up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله مدلهاي PDF
QR code - مدلهاي

مدلهاي

مدلهاي معرفت ديني

کتاب مدل هاي معرفت ديني يک کتاب توصيفي بوده و نويسنده سعي نموده با بدست آوردن منابع دست اول از نظريه پردازان اين رشته و آخرين يافته هاي اين دانش مدل هاي معرفت ديني را با تقسيم بندي منطقي و معتبر علمي و با مقايسه اين مدل ها و معرفي بنيان گذران آنها بازشناساند مثال هاي قابل فهم و نزديک به ذهن به منظور دفاع از استدلالهاي نظريه پردازان کمک بزرگي به درک مطالب کتاب نموده است .
هدف نويسنده از انتشار اين کتاب اولا معرفي مدلهاي معرفت ديني و ثانيا القاي اين نکته است که اين مبحث (مدلهاي معرفت ديني )از بنيادي ترين بحث معرفت شناسي ديني است و ثالثا تذکر اين مسئله است که معرفت شناسي ديني و مدل هاي آن ميتواند چهار چوبي بزرگ و کامل براي فهم نزاع هاي فکري در جهان اسلام باشد .
در حقيقت نويسنده بنا دارد تا براين شعر حافظ که ميگويد :
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه ......چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند
خط بطلان بکشد .
نويسنده کتاب گرچه در مبحث معرفت شناسي ديني حق مطلب را ادا کرده است و بسيار موفق بوده اما کماکان اين سوال بزرگ را بي جواب گذاشته است که در باب گزاره هاي غير ديني و معرفت شناسي غير ديني چه بايد کرد ؟
چرا که اصلي ترين مباحث فکري در جهان کنوني مقايسه نظام هاي فلسفي ، اخلاقي، سياسي ،فرهنگي ، ديني و غير ديني است .
رسالت بزرگ نويسنده در انتشار اين کتاب هنگامي آشکار مي گردد که شناخت مدل هاي معرفت ديني بتواند گامهاي اوليه در گفتگوي تمدن ها و گفتگوي اديان و تقريب مذاهب باشد
چکيده کتاب
بحث مدلهاي معرفت ديني بيش از يک دهه از طرح آن نميگذرد هرچند ريشه اي در مباحث کهن معرفت شانسي و فلسفه دين دارد براي ورود به ااين بجث دو نکته ضروري است
1- اين بحث بنيادي ترين بحث معرفت شناسي ديني است و با آن ميتوان مکاتب فکري و کلامي گوناگون را در اين مدل ها ريخت و ريشه ي اين نزاع ها را يافت
2- با توجه به معناي گوناگون مدل ، بايد دانست که مقصود از مدل در اين کتاب ( الگو ) است البته بايد متذکر شد که اين الگو نيز با الگو هاي ديگر تفاوت هايي دارد که تفاوت عمده آن به شرح زير است
الف � اين الگو الگوي فکري است
ب- اين الگو پنهان وناخوداگاه است
ج � نظام مند عمل ميکند
گزاره هاي ديني هرکس به دو گونه نقد ميشود
1- نقد در مدل معرفتي :
اين نقد را ، نقد دروني ميگويند و آن بدين طريق است که مدل فرد را پذيرفته ولي نتايج آن را بحث ميکند
2- کنار گذاشتن مدل او :
3- اين نقد را نقد بيروني ميگويند و آن کنار گذاشتن مدل او و نتايج و گزاره هاي اوست .
مدل هاي معرفتي
مدل هاي معرفتي را ميتوان به رئاليستي و آنتي رئاليستي ( ضد رئا ليستي)
تقسيم کرد
رئاليست در اصل به آموزه هاي فلسفي اطلاق مي شود و صور گوناگون دارد که شامل
