up
Search      menu
تولید و کشاورزی :: مقاله مهندسي کشاورزي PDF
QR code - مهندسي کشاورزي

مهندسي کشاورزي

مفاهيم مهندسي کشاورزي

● واژگان
▪ هوموس:
مادهاي بيوشيميايي که در لايههاي بالايي خاک تشکيل مي شود و به رنگ قهوه اي تيره تا سياه است. موادآلي پس از تجزيه توسط ميکروارگانيزمها به ترکيب نيمه محلولي به نام هوموس تبديل ميشود که با ذرات ريز مواد معدني به خوبي مخلوط شده است. خاکدانههاي رسي- هوموسي که به اين ترتيب از آميزش تنگاتنگ مواد آلي و معدني پديد مي آيند داراي ساختماني نرم و قابل تهويه است که علاوه بر بهبود ساختمان خاک، منجر به افزايش جذب آب و عناصر غذايي خاک ميشود.
▪ کود سبز:
استفاده از گياهان پوششي که اغلب آنها از گروه گياهان يکساله ميباشند يکي از روشهاي توصيه شده در کنترل زراعي است، به نحوي که در دورههاي آيش، اين گياهان که بيشتر از خانوادهي لگومها هستند در زمين کشت شده و پس از آنکه رشد گياهان به ميزان قابل قبولي رسيد آنها را قطع کرده و به خاک اضافه ميکنند. از اين کودها بهعنوان کود آلي نيز ياد ميشود که علاوه بر بهبود ساختارخاک موجب جايگزين شدن ازت ميشود، لازم به يادآوريست که گياهان پوششي بهعنوان مالچ (پوششي که در دورهي آيش براي پيشگيري از ظهور علفهاي هرز و نابودي آفات و بيماريهاي گياهي مورد استفاده قرار ميگيرد)نيز استفاده ميشوند به نحوي که با پوشش فضاهاي خالي مانع از رشد علفهاي هرز در مزارع ميشود و از سويي با برگرداندن اين گياهان درخاک موجب افزايش دماي خاک و نابودي ميکروارگانيزمهاي باقيمانده در خاک ميشود درحاليکه بهعنوان محصول دوم نيز ميتواند مورد استفادهي دامداريها يا صنايع داروسازي گياهي قرار گيرد.
▪ آللوپاتي:
بهعمل بازدارندگي شيميايي يک گونهي گياهي بهوسيلهي گونههاي ديگر گفته ميشود. مادهي بازدارندهي شيميايي درمحيط پخش ميشود و ممکن است ازجوانه زدن و رشد ريشه جلوگيري کنند ازسويي ممکن است از افزايش مواد غذايي جلوگيري کنند، درنهايت بر رشد و توسعهي گياهان مجاور اثر ميکند. آللوپاتي شيميايي ميتواند دربخشهايي ازگياه مانند برگها، گلها، ريشهها، ميوهها و يا ساقهها وجود داشته باشند. گياهان آللوپاتيک توسط واکنشهاي شيميايي با هم رقابت ميکنند واجازه نميدهند که گياهان ديگر از منابع موجود استفاده کنند.
● تعريف کشاورزي ارگانيک
کشاورزي ارگانيک بهعنوان کشاورزي بدون کاربرد مواد شيميايي معرفي شده است. اين نوع کشاورزي با مصرف کودهاي شيميايي و همچنين مصرف هرگونه مادهي ضد حيات، حتي با منشأ طبيعي مخالف بوده و درمواردي که مصرف اين مواد ضروري باشد کاربرد موادي که آثار وعواقب جانبي کمتري دارند را توصيه ميکند. البته نبايد تصورکرد که کشاورزي ارگانيک تنها به جايگزيني نهادههاي آلي با کودهاي شيميايي تأکيد دارد، چراکه کاربرد اشتباه موادآلي بهصورت زياد ازحد و يا در زمان نامناسب اشکالاتي درچرخههاي زيستي پديد ميآورد، اين درحاليست که باتوجه به کمبود موادآلي درخاکهاي مناطق خشک و نيمهخشک، بهکارگيري ترکيبات آلي دراين مناطق باعث بهبود خواص فيزيکي، شيميايي و حاصلخيزي خاک ميشود. تصور نادرست ديگري که نبايد در کشاورزي ارگانيک راه يابد اين است که اين علم، کشاورزي امروز را بهطورکامل رد نميکند. درهرصورت مواردي چون تناوب کشت، کشت مخلوط، روشهاي مکانيکي کنترل علفهاي هرز، تنوع زيستي، تلفيق زراعت با دامپروري و... ازموضوعات مورد بحث اين نوع کشاورزي ميباشند. کشاورزي ارگانيک تمام سامانههاي کشاورزي توسعهدهنده، جنبههاي زيست محيطي، اجتماعي و اقتصادي توليد مواد غذايي سالم را دربرميگيرد.
