up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله معرفي ماه رمضان PDF
QR code - معرفي ماه رمضان

معرفي ماه رمضان

حضرت زهرا(س) حقيقت شب قدر

دعاي چهل و چهارم صحيفه سجاديه که دعاي ورودي ماه رمضان است و دعاي وداع ماه رمضان، از دعاهاي با ارزش و گران قدري هستند که براي آشنايي با فضايل اين ماه و وظايفي که داريم خوب است آنها را مرور کنيم. دعاي اول بيشتر در باب ماه رمضان و وظايف و تکاليفي است که انسان در اين ماه دارد و دعاي دوم هم عمدتاً اشاره اي به فضايل ماه دارد و بهره هايي که افراد از اين ماه برده اند و تکليف آنهايي که از اين ماه محروم شدند و نتوانستند بهره ببرند.
دعاي اول که نسبتا مفصل است اينگونه شروع مي شود «الحمدلله الذي هدانا لحمده و جعلنا من أهله» سپاس خداي را که ما را به حمد خودش هدايت کرد و ما را از اهل حمد قرارداد که حامد خدا باشيم، نتيجه اش چيست؟ «لنکون لاحسانه من الشاکرين» تا از اين حمد به مقام شکر از احسان برسيم. «وليجزينا علي ذلک جزاء المحسنين» و در نتيجه پاداش محسنين را به دست بياوريم، از حمد به شکر و سپس به احسان برسيم.
«و الحمدلله الذي حبانا بدينه، و اختصنا بملته»، حمد آن خدايي که دين خودش را به ما عطا کرد و ما را مختص به دين خودش قرارداد. انسان گاهي اين ها را جزء نعماتي که احتياج به حمد دارد به حساب نمي آورد، در حاليکه اساسي ترين نعماتي است که خداي متعال به ما داده است. اين نعمت ها تصادفي به دست نيامده و اينطور نيست که تصادفا به اين مسير هدايت شديم بلکه تدبير الهي بوده است. در دستگاه خداي متعال امر تصادفي اي که بيرون از مشيت او باشد، اتفاق نمي افتد. بنابر اين بايد خداي متعال را بر آن حمد کرد.
«و سبلنا في سبل احسانه» حمد آن خداي را که ما را در راه هايي که منتهي به احسان مي شود به حرکت در مي آورد و در اين مسيرها انداخت، چرا؟ «لنسلکها بمنه الي رضوانه»، تا با دستگيري و امداد او، از اين راه ها سلوک کنيم. هم ورود به اين سبل احتياج به هدايت الهي دارد و هم سير در اين سبل و سلوک در آن بدون من الهي ممکن نيست. پايان اين سبل چيست؟ رضوان خداي متعال است. انسان اگر اين سبل احسان را با من الهي طي کند به مقام رضوان الهي مي رسد.
«حمدا يتقبله منا، و يرضي به عنا» آن حمدي که رضاي حق را به دنبال مي آورد و مقبول درگاه حق مي شود.
بنابر اين ابتدائاً خدا را حمد کرديم به اينکه ما را اهل حمد قرارداد و حمد کرديم به اعطاي دين و مسير هدايت به راه هاي احسان خودش. در اينجا حمد خاصي دارد براي احسان خاص خدا، «والحمدلله الذي جعل من تلک السبل شهره شهر رمضان» خدا را ستايش مي کنم بر اينکه يکي از آن سبل را ماه خودش قرارداد گويي که يک حمد اختصاصي دارد که غير از حمدهاي گذشته است.
معرفي ماه رمضان
سپس حضرت اين ماه را معرفي مي کنند؛ «شهر الصيام، و شهر الاسلام و شهر الطهور، و شهر التمحيص، و شهر القيام ألذي أنزل فيه. القرآن، هدي للناس، و بينات من الهدي و الفرقان» شهر قرآن و شهري که در آن هدايت و بينات براي مردم فرود آمده کانه فقط همان سال اول نزول قرآن هم نيست بلکه استمرار دارد. شهر برخورداري از قرآن و هدايت او وبينات او اين ماه است، لذا بهار قرآن ماه رمضان است.
