up
Search      menu
گیاه شناسی :: مقاله مقاومت علفهاي هرز PDF
QR code - مقاومت علفهاي هرز

مقاومت علفهاي هرز

مقاومت به علف كش ،يك چالش جديد در كنترل شيميايي

مقدمه: علف کشها يکي از مؤثرترين ابزارهاي کشاورزان اند که مي توانند درجنگ با علفها از آن استفاده کنند. استفاده از اين مواد شيميايي کشاورزي بطور قابل توجهي در سال هاي اخير بويژه در کشورهايي که داراي سيستم کشاورزي پيشرفته تري هستند، افزايش يافته است.
ورود جمعيتهاي علفي مقاوم به علف کشهاي يکسان که بطور موثر درگذشته آنها را کنترل مي کرد. يک مسأله جدي براي صنعت علف کش و براي استفاده کنندگان اين محصولات است. اين مرور به بررسي مختصري بر بررسي تاريخي بر روي تکامل تدريجي مقاومت به علف کشها، اهميت و گسترش مشکل، عناصري که ورود جمعيتهاي مقاوم را تحت تاثير قرار مي دهد، مکانيسم هاي فيزيولوژي مسئول اين پديده و چند پيشنهاد براي جلوگيري يا کاهش ايجاد مقاومت علفي به اين مواد شيميايي کشاورزي، مي پردازد.
مقاومت، توانايي يک جمعيت گياهي در عدم تاثير پذيري از يک علف کش در نتيجه استفاده مداوم و پيوسته از علف کش براي مدتي طولاني است. اين نوع مقاومت متفاوت از مقاومتي است که يک گونه هرگز توسط علف کشي که در معرض آن قرار نگرفته است کنترل نمي شود (مقاومت طبيعي).
بنابراين مقاومت به جمعيتي از گونه ها بر مي گردد که قبلاً حساس بوده است و سپس از استفاده از علف کش ديگر نمي توان آنرا با همان ميزان علف کش يا روزهاي بالاتر کنترل کرد.
اولين گزارش در مورد مقاومت به علف کش از سال 1970 است يعني زماني که ريان 1970 نشان داد که جمعيتهاي خاصي از Senecio Vulgaris در ايالت واشنگتن آمريکا را حتي با روزهاي زياد سيمازين ديگر نمي توان کنترل کرد. بررسي هاي پيونيرر همراه باريان وراد و سويچ نشان داد که اين جمعيتها نه تنها به سيمازين مقاوم اند بلکه به ساير تريازينها نيز مقاوم اند.
در سال 1980، حدود 250000 هکتار در واشنگتن برآورد شد که تحت پوشش جمعيتهاي Senecio مقاوم به تريازين ها هستند. پس از آن گزارشهاي مربوط به مقاومت به تريازين ها به طور قابل توجهي افزايش يافته است. در مجارستان که بزرگترين توليد کننده ذرت بلوک سوسياليستي است، استفاده از تريازين ها متوقف شده است (بجز بصورت مخلوط با ساير علف کشها) و اين بدليل اين است که بيش از 75% زمينهاي در نظر گرفته شده براي کشاورزي مورد هجوم گونه هاي مقاوم آمارانتوس قرار گرفته اند. حداقل 55 گونه علف در بيش از 20 کشور برآورد مي شود که به اين گروه از علف کشها مقاوم اند.
علفهايي که بخصوص به همه خانواده هاي علف کشهاي مهم مقاوم اند در جدول يک ذکر شده است. حتي اين زمان که تعدادي از موارد مقاوم به علف کش افزايش يافته است. زنگ خطر به اندازه آفت کشها به صدا در نيامده است. در 1980، جمعيتهاي حداقل 428 گونه از حشرات و کرم هاي مقاوم به آفت کش شناسايي شده اند. اين جمعيتها متعلق به 14 راسته و 83 خانواده مهم کشاورزي و دامپزشکي بود.
