up
Search      menu
پزشکی و دامپزشکی :: مقاله مهندسى ژنتيک PDF
QR code - مهندسى ژنتيک

مهندسى ژنتيک

کاربرد بيوتکنولوژي در باغباني

با افزايش جمعيت در دنيا، نياز به افزايش توليد ميوه و سبزى نيز به همان نسبت وجود دارد. چگونه مى توان اين نسبت را متوازن نمود و توليدات باغبانى را با افزايش جمعيت، افزايش داد؟ تکنيک هاى سنتى به نژادى گياهان، پيشرفت هاى قابل توجهى را در اصلاح ارقام با پتانسيل بالا به وجود آورده اند ولى اين تکنيک ها قادر نيستند ميزان توليد ميوه ها و سبزى ها را نسبت به افزايش تقاضا براى اين محصولات در کشورهاى در حال توسعه بالا ببرند. لذا يک نياز فورى به استفاده از بيوتکنولوژى براى سرعت دادن به توسعه برنامه هاى اجرايى احساس مى شود. ابزارهاى بيوتکنولوژى در تمام برنامه هاى به نژادى محصولات باغبانى با اصلاح ارقام جديد گياهى، مهيا نمودن مواد مناسب کشت، حشره کش هاى انتخابى موثرتر و کودهايى با کارايى بالاتر، مورد استفاده و نياز هستند. اکثر ميوه ها و سبزى هاى موجود در بازار کشورهاى توسعه يافته، به صورت ژنتيکى دستکارى شده اند. بيوتکنولوژى مدرن، طيف وسيعى از موجودات زنده يا مواد حاصل از ميکروارگانيسم ها را در ساختن يا تغيير يک فرآورده جهت اصلاح گياهان يا حيوانات و يا اصلاح ميکروارگانيسم هايى براى کاربردهاى خاص در بر گرفته و مورد استفاده قرار مى دهد. بيوتکنولوژى يک جنبه جديدى از بيولوژى و علوم کشاورزى است که ابزار و راهکارهاى جديدى را بر حل مشکلات متفرقه توليد غذا در دنيا مهيا مى سازد. عمده ترين کاربردهاى بيوتکنولوژى جهت اصلاح و بهبود محصولات باغبانى عبارتند از:۱- کشت بافت. ۲- مهندسى ژنتيک. ۳- شناساگرهاى مولکولى. ۴- مارکرهاى مولکولى. ۵- توليد و توسعه ميکروب هاى مفيد
• کشت بافت يکى از کاربردهاى وسيع بيوتکنولوژى در زمينه کشت بافت، به ويژه ريز ازديادى است. اين تکنيک يکى از مهمترين تکنيک هاى مورد استفاده براى ازدياد غيرجنسى سريع گياهان در درون شيشه (In vitro) به حساب مى آيد. تکنيک کشت بافت از نظر زمان و فضاى مورد استفاده براى توليد انبوهى از گياهان عارى از بيمارى بسيار مقرون به صرفه است. همچنين انتقال منابع با ارزش گياهى (ژرم پلاسم) از نواحى بومى گياهان به اقصى نقاط دنيا با کشت بافت ميسر و تسهيل شده است. اين در حالى است که روش سنتى قادر به پاسخگويى و تامين مواد گياهى مورد نياز جهت تقاضاهاى موجود نيست. توليد گياهان عارى از ويروس با تکنيک کشت مريستم (نقاط رشدى در نوک ساقه و ريشه گياهان) در اکثر محصولات باغبانى امکان پذير شده است. تکنيک نجات جنين (رويان) يکى ديگر از کاربردهاى کشت بافت است که به نژادگران گياهى را ساخته است تا از سقط جنين هاى گياهى در اثر عوامل مختلف پيشگيرى نمايند. کشت جنين هاى نجات يافته در مراحل مناسب نمو، مى تواند مشکل ناسازگارى پس از تشکيل تخم را حل نمايد. اين تکنيک در گونه هاى باغبانى مشکل دار بسيار موثر بوده است. اکثر گونه هاى بقولات مناطق خشک به