کشاورزي ارگانيک به نامهاي مختلفي چون Farming Ecological-Biologic (کشاورزي زيست محيطي)، Farming low internal input (کشاورزي کم بهره ازنهادههاي خارجي)، Regenerative Farming (کشاورزي آيش) و Alternative agriculture (کشاورزي جايگزين) مطرح شده است. بدين ترتيب ميتوان گفت که کشاورزي ارگانيک يک روش مديريت توليد ميباشد که سلامت سازوکار کشت و محيط زيست، تنوع زيستي، و فعاليت بيولوژيکي خاک را بالا برده و توسعه ميدهد. درکشاورزي ارگانيک استفاده از تدابير مديريتي براي استفاده ازمواد و لوازم کشاورزي استفاده ميشود. توليد ارگانيکي بر پايهي اين موضوع است که يک مزرعه بايد براساس برنامهي مديريت ارگانيکي پيش رود، اين امر شامل يک گردش زراعي چندساله است. همچنين تدابيري بايد براي ازدياد حاصلخيزي زمين درنظر گرفته شود؛ که ميتوان به ثابت نگهداشتن ميزان نيتروژن، شخم عميق، استفاده از گياهان دو يا تک لپه، استفاده از گياهان به منظور کود سبز يا (Cover crop)اشاره کرد. استفاده ازموادآلي نظير کودهاي دامي، سبز و... از ديرباز درباروري خاکهاي زراعي درتمام نقاط جهان متداول بوده است، اما امروزه مصرف کودهاي دامي به دلايل گوناگون از رواج چنداني برخوردار نيست و نياز غذايي گياهان زراعي ازطريق کودهاي شيميايي تأمين ميشود.
درسيستمهاي ارگانيک ازمنابع به شيوهي مؤثرتري استفاده ميشود که اين امر منجر به صرفه جويي در انرژي و توليد محصول بيشتر ميشود.
همچنين افزايش فعاليتهاي ميکروارگانيزمهاي خاک (موجودات کوچک زنده) درنظام ارگانيک درمقايسه با نظام متداول ديده ميشود، که اين امر مربوط به ساختهشدن مواد ذخيرهاي نيتروژندار دربهبود شرايط فيزيکي خاک و جذب بهتراست. علاوه براين خاکهاي ارگانيک تعداد بيشتر و انواع بزرگتري از اجتماع ميکروارگانيزمها را درخود دارند، پژوهشگران معتقدند که قارچها منجربه پيدايي ثبات بيشتري درساختار فيزيکي خاکهاي ارگانيک ميشوند. محصولات ارگانيک حاوي غذاي بيشتري هستند و اين محصولات ارگانيک درمقايسه با گياهاني که به روشهاي مرسوم پرورش مييابند حاوي متابوليستهاي ثانويهي بيشتري هستند (متابوليستهاي ثانويه موادي هستند که بخشي از سيستمهاي ايمني گياهان را تشکيل ميدهند و اين مواد درمبارزه عليه بيماري سرطان نيز مفيدند.)
● اهداف کشاورزي ارگانيک
اهداف کلي در کشاورزي ارگانيک شامل توليد غذا با کيفيت بالا و عالي، همسو و همگام با حفظ طبيعت و محيط زيست، تقويت چرخههاي زيست محيطي، ارتقاي سطح حاصلخيزي خاک، صيانت ازتنوع ژنتيکي و ايجاد محيطي امن و سالم است؛ به عبارت ديگر اهداف اساسي کشاورزي ارگانيک عبارتند از:
۱) توليد مواد غذايي با کيفيت عالي و مطلوب
۲) کنش متقابل ميان بهبود سطح سلامت مردم همسو با چرخههاي زيست طبيعي.
۳) گسترش اثرسامانههاي توليد فرآوري ارگانيک بر توسعهي اجتماعي و بوم شناختي.
۴) توسعهي سودآوري و ماندگاري زيست بوم آبزيان.
۵) نگهداري و توسعهي بلندمدت حاصلخيزي خاک.
