up
Search      menu
زمین شناسی,جغرافیا :: مقاله هوازدگي شميايي PDF
QR code - هوازدگي شميايي

هوازدگي شميايي

هوازدگي

جابجايي:
هنگامي که آب ها در داخل خاک به سمت پايين حرکت مي کنند، باعث انتقال شيميايي و مکانيکي مواد مي شوند. فرايند انتقال مواد بوسيله باد و باران، ذرات ريز مانند رس يا مواد حل شده را به سطوح پايين تر در خاک منتقل مي کند. به فرايند ته نشست اين ذرات ريز در سطوح پايين تر خاک ته نشيني (illuviation) گفته مي شود. آبهاي نفوذي که به سمت پايين حرکت مي کنند باعث انتقال مواد مغذي و مواد شيميايي پيچيده در خاک مي شوند، مانند کوچکترين ذرات. اين مواد حل شده از لايه هاي سطحي جدا شده و توسط آبهاي زير زميني در سطوح پايين تر ته نشست پيدا مي کنند. انتقال شيميايي کامل اين مواد از خاک Leaching ناميده مي شود.
حاصلخيزي خاک مستقيما متاثر از PH از طريق انحلال بيشتر مواد غذايي است. در PH پايين تر از 5 5 بيشتر مواد غذايي به شدت قابل انحلال بوده و به آساني از مقطع خاک شسته مي شوند. در PH هاي بالاتر مواد غذايي غير قابل انحلال شده و گياهان نمي توانند به آساني از آنها استفاده کنند. حداکثر حاصلخيزي خاک در PH بين 6- 2 7 اتفاق مي افتد.
رنگ خاک:
خاک ها متمايل به داشتن تغييرات مشخصي در رنگ هم در جهت افقي و هم در جهت عمودي هستند. رنگي شدن خاک ها بدليل فاکتورهاي گوناگوني ايجاد مي گردد. خاک مرطوب نواحي استوايي عموما قرمز تا زرد است که علت آن اکسيده شدن آهن يا آلومينيم مي باشد. در علفزارهاي مناطق معتدل مقادير بسيار زياد هوموس باعث تيره شدن خاک مي شود. شسته شدن زياد آهن باعث مي شود خاک هاي مناطق جنگلي، خاکستري شوند. سطح بالاي آب در خاک باعث احياي آهن شده و اين خاک ها متمايل به داشتن رنگ هاي ظاهرا آبي_ خاکستري يا آبي متمايل به سبز هستند. مواد آلي رنگ خاک را سياه مي کنند. ترکيب اکسيد آهن و محتوي آلي باعث مي شود که بيشتر انواع اين خاک ها رنگ قهوه اي داشته باشند. ديگر مواد رنگ زا که گاهي حضور دارند شامل: سفيد مربوط به کربنات کلسيم، سياه مربوط به اکسيد منگنز و سياه که مربوط به ترکيبات کربن دار مي باشد.
فرآيندهاي تشکيل خاک:
1) فرآيندهاي بيروني تشکيل خاک
تعريف هوازدگي
به دگرگوني فيزيکي و شيميايي سنگها و کانيها در سطح زمين يا نزديک آن هوازدگي گفته مي شود. اين فرآيند باعث خرد شدن سنگها و تجزيه و تغييراتي در کانيهاي اوليه و ثانويه مي شود و آنها را به حالت پايدارتري در محيط خودشان مي رساند. انواع هوازدگي شامل فيزيکي و شيميايي است.
الف) هوازدگي فيزيکي: شامل خرد شدن سنگها بدون تغيير شيميايي و مينرالوژيکي است که در آن فقط سنگها به قطعات کوچکتر تقسيم مي شوند. عوامل اصلي شکسته شدن سنگها، تنشهاي درون سنگ به علل:
- نوسان دماي شب و روز
- فشار ناشي از يخ زدن در سنگها
- فشار حاصل از رشد بلورها
- ته نشست محلولها در درز و شکاف سنگ
- رشد ريشه گياه
ب) هوازدگي شيميايي: شامل تغيير در ساختار شيميايي و کاني شناختي سنگها مي شود و فرآيندهاي آن عبارتند از:
- اکسيداسيون و احياء
- آبگيري(هيدروليز)
- انحلال
- کلات شدن(پيوند يک يون فلزي با يک کمپلکس آلي)
بطور کلي هر دو فرآيند فوق در تشکيل خاک نقش مهمي دارند ولي در اين بين نقش هوازدگي شيميايي بعلت تنوع عوامل آن مهمتر است.