طور موفقيت آميزى از طريق کشت لپه ها، محور زيرلپه اى (هيپوکوتيل)، برگ، تخمدان، پروتوپلاست، دمبرگ، ريشه، بساک و... باززايى مى شوند. توليد گياهان هاپلوئيد (n _ کروموزومى) از طريق کشت گرده يا بساک يکى از کاربردهاى مهم کشت بافت در به نژادى گياهان است. اين تکنيک بسيار سريع بوده و از نظر اقتصادى غيرمقرون به صرفه است. هموزيگوتى کامل نتايج به گزينش فنوتيپ ها براساس خصوصيات کمى و کيفى توارث يافته کمک مى کند و باعث تسهيل در به نژادى، ايزولاسيون موفق، کشت و ترکيب پروتوپلاست هاى گياهى مى شود و در انتقال نر عقيمى سيتوپلاسمى جهت دستيابى به گياهان هيبريدقوى، از طريق ترکيب ميتوکندريايى بسيار مفيد و موثر است و کارايى زيادى در انتقال ژنتيکى در گياهان دارد. حفاظت درون شيشه اى ژرم پلاسم ها در محيط هاى کشت آماده و روش هاى جايگزين جهت غلبه بر مشکلات مديريتى منابع ژنتيکى در محصولاتى که به طور غيرجنسى تکثير مى شوند و گياهانى که هتروزيگوتى بالايى دارند و ذخيره بذر مناسبى ندارند، از اهميت زيادى برخوردار شده است. در برخى از محصولات خاص، حفاظت درون شيشه اى، راحت و بسيار موثر است. اين تکنيک ها به طور موفقيت آميزى در مورد محصولات باغبانى به کار گرفته شده و در مراکز مختلف جمع آورى ژرم پلاسم، شناخته شده هستند. ژرم پلاسم درون شيشه اى همچنين تبادل مواد گياهى عارى از آفت و بيمارى را تضمين نموده و به قرنطينه بهتر آنها کمک مى کند.به نژادگران گياهى به طور ممتد در حال تحقيق بر روى تغييرات ژنتيکى جديدى هستند که کارآيى بالايى در اصلاح ارقام جديد دارند. برخى از گياهان باززايى شدند. از طريق کشت بافت، اغلب تنوع فنوتيپى غيرمعمول و جديدى را نسبت به فنوتيپ گياه اصلى و مادرى از خود نشان مى دهند. چنين تنوعى را، تغييرات سوماکلونال (Somaclonal) مى نامند که مى تواند قابل توارث و تثبيت باشد و در نسل بعدى ديده شود. همچنين، تغييرات ممکن است اپى ژنتيکى باشند و در توليد مثل جنسى (ازدياد جنسى) ديده نشوند. تغييرات قابل توارث براى به نژادگرهاى گياهى بسيار مفيد هستند.
مهندسى ژنتيک در گياهان مهندسى ژنتيک در سه مرحله اصلى زير دخالت دارد: ۱- شناسايى و جدا کردن ژن هاى مطلوب براى انتقال. ۲- سيستم رهاسازى جهت وارد کردن ژن مطلوب به داخل سلول هاى پذيرنده. ۳- بيان اطلاعات ژنتيکى جديد در سلول هاى پذيرنده. با استفاده از تکنيک هاى مهندسى ژنتيک، ژن هاى مفيد زيادى به داخل گياهان وارد شده و باعث توسعه گياهان تغيير يافته ژنتيکى (گياهان تراريخته) گرديده است. در اين گياهان DNA خارجى به طور ثابت الحاق يافته و فرآورده ژنى مناسبى را باعث مى شود. گياهان تراريخته وسعتى در حدود ۶ ۵۲ ميليون هکتار را در کشورهاى صنعتى و در حال توسعه تا سال ۲۰۰۱ به خود اختصاص داده اند. ژن ها براى دستيابى به خصوصيات مفيد زير به داخل محصولات گياهى وارد مى شوند. مقاومت به علف کش ها: گياهان تراريخته مقاوم به علف کش ها اين امکان را براى کشاورزان به وجود آورده اند که