up
Search      menu
جانور شناسی :: مقاله موريانه PDF
QR code - موريانه

موريانه

نقش موريانه ها در طبيعت (1)

عموماً تصور مي شود که موريانه ها موجودات مخربي هستند که نقش کم اهميتي در اکولوژي زمين دارا مي باشند. برخلاف آنچه تصور مي شود، موريانه ها نقش اکولوژيکي عظيمي را به ويژه در محيط زيست هاي بياباني و با حاصلخيزي پايين ايفا مي کنند. در مناطق دور افتاده با حاصلخيزي پايين دراستراليا که مقدار بسيار کمي نزولات جوي دريافت مي کنند کمبود رطوبت منجر به سازگاري بهت انگيز تعدادي از حيواناتي که آنجا زندگي مي کنند، به طور برجسته موريانه ها شده است. آب براي هر موجود زنده اي نياز است تا زنده بماند،ا اين حقيقت در مورد موريانه ها نيز وجود دارد. چندين گونه از موريانه ها به صورتي تکامل يافتهاند که تمامي کلني قادرند تا داخل محيط زيستي که خودشان ساخته اند و گاهي اوقات داخل يک قطعه چوب مرده زندگي کنند. هر چيزي که آن ها استفاده مي کنند بازيافت مي شود موريانه ها تپه هاي ابتکاري را با مواد زائد خود مي سازند و از طريق چسباندن همه چيز به هم و ساختن محلهاي عبور و مرور ضد آب، از هدر رفتن آب جلوگيري ميکنند. توانايي موريانه ها در متابوليسم سلولز از طريق رابطه همزيستي دوجانبه به آنها اجازه مي دهد تا مواد گياهي مرده را تجزيه کرده و مواد غذايي را به خاک باز گردانند. رويهمرفته موريانه ها مهمترين تجزيه کنندگان در محيط هاي خشکند زيرا قادرند، مواد غذايي را دوباره به زمين باز گردانند، خاک بسازند و رطوبت را حفظ کنند.
به نظر مي رسد تنفر از موريانه ها طبيعي باشد. اغلب آنها بسيار کوچکند و رنگ پريده و حشراتي باظاهري عجيب اند آن ها در تاريکي زندگي مي کنند. به دليل ميلون ها دلار خسارتي که به ساختارهاي چوبي و رستنيها در سراسر جهان وارد مي کنند به عنوان آفت مشهور هستند. Thomas Snyder اين بدنامي جهاني موريانه ها را در عنوان کتابش (۱۹۴۸)، موريانه دشمن ما، نشان مي دهد. بدين ترتيب مطالعات و اکتشافات اخير شروع نمودهاند تا اين تصور بد از موريانه ها را تصحيح کنند. مخلوقي که در هر قارهاي با دامنه گسترش زياد وجود دارد (يا وجود داشته است) مطمئمناً نقش اکولوژيکي بزرگتري از آفت دارد. مطالعات اخير در مورد تکامل اين راسته از حشرات ارتباط دقيق تري بين کمک و مساعدت آنها را در محيط زيست کنوني ومحيط زيستي که ميليون ها سال پيش که وجود داشته اند را بيان مي کند.
توانايي موريانه ها در سازگار شدن با محيط هاي خشک به آن ها اجازه مي دهد که در محيط هايي که ديگر تجزيه کنندگان رايجي نظير باکتري ها و قارچها نمي توانند عمل کنند، نقش تجزيه کننده مهمي را ايفا نمايند. استرليا به دليل کمي بارش و بالا بودن درجه حرارت بيابان و ساوان يک محيط ايده آل براي مطالعه تأثيرات محيط هاي خشک بر موريانه هاست.
از نظر تاکسنوميکي تمامي موريانه ها در سلسله Animalia، شاخه Arthropoda، رده Insecta و راسته Isoptera جاي گرفته اند. گرچه موريانه ها به اندازه ها و اشکال مختلف هستند اما همه گونه هاي موريانه در راسته Isoptera قرار مي گيرند و گسترش جهاني گونه ها درحال حاضر ۲۷۶۱ گونه است. که از اين ۲۷۶۱ گونه، ۱۹۵۸ گونه از آن ها موريانههاي عالي مي باشند. (جدول ۱) (Myles,۲۰۰۳) موريانه هاي ابتدايي در ۶ خانواده توصيف مي شوند که در داشتن تاژک داران همزيست روده اي اشتراک دارند. موريانههاي عالي ار موريانههاي ابتدايي تکامل يافتهترهستند بصورتي که تاژکداران همزيست را از دست دادهاند و آنها را با باکتريها جايگزين نمودهاند. موريانه هاي عالي سه چهارم تمام گونه هاي توصيف شده را تشکيل مي دهند، تعداد زيادي از گونه ها هنوز توصيف نشده اند. موريانه هاي ابتدايي در استراليا نسبت به ديگر قاره ها غني تر هستند در حاليکه تعداد گونههاي تغذيه کننده از خاک و موريانه هاي آلي در قاره جزيره کمتر است.