فرآيندهايي هوازدگي که اساسا در خاک رخ مي دهند عبارتند از:
- چرخه اکسيداسيون و احياء
- جابجايي آلومينيوم از ساختمان رس به داخل هيدروکسدهاي آبدار از طريق جايگاه هاي تبادلي
- خروج پتاسيم از لايه هاي ميکا
- ته نشست آلومينيوم بين لايه اي در کانيهاي رسي
- تشکيل گيبسيت و سيليسي شدن دوباره
- تشکيل کانيهاي ثانويه آهن
2) فرآيندهاي دروني تشکيل خاک:
اين فرآيندها که به فرآيندهاي پدوژني نيز معروفند شامل به دست آوردن و از بين رفتن ماده ها از يک پيکره خاک است که بر اساس چهار پديده فروساييدگي، افزايش ضخامت خاک، ويژگيهاي ژئومورفي حد واسط يا جابجايي درون يک خاک صورت مي گيرد.
فرآيندهاي پدوژني شامل افزايش مواد آلي و کاني به خاک، تلفات اين مواد از خاک، انتقال اين مواد از نقطه اي به نقطه ديگر و دگرگوني مواد آلي و کاني درون خاک مي باشد.
فرآيندهاي جابجايي مواد در خاک شامل:
- آبشويي - فرسايش سطحي - غني شدگي
- انباشتگي - آهک زدايي - سيليس زدايي
- شورزدايي – شورشدن
سنگ هاي رسوبي بيش ازهفتادوپنج درصدسطح زمين را مي پوشانند. يک توده رسوبي شامل موادي است که در سطح يا نزديک سطح زمين ودر محيطي که داراي فشار و حرارت پايين مي باشد، انباشته مي‌گردد. معمولاً مواد رسوبي از مايعي که آن ها را در بر مي گيرد، در محيط هاي مختلف رسوبي ته نشين مي گردند ، رسوبات به روش هاي مختلفي تشکيل مي شوند. رسوبات در برخي از مواقع از هوازدگي و فرسايش سنگ هاي قديمي تر تشکيل مي شوند که در اين شرايط به رسوب تخريبي يا آواري مي گويند. گاهي اوقات رسوبات در اثر فرايند هاي بيولوژيکي ، شيميايي و يا بيو شيميايي ، نيز تشکيل مي شوند. بعنوان مثال تشکيل رسوبات تبخيري نظير نمک و گچ يک فرايند شيميايي محض و تشکيل بافيمانده صدف جانداران آب زي يک فرايند بيوشيميايي است. مواد رسوبي هرگاه تحت تاُثير فرايندهاي سنگ زدايي قرار گيرند تبديل به سنگ رسوبي مي شوند . مطالعه سنگ هاي رسوبي براي ما بسيار حائز اهميت است ، زيرا اطلاعات ما درباره‌ي چينه شناسي و بسياري از علومات ما درباره تاريخ گذشته زمين در اين سنگ ها نهفته است. بخش مهمي از ذخاير معدني که داراي ارزش قابل توجهي مي باشند از سنگ هاي رسوبي بدست مي آيند. بعنوان مثال همه يا قسمت عمده نفت ، گاز طبيعي ، زغال ، نمک ، گوگرد، املاح پتاسيم، سنگ گچ ، سنگ اهک ، فسفات، اورانيوم ، منگنز، و همچنين موادي مانند‌ : ماسه، سنگ هاي ساختماني، رس هاي سفال سازي، از سنگ هاي رسوبي بدست مي‌ آيند. بدليل ارزش اهميت مطالعه اين گونه سنگ ها در کشورهاي پيشرفته ،دين رشته هاي تخصصي بررسي اين سنگ ها در مقاطع کارشناسي ارشد و دکتري داير شده است، در کشور ما نيز بعد از انقلاب پرشکوه اسلامي توجه خاصي بر زمين شناسي خصوصاً رسوب شناسي و سنگ شناسي رسوبي شده است و اين رشته تخصصي در مقاطع کارشناسي ارشد و دکتري تدريس شده است.