1 � رئاليسم هستي شناسي : که اذعان ميدارد که عالم مستقل از ذهن ما وجود دارد
2- رئاليسم معنا شناسي : اين رئالسيم به رابطه زبان و عالم مربوط مي شود و ادعا ميکند که زبان توصيف مشروط به صدق عالم است
3- رئاليسم معرفت شناختي : اين رئاليسم مي پذيرد که حداقل در پاره اي از وجود به عالم معرفت داريم
4- رئاليسم ارزش شناختي : ديدگاهي است که بر طبق آن هدف از فعاليت معرفتي دستيابي به حقيقت است
5- رئاليسم روش شناختي : اين ديدگاه قبول مي نمايد که روشي براي تحصيل حقيقت وجود دارد
6- رئاليسم صدقي : اين ديدگاه بيان ميدارد که صدق يک گزاره به چگونگي عالم واقع مربوط مي شود ، البته کانت معتقد است که گزاره ها اصلا واقع را منعکس نميسازند و صدق به ذهن ما وابسته است
مدل هاي معرفت شناختي
يک -رئاليسم خام : ديدگاهي است که اذعان ميکند که معرفت ما دقيقا منطبق با جهان خارج است ( جهان واقع همانگونه است که ما بدان معرفت داريم )
اين ديدگاه چهار رکن دارد :
الف � عالم واقع مستقل از معرفت بشري وجود دارد
ب- معرفت بشري توصيف تحت اللفظي اين عالم است
ج- بشر ميتواند بدون پيشداوري به معرفتي مطمئن دست يابد
د- معرفت ائده آل توصيف کامل عالم و دقيقا منطبق با آن مي باشد
رئاليست هاي خام در باب معرفت ديني اين ادعا را دارند که معرفت ديني توصيف تحت اللفظي واقع دين است . يعني دين مستقل از معرفت ديني وجود دارد و معرفت ديني توصيف آن دين ميباشد
دو -ابزار انگاري :
يکي از ديدگاه هاي فلسفي است که در مخالفت با رئاليسم خام شکل گرفته است بنابراين نظريه تئوري هاي علمي صرفا ابزار هايي مفيد هستند که براي هدف علمي خاصي ساخته اند اين تئوري در پي توصيف عالم خارج نيست و آن دو نوع است :
الف : ابزار انگاري حذفي (ماخ) که ميگويد اشياء و واقعيت هاي تئوريک در خارج وجود ندارد
ب- ابزار انگاري غير خذفي مثل( دو م )که فرض وجود اشياء و واقعيت هاي تئوريک را غير ضروري ميداند
برخي از متکلمان مسيحي و فلاسفه گونه اي از ابزار انگاري را پذيرفته اند و آن را کلامي نام نهاده اند و معتقد اند زبان دين توصيفي نيست و ابزاري نيرومند جهت هدايت مومنان است و زبان دين بر موجودي برتر و ماورا دلالت ندارد و اين ابزارا نگاري دو صورت دارد : وجودي و اخلاقي
2 1-ابزار نگاري کلامي �وجودي
طرفدار اين نظريه فليپس است ، به نظر او معناي خدا در بازي زبان دين و در جامعه دينداران يافت مي شود نه بيرون آن
2 2-ابزار انگاري کلامي � اخلاقي :
اين ديدگاه را در فلسفه دين ويت پذيرفته است و مي گويند گزاره هاي ديني ابزار ها و افسانه هاي سودمند به حساب مي ايند.
به هر حال مدل هاي ابزار انگاري در رد رئاليسم شکل گرفته و بعد ها رئاليسم نوين (انتقادي ) در رد نظريه هاي آنتي رئاليستي مثل ابزار انگاري موثر بوده است
سه -ساختي گروي :
ساختي گروي مدل معرفت شناسي ديگري است که آن را رئاليسم پيچيده گمان کرده اند.
