up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله معجزه و نبوت خاصه PDF
QR code - معجزه و نبوت خاصه

معجزه و نبوت خاصه

با وجود عقل، معجزه چرا؟

شخصي که مدعي رسالت از جانب خداوند است، اگر بخواهد ديگران هم ادعايش را بپذيرند، ناگزير بايد دليلي ارائه کند که ارتباط او را با پروردگار ثابت کند. براي اين کار بايد کاري انجام دهد که ارائه آن فقط از عهده خداوند برمي‌آيد
معجزه و نبوت خاصه
رحلت پيامبر
در مقالات پيش به مسئله‌ي دلالت معجزه بر نبوت خاصه پرداختيم. گفتيم پس از اثبات برخي اصول ديگر از جمله؛ اثبات وجود خداوند حکيم و لزوم نبوّت عامّه، مي‌توان به دلالت معجزه بر نبوت خاصه، به عنوان پديده‌اي که براي رهنمون ساختن بشر به پيامبران راستين ارائه مي‌شود، پرداخت. در اين ديدگاه، خداوند حکيم براي هدايت انسان‌ها لزوماً پيامبراني فرستاده است و انسان‌ها با ديدن معجزات، تسليمِ آورنده آن مي‌شوند. شخصي که مدعي رسالت از جانب خداوند است، اگر بخواهد ديگران هم ادعايش را بپذيرند، ناگزير بايد دليلي ارائه کند که ارتباط او را با پروردگار ثابت کند. براي اين کار بايد کاري انجام دهد که ارائه آن فقط از عهده خداوند برمي‌آيد (تا تمايز او از مدعيان دروغين رسالت آشکار شود). بنابراين عمل مذکور از سويي بايد فوق طاقت بشري باشد و از سويي بايد قابل تعليم و تعلم نباشد. تنها در اين صورت است که مدعي رسالت مي‌تواند همراه با دعوت خود و ارائه‌ي معجزه، تحدّي کرده و بر موارد مشابه پيروز شود و مردم نيز مي‌توانند به اين ترتيب به سخنان چنين شخصي اعتماد کنند. بنابراين، بايد دو ويژگي ديگر به ويژگي‌هاي معجزه اضافه نمود: نخست، تحدّي در مقام ادعاي رسالت و دوم، غلبه آشکار بر شبه معجزات.
بنابراين همان‌طور که پيش‌تر اشاره کرديم؛ دلالت معجزه بر نبوت خاصه را مي‌توان چنين مرور کرد:
اولاً، خداوند حکيم است. ثانياً، حکمت خداوند اقتضا دارد که پيامبراني را براي هدايت انسان‌ها بفرستد. ثالثاً، مردم به گونه‌اي آفريده شده‌اند که ادعاي نبوّت را از کسي که معجزه مي‌آورد، سوء سابقه ندارد و بر خلاف عقل سخن نمي‌گويد، مي‌پذيرند. رابعاً، با توجه به مقدّمات بيان شده، اگر سخن مدّعي نبوت، که معجزه آورده است، دروغ باشد، چون موجب گمراهي مردم مي‌شود، بايد خداوند رسوايش کند، وگرنه مردم به گم راهي مي‌افتند و اين خلاف حکمت الهي است. نتيجه آنکه چون مدّعي نبوّت معجزه آورده است و خداوند رسوايش نمي‌کند، پس در مدعايش راست‌گوست.
سخنان يک دانشمند و يا يک فيلسوف در سطح حرف‌هاي بشري است، لذا مي‌توان با استفاده از روش‌هاي معمول آن‌ها را اثبات کرد. پيامبران از روش علوم به معارف الهي دست نيافته‌اند بلکه روش آن‌ها در دريافت معارف وحي است
تا کنون، برخي دلايل اثبات نبوت خاصه از طريق معجزه را بيان کرديم و به نظر مي‌رسد اين مقدار براي يک بحث مقدماتي کافي است. اکنون ممکن است برخي سوالات در ذهن خواننده‌ي محترم ايجاد شود که برخي از اين سوالات و پاسخ انديشمندان مسلمان به آن‌ها را ذکر مي‌کنيم:
سوال: اگر پيامبر حرف‌هاي منطقي مي‌گويد و تمام بيانات او مطابق عقل و برهان عقلي است، پس ديگر چه نيازي به معجزه است؟ انسان‌ها در دوره بلوغ فکري خود، نيازي به معجزه ندارند و ضرورت معجزه براي دوره‌ي طفوليت بشر است و نه دوره‌ي بلوغ فکري او. انسان‌ها مي‌توانند با عقل و منطق مدعيات پيامبر را مورد ارزيابي قرار دهند و در صورتي که آن‌ها را مطابق عقل بدانند، لازم است که آن‌ها را بپذيرند.
