up
Search      menu
علم و تکنولوژی :: مقاله نظريه انفجار بزرگ PDF
QR code - نظريه انفجار بزرگ

نظريه انفجار بزرگ

نظريه مهبانگ (بيگ بنگ)
نظريه مهبانگ (بيگ بنگ) يک مدل کيهانشناسي از عالم است که بر بوجود آمدن گيتي در ۱۳.۵ ميليارد سال پيش از يک حالت بسيار داغ و چگال اشاره دارد. اين نظريه از قانون هابل و اصل انتظام گيتي نتيجه ميشود.
مشاهدات اخترشناسان نشان ميدهد که عالم از يک حالت نخستين با چگالي و دماي هنگفت انبساط يافته است.
به طور کلي فيزيک دانان چيزي درباره پيش از مهبانگ نميدانند. يکي از پيامدهاي منطقي مهبانگ اين است که شرايط جهان کنوني متفاوت از گذشته و آينده آن باشد. با استفاده از همين مدل ژرژ گاموف توانست در سال ۱۹۴۸ وجود تابش زمينه کيهاني ( ريز موجهاي زمينه کيهاني) را پيشگويي کند. تابش زمينه کيهاني در دهه ۱۹۶۰ کشف شد و موجب شد که نظريه مهبانگ نسبت به رقيب اصلي خود، حالت ايستا پيشي بگيرد.
● سرگذشت کلي کيهان
بر پايه ي اندازه گيري انبساط جهان با به کار گيري ابرنواخترهاي گونه ي Ia، اندازه گيري توده هاي ريز موج هاي زمينه ي کيهاني و اندازه گيري چگونگي ارتباط ميان کهکشان ها، عمر جهان ۰.۲± ۱۳.۷ ميليارد سال برآورد شده است.
جهان آغازين پر بود از چگالي انرژي بسيار زياد و باور نکردني و نيز فشار و دماي بسيار بالا که کاملا همگن بوده است. اين گوي بسيار داغ، منبسط و سرد شد و به سمت طي کردن فازهاي مختلف پيش رفت که شبيه به ميعان گاز و يا يخ بستن آب هنگام سرد شدن بود ولي مرتبط با ذرات بنيادين.
حدود ۱۰^-۳۸ ثانيه پس از آغاز، طي کردن يک فاز موجب شد که جهان رشدي بالا را در طي دوره اي با نام تورم کيهاني تجربه کند. پس از آن که تورم از ادامه باز ايستاد، اجزاي ماده ي سازنده ي جهان به شکل نوعي پلاسما بودند و ذرات سازنده به طور نسبي حرکت مي کردند. هنگامي که جهان رشد تا اين اندازه را ادامه داد دما افت کرد. در يک دماي معين، طي يک گذار تا کنون ناشناخته با نام baryogenesis، کوارک ها و گلواُن ها ترکيب شدند و تبديل به ذرات سنگين (باريون هايي ) مانند پروتون ها و نوترون ها شدند، به گونه اي که عدم تقارن ميان ماده و پادماده را در پي داشت. باز هم در دماهاي پايين تر طي کردن فازهاي ديگرعدم تقارن بيشتري را در پي داشتند و قانون هاي فيزيکي و ذرات بنيادين را به شکل کنوني آن ها درآوردند. پس از آن برخي از پروتون ها و نوترون ها ترکيب شدند تا دوتريوم ها و هليوم نوکلئي هاي اين جهان را در فرآيندي که Big Bang nucleosynthesis ناميده مي شود ايجاد کنند. هنگامي که جهان سرد شد، رفته رفته ماده از حرکت نسبي باز ايستاد. پس از حدود ۳۰۰.۰۰۰ سال، الکترون ها و پروتون ها در اتم ها (اغلب هيدروژن) ترکيب شدند؛ از اين رو پرتو (تابش) از ماده جدا شد و بي هيچ ممانعتي در فضا به راهش ادامه داد. اين پرتوي باستاني همان تابش زمينه کيهاني است.
در زمان هاي بعد ناحيه هاي چگال تر، مواد نزديک را به شيوه ي گرانشي جذب کردند و بدين گونه چگالتر شدند و ابرهاي گازي، کهکشان ها و ساختار هاي ديده شدني جهان امروزي شکل گرفتند. جزئيات اين فرآيند به مقدار و گونه ي ماده ي جهان وابسته است. سه گونه ي ممکن با نام هاي ماده ي تاريک سرد ، ماده ي تاريک داغ و ماده ي باريوني شناخته شده هستند. بهترين اندازه گيري هاي انجام شده ( توسط WMAP ) نشان مي دهد که شکل غالب ماده در جهان ماده ي تاريک سرد است. دو گونه ي ديگر کم تر از ۲۰% از کل ماده ي جهان را تشکيل مي دهند.
به نظر مي رسد که جهان امروز به تسلط يک شکل رازآلود از انرژي با نام انرژي تاريک درآمده است. کمابيش ۷۰% از انرژي جهان امروزي از اين گونه ي انرژي است. اين بخش از ساختمان جهان با ويژگي هاي آشکار شده ي انبساط جهان شناسايي شده است.