۶) نگهداري و تنوع ژنتيکي درسامانهي توليد و پيرامون آن، مشتمل برحفاظت گياهان و زيستگاههاي وحش.
۷) توسعهي کاربرد درست و مواظبت شايسته از منابع آب و همهي موجودات زندهي درون آنها.
۸) کاربرد هرچه بيشتر منابع تجديد شونده درسامانههاي توليد سامان يافتهي محلي.
۹) آميزش تعادل موزون ميان کشاورزي و دامپروري.
۱۰) برقراري شرايط زيست مطلوب دامها، باتوجه به جنبههاي اساسي رفتارغريزي آنها.
۱۱) کاهش و به حداقل رساندن هرگونه آلودگي درسامانهي توليد و پيرامون آن.
۱۲) فرآوري توليدات ارگانيک با استفاده از منابع تجديد شونده.
۱۳) توليد فرآوردههاي ارگانيک زوالپذير زيستي.
۱۴) توليد يافتههاي بادوام و مرغوب.
۱۵) برآوري نيازهاي اساسي يک زندگي با کيفيت، همراه با احساس رضايت ازيک محيط کارسالم براي همه افراد درگيردرکارتوليد و فرآوري ارگانيک.
۱۶) پيشرفت در راستاي يک زنجيره کامل از توليد، فرآوري و توزيع که برآورندهي عدالت اجتماعي و نيز پاسخگوي بوم شناختي باشد.
۱۷) استفادهي بهينه ازنيروي انساني شاغل در بخش کشاورزي.
۱۸) برقراري امنيت غذايي متناسب با رشد جمعيت.
۱۹) ايجاد و افزايش درآمد و اشتغال بهويژه درمناطق روستائي.
۲۰) حفاظت و حمايت ازمنابع کشاورزي و طبيعي و محيط زيست.
همچنين جنبههاي تکنيکي زراعت درکشاورزي ارگانيک عبارتند از:
الف) مديريت خاک درکشاورزي ارگانيک.
ب) مديريت تغذيهي گياهي درکشاورزي ارگانيک.
ج) مديريت تناوب زراعي درکشاورزي ارگانيک.
د) مديريت علفهاي هرز درکشاورزي ارگانيک.
ه) مديريت کنترل آفات و بيماريها.
که در زير به آن اشاره ميشود:
▪ مديريت خاک درکشاورزي ارگانيک:
دراين نوع کشاورزي، خاک بهعنوان پيکرهاي زنده معرفي شده و اعتقاد براين است که ميان خاک، گياه و موجودات زنده ارتباط جدانشدني وجود دارد و هرگونه بيتوجهي به اين ارتباط، حيات اين موجود زنده را تحت تأثير قرارميدهد. هدف از مديريت خاک درنظام ارگانيک، حفظ سلامت و فعاليت بيولوژيکي خاک و ايجاد محيطي مناسب براي رشد گياه ميباشد که به منظور توليد بيشتر مواردي چون جلوگيري از فرسايش آبي و بادي، هدررفتن آبها درمناطق خشک، زهکش، ايجاد محيطي مناسب براي رشد گياه، انجام عمليات صحيح زراعي و حفظ پوشش گياهي درخاکهاي کم هوموس درنظر گرفته ميشود، ضمن اين که دراين نظام بايد از اثرات متقابل محصول زراعي، خاک و تأثير مديريت کشت، اطلاعات کافي داشت. باتوجه به اينکه خاک به شدت تحت تأثير عمليات شخم قراردارد، ازاينرو در روش ارگانيک، روشي موردنظرميباشد که به حفظ ساختمان خاک و پوشش گياهي کمک شاياني بنمايد. بنابراين شخم کم عمق به منظور برهم زدن لايهي سخت خاک، روش مناسبي است.
شخم مناسب زمين به منظور تهويهي بهتر انجام ميپذيرد و رعايت اجراي شخم صحيح پس از برداشت، باعث کاهش فشردگي لايههاي زيرين خاک ميشود.
▪ مديريت تغذيهي گياهي درکشاورزي ارگانيک:
مديريت صحيح شامل گردش مواد غذايي مورد نياز گياه و دام دريک مجموعه ميباشد. بنابراين يادآور ميشود با کاهش مصرف منابع خارجي براي تأمين عناصرغذايي، ازهدررفتن عناصر جلوگيري شود و ميکروارگانيزمهاي خاک بتوانند عامل گردش عناصرغذايي درخاک را به انجام رسانند، بهنحويکه در صورت خروج مواد آلي و عناصر غذايي درهنگام برداشت، جايگزيني اين مواد تأمين شود. فرآيند هدر رفتن عناصرغذايي بايستي با استفاده از فرآيندهاي چرخهي طبيعي و تثبيت بيولوژيکي ازت به حداقل کاهش پيداکند. يک سيستم مطلوب را ميتوان در تلفيق نظامهاي زراعي و دامداري جستجو کرد بهطوريکه توليدات مزرعه در دامداري و ضايعات دامداري درمزرعه مصرف ميشود.