بدون صدمه به گياه اصلى، جهت از بين بردن علف هاى هرز از علف کش هاى مختلف استفاده کنند. اکثر گياهان مقاوم به علف کش ها در گياهانى نظير گوجه فرنگى، توتون، سيب زمينى، سويا، کتان، ذرت، خردل روغنى، اطلسى و امثال آن به وجود آمده اند. گليفوسات (Glyphosate) يکى از قوى ترين علف کش هايى است که براى طيف وسيعى از گياهان با نام تجارى رانداپ (Round up) در حال استفاده است. گليفوسات با بلوکه کردن يک آنزيم ۵-انول پروويل شيکيمات -۳-فسفات سنتاز (EPSPS) که در بيوسنتز اسيدهاى آمينه حلقوى نظير تيروزين، فنيل آلانين و تريپتوفان نقش دارد، منجر به از بين رفتن علف هاى هرز مى شود. اسيدهاى آمينه مواد سازنده پروتئين ها هستند. گياهان تراريخته مقاوم به گليفوسات که حاوى ژن EPSPS هستند به مقادير زيادى آنزيم مورد نظر را توليد کرده و در برابر اثرات گليفوسات از خود مقاومت نشان مى دهند. قابل ذکر است که اين علف کش يک علف کش عمومى است و تمام گياهان را از بين مى برد. تعدادى از آنزيم هاى سم زدا در گياهان و ميکروب ها شناسايى شده اند از جمله آنزيم گلوتاتيون _ اس _ ترانسفور (GST) در ذرت و گياهان ديگر، اثرات سمى علف کش بروموکسينيل (Bromoxynil) را خنثى مى کند و همچنين آنزيم فسفينوتريسين استيل ترانفسفراز (pat) که اثرات سمى علف کش PPT (ال _ فسفينوتريسين) را خنثى مى کند. با گرفتن ژن ban از klebsiella و ژن bar از قارچ هاى استرپتوميست (Strepotomyces) و انتقال آنها به سيب زمينى، چغندر قند، سويا، کتان و ذرت، گياهان تراريخته اى حاصل شده اند که به علف کش ها مقاوم اند. گياهان تراريخته، زحمت و هزينه مبارزه با علف هاى هرز را براى کشاورز کاهش داده و باعث افزايش عملکرد محصول مى گردند. مهندسى مقاومت به پاتوژن ها (عوامل بيمارى زا): ويروس ها مهم ترين و خطرناک ترين عوامل بيمارى زاى گياهى بوده که به طور قابل توجهى عملکرد محصولات باغبانى را کاهش مى دهند. راهکارهايى با استفاده از پوشش پروتئينى ويروس ها و RNA ماهواره اى جهت کنترل آلودگى هاى ويروسى به کار گرفته شده است. ويروس ها موجودات ذره بينى متشکل از اسيدهاى نوکلئوئيک (RNA DNA) هستند که در يک پوشش پروتئينى محصور بوده و قادر به تکثير زياد در داخل سلول ميزبان هستند. استفاده از پوشش پروتئينى ويروس به عنوان يک عامل قابل تغيير جهت توليد گياهان مقاوم به ويروس يکى از دستاوردهاى مهم بيوتکنولوژى گياهى است. ژن مسئول ساخت پوشش پروتئينى از ويروس موزائيک توتون (TMV) به عنوان يک ويروس با RNA رشته اى مثبت به گياه توتون انتقال داده شده و آن را مقاوم به ويروس TMV کرده است. استفاده از ژن مقاوم به پروتئين nucelocapsid در گياهانى نظير گوجه فرنگى، توتون، کاهو، بادام زمينى، فلفل و گل هاى زينتى مانند حنا، گل ابرى و داوودى جهت مقاومت به ويروس لکه پژمردگى گوجه فرنگى معرفى شده است. استفاده از RNA ماهواره اى (SATRNA) برخى گياهان تراريخته را به ويروس موزائيک خيار (CMV) مقاوم کرده است. گياهان تراريخته مقاومى