فاکتورهاي تعيين کننده انتخاب بيوتيپهاي مقاوم به علف کشها:
اجزاء اصلي که باعث ظهور مقاومت بيوتيپها به علف کشها مي شود به طور مفصل توسط گرسل 1978 و گرسل وبعل 1982 شرح داده شده است. مهمترين اين فاکتورها عبارتند از:
1 فشار انتخاب:
فشار انتخاب نتيجه مرگ و مير موثر است. ميزان مرگ و مير از لحاظ دانه ها يا عوامل انتشاري در انتهاي دوره رشد مي باشد و بلافاصله پس از استفاده از علف کشها نيست. اگر ژنهاي مقاومت بزودي در جمعيت يافت شود، مرگ و مير موثر باعث احتمال انتخاب افراد مقاوم منتخب تر و بيشتر مي شود. بايستي توجه داشت که ژنهاي کمک کننده مقاومت علف کش معمولاً در جمعيت علفهاي حتي قبل از استفاده از علف کش وجود دارد و به دليل ورود نمونه هاي مقاوم از ساير نواحي يا ايجاد توسط علف کش نمي باشد. اين فقط فشار انتخابي است که توسط علف کش تحميل مي شود و باعث بسط و توسعه جمعيت مقاوم مي گردد.
2 وجود علف کش در خاک:
علف کشهايي که اثر رسوبي طولاني دارند باعث مي شوند که بر روي جمعيت علفي بيش از علف کشهايي که به آساني در خاک پراکنده شده و با باد برده مي شوند، فشار انتخابي داشته باشند. اين احتمالاً يکي از دلايلي است که چرا مقاوم جمعيت علفي به گروهي از علف کشها بتازگي در سولفو نيلو راز کشف شده است. اگر علف کش زياد پايا نيست، بانک دانه در خاک احتمال تکثير بيوتيپهاي مقاوم را با حفظ يک جمعيت زيادي از افراد و حساس که بلافاصله پس از اينکه علف کش اثر بيولوژيکي است را از دست داد رشد و توليد مثل مي کنند، کاهش مي دهد. علف کشهايي که بلافاصله در خاک غير فعال مي شوند لزوماً عاري و بري از مسأله مقاومت نيستند. براي مثال، علف هايي مقاوم به پاراکوت وجود دارد. اين بيوتيپهاي مقاوم اغلب بر اثر استفاده منظم و پيوسته پاراکوت بوجود مي آيند يعني شرايطي که معادل با فشار انتخابي بالا است.
3 فاکتورهاي بيولوژيکي:
برخي از خصوصيات علفها باعث تاخير در بسط و توسعه مقاومت به علف کش مي شوند. همانطور که قبلاً ذکر شد. اگر چه مسأله مقاومت به علف کش در سالهاي اخير بدتر شده است، اصولاً به بدي مقاومت به قارچ کشها و حشره کشها نيست. علفها معمولاً قدرت توليد مثل بالايي دارند، که حتي در شرايط محيطي که براي رشد گياه ايده آل نيست حفظ مي شود. وقتي که به دليل برخي از استراتژيهاي کنترل جمعيت علفها در منطقه کاهش مي يابد، تعداد اندکي که از دست علف کشها فرار مي کنند مادر به توليد دانه هاي کافي هستند که مي توانند بقاء بانک دانه را در خااک تضمين کند و اجازه جاودان سازي گونه ها را بدهد. اين انعطاف جمعيتها به شدت رقت (يعني اندکي و کمي) دانه هاي مقاوم که با استفاده مداوم از يک علف کش خاص انتخاب شده اند را تحت تاثير قرار مي دهد. عمر طولاني و خواب دانه در خاک نيز انتخاب بيوتيپهاي مقاوم به علف کشها را به تاخير مي اندازد.
در پايان، عدم تطابق يا توانايي رقابتي کم علفهاي مقاوم، در مقايسه با علفهاي حساس، فاکتور ديگري است که بسط و توسعه مقاومت علف کش را به تاخير مي اندازد. وقتي که ژني (که باعث مقاومت مي شود) جانشين ژن ديگري (که مسول حساسيت است) در جمعيت شود، فرد جديد معمولاً شايستگي کمتري دارد چرا که در مقايسه با نوع اوليه داراي معايب فيزيولوژيکي است. اين معايبها ژن جديد را در فرکانس (يعني تکرار و ميزان پراکندگي) بسيار پاييني در جمعيت نگه مي دارد.
بنابراين، منطقي است که نتيجه بگيريم که اگر افراد مقاوم شايستگي بيشتري داشتند، در غياب فشار انتخابي (علف کش)، آنها نوع غالب جمعيت شوند، و علف کش هرگز بطور موثر گونه هاي علفي را در اولين مکان کنترل نمي کند. پس شايستگي يعني موفقيت توليد مثل يا آن بخش از ژنهايي که يک فرد در بانک ژنتيکي جمعيت باقي مي گذارد. دو جزء اصلي آن بقاء توليدمثل است.
