up
Search      menu
اجتماعی,سیاسی :: مقاله مهاجرت PDF
QR code - مهاجرت

مهاجرت

پيرامون مهاجرت نخبگان (1)

● مقدمه
نيروي انساني به ويژه نيروي متخصص، در توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هر جامعه نقش اساسي ايفا مي كند. در تقسيم بندي بانك جهاني نيز يكي از منابع ثروت كشورها، منابع انساني، به ويژه متخصصين هر كشور ذكر شده است.
سرمايه انساني از ابزارهاي مهم توسعه است و توسعه نيز منوط به حفظ سرمايه انساني است. به عبارت ديگر، سرمايه هاي انساني يا همان نيروهاي متخصص و ماهر، هم ابزار هستند و هم هدف توسعه. امروزه نيروي ذهني، مغزي، تفكر ومديريت جامعه يك ثروت محسوب مي شود ومهاجرت انديشمندان و روشنفكران مي تواند موازنه علمي يك سرزمين را با چالش جدي مواجه كند.
ديدگاههاي مختلفي در ارتباط با به پديده فرار مغزها وجود دارد.
ديدگاهي خوشبيانه، سخن گفتن از فرار مغزها در عصر ارتباطات را بدبينانه مي پندارد. اين ديدگاه ناظر بر اين است كه توسعهٔ ارتباطات جهان را به دهكده اي شبيه ساخته كه در آن افراد به آخرين تجهيزات ارتباطي دسترسي دارند. لذا در نگاه قائلين به اين ديدگاه، سخن گفتن از فرار مغزها يا مهاجرت نخبگان غلو شده به نظر مي رسد.
ديدگاه ديگري دانشمندان و نخبگان را سرمايه هاي جهاني مي داند. از اين منظر چنانكه دليلي ندارد جلوي مهاجرت نخبگان گرفته شود، علتي نيز وجود ندارد كه دستاوردهاي علمي آنان به سراسر جهان صادر نشود.
نظريه اي كه بر اساس ديدگاه هاي ماركسيستي مطرح مي شد مفهوم فرار مغزها را به قاچاق سلول هاي خاكستري تعبير مي نمايد. در اين ديدگاه نخبگان به منزلهٔ بردگاني تلقي مي شوند كه از روي اجبار و بدون حق انتخاب ناچارند در جهت بهره وري سيستم سلطه جوي كشورهاي رباينده خدمت كنند. اين گروه، فرار مغزها را در اثر فريب، توطئه و اغواگري كشورهاي مقصد مي دانند و بدين جهت اين مهاجرت را نوعي اجبار به حساب مي آورند. فريفتن نخبگان و جذب سرمايه هاي انساني كه از مهمترين سرمايه هاي اقتصادي به شمار مي روند شيوهٔ جديد استعمار علمي فرهنگي است. اين ديدگاه گروهي است كه جهان سوم را در معرض تهاجم دستاوردهاي فرهنگي مي دانند.
عده اي ديگر جذب گروه نخبگان را حق كشورهاي توسعه يافته مي دانند. اين عده معتقدند كشورهاي توسعه يافته سهم زيادي در پيشرفت علم، رفاه اجتماعي و امنيت جهاني دارند و با جذب نخبگان جلوي هدر رفتن آنها را مي گيرند. و عده اي ديگر نيز معتقدند كه مهاجرت نخبگان پديده اي مذموم نبوده و در واقع عاملي براي توسعه و مبادلهٔ فرهنگ است.
● مفهوم مهاجرت نخبگان
در فرهنگ معين آمده است: مهاجرت يعني از موطن خود به جايي ديگر نقل مكان كردن و هجرت گزيدن . همچنين در فرهنگ فارسي عميد مهاجرت به معني از جايي به جايي رفتن و در آنجا منزل كردن و دوري كردن از شهر و ديار آمده است. اما در تعريفي كاربردي و ملموس مي توان مهاجرت را بدين صورت تعريف كرد: ترك سرزمين اصلي و ساكن شدن در سرزمين ديگر به طور دائم يا موقت .
مهاجرت زماني يك مسئلهٔ اجتماعي تلقي مي شود كه ميزان مهاجرت از داخل به خارج در مدت يكسال بيش از ميزان مهاجرت از خارج به داخل باشد. البته در اين راستا مي بايست ميان مهاجرت نيروي كار و مهاجرت نخبگان تفاوت قائل شد.
اما مهاجرت نخبگان به اين معناست كه جامعه به دانش و تخصص نخبگان خود نياز دارد ولي اين نيروها، مهاجرت دائمي يا نيمه دائمي را به كشورهاي ديگر ترجيح مي دهند.
براي درك صحيح پديده مهاجرت نخبگان توجه به چند نكته ضروري است:
۱) ميان مهاجرت نيروي كار و مهاجرت نيروهاي متخصص تفاوت وجود دارد.
۲) مهاجرت نيروهاي متخصص زماني به عنوان يك پديدهٔ منفي مورد ارزيابي قرار مي گيرد كه در داخل كشور به تخصص آنان نياز مبرم وجود داشته باشد و مهاجرت آنها به گونه اي باشد كه ارتباط شغلي و عملي آنان با داخل كشور به كلي قطع شود.
۳) گاهي به جاي ذكر نام مهاجرت نخبگان از واژهٔ فرار مغزها استفاده مي شود. قابل توجه است كه استعمال اين واژه علاوه بر تداعي مهاجرت نخبگان نوعي اجبار در مهاجرت را نيز به ذهن متبادر مي سازد.
