up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله نماز PDF
QR code - نماز

نماز

نماز در اديان مختلف

نماز يکي از صورت‌هاي عبادت‌ است که در برخي از اديان وضع شده اشت.
فهرست مندرجات
[۱ پيرامون واژه
•۲ نماز در دين يهود
•۳ نماز در دين اسلام
•۴ نماز در دين بهائي
•۵ نمار در دين زرتشتي‏
•۶ جستارهاي مرتبط
•۷ پانويس
پيرامون واژه
واژهٔ نماز واژه‌اي پارسيست که ايرانيان براي واژهٔ «صلاة» عربي به کار بردند. اين واژه به معناي خم شدن و سرفرودآوري براي ستايش و احترام است.[۱] واژهٔ نماز نام‌واژه‌اي از فعل نميدن فارسي به معني تعظيم‌کردن است.
برخي حدس زده‌اند که اين واژه از واژهٔ «ناماسته» در زبان سانسکريت گرفته شده‌باشد که محتمل نيست.[۲]
نماز در دين يهود
نوشتار اصلي: نماز (يهوديت)
نماز در يهوديت (در عبري: تفيلا תפלות) و در جمع تفيليم يا تفيلوت خوانده مي‌شود. توضيحات دقيق در باب آن‌ها را مي‌توان در سيدور يا بخش‌هاي ميشنا کتب سنتي دعاي ديانت يهودي جست.
معمولا در هر روز سه نماز مي‌خوانند و در روز شبات شنبه و ساير روزهاي مقدس فرقه‌هاي ارتدکس و محافظه کار يک نماز اضافي هم به نام موسف خوانده مي‌شود.
نماز در دين اسلام
نوشتار اصلي: نماز (اسلام)
نماز واجب پنج نوبت در شبانه‌روز (۱۷ رکعت) رو به قبلهٔ مسلمانان - کعبه در مکه - بصورت فردي (فرادا) يا گروهي (نماز جماعت) برگزار مي‌شود.
در اين عبادت در رکعت‌هاي اول و دوم سورهٔ حمد و معمولاً آيه يا سورهٔ کوتاهي از قرآن مثل سورهٔ توحيد و در رکعتهاي بعدي تعدادي ذکر به زبان عربي خوانده مي‌شود. جزئيات اين عبادت در فرقه‌هاي مختلف اسلام با هم تفاوت دارد. نماز يک فرهنگ جهاني است.
نماز در دين بهائي
نوشتار اصلي: نماز بهائي
هر فرد بهائي بعد از رسيدن به سن بلوغ در آئين بهائي، يعني ۱۵ سال تمام براي دختر و پسر، طبق احکام دين بهائي که در کتاب اقدس ام‌الکتاب دين بهائي قرار دارد، بايد شروع به خواندن نماز نمايد.در دين بهائي ۳ نوع نماز واجب وجود دارد و هر شخص مختار است يکي را براي خواندن روزانه انتخاب کند. نماز به صورت جمعي و جماعت نهي شده‌است. نماز ميت، نمازي که براي مردگان خوانده مي‌شود، تنها نمازي است که به صورت جماعت برگزار مي‌شود.
نماز، نشانه بندگي و فرمان برداري
پس از شناختن خدا، بايد اعمالي را که مانند نماز و روزه نشانه بندگي و فرمان برداري است به جا آوريم.
خداوند متعال مي فرمايد: ما سلککم في سقر*قالوا لم نک من المصلين (مدثر«74»: 42و 43)، وقتي از دوزخيان مي پرسند: چه چيز شما را جهنمي کرد؟ مي گويند: علتش آن بود که ما در دنيا نماز نمي خوانديم.
پيغمبر (ص) فرمود: (نماز، ستون دين است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت هاي ديگر هم قبول مي شود و اگر قبول نشود، عبادت هاي ديگر هم قبول نمي گردد (ر.ک:کافي 19:2، ح5 و 3: 268، ح4). و همان طور که اگر کسي شبانه روزي پنج مرتبه در نهر آبي شست و شو کند، چرک در بدنش نمي ماند، نمازهاي پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک مي کند. و بايد دانست کسي که نماز مي خواند ولي به آن اهميت نمي دهد، مانند کسي است که نماز نمي خواند.
خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد: فويل للمصلين* الذين هم عن صلاتهم ساهون، (ماعون «107»:4 و 5). واي بر نمازگراني که از ياد خدا غفلت مي کنند!
