up
Search      menu
صنعت و مکانیک :: مقاله نفت PDF
QR code - نفت

نفت

نفت مايعي غليظ و افروختني به رنگ قهوهاي سير يا سبز تيره است که در لايههاي بالايي بخشهايي از پوسته کره زمين يافت ميشود. نفت شامل آميزه پيچيدهاي از هيدروکربنهايي گوناگون است. بيشتر اين هيدروکربنها از زنجيره آلکان هستند ولي ممکن است از ديد ظاهر، ترکيب يا خلوص تفاوتهاي زيادي داشته باشند.
ريشه واژه نفت از واژه اوستايي «نافتا» است. در برخي منابع قديمي به صورت نفط نيز آمده است.
کلمه نفت در زبان انگليسي پتروليوم ناميده ميشود از دو کلمه پترا (لغت يوناني کلمه سنگ) و کلمه اولئوم (روغن) تشکيل شده است. نفت مايعي است که عمدتا از دو عنصر آلي هيدروژن و کربن تشکيل شده و داراي مقادير کمتري از عناصر سنگين مانند نيتروزن اکسيژن و گوگرد مي باشد و بصورت طبيعي در زير زمين وبصورت استثنايي در روي زمين يافت مي شود
● منشا نفت
بيشتر دانشمندان منشأ تشکيل نفت را گياهان و موجودات آلي موجود در اقيانوسها ميدانند. باقيمانده حيوانات و گياهاني که ميليونها سال قبل از محيط دريا (آب)، قبل از دايناسورها زندگي مي کردند در طي سالها توسط لپههاي گل پوشيده شده است. براي تبديل اين موجودات به نفت به گرما و فشار مناسب در طول ساليان دراز نياز ميباشد که در صورت وجود اين شرايط همراه با سنگ مخزن مناسب نفت به مقدار زياد در حوضچه نفتي جمع ميگردد.
نفت خام حالت روغني دارد و به شکلهاي جامد، مايع و گاز ديده ميشود. برخي اوقات به تمام اشکال نفت هيدروکربن نيز گفته ميشود. اگر نفت در محلي جمع گردد به آن محل حوضچه نفتي ميگويند. از مجموع چندين حوضچه نفتي يک ميدان نفتي حاصل ميشود. به سنگ متخلخل در بر گيرنده نفت، سنگ مخزن ميگويند.
● اکتشاف نفت
يک منطقه انتخاب شده را با مطالعه نمونههاي سنگي زمين مورد استخراج قرار ميدهند. اندازه گيريها انجام مي شود و اگر مکان از لحاظ نفتي مکان موفقيت آميزي باشد، حفاري آغاز مي شود. بالاي چاه ساختاري که دکل ناميده مي شود، براي جا دادن وسايل و لوله هاي مورد استفاده در چاه ساخته مي شود. زماني که حفاري تمام مي شود، چاه حفر شده يک جريان ثابتي از نفت را به سطح زمين خواهد آورد
● اقتصاد نفت
بازارهاي جهاني نفت و گاز براساس تفکري منطقي و عقلاني حرکت نميکنند و در پشت هر معاملهاي ترس و ترديد قرار گرفته است. تقاضاي بيشتر و محدوديت عرضه نفت سبب بالارفتن قيمت شده است و اين (نظريه هوبرت) که کل ذخاير قابل استخراج نفت امريکا حتي اگر نفت آلاسکا را در نظر بگيريد فقط تا ۸ سال ديگر (۲۰۱۳) کفا ف ميدهد، نيز تقويت گشته است و قيمت نفت افزايش خواهد داشت. اگر چه هنوز ترديدهايي براي قيمت ۱۲۰ دلاري نفت وجود دارد، اما تشنج فعلي بازار، و وجود موارد ژئوپلتيک متعدد همگي به يک معني خواهند بود و آن افزايش قيمت نفت است. عموم مسايل ژئوپلتيک حول محور خاورميانه ميگذرد. اين بدان دليل است که سه منبع از چهار منبع اصلي نفت جهان در اين منطقه قرار گرفته است.اين سه منبع در کشورهاي ايران، عراق و عربستان سعودي واقع هستند که هر کدام دستخوش مشکلاتي بودهاند. با توجه به تمامي شرايط گفته شده، اين گونه به نظر ميرسد که بازار نفت کماکان آشفته خواهد ماند و فشار بيشتر در جهت افزايش قيمت و نه کاهش آن ديده خواهد شد.