● تکامل راسته مساوي بالان
موريانه ها (راسته مساوي بالان) از نظر تکاملي وابستگي نزديکي به سوسري ها (Blattaria) دارند. موريانه ها، شيخک ها و سوسري ها از يک جد بالدار مشترک تکامل يافته اند، اين سه گروه در زيرراسته هاي Dictytoptera دسته بندي مي شوند. به هر حال بررسي نشان داده که موريانه ها و سوسري ها ارتباط تاکسنوميکي نزديکتري نسبت به شيخک ها با هم دارند. همبستگي اين ارتباط بين دو جنس سوسريهاي چوبخوار (Cryptocerus) و موريانههاي گرمسيري استراليا (Mostotermes) مشاهده ميشود. سوسري هاي چوب خوار در برخي خصوصيات با موريانه ها مشترکند (به عنوان مثال اغازيان همزيست در روده عقبي) و Mostotermes در برخي از صفات فيزيولوژيکي و وابستگيهاي ژنتيکي با موريانهها مشترک است.
تاريخ جدايي تکاملي مساوي بالان و سوسري ها به دليل کامل نشدن گزارشات فسيلي مقداري ابهام دارد. اگرچه خيلي از کشفهاي نسبتاً اخير بيشتر چهار چوب زماني را براي اين چنين وقايعي روشن ساختهاند. Meiatermes bertrani قديمي ترين فسيل توصيف شده است که موريانه اي است که توصيف شده است در سنگ آهکي اسپانيا پيدا شده و تاريخ آن مربوط به حدود ۱۳۰ ميليون سال پيش مي باشد (Abe et al.,۲۰۰۰). تعداد زيادي فسيل مرتبط در برزيل، کانادا، فرانسه و ايالات متحده و کشورهاي زياد ديگري در سراسر جهان يافت شده اند. انتشار موريانه هاي ابتدايي و عالي که با دانش وقايع زمين شناسي گره خورده است تئوري هاي پيشين را که ادعا مي کنند تمامي گروهاي موريانه پيش از خرد شدن Gondwana در حدود ۱۸۰ ميليون سال قبل تکامل يافته اند، را رد مي کند. اکتشافات جديد در تکنولوژي تجزيه تحليل DNA به يک تئوري جديد منجر شد. شواهد نشان مي دهد که تعدادي زيادي از گروههاي موريانه هاي ابتدايي در سراسر جهان پيش از Gondwanaوجود داشته اند (Tayasu et al., ۱۹۹۸). پس از انقراض تودهاي در دوره کراتاسه، تعدادکمي از گونهها باقي ماندند. يک موج انتشار دو نيچي که پر نشده بود ايجاد گرديد براي اينکه گونههاي مدرن ظهور پيدا کنند و توسط بکار گرفتن متدهاي انتشار نظير پلهاي زميني، وزش طوفانها و کندههاي درختان انتشار پيدا کنند. امروزه شباهتهايي بين گونههاي ابتدايي در قار ها مانند استراليا، جنوب آمريکا و آفريقا ارتباط ژنتيکي را از زمانيکه تمام آنها درGondwanad به هم پيوسته بوده اند را نشان ميدهد.