▪ مديريت تناوب زراعي درکشاورزي ارگانيک:
کشت پيدرپي يک محصول و يا محصولات شبيه بههم، موجبات کاهش عناصرغذايي خاک را فراهم آورده و حالت خستگي را براي خاک موجب ميشود.
دراثر برداشت محصول، عناصرغذايي بسيارزيادي ازخاک خارج ميشود و چنانچه کشت متداول ادامه پيداکند، کاهش مقاومت محصول دربرابر خسارت و آفات و بيماريها و کاهش رشد را بههمراه خواهد داشت. ازسويي دليل خستگي زمين ممکن است ناشي از فشار ناهنجار باقيماندههاي محصول قبلي برمحصول پس از آن باشد. بازگشت محصول قبلي کشت شده در زمين(کودسبز)، دربسياري از موارد خاصيت آنتيبيوتيکي داشته و مانع از انجام فعاليتهاي ميکروبي مضر خاک ميشود، ضمن آنکه اثرات آللوپاتي نيز وجود دارد. اگرچه اين امر ميتواند برکنترل علفهاي هرز مؤثر باشد ولي تأثير آن برتناوب کشت و رسيدن به يک نظام ارگانيک، مستلزم اطمينان ازتنظيم دقيق تناوب کشت هرمحصول ميباشد. برخي از دانشمندان بر اين باورند سموم طبيعي که توسط گياهان توليد ميشوند نسبت به کودهاي سنتزي که در کشاورزي متعارف استفاده ميشوند قابليت ايجاد مخاطرات بيشتري دارند.
اهدافي که دراين بخش موردتوجه است، شامل کنترل علفهاي هرز مزرعه، کنترل بيماريها و آفات ازطريق افزايش تنوع فضايي دربعد زماني و مکاني ميباشد.
▪ مديريت علفهاي هرز درکشاورزي ارگانيک:
تفکر کشاورزي نوين براساس نابودي علفهاي هرز است، بنابراين سعي ميشود با بهرهگيري از روشهاي کنترلي علفهاي هرز را ازبين برد. اگرچه علفهاي هرز به دليل رقابت با گياهان زراعي کاهش عملکرد آنها را فراهم آورده و برخي نيز بهصورت انگل ميباشند، ولي علفهاي هرز داراي محاسني نيز هستند، ازجمله ميتوانند با ايجاد پوشش مناسب درسطح خاک از فرسايش خاک جلوگيري کنند و يا ريشه آنها دربهبود فعاليت بيولوژيک خاک تأثير داشته و ممکن است بعضي موادشيميايي توليد شده توسط علفهاي هرز اثرات مثبتي برروي گياهان زراعي داشته باشد.
کشاورزي ارگانيک با تلاش براي ازبين بردن علفهاي هرز مخالف است و توصيه ميکند نوارهايي از علفهاي هرز دربين رديفهاي زراعي باقي ماند، که اين قسمتها بتوانند حشرات مفيد را به خود جلب کرده و به کنترل علفهاي هرز کمک کنند به عنوان عاملي براي تغذيه علفهاي هرز مي باشد که اين نوع کنترل در گروه کنترلهاي بيولوژيک ميباشد. اين نوع کشاورزي معتقد است که کنترل علفهاي هرز بايد بهصورت تعادلي بوده و ميان گونههاي زراعي و گونههاي هرز تعادلي برقرارباشد.
▪ مديريت کنترل آفات و بيماريها:
مصرف آفتکشها از دستاوردهاي کشاورزي پيشرفته بوده و پس از مشخص شدن آثار زيانبار آنها، اگرچه امروزه دربسياري از کشورهاي پيشرفته کمترمورد استفاده قرارميگيرند و استفاده از آنها ممنوع شده اما درکشورهاي (درحال توسعه) همچنان بهطور فزايندهاي مصرف ميشوند. برخي از مشکلات آفتکشها بهصورت زير است.
الف) وجود ماهيت شيميايي آفتکشها باعث برهم خوردن اکوسيستم خاک و موجودات زنده و حيوانات ميشود و به ايجاد بيماريهاي خوني و نابههنجاري مادرزادي درکودکان ميانجامد.