● دلايل قيمتهاي بالاي نفت چيست؟
اين قيمتهاي بالا فعلا ماندگار خواهد بود. از جهت عرضه، زمزمههايي مبني بر کاهش منابع در بخشهاي نفتي غيرعضو در اوپک همانند خليج مکزيک و درياي شمال به گوش ميرسد. با استناد بر آمار منتشره آژانس بينالمللي انرژي (IEA)، توليدات عرضهکنندگان غيراوپکي تا ۲۰۰هزار بشکه در روز کاهش خواهد يافت. بخشي از دلايل اين موضوع آن است که شرايط سياسي و عدم جذابيت در قوانين سرمايهگذاري پارهاي کشورها همانند مکزيک و روسيه مشکلاتي در راه کشف و توسعه منابع جديد نفتي در آنها به وجود آورده است.اين مساله فشار بيشتري را بر توليدکنندگان نفت در خاورميانه به خصوص عربستان سعودي وارد ميآورد. تقاضاي بيشتر و محدوديت عرضه نفت سبب بالارفتن قيمت تا رقمي بالاتر از ۶۵دلار براي هر بشکه در تابستان ۲۰۰۵ شده است و اين نظريه که به زودي نفت به بشکهاي ۷۵ دلار خواهد رسيد نيز تقويت گشته است. همچنين با توجه به منازعاتي که بر سر عدم شفافيت گزارش اعلام شده توسط عربستان مبني بر حجم واقعي منابع ذخيره نفتي آنها به وجود آمده، خود دليلي ديگر براي متشنج شدن بازار را فراهم آورده است.
از دلايل ديگر ميتوان به مساله ظرفيت بهرهوري پالايشگاههاي جهاني اشاره کرد. در اواسط دهه ۸۰، ظرفيت بهرهوري پالايشگاههاي جهاني تقريباً ۷۵درصد بود و ليکن امروزه اين ظرفيت به بيش از ۹۵درصد رسيده است. خصوصا پالايشگاههاي ايالات متحده تحت فشار سنگيني قرار گرفتهاند و ظرفيت بهرهوري از آنها حتي از ۹۸درصد نيز فراتر رفته است. از نقطهنظر تاريخي، بخش پالايشگاهي جزو بخشهاي مشکلزا براي شرکتهاي نفتي در جهت درآمدزايي بوده است و نتيجه بلندمدت آن، سرمايهگذاري اندک در اين بخش بوده است که خود سبب شده است که پالايشگاهها فرسوده و تجهيزات آنها قديمي مانده باشد. در همين راستا، به سبب دلايل زيست محيطي، از سال ۱۹۸۰ به بعد هيچ پالايشگاه جديدي نيز در ايالات متحده ساخته نشده است. اين نکات نشان ميدهد که پالايشگاههاي فعلي تحتفشار هستند و به علت خرابي و تعميرات ميبايست بسته شوند. سيستم پالايشگاهي ايالات متحده بيشتر از حد قابل تحمل آن به کار گرفته شده است و مشکلات مربوط چه در ظرفيت پالايش و چه در وضعيت توليد سبب ايجاد حادثههاي متعدد و به تبع آن از خط توليد خارج گشتن پالايشگاهها گرديده است.
علاوه بر موارد فوق، آغاز توفانهاي فصلي در خليج مکزيک و اضافه شدن تقاضاي نفت از طرف چين و هند و همچنين فاکتورهاي ژئوپلتيک و گمانهزنيها براي قيمتهاي بالاتر نفت نيز تأثيرگذار بوده است. در همين مدت، اقتصاد جهاني کاهش شديدي را از خود بروز نداده است. در گذشته با بالارفتن قيمت نفت، اقتصاد دچار افت و يا بحران ميگشت. ولي تاکنون با وجود قيمتهاي بيشتر نفت، رشد اقتصادي مشاهده شده است. همچنين، صندوق بينالمللي پول رشدي ۶ ۳درصدي را براي اقتصاد امريکا در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ به همراه رشد اقتصادي اروپا و ژاپن پيشبيني کرده است.
به همين دليل تقاضا براي نفت کاهش نخواهد يافت و اين سبب ميشود که نفت تبديل به اهرمي کليدي براي اقتصاد جهاني در سالهاي آتي شود. دنياي تازهاي که اين قيمتهاي بالاتر نفت خواهند ساخت، تأثيرات قابل توجهي بر ساختار مناسبات سياسي کشورها خواهد گذاشت.
