up
Search      menu
جانور شناسی :: مقاله ميمونها PDF
QR code - ميمونها

ميمونها

ميمونها حس انساني دارند

ميمونها حس انساني دارند
اين گروه از پستانداران باهوش شامل ميمونهاي پوزه دار بوزينه ها (ميمونهاي معمولي) و ميمونهاي دراز دست و انسان مي شود نخستيان عموما” ديد خوبي دارند آنها داراي پاهاي ناخن دار و دستهاي پنج انگشتي هستند که براي گرفتن اشياء سازگاري يافته است بيشتر نخستيان روي درختان زندگي مي کنند بعضي ها فقط از پوشش هاي گياهي تغذيه مي کنند و ديگران هم گياهخوار و هم گوشتخوار هستند.
اين گروه از پستانداران باهوش شامل ميمونهاي پوزه دار بوزينه ها (ميمونهاي معمولي) و ميمونهاي دراز دست و انسان مي شود نخستيان عموما” ديد خوبي دارند آنها داراي پاهاي ناخن دار و دستهاي پنج انگشتي هستند که براي گرفتن اشياء سازگاري يافته است بيشتر نخستيان روي درختان زندگي مي کنند بعضي ها فقط از پوشش هاي گياهي تغذيه مي کنند و ديگران هم گياهخوار و هم گوشتخوار هستند.
هر چند بيشتر ميمونها در آب و هواي گرم زندگي مي کنند ميمون ژاپني در قسمتهايي از شمال ژاپن که در طول ۶ ماه از سال توسط برف پوشيده شده است مي تواند زنده بماند اين ميمونها ياد گرفته اند که در زمستان بوسيله نشستن در چشمه هاي آب گرم آتشفشاني خود را گرم نگهدارند.
ميمونها راسته اي از پستانداران هستند که شامل انسان نيز مي شود و بدين جهت به اين نام خوانده مي شوند که برترين نمونه پستاندارانند و مغزشان کاملتر و پيچيده تر از هر جانور ديگري است. نخستينها از جهتي ديگر نيز ممتازترين نمونه پستاندارانند زيرا که از جمله اولين راسته هايي هستند که از نخستين شاخه نياکان پستاندار خود جدا شده اند.
نزديک به ۶۵ ميليون سال پيش وقتي دوره خزندگان غول پيکر يعني دايناسورها به پايان رسيد پستانداران موجوداتي کوچک، نسبتاً‌ به اهميت و حشره خوار بودند و در سرزمنيهاي مرطوبي زندگي مي کردند که در آنها جنگل به صورتي که ما امروزه مي شناسيم وجود نداشت. گياهان اصلي آن دوره سرخسها و مخروطيها بودند. گياهان گلداري نيز اينجا و آنجا مي روييدند که بعدها مبداء و منشاء جنگلهاي عظيمي شدند و به رستنيهاي سبز و قهوه اي رنگ کره زمين روشني خاصي دادند. پيش از پيدايش اين جنگل ها بيشتر جاها را آب فرا گرفته بود و در هر گوشه اي چندين باتلاق يا درياي جدا افتاده ديده مي شد.
در دوره اي که کره زمين دستخوش تغييرات بزرگ جغرافيايي شده بود نخستين پستانداران از نوع نخستيها پا به عرصه زندگي گذاشتند اين تغيير يا انقلاب بزرگ که ميليونها سال به درازا کشيد و دگرگوني هايي در خشکي ها، آب و هوا و پوشش گياهي کره زمين پديد آورد انقلاب لاراميد ناميده مي شود. در جريان اين انقلاب تعادلي که تا آن زمان در دنياي جانوران وجود داشت به هم خورد دايناسورها براي هميشه از ميان رفتند و پستانداران، پرندگان و حشره ها بر جهان حيوانات مسلط شدند جنگلهاي پوشيده از درختان خزان دار و گلدار، حشره ها را به سوي خود جب کردند و حشره ها نيز پرندگان و پستانداران را به سوي خود کشيدند.