روزي پيغمبر اکرم (ص) وارد مسجد شدند و ديدند يک نفر نماز مي خواند ولي رکوع و سجودش را کاملا انجام نمي دهد. آن حضرت فرمود: «اگر اين مرد در حالي که اين طور نماز مي خواند از دنيا برود، مسلمان از دنيا نرفته است.» (ثواب الاعمال: 229). بنابراين، بايد انسان نماز را با خضوع و خشوع به جا آورد و در موقع خواندن نماز، متوجه باشد که با چه کسي سخن مي گويد و رکوع و سجود و ساير اعمالش را به طور صحيح انجام دهد، تا از نتايج عاليه نماز بهره مند گردد.
خداوند در قرآن کريم راجع به نماز مي فرمايد: ان الصلوة تنهي عن الفحشاء و المنکر، (عنکبوت «29»: 45)، يعني: نماز، آدمي را از کارهاي زشت و ناشايست باز مي دارد. و البته همين طور است، زيرا آداب نماز طوري است که اگر نمازگزار مراعات کند، هيچ گاه گرد بدي ها نمي گردد. مثلا يکي از آداب نماز اين است که مکان و لباس نمازگزار غصبي نباشد، حتي اگر يک نخ غصبي در لباسش باشد، نماز او درست نيست و نمازگزاري که مجبور است تا اين قدر از حرام اجتناب کند، ممکن نيست در مال حرام تصرف نمايد يا حق کسي را ضايع کند. و نيز در صورتي نماز قبول مي شود که آدمي از حرض و حسد و ساير صفات رذيله برکنار باشد و مسلم است که منشا هه بدي ها اين صفات ناپسند است و نمازگزار (ي) که خود را از اين صفات برکنار کند، مسلما از همه زشتي ها و بدي ها برکنار خواهد بود. و اگر بعضي از مردم با اين که نماز مي خوانند مرتکب کارهاي ناپسند مي شوند، علتش اين است که به دستورهاي لازم نماز رفتار نمي کنند و در نتيجه، نمازشان قبول نمي شود و از ثمرات عاليه آن استفاده نمي کنند. و به قدري شارع مقدس اسلام به نماز اهميت داده که در هر حال - حتي در حال احتضار - نماز را بر انسان واجب کرده و اگر نتواند نماز را به زبان بياورد، بايد در دل بگذراند و در حالت جنگ و ترس از دشمن يا حال اضطرار و ناچاري که نمي تواند رو به قبله نماز بخواند، توجه به قبله ساقط است و به هر حال که هست، بايد نماز ر انجام دهد.
نمازهاي واجب
نماز هاي واجب شش است:
1- نماز يوميه،) نمازهاي يوميه عبارتند از: نماز صبح، دو رکعت، نماز ظهر و عصر، هر کدام چهار رکت، نماز مغرب، سه رکعت، نماز عشاء، چهار رکعت. (از علامه رحمه الله(.
2- نماز آيات،
3- نماز ميت،
4- نماز طواف واجب،
5- نماز قضاي پدر و مادر که بر پسر بزرگ تر واجب است،
6- نمازي که به واسطه اجازه يا نذر و قسم و عهد واجب مي شود.
مقدمات نماز
براي انجام نماز - يعني حضور در برابر خداوند عالم و اظهار بندگي و پرستش آن ذات مقدس - مقدماتي لازم است که تا فراهم نشوند، نماز صحيح نيست و آن مقدمات عبارتند از:
1- طهارت،
2- وقت،
3- لباس،
4- مکان،
5- قبله.
مقارنات نماز
مقارنات نماز - يعني کارهايي که در نماز واجب مي باشد - يازده چيز است:
اول: نيت،
دوم: تکبيرة الاحرام،
سوم: قيام،
چهارم: قرائت،
پنجم: رکوع،
ششم: سجده،
هفتم: تشهد،
هشتم: سلام،
نهم: ترتيب، يعني اجزاي نماز را به دستوري که معين شده بخواند و پس و پيش نيندازد،
دهم: طمانينه: يعني نماز را با وقار و آرامش بخواند،
يازدهم: موالات، يعني اجزاي نماز را پشت سر هم به جا آورد و بين آن ها فاصله نيندازد. پنج چيز از اين يازده چيز، رکن است که اگر عمدا يا سهوا کم يا زياد شود. نماز باطل است و بقيه رکن نيست و فقط در صورتي نماز باطل مي شود که عمدا کم يا زياد گردد.
ارکان نماز
ارکان نماز عبارت است از:
1- نيت،
2- تکبيرة الاحرام،
3- قيام در موقع گفتن تکبيرة الاحرام و قيام متصل به رکوع،
4- رکوع،
5- دو سجده.
