up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله معناشناسي لقاء الله PDF
QR code - معناشناسي لقاء الله

معناشناسي لقاء الله

لقاء الله، آثار و موانع آن

يکي از اصطلاحات عرفاني قرآن، لقاء الله است. اين اصطلاح قرآني مباحث کلامي مهمي را نيز برانگيخته است؛ چرا که برخي از آن تجسم و لقاي مادي را فهميدند و برخلاف اصول اسلامي بدان قايل شدند. برخي ديگر به طور کلي منکر لقاء الله شده و آن به امور و مسائلي سخيف حمل کردند و آن را از مفهوم واقعي و بار معنايي عظيمش خالي نمودند.
نويسنده در اين مطلب با مراجعه به آموزه هاي وحياني، تحليل و تبيين قرآن را از اين اصطلاح ارائه داده و به آثار ايمان و اميد به لقاء الله زندگي دنيوي و اخروي و موانع ديدار و لقاي الهي پرداخته است. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
معناشناسي لقاء الله
لقاء در زبان عربي به معناي رو در رو قرار گرفتن با چيزي و رسيدن به آن است. همين معنا در فرهنگ قرآني نيز به کار رفته است. (مفردات الفاظ القرآن، راغب اصفهاني، ص ۷۴۵واژه لقي) اصطلاح لقاء الله در قرآن در بيش از بيست مورد با واژگاني چون «لقاء الله»، «لقي»، «ميقات»، «ناظره»، و مشتقات آن ها به کار رفته است. از آن جايي که برخي از عالمان شيعي قايل به تنزيه صرف حق از همه مراتب معرفتي هستند، لقاءالله را تاويل کردند؛ زيرا مقتضاي تنزيه صرف حق آن است که انسان در نهايت فهم و درکش به اين مي رسد که خداوند را بايد از هر معرفتي تنزيه کرد. بنابر اين، مراد از لقاء الله درآيات و روايات همان مرگ، لقاي پاداش و ثواب و عقاب و رسيدن به بهشت است.
گروهي ديگر از عالمان شيعي، همه اخبار و رواياتي که در تنزيه صرف حق وارد شده را با اخبار تشبيه و رواياتي که ظاهراً درباره امکان معرفت و وصول است، جمع کرده و گفته اند: مراد آن است که معرفت به طريق رويت به چشم ظاهر در دنيا و آخرت امکان ندارد ولي مي توان از طريق اسماء و صفات و تجليات الهي درمراتب ذات و اسم و صفت، حق را به معرفت اجمالي شناخت.
بنابراين، وقتي حجاب هاي ظلماني و نوراني از برابر ديدگان قلب کنار رفت، انسان به خداوند شناخت و معرفتي پيدا مي کند که با معرفت پيش از کشف متفاوت است.
به سخن ديگر، انوار جمال و جلال الهي در قلب وعقل و خواص اولياي او تجلي مي کند، به درجه اي که آنان را از خود فاني مي نمايد و به خود باقي مي دارد؛ آن وقت محو جمال خود نموده و عقلشان را مستغرق معرفت خود کرده و به جاي عقل آنان، خود تدبير امورشان را مي نمايد.
با اين وجود بعد از اين همه مراتب کشف سبحات جلال و تجلي انوار جمال و فناي في الله و بقاي الله، باز حاصل اين معرفت، اين خواهد شد که از روي حقيقت از وصول به کنه معرفت ذات، عجز خود را بالعيان و الکشف خواهند ديد. البته اين ناتواني و عجز از معرفت، معرفت شخص از عجز و ناتواني شناخت و معرفت الهي است و ميان دو عجز، تفاوت بسياري است؛ زيرا اين اقرار به عجز و ناتواني از روي شناخت است نه عجز و ناتواني از روي ناداني که بيش تر مردم گرفتار آن هستند. بنابر اين، عجز عارف و اقرار او با عجز جماد يا انسان هاي عادي متفاوت است.