نيز در برابر ويروس موزائيک يونجه، ويروس x سيب زمينى، ويروس تانگروى برنج، ويروس جغ جغى توتون و ويروس لکه حلقوى خربزه درختى (پاپايا) به وجود آمده اند. در دهه اخير، ژن هاى مقاومى در شناسايى پاتوژن هاى بيمارى زا معرفى و کلون شده اند. همچنين برخى از مسيرهاى مشخصى که آلودگى پاتوژنى را دنبال مى کنند، مورد شناسايى قرار گرفته اند. برخى ترکيبات ضدقارچ در گياهان مقاوم به آلودگى هاى قارچى شناسايى و ساخته شده است. راهکارهاى مناسبى جهت توسعه مقاومت به قارچ ها با توليد گياهان تراريخته حاوى مولکول هاى ضدقارچ نظير پروتئين ها و سموم توسعه يافته است. ژن کيتيناز (Chitinase) گرفته شده از لوبيا، مقاومت زيادى به بيمارى قارچى Rhizoctonia solani در توتون و شلغم به وجود آورده است. همچنين اين ژن که از باکترى خاکزى Serratia marcescens گرفته شده است در گياه توتون، مقاومت به بيمارى قارچى Altenaria longipes که باعث بيمارى لکه قهوه اى مى شود را ايجاد کرده است. ژن استيل ترانسفراز در توتون، مقاومت به بيمارى باکتريايى Pseudomonas Syringea را باعث شده است. مقاومت به تنش ها: برخى از ژن ها مسئول ايجاد مقاومت در برابر تنش هايى همچون گرما، سرما، شورى، عناصر سنگين و هورمون هايى گياهى هستند. مطالعاتى نيز در مورد متابوليت هاى نظير پروتئين ها و بتائين ها انجام گرفته است که نشان داده اند در مقاومت به تنش ها دخالت دارند. مقاومت به سرمازدگى در توتون با داخل کردن ژن مسئول سنتز آنزيم گليسرول، فسفات، آسيل، ترانسفراز ايجاد شده است که اين ژن از Arabidopsis گرفته شده است. برخى گياهان با سنتز گروهى از مشتقات قندى مشهور به پلى ال ها (مانيتول، سوربيتول و سيون) به تنش هاى خشکى واکنش نشان مى دهند. گياهانى که داراى پلى ال هاى بيشترى هستند، مقاومت بيشترى به تنش ها دارند. با استفاده از ژنى در باکترى ها که قادر به ساختن مانيتول ها است، اين امکان وجود دارد که سطح مانيتول را در گياهان مقاوم به خشکى بالا برد. کيفيت ميوه: ميوه هاى گوجه فرنگى که به کندى مى رسند از اهميت ويژه اى در حمل ونقل برخوردارند. گوجه فرنگى تراريخته با فعاليت کم آنزيم پکتين ميتل استواز و مقادير بالاى مواد جامد محلول و PH بالا، کيفيت فرآورى را افزايش مى دهد. گوجه فرنگى هاى ديررس با استفاده از RNA آنتى سنس توليد شده اند که در آنها از سنتز آنزيم هاى دخيل در توليد اتيلن ممانعت مى شود مثل آنزيم EgAccl سنتتاز. همچنين با استفاده از ژن دآميناز که مقدار اسيد ۱- آمينو سيکلوپروپان ۲-کربوکسيليک (ACC) (پيش ماده سنتز اتيلن) را در ميوه کاهش مى دهد، امکان توليد گوجه فرنگى هاى ديررس وجود دارد. اين گوجه فرنگى ها از عمر ماندگارى بيشترى برخوردار هستند و همچنين مى توانند مدت طولانى بر روى گياه باقى بمانند تا تجمع قندها و اسيدها در ميوه جهت بهبود طعم آن بالا رود. اين گوجه فرنگى ها در کشورهاى اروپايى و آمريکايى در سطوح تجارى گسترده اى در حال توليد هستند. با استفاده از ژن