پاسخ: اولاً يک پيامبر يک حکيم يا دانشمند نيست تا حرف‌هاي خود را با متدلوژي فلسفي يا علمي اثبات کند. سخنان يک دانشمند و يا يک فيلسوف در سطح حرف‌هاي بشري است، لذا مي‌توان با استفاده از روش‌هاي معمول آن‌ها را اثبات کرد. پيامبران از روش علوم به معارف الهي دست نيافته‌اند بلکه روش آن‌ها در دريافت معارف وحي است. به بيان ديگر، پيامبران تنها مدعي سخنان منطقي نيستند بلکه علاوه بر آن مدعي‌اند که اين حرف‌هاي مطابق عقل و برهان نه سخنان آن‌ها بلکه سخن خداوند متعال است. بنابراين آن‌ها دو ادعا دارند؛ بخش اول ادعاي آن‌ها که برهاني بودن مدعياتشان است با برهان قابل اثبات است، ولي بخش دوم مدعيات ايشان (اينکه مدعيات آن‌ها از سوي خداوند است) نياز به دليل جداگانه‌اي دارد؛ معجزه.
استاد مطهري
شهيد مطهري در اين زمينه مي‌گويد:
«فرض کنيد يک وقتي آقاي سقراط مي‌گويد که من چنين فلسفه‌اي را در اخلاق دارم. وقتي ما حرف‌هاي سقراط را منطقي ديدم مي‌پذيريم. اما اگر سقراط گفت اين حرف‌هايي که من مي‌گوييم حرف من نيست پيام خداست و من پيام خدا را به شما ابلاغ مي‌کنم، آن وقت مي‌گوييم اين را ديگر بايد اثبات کني. به صرف اينکه حرف‌هاي تو منطقي است; دليل نمي‌شود که اين حرف‌ها مال خدا باشد، منطقي بودن حرف يک مسئله است و مال خود اين شخص نبودن و مال خدا بودن و تضمين خدايي داشتن; و قهرا اطاعتش پاداش خدايي داشتن و مخالفتش کيفر خدايي داشتن، مسئله ديگري است... . پس در دوره بلوغ فکري هم ولو صحت تمام گفته‌هاي پيغمبر را برهان علمي و عقلي درک کنيم; باز اگر بخواهيم پيام آوري او را تصديق کنيم; احتياج به معجزه دارد.» (مرتضي مطهري، آشنائي با قرآن، جلد 2)
ثانياً، انبياء هيچ‌ يک هيچ معجزه‌اي را براي اثبات معارف خود نياوردند، و نمي‌خواستند با آوردن معجزه مسئله توحيد، معاد و ... را که از طريق عقلي قابل اثبات است اثبات نمايند. پيامبران هيچ‌گاه دعوت خود را از همان روز نخست با معجزه آغاز نکردند، بلکه زماني که با شبهات منکرين و يا با درخواست معجزه رو به رو شدند از معجزه استفاده نمودند؛ به همين دليل است که معجزه همواره با تحدّي همراه است. براي مثال، حضرت موسي (ع) با آن که عصا و يد بيضاء هم راه داشت،آن را موقعي ارائه داد که با انکار فرعونيان قرار گرفت و از او براي اثبات نبوت خويش دليل و نشانه خواستند.
در سوره‌ي ابراهيم (ع) نيز در اين باره مي‌گويد:
أَلَمْ يأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَا يعْلَمُهُمْ إِلَّا اللَّهُ جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَينَاتِ فَرَدُّوا أَيدِيهُمْ فِي أَفْوَاهِهِمْ وَقَالُوا إِنَّا كَفَرْنَا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ وَإِنَّا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَنَا إِلَيهِ مُرِيبٍ ...«آيا سرگذشت پيشينيان را نشنيده‌ايد که پيامبرانشان با دلايلي روشن آمدند،ولي آنان از روي تمسخر خنده وار دست بر دهان نهاده و گفتند:ما به آن چه آورده‌ايد باور نداريم و در شک و ترديد مي‌باشيم.پيامبران به آنان گفتند:مگر درباره صانع متعال جاري شکي وجود دارد؟او شما را مي‌خواند تا مورد مهر خود قرار دهد و فرصتي است که در اختيار شما قرار داده است.گفتند:شما همانند ما بشر هستيد و مي‌خواهيد ما را از آن چه پدرانمان مي‌پرستيدند باز داريد،پس دليل قوي و روشن ارائه دهيد که پيامبريد.پيامبران به ايشان گفتند آري ما جز بشري بيش نيستيم و از خود مايه‌اي نداريم.خداي بر ما منت نهاده و اگر او بخواهد هر آينه معجزه‌اي که نشان گر صحت گفتار ما باشد،ارائه خواهيم داد و به خدا پناه مي‌بريم که راه را به ما نشان داده است» (ابراهيم 14-9)
اين شواهد نشان مي‌دهد که ارائه معجزه هنگامي بوده که انبيا عليهم السلام با شبهات منکرين و تشکيک معاندين رو به رو مي‌شدند که براي رفع شبهه و دفع تشکيک،ارائه معجزه ضرورت مي‌يافت و گرنه در رويارويي با پاک انديشان روشن ضمير،نيازي به معجزه نبوده بلکه همان ارائه حق،بزرگ‌ترين شاهد صدق آنان محسوب مي‌گرديد.