همه ي اين مشاهده ها در مدلCDM گنجانده شده اند که يک مدل رياضي از مهبانگ با شش مشخصه است. رازها هنگامي بسته تر به نظر مي آيند که به آغاز نزديکتر مي شويم، يعني زماني که انرژي هاي ذره از آن چه امروزه با آزمايش به دست مي آيد بسيار بيشتر بوده است. هم اکنون هيچ مدل فيزيکي قابل توجهي براي ده به توان منفي سي و سه ثانيه ي آغازين جهان نداريم. براي حل اين مشکل به يک نظريه ي گرانش کوانتومي نياز است. فهم اين دوره از تاريخ جهان يکي از بزرگ ترين مساله هاي حل نشده ي فيزيک است.
● شواهد رصدي
در کل گفته مي شود که نظريه مهبانگ را سه اصل مشاهداتي استوار ساخته اند:
۱) قانون انبساط هابل (Hubble-type expansion) که دامنه مشاهداتي آن اثر دوپلر و انتقال موج به سمت قرمز از سوي کهکشان هاست.
۲) اندازه گيري هاي دقيق تابش زمينه کيهاني (ريز موج زمينه ي کيهاني)
۳) فراواني عنصرهاي سبک
● قانون انبساط هابل
مشاهده کهکشان ها و اختروش هاي (کوازار ها) دور نشان مي دهد که طيف اين اجرام انتقال به سرخ دارد يعني نور گسيل شده از آن ها به طول موج هاي بلندتر منتقل مي شود. هنگامي که سرعت اين اجسام متناسب با فاصله آنها مطرح شد يک رابطه خطي با عنوان قانون هابل فرمول بندي شد:
V = H*d
که در آن V سرعت کهکشان يا يک جرم دور ديگر است، d فاصله ناظر تا جرم و H ثابت هابل است که توسط ردياب WMAP برابر با ۴±۷۱ km s Mpc اندازه گيري شده است.
مشاهده قانون هابل را مي توان به دو صورت تفسير کرد. يکي از آن دو مي گويد که ما در کانون گسترش کهکشان ها هستيم، موقعيتي که ناهماهنگ با اصل کوپرنيک پذيرفته شده و مسلم است. تفسير دوم مي گويد که جهان در همه جا يکنواخت گسترش مي يابد. پيش از آن که هابل مشاهده ها و بررسي هايش را انجام دهد، اين گونه انبساط کيهاني به خوبي در زمينه ي نسبيت عام با زبان رياضي گسترش يافته بود.
● تابش ريز موج هاي زمينه ي کيهاني
نظريه ي مهبانگ وجود تابش زمينه ي کيهاني (CMB) را که آميخته اي از فوتون هاي گسيل شده است را پيش بيني مي کند. پيش از شکل گيري اتم ها، تابش در يک فرايند که پراکندگي (Compton) نام دارد، به طور پيوسته جذب و گسيل مي شد. جهان آغازين براي آشکار کردن بسيار تيره است. به هر جهت، خنک شدن به دليل انبساط جهان موجب شد که دما تا کمتر از ۳۰۰۰ کلوين کاهش يابد، دمايي که در آن الکترون ها و هسته ها در هم آميختند تا اتم ها را شکل دهند و پلاسماي بسيار کهن به يک گاز خنثي مبدل شد.
از آن جا که جهان آغازين در تعادل گرمايي بود، تابش از اين زمان گستره ي تابش يک جسم سياه را داشته و تا به امروز آزادانه در فضا در حرکت است و نيز در حال گرايش به سرخ به دليل انبساط کيهان. اين عامل، دماي بالاي گستره ي تابش جسم سياه را کم مي کند. اين تابش بايد در هر نقطه از جهان و از هر سو رويت پذير باشد.
در سال ۱۹۶۴ ميلادي، «آرنو پنزاس» (Arno Penzias ) و «رابرت ويلسون» (Robert Wilson) هنگام انجام کار، با به کار گيري يک گيرنده نوين، ريز موج هاي تابش زمينه کيهاني را يافتند. يافته ي آن ها تاييدي استوار براي پيشگويي هاي CMB به ارمغان آورد. – تابش همگن و سازگار با گستره ي تابش جسم سياه در دماي ۳ کلوين شناخته شد. – بنابراين، کفه ترازو به سود نظريه مهبانگ سنگين تر شد و مهبانگ استوارتر گرديد. آنها براي يافته شان جايزه ي نوبل را به دست آوردند.
