up
Search      menu
زمین شناسی,جغرافیا :: مقاله محيط زيست PDF
QR code - محيط زيست

محيط زيست

محيط زيست و تاريخچه رابطه آن با انسان

● تعريف محيط زيست
براي اين واژه دو نگرش ايجاد شده است: يک نگرش اين است که عنوان محيط زيست از دو کلمه محيط و زيست ترکيب يافته است که در فارسي به معناي جايگاه و محل زندگي است. اين عنوان از نظر لغت مواردي هم چون آلودگي هوا، راه هاي جلوگيري از تخريب طبيعت و... را شامل نمي شود، اما امروزه مفاهيم گوناگون را از آن ارايه مي نمايند مثل آب و هوا، جنگل، کوه، حقوق حيوانات و پرندگان، راه هاي جلوگيري از آلودگي هوا، راه هاي مبارزه با عوامل مخرب طبيعت و ... محيط زيست در اصطلاح به کليه عوامل تهديد کننده يا بهبود بخش محيط زندگي اتلاق مي شود.
اما نگرش بعدي بيانگر اين است که چيزي به نام محيط وجود ندارد و اين واژه يک معناي نسبي به مفهوم پيرامون دارد، همان طور که از مشتقات واژه با مراجعه به کتاب لغت پيدا است، اين واژه يک معناي نسبي به مفهوم پيرامون دارد يعني چيزي که توسط پيرامون خود محاط شده است. موردي که در اين جا مهم قلمداد مي شود اين است که بدانيم، منظور ما از محيط زيست کدام موجود است اين موضوع اهميت دارد زيرا آن چه وضعيت يک محل را براي زيست يک نوع موجود زنده بهبود مي بخشد مي توان محيط زيست يک موجود ديگر را تباه کند.حال در مجموع بايد گفت: محيط زيست عبارت است از آن چه که فرآيند زيستن را احاطه کرده، آن را در خود فرو گرفته و با آن در کنش متقابل قرار دارد. با توجه به اين تعريف آيا مي توان مرزهاي مشخصي براي محيط زيست تعيين نمود آيا فرايند حيات بدون استفاده از هوا و خاک ميسر است آيا بدون بهره برداري منطقي از خاک، مي توان مواد غذايي توليد نمود و امکان تغذيه سالم جمعيت رو به تزايد را فراهم ساخت؟
بدين ترتيب مشاهده مي شود که محيط زيست همه چيز را در بر مي گيرد. هم انسان و هم طبيعت و هم رابطه اين دو را شامل مي شود. در کليه فعاليت هاي بشر تاثير داشته و نيز از آن متاثر مي شود.محيط يک موجود زنده عبارت است از فضايي که موجود زنده را احاطه کرده و از طريق روابط متقابل گوناگون با آن در تماس قرار دارد. به بيان ديگر، محيط را مي توان مجموعه عوامل جاندار و بي جاني دانست که، در يک فضاي مشخص و در زماني معين موجود زنده را تحت تاثير خود قرار مي دهند.
البته پديده هاي غير زنده نيز مي توانند داراي محيط باشند، ليکن فاقد محيط زيست اند ،به عنوان مثال سنگ مادر تحت تاثير عوامل محيطي (تخريب فيزيکي، شيميايي، بيولوژيک) به خاک مبدل مي شود.
در صورتي که موجود زنده از مکاني به مکان ديگر تغيير وضعيت دهد، محيط آن موجود تغيير مي يابد مانند حرکت از محيط خانه به خيابان، محيط پارک، محيط اداره. ليکن کليه اين حرکت ها و جابجايي ها در محدوده محيط زيست صورت مي گيرند، زيرا مفهوم محيط زيست، چه از نظر لغوي و چه از لحاظ واقعيت آن، در بر گيرنده کل فضاي حياتي کره خاکي مي باشد. به بيان ديگر اين محيط زيست است که، در درون خود محيط هاي گوناگون را جاي داده است.
● انواع محيط زيست
با توجه به سيماي متنوع سطح کره خاکي و نيز طيف وسيع مسائل زيست محيطي، بايستي سعي گردد، تا تعاريفي کاربردي براي محيط زيست ارائه شوند. بدين منظور مي توان، آن چه را که ما را احاطه کرده، بر ما تاثير مي گذارد و از ما تاثير مي پذيرد، بر سه بخش کلي تقسيم نمود:
