up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله نبردهاي معروف PDF
QR code - نبردهاي معروف

نبردهاي معروف

● نبرد کادش
نبرد کادش، يکي از بزرگترين نبردهاي دوران باستان، ميان «مواتالي دوّم» شاه هيتي و «رامسس دوّم» فرعون مصر، بر روي رود «ارونتوس» در شهر «کادش»، در سوريه امروزي روي داد. اين نبرد به احتمال بزرگترين نبرد ارّابه اي بوده که تا کنون اتفاق افتاده است؛ ۵.۰۰۰ ارّابه و بيش از ۹.۰۰۰ سرباز پياده نظام در اين جنگ شرکت داشتند.
هيتي ها که در «کارکِميش» در سوريه، پايگاه نظامي داشتند، از پناهندگي شاه آمورو به مصر خشمگين شده، در صدد بودند تا او را دوباره تحت کنترل خود درآورند. در سوي ديگر، مصريان نيز مي خواستند تا اين خراجگزار خود را تحت اختيار خود، نگاهدارند.
نيروهاي مصري و هيتي در جولاي ۱.۲۷۴ ق.م، در ناحيه کوهستاني کادش در شمال سوريه با يکديگر روبرو شدند.
مواتالي شاه هيتي، نيروهايش را در پشت تپه اي در کادِش مستقر ساخت؛ رامسس دوّم در ابتدا تصور مي کرد که نيروهاي هيتي در آلِپو هستند، اما پس از آنکه دو تن از هيتي ها به اسارت
مصريان درآمدند، حقيقت بر او آشکار شد. سپس بيدرنگ پيک هايي را نزد دسته هاي «پتاح» و «سِتِخ» فرستاد تا در آمدن شتاب کنند.
پيش از آنکه رامسس دوّم بتواند همه نيروهاي خود را گرد آورد، ۲.۵۰۰ ارابه از نيروهاي مواتالي به دسته هاي «رع» و «آمون» حمله برده و اردوگاه مصريان را چپاول کردند؛ مصريان عقب نشيني کردند و خود رامسس دوّم که نزديک بود اسير شود، با مداخله نيروهايي که بناگاه از آمورو خود را رسانده بودند، نجات پيدا کرد.
چندي نگذشت که نيروهاي مصري دوباره مجتمع شدند و هيتي ها را محاصره کردند. اما ارّابه هاي هيتي که به اردوگاه مصريان حمله کرده بودند به عقب بازگشتند تا به پياده نظام ملحق شوند.
مواتالي از رامسس درخواست متارکه جنگ کرد؛ به همين دليل هر دو طرف، بعدها از اين نبرد بعنوان يک پيروزي ياد کردند؛ با اين حال نيروهاي رامسس دوّم متحمل تلفات بسياري شده بود.
از سوي ديگر، «کادِش» در دست هيتي باقي ماند و آمورو نيز به هيتي ها بازگردانده شد.
اين جنگ که موجب از دست رفتن اعتبار مصر در عرصه سياست بين المللي شده بود، جرقه هاي شورش ها را در امپراتوري مصر به شعله هايي تبديل کرد.
● نبرد قرقر
نبرد قرقر، يکي از گسترده ترين نبردهاي جهان بود که در سال ۸۳۵ پيش از ميلاد روخ داد. بيش از هفتاد هزار سرباز متحد، عليه آشوريان بسيج شده بودند و «شَلمَنِسِر سوّم» شاه آشور نيز به احتمال بر نيروهايي همتراز آن فرمان مي راند. اين نبرد به دليل داشتن تعداد زياد مبارزان نسبت به نبردهاي پيشين، و به دليل نخسين اشاره اي که به برخي اقوام دارد (براي نمونه عرب ها)، قابل توجه است.
برپايه سنگ نبشته اي که بعدها توسط شلم نصر سوّم شاه آشور (۸۵۹ ۸۲۴ ق.م) برپا داشته شد، او لشکرکشي ساليانه خود را با ترک نينوا در روز ۱۴ ماه اَيارو آغاز کرد و بدون مزاحمتي، از دو رود دجله و فرات گذشته، در سر راه خود، هدايا و خراج چندين شهر را دريافت کرد. زماني که از شهر الپو گذشت، با نخستين مقاومت، از سوي نيروهاي «ايرولِني» شاه حمات روبرو شد، که وي را شکست داده، به مجازات کارش، شهرها و کاخ هاي پادشاهي ايرولِني را به تاراج برد. آن گاه به پيشروي خود ادامه داده در حين تسخير شهر قرقر، با نيروهاي متحدي در نزديکي رود ارونتوس روبرو گشت.