ناسا، در سال ۱۹۸۹ ميلادي، ماهواره ي کاوشگر زمينه کيهاني (COBE) را پرتاب کرد و نخستين يافته هاي آن در سال ۱۹۹۰ ميلادي منتشر شد که سازگار با پيشگويي هاي نظريه مهبانگ، (با توجه به CMB)، بودند. COBE تابشي معادل با تابش جسم سياه در دماي ۲.۷۲۶ کلوين را يافت و همگن بودن آن با CMB را مشاهده کرد. در دهه ي ۹۰ ميلادي، با کمک شمار بسياري از آزمايش هاي انجام شده در زمين، ناهمگني هاي CMB بيش از پيش بررسي شد و با کمک اندازه گيري مقدار زاويه اي آنها در جهان از نظر هندسي به گونه اي کمابيش تخت نشان داده شد.
در آغاز سال ۲۰۰۳ ميلادي، دست آورد هاي ماهواره ريز موج ويلکينسون (WMAP) منتشر شد و در آن زمان بيشترين مقادير دقيق براي برخي از مشخصه هاي انتظام گيتي محاسبه شد. همچنين، اين ماهواره چندين مدل تورم کيهاني معين را رد کرد، ولي در کل دست آورد ها سازگار با نظريه ي تورم بودند.
● فراواني عنصرهاي نخستين
با به کار گيري نظريه مهبانگ، امکان محاسبه فراواني هليوم ۴، هليوم ۳، دوتريوم و ليتيوم ۷ در جهان نسبت به مقدار هيدروژن معمولي وجود دارد. همه فراواني ها به يک مشخصه بستگي دارند: نسبت فوتون ها به باريون ها (ذرات سنگين). نسبت هاي پيش بيني شده، بر حسب جرم، از اين قرارند:
a) بيست و پنج صدم براي He چهار نسبت به H
B) ده به توان منفي سه برايH۲ نسبت به H
C) ده به توان منفي چهار براي ۳He نسبت به H
D) ده به توان منفي نه براي Li۷ نسبت به H
فراواني هاي اندازه گيري شده، همگي با نسبت باريون به فوتون که پيش بيني مي شد، سازگارند. اين که نظريه ي مهبانگ تنها توضيح شناخته شده براي فراواني هاي نسبي عنصرهاي سبک است، گواهي استوار بر درستي اين نظريه است. در حقيقت، هيچ مدرکي جز نظريه مهبانگ وجود ندارد که بتواند فراواني عناصر فوق و نحوه تکوين آنها را پيش بيني کند.
● پراکندگي و فرضيه ي تکامل کهکشاني
مشاهدات موشکافانه از بررسي شکل و پراکندگي کهکشان ها و اختروش ها (Quasars) گواهي استوار براي مهبانگ به ارمغان آورده اند. آميزه اي از مشاهدات و نظريات پيش بيني مي کنند که در آغاز عالم اختروش ها و کهکشان ها در حدود يک ميليارد سال پس از مهبانگ شکل گرفتند و پس از آن زمان ساختارهاي بزرگ تر همچون خوشه ها و ابر خوشه هاي کهکشاني شکل مي گيرند.
کهکشان هاي دور از ما پير هستند و در نخستين لحظات عالم پديد آمده اند و کهکشان هايي که به تازگي شکل گرفتند به طور برجسته و آشکار متفاوت از کهکشان هايي هستند که در همان فاصله ها ولي کمي پس از مهبانگ شکل گرفتند. اين مشاهده ها شناسه هايي استوار در برابر مدل «حالت ايستا» هستند. مشاهده هاي پراکندگي (توزيع) شکل گيري ستاره ها، کهکشان هاو اختروش ها و نيز در مقياس هاي بزرگتر با همانندسازي هاي شکل گيري ساختار مهبانگ در جهان سازگارند.
● ويژگي ها، پي آمدها و دشواري ها
چندين مشکل در سرتاسر تاريخ نظريه ي مهبانگ به نظر ميرسند. امروزه، برخي از آن ها نکته هاي جالب تاريخي هستند و در پي بهتر و کامل تر شدن نظريه به عنوان پي آمدي از مشاهده هاي بهتر برطرف شده اند. پي آمدهاي ديگري، مانند هاله ي نوراني cuspy و مساله ي کهکشان کوتوله ي ماده ي تاريک سرد هنگامي که در پالايش نظريه از آنان نامي برده مي شود خطري جدي به شمار نمي آيند.
شمار کمي از هواداران کيهان شناسي هاي غير استاندارد هستند که هنوز در اين باره که آيا مهبانگي وجود داشته است يا نه؟ دچار ترديد هستند. آنان مي گويند که چاره سازي هاي مساله هاي استاندارد در نظريه ي مهبانگ گرفتار ويرايش ها و پيوست هاي موردي و نه داراي کاربرد عمومي مي شوند. بيشتر خرده گيري ها از بخش هايي از کيهان شناسي استاندارد که دربرگيرنده ي ماده ي تاريک ، انرژي تاريک و تورم کيهاني هستند انجام مي شود. در هر حال، تا هنگامي که توضيح ها براي اين ترکيب ها در مرزهاي پژوهش در فيزيک هستند همگي با کمک مشاهده هاي nucleosynthesis مهبانگ، تابش زمينه ي کيهاني، ساختار بزرگ مقياس عالم و ابرنواخترهاي گونه ي Ia بررسي مي شوند.