نکته قابل توجه اين که حمل لقاء الله به پاداش، حمل بر مجاز بعيد است و اگر کسي مي خواست حمل مجازي نمايد مي بايست آن را بر مجاز اقرب حمل کند؛ چرا که لقاي هر چيزي مناسب با آن چيز است؛ يعني ملاقات در اجسام به گونه اي و در ارواح و معاني به گونه اي ديگر است. در ملاقات الهي مي توان آن را به نظر به وجه، ديدن قلب، تعلق روح و مانند آن حمل کرد که ضد آن در روايات به فراق و حرمان تعبير مي شود. از اميرمومنان علي(ع) روايت شده که «قد قامت الصلاه» را به نزديک شدن وقت زيارت تفسير کرده اند. در نيايش هاي ماثور بارها اين معنا تکرار شده است که «ولا تحرمني النظر الي وجهک؛ و مرا محروم مگردان از نظر به سوي وجه خودت!»
در جايي ديگر آمده است که خداوند را نمي توان با ديده سر و چشم ديد ولي مي توان او را به حقيقت ايمان رويت کرد: ولکن تراه القلوب بحقائق الايمان؛ ولي خداوند را دلهاي آدميان به واسطه حقيقت هاي ايمان مي بينند.
و در مناجات شعبانيه است: والحقني بنور عزک الابهج فاکون لک عارفا؛ و مرا ملحق کن به نور عزتت که بهجت انگيزه ترين است؛ تا اين که عارف تو گردم!
هم چنين در آن مناجات آمده است: وانر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليک حتي تخرق ابصار القلوب حجب النور فتصل الي معدن العظمه و تصير ارواحنا معلقه بعز قدسک!؛ و ديدگان بصيرت دلهاي ما را به درخشش نظرشان به سويت نوراني نما؛ تا آن که چشمان دلهايمان حجابهاي نور را پاره کند و به معدن عظمت واصل گردد و ارواح ما به مقام عجز قدست بسته و پيوسته شود!
در دعاي کميل عرض مي کند: و هبني صبرت علي عذابک، فکيف اصبر علي فراقک؟!؛ و مرا چنان پندار که قدرت صبر و شکيبايي بر عذابت را داشته باشم، پس چگونه مي توانم بر فراقت شکيبا باشم؟!
پس مراد از لقاءالله که اين اندازه از آن تجليل شده نمي تواند رسيدن به بهشت و بهره مندي از حورالعين و مواهب ديگر بهشتي باشد.
اما تنزيه صرف و مطلق نيز نادرست است؛ زيرا معناي آن چيزي جز تعطيل معرفت حق نيست. از اين رو در اخبار از تعطيل به شدت نهي شده است. امام صادق(ع) در جواب زنديقي که از انيت و ماهيت خداوند پرسيده بود، پاسخ مي دهد: قال السائل: فله انيه ومائيه ؟ قال الامام(ع): نعم لايثبت الشيء الا بانيه و مائيه . قال السائل: فله کيفيه ؟ قال(ع): لا لأن الکيفيه جهه الصفه والاحاطه ولکن لابد من الخروج من جهه التعطيل والتشبيه، لأن من نفاه انکره و رفع ربوبيته و ابطله، و من شبهه بغيره فقد اثبته بصفه المخلوقين المصنوعين الذين لايستحقون الربوبيه ، ولکن لابد من اثبات ذات بلا کيفيه لايستحقها غيره ولايشارک فيها ولايحاط بها ولا يعلمها غيره؛ آيا خداوند صاحب انيت و ماهيت است؟! امام صادق(ع) فرمود: آري! چيزي ثبوت پيدا نمي نمايد مگر به انيت و ماهيت!
زنديق مي پرسد: آيا وي صاحب کيفيت است؟!