۴) در گزارش كشورهاي اروپايي عضو سازمان همكاري اقتصادي و توسعه (OECD) به دو مفهوم مبادلهٔ جريان مغزها (Brain exchange) و بر باد دادن مغزها (Brain Waste) اشاره شده است. مبادلهٔ مغزها به دو جريان هم زمان خروج و ورود مغز اشارهٔ ضمني دارد. هر گاه سنگيني اين مبادله به يك طرف متمايل شود، دو اصطلاح ديگر فرار مغزها و تصاحب مغزها Brain gain به كار برده مي شود. بر باد دادن مغزها (ضايع كردن مغزها) زماني اتفاق مي افتد كه نيروهاي متخصص در حرفه اي دور از شأن و تخصص و تجربهٔ ملي خود به كار گرفته شوند.
● فرار مغزها: معضلي جهاني
برخلاف تصور رايج مبني برآن كه پديده فرارمغزها تنها دامنگير كشورهاي جهان سومي و توسعه نيافته است، شواهد نشان مي دهد اين معضل برقاره اروپا وملل پيشرفته وصنعتي نيز سايه افكنده ومسؤولان امر را براي چاره انديشي به تكاپو واداشته است. چنانچه جمعي از دانشمندان برجسته و پيشرو در قاره اروپا با انتقاد شديد از سياست هاي علمي اتحاديه اروپا، از مسؤولان اين اتحاديه خواسته اند تا با ايجاد اصلاحات لازم و سرمايه گذاري بيشتر از مهاجرت مغزها به ايالات متحده آمريكا جلوگيري كنند. رؤساي ?? آكادمي علوم دراروپا با ارسال نامه سرگشاده اي به شوراي رهبران اتحاديه اروپا تصريح كرده اند: درك اين نكته بسيار مهم است كه ايالات متحده آمريكا در جذب استعدادهاي جوان از تمام نقاط دنيا بسيار موفق تر از اتحاديه اروپا عمل مي كند .
توني بلر اذعان كرده است كه مدتها بي توجهي و كمبود منابع مالي باعث بخش اعظم فرار مغزها از اين كشور بوده است. وي همچنين گفته است: مي خواهم انگليس را به يكي از بهترين مكانها در جهان براي پيگيري علم تبديل كنم. به اين منظور بايد بودجه مناسب در اختيار افراد قرار بگيرد و هزينه ابزار و زيرساخت تامين شود .
اين معضل در كشورهاي اروپاي شرقي به شكل حادتري وجود دارد. همچنين فرار مغزها و مهاجرت نيروي انساني متخصص پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي نيز بسيار ديده شده است.
● سياست جذب نيروي متخصص
يكي از اولويتهاي سياست جذب مهاجران، تخصص و مهارت آنان در زمينه هاي مورد نياز كشورهاي ميزبان است و به نوعي ميتوان از اين سياست با عنوان تلاش كشورهاي ثروتمند براي جبران كمبود نيروي كار در صنايع كليدي يادكرد. در آمريكا به ويژه در دههٔ اخير، سياست جذب نخبگان پيگيري شده است. تاكنون پنج برندهٔ جايزهٔ نوبل در كانادا و ۳۰ درصد دانشمندان برجسته اين كشور در زمينهٔ تكنولوژي به آمريكا مهاجرت كرده اند.
براساس اطلاعات انتشار يافتهٔ صندوق بين المللي پول(۱۹۹۹)، از كشورهاي هندوستان، چين و ايران به ترتيب ۲۲۸، ۱۶۵ و ۱۰۵ هزار نفر با تحصيلات عالي، به آمريكا مهاجرت كرده اند. نتايج اين مطالعه كه دربارهٔ ۶۱ كشور كمتر توسعه يافته انجام شده، نشان مي دهد كه بيشترين آمار مهاجرت متعلق به افراد با تحصيلات عالي بوده است (اداره كل فرهنگي ايرانيان خارج از كشور؛ ۱۳۷۸).
براساس اطلاعات ارائه شده توسط صندوق بين المللي پول، كشورهاي ايران، فيليپين، كره و تايوان در صدر جدول كشورهاي مهاجر فرست در سال ۱۹۹۹ قرار داشته اند. همچنين كانادا، آمريكا، آلمان، انگليس، فرانسه، سوئد، استراليا و زلاندنو به ترتيب حائز ركورد در جذب مهاجر ايراني هستند.
● دشواري هاي بررسي پديدهٔ فرار مغزها
اما در اين ميان آنچه كه به دشواري بررسي پديدهٔ فرار مغزها مي افزايد، فقدان آماري صحيح و متمركز در كشورهاي مهاجرفرست و مهاجرپذير از ميزان واقعي مهاجرت نخبگان و متخصصان است. در كشور ما نيز با وجود گزارش هاي آماري متعددي كه تاكنون دربارهٔ مهاجرت نخبگان و فرار مغزها تهيه شده، خلأهاي عمده اي در اين زمينه احساس مي شود. تمام كمبودهاي آماري در اين زمينه معلول فقدان پيگيري سياست مهاجرت برنامه ريزي شده در ايران است و به همين دليل نيازي به تهيه و تدارك چنين اطلاعاتي احساس نمي شود. همچنين در سياست آموزشي كشور خط مشي روشني براي مواجهه با اين پديده ترسيم نشده است و در چنين شرايطي، ابعاد آسيب زاي قضيه بيشتر رخ مي نمايد.