نشانه هاي گرانشي اين ترکيب ها به شکل نظري و مشاهداتي آشکار شده اند ولي هنوز با موفقيت با مدل استاندارد فيزيک ذرات نياميخته اند. گرچه برخي از نمودهاي نظريه به طور ناکافي به کمک فيزيک ذرات بنيادي شرح داده شدند،کمابيش همه ي اخترشناسان و فيزيکدانان مي پذيرند که سازشي نزديک ميان نظريه ي مهبانگ و مشاهده ها، به گونه اي ناگسستني بخش هاي بنيادين نظريه را استوار مي سازند.
● عمر خوشه هاي کروي
در ميانه ي دهه ي ۱۹۹۰ ميلادي، مشاهده هاي خوشه هاي کروي هماهنگ با مهبانگ ظاهر نشدند. شبيه سازي هاي رايانه اي که مشاهده هاي گروه هاي ستاره اي خوشه هاي کروي را مطابقت مي دادند پيشنهاد کردند که آن ها در حدود ۱۵ ميليارد سال عمر دارند که با ۱۳.۷ ميليارد سال عمر جهان ناسازگار بود. اين پي آمد به طور کلي در سال هاي پاياني دهه ي ۱۹۹۰ ميلادي، هنگامي که شبيه سازي هاي رايانه اي نوين تر، که تاثير جرم هاي گم شده با توجه به بارهاي ستاره اي را در بر داشتند و يک عمر بسيار جوان تر را براي خوشه هاي کروي نشان دادند، حل شد. هنوز هم برخي پرسش ها درباره ي درستي عمر خوشه هاي کروي مانده است، ولي اين روشن است که آن ها از کهن سال ترين اشياي جهان هستند.
● ماده ي تاريک
در هنگام دهه هاي ۷۰ و ۸۰ ميلادي، مشاهده هاي گوناگون نشان دادند که ماده ي مرئي در جهان به اندازه ي کافي براي ارائه ي دليل شدت ظاهري نيروهاي گرانشي دروني و ميان کهکشاني وجود ندارد. اين نشان مي دهد که بيش از ۹۰ درصد از ماده در جهان غير عادي (يا ماده ي غير باريوني) است (ترجيحا ماده ي تاريک است). افزون بر اين، با اين پندار که همه جهان از ماده ي معمولي بوجود آمده، پيشگويي ها به شدت با مشاهده ها ناهماهنگ مي شوند. اگرچه ماده ي تاريک در آغاز بسيار ستيز برانگيز بود ولي هم اکنون به طور گسترده به عنوان بخشي از کيهان شناسي استاندارد، با توجه به مشاهده ي يکسان نبودن نسبي تابش زمينه کيهاني در همه جا، پراکندگي هاي سرعت خوشه ي کهکشاني و اندازه گيري هاي اشعه ي X از خوشه هاي کهکشاني پذيرفته شده است. ماده ي تاريک تنها با جا پاي گرانشيش يافته شد؛ هيچ ذره اي که شايد آن را ديده شدني کند وجود ندارد. به هر حال، فيزيکدانان بسياري از طرفداران اين نظريه به شمار مي آيند و پروژه هاي گوناگوني براي يافتن آن ها انجام خواهد شد.
● جهان آينده با توجه به نظريه ي مهبانگ
پيش از مشاهده هاي انرژي تاريک، کيهان شناسان دو پيشبيني براي آينده ي جهان مطرح مي کردند. اگر چگالي جرم جهان بيش از چگالي بحراني باشد آنگاه بزرگي جهان به يک اندازه ي بيشينه مي رسد و سپس آغاز به کوچک شدن مي کند. بنابراين دوباره جهان چگال تر و داغ تر مي شود. پاياني همانند آغاز ولي وارون آن! ديگر آن که چگالي جهان برابر يا کم تر از چگالي بحراني باشد، انبساط کند مي شود ولي هرگز از ادامه باز نمي ايستد. هنگامي که جهان به سوي چگالي کم تر پيش مي رود ساخته شدن ستاره ها از ادامه باز مي ايستد. دماي ميانگين جهان به صفر مطلق نزديک مي شود. آنتروپي جهان تا نقطه اي که هيچ شکل سازمان يافته اي از انرژي نمي تواند از آن بيرون رود افزايش مي يابد، پيشگويي اي که مرگ گرمايي نام دارد. علاوه بر اين، اگر واپاشي پروتون وجود داشته باشد آنگاه هيدروژن، فرم غالب ماده ي باريوني در جهان امروز، ناپديد مي شود و تنها تابش از خود بر جاي مي گذارد.
● مهبانگ به طور خلاصه
با توجه به قانون هابل متوجه ميشويم که کيهان زماني بسيار چگالتر از حال بوده و اجرام نسبت به هم بسيار نزديکتر بوده اند. اما خوشبختانه تنها مدرک براي اين موضوع قانون هابل نيست:
۱) جهان شامل جرم ميباشد و گرانش تنها نيرويي است که در مقياس هاي بزرگ فاصله تاثيرگذار ميباشد و سعي در کشيدن اجرام به سمت هم دارد. اين مشاهده نشان ميدهد که يکي از ۳حالت زير درست ميباشد:
الف) کيهان سن محدودي دارد و گرانش هنوز زمان کافي براي فرو ريختن کيهان را پيدا نکرده است.
ب) کيهان در اندازه محدود است و مرکزي وجود ندارد که همه جرم ها در آن فرو بريزند.
پ) کيهان سريعتر از سرعت فرار خودش منبسط ميشود. همه کهکشان ها آنقدر سرعت دارند که به جاذبه بينشان غلبه کنند.
۲) آسمان شب تاريک است. اين مساله به پارادکس اولمرت معروف است. اگر يک کيهان بيکران و نهايت داشته باشيم، آسمان شب بايد به روشني آسمان روز باشد. ميتوانيم اين واقعيت را با ايستادن در جنگل و نگاه کردن به درختان مشابه بگيريم. اگر جنگل به اندازه کافي بزرگ باشد، شما چيزي غير از درخت مشاهده نخواهيد کرد. در نتيجه يکي از ۴ حالت زير درست ميباشد:
الف) کيهان سن محدود دارد و نور فرصت کافي براي رسيدن از فاصله هاي دوردست را نداشته.
ب) کيهان در اندازه محدود است و به اندازه کافي جرم براي پر کردن آسمان وجود ندارد.
پ) کيهان با چنان سرعتي منبسط ميشود که نور بر اثر جابجايي دوپلري در بازه امواج الکترومغناطيسي قابل مشاهده قرار نميگيرد.
ت) ستاره ها پديده هاي تازه اي هستند و کيهان به تازگي شروع به توليد نور کرده.
۳) کيهان در حال انبساط است که نشان ميدهد:
الف) کيهان سن محدودي دارد.
ب) چون اين واقعيت را ميدانيم، نتيجه ميگيريم که احتمال هاي ۱-پ و ۲-پ نادرست هستند.
۴) تابش زمينه کيهاني وجود دارد که يک طيف کامل جسم سياه در دماي ۲.۷۴ کلوين را نشان ميدهد. اين تابش با تقريب خوبي در همه جهات آسمان به يک شکل وجود دارد و تغييرات بسيار کمي در آن مشاهده شده است. وجود تابش زمينه کيهاني نشان دهنده آن است که زماني همه کيهان داراي دماي يکسان بوده است.
۵) فراواني هليوم : مقدار هليوم در کل کيهان %۲۵ کل جرم موجود است. اگر قرار بود هليوم فقط در فرايندهاي هسته اي ستاره ها توليد شود، اين مقدار برابر %۱۰ کل جرم موجود بود. يعني زماني يک شي هيدروژني بسيار پر جرم و گداخته تبديل به هيدروژن شده است.
به طور خلاصه کيهان داراي سن محدودي ميباشد. ممکن است از نظر اندازه محدود باشد و ممکن است نباشد. زماني کل کيهان داغ، فشرده و در يک دما بود و از آنجا انفجار بزرگ شروع شد.
مهبانگ شروع فضا و زمان ميباشد. پرسيدن اين سوال که مهبانگ در کجا اتفاق افتاده؟ مثل اين است که بگوييم شمال در قطب شمال کجاست؟ همه چيز در قطب شمال در جنوب قرار دارد. هر زماني، بعد از مهبانگ معنا پيدا ميکند، مهبانگ آغاز زمان است و قبل از آن معنا ندارد. اين که بپرسيم مهبانگ در کجا اتفاق افتاده است هم سوالي بي معنا است، زيرا فضا در مهبانگ پديد آمده است. هيچ جايي قبل از مهبانگ وجود نداشته که بخواهيم آدرس وقوع پديده را نسبت به آن بدهيم. به بيان ديگر، مهبانگ در همه جا اتفاق افتاده است و به همين خاطر تابش زمينه کيهاني در همه جا به يک شکل است. همه نقاط کيهان يک نقطه بودند و طبيعتا همه آنها داراي دماي يکسان بودند.
کيهان، داراي يک مرکز نيست، چه بيکران باشد، چه نباشد.اگر به مثال معروف بادکنک برگرديم، روي سطح کيهان همه نقاط مثل هم هستند، گوشه و مرکزي براي بادکنک يا کيهان و جود ندارد. توجه داشته باشيد که اين گفته معناي وجود نداشتن بيرون کيهان را نيز ميدهد.
به صورت خلاصه:
۱) مرکزي وجود ندارد. کيهان نسبت به هر نقطه اي درحال منبسط شدن ميباشد.
۲) قبل معنا ندارد. زمان از مهبانگ آغاز ميشود.
۳) کيهان داخل چيزي منبسط نميشود. فضا از انبساط کيهان بوجود مي آيد