در حالي که اين يکنوع آنتي رئاليستي است . برخي معرفت شناسان مانند ري باسکار به جاي تعبير متعلق دروني و متعلق بيروني از تعبير متعلق لازم ومتعلق متعدي سخن گفته اند ، دو نوع ساختي گروي ميتوانيم تصور کنيم
1- يک صورت رايج از ساختي گروي ميگويد که معرفت علمي را دانشمندان مي سازند .
2- يک صورت ديگر مدعي است که عالم بيرون معرفت را مي سازد ،
امروز ساختي گروي گادامري مبناي کار بسياري از فلاسفه اسلام قرار گرفته و ادعا کرده اند که فهم هر کس از نصوص دين با پيش داوري ها ي او متناسب است
ساختي گروي با انتشار کتاب ساختار انقلاب هاي علمي به قلم توماس کوهن وارد مرحله ي جديد شد به نظر کوهن تاريخ گسترش هر علم جايي است که آرا و انديشه هاي متعارض در کارند و تغيير پارادايم را انقلاب علمي ميخواند که سه پيامد دارد
1-طرفداران پارادايم هاي گوناگون در باره ي اهداف علم توافق نميکنند و تغيير و تحول رخ ميدهد
2- با تغيير پارادايم جهان بيني و جهان دانشمند نيز تغيير ميکند
3 -با تغيير پارادايم تيوري ها تغيير ميکند
چهار � رئاليسم انتقادي
پس از سلطه طولاني ساختي گروي اين امر که مدل ديگري بنام رئاليسم انتقادي طرفداراني پيدا کرد بسيار عجيب بود.
اين ديدگاه براي براي دينداران و دين شناسان مبارک بود بر اساس اين نظريه بدست اوردن معرفتي در مورد جهان خارج امکان پذير است و دو ادعا دارد
1 -جها ن خارج ومستقل از ما وجود دارد
2-معرفت به اين جهان همانگونه که هست امکان پذير است .
اما دليل اينکه اين نوع مدل وصف انتقادي دارد ان است که معتقد است که معرفت معتبر به خارج تنها از طريق تاملات انتقادي بر تجاربي که از جهان داريم بدست مي ايد
رئاليسم انتقادي بر عکس کانت غير قابل شناخت بودن اشيا را في نفسه رد ميکند.نخستين بار ايان باربور رئاليسم انتقادي را در رابطه با مسئله علم و دين بکا ر گرفت
باسکار در تبيين رئاليسم انتقادي انسان را از مغالطه معرفتي بر حذر ميدارد وميگويد که متعلق لازم به قلمرو (انچه که وجود دارد )است و متعلق متعدي به قلمرو (انچه که ميدانيم)يعني معلومات مربوط است
ما حصل رئاليسم انتقادي و نظرات باسکار و باربور چنين است
1- جهان خارج مستقل از ما وجود دارد
2- معرفت واقع نماست و مي توان کشف کرد
3- معرفت محصول است اما باربور محصول اخلاق مي داند و باسکار محصول اجتماع
4- ما دسترسي مستقيم به جهان خارج از ذهن داريم
5- باسکار ميگويد جهان خارج از معرفت ما گسترده است و نفي آن به مغالطه معرفتي مي انجامد

فهرست مطالب کتاب : شامل - مقدمه - مدل هاي معرفتي � اقسام رئاليسم ( خام ، ابزار انگاري ، و رئاليسم انتقادي ) است باتوجه به اينکه کتاب از انتشارات باشگا ...

مدلهاي معرفت ديني فهرست مطالب کتاب : شامل - مقدمه - مدل هاي معرفتي – اقسام رئاليسم ( خام ، ابزار انگاري ، و رئاليسم انتقادي ) است باتوجه به اينکه کتاب ...

● تاريخچه علم ژنتيک سالها پيش از آن که دانشمندان سعي کنند تا با استفاده از قوانين فيزيکي و شيميايي علت پديده هاي زيست شناختي را نيز تبيين کنند، زيست ش ...

دانلود نسخه PDF - مدلهاي