تنشهايي ميان امريکا و چين بر سر تمايل چين به خريد شرکت نفتي امريکايي UNOCAL توسط شرکت نفتي چيني CNOOC پديد آمد. تنشهاي ديگري در بين چين و ژاپن بر سر ذخاير احتمالي نفت و گاز در دريا ميان آن دو و همچنين دسترسي به منابع انرژي روسيه به وجود آمده است.
رقابت بر سر در اختيار گرفتن نفت و گاز نظر قدرتها را به منابع موجود در افريقا نيز جلب کرده است و سياستهاي ضد امريکايي اتخاذ شده توسط هوگو چاوز، رييس جمهوري ونزوئلا که شامل کمک نفتي به کوبا و ايجاد موقعيتي مناسب براي چين در جهت ايجاد رابطهاي نزديکتر با کشورهاي امريکاي لاتين است، خود از ديگر نتايج تغيير در روابط سياسي است.
● مسايل ژئوپلتيک
عموم مسايل ژئوپلتيک حول محور خاورميانه ميگذرد. اين بدان دليل است که سه منبع از چهار منبع اصلي نفت جهان در اين منطقه قرار گرفته است.اين سه منبع در کشورهاي ايران، عراق و عربستان سعودي واقع هستند که هر کدام دستخوش مشکلاتي بودهاند.
عراق کماکان دچار درگيريها و جنگهاي داخلي است و صنعت نفتي آنها هدف خرابکاريها قرار ميگيرد و توليدشان بسيار کمتر از ظرفيت آن است.از ديدگاه جهاني برنامه هستهاي ايران هم جزو مسايل مرتبط با نفت قرار ميگيرد و تحولات و گفتوگوها و نتيجهگيريهاي مرتبط با اين موضوع در حرکت دادن قيمت تأثيرگذار است.عربستان سعودي بزرگترين توليد کننده نفت نيز با مسايل گوناگون سياسي دست و پنجه نرم ميکند. رهبران مذهبي و قبيلهاي عربستان جمع شدند و با عبدالله بن عبدلالعزيزالسعودي پس از مرگ برادرش ملک فهد بيعت نمودند.
در ظاهر اين نشاندهنده قدرت خاندان سعودي و داشتن رابطههاي موثر و همچنين کنترل و در دست داشتن دستگاههاي امنيتي و قدرت سياستگذاري بر ذخاير نفتي آنها است که خود پايداري و ثبات را نمايش ميدهد. وليکن در حقيقت آن گونه که به نظر ميرسد نخواهد بود و ما شاهد بروز تغييراتي ديگر در آينده خواهيم بود.
با توجه به تمامي شرايط گفته شده، اين گونه به نظر ميرسد که بازار نفت کماکان آشفته خواهد ماند و فشار بيشتر در جهت افزايش قيمت و نه کاهش آن ديده خواهد شد.
اقتصاد جهاني به لطف فناوريهاي گذشته توانسته است با اين افزايش قيمتها مدارا کند، اگر چه که نقطهاي وجود خواهد داشت که در آن قيمت، اقتصاد جهاني متحمل ضربات سنگيني خواهد شد. اما به راستي اين نقطه در چه سطح قيمتي خواهد بود؟
● اکتشاف و استخراج نفت
آنچه به ادعاي مدعيان به اوج رسيدن توليد نفت اعتبار ميدهد، ماجرايي مشهور در تاريخ نفت است. در سال ۱۹۵۶ يک زمين شناس به نام کينگ هوبرت پيش بيني کرد که توليد نفت امريکا در سال ۱۹۷۰ به اوج خود خواهد رسيد. مديران وي در شرکت شل بهتزده شده بودند. آنها حتي کوشيدند آقاي هوبرت را متقاعد کنند که از اظهار علني اين ادعا منصرف شود. اما حق با وي بود. توليد نفت امريکا در سال ۱۹۷۰ به نقطه اوج رسيد و از آن زمان مرتبا کاهش يافته است.
