up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله نازايي PDF
QR code - نازايي

نازايي

ناباروري حکمت ها و اعتقادات

توليد مثل يا ادامه نسل يکي از مهمترين اهداف انسان ها بوده و نه تنها افراد بلکه تمام جوامع همواره نسبت به اين مهم حساس بوده اند، زيرا تعريف آينده و ترقي جوامع بدون در نظر گرفتن اين موضوع امري دشوار خواهد بود.
براي تمام زوج هايي که پيوند زناشويي مي بندند يقينا يکي از بزرگترين و بلکه مهمترين آرزوها امکان فرزند دارشدن است که تحقق اين روياي شيرين موجب دوام افزون تر و استحکام بنيان خانواده مي شود و به لحاظ ايجاد حس مسئوليت بيشتر درتکامل و تعالي انسان نقش بارز و غير قابل انکاري دارد.
تجربه حس پدري يا مادري، احساسي است عميق که تمام موجودات فطرتا از آن برخوردار و به تعبيري در پي آن هستند و عشق والدين به فرزند، زيباترين و زلال ترين عواطف و احساسات است که در صداقت، اصالت و مانايي همانندي ندارد.
غالبا پس از گذشت چندي از هر ازدواج، انتظار تولد فرزند به شکل يک نياز و خواسته مکمل احساس مي شود و زن و مرد احساس مي کنند که با تولد کودکي يکنواختي و خلا زندگيشان از بين خواهد رفت. از سوي ديگر اين توقع در خانواده و اطرافيان آنهانيز وجود دارد که دلشان مي خواهد هر چه زودتر فرزند اين زوج را ببينند و لذا آنها را ترغيب به بچه دار شدن مي کنند. در چنين شرايط و احوالي اگر مدت اين موضوع به درازا بکشد آثار نگراني و تشويش بر سر آن زوج، خانواده و اطرافيانشان سايه خواهد افکند و چه بسا اين نکته موجب سرخوردگي و يا بروز ناملايماتي در کانون خانواده گردد.
نظر به عوامل متعدد، نوع برخورد با اين پديده متفاوت مي باشد و به نسبت درايت، فرهنگ و تربيت اجتماعي و خانوادگي شدت و ضعف واکنش ها متغير مي باشد، ليکن تمام زوج هايي که در معرض اين مخاطره قرار مي گيرند در گام نخست به چاره جويي و درمان متوسل مي شوند و با توجه به پيشرفت هاي علمي، بخش قابل ملاحظه اي از آنها سرانجام لذت شيرين صاحب فرزند شدن را تجربه مي کنند.
تحقيقات مداوم و پيشرفت هاي شگفتي که در سايه تکنولوژي مدرن حاصل شده است حکايت از آينده اميدوار کننده اي در اين زمينه دارد، اما با اين حال به نظر مي رسد تا درمان قطعي و کامل اين پديده راه درازي پيش روست زيرا علي رغم کشف و درمان برخي بيماري ها و علل مربوط به نازايي، هنوز مواردي وجود دارد که علم پزشکي از درمان و يا حتي علت پاسخ به آن ناتوان است.
ناباروري پديده اي است که نيازمند شناختي عميق است و مي بايست از زواياي گوناگوني بدان نگريسته شود تا از اين رهگذر به معرفتي جامع تر در اين باره دست يافت و با شناخت عوارض و پيامدها و نيز روش هايي که مي تواند موجب تسکين و يا ترميم فردي و اجتماعي آن شود، امکان کاهش لطمات موجود را فراهم آورد.
نازايي، تعاريف و فراواني ها:
هشتاد درصد زوج هايي که سعي به حاملگي مي کنند، در عرض يکسال با مقاربت هاي منظم و تعداد قابل قبول، به حاملگي نايل مي شوند. ده درصد ديگر تا آخر سال دوم و بقيه نازا باقي مي مانند.
(نازايي ص ۵)
از اين رو ۵۰ تا ۸۰ ميليون نفر از جمعيت دنيا از نازايي رنج مي برند. بنا به تعريف ديگر و صريح تر «به زوجي که تا ۲ سال بدون جلوگيري از بارداري، بچه دار نشوند، نازا مي گويند.» و از نقطه نظر بهداشت نازايي به طور کلي به ۲ گروه مادرزادي و اکتسابي تقسيم مي شود که علم پزشکي در زمينه معالجه نازايي اکتسابي مانند عفونت هاي لگني به موفقيت هاي چشمگيري دست يافته، ولي زوج هايي نيز هستند که نمي توان از نازايي آنها جلوگيري کرد و يا علت آن را تشخيص داد.
