up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله هومر PDF
QR code - هومر

هومر

جغرافيا در يونان

جغرافيا به عنوان يک زمينه يادگيري در دنياي غرب از يونان و در بن اساتيد يونان باستان شروع شده است اين گفته به معني ان نيست که مطالعه زمين به عنوان خانه انسان کنجکاوي او را در خارج از يونان سبب نگرديده است در سرزمين هاي مختلف کارهاي جغرافيايي زيادي انجام شده است که با خواندن بسياري از مکتوبات تاريخي و جغرافيايي اروپاييان مي توان با بسياري از انها اشنا شد از جمله اينکه توجه زيادي به مطالعه جغرافيا در چين باستان مي شده است و کاشفان چيني براي کشف اروپا بيش از انچه که اروپاييان براي رسيدن به خاور دورانجام دادندکار کرده بودند با اين حال تحقيقات چيني ها بخش مهمي از جريان فکري غرب را تشکيل داده است يونانيان مانند همه مردم بدعت گذار و عاريه گيران و امانت ستانان بزرگي بودند و بيشتر چيزهايي را که در منطق و نظم در کنار هم قرار دادند در اصل از تمدن هاي خيلي قديمي تر از جمله : مصري ها ، سومريان ،بابليان ، اشوريان ، فينيقيان که با انها در تماس بودند گرفتند.
اساتيد يوناني چار چوبي از مفاهيم و يک مدل يا الگوي روش تحقيق که براي قرن هاي بسيار راهنماي تفکر غربي شد بوجود اوردند بعضي از مفاهيم يونان تاثيراهسته ايي بر تحقيقات غربي داشتند به گونه اي که مي توان گفت با وجود تاثير فراگير و غالب ارسطوعلوم اروپايي نتوانست بروز کند لکن بسياري از روش هاي اساسي تحقيق که هنوز هم مورد استفاده اند اولين بار در يونان بوجود امده اند .
برخي از جغرافيدانان يونان :
هومر :
جغرافيدانان يونان مقام هومر را تا پدر جغرافيا بالا مي برند اما هومر شاعر يوناني است که منظومه هاي ايلياد واديسه منسوب به اوست منظومه اديسه داراي اهميت جغرافيايي زيادي است انچه مسلم است اين است که با اختلاط تاريخ اساطير و جغرافيا و در واقع چار و چوپ تفکرات مديترانه شرقي و مرکزي را نشان ميدهد هومر در اين اثرش اهميت جغرافيايي حواشي جهان معلوم ان روز را بازگو ميکند برخي از جغرافي دانان و مورخان يونان قديم از جمله استرابو سعي کردند جزاير و نقاطي که در اديسه نام برده شده است را با حقيقت تطبيق دهند زيرا در اين از سرزميني سخن به ميان امده که سراسر ان داراي افتاب دايمي است و بعدازان به سرزميني با تاريکي مطلق ميرسد که پوشيده از مه است در کتاب هومر ( اديسه ) اسامي اروپا و اسيا به عنوان مکانهاي خشکي ديده نمي نميشود دراين ارتباط نام اروپا به ساحل درياي اژه ( بين ترکيه و يونان امروزي) روي به جانب غروب خورشيد و اسيا به ساحلي که روي به جانب طلوع خورشيد بود اطلاق مي شد .
تالس :
حدود سال 640 ق.م در يونان بدنيا امد شهرت تالس در درجه اول در حوزه اخترشناسي و جغرافيا و در درجه بعد در قلمرو فلسفه بودازمصرديدن کرد و احتمالا هندسه را درانجا اموخت به مدد نجوم مصري و بابلي به پيش بيني کسوفي که در 28 ام ماه مي در سال 525 ق.م روي داد موفق شد ، او اولين استاد يوناني بود که در مورد اندازه گيري و موقع اشياء بروي سطح زمين به اظهار نظر پرداخت او در سرشت جهان تفکر کرد و نتيجه گرفت که اب عنصر متشکله و بنيادين همه چيز است به نظر او جهان نميکره اي است که بر پهنه بي کران اب قرار دارد و زمين دايره اي شنا ور در اب ميباشد اين نظر براي کسي که به مصر سفر کرده و ديده بود که زمين خشک ان را طغيانهاي نيل زندگي بخشيده است ميتوانست فکري معقول باشد تالس براي علت حاصل خيزي زمين دست به دامان خدايان نشد بلکه کوشيد توضيحي مادي و طبيعي براي ان بيابد و با همين ديد زمين لرزه را تشرح کرد او فرضيه زمين شناور را مبنا قرار داد و به اين نتيجه رسيد که زمين لرزه ناشي از فوران اب داغ در اقيانوس اطراف است که زمين را مي لرزاند.