ارکان نماز عبارتند از: نيت، تکبيرة الاحرام، قيام، رکوع و سجده که شرح هر يک بدين کيفيت مي باشد.
نيت
نيت آن است که انسان، نماز را به قصد قربت - يعني براي انجام فرمان خداوند عالم - به جا آورد و لازم نيست نيت را از قلب خود بگذراند يا مثلا به زبان بگويد: «چهار رکعت نماز ظهر مي خوانم قربة الي الله».
تکبيرة الاحرام
پس از گفتن اذان و اقامه، با داشتن نيت و گفتن «الله اکبر» نماز شروع مي شود و چون به واسطه گفتن اين تکبير، چيزهايي مانند خوردن و آشاميدن و خنده کردن و پشت به قبله نمودن حرام مي شود، اين تکبير را «تکبيرة الاحرام» مي گويند. و مستحب است در موقع گفتن تکبير، دست ها را بالا ببريم و با اين عمل، بزرگي خدا را در نظر آورده و غير او را کوچک شمرده و پشت سر بيندازيم.
قيام
قيام در حال تکبيرة الاحرام و قيام متصل به رکوع، رکن است ولي قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از رکوع، رکن نيست. بنابراين اگر کسي رکوع را فراموش کند و پيش از رسيدن به سجده يادش بيايد بايد بايستد، بعد به رکوع رود و چنانچه به طور خميدگي به حال رکوع برگردد، چون قيام متصل به رکوع را انجام نداده، نمازش باطل است.
رکوع
بعد از خواندن قرائت، بايد به قدري خم شود که دست ها به زانو برسد و اين عمل را رکوع مي گويند. در رکوع يک مرتبه «سبحان ربي العظيم و بحمده» يا سه مرتبه « سبحان الله» بايد گفت. پس از رکوع بايد کاملا بايستد، بعد به سجده رود.
سجده
سجده يعني پيشاني و دست ها و سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها را بر زمين بگذارد و يک مرتبه «سبحان ربي الاعلي و بحمده» يا سه مرتبه «سبحان الله» بگويد. بعد مي نشيند و دو مرتبه به سجده رفته، ذکر سابق را تکرار مي نمايد. محلي که پيشاني را بر آن مي گذارد بايد زمين يا چيزي باشد که از زمين مي رويد و بر چيزهاي خوراکي و پوشاکي و معدني سجده جايز نيست.
تشهد و سلام
اگر نماز، دو رکعتي است پس از انجام دو سجده برخاسته و حمد و سوره را مي خواند و قنوت را انجام داده و پس از رکوع و دو سجده، تشهد را مي خواند و نماز را سلام مي دهد. و اگر نماز سه رکعتي است پس از تشهد برمي خيزد و حمد تنها را خوانده يا سه مرتبه مي گويد: «سبحان اله والحمدالله ولااله الاالله والله اکبر» و بعد رکوع و دو سجده و تشهد و سلام را انجام مي دهد. و چنانچه نماز، چهار رکعتي است رکعت چهارم را مثل رکعت سوم انجام داده و بعد از تشهد، نماز را سلام مي دهد.
وقت نماز
نماز ظهر و عصر، هر کدام وقت مخصوص و مشترکي دارند. وقت مخصوص نماز ظهر، از اول ظهر (1) است تا وقتي که به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد که اگر کسي سهوا هم نماز عصر را در اين وقت بخواند، نمازش باطل است. وقت مخصوص نماز عصر موقعي است که به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد که اگر کسي تا اين موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و بايد نماز عصر را بخواند. وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و عصر است که اگر کسي اشتباها در اين وقت تمام نماز عصر را پيش از نماز ظهر بخواند، نمازش صحيح است و بايد نماز ظهر را بعد از آن به جا آورد.
نماز مغرب و عشا هم هر کدام وقت مخصوص و مشترکي دارند. وقت مخصوص نماز مغرب (2) از اول مغرب است تا وقتي که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد. و وقت مخصوص نماز عشا موقعي است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب (3) مانده باشد که اگر کسي تا اين موقع نماز مغرب را نخوانده باشد، بايد اول نماز عشا و بعد از آن، نماز مغرب را بخواند. بين وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک اين دو نماز است که اگر کسي در اين وقت اشتباها نماز عشا را پيش از نماز مغرب بخواند، نمازش صحيح است و بايد نماز مغرب را بعد از آن به جا آورد. وقت نماز صبح، از اول فجر (4) صادق است تا بيرون آمدن آفتاب.