تقريباً‌ ۶۰ ميليون سال پيش يعني در دروه پائوسن انواع پستانداران اوليه بيش و کم شبيه به هم بودند آنها بدني کشيده و بلند، دست و پاي کوتا، چشماني کوچک و لي بيني اي فوق العاده بلند و متحرک داشتند. حشره خواراني که چون تشي يا شرو و نخستيها يا گوشتخواران تفاوت جسماني چنداني با هم نداشتند آنها همگي غذاي نسبتاً‌ مشابهي اشتند وانواع حشره ها، کرمها، و بزمجه هاي کوچک را مي خوردند و زندگي يکنواختي هم داشتند.
پس از آن جنگلها سر از خاک برآوردند واين پستانداران اوليه نيز رفته رفته به گروههاي جداگانه و کاملاً‌ مشخصي تقسيم شدند بستر جنگلها زيستگاه حشره خواران و پستانداران کوچک باقي ماند در حالي که آسمانه آنها يعني روي درختهايشان جايگاه نخستيها شد. نخستيها با گزينش يک چنين زيستگاهي مجبور شدند خود را به غذاهاي جوراجور تازه عادت دهند به جاي حشره هايي که به حد وفور در روي زمين يافت مي شد انواع محصولات درختي مانند برگ ، ميوه ، جوانه و گل هم به فهرست غذاهايشان افزودند همچنان که جثه نخستيها در جريان تکامل تدريجي بزرگتر مي شد گياهان جاي حشره ها را در غذاي روزانه آنها گرفتند امروزه فقط کوچکترين نخستيها مانند مارموزتهاي آمريکاي جنوبي بخش عمده اي از خوراکشان را از حشره ها تامين مي کنند.
زندگي درختي نسبتاً‌ سريع شکل ظاهر نخستيها را دگرگون ساخت و پس از ۱۰ ميليون سال يعني در دوره ائوسن تقريباً مسلم بود که موجوداتي که مي توانند از درختان بالا بروند از آبها شنا کنان بگذرند ودر روي شاخساران جست و خيز کنند همان ميمونها و آدم نماهاي آينده خواهند بود.
نخستيهاي دوره ما به دو گروه اصلي تقسيم مي شوند پروزيمين ها وآدم سانان که آنها را نخستيهاي پست و عالي هم مي نامند. پروزيمين ها که معناي لغوي آن پيش از ميمونها يا ميمونهاي اوليه است نماينده مرحله انتقال از پستانداران حشره خوار اوليه به ميمونها هستند. پروزيمين ها که در افريقا و ماداگاسکار و آسياي جنوب شرقي زندگي مي کنند به شش خانواده اصلي تقسيم مي شوند شروهاي درخت زي( که تصور مي شد بيش از همه شبيه پستانداران اوليه اي باشند که آدم سانان شاخه اي از آنهايند) شبروحها، ايندريس ها، آي آي ها، لوريس ها و سرانجام تارسيه ها. در اين کتاب ما به بررسي آدم سانان عالي به استثناي انسان مي پردازيم که به ۵ تيره تقسيم مي شوند. اين جانوران از نظر پراکندگي جغرافيايي اندازه جثه، چگونگي زندگي اجتماعي رفتار و مهمتر از همه ميزان هوش با هم اختلاف فراوان دارند از ۵ خانواده آدم سانان عالي،‌ سه خانواده در افريقا و آسيا و دو خانواده در آمريکاي جنوبي يافت مي شوند.
روي هم رفته ميمونهاي آمريکاي جنوبي را ميمونهاي دنياي جديد و ميمونهاي ديگر بخشهاي جهان يعني بابونها ، لانگورها و ماکاک ها را ميمونهاي دنياي قديم مي نامند بين ميمونهاي دنياي قديم و دنياي جديد از نظر اندازه بدن، شکل دندانها، بيني، جاي انگشت شست، دم و نشيمنگاه تفاوتهاي اساسي وجود دارد.