اناکسي ماندر :
وي شاگرد تالس مي باشد که در قرن 6 ق.م مي زيست اناکسي ماندر به سبب نداشتن ابزارهاي علمي مانند دانشمندان ديگر در حوزه نجوم دچار پندارهاي غلط گرديد و معتقد بود که زمين استوانه ايي است معلق در مرکز عالم و چون فاصله ان با همه اجرام پيرامون يکسان است وضعي ثابت دارد او براي نظر خود احتمالا با استفاده از منابع بابلي در اسپارت دست به ساختن يک گنومون يا شاخص افتابي زد و به وسيله ان حرکات سيارات و انحراف دايرة البروج و توالي انقلابين و اعتدالين و فصول را نشان داد او معتقد بود که زمين در نخستن مرحله تکويني حالتي سيال داشته و سپس بر اثر حرارت بيروني بخشي از ان خشک شد و بخشي به صورت بخار در امد همچنين او اعتقاد داشت که از تفاوت دماي طبقات جو حرکات بادها پديد مي ايد و تحول تدريجي رطوبت موجب ظهور موجودات جاندار بوده است او با همکاري هکاتائوس با ترسيم نقشه ايي از عالم بنياد جغرافياي علمي ان زمان را نهاد . نقشه او که ظاهرا روي ورقه فلزي از برنج نقش بسته شده بود قديمي ترين نقشه ايي است که نامش در تاريخ امده استنقشه جهان نماي او اولين نقشه با مقياس است که در ان يونان در وسط و ساير قسمت هاي اروپا و اسياي شناخته شده نسبت به يونان در اطراف ان مشخص شده بود اين نقشه مدور و همه جوانب ان را اقيانوس فرا گرفته بود .
در واقعمي توان تالس و اناکسي ماندر را مبتکران سنتي کاربرد رياضيات در مطالعه جغرافيا دانست .
هکاتائوس :
جغرافيدان ميلتوسي ( يوناني ) در قرن 5 و 6ق.م بود او اولين کسي است که جمع اوري و طبقه بندي اطلاعات مربوط به دنياي شناخته شده و اطراف ناشناخته ان زمان را در ميلتيه يا ميلتوس انجام و رواج داد
شهر ميلتوس در ان زمان مرکز مبادلات اخبار جغرافيايي بود و اطلاعات در ان زمان هنگامي حالت قطعيت و رسميت پيدا مي کرد که مرد دانشمندي انرا جمع اوري و تاييد ميکرد وي با نوشتن دو کتاب مهم (( پژوهش ها ))
و (( سير زمين )) هم علم تاريخ وهم علم جغرافيا را به پيش برد
در کتاب سير زمين يا توصيف زمين کره زمين را به دو قاره اروپا و اسيا تقسيم کرد و مصر را هم جزء اسيا قرار داد و البته او اسيا و افريقا را يک قاره مي دانست . اقدام وي در گرد اوري ئ تنظيم اطلاعات و اسناد جغرافيايي در نوع خود کاري بديع بود و به دليل کوششي که براي ترکيب و تاليف گزارشات و اطلاعات درباره جهان محسوس و معلوم انجام داد يکي از مؤسسان علم جغرافياي سنتي قلمداد مي شود .