امام(ع) فرمود: نه! به جهت آن که کيفيت جهت صفت و احاطه او مي باشد (و صفت و احاطه او سمت و جهت نمي پذيرد) و ليکن چاره اي نيست مگر آن که کيفيتي براي او اثبات گردد تا او را در دو جهت تعطيل و تشبيه بيرون برد؛ زيرا کسي که وي را نفي کند (و همه انواع کيفيتها را از او بزدايد) او را انکار کرده و ربوبيتش را رفع نموده است و اصل وجودش را ابطال کرده است و کسي که وي را به غير او تشبيه نمايد، او را به صفات مخلوقاتي که مصنوعات او هستند و استحقاق و لياقت ربوبيت را ندارند منتسب کرده است. ليکن ناچار لازم مي آيد که براي وي اثبات کيفيتي نمود که غير او مستحق آن نباشد و در آن کيفيت مشارکت با او نباشد، و خداوند محاط بدان کيفيت نگردد و غيرخدا از حقيقت آن کيفيت نتواند علم و اطلاع حاصل نمايد!
● تعريف درست لقاءالله
به هر حال، تفسيري که موجب تنزيه صرف و تعطيل باشد و يا خداوند را شبيه مخلوقات بنماياند، نادرست و نارواست. در همين ارتباط لقاءالله را مي بايست به گونه اي تفسير کرد که به دور از اين اشکالات باشد. از اين رو علامه طباطبايي در نهايت لقاءالله را اين گونه تعريف مي کند و مي فرمايد: در اصطلاح قرآني، مقصود از لقاءالله قرار گرفتن بنده در موقف و جايگاهي است که ميان او و پروردگارش حجاب و پرده اي نباشد، چنان که شأن روز قيامت چنين است؛ زيرا قيامت، ظرف ظهور حقايق است. (الميزان، علامه طباطبايي، ج۶۱، ص ۲۰۱)
البته چنان که گفته شد تفسيري غير از اين که برخي احتمال آن را داده اند، تفسيري نارسا، ساده انگارانه و يا نارواست. بنابراين تفسير اصطلاحي لقاءالله به رسيدن به پاداش يا ايمان به قيامت و رستاخيز نادرست است و قول علامه طباطبائي، قول صائب بنظر مي رسد.
● امکان تحقق لقاءالله
ناگفته نماند که لقاءالله براي همگان مي تواند در دنيا با متاله و خدايي شدن حاصل شود و با کشف الغطاء و مرگ اختياري اين يقين و لقاءالله تحقق يابد؛ زيرا لقاءالله اگر براي همه مومنان در آخرت اتفاق مي افتد، ولي براي افراد خاص متاله در همين دنيا تحقق مي يابد. خداوند در آيات ۳۴ و ۴۴ سوره احزاب از تحيت و سلام بر مؤمنان هنگام لقاءالله در قيامت و بهره مندي ايشان از پاداش عظيم و کريمانه سخن مي گويد و در آيات از جمله آيات ۶۴ و ۳۲۲ سوره بقره و آيات ۱۳ و ۴۵۱ سوره انعام از قيامت به عنوان صحنه ملاقات همگان با خداوند سخن به ميان مي آورد. البته لقاءالله براي مؤمنان همراه با امنيت و سلامتي است، ولي براي کافران همراه با عذاب و رنج است که چهره جلالي خداوند مي باشد.
خداوند در آيات ۲۲ و ۳۲ سوره قيامت از «وجوه يومئذ ناضره الي ربها ناظره» سخن به ميان مي آورد که در آن روز مومنان با چهره هاي بشاش به سوي پروردگارشان مي نگرند. سيوطي از پيامبر(ص) روايت مي کند که فرمود: به سوي پروردگارشان نظر مي کنند بدون اين که براي آن کيفيتي يا حدي محدود باشد. (الدر المنثور، ج۸، ص۰۵۳) بنابراين نگاه آنان از چشم سر نيست تا خداي مجسم را در قيامت بنگرند، بلکه به حقايق ايمان با چشم دل، حقيقت الهي را مي نگرند، چنان که پيش از اين گذشت.