۱) محيط طبيعي
۲) محيط اجتماعي
۳) محيط مصنوع
در حالي که در تقسيم بندي هاي تئوريک مانند آن چه در بالا آمده سعي در تفکيک محيط زيست در بخش هاي مختلف (ولي همگن و متجانس) مي شود، در عمل تفکيک اين محيط ها از يکديگر غير ممکن است.
محيط طبيعي
محيط طبيعي به آن بخش از محيط زيست اتلاق مي شود که، ساخته دست انسان نباشد. اين بخش از محيط زيست، هر چند به صور گوناگون مورد دستکاري انسان قرار گرفته، ماهيت اصلي خود را هم چنان حفظ نموده است کوهها، درياها، دشت ها، جنگل ها و مراتع طبيعي جملگي در زمره محيط طبيعي به حساب مي آيند.
در جهان امروز طبيعت بکر و دست نخورده به ندرت يافت مي شود. به خصوص در کشور ما، که کشوري در حال صنعتي شدن است. هر روز فضاهاي طبيعي وسيعي زير پوشش فضاهاي مسکوني، تجاري، صنعتي، خدماتي مدفون مي شود. بخشي ديگر از محيط طبيعي نيز در نتيجه استفاده هاي بي رويه و غير اصولي از جنگل ها، مراتع، اراضي زراعي، بهره برداري از معادن تخريب شده، ارزش حياتي خود را از دست مي دهند.
محيط اجتماعي
کليه کساني که با آنان به نحوي در تماس هستيم، از خانواده گرفته تا همسايگان، فروشنده سر گذر، همکاران اداري، راننده تاکسي و خلاصه کساني که بر ما تاثير مي گذارند و ما را تحت تاثير قرار مي دهند، تشکيل دهنده محيط اجتماعي ما مي باشند.در اين رابطه نه تنها افراد بلکه کليه سازمان ها و نهادهاي اجتماعي نيز، بخشي از محيط اجتماعي ما را تشکيل مي دهند.
در اين رساله بيشتر سعي مي شود گفته شود که در کشورهاي جهان سوم از جمله ايران مسائل زيست محيطي بيش از آن چه که جنبه فني داشته باشند، از محتوايي اجتماعي فرهنگي برخوردارند. قبول بي چون و چراي روش هاي معماري شهرسازي، رشد صنعتي، تجارت و بالاخره الگوهاي مصرفي کشورهاي از نظر تکنولوژيک پيشرفته، تشکيل دهنده بنيادي ترين مسائل زيست محيطي ما مي باشند و اين همه تا بدان حد در فرهنگ ما رسوخ کرده که به تدريج، اين اعمال را محصول تفکرات خود مي پنداريم. بنابراين، هدف نهايي حفاظت محيط زيست در رابطه با محيط اجتماعي، توسعه و افزايش آگاهي هاي زيست محيطي در سطح جامعه و نيز تقويت دانش زيست محيطي در سطوح مختلف اجرايي مي باشد. هرگاه جامعه به قدرت، استعدادها و توانايي هاي واقعي خود پي ببرد و اين توانايي ها را با آگاهي زيست محيطي در جهت استفاده از منابع انساني و طبيعي خود به کار گيرد، مي توان انتظار جامعه و سرزميني مستقل، متکي به خود و سرافرازي را داشت.
محيط مصنوع
محيط مصنوع عبارت است از آنچه که به دست بشر ساخته و پرداخته شده است. اين بخش از محيط زيست را مي توان محيط زائيده تفکر و تمدن نيز ناميد. زيرا هر نوع دستکاري بشر در طبيعت حال چه به صورت تخريب و يا سازندگي، چه به صورت اراضي زراعي و يا مجتمع هاي صنعتي زاده تفکر انسان است. تفکري که خود در يک نظام فرهنگي خاص شکل گرفته و ريشه در فرهنگ، فلسفه و تمدن چندين و چند هزار ساله يک جامعه يا محيط اجتماعي يک سرزمين دارد. پس آن چه که بشر مي سازد، تجلي عيني مادي تفکرات اوست. بر مبناي تعريف فوق شهرها، روستاها، بنادر، فرودگاهها، جاده ها، و غيره جملگي در زمره محيط مصنوع يا انسان ساخت به شمار مي آيند.