چکيده :
حوضه هاي آبخيز , جايگاه اصلي فرسايش , حمل و ته نشست رسوبات مي باشد. هوازدگي فيزيکي و شيميايي در سنگهاي منشا به ترتيب منبع بارهاي معلق و شيميايي آب را به جهت مصرف شرب , کشاورزي و صنعت مشخص مي دارد. براي بررسي منشا مواد کنترل کننده کيفيت آب منطقه مورد مطالعه , حدود 11 ايستگاه رسوب سنجي با دوره آماري 15 ساله بر روي رودخانه قره چاي انتخاب و در آن با توجه به اندازه گيري مواد جامد و شيميايي ( آنيونهاي بي کربنات , کربنات , سولفات , کلر , کاتيون هاي کلسيم , منيزيم , سديم و پتاسيم و همچنين اسيديته و هدايت الکتريکي ) , منشا آنها مورد بررسي قرار گرفت. اين بررسي نشان داد که رودخانه منطقه از قليائيت بالايي برخوردار بوده و در آنها يونهاي بي کربنات , سولفات , کلروسديم , يونهاي اصلي بوده که به ترتيب 38 , 23 , 15 و 17 درصد کل جامدات محلول را تشکيل داده و مقدار آنها به سمت پايين دست رودخانه افزايش مي يابند. همچنين افزايش چشمگيري از آنيونها و کاتيونها در رودخانه هاي منطقه نسبت به متوسط آن در رودخانه هاي دنيا است. وجود سنگهاي نمکي , گچي , مارني , آهکي و نيز خاکهاي شور در اراضي حاشيه رودخانه هاي منطقه در پايين دست رودخانه و پشت سد ساوه مهمترين منشا مواد معلق و محلول ميباشند. غلظت مواد فوق در حدي است که آب رودخانه مورد نظر از نظر کيفيت تنها قابل مصرف در کشاورزي است از طرفي مستقيم دبي آب و رسوب معلق تاثير افزايش مواد معلق را ناشي از هوازدگي فيزيکي در ماههاي سيلابي (اسفند و فروردين و ارديبهشت) و رابطه معکوس دبي آب رسوب شيميايي نقش آبهابي زير زميني منطقه را در توليد مواد شيمايي ناشي از هوازدگي شيميايي در ماههاي کم آبي (خرداد تير مرداد شهريور و مهر را نشان ميدهد
يکي از مهم ترين عوامل موثر در فرسايش پذيري تشکيلات زمين شناسي، خصوصيات مکانيکي ذاتي، ترکيب کاني شناسي و ميزان پيشرفت هوازدگي در آن ها مي باشد. روش هاي مختلف جهت برآورد خواص سنگ ها و تاثير هوازدگي بر ميزان مقاومت برشي آن ها ارايه گرديده است. فرسايش پذيري سنگ هاي مختلف و استفاده از درجه حساسيت آن ها به فرسايش در مدل هاي مختلف برآورد رسوب حوزه ها به صورت جدول هاي استاندارد و تحت عنوان عامل زمين شناسي مورد ارزيابي قرار مي گيرد. ارزيابي کاني هاي اصلي و کاني هاي جديد تشکيل شده در تشکيلات زمين شناسي که تحت تاثير فرآيندهاي هوازدگي کنترل مي گردند از جمله مسايل مهمي هستند که از دير باز مورد توجه متخصصين آبخيزداري، مهندسين زمين شناسي و ژئوتکنيک قرار داشته است. کاني هاي اوليه تشکيل دهنده سنگ هاي لايه فوقاني زمين که در ابتدا تحت شرايط خاصي از نظر دما، فشار و محلول هاي شيميايي به وجود آمده اند. در شرايط متعارف سطح زمين و تحت تاثير فرآيندهاي هوازدگي فيزيکي و شيميايي ناپايدار بوده و به کاني هاي ساده تري تبديل مي شوند. کاني هاي ثانويه در محيط سطحي در مقايسه با کاني هاي اوليه داراي پايداري بيشتري در مقابل هوازدگي بوده ولي داراي ويژگي هاي کاملا متفاوت فرسايش پذيري و ژئوتکنيکي مي باشند. به عنوان مثال، در منطقه اي که فرآيند تشکيل کاني هاي رسي از منشا رسوبات مستعد هوازدگي در حال پيشرفت مي باشد، شيب هاي منطقه تحت تاثير رس هاي جديد تشکيل شده بسيار ناپايدار بوده و يا در موارد متعددي پيشرفت هوازدگي باعث افزايش فرسايش پذيري سنگ هاي منشا گرديده است. در اين مقاله روش جديد ارزيابي شدت هوازدگي معرفي مي گردد. در اين روش علاوه بر دستيابي به قابليت لايه هاي تشکيلات زمين شناسي منطقه، شناخت کاملي از فرآيندهاي هوازدگي نيز مورد بررسي قرار مي گيرد.