لباس
لباس نمازگزار چند شرط دارد:
1- آن که مباح باشد، يعني مال خود نماز گزار باشد يا اگر مال خودش نيست، صاحبش به نماز خواندن در آن راضي باشد.
2- نجس نباشد.
3- پوست مردار نباشد، خواه از حيوان حلال گوشت يا حرام گوشت.
4- از پشم يا مو و کرک حيوان حرام گوشت نباشد ولي با لباس خز مي شود نماز خواند.
5- اگر نماز گزار مرد است، لباسش ابريشم و طلاباف نباشد و با طلا هم خود را زينت نکند و در غير نماز هم، پوشيدن لباس ابريشمي و زينت کردن به طلا براي مردان حرام است.
مکان
مکان نماز گزار، يعني جايي که در آن نماز مي خواند، چند شرط دارد:
1- مباح باشد.
2- بي حرکت باشد و اگر ناچار باشد در جايي که مانند اتومبيل و کشتي حرکت دارد نماز بخواند، مانعي ندارد و چنانچه آن ها از قبله به طرف ديگر حرکت کنند، به طرف قبله برگردد.
3- اگر مکان نجس است، به طوري تر نباشد که رطوبت آن به بدن يا لباس او برسد ولي جايي که پيشاني را بر آن مي گذارد اگر نجس باشد، در صورتي که خشک هم باشد نماز باطل است.
4- جاي پيشاني از جاي زانوها و سرانگشتان پاي او بيش از چهار انگشت بسته، پست تر يا بلندتر نباشد.
قبله
خانه کعبه که در مکه معظمه مي باشد، قبله است و بايد رو به روي آن نماز خواند ولي کسي که دور است اگر طوري بايستد يا بنشيند که بگويند رو به قبله نماز مي خواند کافي است و همچنين است کارهاي ديگري که مانند سر بريدن حيوانات بايد رو به قبله انجام گيرد. کسي که نشسته هم نمي تواند نماز بخواند، بايد در حال نماز به پهلوي راست طوري بخوابد که جلوي بدن او رو به قبله باشد و اگر ممکن نيست، بايد به پهلوي چپ طوري بخوابد که جلوي بدن او رو به قبله باشد و اگر اين را هم نمي تواند (انجام دهد)، بايد به پشت بخوابد به طوري که کف پاهاي او رو به قبله باشد. اگر نمازگزار بعد از تحقيق، نفهمد که قبله کدام طرف است، بايد به گماني که از محراب مسلمانان يا قبرهاي آنان يا از راه هاي ديگر پيدا مي شود عمل نمايد.
طهارت
نمازگزار بايد در حال نماز با ((طهارت)) باشد، يعني مطابق وظيفه اي که دارد، نماز را با وضو يا غسل و تيمم انجام دهد و بدن و لباسش آلوده به نجاست نباشد.
نجاسات
نجاسات چند چيز است و از آن جمله است:
اول و دوم: بول و غايط حيوان حرام گوشتي که داراي خون جهنده است، يعني حيواني که اگر رگش را ببرند، خون از آن جستن مي کند، مانند گربه و روباه و خرگوش و غيره. بلکه اگر مرغ يا حيوان ديگري به واسطه خوردن نجاست، حرام گوشت شده باشد، بول و غايط آن نيز نجس است.
سوم: مردار حيواني که خون جهنده دارد، چه حلال گوشت و چه حرام گوشت. ولي اجزايي از حيوان مرده که مانند پشم و مو و ناخن، روح ندارد، پاک است.
چهارم: خون حيواني که خون جهنده دارد، خواه حلال گوشت و خواه حرام گوشت.
پنجم و ششم: سگ و خوک بياباني که همه اجزاي آن ها، حتي موي آن ها هم نجس مي باشد.
هفتم: شراب و هر چيزي که انسان را مست کند و در اصل، مايع باشد.
هشتم: آب جو.
مطهرات )پاک کننده ها(
هر چيز را که به وسيله آن، نجاست پاک مي شود «مطهر» مي گويند و از آن جمله است:
1- آب، و آن، هر چيزي را که نجس شده باشد پاک مي کند ولي اين در صورتي است که آب مطلق باشد. بنابراين با آّب مضاف- مانند آب هندوانه و گلاب - نجاست پاک نمي شود و وضو و غسل هم با آن صحيح نيست.
2- زمين، و آن، ته کفش و کف پا را پاک مي کند.
3- آفتاب، و آن، زمين و حصير نجس را که به وسيله تابش خشک کند پاک مي نمايد.