بر پايه همين روش، به عنوان مثال مي توان از طريق آراستگي و يا پاکيزگي محيط مصنوع به فرهنگ زيست محيطي شهرنشينان پي برد.
پس بنا بر آن چه گفته شد، بايد گفت که محيط زيست داراي بخش هاي گوناگوني است. کلا مي توان گفت که موضوع هاي مورد توجه اخلاق محيط زيست عبارتند از جهان طبيعت، آن چه در طبيعت در خور ارزشند، اين که پذيرفتن ارزش براي طبيعت بايستي رفتار انسان را تنظيم کند. بنابراين وظيفه اخلاق محيط زيست، تا آن جا که به اين ترتيب معلوم شد، ايجاد اصولي است که بر روابط انسان با طبيعت حاکم باشد يعني مسئوليت هاي انسان براي ممانعت از آسيب، حفاظت در مقابل آسيب.
● بخش هاي محيط زيست
حال مي توان فهرستي از مسائل زيست محيطي را که مربوط به بخش هاي مذکور در ذيل است نام برد:
۱) بخش انساني: که شامل آيندگان، کودکان، کهن سالان، ديوانگان، معلولين که فقط زندگي نباتي دارند، جنين انسان و غير آن مي باشد.
۲) بخش جانوري: که شامل جانوران باشعور و جانوران فاقد شعور مي باشد.
۳) بخش غير جانوري: که شامل گياهان از همه نوع، دست کارها از جمله آثار هنري، اشياء غير زنده که داراي ساختار هستند مثل رودخانه، سنگ.
۴) هر گروهي که آميخته از همه نوع هستند مثل خانواده، اکوسيستم ها، چشم اندازها، دهکده، محل پرورش حيوانات، شهرها.
۵) موضوعات متفرقه شامل خود، خدا، جهان هم مي شود.
▪ تذکر: بايد خاطر نشان کرد، در اين رساله سعي مي شود که منظور اصلي، فراخور محيط زيست داده شود. که پيوسته بايد تاکيد کنيم که اين رساله درباره محيط زيست گرايي است نه راجع به زيست بوم گرايي اين تاکيد به اين دليل است که بيشتر آدم ها محيط زيست گرايي را که يک رهيافت مديريتي به محيط زيست در چارچوب عملکردهاي کنوني سياسي و اقتصادي مي دانند، با سياست مورد نظر يکي مي گيرند. زيست بوم گرايان و محيط زيست گرايان هر دو با مشاهده تباهي زيست محيطي به عمل برانگيخته مي شوند، اما استراتژي هاي آن ها براي ترميم اين تباهي بسيار با هم تفاوت دارند. محيط زيست گرايان ضرورتا هوادار نظر محدوديت هاي رشد نيستند و لغو صنعت گرايي را معمولا دنبال نمي کنند و از ارزش ذاتي محيط غير انساني دفاع مي کنند. بيشتر محيط زيست گرايان بر اين باورند که تکنولوژي مسائل زاييده خود را مي تواند حل کند و هر گونه پيشنهادي را که مي گويد: تنها زندگي قناعت مندانه مي تواند بقاي ديرپاي بشر را تضمين کند، احتمالا نابخردانه مي انگارند.
● سير تحولات روابط انسان و طبيعت
اگر بحث محيط زيست دست کم به معناي امروزي آن، يک بحث نو و تازه است، اما اگر بخواهيم به صورت دقيق تاريخچه اي از محيط زيست بيان کنيم، بايد به گذشته هاي بسيار دور برگرديم و شايد بتوان گفت که تاريخ محيط زيست را بايد با تاريخ زندگي انسان بر روي کره زمين مطالعه کنيم.سه مرحله را شامل مي شود اين سه مرحله عبارتند از:
- دوران تسلط طبيعت بر انسان ( انسان پيش از عصر نوسنگي ).
- دوران تسلط انسان بر طبيعت.
- دوران همگرايي و تعامل انسان و طبيعت.
۱) انسان مقهور طبيعت