هوازدگي از فرآيندهاي اوليه براي شکل گيري رسوبات سخت نشده و تشکيل گروه عمده اي از سنگ هاي رسوبي است ولي متاسفانه در مقياس ماکرو و ميکرو به صورت درخور توجه در محافل علمي ايران به آن پرداخته نشده است. از سوي ديگر، در مطالعات پراکنده مربوط به هوازدگي، مقياس مکاني و زماني، فاکتورها و مکانيسم هاي موثر در فرآيند هوازدگي کمتر مورد توجه قرار داشته است. در اين مقاله ضمن بررسي روش هاي متداول رده بندي و ارزيابي هوازدگي، براساس روش پيشنهادي ويلز، اقدام به لحاظ نمودن ديفاکتورهاي زمين شناسي، آب و هوايي، هيدرولوژيکي و ارگانيکي در شکل گيري فرآيند هوازدگي گرده و مقياس مکان و زمان نيز در شکل گيري سيماي هوازدگي سنگ هاي سازند شمشک در حوزه آبخيز زيارت گرگان در نظر گرفته شده است. در برابر مزاياي استفاده از اين روش در بررسي هوازدگي سنگ ها (از جمله کاربردي بودن و دقت قابل توجه) اين روش داراي معايب و محدوديت هايي نيز است که مهم ترين آن ضرورت استفاده از تکنيک هاي مدرن در مطالعه جامع هوازدگي در مقياس هاي مختلف مي باشد. لازم به توضيح است که اين تحقيق بر اساس بررسي و مطالعه توصيفي اشکال هوازدگي و شدت و ضعف گسترش آن ها در منطقه مورد مطالعه انجام شده است. نتايج به دست آمده نشان مي دهد که از 11 مورد سيماي هوازدگي مطرح شده در رده بندي ويلز حداقل 6 مورد به طور قطع در سازند شمشک حوزه زيارت گرگان با ميزان پراکندگي مختلف قابل تشخيص و تفکيک مي باشد. ضمن اين که در مقايسه تطبيقي هوازدگي سنگ ها براساس زمين شناسي مهندسي، دو گروه سنگ هاي کاملا هوازده و خيلي هوازده با درجه هوازدگي 5 و 4 (به ترتيب با 32 و 25 درصد) بيش از نيمي از سنگ هاي سازند شمشک در محدوده مورد مطالعه را شامل مي شود که نشانگر بحراني بودن حوزه مورد مطالعه از نظر حساسيت سنگ ها به هوازدگي و فرسايش است.