ب) ايجاد مسموميت درانسان.
ج) آلودگي هوا.
د) ازبين بردن حشرات مفيد (شکارگران).
ه) بياثربودن قارچها به دليل مقاوم شدن اين نوع آفات.
و) تأثيرمعکوس برخي آفتکشها، يعني ازدياد جامعهي آفات (مقاوم شدن آفات گياهي).
منظوراز کنترل بيولوژيکي، کاربرد کودهاي آلي، تناوب، رعايت تاريخ کشت، کودسبز، اصلاح ارقام مقاوم و تقويت دشمنان طبيعي آفات ميباشد. ضمنآنکه اين تفکر درکشاورزي ارگانيک وجود دارد که اگر درخاک توازن مواد غذايي برقرارباشد، افزايش قدرت گياه او را از آسيبديدگي دربرابر بيماريها در امان داشته و گياه داراي قابليت بيشتري براي مقابله با عوامل بيماريزا ميشود.
کشاورزي ارگانيک و حفاظت از محيط زيست:
مخاطرات زيست محيطي کشاورزي امروز بهطورعمده از مصرف بيرويه آفتکشها و کودهاي شيميايي منشا گرفته است. به کاربردن خارج از اندازه اين گونه مواد آلودهکننده شيميايي باعث آلودگي محيط زيست ميشوند. ورود مواد شيميايي مزبور به خاک و آب، انباشته شدن برخي از مواد شيميايي در محصولات کشاورزي و شيوههاي استعمال آنها مانند سمپاشي هوايي که ممکن است اثرات زيانباري برروي سلامتي انسان و حيوانات داشته باشد.
استعمال مفرط مواد شيميايي موجب عدم تعادل بيولوژيکي ميشود، که دربسياري از موارد باعث پيدايش آفتهاي مقاوم جديد شده است. امروزه ما ميبايست به اثرات فرعي آفتکشها و کودهاي شيميايي توجه داشته باشيم، زيرا آنها براي محيط زيست مضر ميباشند. کشاورزي ارگانيک گزينهي مناسبي جهت جلوگيري از معضلات نامبرده ميباشد.
درپايان ميتوان گفت که وجود هزاران انسان گرسنه، رشد جمعيت، فرسايش بيرويهي خاک، افزايش سطح بيابانها و... درکنار بازار رقابت جهاني و امکان عرضهي محصولات با قيمت پايينتر توسط کشورهاي پيشرفته، در واقع توان رقابت را از کشورهاي درحال توسعهي سلب کرده و اين کشورها را به توليد محصولات موردنياز کشورهاي صنعتي سوق داده است. اين روند موجب کشت تکمحصولي دربسياري از کشورهاي درحال توسعه و درنتيجه کنارهگيري از توسعهي کشاورزي همهجانبه شده است. درهر صورت، بهنظر ميرسد باتوجه به ويژگيهاي کشاورزي ارگانيک نميتوان اين فرآيند را مانند آنچه که در کشورهاي صنعتي درحال رخ دادن است درکشورهاي درحال توسعه نيز اجرا کرد، بلکه بايد با اتکا برمنابع بومي و فرآيندهاي بيولوژيک و... ضمن حفظ حاصلخيزي خاک و رفع نيازهاي غذايي به کنترل آفات و امنيت اقتصادي براي جوامع روستائي پرداخت. آنچه لزوم گسترش اين کشاورزي را درکشورهاي درحال توسعه الزامي ميکند اين است که:
تخريب منابع طبيعي و محيط زيست درکشورهاي درحال توسعه به سرعت درحال افزايش است.
کشاورزي ارگانيک، واردات انرژي اين کشورها را بسيارمحدود ميکند.
کشاورزي ارگانيک، فعاليتهاي نيروي انساني زيادي را طلب ميکند و ميتواند امکانات مناسبي را درجذب و اشتغال و جلوگيري از مهاجرت فراهم آورد. ضمنآنکه چنين فعاليتي کارايي کشاورزي را افزايش داده و کار کشاورزي را ازحالت يکنواختي و نامطلوب بيرون ميآورد و آن را براي کشاورزان لذتبخش ميکند.
درنهايت با بهکارگيري نظام کشاورزي ارگانيک امنيت غذايي درجامعه نهادينه شده و از بروز مشکلات و معضلات اقتصادي، سياسي و... ممانعت به عمل ميآيد.