او در يکي از گزارش هايش، فهرست برخي مشخصات هماوردانش را در جريان پيروزي ادعايي اش بر آنان چنين برمي شمارد:
استوانه شلم نصر سوّم که شرح نبرد قرقر را مي دهد.
۱) هَدَد اَزَر دمشقي، فرمانده ائتلاف، ۱.۲۰۰ ارابه، ۱.۲۰۰ سواره نظام، و ۲۰.۰۰۰ سرباز را فرماندهي مي کرد.
۲) ايرولِني ۷۰۰حماتي ارابه، ۷۰۰ سواره نظام و ۱۰.۰۰۰ سرباز را فرماندهي مي کرد.
۳) احاب شاه اسرائيل، ۲.۰۰۰ ارابه و ۱۰.۰۰۰ سرباز فرستاد.
۴) سرزمين کيزو وَدنِه (کليکيه) ۵۰۰ سرباز فرستاد.
۵) سرزمين موسري (مصر) ۱.۰۰۰ سرباز فرستاد.
۶) ايرقَنَتَه شاه ۱۰ ارابه و ۱.۰۰۰ سرباز فرستاد.
۷) مَتينو بعلو شاه ارواد، ۲۰۰ سرباز فرستاد.
۸) اوسَنَتَه شاه، ۲۰۰ سرباز فرستاد.
۹) اَدونو بعلو شاه شيانو، ۳۰ ارابه و هزاران سرباز فرستاد.
۱۰) گينديبو شاه ارابيا (عربستان) ۱۰.۰۰۰ شتر ران فرستاد.
۱۱) بَعسَه شاه، پسر روهوبي، رهبر اَمّوني ها، صدها سرباز فرستاد.
به سخن خود شلم نصر سوّم:
«۱.۲۰۰ ارابه جنگي، ۱.۲۰۰ سواره نظام، ۲۰.۰۰۰ سرباز از طرف هَدَد عَزَر دمشقي، ۷۰۰ ارابه جنگي، ۷۰۰ سواره نظام، ۱۰.۰۰۰ سرباز از آن ايرهولنيِ حماتي، ۲.۰۰۰ ارابه جنگي، ۱۰.۰۰۰ سرباز احاب، اسرائيلي... . من با آن ها به نبرد پرداختم. آن ها را از قرقر تا شهر گيلزاو ريشه کن ساختم... . ۱۴.۰۰۰ جنگجو را با شمشير به قتل رساندم... . اجساد آن ها را در همه جا پراکنده ساختم... . در آن نبرد، ارابه ها، سواره نظام، و اسب هايشان را از آن ها گرفتم و آن ها را به زير سلطه درآوردم».
لاف زدن هايي همانند اين در ميان شاهان آشور متداول بود، صرف نظر از اينکه در جنگ پيروز مي شدند يا شکست مي خوردند. حقيقت اين است که شَلمَنِسِر در قرقر به پيروزي دست نيافت؛ بلکه نتيجه جنگ به طور اساسي برابر بود، و آشوريان که نتوانسته بودند دمشق را به تصرف درآوردند، به زودي پس نشستند.
قرينه ديگر بر آنکه شاه آشور نتوانسته بود در قرقر به پيروزي سا پيروزي کامل دست يابد اينکه، در سال هاي آتي، چندين بار به سوريه لشکرکشيد و نزديک به شش بار با هَدَد اَزَر دمشقي درگير شد.
● جنگ آشور با يهوديه
در سال ۷۰۱ ق.م، شورشي به رهبري «حزقيا» پادشاه يهوديه و به پشتيباني مصر و بابل عليه امپراتوري آشور صورت گرفت. سناخريب قادر بود تا شهرهاي بسياري را در يهوديه تسخير کند. او شهر اورشليم را محاصره کرد، اما طولي نکشيد که به نينوا بازگشت و اورشليم به تصرف آشوريان درنيامد. اين رويداد مشهور توسط خود سناخريب، هرودوت و برخي از نويسندگان کتاب مقدس به ثبت رسيده است.
● جنگ آشور با يهوديه؛ به نقل از سناخريب
سناخريب و ارتش آشور که در شهر لاکيش در يهوديه نبرد مي کنند
سناخريب در آغاز برخي از پيروزي هاي پيشين خود، و اينکه چگونه بر دشمنانش را درهم شکست را بازگو مي کند. او توانست همين کار را با شهرهاي «سيدون برگ»، «سيدون کوچک»، «بيت زيتّي»، «زَريبتو»، «مَحَل ليبا»، «اوشو»، و «اَکّو» نيز انجام دهد. پس از گرفتن هر يک از اين شهرها، سناخريب يک رهبر دست نشانده را به نام «اِث بعل» بر سراسر اين ناحيه برقرار داشت و سپس توجه اش را به سوي «بيت داگون»، «جوپّا»، «بَني بَرقه»، «آزيورو» برگرداند. اين ها شهرهايي بودند که «صدقيا» بر آنها پادشاهي مي کرد و همگي به دست سناخريب افتادند.