در بررسي هاي اوليه که توسط کونارد و رادوسوويچ (1979)، رادوسويچ و هولت (1982)، انجام گرفت، اين موضوع ذکر شد که بيوتيپهاي مقاوم به تريازين نسبت به بيوتيپهاي حساس ماده خشک کمتري توليد مي کنند، که اين حالت هم در شرايط رقابتي و هم غير رقابتي صادق است. بيوتيپهاي مقاوم همچنين بيش از آنکه با رقابت در بين خودشان تحت تاثير قرار گيرند ، تحت تاثير رقابت با بيوتيپهاي حساس قرار مي گيرند.
مشاهدات مشابهي نيز از مقاومت علفها به ساير علف کشها مثل Eleusine india مقاوم به دينيتر و آينلين بدست آمد. اين کاهش در توانايي رقابت از لحاظ عدم توانايي علفهاي مقاوم در انجام فرايندهاي فيزيولوژيکي اساسي است، که در مناطقي که تحت تاثير علف کشها مي باشند بوجود مي آيد و علت مقاومت آنها نسبت به علف کشها است. بهر حال بررسي هاي اخير نشان مي دهد که مقاومت تريازين هميشه همراه با کاهش قدرت گياه نيست.
اساس بيوشيميايي مقاومت علف کش:
تفاوت در جذب علف کش، جابجايي و متابوليسم ممکن است به عنوان مکانيسم هاي احتمالي ذکر شود که تکامل تدريجي مقاومت علف کش را توضيح مي دهد. بهر حال موارد مستند بهتري، شيوعي از تعييرات در محل عمل به عنوان مسئول اين پديده ذکر مي کند. در مورد تريازين ها، مکانيسم عملکردشان شامل سرکوب فتوسنتز است که آنها مانع از انتقال الکترونها در فوتوسيستم (PSII) . II مي شوند. اين توقف و *** بين اولين پذيرنده الکترون (Q) و پلاستوکوئينون (PQ) است. در اين ناحيه از غشاء تيلاکوئيدي يک پروتئيني با وزن مولکولي KD32 به عنوان پروتئين B يا QB است که تريازينها و پلاستوکوئيدي بر سر پيوند با آن با هم رقابت مي کنند.
جانشيني يک اسيد آمينه (سرين بجاي گلسين) در اين پروتئين کلروپلاستي مانع از اتصال تريازين ها مي شود و باعث مقاومت به اين گروه از علف کشها مي شود. همچنين حداقل يک مورد مقاومت به تريازينها گزارش شد که به دليل توانايي سم زدايي زياد علف کش توسط بيوتيپ مقاوم ايجاد گرديده است. تغييرات محل اتصال علف کشها نيز به عنوان مسئول مقاومت به سولفونيلوراز ذکر مي شود. در چنين شرايطي آنزيم استولاکتات سنتتاز حساسيتش را از دست مي دهد و در مورد مقاومت به دي نيترونياين ها ظاهراً يک توبولين تغيير يافته باعث ايجاد مقاومت درEleusine india مي شود.
براي توضيح مقاومت به پاراکوات، دو مکانيسم فرض شده است. پاراکوات عمل فيتوتو کسيک خود را با ايجاد راديکال هاي آزاد انجام مي دهد. با مداخله در فوتوسيستم I، ديکاتيونيک پاراکوات به يک مونوکاتيون احياء مي گردد که باعث احياء مولکول اکسيژن CD2 به يک راديکال سوپراکسيدآنيون (O2) مي گردد. پس باعث تجديد ديکاتيونيک پاراکوات مي شود. در مقابل راديکال O2 توليد پراکسيد هيدروژن (H2O2) و راديکال هيدروکسيد(OH) مي کند.
راديکال هاي سوپراکسيد و هيدروکسيل با پراکسيد کردن اسيدهاي چرب، غشاهاي سلولي را تضريب مي کنند. اولين مکانيسم مقاومت فرض شده که مربوط به برخي از گونه ها و بيوتيپهاي مقاوم است، بررسي سطح آنزيم هايي (مثل سوپراکسيد دسيموتاز) که قادر به از بين بردن راديکال هاي آزاد توليد شده توسط پاراکوات در حضور نور هستند، مي باشد. در بيوتيپهاي مقاوم برخي از گونه ها مثل Hardeumglaucum وconyza boneriensis به نظر مي آيد که پاراکوات از محل فعاليتش در کلروپلاست محدود مي شود (خارج مي شود) اگر چه محل نهايي اش هنوز روشن نشده است.