«صيام»، «اسلام»، «طهور» و «تمحيص» و «قيام» خصوصياتي است که در اين ماه انسان مي تواند به آنها راه پيدا کند، مي تواند به مقام صائمين برسد. اين صوم هم درجاتي دارد، از صوم از مفطرات و محرمات است تا صومي که گفتند مخصوص أخص خواص است که امساک قلب عن ما سوي الله است. ماه رمضان ماهي است که انسان مي تواندبه اين مقامات برسد، هميشه اين شرايط مهيا نيست. طبق نقلي که از نبي اکرم صلي الله عليه و آله شده است، ايشان فرمودند که شهري است که در آن دعوت به ضيافت الهي شديد و ابواب جهنم به روي شما بسته است، درهاي بهشت باز است و شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند.
اينها حقايقي است که براي آنهايي که اهل مشاهده ملکوت عالم هستند قابل شهود است و براي ما چون حضرت فرمودند قطعي است. راه هايي که به سوي جهنم ختم مي شود دراين ماه مسدود است، از درب بسته بايد وارد جهنم شد! در مقابل راه هاي رحمت الهي به سوي انسان باز است. شياطين که دعوت به جهنم مي کنند و مانع ورود انسان به رضوان و بهشت ومقامات معنوي هستند. درغل و زنجيرند. در احوالات مرحوم انصاري همداني نقل شده است که وقت مغرب فرموده بود بلند شويد اذان بگوييد، به او گفتند هنوز مغرب نشده است، فرموده بود: مگر نمي بينيد ملائکه روز دارند مي روند وملائکه شب فرود مي آيند. آنهايي که اهل ملکوتند هم عوام ملکوت و هم ملائکه را مي توانند ببينند.
رمضان، ماه تزکيه و تطهير
بنابر اين اينگونه نيست که در همه ماه ها اين زمينه ها وجود داشته باشد ماه ضيافت است و انسان مي تواند در اين ضيافت به صيام و اسلام برسد، که «ان الدين عندالله الاسلام» (آل عمران ۱۹) شايد مقام اسلام، همان مقام تسليم در مقابل خداي متعال و نبي مکرم و اهلبيت عليهم السلام است.
شهر الاسلام است، شهرالطهور و شهر التمحيص است؛ شهري است که انسان مي تواند از همه رذالت ها و آلودگي هايي که در وجودش است، پاک شود. درمنزل، حمام يک مکان مخصوصي است که براي تطهير در نظر گرفته شده است، مکان و وسائل براي شست و شو آماده است، همين کار در نقاط ديگر بسيار سخت انجام مي گيرد، اينطور نيست که همه جا حمام باشد، اين ماه هم ماه طهور است، شرايط باطني و ملکوتي عالم دراين ماه براي پاک شدن و طهارت انسان کاملا آماده است.
ماه خالص شدن است؛ خيلي از ناخالصي هاي انسان بر خودش هم پوشيده است، اين ناخالصي ها را در اين ماه مي شود پاک کرد. خداي متعال در ضمن بحث از جنگ احد و شکست هايي که به حسب ظاهر براي مسلمان ها پيش آمده، مي فرمايد: «ليبتلي الله ما في صدورکم و ليمحص ما في قلوبکم» (آل عمران ۱۵۴) اين جنگ هاي سنگين براي اين است که آنچه در قلب شماست، تمحيص شود. انسان در آن فشارهاي سنگين است که مي تواند پاک بشود و تعلقاتي را که نسبت به اغيار دارد، رها کند. شهر رمضان يک چنين شهري است، مثل کوره جنگ که انسان مي تواند در آن تمحيص بشود، اينجا هم همينطور است.
طلا ممکن است آلايش ها و ناخالصي هايي داشته باشد که بايد در کوره و در دماي بالا، اين ناخالصي ها را از خودش رها کند. در آن وضعيت است طلاي خالص باقي مي ماند و بقيه تعلقات کنده مي شود. گاهي ناخالصي هاي وجود انسان تعلق زيادي به روح انسان دارد مانند جاذبه طلا و مس که در درجه خاصي از حرارت کوره رها مي شود. ولي در شرايط عادي نمي شود، درون اين ماه يک چنين شرايطي آماده است و انسان مي تواند تمحيص شود، هميشه موقعيت براي تمحيص شدن آماده نيست.