ميمونهاي دنياي قديم خانواده بسيار بزرگ و گوناگوني را تشکيل مي دهند که به دو شاخه اصلي تقسيم مي شود. شاخه اول در برگيرنده گنونها، ماکاک ها و عنترها و بابونهاي همه چيزخوار است. شاخه دوم شامل لانگورهاي جنوب شرقي آسيا وميمونهاي کولوبوس افريقا مي شود اين ميمونها فقط از برگ درختان تغذيه مي کنند و به همين دليل، برگخوار ناميده مي شوند. دستگاه گوارشي اين ميمونها با ميمونهاي همه چيز خوار بکلي تفاوت دارد مثلاً لانگورها معده دگرگوني يافته اي دارند که بي شباهت به معده گاو و ديگر جانوران علفخوار نيست.
در حدود ۲۰۰ گونه از نخستيان (ميمونها)در آفريقا آسيا و نواحي مرکزي آمريکاي جنوبي وجود دارد اين شش نمونه تعدادي از گونه هاي مختلف و رفتارهاي اجتماعي آنها را که در گروه وجود دارد نشان مي دهد
سبيدها ومارموزت هاي دنياي جديد تمام غذاي خود را تقريباً از خوردن برگ درختان بدست مي آورند و بيشتر اوقاتشان را روي درخت مي گذرانند و جثه آنها عموماً‌ از جثه ميمونهاي افريقايي کوچکتر است.
سرانجام آدم نماها به دو خانواده تقسيم مي شوند: آدم نماهاي کوچک که شامل گيبون و سيامانگ و آدم نماهاي بزرگ که شامل گوريل ، شامپانزه و اورانگوتان مي شوند با وجود تفاوتهايي که ۵ خانواده نخستيهاي عالي را از هم متمايز مي سازد همگي صفات مشترکي دارند که آنها را از ديگر پستانداران مشخص مي کند.
بيشتر خانواده ميمونها روي درختان زندگي مي کنند آنها عمدتا” در جنگلهاي استوايي آفريقا آسيا و آمريکاي شمالي زندگي مي کنند چشمهايي رو به جلو آنها را قادر مي سازد تا زماني که روي شاخه تاب مي خورند و وقتي که حشرات تيز پرواز را براي خوردن شکار مي کنند بتوانند فاصله ها را دقيقا” تشخيص دهند ميمونها از دستهاي گيره اي و پاهاي خود براي گرفتن شاخه ها و گرفتن غذاي خود استفاده مي کنند براي يک ميمون درخت نشين مشکل است که بتوان از ميان شاخ و برگ متراکم درختان ديگران را به خوبي ببيند در نتيجه آنها از طريق صحبت کردن با همديگر ارتباط برقرار مي کنند.
● حس بويايي
به طور کلي مي توان گفت جانوران درخت زي براي بقاي خود کمتر از جانوران زمين زي به حس بويايي خود متکي اند. براي جانوران درنده،‌ چه شب رو و چه روز رو داشتن حس بويايي قوي بسيار ضروري است. نخستيهاي عالي، جانوران ديگر را شکار نمي کنند و به جز ميمون دوروکولي آمريکاي جنوبي هيچ يک شب رو نيستند.
در نخستيهاي عالي حس بويايي از نخستين روزهاي گام نهادن در مسير تکامل اهميتش را از دست داد و در نتيجه ساختمان بيني شان ساده تر و نوک آن کوتاهتر شد. از همين جاست که صورت بيشتر نخستيها پهن است يکي از ويژگيهاي بيني پستانداران اين است که نوک آن از يک ورقه پوست مرطوب و بي مو پوشيده شده است. لب بالايي پستانداراني مانند سگ و گربه شياردار است و لثه پشتي چسبيده است. نوک بيني نخستيهاي عالي خشک و مودار و لب بالا آزاد است. اين آزادي لب بالا ابهت بيشتري به چره جانور مي دهد.