هردوت :
تقريبا يک قرن بعد از هکاتائوس مي زيسته است ودر قرن 5 ق. م به کار نقد و بررسي اثار گذشتگان پرداخت در قرن 5 ق.م هيچ يک از محققان صاحب يک تخصص و حرفه مشخص نبودند و مورخان و جغرافيدانان جامعه ي حرفه ايي تشکيل نمي دادند لذا هر چند هردوت را به عنوان مورخ مي شناسيم اما بسياري از نوشته ها و کارهاي او در زمره ي کارهاي جغرافيايي شناخته مي شود وي در سن 32 سالگي مسافرت هاي طولاني خيش از فينيقيه به مصر را شروع کرد و هنگامي که حدود سال 447 ق.م در اتن متولد شد ملاحظات و ياداشتهاي بسياري درباره ي تاريخ و جغرافياي کشور ها ومردم اطراف مديترانه فراهم اورد اعتبار هردوت تا حدي به دليل نظريه اش است که معتقد است بايد با تاريخ برخوردي جغرافياي و با جغرافيا برخوردي تاريخي کرد و نيز گفته بود که تفکر جغراقيايي زايدهي تاريخ است او علاقه اي به مسائل رياضي و اختر شناسي مانند : اندازه گيري کره ي زمين و تعيين موقعيت دقيق مکانها که بعدها با جغرافيا نزديکي خاصي يافتن نداشت و نظريه اي که زمين را مسطح و صفحه اي ميدانست که خورشيد از بالاي ان در مسير قوسي شکل از شرق به غرب عبور ميکند را پذيرفته بود او اصرار داشت که دره ي نيل از گل ولاي همل شده از اتيوپي به وجود امده است که خاک تيره رنگ و با قابليت زراعت بالا دارد او ميگفت مسير رودخانه ي نيل بين اسيا و ليبي تقسيم شده است و ليبي از مغرب مصر شروع ميشود و اين قضيه يکي از نخستسن مباحث مرز بندي منطقهاي به شمار ميرود او هم چنين خطوط ساحلي باستاني را بازسازي کرد و نشان داد که بسياري از بنادر قطبي اکنون در فواصل دوري دردرون خشکي واقع اند در 5ق.م که براي بيان کيفيت دلتا ها يا برقراري رابطه بين درجه حرارت و جهت بادها تفکري وجود نداشت هردوت اشاره داشت که عمل دلتا سازي در بسياري نقاط خصوصا در جلگه هاي رسوبي رود ماياندر در ملتيه صورت ميگيرد و بادها معمولا از مناطق سرد به طرف نقاط گرمتر مي وزند او مانند اغلب جغرافيدانان يوناني علاقه مند به مطالعه ي نظم سالانه در تقيانهاي نيل بود اين رود در اوايل بهار شروع به بالا امدن مي کرد و در ماه سپتامبر ( مهر ماه) به بالاترين مرحله ي سيلابي ميرسيد و از ان به بعد کاهش مييافت در اوايل بهار و اواخر زمستان به پايين ترين مرحله ي مقدار خود مي رسيد هردوت ابتدا توصيفات ارئه شده از طرف ساير اساتيد را با بازنگري و انها را مردود تلقي نمود سپس فرضيه خود را ارئه نمود براي مثال : اين فرضيه را که باد پر قدرت ماه مي که در زمستانها در شمال نيل مي وزد سبب برگشت اب ميشود به اين خاطر که سيل و کم ابي چه باد بوزد يا نوزد روي ميدهند را مردود دانسته و ميگويد چنين تأثيري نمي تواند در بالا امدن سطح ساير رودها که باد به انها مي وزد مشاهده شود او اين اظهار نظر را که سيلهاي نيل ناشي از ذوب برفها در اتيوپي هست را رد ميکند زيرااتيوپي به استوا نزديکتر از مصر ميباشد مصر هرگز برف نداشته است بنابراين اتيوپي چگونه مي تواتند برف داشته باشد فرضيه ي شخصي او مبتکرانه است و استفاده از منطق را در تفکر يوناني روشن مي سازد هردوت مانند تمام اساتيد به عنوان يک اصل بنيادي پذيرفت که جهان بايد متقارن تنظيم شده باشد او معتقد بود که رود ايستر ( دانوب ) سرچشمه هاي خود را از سواحل غربي مجاور اروپا دريافت مي کند و قبل از انحراف به سمت جنوب از طريق درياي سياه ( تنگه ي داردانل) و درياي اژه و رسيدن به مديترانه به سمت مشرق جريان مي يابد نيل نيز بر اساس اصول متقارن بايد مسير مشابهي را طي کند از مجاورت مرز غربي انچه که در ان روز ليبي خوانده مي شد بالا مي ايد و به سمت مشرق جريان يافته قبل از انحراف به سوي درياي مديترانه از درون مصر به طرف شمال جاري ميشود او ادامه داد در زمستان بادهاي سرد شمال خورشيد را وا مي دارد تا در مسير طولاني جنوب حرکت کند و مستقيما از طول دره ي اولياي نيل عبور کند گرماي متراکمي که در راس زيرين خورشيد وجود داراد اب رود خانه را به سمت بالا مي کشد ( تبخير مي کند ) و در زمستان رود خانه را با کاهش زياد حجم اب رها مي کند اما در طول تابستان که خورشيد از طريق ميانه ي اسمان به مسير خود باز مي گردد اب دوباره بالا مي ايد زيرا نيل سوفلي راه خورشيد را در زواياي راست ميپيمايد و قسمت خيلي کمي از ابش تبخير ميشود از انجا که اين توضيح در موافقت با مفاهيم دوگانه ( تقارن ) و مشاهدات مستقيم ( زمان وقوع سيل ) بود مورد پذيرش عمومي اساتيد قرار گرفت .