(ناباروري ص ۶)
فراواني و نوع نازايي نيز در بين ملل مختلف دنيا متفاوت است و به نسبت رعايت بهداشت در جوامع مختلف متغير مي باشد. همچنين ناباروري تنها به زنان ختم نمي شود. براساس مطالعات و پژوهش هاي انجام شده ۴۰ درصد ناباروري ها مربوط به مردان، ۵۰ درصد مربوط به زنان و ۱۰ درصد به موارد نامشخص اختصاص دارد.
علي رغم معالجات و يا گاه پس از سال ها زوج هايي به ناگهان صاحب فرزند شده اند که در مقابل اين استثناها علم پاسخي نداشته و از آن با عنوان «شانس» ياد کرده است.
● بيماري ها و حکمت الهي:
به هر پديده و يا اتفاقي که در زندگي انسان رخ مي دهد نمي بايست از يک زاويه نگريست، چه بسا بسياري از ناملايمات و دشواري ها وسيله اي براي ارتقا و تعالي آدمي بوده که در آغاز از پيدايش آن ناخرسند بوده و پس از گذشت زمان به فوايد و اهميت آن پيبرده است، چنانکه بسياري از مفاخر و مشاهير در خاطرات خويش از نقش مثبت سختي ها و وقايع ناگوار در پيشرفت زندگي و تعالي شخصيت خود سخن گفته و ديگران را نيز به اين امر تشويق کرده اند که با روي باز به استقبال مشکلات و مسائل زندگي بشتابند و از «تهديدهاي» موجود براي خويش «فرصت» بسازند. به قول معروف اگر زندگي به سوي تو سنگ پرتاب کرد با آن سنگ ها براي خود خانه اي امن و محکم بساز.
هر انساني بايد اين حقيقت را بپذيرد و باور کند که خوشبختي در درون اوست، به قول فئودور داستايوفسکي «براي کسي که درون تابناکي دارد، خورشيد بيهوده مي درخشد.»
تعريف سعادت و خوشبختي در نوع نگاه انسان به پيرامونش نهفته است و اوست که مي بايست با مديريتي مدبرانه از توفان بحران هاي زندگي کشتي خويش، خانواده و جامعه اش را به سلامت برهاند.
جهان صحنه آزمون آدمي است و فرصت حضور در اين آزمون بسيار کوتاه و هر کس در اين صحنه به نوعي مورد امتحان قرار مي گيرد. پس اين حقيقت بزرگ را نبايد فراموش کرد و به شدايد نبايد اجازه داد تا عنان زندگي را از دست آدمي بربايد.
هر انساني داشته هاي بسياري دارد که به قول رودکي «بسا کسا که به آن آرزومندند» لذا در کوران گرفتاري ها خويش را نبايد باخت و همواره با يادآوري نعمت هاي بي شماري که از آن برخورداريم شاکر بوده و نگذاريم ياس و بدبيني بر ما مستولي شود که بزرگترين دشمن انسان نااميدي است.
اين واقعيت که گاه خواسته هاي ما ممکن است ما را به سرانجام مطلوبي نرساند و چه بسا خيري در نرسيدن به برخي از اميال و آرزوها وجود داشته باشد از حلاوت تمناهاي دنيوي مي کاهد. توکل به خداوند و راضي شدن به رضاي او بهترين پشتوانه زندگيست، زيرا آدمي از آينده خويش باخبر نيست و چه بسا در آنچه او ضرر مي بيند منفعت هاي سرشاري وجود داشته باشد. مارگوت بيکل شاعره آلماني مي گويد: «از بختياري توست شايد که آنچه مي خواهي يا به دست نمي آيد، و يا از دست مي گريزد.»
يکي از بزرگان در اين باره مي فرمود چهل سال برخواسته اي اصرار مي ورزيدم و در نمازهاي شب آن را طلب مي کردم و اجابت نمي شدم تا اينکه بر من روشن شد که اگر به آن خواسته مي رسيدم به هلاکت مي افتادم.
اگر آدمي با مشکلات پيش روي خويش با نگرشي ژرف و واقع بينانه روبرو شود، اين مشکلات مي توانند انگيزه ها و نيروهاي خفته درون وي را بيدار کنند و به اون چشم بصيرت ببخشند. سهراب سپهري در اين باره مي گويد: ...« گاه زخمي که به پا داشته ام زير و بم هاي زمين را به من آموخته است.