شايد مطالعه اين مطلب شما را برآن آورد که حداقل هفته اي دو تا سه بار هم که شده آب کرفس را وارد برنامه غذايي تان کنيد... برگ کرفس حاوي مقدار قابل توجهي ...

● ورميکولايت ورميکولايت نام معدني سليکات آهن، آلومينيوم، منيزيم متورق، هيدراته مي باشد. ورميکولايت ظاهري آکورديوني شکل بوده و رنگ متغيري از قهوه اي تا ...

● ورميکولايت ورميکولايت نام معدني سليکات آهن، آلومينيوم، منيزيم متورق، هيدراته ميباشد. ورميکولايت ظاهري آکورديوني شکل بوده و رنگ متغيري از قهوهاي تا ط ...

بدون شک وقتي از هولوگرام صحبت مي شود اولين چيزي که به ذهن هر فردي خطور مي کند هولوگرام هايي است که بر روي کارت هاي شناسايي ثبت شده است. در حقيقت اين ه ...

1) تفسير آيات: «انّا زَيَّنا السَّماء الدُّنياء بِزينه الکَواکِب[i]» ما آسمان پائين را با ستارگان تزئين کرديم. در اين آيه مي گويد «آسمان پائين را با ک ...

هميشه بوده و هستند کساني که با اهداف گوناگون به جاي پرداختن به نسخه اصيل و راستين، نسخه هاي بدلي و دروغين را مي سازند و بخورد اين و آن مي دهند تا از ا ...

خداوند درباره توفان نوح و برآمدن آب در منطقه بين النهرين، حوزه نبوت نوح(ع) مي فرمايد: وقتي اراده الهي بر آن شد که آب، زمين را فرا بگيرد تنور فوران آب ...

● اعجاز خداوند به نيکوترين شيوه انسان را خلق کرد، وي را بالاترين کرامت بخشيد و هستي را برايش مسخّر کرد تا سبب تمايز و برتري وي شود. به وي نعمت عقل را ...

دانلود نسخه PDF - معجزه و نبوت خاصه