اناکساگوراس :
جغرافيدان يوناني در قرن 4 و 5 ق.م وي شاگرد اناکسي ماندر بوداو شيفته ستاره شناسي و علم نجوم بود و نقشه زمين و اسمان را ترسيم نمود و روشن فکران يونان کتاب او را که (( در باب طبيعت )) نام داشت بزرگترين کتاب قرن دانستنداو معتقد بود که خورشيد و ستارگان از توده هاي سوزان سنگ پديد امده اند و ماه جسم سخت و درخشاني است که نور خود را از خورشيد مي گيرد و ماه از ديگر اجرام سماوي به زمين نزديکتر مي باشد وي نيز معتقد بود که طغيان سالانه نيل بر اثر ذوب شدن برفها و ريزش بارانهاي بهاري در اتيوپي مي باشد همچنين او تنگه جبل الطارق را شکافي مي دانست که بر اثر زمين لرزه پديد امده است و جزاير درياي اژه را نتيجه فرونشست اب دريا مي دانست .
بقراط :
بقراط يک پزشک بود اما کار جغرافيايي او مشاهده شايع ترين امراض در يونان بود که انها را با نوع اقليم و اب و هواي هر منطقه مربوط مي دانست او نخستين رساله پيرامون رابطه اقليم و طب به نام (( اب و هوا و مسکن و رابطه ان با سلامت )) را نوشت که در ان اثرات درجه حرارت و اب و هوا بر ميزان سلامتي انسان و شيوع بيماري هاي واگير دار را شرح مي دهد شايد بتوان گفت اين کار بقراط اولين مرجع در ادبيات جغرافياي پزشکي مي باشد .
ارسطو :
وي در قرن 5 ق.م سهم عمده ايي در توسعه انديشه هاي جغرافيايي داشت او مفهوم افلاطون را در مورد کرويت زمين پذيرفتو شروع به پيدا کردن توصيف و ازمايش ان مفهوم از طريق مشاهده نمود توصيف او بر گرفته از تئوري مکانهاي طبيعي بود ( وقتي ماده سختي که کره زمين از ان ساخته مي شود به سوي يک نقطه مرکزي فرو مي رود مي بايد تشکيل يک گلوله را دهد ) ارسطو اولين استادي بود که اهميت حقيقت مشاهده را در هنگام افتادن سايه زمين بر روي ماه در طول يک خسوف که به صورت هاله ايي نمايان مي شود باز شناخت او همچنين دانست که ارتفاع ستارگان مختلف موقعي که انسان به سوي شمال حرکت مي کند بالاي افق افزايش مي يابد که اين فقط وقتي بيننده در حال مسافرت بر روي سطح منحني يک کره است اتفاق مي افتد بنابر اين زمين بايد کروي شکل باشد يکي ديگر از نظرات جغرافيايي ارسطو اصطلاحي به نام اکومن ( قسمت مسکوني زمين ) ميباشد ارسطو قابليت سکونت در عرض هاي جغرافيايي مختلف را متغير مي دانست که با فاصله از خط استوا تعيين مي شد او مي گفت اگر زمين يک کره و خورشيد به دور ان در گردش باشد قسمت هايي از زمين که خورشيد درانجا مستقيما در بالاي ان قرار دارد بايد خيلي داغتر از اماکني که در فاصله دورتري از خورشيد هستند باشداو مي گويد موقعي که دما در ليبي به اين اندازه زياد است به طوري که بيشتر مردم انجا داراي پوست
سياه مي باشند پس در استوا به دليل گرماي زياد زندگي امکان ندارد همچنين مي افزود قسمتهايي از زمين که از استوا دور هستند بايد يخ بسته و غير قابل سکونت باشند بنابراين زندگي تنها در مناطق بين ايندو که اب و هوا ملايم مي باشد و به ان اکومن گفته مي شود امکان دارد .
