up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله معيار عادلانه حکم PDF
QR code - معيار عادلانه حکم

معيار عادلانه حکم

همخواني احکام با عدالت؟!

عده اي پس از مطالعه و يا شنيدن بخشي از احکام اسلام و تحليل آن در فضاي فکري خود به اين نتيجه مي رسند که اين احکام يا براي اسلام نيست و جزء مثلا تحريفاتي است که وارد اسلام شده و يا اگر هست براي دوره اي خاص بوده و امروز ديگر نبايد بر اساس آن عمل شود.
در اين زمينه مي توان به حکم قصاص و يا سنگسار و نيز احکام مربوط به کنيز و کنيز داري اشاره کرد که تمام و يا برخي از اين دست احکام مورد اعتراض و يا پرسش آنها واقع شده است.
براي نمونه به اين نوشته که نظر يکي از کاربران محترم تبيان است توجه کنيد که چگونه برخي از احکام کنيز براي او سوال برانگيز شده است. او چنين نوشته:
« در آيه ۲۴ سوره نساء به مسلمان اجازه داد شده که زن کافر حربي(زن کافري که به جنک با سلام به پاخيزد) اسير را بدون اجازه او (زن) به نکاح او در آيد حتي اگر شوهر داشته باشد و اسلام به مرد مسلمان اجازه داده تا از اين زن استفاده جنسي کند بدون اجازه زن و آن را حلال دانسته جالب است اسلام يکي از شروط آزادي زن را بچه دار شدن از مرد مسلمان (صاحب خود) مي داند و جالبتر اين است که کنيز (اسير زن کافر حربي) را مي توان مانند اموال به يکديگر منتقل کرد (البته با شرايط خاص) اين کجاي عدل است؟»
گذشته از نکات فقهي که در نوشته ايشان نياز به اصلاح و توضيح دارد؛ تمرکز ما در اين نوشتار بيشتر روي سوال پاياني ايشان است که مي گويد:« اين کجاي عدل است؟» و ما هم گفتيم که از اين دست سوالها در مورد برخي از احکام اسلامي بسيار مطرح مي شود که اکنون به پاسخي جامع براي آنها مي پردازيم.
معيار عادلانه و يا ظالمانه بودن يک حکم و يا يک عمل چيست؟
در حُسنِ عدل و قُبحِ ظلم، حرفي نيست. همه مي دانند و قبول دارند که عدالت خوب است و دل پذير و ظلم بد است و تنفرآور. تمام دعوا در تشخيص مصاديق اينهاست؛ يعني اختلاف جدي مردم در اين است که کدام کار عادلانه است و کدام کار ظالمانه؟
عقل و تشخيص فردي و يا گروهي نمي تواند ملاک درستي براي شناسايي کار عادلانه از غير عادلانه باشد. بلکه براي اين کار بايد به دنبال مرجعي قابل اعتماد گشت که او مشخص کند چه کاري مصداق عدل است و چه کاري مصداق ظلمتشخيص اين مصاديق عدل و ظلم بر عهده کيست؟
هر چند گمان بسياري بر اين است که تشخيص مصاديق عدل و ظلم هم مانند تشخيص حسن و قبح اينها کار عقل است اما به دو دليل در اين کار عقل تنها اعتباري ندارد.
▪ دليل اول: وجود عقلهاي بسياري که در اسارت شهوت و غضب هستند و به فرمان آن دو تصميم گرفته و فرمان صادر مي کنند. اميرالمومنين عليه السلام مي فرمايد: «کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِيرٍ تَحْتَ هَوَيً أَمِيرٍ»(حکمت۲۱۱) چه بسيارند عقلهايي که در اسارت هواي نفس قرار دارند و به فرمان او تصميم گرفته و عمل مي کنند.
بي ترديد اگر عقلي در چنگ هوي و هوس اسير بود و بر اساس خوشايند و ناخوشايند خودش انديشيد و تصميم گرفت هرگز چنين عقلي نمي تواند داور خوبي براي تشخيص ارزش و ضد ارزش و يا عدل و ظلم باشد.
▪ دليل دوم: اختلافي که مردم در تشخيص عدل و ظلم دارند خود دليل خوبيست براي اينکه عقل به تنهايي نمي تواند مرجع داوري براي تشخيص اين امور باشد.
هميشه اينطور بوده که عده اي يک کار را حق عادلانه خود دانسته و عمل به آن را عين عدالت مي دانند و در مقابل عده اي ديگر دقيقا همين کار را ظالمانه قلمداد کرده و ارتکاب آن را اقدامي بس ستمگرانه اعلام مي کنند. در اين زمينه مي توان به «حق وتو» اشاره کرد؛ آمريکا و چهار کشور ديگر آن را حق خود دانسته و عمل به آن را عين عدالت مي دانند و در مقابل تعداد زيادي همين حق عادلانه آنها را عين ظلم و جفا معرفي مي کنند و به شدت با آن مخالفند.