براي مثال در H گلاکوم هيچ تفاوتي در فعاليت آنزيم هاي سوپراکسيد دسيموتاز، کاتالازو پراکسيداز بين بيوتيپهاي مقاوم و حساس ديده نشد. هر دو بيوتيپ از لحاظ نفوذپذيري پاراکوات به غشاء پلاسمايي يا به غشاءهاي پوشش کلروپلاست نشان مشابه اند. نفوذ پذيري کوتيکل به پاراکوات در هر بيوتيپ يکسان است، بهر حال، انتقال علف کش از سطح برگ در بيوتيپ مقاوم در مقايسه با درجه انتقال خاصي که در بيوتيپ حساس وجود دارد، نامشخص است (کم اهميت است). بر اساس اين نتايج فرض شده، است که مکانيسم مقاومت بر اساس جلوگيري از دخول پاراکوات از سيتوپلاسم بوسيله حبس در گزينم اپوپلاست، ديواره هاي سلولي و فضاي داخل سلولي اتفاق مي افتد.
جلوگيري و کنترل مقاومت
يک سخن مشهور است که بهترين راه حل مواجه با علف کش پيشگيري است. بايستي از آن اعمال کشاورزي که باعث فشار انتخابي بالا مي شود جلوگيري کرد. مثل: استفاده از علف کشهاي بسيار مقاوم و ماندگار، دوزهاي بالا، استفاده مداوم از تنها يک علف کش و استفاده از يک کشت که تنها بسته به روشهاي شيميايي حذف علفها دارد. بايستي خاطر نشان شد که استفاده گردشي از علف کشها با مکانيسم هاي عملکردي متفاوت مثل استفاده از مخلوطي از آنها توصيه مي گردد.
در انتخاب مخلوط، علف کشها بايستي داراي مکانيسم هاي متفاوت عملکردي باشند. وقتي که ظهور جمعيتهاي مقاوم در سطح زمين اثبات شد، مراحل لازم بايستي انجام گيرد تا مانع از انتشار آنها شود، دقت لازم مبذول گردد تا مانع از توليد دانه و انتشار آن شود. استفاده از علف کش و ساير مکانيسم ها بايستي با دقت کافي انجام گيرد بطور کلي بايستي در نظر داشت که هر علف کشي داراي مقاومت متقابل با علف کشهاي همان خانواده شيميايي و يا حتي با علف کشهايي که رابطه شيميايي ندارد، دارد. کشاورز بايستي هميشه برچسب محصولات را بخواند و عاقلانه علف کش مورد نظرش را انتخاب کند
علفهاي مقاوم به علف کش به طور قابل توجهي در ويسکونزين و غرب مياني در حال افزايش است.
علفهاي مقاوم به علف کش به طور قابل توجهي در ويسکونزين و غرب مياني در حال افزايش است. سه گزارش نهايي اداره کنترل محصولات ويسکونزين جزئيات مشروحي را در مورد دم روباهي غول پيکر، تا جزيره سياه شرقي و دم روباهي سبز که مقاوم به ALS هستند گزارش داد. در اين مقاله، من بسياري از سؤالاتي که به طور مداوم راجع به علفهاي مقاوم به علف کش پرسيده مي شود پاسخ داده ام.
● چه علفهاي شناخته شده اي مي باشند که داراي بيولتيپ هاي مقاوم در ويسکونزين مي باشند؟
▪ مواد مستند از مقاومت شامل اين موارد است: لابسکوارتها، خرفه نرم، برگ مخملي، کوچيا مقاوم به تريازين، دم روباهي غول پيکر و علف خرچنگ بزرگ مقاوم به ACC آز، و دم روباهي غول پيکر، دم روباهي سبز، تا جزيزي (عنب الثعب، انگورسگ) سياه شرقي، شاهدانه يا کنف آبي و کوچيا مقاوم به ALS .
● ببيوتيپ چيست؟
▪ بيوتيپ به گروهي از گياهان هم گونه اتلاق مي شود که در يک ويژگي متفاوت اند. در اين مورد، آنها در مقاومت نسبت به علف کش متفاوت اند. براي مثال، بيوتيپ نرمال برگ مخملي به آترازين (حساس است)، اما چند ناحيه در ايالت وجود دارد که بيوتيپ هاي برگ مخملي مقاوم به آترازين در آن رشد مي کنند. تمامي اين گياهان برگ مخملي اند فقط بيوتيپ هاي متفاوتي از آن هستند.