حتي کشف ذخاير قابل ملاحظه در خليج پرودو در آلاسکا، به ميزان ۱۳ ميليارد بشکه، نتوانسته است اين روند را تغيير دهد. آقاي هوبرت همچنين محاسبه کرد که کل ذخاير قابل استخراج نفت امريکا ۱۷۰ ميليارد بشکه خواهد بود. ابتدا منتقدان با تحليل وي مخالفت و استدلال کردند پيشرفت فناوري اکتشاف و استخراج سبب ميشود ميزان نفت موجود امريکا افزايش يابد. همين اتفاق افتاد ولي ذخاير امريکا از حدي که آقاي هوبرت تخمين زده بود، بالاتر نرفت. حتي اگر نفت آلاسکا را در نظر بگيريد، تاريخ نفت امريکا تقريباً عين پيش بيني آقاي هوبرت سير کرده است و منا بع نفت دا خلي امريکا فقط تا ۸ سال ديگر کفا ف ميدهد.
چند سال پيش زمين شناسان شيوههاي آقاي هوبرت را به کل توليد نفت در جهان تعميم دادند. تحليل آنها حاکي از آن بود که توليد نفت در خلال اولين دهه قرن بيست و يکم به اوج خواهد رسيد. برخي ميگويند اين نقطه اوج در سال ۲۰۰۵ يا ۲۰۰۶ از راه ميرسد. ديويد گواستاين، فيزيکدان موسسه فناوري کاليفرنيا که کتابش با عنوان پايان نفت سال گذشته انتشار يافت، پيش بيني ميکند اوج توليد نفت تا پيش از سال ۲۰۱۰ خواهد بود. رابرت هرش، تحليلگر انرژي، ميگويد که سال دقيق خيلي مهم نيست چون همين حالا خيلي دير شده است. وي در تحقيقي براي وزارت نفت امريکا چنين نتيجه گرفت که بيش از يک دهه وقت لازم است تا اقتصاد اين کشور با افت توليد نفت سازگار شود.
● جريان جديد درآمدهاي نفتي
مخالفتهاي هوگو چاوز با سياستهاي ايالات متحده منافعي براي او به همراه داشته است. او از بالاتر رفتن قيمت نفت به محکم ساختن پايههاي حکومت داخلي خويش پرداخته و کمکهايي به ديگر همکيشان خود در امريکاي لاتين کرده است. در سال ۲۰۰۲ ذخاير مالي خارجي ونزوئلا کمي بيش از ۸ميليارد دلار بود وليکن در اواسط سال ۲۰۰۵ اين رقم به بيش از ۲۰ميليارد دلار بالغ گشته است.
کشورهاي حوزه خليج فارس از جمله عربستان سعودي، کويت، بحرين، قطر و امارات متحده عربي در حال حاضر براي پاسخگويي به تقاضاي موجود با رکوردي که در ۲۵ سال اخير بيسابقه بوده است به استخراج نفت ميپردازند.
اين حرکت در تمامي اين کشورها با نرخ رشد سريعتر و افزايش منابع مالي خارجي قابل مشاهده است. بنابر تحقيقات موسسه مالي بينالمللي واشنگتن، کشورهاي حوزه خليج فارس در سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ بيش از ۳۶۰ميليارد دارايي خارجي چه از اوراق قرضه و چه از داراييهاي ثابت خريداري خواهند کرد که اين رقم چيزي در حدود ۵۰درصد بيشتر از مجموع خريد همين موارد در پنج سال اخير بوده است. بيشتر اين پول به سمت بازارهاي امريکايي و اروپايي سرازير خواهد شد و همچنين مقداري از آن هم به خاورميانه وارد خواهد شد.
عربستان همچنان بزرگترين صادرکننده نفت جهان است و درآمد اين کشور از محل صادرات نفت تا پايان سال ۲۰۰۵ به ۱۷۰ ميليارد دلار خواهد رسيد.
کشور روسيه با درآمد ۱۳۰ ميليارد دلاري دومين صادر کننده بزرگ نفت جهان در سال ۲۰۰۵ خواهد بود.
نروژ نيز با کسب بيش از ۵۱ ميليارد دلار سومين کشور جهان از لحاظ درآمد بالاي حاصل از صادرات نفت خام در سال ۲۰۰۵ است.
درآمدهاي نفتي ايران تا پايان سال ۲۰۰۵ به ۴۹ ميليارد دلار رسيد که چهارمين درآمد بالا در ميان ساير کشورهاي صادر کننده نفت جهان است.
پژوهش انجام شده با عنوان «نفت و يارانههاي نفتي در اقتصاد ايران» نشان مي دهد يارانه هاي پرداختي به سوخت در سال ٨٥ هزينهاي معادل ٣٨ هزار و ٧٨٨ ميليارد تومان (معادل ٨٩٩ ٤٢ ميليارد دلار) را به اقتصاد ملي ايران تحميل کرده است .