مورد ديگر، قانون قصاص و اجراي حکم اعدام است که آن را برخي عادلانه دانسته و موافق آنند و برخي ظالمانه دانسته و با آن مخالفند.
پس عقل و تشخيص فردي و يا گروهي نمي تواند ملاک درستي براي شناسايي کار عادلانه از غير عادلانه باشد. بلکه براي اين کار بايد به دنبال مرجعي قابل اعتماد گشت که او مشخص کند چه کاري مصداق عدل است و چه کاري مصداق ظلم.
مرجع مطمئن براي شناسايي و جداسازي امور عادلانه از امور ظالمانه تنها مرجعي که يقين داريم خطا نمي کند و هر چه بگويد يا انجام دهد عين عدل است و عدالت و هيچگونه ظلمي در حريم کبريائيش راه ندارد خداوند تبارک و تعالي است؛ «إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ»(۴۰ نساء): خداوند ذره اي به کسي ظلم نمي کند. تنها قانون و احکام اوست که اطمينان داريم همگي عادلانه است و ذره اي ظلم در آن تصور نمي شود.
اگر ملاک عادلانه يا ظالمانه بودن حکم و يا قانوني، عقل و يا خوشايندي شخصي، گروهي، منطقه اي و برهه اي باشد آنگاه هر کس هر کاري را که فکر مي کند عادلانه است انجام مي دهد و هر گروهي هر قانوني را که به گمان خودش عادلانه است را تصويب کرده و بر ديگران اعمال مي کند. حق وتو زندان گوانتانامو، آزادي هم جنس بازي و برپايي مراکز فحشاء و موارد فراوان ديگر همه و همه محصول چنين رويکردي است که به معيار عدالت دارندراه دستيابي به قوانين الهي دو راه براي رسيدن به احکام و قوانين الهي و دانستن آنها وجود دارد؛ يکي عقل است و ديگري نقل.۱ هر کدام از اين دو اگر توانست به تنهايي و يا به کمک ديگري روشمند و با رعايت اصول استنباط به حکمي از احکام الهي دست پيدا کند آن حکم مي شود حکمي از احکام الهي.( ر.ک: جوادي آملي، سرچشمه انديشه، ج۴، ص۲۸۹ ۲۸۷)
اگر از راه عقل و نقل ثابت شد که فلان حکم، حکم خداست؛ چون خدا حکيم، دانا، توانا و عادل محض است پس قطعا آن حکم عين عدالت و سراسر حکمت خواهد بود. مگر آنکه کسي اين امور را که گفتيم اصلا قبول نداشته باشد که در اينصورت در برابر چنين فردي ابتدا بايد مقدمات اين بحث (اصل وجود خداوند و اوصاف کماليه او) را ثابت کنيم آنگاه به سراغ طرح اين بحث برويم.
بنابراين اگر ملاک عادلانه يا ظالمانه بودن حکم و يا قانوني، عقل و يا خوشايندي شخصي، گروهي، منطقه اي و برهه اي باشد آنگاه هر کس هر کاري را که فکر مي کند عادلانه است انجام مي دهد و هر گروهي هر قانوني را که به گمان خودش عادلانه است را تصويب کرده و بر ديگران اعمال مي کند. حق وتو زندان گوانتانامو، آزادي هم جنس بازي و برپايي مراکز فحشاء و موارد فراوان ديگر همه و همه محصول چنين رويکردي است که به معيار عدالت دارند. اينها که خود را عقلاي بلاشک عالم مي دانند چنين قوانيني را تصويب مي کنند و با جديت از اجراي آن دفاع مي کنند و جالب اينکه ايشان مخالفان خود را افرادي طرفدار ظلم و بي عدالتي مي خوانند.
پس معيار عدالت نمي تواند خوشايندي فردي و يا گروهي باشد. تنها معيار عدالت، حکم و نظر خداوند عادل محض است که از راه نقل قطعي (قرآن و روايات معتبر) و عقل برهاني مي توان به آن دست پيدا کرد.
● نتيجه
قانون، حکم و يا عملي عادلانه است و مي توان آن را مصداق عدالت دانست که خداوند متعال به آن دستور داده و يا حداقل آن را مجاز دانسته باشد و ما از راه عقل برهاني و نقل قطعي به آن پي برده باشيم.
در مقابل، قانون، حکم و يا عملي ناعادلانه است و مي توان آن را مصداق بي عدالتي دانست که خداوند متعال از آن نهي کرده و آن را مجاز ندانسته است.
بنابراين، هر آنچه که ثابت شود حکم خداوند متعال است، عين عدالت خواهد بود چه در ظاهر خوشايند عده اي باشد و چه نباشد.