4- استحاله، يعني جنس چيز نجس عوض شود و به صورت چيز پاکي در آيد، مانند آن که سگ در نمک زار بيفتد و نمک شود.
5- انتقال، يعني خون بدن انسان يا حيواني که خون جهنده دارد به بدن حيواني که خون جهنده ندارد برود، مانند منتقل شدن خون بدن انسان به بدن پشه و مگس و مانند اين ها.
6- برطرف شدن عين نجاست از ظاهر حيوان و باطن انسان، مثلا اگر پشت حيوان يا داخل بيني انسان، خون آلود شد، بعد از برطرف شدنش پاک مي شود و احتياج به آب کشيدن ندارد.
7- تبعيت، تبعيت آن است که چيز نجسي به واسطه پاک شدن چيز نجس ديگر پاک شود، مانند آن که کافري مسلمان شود که فرزند او هم به تبعيت از او پاک مي شود.
8- نقصان، يعني کم شدن دو سوم آب انگور که اگر آب انگور جوش بيايد، نجس مي شود و بعد از آن که به وسيله جوشيدن، دو سوم آن بخار شد، باقي مانده پاک مي شود.
وضو و احکام آن
1- مستحب است پيش از وضو انسان مسواک نمايد و مضمضه کند، يعني آب پاک در دهان بگرداند و نيز مستحب است استنشاق نمايد، يعني آب پاک در بيني بالا بکشد.
دستور وضو
در وضو بايد صورت را از رستنگاه موي سر تا چانه و دست ها ر از آرنج تا سر انگشتان شست و جلوي سر و پشت پاها را مسح کرد و اين چند چيز بايد در وضو مراعات شود:
1- اعضاي وضو پاک باشند.
2- آب وضو پاک و مطلق و مباح باشد.
3- نيت، يعني وضو بايد براي رضاي خدا انجام شود. پس اگر براي خنک شدن يا منظور ديگري وضو بگيرند صحيح نيست.
4- ترتيب، يعني اول بايد صورت، بعد دست راست، بعد از آن دست چپ را شست، پس از آن سر و بعد پاها را مسح کرد.
5- موالات، يعني افعال وضو را پشت سر هم انجام دهد و بين آن ها به قدري فاصله نيندازد که در موقع شستن يا مسح کردن عضوي، عضو قبلي خشک شده باشد ولي اگر کارهاي وضو را پشت سر هم به جا آورد ولي به واسطه گرماي هوا يا حرارت زياد بدن و مانند اين ها، رطوبت خشک شود، وضوي او صحيح است.
تبصره: لازم نيست مسح سر، بر پوست آن باشد، بلکه بر موي جلوي سر هم صحيح است ولي اگر موي جاهاي ديگر سر، جلوي سر جمع شود بايد آن ها را عقب بزنند و نيز اگر موي جلوي سر به قدري بلند باشد که اگر مثلا شانه کنند به صورت مي ريزد، بايد بيخ موها را مسح کنند يا فرق سر را باز کرده، بر پوست سر مسح نمايند.
مبطلات وضو
چيزهايي که وضو را باطل مي کند «مبطلات» گويند و آن ها هشت است:
1- بول،
2- عايط،
3- ريح (باد) و اين، در صورتي است که از محل معمولي بيرون آيد يا در اثر کسالت و جراحي، مخرج جاي ديگر شده باشد،
4- بيهوشي،
5- مستي،
6- خوابي که به واسطه آن چشم نبيند و گوش نشنود، بنابراين اگر چشم نبيند ولي گوش بشنود، باطل نمي شود،
7- ديوانگي،
8- جنابت و چيزهاي ديگري که براي آن ها بايد غسل کرد و نيز استحاضه که زنان در بعضي اوقات مي بينند وضو را باطل مي کند.
غسل
غسل را دو نوع مي توان انجام داد: ترتيبي و ارتماسي.
غسل ترتيبي عبارت است از شستن سر و گردن و طرف راست و طرف چپ بدن که به ترتيب انجام گيرد.
غسل ارتماسي آن است که انسان همه بدن را يک مرتبه در آب فرو برد.
غسل بر دو قسم است: واجب و مستحب.
غسل هاي مستحب، در شرع اسلام بسيار و غسل هاي واجب هفت نوع است:
1- غسل جنابت،
2- غسل ميت،
3- غسل مس ميت که اگر انسان بدن مرده اي را که سرد شده و غسلش نداده اند مس نمايد - يعني جايي از بدنش را به بدن او برساند - بايد غسل کند،
4- نذر يا عهد کرده يا قسم خورده باشد که غسل کند،
5- غسل حيص،
6- غسل نفاس،
7- غسل استحاضه.