● خصوصيات عمومي سلسله طبقات
گرچه موريانه هاي عالي و ابتدايي در راستاي گونه به مقدار کمي در جزئيات تفکيک طبقات تفاوت دارند، يک کليات ژنريک از از سلسله طبقات موريانه را به آساني ميتوان درک نمود.. ۵ طبقه عمده در داخل کلني موريانه (بجز تعداد کمي از گونه ها) وجود دارد: مولدين، بالدارهاي جنسي، کارگرها، سربازها و نمف ها (۸۵Watson et al., ۱۹)
▪ مولدين: يک شاه و ملکه هر کلني را آغاز مي کنند و همانجا با قي مي مانند تا بميرند. شاه کار مي کند تا براي بارور کردن ملکه اسپرم توليد کند (ملکه بيش از ۳۰۰۰ تخم در روز طرد مي کند). ملکه هورمون هايي آزاد مي نمايد که سيگنالهاي آن باعث تفکيک کارگرها، سرباها و ... ميگردد. در بسياري از گونهها، حيات تپه به زندگي مولدين وابسته است. هم ملکه و هم تپه مي توانند بيش از ۲۵ سال عمر کنند. در برخي گونه ها، مولدين وقتي مي ميرند جايگزين ميشوند و بدين ترتيب اجازه ميدهند کلني گاهي اوقات تا يک قرن به حياتش ادامه دهد.
▪ بالدارهاي جنسي : اين کلاس موريانهها که غالباً بيشتر ديده مي شوند (خورده مي شوند) وظيفه مهم پيدا کردن کلني هاي جديد را بر عهده دارند. آن ها چشم هاي مرکب به خوبي توسعه يافته دارند و قادرند پرواز و توليد مثل کنند و مي توانند درصورتيکه شاه و ملکه ازبين بروند، جايگزين آن ها بشوند (۸۵Watson et al., ۱۹). بالدارهاي جنسي عموميترين کلاس موريانهها هستند که بر اساس تفاوتهاي موجود در شکل و اندازه بال براي طبقهبندي مورد استفاده قرار ميگيرند. نام Isoptera به معني مساوي بال است و به موريانه ها نسبت داده شده زيرا دو جفت بال موريانه ها يک اندازه و مشابه به نظر مي رسد. آلات ها در شب براي پراکنده شدن و جفت گيري ظاهر مي شوند، اما آن ها هيچ گاه به لانه باز نمي گردند.
▪ کارگرها: اين گروه از موريانه ها شايد عمده ترين نقش را در کلني ايفا کنند. کور، کر و عقيمند کارگرها کوچکترين موريانه هاي فعالند (گاهي فقط يک يا دو ميلي متر طول دارند). نظر به اينکه بيشترين فراواني موريانه را دارند وظايف آنها، لانه سازي، غذا دادن به سربازها و والدين، جستجوي منابع آب و غذا، مراقبت از تخم ها و موريانه هاي جوان تر و دفاع شيميايي در مقابل قارچ ها و ديگر ميکروارگانيسم هاي شيميايي است. يکي از مهمترين مسئوليت هاي يک کلني جمعآوري آب و غذاست، اين وظيفه مهم توسط کارگرها انجام ميگيرد (۸۵Watson et al., ۱۹).
▪ سربازها: سربازها هم مانند کارگرها عقيمند، اما آنها کور نيستند. وظيفه ي آنها حفاظت از لانه است، اغلب آنها براي حفظت از کلني خودکشي ميکنند. اعضاي اين طبقه آرواره هاي بزرگي دارند (اندازه و شکل با گونه تغيير مي کند) که براي پاره و زخمي کردن دشمنان از آن ها استفاده مي نمايند. سربازها سرهاي بزرگي دارند و از همين طريق ميتوانند جلوي ورود مزاحمين را بگيرند. آنها همچنين از پيش آمدگي پيشاني شان براي پرتاب مواد شيميايي دفاعي که دشمنان را به دام مي اندازد استفاده مي کنند. هنگاميکه يک شکاف در ديوار تپه يا يک سوراخ در گالري هاي گلي بوجود مي آيد تعداد زيادي از سربازها به خارج آن يورش مي برند و از آن منفذ دفاع مي کنند درحاليکه کارگرهها آن را تعمير نمايند. خيلي از اوقات نگهبانان بيرون از لانه مي مانند و در اثر گرسنگي و از دست دادن آب بدن مي ميرند (۸۵Watson et al., ۱۹).
▪ نمف ها (پورهها): از تخم ها بوجود مي آيند، نمف ها موريانه هاي غيرفعال و توسعه نيافته اند که منتظر دريافت سيگنال هاي شيميايي از ملکه که منجر به تغييرات مي شود، مي باشند. يک تعداد نسبتاً کمي از نمف ها تبديل به بالدارهاي جنسي مي شوند، (۱۰ تا ۱۵ درصد جمعيت) تعدادي از آنها سرباز مي شوند در حاليکه اکثريت آنها به کارگر تبديل مي شوند (۸۵Watson et al., ۱۹).