در مقاله حاضر نويسنده با استناد به برخي آيات، به تشريح ويژگي اسلام مورد پسند و مرضي خداوند پرداخته و آن را اسلام با ولايت علي ابن ابيطالب(ع) معرفي کرد ...

اخلاق پزشکي به عنوان نخستين و مهم ترين مؤلفه حکمت، با سابقه ديرينه چهارقرن قبل از ميلاد مسيح (ع)، به تعاليم بقراط حکيم باز مي گردد. بقراط با اعتقاد به ...

شايد تنها مکتب تشيع است که توانسته با فرار از گسست هاي تاريخي، ميان گذشته و آينده ارتباط معناداري تعريف کند و توصيه هاي مناسب براي حال افراد و جوامع ا ...

تمايل به جراحي هاي زيبائي مدت زيادي نيست که مردم اکثر کشورهاي دنيا را مشغول به خود کرده است. يکي از اصلي ترين انواع جراحي هاي زيبائي، حراحي فک هاست که ...

حکم سنگسار سنگسار چيست و بر چه کسي اعمال مي شود؟ در احکام جزايي اسلام، حد زناي محصنه « رَجْم » (سنگسار کردن) است. منظور از « مُحصن » مردى است که همسر ...

روزي روزگاري طبيبان حکيم بودند و به حکمت آراسته، کم کم آنها تبديل به طبيب و سپس پزشک شدند. از نظر جامعه نيز پول جاي حکمت را گرفت و رابطه بيمار و پزشک ...

● فلسفه سياسي اسلام وقتي از «فلسفه سياسي اسلام » سخن به ميان مي آيد، بحث از فلسفه و نوع بينش اسلامي است. و در حقيقت فلسفه سياسي اسلام، جزئي از نظام فل ...

ملكيان كه درعرصه هاي دين پژوهي و فلسفه دين صاحب نظر و نظريه است در بحث خود كوشيده است به پاره اي از مشكلات و موانعي بپردازد كه در مسير تعيين سنجه هاي ...

دانلود نسخه PDF - معيار عادلانه حکم