شهر القيام است؛ ظاهرش اين است که آدم مي تواند در اين ماه شب زنده داري کند، ولي شايد بيش از اين باشد؛ انسان در اين ماه است که مي تواند به قيام لله برسد. يعني انسان براي خدا به مرحله قيام الهي برسد. اينکه انسان همه حياتش قيام لله باشد، کار آساني نيست و در اين ماه ممکن است.
شهري است که انسان مي تواند از هدايت و بينات قرآن برخوردار شود. هميشه اينگونه نيست که مثل ماه رمضان، قرآن به انسان بهره و بار بدهد، چون خواندن ها و بهره مندي ها متفاوت است.
«فابان فضيلته علي سائر الشهور» خداي متعال فضيلت اين شهر را پنهان نکرد. اين هم جزء نعم الهي است، اگر مي فرمود همانطور که شب قدر را مخفي کردم، ماه رمضان هم يک ماهي است که خودتان برويد پيدا کنيد، کار مشکل مي شد، در اين صورت انسان اگر مي خواست به برکات اين ماه برسد، بايد همه سال را مراقبه مي کرد، ولي الآن خداي متعال اين ماه را معين کرده است؛ «بما جعل له من الحرمات الموفوره و الفضائل المشهوره » خدا محرماتي براي اين ماه قرار داد، آن محرمات چيست؟ «فحرم فيه ما أحل في غيره اعظاما، و حجر فيه المطاعم و المشارب اکراما» خداي متعال براي اکرام و اعظام اين ماه، اين دستورات را داده است. «و جعل له وقتاً بينا» آن را معين کرده و جابجا نمي شود، «لا يجيز جل و عز أن يقدم قبله و لا يقبل أن يؤخر عنه» بايد اين ماه در مواقف خودش احيا شود.
● نعمت شب قدر
علاوه بر اين ها نعمتي در اين ماه هست که در بسياري از روايت ها و دعاهاي ماه رمضان تأکيد شده و آن اين است که «ثم فضل ليله واحده من لياليه علي ليالي ألف شهر»، يک شب اين ماه از شب هاي هزار ماه برتر است. اين يک گنج عظيم بي حد و اندازه اي است که خداي متعال در اين ماه قرار داده است و انسان بايد تلاش کند که اين گنج را به دست بياورد. اگر به دست آورد، تدارک همه کاستي هاي عمر انسان مي شود و اگر به دست نياورد، در اين عمر معمولي هفتاد هشتاد ساله انسان خيلي کاري نمي شود کرد.
براساس بعضي روايات، شب قدر نعمتي است که خداي متعال در مقابل عمر طولاني اي که به امم سابق داده، به امت نبي اکرم (ص ) عطا کرده است. در روايات ذيل سوره قدر دو شأن نزول براي اين سوره آمده است و هر دو هم ممکن است درست باشد و تنافي اي باهم ندارند اول اينکه حضرت در خواب ديدند که بني تميم و بني اميه از منبر حضرت بالا رفتند و مردم را به قهقرا برمي گردانند. حضرت محمد(ص) محزون شدند جبرئيل آمد و گفت: يا رسول الله چه شده؟ فرمود: من چنين خوابي ديدم، عرض کرد من مطلع نيستم بايد بروم از خداي متعال سؤال کنم، برگشت و سوره قدر و يک آيه ديگر را آورد که ما در مقابل اين دولت طولاني اي که به آنها داديم و مردم را به قهقرا برمي گردانند به تو شب قدر داديم که شب قدر تو از اين دولت کارگشاتر است. درست است اينها به عقب برمي گردانند ولي شب قدر تو همه آنها را جبران مي کند.