در حال حاضر تشكيلات معيني در كشور براي پيگيري مسأله مهاجرت وجود ندارد و اين در حالي است كه در بسياري از كشورها نظير تركيه، هند، استراليا و ايتاليا سازمانهايي در حد وزارتخانه يا معاونت رياست جمهوري مأموريت پيگيري مسأله مهاجرت نخبگان را دارند. به نظر مي رسد؛
۱) يكي از وزارتخانه ها در كشور مسؤول پيگيري جدي اين موضوع بشود. وزارت امور خارجه به علت بيشترين ارتباط با مهاجران ايراني و وزارتخانه هاي آموزش عالي و بهداشت و درمان به علت بيشترين ارتباط با نخبگان بالفعل و يا بالقوه داخل كشور گزينه هاي مناسبي مي باشند.
۲) سياستگذاري در مورد اين موضوع در يك شوراي متشكل از وزارتخانه هاي مرتبط با اين قضيه تشكيل گردد. وزارتخانه هاي امور خارجه، اطلاعات، آموزش عالي، بهداشت و درمان و فرهنگ و ارشاد اسلامي در زمره اين وزارتخانه ها هستند. از سوي ديگر قوانين بسياري براي حل مسأله مهاجرت نخبگان بايد مورد بازبيني و تجديد نظر قرار گيرند. لذا يكي از وظايف شورا تعيين اين گونه قوانين و تعيين مرجع بازبين آنهاست.
● موانع و مشكلات
۱) تداخل وظايف: گرچه در كشور ما هيچ دستگاهي مستقيماً مسؤوليت پاسخگويي در ارتباط با معضل فرار مغزها را به عهده ندارد، اما در عين حال دستگاههاي مختلف در اين زمينه مدعي راهكارها و خواستار بودجه و تشكيلات هستند. تا جايي كه از گزارشهاي تهيه شده تاكنون مشخص است، حداقل چهار وزارتخانه امور خارجه، فرهنگ و ارشاد اسلامي (سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي)، آموزش عالي (فناوري) و بهداشت و درمان و آموزش پزشكي، دفتر رئيس جمهور و شوراي عالي انقلاب فرهنگي در طول ساليان گذشته در اين زمينه گزارشهاي مكتوب داده و مدعي انجام برخي از كارها از محل امكانات دستگاهي خود بوده و خواستار احاله مسؤوليت شده اند و تاكنون نيز هيچگونه تصميمي گرفته نشده است.
۲) تبعيض بين نخبگاني كه برگشته اند و آناني كه در مهاجرت مانده اند: در هر حال در طول ساليان گذشته تعدادي از دارندگان تحصيلات عاليه و نخبگان به كشور بازگشته اند، هر چند كميت و كيفيت تعداد زيادي از آنان از همطرازهاي خود در خارج از كشور شايد كمتر باشد. در نتيجه توجه و احترام بيش از حد به مهاجران بازنگشته و تخصيص برخي از امكانات بيش از عرف داخل كشور، مانند پرداخت ارزي به ايشان، مسلماً مي تواند موجب سوءتفاهم هاي جدي شده و حتي سبب تشويق به مهاجرت كساني كه در داخل مانده اند بشود. علي هذا در اجراي طرح بايد دقت كرد كه ارزش و جايگاه افراد به معني واقعي محفوظ بماند و واقعاً نخبگاني كه بدون ترديد داراي كيفيتي بيش از همگنان داخل كشوري خود هستند از امتيازات ويژه بهره مند شوند.
۳) نهادينه نشدن فرهنگ استفاده از تكنولوژي جديد: تدريس و تحقيق و كنفرانس غيرحضوري هنوز در دانشگاههاي ما نهادينه نشده و بدتر از آن مسؤولان مالي و اداري و اجرايي وزارتخانه هاي مسؤول نسبت به هزينه كردن در اين امور حساسيت منفي دارند.
۴ فقدان نظام شايسته گزيني و نخبه گزيني در سطوح مختلف مديران: اين امر كه لازمه بهره گيري بهينه از نخبگان است در كشور ما نهادينه نشده و جايگزين شدن آن به جاي روابط شخصي و جناحي كار بسيار دشواري است.
۵) ناهماهنگي دستگاههاي ذبربط: تعيين بودجه يا تصويب و تفسير قوانين مرتبط با مسأله جذب نخبگان نسبت به اين مباحث بسيار بيگانه هستند و بدون صدور دستوري قاطع، بسيار بعيد است كه به صورت خود به خود برخورد مناسبي با اين قضيه داشته باشند.
● جهاني شدن و مهاجرت نخبگان
پديده جهاني شدن تأثيرات مهمي در حوزه هاي زير بر جاي گذاشته است:
۱) از بين رفتن مرزهاي پيشين سياسي، فرهنگي و اقتصادي
۲) تضعيف فرهنگ ها و هويت هاي موجود در چارچوب دولت هاي ملي
۳) پيشرفت سريع تكنولوژي هاي ارتباطي
۴) تغيير مناسبات و روابط اجتماعي
۵) توسعه همزمان فرايندهاي تكثر و شكل گيري اتحادهاي منطقه اي و بين المللي (استقلال جمهوري هاي شوروي، بالتيك و يوگسلاوي و همزمان پيوستن آنها به پيمان هاي منطقه اي و جهاني).
لذا پديدهٔ مهاجرت نخبگان و متخصصان مي تواند به نوعي محصول شكل گيري روندهاي جديد باشد. مهاجرت نخبگان مي تواند به عنوان زير مجموعهٔ كوچكي از ابعاد جهاني شدن بررسي گردد.

