up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله محيط زيست طبيعي PDF
QR code - محيط زيست طبيعي

محيط زيست طبيعي

تاملي بر محيط زيست طبيعي از ديدگاه حکمت متعاليه

● طبيعت در حکمت اسلامي
بر اساس گزارش نظريهپردازان حکمت صدرايي و در راس آنان حکيم سبزواري، نوعي نگرش کثرت حقايق هستي در ميان مشائين رايج بوده است، سبزواري ميگويد:وعند مشاييه حقايق تباينت وهو لدي زاهق و نظر ديگري مبني بر وحدت حقيقت هستي را به حکماي شرقي ايراني، فهلويون، منتسب ميکنند، وحدتي همراه کثرت تشکيکي:
الفهلويون الوجود عندهم
حقيقه ذات تشکک تعم
انديشهگران مسلمان، از همان آغاز با الهام از معارف اسلامي نظر حکماي مشرق زمين را پذيرفتند و براي مجموعه عالم با تمام اجزا و عناصر جمادات، گياهان، حيوان و انسان، وجودي واحد، نشات گرفته از مبدا حق و ذات کبريايي، قائل شدند. ابنسينا و خواجه طوسي حکيمان نامدار جهان اسلام براي طبيعت و مطالعه در آن اهميت فوقالعاده قائل شدند و عالم محسوس را داراي روح و نفس و آيينهاي که منعکس کننده حقيقت ازلي و ذات لايتناهي است, دانستند. از لحاظ جهانشناختي، جهان محسوس به نظر آنان تنها يکي از اين مراحل وجود است که از حقيقت عليا و ذات بي انتها نشات گرفته، تنزل يافته و به صورت عالم محسوس در آمده است. آنان سلسله وجود را داراي مراتبي دانستند و هر مرتبهاي را جهاني عنوان دادند. بدين ترتيب که در راس سلسله هستي، وجود باريتعالي قرار گرفته که وجودي است بينهايت و ذاتي مستجمع جميع صفات کماليه است. مقام ذات او بدون لحاظ صفات را جهان «هاهوت» عنوان دادهاند(اين اصطلاح از کلمه هو در عربي گرفته شده است که در آيه شريفه قرآن «هوالله احد»، آمده است، يعني ذات باري با قطع نظر از صفات). ذات باري با لحاظ صفات را جهان «لاهوت» مينامند. (اين واژه از الله گرفته شده، مرکب است از لاه و ت .) ذات باريتعالي فياض علي الاطلاق است و فيضي که بلاواسطه متصل به حق است جهان عقول مجرده ميباشد که مسلط و قاهر بر اين جهان و اين جهان مقهور و معلول آن است. اين جهان را «جبروت» عنوان دادهاند. (اين واژه مبالغه «جبر» به معناي قهر است و در قرآن مجيد نيامده هر چند که در ادعيه اسلامي آمده است.) پايينتر از جهان جبروت جهان ملکوت است (اين واژه مبالغه «ملک» و از قرآن مجيد اخذ شده است. وکذلک نري ابراهيم ملکوت السموات و الارض انعام ۷۵) که جهان نفوس کليه ميباشد.
نفوس کليه هرچند مجردند ولي از نظر مرتبه نازلتر از جهان عقول هستند و بالاخره نازلترين جهان را که «جهان طبيعت» يعني مجموعه آسمان و زمين است جهان «ناسوت» ميناميدند (اين واژه از ناس به معناي مردم است).حکيمان مسلمان براي سلسله مراتب هستي دو حرکت قائلند يکي را قوس نزول و ديگري را قوس صعود مينامند، نزول وجود از مبدا تا جهان طبيعت قوس نزولي وجود است. ولي به نظر آنان هستي پس از نزول از تجرد و رسيدن به مرحله ماده محسوس متوقف نميشود، بلکه قوس صعودي خود را آغاز ميکند. تکامل هستي در قوس صعودي از جهان طبيعت آغاز ميگردد و به جهان عقول که جهان تجرد است، ميرسد. از انسان در اصطلاح حکيمان اسلامي به «کون جامع» يعني وجودي که حاوي تمام مراتب است تعبير ميشود. منظور از اين تعبير اين است که خاک، يک موجود مادي محض در مسير تکامل نطفه و سپس علقه، مضغه و انسان ميشود. انسان نخست به مراحل عالم خيال و نفس ميرسد و پس از آن به مرحله عقل واصل ميگردد، يعني ماده در قوس صعود به جهان عقول ميرسد. جهان عقول همان جهان جبروت بود که در مسير نزول رتبه نازله حق متعال و قاهر و مسلط بر جهانهاي پايينتر بود. انسان ميتواند چنين تکامل يابد. به نظر حکيمان اسلامي انبيا و اوليا اين مراحل را طي کرده و به جهان عقول دست يافتهاند.در عرفان اسلامي وحدت هستي اعم از جهان محسوس و غير محسوس بنيانيترين مسائل شناخته شد. محيالدين عربي آفرينش و جهان هستي را يک تجلي ميداند. به نظر او تمام آنچه در جهان است تجلي اسما و صفات حق است که نمونههاي اعلا و نخستين آنها به حالت کمون در عقل الهي وجود داشتهاند و سپس خداوند براي نماياندن خود به آنها هستي بخشيده و هر آنچه در جهان محسوس است سايهاي از همان نمونههاي اعلاست.