در آيات ديگر دارد «و اذ قلنا لک ان ربک احاط بالناس و ما جعلنا الرؤيا التي أريناک الا فتنه للناس و الشجره الملعونه في القرآن»(اسراء ۰۶) ما گفتيم، پروردگارت محيط به مردم است، آنها نمي توانند از ملک و حکومت خدا بيرون بروند، خدا احاطه دارد، پس حکمت اين شجره ملعونه چيست؟ اين فتنه الهي است! کوره اي است که بايد مردم در اين کوره بروند که يک عده خالص بيرون بيايند و يک عده جدا بشوند. بعضي روايات شجره ملعونه را به بني اميه تفسير کرده اند. خداوند مي فرمايد ما در مقابل اين فتنه شب قدر را به تو داديم که تدارک همه آنها را مي کند.
ذيل اين آيه روايت ديگري است که معنا مي کند و آن اينکه در محضر رسول الله(ص) عرض شد که بعضي از امم سابق فقط ۰۲۱سال شمشير روي دوش شان بوده و مي جنگيدند درحالي که عمر امت حضرت متوسط ۰۶ تا ۰۷ سال است، حضرت به خداي متعال عرض کردند که خدايا در مقابل اين عمرهاي طولاني به امت من چه عطا کرده اي؟ خدا فرمود سوره قدر را داديم که جبران نقص عمر را مي کند. چون خود دنيا که موضوعيت ندارد، اين عمري که مي دهند براي اين است که انسان بتواند بارش را براي ادامه راه ببندد والا هزار سال در اين دنيا باشي يا صدسال موضوعيت ندارد. شب قدري که قرار داديم جبران مي کند، اين شب قدر را گويي به احترام حضرت، به امت او دادند.
پيامبر ما غيراز حضرت موسي و حضرت نوح و حضرت ابراهيم عليهم السلام است که بايد هزار سال کنارشان باشي تا برسي، در يک عمر کوتاه با حضرت مي توان به مقصد رسيد، مانند اينکه يک استاد زبردست که ۰۴سال سابقه تدريس دارد و از نظر استعداد و توانايي کامل است، با يک استاد معمولي خيلي فرق مي کند، ممکن است يک کتاب را با او يک ماهه بخواني ولي با ديگري يک ساله نشود خواند. اين شفاعت حضرت و اهلبيتش عليهم السلام است که راه را کوتاه کرده است، شب قدر اين امت نيز از اين شفاعت به دست آمده است.
● حضرت زهرا(س)، حقيقت شب قدر
روايت ديگري هست که مرحوم مجلسي در بحار ج ۳۴ ص ۹۱ نقل کردند که «الليله فاطمه والقدر الله فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد أدرک ليله القدر» شب قدر ماه رمضان ارتباطي با ولي خدا دارد، من تلقي ام اين است که حقيقت شب قدر درک ولي خدا و مقام ولايت الهيه است، انسان اگر به آن محيط امن ولايت الهيه وارد نشود که «ولايه علي بن أبي طالب حصني فمن دخل حصني أمن من عذابي»(۱) شب قدري ندارد، خطرپذير است، بايد وارد آن حصن بشود که از مخاطرات نجات پيدا کند، کما اينکه «لا اله الا الله حصني»(۲)، «ولايت علي ابن ابيطالب» هم حصن است.
روايت سلسله الذهب را قريب به چهار هزار نفر به دست در نيشابور مي نوشتند، وقتي کجاوه حضرت حرکت کرد گفتند: يک حديث نقل کنيد، حضرت با سند از آباءشان، از نبي مکرم اسلام(ص)، از جبرائيل عن الله تبارک و تعالي نقل کردند: «لا اله الا الله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي»(۳) و سر را بيرون آوردند و گفتند: «بشروطها و أنا من شروطها»، پذيرش و ولايت اولياي الهي شرط و مقوم توحيد است.
اگر انسان به محيط ايمن والهي و آن وادي امن وارد نشود، خطر پذير است، شيطان،نفس، ديگران تهديدش مي کنند. و من گمان مي کنم که حقيقت شب قدر هم همين باشد. اينکه شب قدر در ماه رمضان است، بعيد نيست معنايش اين باشد که درک حقيقت آن مقام ولايت الهيه هم دراين ماه است، اگر انسان توانست خودش را به آن وادي ايمن و ولي خدا برساند، درکنار او بيش از هزار ماه جلو رفته است و اگر نرساند، هزار ماه هم که خودش بدود آن کار را نمي کند. يک شب که با ولي خدا سالک باشي و به آن وادي ايمن راه يابي، آن يک شب از هزار شب که خودت راه بردي بهتر است.