در مطالعات فرسايش و حفاظت خاک ويژگي هاي سنگ شناسي حوزه آبخيز از اهميت قابل توجهي برخوردار است. رفتار سنگ هاي مختلف در مقابل فرسايش متفاوت بوده و بعضي از واحدهاي سنگ شناسي حساس به فرسايش و مستعد توليد رسوب هستند. رفتار سنگ ها و نهشته هاي کواترنر در مقابل هوازدگي و فرسايش بستگي به عوامل چندي دارد که بعضي از عوامل مربوط به سرشت سنگ و عوامل ديگر مربوط به محيط خارجي در برگيرنده سنگ است. در حوزه هاي آبخيز کوچک نقش عوامل مربوط به سرشت سنگ با اهميت تر از عوامل مربوط به محيط خارجي دربرگيرنده سنگ است. عوامل متعدد ديگري مانند ژئومورفولوژي، نوع اقليم، وضعيت پوشش گياهي، عامل انساني و ... در فرسايش موثرند. بررسي تمامي عوامل موثر در فرسايش مشکل بوده و کار را پيچيده مي نمايد: بنابراين بايستي عوامل موثر را اولويت بندي نموده و در نظر گرفت تا واحدهاي کاري (ژئومورفولوژي) با اندازه قابل بررسي به دست آمده و نظر آماري بتوان بين عوامل موثر و آمار رسوب ارتباط برقرار نمود. منطقه مورد مطالعه حوزه آبخيز لتيان و زير حوزه هاي آن است. با توجه به بررسي هاي اوليه در منطقه مشخص شد که سه عامل مواد زمين شناسي، شيب و اقليم مهم ترين عوامل موثر در فرسايش مي باشند؛ بنابراين سه عامل مورد بررسي قرار گرفت و با يکديگر تلفيق شدند تا واحدهاي کاري به دست آيند. سپس حساسيت کيفي سنگ ها و سازندهاي ماقبل کواترنر پيوسته با استفاده از معيارهاي روش مقاومتي و سختي توده سنگ سلبي (1980) به صورت صحرايي تعيين شد. براي تعيين حساسيت کيفي سنگ ها و سازندهاي ماقبل کواترنر نسبتا ناپيوسته و سازندهاي کواترنر از عامل Kدر مدلUSLE استفاده شد. در مرحله آخر براي کمي کردن فرسايش پذيري سازندها از آمار رسوب ايستگاه هاي هيدرومتري حوزه لتيان استفاده شد.
بايد در مناطق کوهستاني، سنگ هاي دامنه ها هميشه در اثر فعاليت هاي ديناميکي فرآيندهاي هوازدگي، به صورت ناپيوسته درآمده، سپس تحت تاثير اشکال مختلف نيروي ثقل و همکاري فرآيندهاي جا به جايي مواد بر روي دامنه ها در به پاي کوه ها منتقل مي شوند. در اثر فعاليت اين فرآيندها، به مناطق مسکوني (شهر و روستا) مستقر در مناطق پايکوهي، آسيب هاي جدي وارد مي شود. به طوري که گاهي اوقات اين نوع فعاليت ها سبب از بين رفتن بخشي از شهر يا کل آبادي ها مي گردد. اين مطالعه، بر اساس بازديدهاي ميداني، بررسي عکس هاي هوايي، روش هاي تجربي و کمي و با استفاده از نرم افزارهاي Autocad map2000, Arc view، با طبقه بندي مناطق مختلف هوازده آذربايجان (از نظرشدت هوازدگي) بر اساس متغيرهاي اقليمي و ترسيم نقشه آن، ضمن بررسي مکانيسم فرآيندهاي هوازدگي (به ويژه تخريب مکانيکي)، نقش مورفوژنتيکيآنها را در بي ثباتي نواحي شهري و روستايي مناطق کوهستاني آذربايجان مورد بررسي قرار مي دهد. نتايج به دست آمده، نشان مي دهد که در ناپايداري دامنه ها و وقوع حرکات توده اي مواد در دامنه هاي ارتفاعات آذربايجان، هوازدگي مکانيکي سهم عمده اي دارد و به شکل هاي مختلف مانند: ريزش ها (سنگ ريزش و ريزش هاي واريزه اي)، سنگ لغزش و جريان هاي واريزه اي نواحي شهري و روستايي را تهديد مي کند. بنابراين، در پروژه هاي مربوط به مکان يابي شهرها و شهرک هاي جديد، دهکده هاي جهانگردي، احداث شبکه هاي ارتباطاتي تاسيسات صنعت
هوازدگ? به زبان ساده عبارت است از پاسخي که مواد سطح زمين در مقابل تغيير محيط از خود بروز مي‌دهند و شامل از هم پاشيدن سنگها و تجزيه آنها در سطح زمين و يا نزديک به سطح زمين است. بعد از ميليونها سال ، بالا آمدگ? و فرسا?ش ، سنگها? موجود در سقف توده‌ها? نفوذ? از ب?ن رفته و توده در سطح زم?ن رهنمون پ?دا م?‌کند. ا?ن توده متبلور که در دما و فشار ز?اد و احتمالا در چند ک?لومتر? ز?ر زم?ن تشک?ل شده بود، اکنون در سطح زم?ن و در معرض شرا?ط? کاملا متفاوت قرار دارد.