پي تياس :
او در قرن 4 ق.م مي زيست و سفرهاي زيادي به اروپاي غربي و شمالي داشت که گزارشهاي اصلي اين سفرها
باقي نمانده است ولي در اثار برخي نويسندگان به عنوان مأخذ مورد استناد قرار گرفته است او با کشتي در طول سواحل فرانسه به سوي کانال مانچ رفت و در اطراف بريتانيا طي طريق کرد پي تياس به حدي اطلاعات جزئي و مختصر گرداوري کرد که تا ان روز به ندرت صورت گرفته بود به طوري که برخي اساتيد ان زمان اطلاعاتش را خيال پردازي مي دانستند و از اداب و رسوم استفاده از انبار براي غلات و تغييرات شيوه کشت و ذرع در شمال اروپا و بويژه انگلستان نسبت به جنوب ان نوشت و به توصيف درياي يخي و يخ ها ي اطراف قطب شمال پرداخت او همچنين اولين يوناني بود که در مورد امواج اقيانوسي نوشت و اظهار داشت که امواج تحت تأثيرحرکات و تأثيرات کره ي ماه هستند .
اراتوستن :
وي را به عنوان پدر جغرافيا مي شناسند زيرا در بين ساير زمينه هاي علمي او اولين کسي است که کلمه جغرافيا را به کار برد هر چند بسياري از افراد در زمينه بست انديشه هاي جغرافيايي دست داشتند لکن اراتوستن از طرق زيادي مهر تاييدي بر مطالعه ي کره ي زمين به عنوان جايگاه انسان زده است که هنوز پابر جاست وي در قرن 3 ق.م مي زيسته است و شايد بيشترين شهرت او به خاطر محاسبه اش در ارتباط با محيط کره ي زمين مي باشد او از گزارش هاي رسيده دريافت که خورشيد گرم در انقلاب تابستانه در شهر سوئنه ( اسوان کنوني يا مصر ) مستقيما به داخل چاه مي تابد و با اطلاع از اينکه در همان زمان خورشيد بر يک ستون در شهر اسکندريه مايل مي تابد دريافت که با اندازه گيري زاويه ستون با سايه اش و با احتساب فاصله اين دو مکان مي تواند محيط کرهي زمين را محاسبه کند که با عدد واقعي امروزه اختلاف چنداني ندارد وي بعد از اندازه گيري محيط کره ي زمين با نوشتن کتاب جغرافيايي خود به توصيف کره ي زمين پرداخت او با استفاده از گزارشهاي جهان گردان و افرادي چون اسکندر تغييرات سطح زمين و عوارض مختلف انرا شرح مي دهد زمين را به شکل کروي در نظر گرفته و منطقه بندي مي کند اراتوستن تنها به شرح مشخصات فيزيکي زمين اکتفا نکرد بلکه کوشيد تا انرا از طريق اعمال اب ، اتش ، زمين لرزه و اتشفشان تبيين کند او اطلاعات چنداني از شمال اروپا و اسيا نداشت ولي ظاهرا اولين کسي است که در کتابش نام سرزمين چين را اورده است و در يکي از بخشهاي کتابش نوشته است اگر بزرگي اقيانوس اطلس مانع نبود مي توانستيم در امتداد يک مدار از اسپانيا به هند برويم وي روي نقشه هاي جغرافيايي نيز کار کرد و نقشه هاي پيشين يوناني راکه خشکي ها را محصور در اقيانوسي مدور نشان مي دادند تصحيح کرد او با استفاده از اطلاعات سياحان توانست مدارات و نصف النهارات متعدد ديگري را در نقشه بگنجاند و همين مطلب به او کمک کرد تا بعدها کره ي زمين را به مناطق منجمده ، معتدله و حاره تقسيم کند در نقشه جهاني اراتوستن که در واقع اصلاح شده ي نقشه هاي پيشين بود افريقا به طور نامفهومي به طرف جنوب و اسيا به طرف شمال کشيده شده اما در عوض حتي جزاير بريتانيا و سيلان در ان وارد شده است .