آن گاه مصر و نوبه به کمک شهرهاي مصيبت زده آمدند. سناخريب طبق گزارش خودش، مصريان را شکست داد و دست تنها، ارابه ران هاي مصري و نوبه اي را دستگير کرد. سناخريب چندين شهر ديگر را نيز تسخير و غارت کرد و از جمله آنها، شهر «لاخيش» (دوّمين شهر به شدت سنگربندي شده پادشاهي يهوديه) بود. او شهروندان «گناهکار» آن شهرها را مجازات کرد و شخصي به نام «پادي» را که در اورشليم به عنوان گروگان زنداني شده بود، بعنوان رهبر شهرهاي تسخير شده گمارد.
پس از آن، سناخريب متوجه «حزقيا» پادشاه يهوديه شد که از تسليم شدن در برابر شاه آشور سرباز مي زد. چهل وشش شهر پادشاهي يهوديه به تسخير سناخريب درآمد اما اورشليم سقوط نکرد. سناخريب خود اين جنگ را اينگونه شرح مي دهد:
«چون حزقيا، شاه يهوديه، يوغ مرا نمي پذيرفت، در برابر وي برخاستم، و با نيروي جنگ افزارهايم و با زور قدرتم، ۴۶ شهر سخت محصور آن را تسخير کردم؛ و شهرهاي کوچي را که پراکنده بودند، گرفتم و تعداد بيشماري از آن را غارت کردم. از اين جاها ۲۰۰.۱۵۶ نفر را گرفتم و به بردگي بردم، پير و جوان، مرد و زن، همراه با اسبان و قاطران، خران و شتران، گاوها و گوسپندان، يک گروه بيشمار؛ و خود حزقيا را در اورشليم، تختگاهش، همچون پرنده اي در قفس، حبس کردم، دژهايي را پيرامون شهر ساختم تا در آنها محصور شود، و توده هايي از خاک را در برابر دروازه هاي شهر برافراشتم، تا از گريز او جلوگيري کنم... سپس در آنجا، هراس از جنگ افزارهايم بر حزقيا افتاد، و سران و بزرگان اورشليم را با ۳۰ تالان زر و ۸۰۰ تالان سيم، و گنجينه هايي چند، و يگ غنيمت گزاف و گرانبها، نزد من بيرون فرستاد... همه اين چيزها را با خود به نينوا، پايتخت حکومتم، بردم».
● جنگ آشور با يهوديه؛ به نقل از کتاب مقدس
در کتاب مقدس، گزارش محاصره اورشليم توسط سناخريب، به تفصيل شرح داده شده است. هر چند، با ويراني پادشاهي شمالي اسرائيل و پايتخت آن، سامريه، آغاز مي گردد و ده قبيله از «فرزندان اسرائيل» که در شمال زندگي مي کردند آنچنانکه در کتاب دوّم شاهان فصل ۱۷ ثبت شده است، به بردگي برده و برپايه رسم آشوريان، آنان را در ديگر ايالات آشوري جايگزين ساختند و آنها با ديگر مردمان آميخته شدند. کتاب دوّم شاهان فصل ۱۸ ۱۹ جزئيات تاخت و تاز سناخريب به يهوديه و پايتخت آن اورشليم را بيان مي کند. حزقيا عليه آشوريان شورش کرد. و آشوريان همه شهرهاي يهوديه را تسخير کردند. حزقيا به اشتباهش پي برد و خراج گزافي را به سناخريب پرداخت. با اين حال آشوريان به سوي اورشليم پيشروي کردند. سناخريب فرمانده کل ارتش خود را براي محاصره اورشليم فرستاد و خود براي جنگ با مصر رفت. فرمانده کل ارتش آشور با مقامات رسمي حزقيا ديدار کرد و از آنها خواست که تسليم شوند. سپس با صداي بلند، آنچنانکه مردم يهوديه بشنوند، به مقدسات يهودي ها و بويژه خدايشان توهين کرد. وقتي حزقيا توهين هاي وي را شنيد، جامه اش را دريد (و اين رسم آن روزگار بود براي نشان دادن نگراني شديد) و در نيايشگاه به درگاه خداوند دعا کرد و نماز خواند. اشعياي نبي به پادشاه يهوديه گفت که خداوند مراقب همه چيز خواهد بود. همان شب، فرشته پروردگار همه اردوگاه آشور را نابود و ۱۸۵.۰۰۰ از نيروهاي ايشان را به قتل رساند. سناخريب بدين رسوايي بزودي به نينوا بازگشت. چند سال بعد، در حاليکه سناخريب در حال نيايش در نيايشگاه نينوا بود، دو تن از پسرانش او را کشتند و گريختند؛ بدين سان، خداوند مردمانش را نگاهداشت و دادرسي را درباره او که پيش از آن به خداوند توهين کرده بود برقرار داشت.