گاه در بستر بيماري من، حجم گل چند برابر شده است و ...»
(هشت کتاب ص۲۹۶)
در زمانه ما خوشبختانه نظر به رشد فکري و فرهنگي جوامع واقعيت هايي مانند ناباروري به شکل منطقي تري مورد پذيرش اشخاص و خانواده ها قرار مي گيرد، و از طريق آموزش مستقيم و غيرمستقيم شيوه هاي مواجهه با اين مسئله و ديگر راهنمايي هاي لازم را در اين خصوص به کساني که در معرض اين پديده قرار مي گيرند ارائه مي شود. کساني که چنين مشکلي در زندگي آنان پيش مي آيد مي بايست با شکيبايي به درمان اين امر برخاسته و در اين راه از توکل به خدا و پيروزي از خرد غفلت نورزند. زيرا چه بسيار اتفاق افتاده است که با مرور زمان و يا بر اثر توسل زوجي صاحب فرزند شده اند، در حالي که تمام پزشکان معالج آنها اين امکان را منتفي دانسته اند.
قرآن کريم نازايي را در موارد «نامشخص» به لحاظ علمي امري قطعي و لاينحل نمي داند و از اين رو انسان ها را به لطف و رحمت الهي نويد مي بخشد تا با عمل صالح و ذکر کثير شايستگي اين موهبت و مرحمت الهي را بيابند.
در آيين اسلام نيز شاهد نمونه هايي در اين خصوص هستيم که نشانگر حکمت و مصلحت الهي است. چنانکه با مطالعه سيره امام هشتم حضرت امام رضا (ع) در مي يابيم که آن حضرت در سال ۱۹۵ هجري قمري و بنا بر روايات در حالي که ۴۲ سال از عمر شريفشان مي گذشت صاحب فرزند شدند و ولادت مبارک حضرت امام محمدتقي (ع) بر نگراني شيعيان آن حضرت نسبت به موضوع جانشين ايشان پايان بخشيد.
(منتهي الامال ص۹۳۷)
اين نکته با مقايسه حضرت امام رضا (ع) و ساير ائمه عليهم السلام پيش از ايشان و نيز با در نظر گرفتن آنکه در آن زمانه ازدواج زود هنگام و صاحب فرزند شدن نيز تابع همين قاعده بوده است، امري است که مي تواند پرسش برانگيز باشد و پاسخ اين پرسش بزرگ حکمت هايي است که خداوند حکيم به آن آگاه است.
مورخان تاريخ شهادت حضرت امام رضا (ع) را ۵۵ سال ذکر کرده اند در حالي که فرزند ايشان در آن هنگام ۷ ساله و بنا به رواياتي نزديک ۸ سال سن داشته است که اين نکته از شگفتي هاي زندگاني امام هشتم (ع) است.
(سيرالائمه ج ۴ ص ۱۰۴)
نکته مهم ديگر در اين باره اين است که ناباروري مي تواند ذهن انسان را به انديشيدن در هستي و تنوع پيچيده آن که جلوه اي از قدرت و عظمت خالق يکتاست، رهنمون شود. اين تدبر در آيات و نشانه ها مي تواند موجب نزديکي افزون تر انسان به خدا بشود و به او مدد برساند تا چشم تماشا بازگشايد و آنچه را که همگان از ديدنش عاجزند باز بيند. آيا يکي از دلايل ناباروري نمي تواند مهر بيش از اندازه به فرزند باشد، چندان که آدمي را از خالق خويش غاقل کند. به راستي چرا خداوند پس از سال ها انتظار هنگامي که اسماعيل را به حضرت ابراهيم مي بخشد در مقام امتحان از او مي خواهد که فرزندش را که دلبند اوست قرباني کند؟
● کليد نيايش و انسان معاصر
پيشرفت هاي فراوان و شگفت علمي اگرچه مي بايست چشم انسان را به حقايق هستي بيشتر بازگشايد و به ايمان و خضوع و خشوع او در برابر خالق بزرگ جهان بينجامد اما به نظر مي رسد که برخي از انسان ها از اين طريق نه تنها به مراتب بالاتري صعود نکرده اند، بلکه در طريق وارونه گام نهاده و دچار سقوطي دهشتناک شده اند که حاصلي جز سردرگمي، افسردگي و پوچ انگاري آنان در پي نداشته است.