چهار غسل اول، براي مردان و زنان و سه غسل آخر، فقط براي زنان است.
و چيزهايي که بر جنب حرام مي باشد از اين قرار است:
1- رسانيدن جايي از بدن به خط قرآن و اسم خدا و پيغمبر و امامان،
2- داخل شدن در مسجد الحرام و مسجد مدينه،
3- توقف در مساجد ديگر و گذاشتن چيزي در آن ها،
4- خواندن يکي از چهار سوره اي که سجده واجب دارد، يعني سوره والنجم و اقرأ و الم تنزيل و حم سجده.
و ساير احکام جنابت و حيض و نفاس و استحاضه را از رساله هاي عمليه بايد به دست آورد.
تبصره: در غسل هم، مانند وضو، نيت لازم است و بايد بدن، پيش از غسل پاک باشد و مانعي هم از رسيدن آب در بدن نباشد.
تيمم
اگر انسان به واسطه تنگي وقت يا مرض يا نداشتن آب و مانند اين ها نتواند براي نماز و مانند آن وضو يا غسل را انجام دهد، بايد تيمم کند.
دستور تيمم
در تيمم چهار چيز واجب است:
اول، نيت،
دوم، زدن کف دو دست با هم بر خاک يا چيزي که تيمم بر آن صحيح است.
سوم، کشيدن کف هر دو دست به تمام پيشاني از جايي که موي سر مي رويد تا ابروها و بالاي بيني و بهتر است که دست ها روي ابروها هم کشيده شود.
چهارم، کشيدن کف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن، کشيدن کف دست راست به تمام پشت دست چپ.
در تيمم بدل از وضو، همين مقدار کافي است ولي اگر تيمم بدل از غسل باشد يک مرتبه ديگر دست ها را به زمين مي زند و پشت دست ها را مسح مي نمايد.
احکام تيمم
1- اگر خاک پيدا نشود، به ريگ و اگر ريگ نبود، به کلوخ و اگر آن هم نباشد، بايد به سنگ تيمم کرد و در صورتي که هيچ يک (از) اين ها نباشد، بايد به گرد و غباري که در جايي جمع شده تيمم نمود.
2- تيمم بر گچ و چيزهاي معدني ديگر صحيح نيست.
3- اگر آب را به قيمت گران بفروشند، در صورتي که انسان بتواند خريداري نمايد، نمي تواند تيمم کند، بلکه بايد آب را خريداري نموده و وضو و غسل را انجام دهد.
نماز آيات
نماز آيات به واسطه چهار چيز واجب مي شود:
اول: گرفتن خورشيد.
دوم: گرفتن ماه، اگر چه کمي از آن ها گرفته شود و کسي هم از آن نترسد.
سوم: زلزله، اگر چه کسي هم نترسد.
چهارم: رعد و برق و بادهاي سياه و سرخ و مانند اين ها، در صورتي که بيشتر مردم بترسند.
دستور نماز آيات
نماز آيات دو رکعت است و در هر رکعت، پنج رکوع دارد و دستور آن اين است که انسان بعد از نيت، تکبير بگويد و يک حمد و يک سوره تمام بخواند و به رکوع رود و سر از رکوع بردارد، دوباره يک حمد و يک سوره بخواند و به رکوع رود، تا پنج مرتبه و بعد از بلند شدن از رکوع پنجم، دو سجده نمايد و برخيزد و رکعت دوم را هم مثل رکعت اول به جا آورد و تشهد بخواند و سلام دهد.
در نماز آيات، ممکن است انسان بعد از نيت و تکبير و خواندن حمد، آيه هاي يک سوره را پنج قسمت کند و يک آيه يا بيش تر از آن را بخواند و به رکوع رود و برخيزد و بدون اين که حمد بخواند، قسمت دوم از همان سوره را بخواند و به رکوع رود و همين طور تا پيش از رکوع پنجم، سوره را تمام نمايد و بعد از آن به رکوع رود و دو سجده کند و رکعت دوم را به همين دستور انجام دهد و نماز را تمام نمايد.
نماز مسافر
کسي که مسافر است با شش شرط بايد نمازهاي چهار رکعتي را دو رکعت بخواند:
1- سفر او کم تر از هشت فرسخ نباشد يا بخواهد چهار فرسخ برود و چهار فرسخ برگردد.
2- از اول مسافرت، قصد هشت فرسخ را داشته باشد.
3- در بين راه از قصد خود برنگردد.