● ديد کلي دستگاه گردش خون و لنف شامل قلب ، شريانها ، وريدها ، مويرگها و رگهاي لنفي است. خون پمپ شده از قلب که حاوي مواد غذايي و اکسيژن مي باشد، توسط س ...

ديدکلي شايد بارها ديده‌ايم که افراد مسن هنگام خواندن قرآن از ذره بين استفاده مي‌کنند. به اين دليل ذره بين مور استفاده قرار مي‌گيرد که حروف و کلمات قرآ ...

در کنار تمامي مسائلي که در علم فيزيک مطرح ميشود باز هم سخن از انفجار بزرگ به گوش ميرسد. انواع و اقسام نظرياتي که بر پايه ي نتايج بررسي هاي بدست آمده ا ...

● ديد کلي تعداد مسائلي که در مکانيک کوانتومي ، مي تواند به طور دقيق حل شود ، همانند مکانيک کلاسيک خيلي محدود مي باشد. در بسياري از موارد کاربردي مورد ...

مفهوم دولت الکترونيک در سالهاي اخير به دليل تاثير مهم آن بر جنبه هاي مختلف زندگي انسان مورد توجه زيادي قرار گرفته است. دولت الکترونيک، يک دولت ديجيتال ...

● نظريه انفجار بزرگ در حال حاضر تنها توضيح ارائه شده درباره منشأ جهان مي باشد که بطور گسترده پذيرفته شده است. انفجار بزرگ ، بسيار پر انرژي و پر حرارات ...

قوانين مکانيک را مي توان بطور آماري در دو سطح مختلف به مجموعه اي از اتمها اعمال کرد در سطحي که نظريه جنبشي گازها ناميده مي شود. به طريقي کم و بيش فيزي ...

گاليلئوگا ليلئي (۱۶۴۲ ۱۵۶۴) معروف به گاليله، در شهر پيزا زاده شد. در ۱۵۸۱ در دانشگاه پيزا ثبت نام کرد تا در رشته پزشکي تحصيل کند اما به زودي اين رشته ...

دانلود نسخه PDF - نظريه انفجار بزرگ