ساکارز فسفات سنتتاز مى توان گوجه فرنگى با ساکارز و نشاسته کم توليد نمود، همچنين با ژن باکتريايى ADP گلوکز پيروفسفوريلاز مى توان محتواى نشاسته سيب زمينى ها را به ميزان ۲۰ تا ۴۰ درصد افزايش داد. مقاومت به آفات: با وارد کردن ژن بتا اندوتکسين (ژن bt) گرفته شده از باکترى Bacillus thuringiensis به گياهانى نظير کتان، توتون، گوجه فرنگى، سويا، سيب زمينى و... مقاومت به حشرات مضر در اين گياهان ايجاد شده است. اين ژن ها، پروتئين هاى کريستاله ضد حشرات را توليد مى کنند که بر روى دامنه وسيعى از سخت بالپوشان، بى بالپوشان و دو بالپوشان اثر دارد. اين کريستال ها در داخل بدن لارو حشرات به صورت ذرات قليايى در داخل پروتوکسين هاى انفرادى با وزن مولکولى ۱۳۳ تا ۱۳۶ کيلووالتون تشکيل مى شوند. اين پروتئين هاى کريستالى ضدحشرات در طول دوره رشد رويشى سلول ها توليد مى شوند و اثرات زيادى بر کنترل حشرات دارند. نر عقيمى و تجديد بارورى: اين تکنيک در توليد بذر هيبريد بسيار مفيد مى باشد. گياهان تراريخته با ژن هاى نر عقيم و تجديد کننده بارورى در شلغم ايجاد شده اند. اين تکنيک توليد بذر هيبريد، بدون اخته کردن دستى گل هاى نر را تسهيل مى نمايد و گرده افشانى را در ذرت کنترل مى کند. در سال ،۱۹۹۰ ماريانى (Mariani) و همکاران در بلژيک با موفقيت يک ساختار ژنى را که داراى محرک خاص ديگرى بود از ژن TA29 توتون گرفتند و ژن ريبونوکئاز را در باکترى باسيلوس (ژن بارناز) توالى يابى کرده و در توليد گياهان تراريخته شلغم به کار گرفتند. با اين عمل و با بيان ژن انتقال يافته از توليد گرده نرمال جلوگيرى شده و منجر به نر عقيمى مى شود.
• شناساگرهاى مولکولى کاوشگر هاى اسيد نولکئيک: امروزه با استفاده از کاوشگر هاى CDNA مى توان بيمارى هاى گياهى را قبل از بروز علائم شناسايى کرد. کاوشگر، توالى هاى اسيدنوکلئيک پاتوژن هستند که ارگانيسم هاى با مارکرهاى ويژه را توليد مى کنند. کاوشگرهاى CDNA به نواحى خاصى از پاتوژن ها فرستاده شده و با استفاده از تکنيک هاى استاندارد DNA نوترکيب مى توان آنها را توليد کرد. پادزهرهاى تک کلونى :(McAb) تکنيک هاى ايمونوشيميايى، براى شناسايى سريع و دقيق پاتوژن هاى گياهى بسيار مفيد هستند. همچنين از اين تکنيک در شناسايى بيمارى هاى گياهى استفاده مى شود. تکنيک هيبريداسيون (تلاقى)، روش هاى مناسبى را براى توليد هومولوگ ها به وجود آورده است که از لحاظ بيوشيمى اينها به عنوان مواد ايمنولوژيکى تعريف مى شوند که توسط يک لاين سلولى ساده و عليه اپى توپ هاى پادتن ايمن ساز ساخته مى شوند. پتانسيل بالاى McAbs در شناساگرهاى پاتولوژى گياهى ضرورى هستند چون منجر به توليد پادزهرهاى هموژن با فعاليت مشخص به مقادير زياد گرديد که در مدت زمان طولانى ساخته مى شوند. با اين حال تکنولوژى هيبريداسيون يک عمل آزمايشگاهى و پرهزينه است در مقايسه با روش هاى ايمنى سازى استاندارد که به طور گسترده براى شناساگرهاى مولکولى در مقياس وسيع استفاده مى شوند.