4- سفرش سفر معصيت نباشد.
5- شغل او مسافرت نباشد، پس کسي که شغل او مسافرت است (مانند راننده) بايد نمازش را تمام بخواند، مگر آن که ده روز در منزل خود بماند که در اين صورت، تا سه مرتبه که مسافرت کند بايد نمازش را شکسته بخواند.
6- به حد ترخص برسد، يعني از وطنش يا جايي که قصد کرده ده روز در آن جا بماند، به قدري دور شود که ديوار شهر را نبيند و صداي اذان آن جا را نشنود.
نماز جماعت
مستحب است که مسلمانان، نمازهاي يوميه را به حالت اجتماع بخوانند و ثواب نماز جماعت چندين هزار برابر نمازي است که به تنهايي و فرادا خوانده شود.
شرايط نماز جماعت
1- امام جماعت بايد مکلف و مومن و عادل و حلال زاده باشد و نماز را به طور صحيح بخواند و اگر ماموم مرد است امام او هم بايد مرد باشد.
2- بايد بين امام و ماموم، پرده يا چيز ديگري نباشد که مانع از ديدن امام شود ولي اگر ماموم زن باشد، بودن پرده و مانند آن اشکال ندارد.
3- جاي امام، بلندتر از جاي ماموم نباشد ولي اگر مقدار خيلي کمي (به قدر چهار انگشت يا کم تر) بلندتر باشد اشکال ندارد.
4- ماموم بايد عقب تر از امام يا مساوي او بايستد.
احکام نماز جماعت
1- ماموم بايد غير از حمد و سوره، همه چيز نماز را خودش بخواند ولي اگر رکعت اول يا دوم او، رکعت سوم يا چهارم امام باشد، بايد حمد و سوره را هم بخواند و اگر به واسطه خواندن سوره، به رکوع امام نمي رسد بايد فقط حمد را بخواند و خود را در رکوع به امام برساند و اگر نرسيد بايد به قصد فردا، نماز را تمام کند.
2- ماموم بايد رکوع و سجود و کارهاي ديگر نماز را با امام يا کمي بعد از امام به جا آورد ولي تکبيرة الاحرام و سلام نماز را حتما بايد بعد از امام بگويد.
3- اگر موقعي که امام در رکوع است اقتدا کند و به رکوع امام برسد نمازش صحيح است و يک رکعت حساب مي شود.
حضور قلب در نماز يعني چه؟
انسان در مسير زندگي دنيايي خويش، لحظاتي شيرين و به ياد ماندني را تجربه مي کند که شيريني آن، هميشه در کام وجودش ماندگار است. از بين تمام اين لحظات، شيرين ترين لحظات عمر يک مؤمن واقعي، لحظاتي است که با خداي بي نياز به خلوت نشسته و به راز و نياز و عبادت با حضرت حق مي پردازد.
البته اين شيريني را، انساني مي تواند احساس کند که طعم ايمان واقعي را از عمق جانش چشيده باشد. چنين کسي هرگز حاضر نيست که اين لحظه ي زيبا و دلربا را با تمام دنيا و آنچه در آن است معاوضه نمايد.
او در حال عبادت و نماز که زيباترين مصداق عبادت است، به معشوق واقعي خويش دست يافته و از خلوت با او به چنان لذّتي دست يافته که در کل اين عالم، براي آن مانندي نمي بيند، و لذا به هيچ قيمتي حاضر نيست آن را از دست بدهد.
در ميان عبادات، هيچ عبادتي به مانند نماز، نمي تواند قلب کوچک آدمي را به درياي بي کران رحمت الهي وصل نمايد، و روح انسان را از سرچشمه ي فيوضات بي انتهاي خداوند بي همتا، سيراب نمايد.
لحظه ي نماز، باشکوه ترين لحظه ي ارتباط انسان سراپا نياز به وجود مطلق بي نياز است. در حقيقت آن لحظه ي نوراني، فرصتي است طلايي که خداوند مهربان، بر ما منّت نهاده و از سر لطف و محبّتي که به بندگانش دارد، آن را در اختيار ما قرار داده، تا در آن فرصت زيبا، بتوانيم، قلب و جان خود را از عالم طبيعت و خاک، جدا نموده و روحمان را به عالم بالا پرواز داده و در سايه ي اين پرواز ملکوتي، به جان خود صفا و جلاء بخشيم.
سرور عالم، پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) در کلامي زيبا، نماز را به سر انسان تشبيه نموده و مي فرمايد: «مَوضعُ الصَلاةِ مِن الدينِ کَمَوضعِ الرأسِ مِنَ الجَسَد»1 ؛ جايگاه نماز در دين، همانند جايگاه سر در بدن است.