انسان اوليه بدون ابزار شکار در مقابل حيوانات عظيم الجثه کاملا ناتوان بود، از اين رو غذاي خود را نه از طريق شکار، بلکه از طريق جمع آوري ميوه و صيد جانوران کوچک تامين مي نمود. در اين زمان انسان هنوز در بطن طبيعت مي زيست و نحوه زندگي و تاثيرگذاري او بر محيط با ساير جانوران چندان تفاوتي نداشت. به ديگر بيان دخالت هاي انسان در طبيعت از محدوده تاثير قدرت ترميم پذيري طبيعت فراتر نمي رفت و لذا هر خلايي که در نتيجه برداشت هاي او از طبيعت پديد مي آمد، به زودي در نتيجه عملکرد نيروهاي طبيعي رفع مي شد.
اين دوره در بر گيرنده عصري است که در آن بشر کاملا مقهور طبيعت بوده و قادر نبوده است دخل و تصرفي در طبيعت انجام دهد، اين دوره که با پيدايش و آفرينش انسان شروع مي شود خود به چند مرحله تقسيم مي شود مانند مرحله غارنشيني، مرحله روستا نشيني، مرحله ايجاد شهرهاي کوچک و بزرگ و مرحله به وجود آمدن تمدن هاي نخستين. گرچه مرحله اخير با ايجاد کارابزارهاي پيشرفته تر نسبت به قبل هم زمان بوده است و در نتيجه با تصرفات بيشتري در طبيعت همراه بوده است، اما اين تصرفات به تخريب محيط زيست منجر نشد. به بيان ديگر، مي توان گفت، اگر در اين دوره بشر تصرفي جزيي هم در محيط زيست داشته است، اين تصرف براي محيط زيست ضرري نداشته و طبيعت به راحتي اين تصرفات را تحمل، جبران و بازسازي کرده است به طوري که مي توان گفت، در اين دوره محيط زيست به صورت بکر و دست نخورده باقي مانده بود.
۲) تسلط انسان بر طبيعت
در مقايسه با دوره اول، اين دوره از زندگي انسان را شايد بتوان دوران غلبه بر تسلط انسان بر محيط زيست دانست، حدود يک قرن پيش گويا انسان به اسرار طبيعت دست يافت. و هر روز با اختراع و اکتشافي جديد راه هاي مهار طبيعت و غلبه بر آن را آموخت. اين دوره عصر ايجاد تمدن هاي صنعتي است، با دست يابي بشر به صنعت ماشيني و به وجود آوردن کارخانه هاي کوچک و بزرگ، رابطه خود را با طبيعت متحول کرد به اين صورت که براي افزايش توليد، منابع بيشتري را مورد بهره برداري قرار داد و در نتيجه صدمات بيشتري به طبيعت وارد کرد و در اثر اين امر، طبيعت رو به تخريب و نابودي گذاشت. در اين دوره بشر مقهور طبيعت اين امکان را يافت که با تصرفات بي رويه تعامل اکولوژيک طبيعت را بر هم زده و علاوه بر تخريب محيط زيست، آلودگي آن را موجب شد.رفتار او در اين دوره به گونه اي بود که انسان فکر مي کرد که مالک زمين است، نه ساکن آن لذا پيشرفت خود را، پيروزي بر جهان به حساب آورد طوري که اين پيروزي تخريب بخش هايي از محيط زيست، طبيعت را در پي داشته است.
شدت اين تخريب و آلودگي زيست محيطي براي طبيعت غير قابل تحمل، غير قابل جبران و غير قابل بازسازي بود انواع آلودگي هاي آب، خاک، هوا، صوت، شيميايي، هسته اي، دريايي، آثار زيانباري را بر انسان و محيط زيست داشته است، به صورتي که در طي سال هاي اخير به صورت برهاني بزرگ در آمد و زنگ خطر را به صدا در آورد مروري بر حوادث يک قرن اخير عمق اين فاجعه را بيشتر نمايان مي کند، اگر چه دسترسي انسان ها به تکنولوژي هاي پيشرفته، زندگي را براي انسان ها راحت تر کرده است اما استفاده نابجا و بي رويه از آن، عوارض مرگباري را نيز در پي داشته است کشف بسياري از عناصر جديد براي مبارزه با بيماري ها و آفات، باعث ورود آن ها به چرخه غذايي انسان نيز شده است و خود باعث به وجود آمدن بيماري ها و عوارض ناشناخته شده است براي مثال اثر بعضي از آفت کش هاهم چون د. د. ت و آلدرين تا ۱۵ سال در محيط پايداري مي ماند که همين امر باعث مي شود به تدريج اين عناصر وارد چرخه غذايي انسان شوند.