در چن?ن وضع?ت? ، توده سنگ به تدر?ج تغ??ر م?‌کند تا جا?? که دوباره با شرا?ط جد?د به حالت تعادل برسد به چن?ن تغ??رات? در سنگ ، هوازدگ? م?‌گو?ند. هوازدگ? معمولا به دو صورت مکان?ک? و ش?م?ا?? بررس? م?‌شود ول? در طب?عت ا?ن دو همزمان عمل م?‌کنند.
در هوازدگ? مکانيکي هيچ تغييري در ترکيب شيميايي سنگ صورت نم?‌گ?رد بلکه سنگها تحت تاث?ر ?ک سر? از عوامل ف?ز?ک? به قطعات کوچکتر تقس?م م?‌شوند. بر اثر خرد شدن سنگها سطح جانب? قطعات ز?ادتر شده و در نت?جه براي اين عوامل عبارتند از : ?خبندان ، انبساط حاصل از برداشته شدن بار فوقان? ، انبساط حرارت? و فعال?ت موجودات زنده.
در هوازدگ? ش?م?ا?ي ساختمان داخل? کان?ها بر اثر افزا?ش ?ا کاهش عناصر تغ??ر م?‌کند. در واقع در ا?ن نوع هوازدگ? ترک?ب ش?م?ا?? سنگها تغ??ر م?‌کند.
در هوازدگ? ش?م?ا?? آب مهمتر?ن عامل به شمار م?‌رود. ول? لازم به ذکر است که آب خالص غ?رفعال بوده و نم?‌تواند ه?چ تغ??ر? در سنگها ا?جاد کند. افزا?ش مقدار کم? از مواد محلول م?‌تواند آب را فعال سازد. اکس?ژن و د?‌اکس?د کربن محلول در آب باعث ا?جاد تغ??رات اساس? در سنگها م?‌شوند.
سرعت هوازدگ? سنگها به عوامل ز?اد? بستگ? دارد از جمله ا?ن عوامل م?‌توان به اندازه ذرات کان?ها? سازنده سنگ و عوامل آب و هوا? مح?ط را نام برد. هر چقدر اندازه کان? کوچکتر باشد سطح موثر آنها ز?ادتر بوده و در نت?جه سر?عتر تحت تاث?ر عوامل هوازدگ? ، تجز?ه م?‌شوند. جنس کان?ها? سازنده سنگ اثر بس?ار مهم? در هوازدگ? دارد به عنوان مثال سنگها? گران?ت? بس?ار مقاوم تر از سنگ مرمر هستند، ز?را مرمر از کلس?ت ساخته شده که به آسان? حت? در محلول اس?د? ضع?ف? ن?ز حل م?‌شود.
در مناطق خشک و نيمه‌خشک استراليا و مناطق مشابه، هوازدگي عميق سنگهاي بستر، لاتريتي شدن و مقادير متغيري از مواد منتقل شده منجر به تشکيل نواحي کانه‌داري شده که به صورت بسيار ضعيف در سطح زيمن نمايان گرديده‌اند. استفاده از لگ به عنوان عامل براي چنين محيطهايي قبلاً بوسيله اسميت و پرديکس (1983)، دانلوپ و همکاران (1983)، تيلور و همکاران (1984)، کارور و همکاران (1987) بررسي گرديده است.
اين خصوصيت ژئوشيميايي در ناحيه نيمه‌خشک و متالوژنيک کوبار در تشکيلاتي از حوضه دريايي دونين نمودار شده (گلن،1992) که حامل ذخاير و معادن با مقادير قابل توجهي طلا، مس، سرب، روي و ديگر عناصر مي‌باشد. سيليسي شدن سنگهاي کانه‌دار همراه رگه‌هاي سيليسي سيستم تيپيکي را در ميان سيستم‌هاي کاني‌زايي موسوم به سيستم کوبار حاصل کرده است.