اما درباره لقاءالله خواص در دنيا که پس از متاله و خدايي شدن رخ مي نمايد مي توان به عبارت اميرمؤمنان(ع) اشاره کرد که کشف الغطاي روز قيامت چيزي بر علم و يقين آن حضرت نمي افزايد و اين که خدايي را نمي پرستم که نديده باشم: ما کنت اعبد ربا لم اره. هم چنين از آيات ۷ تا ۷۱ سوره نجم برمي آيد که پيامبر(ص) در معراج هايش به لقاءالله نايل مي شد.
● لزوم ايمان به لقاءالله
خداوند در آياتي از جمله آيه ۳۲۲ سوره بقره، ۲ سوره رعد، ۴۱ سوره سجده و ۶ سوره انشقاق از حتمي و قطعي بودن لقاي انسان ها با خداوند و بازگشت آنان به سويش خبر مي دهد و در آيه ۳۲ سوره سجده نزول کتاب آسماني بر حضرت موسي(ع) را دليلي بر حقانيت و تحقق لقاء الله مي داند.
بنابراين، يکي از اصول آموزه هاي وحياني قرآن، لقاءالله است که مومنان بايد به اين مطلب ايمان داشته باشند؛ چنان پيامبران(ع) خود اين گونه بوده و ديگران را نيز به آن دعوت مي کردند. از جمله خداوند در آيات ۵۲ و ۹۲ سوره هود، به ايمان نوح به ملاقات مومنان قومش با پروردگارش اشاره مي کند و در آيه ۴۵۱ سوره انعام، ايمان به لقاء الله در قيامت را هدف از اعطاي تورات به حضرت موسي(ع) برمي شمارد.
درهمين آيه اين معنا را مي توان به دست آورد که ايمان به لقاء الله از اهداف نبوت و انزال کتاب هاي آسماني از جمله تورات بوده است. اين درحالي است که بني اسرائيل نسبت به ايمان به لقاء الله و آخرت استنکاف مي ورزيدند. (الميزان، ج ۷، ص ۳۸۳) از اين رو خداوند از آنان مي خواهد تا با توجه بيش تر و دقت در محتواي تورات به اين اصل مهم شناخت و باور پيدا کنند؛ زيرا تفکر در آيات تورات مي تواند زمينه ساز ايمان آنان به لقاي الهي باشد.
از آيه ۸ سوره روم نيز برمي آيد که تفکر در آفرينش سبب شناخت و ايمان به لقاء الله به عنوان هدف آفرينش مي شود. به اين معنا که اگر در آفرينش تفکر شود، دانسته مي شود که هدف، متاله و خدايي شدن و رسيدن به لقاء الهي از اين طريق است.
با نگاهي به آيه ۹۴۲ سوره بقره مي توان گفت که درميان بني اسرائيل تنها شماري اندک بودند که واقعا به لقاء الله ايمان واقعي داشته و براساس آن زندگي و رفتار خويش را تنظيم مي کردند.
از اين رو ايمان اقليت مجاهدان تحت فرماندهي طالوت به لقاء الله موجب شد تا بر ارتش بزرگ جالوت پيروز شوند.
اگر انسان بتواند به مقام و مرتبه يقين نسبت به لقاء الله دست يابد، امري بسيار پسنديده است؛ زيرا چنان که خواهيم ديد چنين ايماني در زندگي انسان بسيار تاثيرگذار است. هر مرتبه اي از يقين علمي، عيني و حقي مي تواند زندگي شخص را چنان دگرگون کند که در تصور و تخيل نگنجد.