● آيا شما مي توانيد مفاومت يک گياه را از ظاهرش تشخيص دهيد؟ ▪ خير. يک گياه مقاوم از لحاظ ظاهري شبيه به يک گياه حساس است. تغييرات ژنتيکي و بيوشيميايي درون يک گياه است که مقاومتي غير قابل ديدن را ايجاد مي کنند.
● با چه شواهدي مي توان ثابت کرد که يک علف ممکن است مقاوم باشد؟
▪ اگر شما به تمامي سؤالات زير جواب بله بدهيد، مي توان شک کرد که اين علف مقاوم است:
▪ آيا علف کش معمولاً اين گونه هاي علفي را کنترل مي کند؟
▪ آيا ساير گونه هاي علفي در همان محلي که اين علف سالم باقي مي ماند از بين مي روند؟
▪ آيا اين علف تنها گونه علفي است که در اين حوزه است؟
▪ آيا علف کش مشابهي يا علف کش ديگري به همين روش قبلاً در همين منطقه استفاده شده است؟
▪ آيا شما از مقلدهاي بالقوه اي که در سؤال بعدي ذکر شده است جلوگيري کرده ايد؟
اگر منطقه براي کنترل علف نياز دارد که دوباره اسپري شود و شما بسيار معتقديد که اين علف مقاوم است، از يک علف کش ديگر با روش کاري متفاوت استفاده کنيد. پولتان را با اسپري مجدد همان علف کش در آن منطقه بدليل مقاومت به هدر ندهيد. براي اثبات مقاومت، يک تکه کوچکي از زمين را با علف کش اسپري دستي کنيد.
● چگونه مي توان مقاومت علف کش را تقليد کرد؟
▪ شرايط اندکي وجود دارد که ممکن است يک مشکل يا مسأله مقاومتي را تقليد کرد. دقت کنيد که آيا علف به طور طبيعي به علف کش مقاوم است يا نه. براي مثال Pinnacle نمي تواند علف تاجريري را در زمينهاي سويا کنترل کند. اين مورد حالت مقاومت نيست. علفهايي که پس از استفاده از علف کش غير رسوبي ظاهر مي شوند. نيز مقاوم نيستند، اما ديگر به زمان ظهورشان توجه نشود مي توان به عنوان مقاوم در نظر گرفت. آب و هواي سخت مثل خشکسالي مي تواندايجاد علفهايي کند که به استفاده از علف کش مقاوم اند، اما اين حالت نيز مقاومت نيست. خطاهاي استفاده مثل نقاطي که اسپري نمي شوند، ميزان علف کش اشتباه و غيره نيز بايستي به عنوان مقلدان مقاومت حذف شود. (منظور از مقلد شرايطي است که حالت مقاومت را ايجاد مي کند اما در واقع اين مقاومت ايجاد شده مقاومت حقيقي نيست بلکه مقاومتي تقليدي است، مترجم،).
● آيا من مي توانم از ميزان علف کش بيشتري براي کنترل علف مقاوم استفاده کنم؟
▪ خير. بيوتيپ هاي مقاوم اغلب چندين برابر بيش از بيوتيپ هاي و طبيعي به علف کش مقاوم اند. در آزمايشات گلخانه اي، بايستي ميزان Accent حدود ۲۰ برابر بيشتر استفاده کرد تا دم روباهي غول پيکر مقاوم به ALS در همان سطح دم روباهي غول پيکر حامل کنترل کرد. با تاجريزي سياه شرقي مقاوم به ALS ميزان Raptor بايستي ۱۳۳ برابر بيشتر کرد تا به همان سطح کنترل تاجريزي حامل دست يافت. برگ مخملي مقاوم به آترازين و يسکونزين نيز حدود ۱۰۰ برابر مقاوم تر از برگ مخملي حامل است، نتوانستيم اين علف کشها را آنقدر زياد کنيم تا بتواند اين بيوتيپهاي مقاوم را بکشد اگر چه که اين حد بالا نيز قانوني بود.
