و مضرات جانبي مصرف سموم را گوشزد نموده و آگاهي داده باشيم ، بي مهابا نسبت به توصيه مصرف وفروش سموم تأکيد داريم و قوانين و مقررات کنترلي در مصرف سموم و مجازبودن آن چندان محکم و استوار نيستند.ايمني وبهداشت در کارخانه و حتي زمان سمپاشي به نحومطلوب و سختگيرانه اعمال مي‌شود ولي در زمان سمپاشي و بعدازسمپاشي هيچ کنترل و آزمايشي در خصوص مضرات سموم براي جوامع اکولوژيکي و زيست محيطي انجام نمي گيرد و شايد تنها به کم خطر بودن سموم خود را راضي مي کنيم چون چيزي بطور آني مشاهده نمي گردد.
آموزش زارعين منطقه از ماندگاري سموم در خاک ، محصولات صيفي و جاليز،فاصله سمپاشي تا برداشت محصول (دوره کارنس ) ودرصد خطر سموم ضروري است ،همه سعي بر اين دارند از بهترين و قويترين حشره‌کش ها و قارچ کش‌ها در کنترل آفات و بيماريهاي محصولاتشان استفاده نمايند تا سرمايه ريالي افزايش يابد ، ولي ازآنچه که سموم شيميائي بطور نهفته با جان و روان بشر ميکند چندان خبر ندارند و تنها علائم حاد مسموميت را مسموم شدن و حالت تهوع مي دانند و ديگر هيچ........ .
محصولات کشاورزي وبخصوص صيفي جات و ميوه‌جات، بدون اطلاع از تأثير نهايي سمپاشي ها مکرراً سم باران مي شوند در يک دوره بهره برداري از جاليز يا صيفي جات يا مزارع ذرت تا 15 بار سمپاشي صورت مي گيرد وبراي حصول اطمينان از مؤثربودن سمپاشي و گريز از هزينه اضافي دز مصرفي سم را گاه تا چندين برابر حد مجاز مصرف بالا مي برند و بين زمان آخرين نوبت سمپاشي و برداشت محصول فاصله زماني مجاز را رعايت نمي کنند ، بعنوان مثال ؛ در مورد محصولاتي مثل خيار که رشد سريع و محصول پيوسته دارد گاهاً بلافاصله پس از سمپاشي( بويژه سموم قارچکش) محصول را جمع آوري و بدون آزاد گذاردن در هواي آزاد درون کيسه‌هاي پلاستيکي کرده و روانه بازار و مورد مصرف عموم قرار مي دهند که مصرف کننده نيز هميشه به دنبال محصول تازه است آن را مورد تغذيه قرار ميدهد که زماني کمتر از 12 ساعت را شامل ميشود،ودر اين مورد براي سنجش وجود باقي مانده سم نيازي به استفاده از دستگاه‌هاي حساس و پيچيده نيست حس چشايي مصرف کننده خود به طعم سم در محصول گواهي مي‌دهد.
تجمع مواد سمي در غذا ، آب ، زمين و هوا يکي از بحث‌هاي روز وخطرناک سموم براي سلامتي محيط زيست و بشر است ، براساس گزارشات آماري از سراسر جهان تعداد مسموميت با عوامل آفت کش بيشتر ازپانصد هزارمورد در سال و همراه با بيش ازبيست هزار مورد مرگ مي‌رسد. با توجه به اينکه اثرات خطرناک زيستي سموم در درازمدت بطور تجمعي در بدن انباشته مي‌شود و صدمات وارده بر فرد ممکن است متناسب با جمع مقدار سم دريافت شده در طول عمر باشد به همين دليل است که خطر ناديده گرفته مي‌شود.
به قول دکتر رنه بوس : انسانها طبيعتاً بيشتر متوجه بيماريهايي هستند که علائم آشکار دارند در حالي که بعضي از بدترين دشمنان ما آهسته و بي خبر به سويمان مي خزند.
فاکتور مهم در مسموميت مزمن آفت کش ها دارابودن تجمع طولاني مدت در بدن است و اين تجمع مواد سمي در بدن در تمامي افراد به واسطه تماس مستقيم وحتي بطور غيرمستقيم از طريق غذا ، تنفس يا جذب پوستي به چشم مي‌خورد.