نظريه وحدت هستي و ارتباط مظهريت جهان محسوس از ذات باريتعالي در کلمات عرفا و متصوفه چنان پيش رفت که براي تبيين و تقريب آن به اذهان پيروانشان از به کارگيري تعبيرات و تشبيهات گوناگون چارهاي نداشتند.
● نظريه وحدت هستي در حکمت متعاليه
نظريه وحدت هستي در حکمت متعاليه با تاسيسات خاصي مدلل گرديده، هر چند که ريشههاي آن در کلمات پيشينيان مورد جستوجو قرار گرفته است.
حکمت متعاليه پس از اثبات تمايز هستي از چيستي و اصالت هستي و اعتباري بودن چيستي و اشتراک مفهوم هستي در اطلاق بر مصاديق متعدد سرانجام به وحدت حقيقت هستي ميرسد.آنچه بيشتر مورد ايراد و اشکال مخالفين وحدت هستي قرار ميگيرد، وحدت شخصيه است، تا آنجا که توسط برخي فقيهان کفرخوانده شده است.اين نوع نزاع در کلام مسيحيت نيز سابقه دارد. در قرن نهم ميلادي «يوهانوس اسکوتوس اريگنا»، انديشمند ايرلندي تفسيري بر کتاب مقدس نوشت و در آن سعي کرد ميان خدا، جهان طبيعت و انسان ارتباط تنگاتنگ برقرار کند. وي از سوي بعضي از متکلمين که به علت عدم فهم دقيق از مفاهيم متافيزيکي و کيهان شناختي طبيعت هر نظريهاي از اين قبيل را تحت عنوان وحدت وجودي بودن و سرانجام به طبيعتپرستي و شرک متهم ميکردند، مورد ايراد و انتقاد قرار گرفت ولي او مقاومت کرد و سعي کرد تا نظريه خود را به گونهاي توجيه و مدلل سازد که با اصول اعتقادات ايمان مسيحيت منطبق باشد.ملاصدرا با طرح نظريه تشکيک در وجود که آثار و نتايج اصالت هستي است تا حدود زيادي نگراني و دغدغه خاطر معترضين را رفع ساخت.
به نظر صدرا وجود هرچند وحدت دارد ولي مقوله بالتشکيک است. يعني داراي مراتب است. تشکيک وجود به تقدم و تاخر و شدت و ضعف است. مراتب وجود يک حقيقت است. تشکيک در وجود تشکيک خاصي است يعني مابهالامتياز از سنخ مابهالامتياز است. وجود داري دوگونه کثرت دارد، کثرت طولي و کثرت عرضي. کثرت طولي مراتب نازله معلول مراتب عاليه است، به شدت و ضعف و به عليت و معلوليت است، ولي کثرت عرضي آن است که هيچکدام علت و معلول ديگري نيستند، همه در يک مرتبه قرار دارند. براي تبيين اين مطلب از مثال نور استفاده شده است. نور هم داراي دو کثرت است طولي و عرضي. نوري که از خورشيد طالع ميشود، بسيار شديد است ولي هر چه فاصله ميگيرد ضعيفتر ميشود، مراتب شديد علت و منشا مراتب ضعيف و مراتب ضعيف معلولند. ميان مراتب مزبور کثرت طولي برقرار است ولي ميان رابطه نور تابيده به نقاط مختلف زمين که هيچکدام معلول ديگري نيستند کثرت عرضي برقرار است. اين تشبيه در مثنوي آمده است: همچو آن يک نور خورشيد سما
صد بود نسبت به صحن خانهها
ليک يک باشد همه انوارشان
چون تو برگيري تو ديوار از ميان
البته بايد توجه داشته باشيم که در مثال نور، شدت و ضعف مربوط به وجود نور است نه ماهيت نور، چون ماهيت شدت و ضعف ندارد آنچه تشکيکبردار است وجود است.رابطه ميان وجود جهانهاي مختلف، عقول، نفوس، و جهان طبيعت وحدت است به وحدت تشکيکي، يعني وحدتي که همراه کثرت طولي است. هريک از آنها در رتبه متقدم بر ديگري قرار دارد ولي رابطه ميان موجوداتي که در يک مرتبه قرار گرفتهاند، مانند رابطه ميان انسانهاي مختلف با يکديگر،
هرچند وحدت است، ولي همراه با کثرت عرضي. انسانهاي مختلف هيچکدام علت ديگري نيستند.