از آيه ۵۴ سوره بقره که مي فرمايد: «آنها کساني هستند که گمان مي کنند ديدار کننده پروردگار خويشند و آنان به سوي او باز مي گردند». به دست مي آيد که ظن علمي نيز مي تواند رفتار انساني را در دنيا متاثر سازد و انسان را به سوي صبر و روزه و نماز سوق دهد و اهل خشوع در برابر خداوند و حق نمايد.
البته با توجه به روايتي از اميرمومنان علي(ع) گفته شده که ظن در اينجا به معناي يقين است. (تفسير عياشي؛ ج ۱، ص ۴۴) ولي بايد دانست که مراد از قطع و يقين در برخي از روايات همان قطع عرفي و علمي است که شامل ظن نيز مي شود؛ زيرا مراد از ظن در آيه همان ظن معتبري است که انسان به طور عادي به آن ترتيب اثر مي دهد و در نزد دانشمندان بويژه اصوليون از آن به قطع و يقين عرفي ياد مي کنند.
از آيه ۲ سوره رعد استنباط مي شود که يقين به لقاء الله و اميد بدان، مقصود از تفصيل و تشريع آيه هاي خداوندي است. به اين معنا که از طريق اين آيات و تفصيل آن، انسان ها با حقيقت آفرينش و اهداف آن که لقاءالله است، ارتباط برقرار کرده و دست کم به آن اميد مي يابند و در جست وجو لقاءالله گام برمي دارند.
از اين که يأس از لقاءالله به عنوان يکي از عوامل اصلي فراق و حرمان از رحمت الهي و گرفتاري به عذاب دوزخ در آيات ۷ و ۸ سوره يونس مطرح شده مي توان استنباط کرد که انسان ها مي بايست همواره اميدوار به لقاءالله باشند و يأس از آن، خود گناهي نابخشودني است.
آيه ۵ سوره عنکبوت، وصول به لقاء الله از جانب اميدواران به لقاي الهي را تبيين مي کند؛ زيرا مقصود از اجل الله زماني است که خداوند براي لقاي خودش معين کرده است. (الميزان، ج ۶۱، ص ۲۰۱)
چنان که گذشت بيش تر مومنان لقاي خود را در قيامت تجربه خواهند کرد و حتي متوسطين از مردم اين گونه هستند ولي اولياي الهي مي توانند در دنيا با مرگ اختياري به اين لقاء برسند، هم چنين وصول شهيدان به لقاء الله در هنگام شهادت اتفاق مي افتد نه روز قيامت (اعراف، آيات ۰۲۱ تا ۵۲۱)
هم چنين از آيات ۰۱ تا ۵۱ سوره مطففين برمي آيد که تکذيب کنندگان قيامت و منکران قرآن و قيامت و معاد، از لقاءالله محروم و محجوب مي باشند و به اين ديدار و لقاي الهي نخواهند رسيد. بنابراين، کافران با پرده اي که ميان خود و خداوند آويخته اند در روز قيامت از ديدار و لقاي الهي محروم هستند.
● آثار اميد و ايمان به لقاء الله
اميد و ايمان به لقاءالله آثار مهمي در زندگي بشر دارد؛ چنان که تکذيب آن نيز در دنيا و آخرت آثاري از خود به جا مي گذارد که در ادامه بدان پرداخته خواهد شد.
خداوند يکي از آثار مهم ايمان به لقاءالله را استقامت و پايداري در اعتقاد و عمل بر پايه آن بر مي شمارد و در آيات ۰۲۱ تا ۶۲۱ سوره اعراف نشان مي دهد که چگونه ايمان به لقاء الله موجب مي شود تا انسان در برابر مشکلات و فشارهاي گوناگون از جمله فشارهاي دشمنان مقاومت ورزد و با استقامت و پايداري در راه تحقق آرمان هاي بلند انساني و اسلامي بکوشد.