از نظر توپوگرافي، ناحيه از برجستگيهاي کم‌ارتفاعي تشکيل شده که با هوازدگي بسيار عميق و گاه تا عمق 150 متري و يک مجموعه کوارتز کائولينيتي همراه است. زون‌هاي آهن‌دار کم و بيش در اعماق حفظ گرديده و در سطح زمين لايه قرمزي از کولويوم را تشکيل داده که آغشتگي توسط رسوبات باري در آن هويداست. کالکريت‌آسيون در مقياس وسيعي توسعه يافته درحاليکه سيليسي شدن هم در بخش فوقاني و هم تحتاني حالت موضعي از خود نشان مي‌دهد.
لندفرمهاي ناحيه در يک مطالعه سيستماتيک با تفکيک لندفرم‌هاي رسوبي و فرسايشي از هم متمايز گشته‌اند( سينيور1992). در چنين محيطهايي لگها در وسعت فراواني هم از کولويوم‌هاي سطحي و هم از هوازدگي سنگهاي بستر حاصل شده‌اند که خصوصيات مهم و انواع آنها در ارتباط نزديکي با لندفرمهاي رسوبي و فرسايشي مي‌باشند. براساس ژنز و مورفولوژي ( عليپور و همکاران1995) سه نوع لگ شناخته‌ شده‌اند:
1 لگهاي اوليه :
اين گروه بافتهاي سنگ مادر را درمقياس وسيعي حفظ کرده، که خود به دو نوع ليتيک و فروليتيک تقسيم مي‌شوند. اگر چه مرز مشخصي بين اين دو وجود ندارد، اما در 20 درصد از اکسيد آهن خصوصيات ليتيکي مخدوش و لگها فروليتيکي مي‌گردند. شکل نامنظم، سطح خشن و ناهموار، رنگ خاکستري تا زرد از مشخصات بارز اين گروه است. لگهاي غيرمغناطيسي بيشتر در اين گروه قرار مي‌گيرند.
2 پيزوئيدها:
اين گروه شامل لگهاي غني از آهن با بافت ثانويه، پوسته براق‌ورني شده، با شکل کروي و گرد شدگي کامل مي‌باشند ضخامت پوسته از حدود چند ميکرون تا حدود يک ميليمتر متغير است. اين گروه با توجه به ساختمان داخلي خود به دو زير گروه تقسيم مي‌شود:
(1) پيزوئيدهاي ساده، که داراي يک هسته با يک پوسته يا پوسته‌هاي متعدد لايه‌بندي شده است.
(2) پيزوئيدهاي مرکب، که داراي حداقل دو هسته مي‌باشند. غالب لگهاي اين گروه خاصيت مغناطيسي دارند. پيزوئيدها معمولاً داراي سيستمي از ترک‌هاي متعدد در پوسته يا هسته يا در هر دو قسمت مي‌باشند(septaria) که از آبدهي لگها حاصل گرديده‌اند.
3 لگهاي آواري بدون آهن:
اين گروه فاقد بافت اوليه مشخص و بدون آهن است. انواع عمده اين گروه شامل کوارتز رگه‌اي ، سيلکريت و کالکريت مي‌باشند.
تکنيک‌هاي نمونه‌گيري و آناليز شيميايي:
بعد از يک مطالعه توجيهي روي 600 نمونه، لگهاي بين 12-2 ميليمتري در سه نقطه پيرامون محل نمونه‌گيري به شعاع تا 20 کتري جمع‌آوري گرديدند. انتخاب سه نقطه سبب کاهش و يا حذف اثرات محيطي و آنومالي‌هاي مصنوعي از محل نمونه‌گيري مي‌شود. انتخاب اندازه درشت‌تر از 2 ميليمتري سبب کاهش آلودگي بادي از ذرات زير 2 ميليمتر شده و عدم يا کاهش بخش مغناطيسي در لگهاي بالاي 12 ميليمتر دليل انتخاب اين حد است.
بيش از 2000 نمونه عامل بعد از شستشو با آب مقطر دي‌آيونايز ابتدا با آهنربا دستي به دو بخش مغناطيسي و غيرمغناطيسي جدا و سپس بخش غيرمغناطيسي به سه بخش: ليتيک، فروليتيک و اجزاي آواري تفکيک شده و تا زير 100مش آسياب گرديد. نتايج شيميايي محل هر نمونه سطحي با حفر يک سونداژ و نمونه‌گيري از هر 5 1 متر گمانه‌ها مورد مقايسه قرار گرفت.