درک شب قدر هم غير از بيدار بودن است؛ ممکن است آدم بيدار باشد، ابوحمزه بخواند، دعاي جوشن کبير بخواند، همه کارها را بکند ولي به درک شب قدر نرسيده باشد. درک شب قدر ورود به محيط ايمن الهي است که دراين روايت مي فرمايد:«فمن عرف فاطمه حق معرفتها فقد أدرک ليله القدر».اين روايت نقشه گنج است، بعد از يافتن آدرس گنج بايد دنبال گيج ياب رفت. انسان بايد آستين ها را بالا بزند تا پيدا کند،صرف نقشه گنج براي رسيدن به گنج کافي نيست؛ «فمن عرف فاطمه حق معرفيها فقد أدرک ليله القدر». سپس هشدار مي دهند که خيال نکنيد به معرفت تام حضرت مي رسيد «و انما سميت فاطمه لان الخلق فطموا عن معرفتها» (۴) که در روايت دارد که نام ايشان از طرف خدا بوده است.
درعلل الشرايع صدوق روايتي دارد که جابر از حضرت سؤال کرد که چرا به حضرت مي گويند زهرا؟ فرمود:«لان الله عزوجل خلقها من نور عظمته فلما اشرف أضاءت السماوات والارض بنورها و غشيت ابصار الملائکه» (۵) وقتي اين نور که منشعب از عظمت الهي است، تجلي کرد حجاب ملائکه شد، با اينکه خود ملائکه نوراني هستند به سجده افتادند، خدا فرمود:« هذا نور من نوري أسکنته في سماتي خلقنه من عظمتي أخرجه من صلب نبي من أنبيايي» (۶) او را در آن نقطه آسمان منصوب به خودم و آن رفعت منصوب به خودم جاي دادم، سپس ازمسير رسول الله (ص) به عالم دنيا تنزلش دادم. بنابر اين معرفت امام و معرفت صديقه طاهره سلام الله عليها درک حقيقت شب قدراست.
ابتلاء و بلاء حضرت زهرا سلام الله عليها حلقه اتصال ما با عوالم بالاتر است. حلقه اتصال عالم با نبوت و ولايت است. اگر ابتلاء ايشان نبود فتنه هاي شيطان همه را جدا مي کرد.
حضرت به خاطر وسعت و عظمتش حلقه اتصال و پيوند همه اولياء و همه خوبان به مقام نبوت و ولايت است. درباطن عالم هر کسي متصل مي شود از اين راه متصل مي شود، حلقه اتصالي باطني است. شايد معناي شب قدر بودن حضرت هم همين باشد.
● اخبات و انکسار،جبران فضيلت هاي از دست رفته
بعد از اينکه فضيلت هاي ماه در دعاي چهل و چهارم بيان مي شود، حضرت در دعاي چهل و پنجم با رمضان وداع مي کنند. حضرت دراين دعا يک درس به ما مي دهند؛ عده اي ماه رمضان را پشت سر گذاشته اند وبهره هاي اين ماه را برده اند خوشابه حالشان، اما در مورد باقي افراد حضرت مي فرمايند خدايا ما در مقابل اين ماه که از دست داديم، در مقابل تفريط و کوتاهي خودمان درحق اين ماه مصيبت زده هستيم. منکسر هستيم که چرا ماه خدا آمد و ما نه از شبهايش بهره برديم و نه از روزهايش واين ماه از ما جدا مي شود و ديگر بر نمي گردد.