● خصوصيات و مشخصات بي نظير موريانه ها
هيچ حيواني وجود ندارد که توانايي متابوليسم سلولز را داشته باشد. چنين حيواني وجود ندارد. به هر حال تعداد زيادي از حيوانات مانند احشام و گاو و گوسفند و بزغاله گوزن، کوالا و زرافه مقدار زيادي سلولز در رژيم غذايي شان استفاده مي نمايند. براي هضم سلولز يک ارگانيسم بايد از سلولاز، يک آنزيم با توانايي کاتاليز و هيدروليز سلولز استفاده کند (Ratcliffe et al., ۱۹۵۲). اما اين حيوانات اين آنزيم را توليد نمي کنند. پس چه گونه آن ها سلولز را هضم مي نمايند؟ اين سؤال از طريق برخي ارگانيسم هاي ساده از قبيل، قارچ ها، باکتري ها و تکسلوليها پاسخ داده مي شود. اين ارگانيسم ها معمولاً (معمولاً باکتري يا تک سلوليها) يک ارتباط همزيستي با حيوانات ميزبان دارند. موجودات همزيست داخل روده حيوان زندگي مي کند و در يک قسمت از ارتباط دوجانبه شرکت ميکنند. شايد سحرآميز ترين خصوصيات موريانه ها ارتباط همزيستي آن ها با ارگانيسم هاي هضم کننده سلولز باشد. آغازيان همزيست داخل روده (موريانه هاي ابتدايي) باکتري(موريانه هاي عالي) سلولز مواد گياهي را که توسط موريانه ها خورده شده است را هضم مي نمايند (Ratcliffe et al., ۱۹۵۲). هردوي موريانهها و ميکروارگانيسمها از اين ارتباط سود ميبرند. موجود همزيست يک منبع غذاي دائمي و يک پناهگاهي خارج از محيط به دست مي آورد. در حاليکه موريانه ها گلوکز و ساير مواد توليد شده از متابوليسم سلولز را به دست مي آورند.به دليل اين حقيقت که مواد سلولزي توسط موريانه ميزبان مورد استفاده قرار ميگيرد، سلولز ميتواند توسط پروتيستهاي همزيست رودهاي يا باکتريها هضم شود. موريانهها بدون همزيستها نمي توانند سلولز را هضم نمايند. اين ارتباط براي موريانه و همزيست مفيد ميباشد.(استفاده متقابل) ( Ratcliffe et al., ۱۹۵۲).
موريانه ها بدن نرمي دارند و هدايت تغذيه، دفاع و توليد مثل آن ها وابسته به زوائد مو مانند باريکي است که Sensilla (اعضاي حسي) ناميده مي شود. مقدار اندکي از رفتار پيچيده موريانه ها شناخته شده است. اين گونه فرض مي شود که به صورت hard-wired (سخت افزار) با توانايي ايجاد و عکسالعمل نشان دادن به مجموعهاي از سيگنالهاي پيچيده شيميايي و شعائر رفتاري بوجود آمدهاند (Krishna and Weesner, ۱۹۶۹). يک روش خيلي جالب حفاظت شيميايي کلني زماني به نظر ميآيدکه موريانهها ترکيباتي نظير نفتالين را براي براي دفاع در مقابل مورچهها، ميکروارارگانيسمهاي بيماريزا و نماتدها توليد ميکنند (Krishna and Weesner, ۱۹۶۹). موضوع تکنيکهاي دفاع شيميايي موريانه ها، مبحث نسبتاً جديدي است که در حال حاضر در مجامع علمي، مطالعه مي شود.