گاهي از خود مي پرسيم چرا بايد نماز بخوانيم يا چرا روزه مي گيريم؛ خمس و زکات براي چه بايد داد و امثال اين سوالات. چرا خدا اين قبيل چيزها را واجب کرده؛ ...

نهضت پرافتخار حسيني، منبع لايزال معارف الهي و معنوي است که در پرتو مصباح هدايت وجود مقدس سيد الشهداء عليه السلام و در ساية سفينة نجات حضرت، تشنگان حقي ...

1- عزت و سربلندي جامعه اي که خود را نسبت به تغيير و تحولات دروني مسئول دانسته و در مقابل ضعف ها و کاستي ها از خود عکس العمل نشان مي دهد و براي آن چاره ...

اولين و مهمترين نياز هر کاربر اينترنت در زمان اتصال به اينترنت استفاده نمودن از يک مرورگر وب مي باشد. بنابراين داشتن يک مرورگر سريع و در اين حال با ثب ...

ديد کلي از دير باز گوهرهاي متنوعي در جهان طبيعت وجود داشته که در مسير تاريخ مورد توجه قرار گرفته است. تمدنهاي مختلف بر حسب نوع فرهنگي که دارند از آنها ...

الماس هاي معروف جهان بدلايل مختلف معروف شده اند برخي به خاطر اندازه ، برخي ديگر به خاطر زيبايي و رنگ ولي علت اصلي شايد گذشته يا تاريخي باشد که آن الما ...

تاريخچه صنعتي کوارتز کوارتز بلوري از قرن‌ها پيش به‌وسيله بشر شناخته شده و مورد علاق او بوده است. در حدود 200 سال قبل از ميلاد مصريان اين کاني را تراش ...

شاپور يکم پسر اردشير بابکان در سال ۲۴۱ م در زمان حيات پدرش و در هنگامي که هنوز يک سال يا چند ماه به پايان زندگاني اردشير مانده بود، جانشين پدرش شد. وي ...

دانلود نسخه PDF - نبردهاي معروف