ماه بعدي که مي آيد يک رمضان ديگري است. اين روايات را مرحوم شيخ حر در باب جهاد با نفس بيان کرده اند که روزي مي آيد به آدم مي گويد من ديگري تکرار نمي شوم، خيال نکني فردا من هستم! فردا يک روز ديگري است، من مي روم و ديگرهم به دنيا بر نمي گردم، مواظب باش بهره ات را از من ببري. ماه رمضان هم اينگونه است؛ بر فرض انسان زنده باشد، ماه رمضان بعد که اين ماه رمضان نيست. حالا حضرت يک راهي به ما ياد داده اند که اگر بتوانيم جبران کنيم؛ البته اين مخصوص روز آخر ماه است. همانطور که انسان بايد در ابتداي روز همت کند و مصمم باشد که گناه نکند، آخر روز هم بايد توبه کند که خدايا بالاخره ما در ظرف خودمان تخلف هايي داشتيم و بايد از اين تخلف ها توبه کند، در ماه رمضان هم اول ماه انسان بايد مهيا بشود براي بهره بردن، آخر ماه بايد اينگونه از خدا عذرخواهي کند و به فضل خدا اميدوار باشد.
حضرت به ما آموخته اند: «واجبر مصيبتنا بشهرنا، و بارک لنا في يوم عيدنا و فطرنا» (۷)، «اللهم فلک الحمد اقرار اً بالا ساءه ، و اعترافا بالاضاعه » (۸) خدايا ما تو را حمد مي کنيم در کار تو نقصي نيست، تو را فقط بايد ستود، تو ماه طهور را قراردادي، ملائکه ات را آماده کرده بودي، شياطين را در غل و زنجير کرده بودي، بنابر اين بايد تو را ستود، من کوتاهي کردم و از اين ماه بهره مند نشدم. حالا هم اقرار به بدي هاي خودم دارم و هم اعتراف به تضييع حق تو. حالا در مقابل اين اسائه و اضائه ها چه داريم؟ آنچه که ما داريم براي تو اين است: «ولک من قلوبنا عقد الندم». قلب ما با ندامت گره خورده است، پشيمان هستيم، بي تفاوت نيستيم که شهر الطهور تمام شد. روز آخر ماه است و عده اي پاک شدند و موحد شدند، خداشناس شدند، امام شناس شدند و مقام ولايت الهيه را يافتند و ما دست خالي هستيم.
«و من ألسنتنا صدق الاعتذار» از جانب زبان ما نيز براي تو عذر حقيقي و صادقانه داريم، نه اينکه بگوييم خدايا تو نخواستي که ما برسيم، نه! کار از طرف تو تمام بود، ما نخواستيم، ما تضييع کرديم.
«فأجرنا علي ما أصابنا فيه من التفريط» (۹) دعا را بايد از معصوم ياد گرفت؛ خدايا از تفريطهايي که به ما رسيده، مصيبت زده ايم! در مقابل اين تو به ما پاداش بده. چه پاداشي؟ «اجرا نستدرک به الفضل المرغوب فيه» اجري که با آن تدارک کنيم فضلي را که از کف رفته است. «و نعتاض به من انواع الدخر المحروص عليه» عوض همه آن گنجهايي که بر آن حريص هستيم که ما به دست نياورديم و از کنار آن گذشتيم، يعني انسان مي تواند با انکسار و ندامت خودش، با عقد الندم و صدق الاعتذار از تفريطهاي خودش هم بهره مند بشود.
خدا رحمت کند استادي داشتيم، مي گفت بچه را مي فرستي قوري را بشويد، مي اندازد مي شکند؛ دو حالت دارد: يک موقع مي آيد سرش را هم بالا مي گيرد مي گويد شکست که شکست، شما هم تنبيه مي کنيد؛ مستحق تنبيه است. يک موقع مي آيد مي بينيد منکسر است و خجالت زده است، رويش نمي آيد که بيايد داخل، شما به او روحيه مي دهيد مي گوييد چيزي نشده است، قوري مال شکستن است، يک قوري ديگر مي خريم. مي فرمود: اگر انسان از گناهانش هم به اخبات رسيد، اين انکسار بهره مي دهد. اما عبادتي هم که سرت را بالا بگيري و بگويي من روزه را که گرفتم، نماز را هم که خواندم، چه کم گذاشته بودم؟! مستحق چوب خوردن است. انسان در درگاه خداي متعال بايد هر کاري هم که کرده باشد، از حد تقصير بيرون نرود، خيال نکند که بندگي انجام داده است! انسان وقتي مي بيند يک عده اي شب تا صبح در سجده و رکوع بوده اند، تازه مي فهمد که کاري نکرده است.