● اجتماع مرموز:
موريانهها فوق العاده اجتماعياند و در کلنيهايي شامل يک تا دو ميليون فرد زندگي ميکنند. افراد بدون قوه تفکرند و در جهت بهبود کلني تلاش مي کنند. آنها رويهرفته به صورت يک ابر ارگانيسم کار ميکنند (Skaife, ۱۹۵۵). چيزهاي کمي در مورد توانايي سازماندهي برجسته آنها کشف شده است بهجز اينکه ميدانيم آنها از طريق يک گروه از فرمونها با هم در ارتباط هستند. (به قسمت ارتباطات مراجعه کنيد). گرچه ساختار اجتماعي کلني، به صورت مشابه در ميان مورچهها و زنبورها هم وجود دارد اما موريانه ها قبل از آنها تکامل يافتهاند و از ساير انواع حشرات اجتماعي متمايز ميباشند. اجتماع موريانهها (که از تعداد زيادي افراد پرسلولي تشکيل يافته است) با هر ارگانيسم ديگري انالوگهايي دارد. آنالوگي ايدهآل براي اين مقايسه از کتاب بيولوژي موريانهها اقتباس گرديده است (Krishna and Weesner, ۱۹۶۹). به طور کامل ارتباطات متقابل يک کلني موريانه را شرح ميدهد:
اين ارگانيسم داراي تقسيمکار، يکپارچگي و تقسيم کار اختصاصي بين افراد طبقات ميباشد، طبقات عقيم آنالوگ سلول هاي سوماتيک در يک فرد ارگانيسم مي باشند، طبقات مولد با گامتهايش موازي هستند و وظايف سربازها و کارگرها با وظايف سلولهاي مغذي و دفاعيشان آنالوگ ميباشد. افراد يک اجتماع موريانه نميتوانند به تنهايي زنده بمانند و اين وابستگي به يکديگر و يکپارچگي آنها را شبيه يک ارگانيسم واحد ميسازد. مانند ارگانيسمها، لانههاي موريانه بطور هموستاتيک واحدهايي تنظيم يافته ميباشند. ديوار لانه در رفتاري شبيه به صدف يک حيوان مانند يک سد آنها را از شکارگرها محافظت ميکند. محيط داخل خود تنظيم و براي زندگي و بقا در حد مطلوب است و تا حدودي در برابر شرايط محيط خارجي مستقل (غيروابسته) ميباشد. قسمتهايي از لانه ممکن است، مانند قسمت هاي از دست رفته يک ارگانيسم، بازسازي شوند. در رشد، توسعه، تقارن و سازگاري نيز شباهت هايي وجود دارد (Krishna and Weesner, ۱۹۶۹).
● ارتباطات:
موريانهها نميتوانند از طريق بينايي يا با صدا با يکديگر ارتباط برقرار کنند به اين دليل ساده که آنها بينايي ندارند و کر ميباشند (همچنين مبحث نابينايي ديده شود). در عوض اين راسته از حشرات با بهره بردن از حسهاي چشايي و لامسه ارتباط برقرار ميکنند. موريانهها قادرند تا هم لانه ايهايشان را از طريق بوي خاص تشخيص بدهند، از همين طريق مولدين نر بوسيله بو، ماده ها را پيدا ميکنند (Limburg. ۱۹۷۴). موريانهها از طريق لمس يکديگر که با استفاده از يک رفتار ويژه انجام ميپذيرد، درخواست غذا ميکنند. آنها ردپاي معطري به سمت منابع غذاي خارج لانه به جا مي گذارند. وقتي يک موريانه جست و جو گر يک منبع جديد غذا پيدا کرد، درحاليکه يک ردپاي معطر پشت سرش به جا مي گذارد با يک تکه غذا که در آرواره هايش قرار دارد به لانه باز ميگردد. اين کار توجه ساير موريانهها را که در اطراف وجود دارند را جلب مي کند و مقدار کمي غذا به آنها مي دهد. به اين طريق آنها فريفته مي شوند تا ردپا را به سمت منبع تازه غذا دنبال کنند. اين عطري که آنها دنبال ميکنند توسط يک غده که در سطح زيرين شکم موريانهها قرار دارد توليد مي شود. دانشمندان معتقدند که اين عطر نشانگر ابتدا بصورت يک سيگنال خطر ظهور پيدا نمودهاست تا بتواند کارگرهاي موريانه را آگاه سازد که در لانه شکافي وجود دارد که از طريق آن دشمنان ميتوانند وارد شده و از بدن نرم و شاداب ساکنان تغذيه کنند.نابينايي موريانهها به گونه ايست که ميتوانند تا حدودي نوري که از سوراخها وارد ميشود را احساس نمايند. آنها همچنين به گونهاي خارق العاده به جريان ضعيف هوايي که وارد و خارج ميشود، حساسند. موريانههايي که نزديک صحنه شکار قرار دارند به مرکز لانه باز مي گردند، ويک عطر نشانگر به جا مي گذارند و با حرکات مضطربشان ديگر موريانه ها را آگاه ميسازند. عطر يک مادهاي است که به آن فرمون ميگويند که باعث ميگردد عکسالعملهاي معيني از موريانهها وساير حشرات ايجاد شود. بدين ترتيب به آنها اجازه داده ميشود تا از مسيري که عطر به طرف سوراخ هدايت ميکند، اجتناب نمايند.