امروزه هيچ کس به کارآيي آفت‌کش‌ها در حفاظت از محصولات زراعي شکي ندارد ،موضوع قابل بحث اين است که اهميتي که به افزايش عملکرد وسود توليد داده مي شود اگر به همان اندازه به سلامت خود وشهروندان ومحيط زيست اعمال گردد جلوي بسياري از خطرات اجباري ،ارادي و غيرارادي گرفته مي‌شود.استفاده گسترده ، روزافزون ونابجا از آفت‌کش هاي سمي بابروز بيماري‌هاي خطرناکي چون سرطان خون ،سرطانهاي دستگاه گوارش و ساير اختلالات فيزيولوژيکي در بدن انسان در ارتباط مي باشد وبه عناوين مختلف به ثبوت رسيده است و موضوع از حرف و حديث گذشته و ضرورت توجه عام و خاص را به اهميت حياتي وزيستي مسموميت هاي ناشي از سموم را دوچندان کرده است،همه آفت‌کشها بدون استثناء وبا نسبت هاي متفاوت روي تعداي از ارگانيسم ها ، اندام‌ها و فرآيندهاي حياتي انسان اثرات سمي و مضر دارند که با رعايت اصول بهداشتي شايد بتوان حداقل از کم خطرترين آنها به نحوي مصون و ايمن ماند.
واقعيت اين است که تقريباً 90 درصد کليه قارچ‌کشهاي مورد مصرف در کشاورزي در مدلهاي حيواني سرطانزا مي‌باشند هنوز اين مسئله بزرگ توجه عمومي را بخود جلب نکرده است ،يک بررسي روي يازده نوع از قارچ‌کشها نشان داده است که هرچند اين موادتنها10 درصد از موادشيميائي مورد استفاده به عنوان آفت کش را در سال تشکيل مي دهند ولي در کل عامل 60 درصد از سرطانهاي شايع دستگاه گوارش هستند ،دربعضي از محصولات کشاورزي سمومي مثل کاپتان ،مانکوزب، بنوميل ، کالکسين ، تيلت ،آلتو و..... هرچندمسموميتي که قابل ديدن باشند را دارا نيستند ولي درکل در درازمدت سرطانزا هستند وخطرات زيست محيطي زيادي دارند.
براي ايجاد مسموميت در بدن لارم است ميزا ن سم در بدن حداقل به يک غلظت خاصي برسد تا علائم مسمومست در بدن ظاهرشود اما براي مواد مسموم کننده ژنتيکي و مختل کننده هورمونها يک آستانه واقعي که هيچگونه خطري پائين تر از آن نباشد وجود ندارد.
دانشمندان بر اساس دانش کنوني به اين نتيجه رسيده اند که حتي يک دز خيلي کم از عامل شيميايي مسموم کننده ژنتيکي ميتواند باعث تبديل يک سلول سالم به يک سلول بدخيم بشود.
اندازه گيري وسنجش ريسک سرطان در انسان ناشي از سموم شيميائي بدليل طولاني بودن دوره تکميل فرآيند سرطاني شدن و ناشناخته بودن دوره کمون و ظهور تومور به صورت باليني و همچنين تفاوت استعدادهاي ژنتيکي افراد گوناگون با يکديگر معمولاً دشوار است عملاً اين طولاني بودن و عدم ظهور زودهنگام بيماري يک امنيت کاذب ونسبي به حضور بيشتر در محيط سمي و منطقه سمي کشاورزي و مزرعه مي دهد ، واقعاً ذخيره سموم در بدن حتي به مقدار کم ،تجمع تدريجي آن ودر نتيجه اختلالات وارده بر جگرديگر غير قابل انکار است که مشکلات ونارساييهاي خوني را سبب گرديده و امکان بروز سرطان هاي شايع را تسهيل مي سازد.
شايد بهتر است بطور اجمال به علائم مسموميت هاي مزمن و حاد تأثيرگرفته از تمامي گروه‌هاي سموم شيميايي مورد مصرف در کشاورزي را خاطر نشان گردم تا به سرانجام اين طوفان مصرف سم واستفاده نامعقول آن اندکي بيشتر انديشه کنيم وهمه چيز را به قضاي الهي نسبت ندهيم.
با عنايت به اين مورد که ميزان وقوع مسموميت ناشي از درمعرض قرارگرفتن با سموم شيميائي در کشورهاي درحال توسعه 13 برابر از مورد کشورهاي کالاً صنعتي مي باشد که خود 85 درصد از توليد جهاني آفت‌کش ها را مصرف مي کنند. دليل آن مشخص و مبرهن است آموزش و آگاهي دادن به جمعيت وافراد مشغول در حوز

دانلود نسخه PDF - هوموستازي