• مارکرهاى مولکولى استفاده از مارکرهاى مولکولى جهت گزينش صفات زراعى، کار را براى به نژادگرايان گياهى آسان ساخته است. اين امکان به وجود آمده است که گياهان را براساس صفات مختلف يا مقاومت به بيمارى ها در مراحل مختلف رشد و نمو، گروه بندى کنيم. استفاده از RFLP چند شکلى طولى قطعات برشى)، RAPD (DNA) چند شکلى تکثير شده تصادفى)، AFLP (چند شکلى طولى قطعات تکثير شده) و مارکرهاى ايزوآنزيم در به نژادى گياهان، فراوان به چشم مى خورد. مارکرهاى RFLP براى مارکرهاى مورفولوژيکى و ايزوآنزيم ها مفيد بوده، چون تعداد آنها فقط توسط اندازه ژنوم محدود مى شود و آنها تحت تاثير شرايط محيطى قرار نمى گيرند. نقشه هاى مولکولى در حال حاضر براى برخى از گياهان زراعى نظير ذرت، گوجه فرنگى، سيب زمينى، برنج، کاهو، گندم و گونه هايى از کلم ها وجود دارد. مارکرهاى RFLP کاربردهاى زيادى دارند که مى توان به شناسايى ارقام، شناسايى مکان هاى ژنى، صفات کمى، آناليز ساختار ژنوم، داخل کردن ژرم پلاسم و کلون سازى براساس نقشه، اشاره کرد. RFLP به عنوان ابزارى براى شناسايى مورد استفاده قرار مى گيرد چون در مقايسه با APD قدرت ترميم و بازسازى دارد. ريزماهواره ها يا مارکرهاى تکرارشونده توالى ساده (SSRS) نيز استفاده گسترده اى در ژنوتيت سازى، نقشه ژنى و آناليزه ژنى دارند.
• توليد مايه زن هاى ميکروبى استفاده بى رويه و بدون احتياط از کودها و سموم شيميايى براى توليد محصول و کنترل حشرات و آفات، منجر به آلودگى محيطى و از بين بردن حاصلخيزى و سلامت خاک و توسعه مقاومت در برخى حشرات و مشکلات بقاياى سموم شده است. لذا يک توجه جهانى به استفاده از کودها و آفت کش هاى زيستى مطمئن در مديريت تلفيقى تغذيه و سيستم هاى مديريت آفات وجود دارد. کودهاى زيستى، ميکروارگانيسم هايى هستند که نيتروژن اتمسفر را تثبيت کرده و يا فسفر تثبيت شده را در خاک به صورت محلول درآورده و عناصر غذايى را بيشتر در اختيار گياه قرار مى دهند. استفاده از ميکروارگانيسم ها به عنوان کود، مزاياى زيادى دارد از جمله کم هزينه بودن آنها، غيرسمى بودن براى گياهان، آلوده نکردن آب هاى زيرزمينى و اسيدى نکردن خاک و مناسب براى رشد گياه. ريزوبيوم ها، ميکروارگانيسم هايى هستند که بر روى ريشه گياهان بقولات (حبوبات) گره هايى را ايجاد مى کنند و توسط آنها نيتروژن اتمسفر را تثبيت کرده که اين نيتروژن سپس به آمونيوم و بعد به اسيدهاى آمينه در سلول گياهى تبديل مى شود. مايه زنى خاک با اين باکترى ها به کاهش مصرف کودهاى نيتروژنه اضافى به خاک کمک مى نمايد. باکترى هاى حل کننده فسفر نيز گروه ديگرى از ميکروارگانيسم ها هستند که فسفر غيرمحلول خاک را به صورت محلول درآورده و آن را به راحتى در اختيار گياه قرار مى دهند. ميکوريزا به همزيستى بين قارچ هاى غير بيمارى زا و ريشه گياهان گفته مى شود. ميکوريزا عناصر غذايى را از لايه هاى عميق تر خاک در اختيار گياهان قرار مى دهد و با مايه زنى آنها به استقرار و رشد بهتر گياهان مى توان کمک کرد. اکثر ميوه ها نظير خربزه درختى، انبه، موز، مرکبات و انار که وابسته به اين رابطه هستند، با مايه زنى اين قارچ ها، فسفات و عناصر غذايى بيشترى در اختيار اين ميوه ها قرار مى گيرد. اين اجتماع ميکوريزاها، همچنين به مقاومت گياهان در