● نابينايي:
از آن جاييکه تقريباً تمام موريانه ها در سراسر زندگيشان در تاريگي مطلق به سر مي برند، توانايي ديدن را از دست دادهاند و نابينا هستند. نظر به اينکه به طور دائم از نور معمولي و تشعشع دوري نمودهاند، موريانهها نياز کمي به رنگدانه دارند که به صورت يک فيلتر در مقابل اشعه ماوراء بنفش عمل ميکند. به همين دليل، پوست آنها نيمه شفاف است و يا رنگ دانه کمي دارد.
● انواع لانه:
لانه هاي موريانه با اشکال و اندازه هاي متنوع وابسته به سن تپه ها و گونه هايي که آن ها را مي سازند، ديده مي شوند. چهار نوع عمده لانه در سراسر جهان ديده مي شود. درختي، زيرزميني، تپه و لانه هاي يک قطعه اي. لانه هاي درختي اغلب از گسترش لانه هاي زيرزميني بوجود مي آيند و از طريق دالان هاي حفاظتي به يک انشعاب يا شاخه اي از يک درخت زنده مرتبط مي شوند. موريانه ها هيچ گاه بدون پوشش محافظ در معرض هوا سرگردان نيستند. زيرا دالان هايي از جنس کارتن مي سازند. کارتن از خاک و مواد دفعي که بوسيله بزاق به هم چسبيده شده اند، تشکيل شده است (Abe et al.,۲۰۰۰). اين ترکيب وقتي خشک مي شود بسيار مقاوم شده و دالانهاي حفاظتي بي نقصي را بوجود مي آورد، گاهي اوقات تمام سطح يک درخت را مي پوشاند. اين دالان هاي حفاظتي براي برقراري ارتباط بين لانه هاي زيرزميني و لانه هاي درختي و همچنين ايجاد پوشش غير قابل نفوذ براي فراهم کردن يک راهرو تاريک و مرطوب استفاده مي شوند (Snyder, ۱۹۴۸).
موريانه ها برخلاف مگسهاي خانگي، هيچ بالشتک چسبنده اي در پاهايشان ندارند، بنابراين آن ها نمي توانند از شيشه پنجره بالا بروند و براي راه رفتن روي سطوح صاف با مشکل مواجه مي شوند. براي مقابله با اين مشکل آنها هر چيزي را با مدفوعشان مي پوشانند، به اين ترتيب يک سطح ناصاف براي آسان شدن راه رفتن بوجود مي آيد (Skaife, ۱۹۵۵).
لانه هاي زيرزميني در جاهاييکه سطح رطوبت در تمام طول سال پايين ميباشد، رايج هستند.زيرا ساختار لانههاي زيرزميني تبخير و خشک شدن را به حداقل ميرساند. در رابطه با موريانههاي زيرزميني شبکه عظيمي از تونل ها و گالري هاي زيرزميني تا صدها فوت گسترش مي يابند، چندين جريب زمين را پوشش مي دهند تا به منابع غذايي دست يابند (Snyder, ۱۹۴۸). يک سلول سلطنتي (سلول ملکه) هميشه در مرکز کلني به طرف قاعده کلني جاييکه مولدها رطوبت را نگه مي دارند و به خوبي تغذيه مي شوند، وجود دارد. وقتي اندازه يک کلني براي ملکه خيلي بزرگ شد، مولدين ثانويه ايجاد مي شوند و کلني هاي اقماري در همان نزديکي بوجود مي آيند تا کلني اوليه را تکميل کنند (Pearce, ۱۹۹۷).
اگرچه لانه هاي زيرزميني کم و بيش از شکارگرهاي بزرگ محافظت ميشوند، اما حيواناتي که تونل ميزنند، نماتودهاي گوشتخوار و هر چيزي که ميتواند از زيرزمين به لانه وارد شود لانه هاي زيرزميني را تهديد مي نمايد. براي حفاظت از لانه زيرزميني از چنين حملاتي، در اثر ميليون ها سال تکامل سيستم دفاعي، يک مهندسي طبيعي حيرت آور بوجود آمده است.