در اين دوره، کشف و استخراج بي رويه منابع طبيعي، هم چون انرژي هاي فسيلي، علاوه بر اين که حقوق نسل هاي آينده را به مخاطره انداخت، باعث آلودگي فراوان آب، خاک، هوا و دريا شد ورود گاز کربنيک يا دي اکسيد کربنيک، منو اکسيد کربن، در اثر سوخت هاي فسيلي به محيط زيست، ريزش بيش از پيش فضولات کارخانه ها و سموم مختلف در رودخانه ها، غرق نفت کش هاي غول پيکر و وارد شدن مواد نفتي و آلاينده هاي ديگر به دريا، سوانح و رخدادهاي هسته اي ، جنگ هاي اتمي، سوانح شيميايي، استفاده از سلاح هاي شيميايي در جنگ ها، استفاده از محيط زيست به عنوان ابزار جنگي، گرم شده کره زمين، تخريب لايه ازن، تغييرات آب و هوايي، باران هاي اسيدي، انفجار جمعيت، نابودي جنگل ها و گونه هاي نادر گياهي و جانوري. همه و همه به يک فاجعه زيست محيطي بدل شد که آينده تنها کره مسکون را در هاله اي از ابهام فرو برده است.
۳) دوره آگاهي، تعامل و همزيستي
اين دوره، عصر همزيستي، طبيعت است، گسترش آلودگي هاي زيست محيطي موجب شد که در برخي از کشورهاي پيشرفته و صنعتي و سپس در سطح جهاني اتفاقاتي براي جلوگيري از محيط زيست صورت گيردکه بر اين اساس دهه هاي ۱۹۶۰ را بايد دوره بيداري و آگاهي در زمينه محيط زيست دانست. اما از اين دوره بشر به علايم تهديد کننده اي که حيات را در اين سياره به خطر انداخته بود، پي برد و دريافت که براي نابودي حيات و زندگي در کره زمين، ديگر احتياجي به برخوردهاي نظامي و به کارگيري سلاح هاي مخرب غير متعارف که آثار تخريبي گسترده دارند، نيست. بلکه اگر شيوه زندگي و روش هاي توليد و مصرف را تغيير ندهند، به همان اندازه يا بيشتر، نابودي را به دنبال خواهد داشت. با توجه به موارد فوق، علاوه بر اتفاقاتي که دولت ها به تنهايي در جلوگيري از گسترش بحران انجام دادند، به همکاري هاي گسترده بين المللي نيز روي آوردند همين طور جنبش هاي مردمي و سازمان هاي غير دولتي نيز در کشورهاي غربي فعال شدند و زنگ خطر از بين رفتن محيط زيست را در دنيا را به صدا در آوردند.اقبال مردم به اين گروهها و سازمان ها باعث شد تا آن ها جايگاه ويژه اي را در جوامع خود به دست آورند به نحوي که بعضي از اين گروهها و احزاب تحت عنوان صلح سبز امروزه از قدرتمندترين گروههاي اجتماعي و سياسي محسوب مي شوند. توجه به محيط زيست در اين دوران به حدي رسيد که فقط در سال ۱۹۷۲ حدود سيصد کتاب در مورد محيط زيست در آمريکا نوشته شد.
بدين ترتيب، از چند سال پيش فکر ايجاد رابطه جديدي با طبيعت در افکار نضج گرفت، پايه اين فکر، اين است که مواهب طبيعي مورد استفاده بشر پايان ناپذير نيست و علاوه بر اين، ضايعاتي که بهره برداري بي رويه از طبيعت به آن وارد مي کند مي تواند حيات نسل حاضر و نسل هاي بعدي را در معرض خطر قرار دهد. بنابراين، اگر از طبيعت بهره برداري مي کنيم، اين بهره برداري از آن بايد به گونه اي باشد که باعث از ميان رفتن اين مواهب نشده، و ضامن حفظ آن براي نسل هاي آينده شود.
بدين ترتيب امروزه مي توان موضوع محيط زيست را به عنوان يکي از با اهميت ترين مباحث دانست که عدم توجه به آن آينده اي اسف بار براي منابع طبيعي رقم خواهد زد.