نمونه‌هاي توجيهي براي انتخاب مناسبترين روش تجزيه با انواعي از روشهاي هضم ناقص و کامل مورد آزمايش قرار داده شد. با توجه به نتايج حاصل و براي حذف اثرات زمينه و ساير عوامل، روش هضم کامل به عنوان روش اصلي انتخاب گرديد. در تجزيه نمونه‌ها براي عناصري مثل سرب، روي، مس،‌ کرم، نيکل،‌ منگنز، ‌آهن، آرسنيک و بيسموت و آناليز اکسيدهاي اصلي از دستگاههاي ICP،XRF و جذب اتمي استفاده گرديد.
مناطق مختص کيمبرليت ها جنوب آفريقا بنام کيمبرلي است مکاني که در سال 1870 بيشترين توجه را نسبت به الماس هاي زينتي داشته است منطقه اي که 200 ميليون قيراط از زمان کشف آن استخراح شده است . کيمبرلي يکي از مناطق اصلي براي مطالعه دروني پيدايش کاني الماس شده است . اگر چه 90 درصد از الماس هاي دنيا پلاسري است ولي منشا همه آنها هوازدگي بر روي سنگ هاي کيمبرليتي است . تعريف سنگ هاي کيمبرليتي بدليل غير معمول بودن ترکيب شيميايي و منشاء آنها مشکل است .
تعريف :
کيمبرليت ها به سنگهاي آذرين اولترامافيکي غني از پتاسيم اطلاق مي گردد که بيشتر حاوي قطعاتي از سنگ ها و کاني هاي پوسته و جبه مي باشند . کيمبرليت ها اکثراً در پوسته هاي قاره اي در نقاط پايدار ( غير کوهزايي ) بوجود آمده اند .
اکثر کيمبرليت ها متعلق به دوره کرتاسه هستند کيمبرليت هاي مهم در قاره آفريقا و کشورهاي روسيه . آمريکاو هن

● انواع هوازدگي هوازدگي را با توجه به نوع تغييراتي که در سنگ صورت مي گيرد به انواع مکانيکي و شيميايي تقسيم مي کنند. ▪ هوازدگي مکانيکي در هوازدگي مکاني ...

هوازدگي به زبان ساده عبارت است از پاسخي که مواد سطح زمين در مقابل تغيير محيط از خود بروز مي‌دهند و شامل از هم پاشيدن سنگها و تجزيه آنها در سطح زمين و ...

هوازدگي به زبان ساده عبارت است از پاسخي که مواد سطح زمين در مقابل تغيير محيط از خود بروز مي‌دهند و شامل از هم پاشيدن سنگها و تجزيه آنها در سطح زمين و ...

بهمن ها چگونه مى توانند عامل جريان سنگ وخاک شوند؟ اگر چه اصطلاح بهمن معمولاً به حرکت سراشيبى يخ وبرف مربوط مى شود که سنگ يا خاک چندانى بهمراه ندارد، و ...

ديدکلي هوازدگي سنگها معمولا از سطح زمين و بخش خارجي سنگ آغاز مي‌شود. البته وجود درز و شکاف و مناطق خرد شده و گسل خورده ، مي‌توانند به هوازدگي اعماق بي ...

سنگ آهک کربنات کلسيم CaCO۳ به ندرت به صورت آهک خالص در طبيعت پيدا مي شود اين سنگ بيشتر به صورت آهک رسي , آهک ماسه اي و دولوميت يافت مي گردد ناخالصيهاي ...

▪ کانيهاي سنگين: سنگهاي آذرين و دگرگوني حاوي يک سري کانيهاي سنگين با وزن مخصوص بيشتر از ۲.۶۵ (وزن مخصوص کوارتز) و ۲.۵۶ تا ۲.۷۶ (وزن مخصوص فلدسپاتها) م ...

آشنايي با سنگ هاي کربناته و رده بندي سنگ هاي اهکي: سنگ آهک کربنات کلسيم(CaCO3) به ندرت به صورت آهک خالص در طبيعت پيدا مي‌شود. اين سنگ بيشتر به صورت آه ...

دانلود نسخه PDF - هوازدگي شميايي