علم زدگي پديده اي است که در آن انسان هاي کم ظرفيت و بي اطلاع چنين مي پندارند که کليد حل مشکلات آنها فقط و فقط در گرو علم است و اگر علم براي حل مشکلي راهي پيش روي آنها نگذارد، پس راه حل ديگري وجود ندارد. اين اشخاص از آنجا که اطلاعات علمي اندکي دارند با مشاهده پيشرفت هاي تکنولوژيک به حس کاذب غرور علمي دلخوشند و مي کوشند براي تمام پديده ها دلايل مادي بتراشند و در سايه توجيهاتي سطحي و ساده انگارانه خود را از آسمان بي نياز مي دانند. در حالي که دانشمندان به هر اندازه که بر علم و آگاهي آنان افزوده مي شود به خداوند خالق هستي ايمان راسخ تري مي يابند و در برابر عظمت او سر تعظيم فرود آورده و به تحسين و تمجيد آثار صنع آفريدگار يکتا مي پردازند.
تحقيقات پژوهشگران امروزه اين واقعيت بزرگ را به اثبات رسانده که دعا نقش بسيار موثري در سلامت و بهبود زندگي انسان دارد. براساس پژوهش هاي علمي حتي دعا براي بهبود ديگران موثر واقع مي شود و همچنين از نظر علمي ثابت شده است که شنيدن آيات قرآن و ادعيه در کاهش درد و غلبه بر بيماري ها بسيار موثر و مطلوب است.
پروفسور الکسيس کارل فيزيولوژيست و زيست شناس که موفق به کسب جايزه نوبل و بسياري از جوايز و افتخارات در زمينه علم پزشکي شده است در کتاب هايي که به رشته نگارش درآورده است از جهل انسان نسبت به خويش و لازمه خودشناسي که مقدمه خداشناسي است سخن گفته است. وي بر اين باور است که: «بايد به پاخاست و پيشروي کرد و خود را از قيود تکنولوژي کور رهانيد و تمام نيروها و استعدادهاي سرشتي خود را به فعاليت واداشت.»
(انسان موجود ناشناخته ص ۳۵۸)
● فرهنگ نذر و توسل:
نه تنها در جامعه ما که جامعه اي دين باور است بلکه در تمام جوامع جهان آن گاه که همه درها بسته ديده مي شود و ديگر از پزشک و دارو و درمان کاري ساخته نيست، آدمي رو به آسمان مي آورد و طلب خويش را با معبودش که قادر و توانا به مفهوم مطلق کلمه است در ميان مي نهد.
در سرزمين ما شيعيان همواره در تنگناهاي زندگي خويش با نذر و توسل به اهل بيت (ع) چه بسيار حاجت گرفته اند و هنوز هم هستند کساني که خالصانه و با اعتقادات کامل رو به اين درگاه آورده و کامروا باز مي گردند.
پروفسور الکسيس کارل در رساله «نيايش» از تاسيس بيمارستاني در منطقه لورد LOORD فرانسه سخن گفته است که اين منطقه زيارتگاهي براي مسيحيان است و کار اين بيمارستان مطالعه بر روي شفا يافتگان و ثبت اين موارد است که اميد مي رود روزگاري نظير چنين بيمارستاني در ايران نيز تاسيس و راه اندازي شود تا تحقيقات علمي اين مرکز پاسخي باشد به منکران و دير باوران، و ادله دلپذيري باشد براي مومنان و خدا باوران. خصوصا آنان که مهر اهل بيت (ع) را در دل دارند و از اين آستان مقدس چه حاجت ها که نگرفته اند.
در اين سرزمين پهناور کسي را سراغ نمي توان يافت که در خانواده اش، شخص يا اشخاصي از طريق نذر و توسل به خواسته اش نرسيده باشد و نذورات مردم خصوصا در ايام مذهبي بهترين گواه و برهان اين مدعاست.
واقعه شگفت ولادت حضرت عيسي مسيح (ع) که خداوند متعال در سوره مبارکه مريم بدان اشاره کرده است براي خردمندان پيام اميدي است که هيچ امري از قدرت خدا خارج نيست.
نگارنده اين مطلب از نزديک کساني را مي شناسد که علي رغم سال ها معالجه و صرف هزينه هاي گزاف آن گاه که هيچ نتيجه اي نگرفتند و از همه درها رانده شدند، با نذر و توسل به نحو شگفت انگيزي صاحب اولاد شدند و اينکه همه ساله در ايام مرتبط با نذر خويش، با دل و جان نذرشان را ادا مي کنند و اعتقادات ديني آنان نسبت به گذشته بيشتر محکم و پابرجا شده است.

دانلود نسخه PDF - نازايي