هيپارکوس :
او در قرن 2 ق.م مي زيست او بر مبناي طول و عرض جغرافيايي تعيين مو قعيت نقاط زيادي را انجام داد او خاطر نشان کرد که استوا يک دايره ي بزرگ است و زمين را به دو قسمت مساوي تقسيم کرده است و به همين طريق نصف النهارات را که به طور متناوب از از دو قطب مي گذرند را تعيين کرد از طرف ديگر مدارات را تعيين نمود که هر چهبه طرف قطبها نزديک مي شوند کوچکتر مي گردند او اولين کسي است که با مشکل نمايش سطح منحني زمين بر روي سطح صاف کنار امد و چگونگي ساختن نقشه برجسته را با انداختن يک پوست ظريف به حالت صا ف و مماس بر زمين بيان کرد او اميدوار بود که زماني جغرافيا بتواند با ثبت موقعيت ها از طريق شبکه طولي و عرضي دقيقتر عمل کند .
پوسيدونيوس :
اخرين مغز خلاق عهد يونان باستان بود که در قرن 2 ق.م بدنيا امد ايالات بسياري را در نورديل ورسالات بسياري را نگاشت از جمله رساله اي موسوم به درباره ي اقيانوس نوشت تخميني که او از فاصله ي زمين تا خورشيد زده بيش از هر محاسبه ي ديگر عهد باستان به تخمين هاي جديد نزديک است ( 83 ميليون KM ) براي مطالعه ي جزر ومد به کاديث ( گاوس ) در اسپانيا رفت و انرا ناشي از عمل همراه خورشيد و ماه با هم دانست او وسعت اقيانوس اطلس را کمتر از انچه که هست مي دانست همچنين او نظر ارسطو در مورد غير قابل سکونت بودن استوا را نپذيرفت و براين نکته پا فشاري کرد که بالاترين درجه حرارت و خشک ترين بيابانها در منطقه ي معتدل و درمجاورت منطقه حاره قرار دارند چرا که در منطقه ي استوا خورشيد مدت کوتاهتري نسبت به مناطق جنب حاره تابش مستقيم دارد او همچنين محيط کره ي زمين را مجددا مورد محاسبه قرار داد که عدد ان 29 هزار کيلو متر بود که با عدد واقعي امروز هم خواني ندارد جالب اين است که نظر درست او در مورد قابليت سکونت در استوا مورد پذيرش قرار نگرفت لکن نظريه ي اشتباه او درباره ي اندازه گيري محيط کره ي زمين از سوي دانشمندان ان زمان پذيرفته شد .

حکيم عمر خيام (خيامي) در سال ۴۳۹ هجري (۱۰۴۸ ميلادي) در شهر نيشابور و در زماني به دنيا آمد که ترکان سلجوقيان بر خراسان، ناحيه اي وسيع در شرق ايران، تسل ...

● تاريخ و فرهنگ گذار دولت هاي موسوم به «سلطنت هاي مطلقه» به دولت هاي ملي در اروپا، عمدتا از اواخر قرن هجده تا اواخر قرن نوزده انجام گرفت. در حالي که ا ...

کيمِري ها يا سيمِري ها يا کيمريان (به يوناني، در آشوري:Gimirri)، از مردمان کوچ نشين و سوارکار جهان باستان بودند. بر پايه نوشته هاي هرودوت خاستگاه اينا ...

غوكان‌ افلاطون 8-1- چون‌ اقيانوس‌ اطلس‌ و جبل‌طارق‌ را پشت‌ سر گذاريم‌ و به‌ آرام‌ترين‌ درياها، مديترانه‌، پانهيم‌، بي‌درنگ‌ به‌ صحنه‌ي‌ تاريخ‌ يونان‌ ...

دانلود نسخه PDF - هومر