توليد مثل بيشتر دوزيستان در آب تخم گذاري مي کنند. بنابراين بعد از مدتي که لارو از تخم بيرون مي آيد در آب زندگي کرده و بزرگ مي شود. تا آنکه بر اثر دگرد ...

● زيست توده (Biomass) زيست توده(Biomass)و سوخت هاي زيستي حاصل از ان يکي از انواع انرژي است که مي تواند از گياهان يا کشت گياهان مخصوص بدست ايد وجانشين ...

● زيست توده (Biomass) زيست توده(Biomass)و سوخت هاي زيستي حاصل از ان يکي از انواع انرژي است که مي تواند از گياهان يا کشت گياهان مخصوص بدست ايد وجانشين ...

انرژي زيستي نيرويي است که از تجزيه مواد آلي به دست مي آيد. اين مواد گياهي و جانوري به توده زيستي نيز موسوم هستند. توده زيستي ماده خام بسيار حياتي در ک ...

تنش يا استرس Stress ، واژه‎اي است که اولين بار توسط دانشمندان علوم بيولوژيک در مورد موجودات زنده بکار برده شد. بعدها اين واژه از علم فيزيک گرفته شده و ...

۱) کانسار هاي آهن (Fe): اثرات زيست محيطي کانسار هاي آهن (هماتيت ،سيدريت ،گوتيت ،مگنتيت ،شامونيت):در گذشته فلز آهن بعنوان يک عنصر آلوده کننده محيط زيست ...

● طبقه بندي کانيها تاکنون بيش از ۳۵۰۰ کاني شناسائي شده است. که آنها ۲۰۰ کاني مهمترين مي باشند. که از ميان همه آنها کوارتز و پلاژيوکلاز بيش از دوسوم حج ...

● محيطهاي حد واسط (Transitional environment) اين محيطها در منطقه ليتورال مابين حد متوسط جزر و حد متوسط مد قرار دارد. عرض منطقه ليتورال ممکن است تا چند ...

دانلود نسخه PDF - محيط زيست