اين تشبيه زيبا، در کلام نوراني حضرت بدين خاطر است که، در بدن آدمي هر عضوي از اعضاء بدن به نوبه ي خود، وظيفه اي مهمّ را عهده دار هستند، ولي در اين ميان نقش سر، از همه مهمّتر است، زيرا مغز که فرمانده ي بدن بوده و تصميم گيري ها در آن انجام مي گيرد، در سر انسان قرار گرفته است.
الله اکبر با نور دلرباي خود به ما مي گويد خدا بزرگتر است از اينکه با قلم و بيان ناچيزمان وصف شود، بزرگتر از فکر و خيال ما، بزرگتر از هوسها و وسوسه هاي شيطاني و جلوه هاي دنيا، اين است آن راز نهفته در ذکر نوراني «الله اکبر»، راستي اگر واقعا خدا در نظر ما بزرگتر از هر چيزي باشد و کلمه ي «الله اکبر» از عمق جان ما برآيد، دنيا با تمام جاذبه ها و جلوه هايش، در نظر ما کوچک و بي مقدار خواهد شد که نتيجه ي چنين حالتي، حضور جانانه و عاشقانه در نماز است.
بنابراين به يقين مي توان گفت: بدن منهاي سر، موجود بي خاصيتي است که فاقد هرگونه ارزش است، در ساختمان دين ما نيز، نماز همانند سر در بدن آدمي است، که اگر نباشد، پايه ي ساختمان دين ما، سست شده و از ارزش ساقط مي شود.
حضوري عاشقانه
آدمي در اين کره ي خاکي هميشه آرزوهايي را در آسمان ذهن خود به زيباترين شکل نقاشي نموده و براي رسيدن به آنها، نهايت تلاش خود را انجام مي دهد. طبيعي است که از ميان انبوه آرزوهايش يکي از آنها، بيشتر خودنمايي کرده و چون ستاره اي چشمک زنان از او دلربايي مي کند، مؤمنين خداجويي نيز، از اين امر مستثني نبوده، آنها در صفحه ي قلب خود آرزويي را حک نموده اند که از نظر اهميّت، در حدي است که بيان و قلم از توصيف آن عاجز است.
آن آرزوي نوراني و آسماني که همواره فکر و انديشه مؤمن را به خود مشغول نموده اين است که به هنگام اوقات معنوي نماز، نمازي آبرومند را به درگاه الهي تقديم نموده، به گونه اي که در آن حضوري عاشقانه در محضر خداوند بي نياز داشته باشد که در لسان ادبيات اسلامي، از آن به حضور قلب تعبير مي شود.

«اَلصَّلوةُ مِعراجُ المُومِن». نماز معراج مؤمن است. پيامبر اکرم (ص) نماز زيباترين جلوه پرستش، والاترين گونه نيايش، جلوه اي زيبا از بند گي و عبود يت و ...

▪ مسئله ۱ نمازهاي مستحبي زياد است و آنها را نافله گويند. و بين نمازهاي مستحبي ،به خواندن نافله هاي شبانه روز بيشتر سفارش شده ، و آنها در غير روز جمعه ...

● آيا نشستن و نماز خواندن يا عبور كردن از مكان هائي كه دولت ظالم آنها را غصب مي كند، جايز است؟ ▪ در صورت علم به غصب، احكام و آثار مغصوب مترتب است. ● ن ...

وقتي تاريكي در اين مناطق شديد است، شب محسوب مي شود و آغاز آن، آغاز نماز مغرب و عشا است و وقتي تاريكي مايل به سياهي شروع شود و پرتوهايي از نور آشكار گر ...

در راه حركت انسان به سوي نماز ، اين واقعيت پر بركت الهي ، موانعي هست ، كه لازم است ، عاشق نماز ، با تمام وجود با اين موانع به مبارزه برخيزد ، سستي در ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

چه با شكوه است اين حقيقت قلب! اين كانون اسرارآميزي كه اگر چه از ديد خاكي ما كوچك به نظر مي رسد اما به گفته پيامبر اكرم(ص) «عرش الرحمن» است؛ عرشي كه تم ...

در ميان همه امور دنيا تنها چيزي که مي تواند انسان را مستقيم به کمال خود برساند، نماز است. اين نماز نردبان ارتقا آدمي است که از صحنه قشر مادي به صفحات ...

دانلود نسخه PDF - نماز