شواهدي داير بر انتقال نفت به محلي که در آن تجمع يافته وجود دارد. به عبارت ديگر نفت و گاز متمرکز در مخزن ، از سنگي ديگر منشا گرفته و به محلي مناسب جهت ...

شواهدي داير بر انتقال نفت به محلي که در آن تجمع يافته وجود دارد. به عبارت ديگر نفت و گاز متمرکز در مخزن ، از سنگي ديگر منشا گرفته و به محلي مناسب جهت ...

● پيامد اقتصادي مهاجرت نخبگان براساس آمارهاي موجود سالانه هزاران دانش آموخته دانشگاهي از كشور خارج مي شوند كه بنابر اعلام صندوق بين المللي پول، خروج ا ...

● داده ها و سنجه هاي آماري موجود از مهاجران ايراني در خارج از كشور ▪ نگاهي به وضع متخصصين ايراني مقيم كشورهاي خارجي برابر گزارش ها، در حال حاضر بيش از ...

● نظرات بعضي از اساتيد و كارشناسان به غير از زمينه نامساعد براي حضور نخبگان در كشورهاي جهان سوم كشورهاي صنعتي و پيشرفته نيز براي جذب نخبگان كشورهاي عق ...

پديده فرار مغزها موضوعي كهنه در جوامع مختلف است و اين موضوع براي نخستين بار در اوايل دهه ۱۹۶۰ ميلا دي در جهان مطرح شد و اين واقعيت اجتماعي به عنوان يك ...

به تازگي اتحاديه محافظت از حقوق مانکن هاي برزيلي قانوني تصويب کرده که کشورها و گردانندگان مراسم مد و لباس را مجبور مي کند دست از فشار آوردن به مانکن ه ...

در نتيجه اين سياست ها، روسيه خودش را در موقعيتي قرار داده که هم مي تواند باعث تضعيف تلاش هاي مشترک شود و هم به اجرايي شدن يک بسته ديپلماتيک مؤثر عليه ...

دانلود نسخه PDF - مهاجرت