● حس بينايي
معمولاً ضعيف شدن يک حس يه قوي تر شدن حس ديگري منجر مي شود و اين درست همان چيزي است که در نخستيهاي عالي ديده مي شود. حس بينايي نخستيهاي عالي بسيار قوي است و مي توانند هر چيز دور يا نزديک را به خوبي ببيند رنگها را از هم تشخيص مي دهند و طول و عرض و ارتفاع را هم متوجه مي شوند(ديد سه بعدي دارند). اين خصوصيت زاييده تغيير محل حدقه هاي چشم در جمجمه است چشمهاي بيشتر پستانداران در طرفين صورت قرار دارند و ميدان ديد دو چشم بر هممنطبق نمي شود و نمي توانند اشياء را سه بعدي ببينند در نخستيهاي عالي حدقه چشمها به هم نزديکتر شده است و نتيجتاً‌ ميدان ديد چشم ها تا حدودي نتيجه کوتاه و باريک شدن بيني و ضعيف تر شدن حس بويايي بود. دگرگوني تکاملي حس بينايي به بزرگتر شدن مرکز بينايي در پشت مغز(لبه پس سري) منجر گرديد و شکل پيازي پشت جمجمه نخستيهاي عالي نيز از همين دگرگوني ناشي شده است.
● حس شنوايي
بر خلاف گوشهاي بزرگ و پر تحرک پستانداراني چون خرگوش صحرايي که مثل رادار بشقاب مانندي دائماً‌ به اين سو و آن سو تغيير جهت
مي دهند گوش نخستيهاي عالي کوچک، ساده و بي حرکت است. جانور با چرخاندن سر از يک سو به سوي ديگر مي تواند بفهمد که منبع صدا کجاست
طبيعي است که پستانداراني که مي توانند هردو گوش خود را به طرف منبع صدا بگردانند بر جانوراني که نمي توانند چنين کنند امتياز دارند، ما قدرت ديد استثنايي نخستيها اين نقيصه را جبران مي کند.
● حس بساوايي
به موازات تکامل حس بينايي همترين اصلاح در حس بساوايي خستيها حساس شدن سر انگشتان به عنوان اندامهاي لامسه بود. پستانداران ديگر براي تماس با جهان پيرامونشان از بيني، دهان و موهاي بسيار حساس سبيل خود استفاده مي کنند اما نخستيها مي توانند از ۲۰ سر انگشت بسيار حساس دست و پا نيز بهره گيري کنند. جانور معمولاٌ از پاهاي خود براي نگاهداشان بدنش و از انگشتان دستهايش براي کشف حسي و تماس با اشياء استفاده مي کند.
شالوده اين پيشرفت تکمل و چنگالي شدن ناخنها است. چنگالها که از نوک انگشتان بيرون مي آيند برگشته و بلند و اغلب خيلي تيز هستند در حالي که ناخنها که در پشت نخستين بند سر انگشتان مي رويند کوتاه و نسبتاً مسطح هستند. در نتيجه نوک انگشتان که ديگر مانعي مانند چنگالهاي برآمده بر سر راهشان نبود، توانستند به عنوان اندامهاي لامسه تکامل يابند.
علاوه بر نقش مهمي که انگشتان در لمس کردن اشياء دارند قدرت گيرندگي شان نيز زياد است گرفتن با حرکات هماهنگ همه انگشتان از جمله انگشت شست که به دور شئ مي پيچند و آن را محکم يه کف دست مي چسبانند ميسر ميشود و اين حالتي است که فقط در صورت نبودن چنگال تحقق پيدا کند. شست از چهار انگشت ديگر مجزا است و تا حدودي مستقلاً حرکت مي کند و اين ويژگي مخصوصاً‌ در آدم نماها و ميمونهاي دنياي قديم خيلي تکامل يافته است. در اين گروه از نخستيها مي گويند شست حالت تقابل دارد. انگشت شست هنگامي که براي گرفتن يک شئ به طرف کف دست مي چرخد در حول حور خودش ۹۰ درجه گردش مي کند به طوري که پس از پايان حرکت، نوک شست درست رو در روي نوک چهار انگشت ديگر قرار مي گيرد. شست ميمونهاي دنياي جديد قدرت چنين گردشي را در حول محور خود ندارد و در نتيجه نمي تواند کاملاً در مقابل چهار انگشت ديگر قرار بگيرد. شستي که در مقابل انگشتان ديگر قرار بگيرد. انجام دادن کارهاي بسيار حساس دستي را ممکن مي سازد. مثال جالب اين توانايي جوييدن بدن يکديگر در نزد ميمونهاي دنياي قديم است. که با کمال دقت لا به لاي موهاي يکديگر را براي در دور کردن ذرات ريز کثافات و پوسته هاي شوره بدن جستجو مي کنند.