نفتگير يا تله نفتي ، به محل تجمع نفت و گاز گفته مي شود. به عبارت ديگر به ناحيه اي که از حرکت صعودي نفت و گاز جلوگيري کرده و سبب تجمع نفت گاز شود تله ن ...

نفتگير يا تله نفتي ، به محل تجمع نفت و گاز گفته ميشود. به عبارت ديگر به ناحيهاي که از حرکت صعودي نفت و گاز جلوگيري کرده و سبب تجمع نفت گاز شود تله نفت ...

نفت خام درحالت طبيعي به صورت مايع بوده و رنگ آن قهوه اي زرد مايل به سياه است و دربرابر نور انعکاسي ، رنگ سبز بخصوصي از خود نشان مي دهد. ● مشخصات نفت ن ...

نفت خام به انگليسي Crude Oil و به روسي Naphra ناميده مي شود که درحالت طبيعي به صورت مايع بوده و رنگ آن قهوه اي زرد مايل به سياه است و دربرابر نور انعک ...

اکتشاف نفت يکي از نقاط عطف زندگي بشر بوده است. با اين کشف مهم، آتش که همواره ارزشي ابدي و ازلي داشت از برج عاج خود پايين آمد. چون همگان به راحتي مي­ ت ...

● خط کروگيت کارتن اين خط توليد که عمل کروگيت کردن کاغذ و به هم چسباندن کاغذها را انجام مي دهد، رول کاغذ را به کارتن خام و ورق کارتن تبديل مي کند. کارت ...

پيش از هرگونه تحليل و تدبير، در ابتداي ورود به بحث، فرازهايي از اخبار منتشره طي چند روز گذشته، در اين يادداشت مورد توجه قرار مي گيرد. سازمان خصوصي ساز ...

منطقه اي که امروزه با منابع فراوان نفت و گازش تحت عنوان خاورميانه مي شناسيم و در عين حال قديمي ترين تمدنهاي مشرق زمين،ايران و بين النهرين نيز در آن قر ...

دانلود نسخه PDF - نفت