با استفاده از يک ترکيبي از خاک، رس، ماسه، مواد دفعي و بزاق کلني يک پوشش ضخيم، مانند صخره سخت و غير قابل نفوذ به آب را در اطراف لانه مي سازد. اين سد غير قابل نفوذ به عنوان يک وسيله محيط زيست خود پايدار را توليد ميکند و همچنين از ساکنان آن حفاظت به عمل ميآورد (Snyder, ۱۹۴۸). استحکام نفوذناپذيري نفوذ ناپذيري به آب همچنين مانع از دست دادن آب شده و انتشار بوي ملکه را کاهش مي دهد.عطر متصاعد شده از ملکه در فضاي کوچک لانه بطور افزايشي محصور ميشود و در نتيجه تاثير آن افزايش مييابد. در هر صورت به علت غير قابل نفوذ به هوا بودن ساختار لانههاي زيرزميني، يک شرايط نامطلوبي توسعه مييابد(Pearce, ۱۹۹۷). بالا رفتن سطح دي اکسيد کربن براي موريانه ها سميت دارد و چند گاز ديگر نيز توليد مي شوند که بايد از لانه به خارج رانده شوند. براي پاکسازي اين مانع، يک فرآيند خلاقانهي ديگري در داخل لانه اتفاق مي افتد. به جاي تهويه لانه با هواي گرم و خشک هواي بيرون لانه که باعث از دست دادن آب کلني ميشود يک سيستم تهويه با هواي سرد و مرطوب تحتاني، وجود دارد (به بخش خشک شدن مراجعه شود). از طريق تغييير فشار هوا و اطاقکهاي ويژه هوا، لانه به طور کامل تهويه ميشود و خطر از دست دادن آب به طور کامل حذف ميگردد(Snyder, ۱۹۴۸).
تپههاي موريانه (که معمولاً به عنوان hill شناخته مي شوند) شايد جذابترين نشانه حضور موريانه ها باشد، تعداد زيادي از گونه ها تپه مي سازند، که البته به دلايل متفاوت اين کار انجام ميشود. انسان ها هزاران سال تپه هاي موريانه را در نظر گرفتهاند و تلاش ميکردند تا بدانند چگونه حشراتي اين قدر کوچک، کور و بي مغز توانايي چگونه توانايي ساخت و ساز فوق العاده و ابتکاري اين چنيني را دارند. از لحاظ شکل و اندازه انواع متفاوتي تپه ميتواند از هر چيزي که توسط موريانه ها پيدا و دفع شود، ساخته شود. تپهها روي سطح زمين هستند و وابسته به نوع گونه ها، ميتوانند به منظورهاي مختلف مورد استفاده قرار گيرند که عبارتند از:، اتاق، انبار، وسيله کنترل درجه حرارت، محل استقرار اضطراري، پناهگاه از سرازير شدن سيل، وسيلهاي براي تهويه يا بعنوان يک لانه کامل براي خودشان (Snyder, ۱۹۴۸).

شايد تاكنون كمتر كسي باشد كه گزندي از موريانه ها به وسايل چوبي خانه اش يا كتاب هايش وارد نيامده باشد.اگر از اين قبيل افراديد كه از آسيب موريانه ها در ...

مانند هر ساختاري در زيست شناسي، شکل به وظيفه بر مي گردد. يک تپه با انتهاي گرد شده ي مقاوم، چنانکه در بسياري از مناطق گرمسيري مشاهده مي شود، وظيفه دارد ...

● تنوع موريانه ها در هر دسته امروزه در حدود دو هزار گونه موريانه در دنيا مي شناسيم که در مناطق گرمسير و نيمه گرمسير فراوانند يکي از نمونه هاي بزرگ و م ...

بحران مالي ۲۰۰۸ که ظرف دو سال، بسياري از صنايع و بخش هاي اقتصادي جهان را به ورطه نابودي کشاند، از طريق مؤسسات پولي و مالي آمريکايي که قادر به وصول اقس ...

((اوکايي)) جانور پستانداري شبيه زرافه، ولي با گردني کوتاه است. اين حيوان از زبان بلند و زبر خود براي نظافت شخصي کمک مي گيرد. او قادر است آن قدر زبانش ...

حشرات مضر بطور کلي به سه گروه اصلي تقسيم مي شوند: ۱) حشراتي که از گياهان تغذيه مي کنند؛ ۲) حشراتي که از فرآورده هاي انباري تغذيه مي کنند؛ ۳) حشراتي که ...

دانلود نسخه PDF - موريانه