سرانجام بايد از مهمترين و برجسته ترين صفت اختصاصي نخستيهاي عالي يعني توانايي راست نشستن، راست ايستادن و حتي راست راه رفتن روي دو پا نام برد. البته پستانداراني مانند کانگورو روي دو پا راه مي روند يا درست تر آنکه جست ميزنند راه نمي روند. ققط خرسها به طور طبيعي روي دو پا راه مي روند ولي آنها نيز چنانچه در سيرکها تربيت نشده باشند نمي توانند بيش از چند قدم روي پاهاي خود راه بروند برخي از نخستيهاي عالي به دلايل مختلف مثلاً‌ براي حمل خوراک در بغلشان مسافات زيادي را روي دو پا راه مي روند يا مي دوند، شامپانزه ها ، ميمونهاي ماکاک ، ميمونهاي عنکبوتي، گيبن و گوريل به واسطه مهارتي که که در راه رفتن روي دو پا دارند معروفند ولي در مقايسه با راه رفتن انسان، خيلي ناشي به نظر مي رسند.
توجه مخصوصي که دانشمندان به نخستيها نشان مي دهند بيشتر به اين جهت است که انسان از انواع آنها است. جالينوس فيلسوف بزرگ يوناني اهل پرگامو، نخستين کسي است که ۲۰۰۰ سال پيش به اين موضوع پي برد و به شاگردان خود ياد داد تا به جاي شکافتن کلبد انسان کالبد ميمون را بشکافد زيرا به گفته خود او آدمسانان بيشترين همساني را به انسان دارند. اين همساني چيزي به مراتب بيش از شباهت در ساختمان ظاهري بدن است. زيرا شامل بيماريهايي نيز مي شود که انسان و ديگر آدم نماها مستعد ابتلا به آنها هستند ولي پستانداران ديگر مستعد ابتلا به آنها نيستند به اين ترتيب نخستيها از يک جهت بررسي گذشته انسان و ميراث تکاملي او است.
بيشتر نخستيان در گروههاي اجتماعي زندگي مي کنند گروههاي اجتماعي از گروههاي ۲نفره (يک جفت ميمون دراز دست)تا گروه بوزينه زشت درنده خوي آفريقا و عنترهاي دم کوتاه که گروههاي چند صد تايي را تشکيل مي دهند متغير هستند نخستيان جزء هوشيارترين حيوانات هستند رفتار درون اجتماعي آنها معمولا” پيچيده بوده و مکاملات بين افراد گروه همگي داراي اهميت مي باشند آنها بوسيله تعدادي سيگنال(علامت بصري)صدا بو و لمس کردن با يکديگر مکالمه مي کنند.

جانورشناساني که بر روي رفتارهاي جانوران مطالعه ميکنند بر اين باورند که بسياري از گونههاي جانوري از موشها تا موجودات ابتدايي تحت کنترل کدهاي اخلاقي مشا ...

به استناد يک ارزيابي جامع سالانه از وضعيت جهاني حياتوحش، نزديک به يک چهارم گونههاي خشکيزي پستانداران جهان در خطر انقراض قرار دارند و بسياري ديگر ممکن ...

مقدمه مسلما سنگواره‌هاي موجود در سنگها براي مطالعه حياط و تکامل موجودات گذشته کامل و کافي نيستند. زيرا تعداد زيادي ياخته‌هاي موجودات زنده قبل از مدفون ...

دانلود نسخه PDF - ميمونها