هدف: يكي از بهترين تعريف هايي كه از مهندسي برق شده است، اين است كه محور اصلي فعاليت هاي مهندسي برق، تبديل يك سيگنال به سيگنال ديگر است. كه البته اين س ...

* هدف: يكي از بهترين تعريف هايي كه از مهندسي برق شده است، اين است كه محور اصلي فعاليت هاي مهندسي برق، تبديل يك سيگنال به سيگنال ديگر است. كه البته اين ...

* هدف: يكي از بهترين تعريف هايي كه از مهندسي برق شده است، اين است كه محور اصلي فعاليت هاي مهندسي برق، تبديل يك سيگنال به سيگنال ديگر است. كه البته اين ...

مقدمه: معادن سرشار منيزيم، زغال سنگ،‌ مس و آهن هند يکي از دلايل اصلي سيطره انگلستان بر کشور هند بود. دليل هجوم مهاجر نشينان فرانسوي، اسپانيايي،‌ پرتغا ...

فرمولاسيون سموم، به صور مختلف سم اطلاق مي گردد. فرمولاسيون مشخص مي کند که يک سم چگونه بايد بکار برده شود. مثلاً اگر سمي به صورت گَرد باشد، فرمولاسيون ...

● واژگان واژگان موردنياز به منظور تأمين مقاصد و اهداف کشاورزي زيستي عبارتند از: ▪ برچسب: از ديدگاه اقتصادي عبارتست از ارائه ي نام محصول، علائم تجاري و ...

● بررسي آبزي پروري زيستي در جهان از دهه ي ۱۹۷۰ توليدات آبزي پروري به طور متوسط سالانه ۹ درصد افزايش داشته که اين رقم با رشد ۳ ۱ درصدي صيد و ۹ ۲ درصدي ...

● واژگان فيزيولوژي گياهي: علم مطالعه ي ساختارهاي گياهي. اکولوژي: بوم شناسي مطالعه ي محيط زندگي. ژنتيک: شاخه اي از علم زيست شناسي است که درباره ي انتق ...

share telegramدانلود نسخه PDF - مهندسي کشاورزي