آيات ۹۴۲ و ۰۵۲ سوره بقره هم چنين ايمان به لقاء الله را از عوامل مهم صبر و شکيبايي و پايداري در جهاد و تحمل سختي ها برمي شمارد و نشان مي دهد که چگونه اميد و ايمان به لقاءالله آدمي را بر دشمنان درون و بيرون مسلط مي سازد و اجازه نمي دهد تا هواها و خواسته هاي نفساني از درون و فشار وسوسه هاي شيطاني از بيرون و مشکلات و آزار و اذيت هاي دشمنان انسي و جني، بر شخص مسلط شود و او را از هدف والاي الهي باز دارد.
خداوند در اين آيات گزارش مي کند که چگونه ايمان ياران اندک حضرت طالوت(ع) به لقاي الهي موجب شد تا ايشان در دو مرحله مبارزه و جهاد با نفس و جهاد با دشمنان پيروز و سربلند بيرون آيند و با اجتناب از خوردن آب، آمادگي خود را براي مبارزه با دشمن در جهاد نشان دهند.
از نظر آموزه هاي قرآني، ايمان به لقاءالله و اميد بدان موجب آساني تکاليف بر بشر مي شود و او را به بهره گيري از صبر و نماز براي دست يابي به تقرب و متاله شدن آماده مي کند. (بقره، آيات ۵۴ و ۶۴ و کشاف، زمخشري، ج ۱، ص ۴۳۱)
آساني روزه و نماز بر اهل يقين و مومنان و اميدواران به لقاءالله از ديگر برکات و آثار آن است که در همين آيات بيان شده است. کساني که به لقاي الهي اميدوارند با بهره گيري از نماز و روزه مي کوشند تا به اين مقصد والا و زيبا و بزرگ دست يابند.
از آيات ۷ و ۹ سوره يونس نيز برمي آيد که ايمان و اميد به لقاءالله، از اسباب بهره مندي از هدايت هاي خاص الهي است. بنابراين هر کسي مي خواهد تا از هدايت هاي خاص الهي بهره مند شود بايد به اين سبب مهم ايمان به لقاءالله چنگ اندازد و با استمداد از نماز و صبر و روزه به اين مهم برسد.
بي گمان اميد به لقاي الهي از عوامل مهم پيراستگي انسان از دلخوشي به دنيا و رهايي از غفلت است که در آيه ۷ سوره يونس به آن توجه داده شده است.
هم چنين از کارکردهاي اميد به لقاءالله مي توان به رهايي از دام تکبر و استکبار اشاره کرد، زيرا اين اميد مانع استکبارورزي و يا خواسته هاي نامعقول و تحکمي از سوي ديگران خواهد بود که در آيه ۱۲ سوره فرقان به آن اشاره شده است. هم چنين اميد به لقاءالله مانع از سرکشي و طغيان آدمي مي شود. (فرقان، آيه ۱۲ و نيز نباء، آيات ۲۲ و ۷۲)
● آثار تکذيب و کفر به لقاءالله
چنان که گفته شد بسياري از مردم منکر لقاي الهي هستند (روم، آيه ۸) چنين نگرش و بينشي نسبت به هستي و خدا و رستاخيز موجب مي شود تا انسان در دنيا و آخرت دچار گرفتاري ها و مصيبت هاي بسياري گردد. از جمله اين که تکذيب لقاي الهي موجب مي شود تا شخص در قيامت دچار حسرت و پشيماني شود (انعام، آيه ۱۳) و زيانکار و خاسر واقعي گردد و از زندگي خويش هيچ سود و بهره اي نبرد و سرمايه وجودي اش تباه شود. (همان و يونس، آيه ۵۴)
تکذيب لقاءالله هم چنين موجب مي شود تا انسان درخواست هاي بي جا و غيرمعقولي داشته باشد (يونس، آيه ۵۱) و در زندگي اش دچار تحير و طغيان شود (يونس، آيه ۱۱) و به اعمال ناشايست و گناه روي آورد (يونس، آيات ۷ و ۸) و از هدايت هاي خاص الهي محروم گردد. (يونس، آيه ۵۴)
کفر به لقاءالله، انسان را به وادي تکبر و استکبار مي کشاند (فرقان، آيه ۱۲) و انکار رستاخيز و حيات مجدد را سبب مي شود (سجده، آيه ۰۱) که نتيجه آن خسران و زيان ابدي و استحقاق عذاب دوزح است. (کهف، آيات ۳۰۱ تا ۶۰۱)
خداوند در آيات ۱۳ و ۲۳ سوره انعام و آيه ۸ سوره روم، ريشه کفر به لقاءالله را در عدم تفکر درست و صحيح و کژفهمي بشر مي داند و از انسان مي خواهد تا با تفکر در آيات آفاقي و انفسي اين حقيقت متعالي را درک نمايد؛ با اين همه انسان هاي بسياري در دام ظواهر دنيا مي افتند و منکر رستاخيز و لقاءالله مي شوند و بدان کفر مي ورزند.