اين صدق الاعتذار و عقدالندم تدارک نقص هاست. ذيل اين دعا بالاتر از اين هم دارد که خدايا ماه هاي رمضاني مي آيد که ما زنده نيستيم بندگان تو مي آيند بندگي مي کنند، خدايا هر چه به آنها مي دهي به ما هم بده. خيلي طمع بزرگي است! اينگونه بايد انسان در کرم خداي متعال طمع کند. اخبات و انکسار و اين رجاء اين دو اگر در انسان پيدا شد، جبران همه کاستي هاي انسان را مي کند.
پي نوشت ها :
۱ عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج ۲، ص: ۶۳۱
۲ بحار الانوار، ج ۹۴، ص: ۰۲۱
۳ التوحيد للصدوق، ص: ۵۲
۴ «به درستي که فاطمه ناميده شد چرا که خلق از معرفت حقيقي او عاجزند.»
۵ «زيرا خداوند متعال او را از نور با عظمت خود آفريد، و هنگامي که نورش درخشيدن گرفت آسمانها و زمين به نور او روشن شدند و چشمان ملائکه خيره ماند.» علل الشرايع، ج ۱، ص: ۹۷۱
۶ «خداوند فرمود: اين شعبه اي از نور من است که آن را آفريده ام و از صلب يکي از پيامبرانم که او را بر ساير پيامبران برتري داده ام، خارج مي نمايم.»
۷ «جبران کن مصيبت ما را (بخاطر از دست دادن فضايل ماه) و براي ما در روز عيد و روز روزه گشودنمان مبارک و نيکو گردان»
۸ «تو را است سپاس و حاليکه به بدکرداري اقرار کننده و بتباه ساختن (تقصير در اعمال) اعتراف کننده ايم»
۹ «پس ما را بر (اعتراف بکوتاهي در اعمال و پشيماني از) تقصير که در آن ماه بما رسيده اجر و پاداش ده»

ماه تنها قمر طبيعي زمين و تنها جرم آسمانيست که انسان بر روي آن حضور داشته است. ماه روشن ترين جرم در آسمان شب است اما نوري از خود توليد نمي کند در عوض ...

ماه ماه تنها قمر طبيعي زمين و تنها جرم آسمانيست که انسان بر روي آن حضور داشته است. ماه روشن ترين جرم در آسمان شب است اما نوري از خود توليد نمي کند در ...

ماه تنها قمر طبيعي زمين و تنها جرم آسمانيست که انسان بر روي آن حضور داشته است. ماه روشن ترين جرم در آسمان شب است اما نوري از خود توليد نمي کند در عوض ...

● ليبراسيون يا رخگرد ما در زمين گاهي شاهد بخشي از قسمت پنهان ماه هستيم. نمايان شدن بخشي از قسمت پنهان به دليل ليبراسيون يا رخگرد ماه مي باشد. در ماه س ...

״ومن آياته الليل والنهار والشمس والقمر و از نشانه هاي او، شب و روز و خورشيد و ماه است. [41 (فصلت) : 37] . ماه، با حركت منظم و دقيق و با نور افشاني خاص ...

«ما مفتخريم که صحيفه سجاديه اين زبور آل محمد صلي الله عليه و آله از ماست.» امام خميني (ره) از آنجا که در زمان امام چهارم شرائط اختناق آميزي حکمفرما ...

در مطلب حاضر نويسنده ضمن بيان پاره اي از ويژگي هاي نهضت امام حسين(ع) به برخي بايدها و نبايدها در عزاداري اشاره کرده که اينک با هم آن را از نظر مي گذرا ...

شب قدر در فرهنگ قرآن شب سرنوشت، شب برتر از هزارماه، شب نزول قرآن، شب نزول ملائکه و شب سلامت و رحمت و امان از کيد و مکر شياطين، ناميده شده است. اما ويژ ...

دانلود نسخه PDF - معرفي ماه رمضان