● اگر ما استفاده از آن علف کش را براي ۱۰ سال متوقف کنيم آيا مقاومت از بين مي رود؟
▪ بطور واقع گرايانه، مقاومت دوباره شروع مي شود. چرا که مقاومت هميشگي است زيرا درصد زيادي از دانه هاي در خاک حاوي ژنهاي حامل مقاومت اند. توجه داشته باشيد که در يک منطقه ۵۰% دانه در خاک مقاوم و ۵۰% حساس اند. اگر چه علف کشهاي متفاوت در اين سال اسپري شده اند، حدود ۵۰% دانه هايي که از آن فرار مي کنند هنوز مقاوم باقي مانده اند و علاوه بر اين که دانه هاي مقاوم همچنان در خاک باقي مي ماند دانه هاي مقاومتري را براي سالهاي آتي توليد مي کنند. زماني که تغيير ژنتيکي بسوي اين مقاومت اتفاق افتاده است، اين مقاومت در آن سطح باقي مي ماند. بيوتيپهاي مقاوم به تريازين يک استشاد هستند چرا که آنها نسبتاً نيرو و قدرت کمتري دارند و دانه هاي کمتري نسبت به بيوتيپهاي حساس توليد مي کنند. پس از سالها، مقاومت به تريازين ممکن است به آرامي کاهش يابد، اما اگر تريازين مجدداً استفاده شوند اين مقاومت به سرعت افزايش پيدا مي کند.
● اگر يک دانه به علف کش مقاوم است، چگونه مي توان آن را کنترل کرد؟
▪ معمولاً علف هاي مقاوم به علف کش به ساير علف کشهايي که به روش يکساني عمل مي کنند مقاوم اند. بهر حال، شما قادريد که علف مقاوم به علف کشهايي که روش عملکردي متفاوتي دارند کنترل کنيد. براي مثال، ديکامبا(يک تنظيم کننده رشد) لامسبکواترهاي معمول مقاوم به تريازين را کنترل مي کند. نمونه هايي از علفهاي مقاوم در ساير قسمتهاي کشور يا دنيا وجود دارند که داراي مقاومت چند گانه اند. با يک مقاومت چند گانه، يک بيوتيپ ممکن است به دو يا چند روش عملکردي متفاوت مقاوم باشد، مثلاً يک بيوتيپ که هم به تريازينها و هم به بازدارندگانALS مقاوم است.
● چگونه مي توان از مقاومت جلوگيري کرد؟
▪ تنها روشي که بطو رکامل مي توان از مقاومت جلوگيري کرد استفاده نکردن از علف کشها است. هر زمان که علف کشي استفاده مي شود يک شانس براي افزايش بيوتيپي مقاوم بوجود مي آيد. بهر حال، ما مي توانيم چندين کار را براي به تأخير انداختن مقاومت انجام دهيد: ۱) استفاده از IPM و اسپري مجدد مناطق تنها در صورت لزوم، ۲) ايجاد چرخش در بين علف کشهاي با روشهاي مختلف عملکرد، ۳) مخلوط کردن علف کشهاي با روش عملکردي مختلف در تانک اسپري، ۴) شخم زدن و پاکن کردن مرتب علفها، با ماشينهاي محوري، ۵) استفاده چرخشي از علف کشهاي با روشهاي عملکردي مختلف در محصول يا کاشت متوالي محصولاتي چون يونجه يا گندم که اغلب با علف کشها درمان نمي گردند، ۶) پرهيز از اسپري کردن علفهاي مقاوم از يک منطقه تا منطقه ديگر چرا که مقاومت افزايش مي يابد.
● آيا همه علف کشها داراي ديسک مشابهي از جهت ايجاد مقاومت دارند؟ ▪ به نظر مي آيد که پتانسيل مقاومت علف کش با برخي روشهاي عملکردي نسبت به بقيه بيشتر است. بازدارندگان ALS و بازدارندگان ACC آز دو گروهي هستند که داراي يک ديسک بالاتري نسبت به سايرين هستند و بايستي با دقت بيشتري استفاده شوند. خطر مقاومت تريازين نيز به دليل سالهاي زيادي که تريازين استفاده شده است بالاتر است. اگر چه ساير علف کشها ممکن است روشهاي عملکردي با ديسک پايين تري داشته باشند، بايستي دقت کرد که استفاده بيش از حد يا سوء استفاده از اين علف کشها نشود. براي مثال، گليفوسات احتمالاً روش عملکردي کم خطرتري را دارد. چند سال قبل، اذعان شد که مقاومت گليفوساتي اتفاق نمي افتد. بهر حال، اکنون دو گونه علف با بيوتيپهاي مقاوم به گليفوسات وجود دارد.

دانلود نسخه PDF - مقاومت علفهاي هرز