اما آثار ياس و نوميدي از لقاءالله نيز افزون بر ارتکاب گناه و عادي شدن انجام آن (يونس، آيات ۷ و ۸)، غفلت از خدا و آيات آفاقي و انفسي آن (همان و آيات ديگر) و هم چنين تحير و سرگرداني در زندگي روزمره دنيايي است. (يونس، آيه ۱۱)
خداوند در آيات ۰۱ تا ۲۱ سوره مطففين، به سه مانع اساسي در لقاءالله انسان اشاره مي کند که عبارتند از خوي تجاوزگري، تکذيب حقايق از جمله حقيقت قرآن و آموزه هاي آن و ديگر گناه و ارتکاب اعمال زشت و ناشايست از نظر عقل و وحي که زمينه حجاب جان مي شود و اجازه نمي دهد تا انسان حقيقت لقاءالله را درک و بدان سمت حرکت نمايد و به آن واصل و نايل شود.
سخن درباره لقاءالله بسيار است ولي از آن جايي که پرداختن به همه مسايل و تفصيل آن بيرون از حوصله اين مقاله است به همين جا بسنده مي شود.

انسان، اين آفريده شگفت الهي در مقام خلافت الهي بايد کارهاي خويش را به گونه اي ساماندهي کند که به مسئوليت خود به خوبي عمل نمايد. هرگونه رفتار و کرداري ...

در مقاله حاضر نويسنده با نگاهي عرفاني به مقوله وجه الهي، امامان معصوم(ع) را مظاهر الهي و وجه الله معرفي کرده و با استناد به برخي روايات لازمه معرفت خد ...

از واژگان پرکاربرد قرآني، رب است. واژه «ربب» به معناي پرورش و پروراندن است؛ ازاين رو در فارسي رب به پروردگار برگردانده مي شود. ربوبيت به معناي پرورش چ ...

مقدمه در ميان مهم ترين پيشرفت هايي كه در زمينه ي آبزي پروري در طول چند دهه ي اخير به وقوع پيوسته است، توسعه ي تكنيك هاي القاء توليدمثل در ماهي قرار دا ...

مقدمه در ميان مهم ترين پيشرفت هايي که در زمينه ي آبزي پروري در طول چند دهه ي اخير به وقوع پيوسته است، توسعه ي تکنيک هاي القاء توليدمثل در ماهي قرار دا ...

زنان آشنا و فاميل با چادرهايي که هزار شکوفه سفيد دارد، بر سر ديگ شله زرد ايستاده اند و حوائجشان را از ذهن مي گذرانند. نسيم راز دل را به آسمان مي برد و ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

استخاره به معناي طلب خيز از خداوند است، و چون مؤمنين در مواردي خيرو صلاح كار خود را نمي دانند، به استخاره متوسل مي شوند. جايگاه استخاره در قرآن و احاد ...

دانلود نسخه PDF - معناشناسي لقاء الله