برابر حمله بيمارى ها کمک کرده و از طرفى خصوصيات خاک را نيز بهبود مى بخشد. تغيير ژنتيکى ميکروب ها: با استفاده از تکنيک نوترکيبى DNA اين امکان فراهم شده است که به طور ژنتيکى، مى توان نژادهاى مختلف اين باکترى ها را دستکارى نمود و ميکروب هايى سازگار با شرايط محيطى مختلف و نژادهايى با خصوصيات و ظرفيت رقابت و گره زايى بهتر توليد نمود. آفت کش هاى زيستى، ارگانيسم هاى بيولوژيکى هستند که مى توانند همانند آفت کش هاى شيميايى براى کنترل آفات مورد استفاده قرار گيرند. اين آفت کش ها جايگاه خود را در کشاورزى، باغبانى و برنامه هاى سلامت عمومى جهت کنترل آفات، پيدا نموده اند. آفت کش هاى زيستى مزاياى زيادى دارند. آنها در کنترل آفات به صورت اختصاصى عمل نموده و براى ارگانيسم هاى غيرهدف نظير زنبورها و پروانه ها مضر نيستند. اين آفت کش ها براى انسان و احشام ضررى نداشته و در داخل زنجيره غذايى توزيع نشده و از خود بقايايى باقى نمى گذارند. برخى از آفت کش هاى ميکروبى مورد استفاده براى کنترل حشرات، گونه هايى از Bacillus thuringiensis هستند که براى کنترل حشرات گوناگون مورد استفاده قرار مى گيرند. خصوصيت حشره کشى اين باکترى ها به علت توليد کريستال هاى پروتئينى در دوره تخم ريزى است. اين پروتئين ها سموم معده هستند که خاصيت ضدحشره دارند. سموم Bt همچنين قادر به از بين بردن نماتودهاى گياهى مى باشد. گسترش و استفاده تجارى بيوتکنولوژى گياهى، يک نشانه مهم براى اندازه گيرى بقاى اين تکنولوژى جديد مى باشد. کشاورزان کوچک و کم درآمد مى توانند از تکنولوژى کم هزينه تر مانند استفاده از کودهاى زيستى و آفت کش هاى زيستى استفاده نمايند برعکس کشاورزان مايه دار که از تکنولوژى مدرن و پرهزينه بهره مى برند.

● اطلاعات اوليه علم ژنتيک يکي از شاخه هاي علوم زيستي است. بوسيله قوانين و مفاهيم موجود در اين علم مي توانيم به تشابه يا عدم تشابه دو موجود نسبت به يکد ...

علم ژنتيک يکي از شاخه هاي علوم زيستي است. بوسيله قوانين و مفاهيم موجود در اين علم مي توانيم به تشابه يا عدم تشابه دو موجود نسبت به يکديگر پي ببريم و ب ...

تاريخچه اهميت بعضي از اصول علمي ، در زمان کشف آنها مشخص نمي‌شود، بلکه پس از مدت زماني که مي گذرد ارزش آنها معلوم مي‌شود. يکي از مثالهاي روشن اين مساله ...

سلولهاي سرطاني به دو صورت وجود دارند: اول نوعي که به آن حالت پيشرونده گويند و آن عبارت از استعداد سرايت و تخريب بافتهاي مجاور است، بطور مثال سلولهاي س ...

هيچ دو نفري مانند هم نيستند، مثلاً در تجويز درمان هاي ضد سرطان براي دو نفر، ممکن است نحوه ي پاسخ دهي اين افراد بسيار متفاوت باشد: در يک نفر عوارض جانب ...

بيشتر زوج هايي که سابقه بيماري ژنتيکي در خانواده خود دارند از انتقال اين بيماري ها به فرزندان خود نگرانند... يکي از راه هايي که مي تواند در برخي از اي ...

قانون تعادل که قانون هاردي _ وينبرگ نام دارد، به اين ترتيب بيان مي گردد که در يک جمعيت بزرگ که آميزش به صورت تصادفي است و مهاجرت ، جهش ، گزينش وجود ند ...

● درمان بيماريهاي ژنتيکي شبکيه: اگر چنانچه وسيله يي داشته باشيد و قطعه يي از آن خراب شود آيا آن قطعه از دستگاه خود را تعويض مي کنيد؟ آيا راهي براي ثبا ...

دانلود نسخه PDF - مهندسى ژنتيک