پس بنا بر نظريه صدرا وجود وحدت فردي ندارد تا تمام موجودات قطعهاي از آن باشند، بلکه کثرتي با عرض عريض دارد که يک مرتبهاش بيحد و نهايت است که واجب است و مرتبه ديگرش موجودات محدودند که ممکنات را تشکيل ميدهند و رابطه ميان مراتب به شدت و ضعف، تقدم و تاخر و عليت و معلوليت است.به نظر صدرا شمول هستي نسبت به اشيا از قبيل شمول کلي نسبت به جزئيات نيست، بلکه شمولش از باب انبساط و سريان هستي بر ماهيات اشياست.
● حيات طبيعت در حکمت متعاليه
در حکمت صدرا حيات از شوون هستي است و هر چيز اعم از مادي و غير آن برحسب ظرفيت وجودياش داراي حيات، درک، احساس، شعور و عشق است. صدرا که يکي از پايههاي حکمتش بر برداشتهاي وي از آيات قرآني مبتني است، سريان حيات در جهان طبيعت را با آيات مربوط به تسبيح عمومي هستي تطبيق ميکند. ميگويد:تمامي موجودات حتي جمادات گرچه ظاهراً زنده نيستند ولي حقيقتا زنده و آگاه و گوياي تسبيح حق هستند، آگاهي کامل به خالق و مبدع خود دارند. قرآن مجيد اشاره به همين امر دارد که ميگويد هيچ چيز نيست که تسبيح خدا نگويد و لکن خودشان به تسبيح خود آگاهي ندارند.ملاصدرا جمله ذيل آيه شريفه را (ولکن لا تفقهون تسبيحهم) به مخاطب تفسير نميکند، به نحو غايب ميداند به اين معني که خود آن موجودات به تسبيح خويش آگاهي دارند هر چند آگاهانه تسبيح ميگويند و به عنوان استدلال ميگويد: به خاطر آنکه اين نحوه علم يعني علم به علم (که در فلسفه اسلامي علم مرکب ميخوانند) مخصوص موجودهايي است که داراي تجرد تام بوده و از جسميت مجرد باشند.
صدرا معتقد است که هيچ جسمي در عالم اعم از بسيط و مرکب يافت نميشود مگر آنکه داراي نفس و حيات است. صدرا در دنباله اين مبحث مطلبي از کتاب اثولوجيا که آن را از ارسطو ميدانسته عيناً آورده است به شرح زير:ارسطو معلم اول در کتاب اثولوجيا از استاد خود افلاطون الهي نقل ميکند که او ميگويد: اين عالم جسماني مرکب است از هيولا و صورت. و ذاتي صورت را به هيولا ميبخشد که خود اشرف و افضل از هيولاست و آن ذات عبارت است از نفس عقليه. و عقل نفس را در تصوير هيولا تاييد و تقويت ميکند. و تاييد و تقويت عقل نيز از جانب انيت اولي يعني واجبالوجود و موجود نخستين است که خود او، علت وجود کليه موجودات عقليه و نفسيه و هيولانيه و ساير موجودات طبيعيه است. و زيبايي و حسن و بهاي تمامي اشياي محسوس از ناحيه فاعل نخستين است، هرچند که فعل و ايجاد اين همه حسن و زيبايي در جهان محسوس توسط عقل و نفس انجام ميگيرد.
و سپس ميگويد: نخستين هستي حقيقي، همان است که نخستين بار و قبل از هر چيز به عقل و سپس به نفس و سپس به ساير اشياي طبيعي، حيات ميبخشد. در حکمت متعاليه، براساس نظريه سريان حيات عمومي بر هستي، نظمي پنهاني در اعماق جهان اعم از طبيعي و ناطبيعي حکمفرما ميشود و سراسر کائنات يکپارچه هوشمندي و عزم و اراده ميشود. نظريه سريان حيات بر ذرات کائنات با مفهوم قرآني هدايت عمومي جهان سازگاري دارد. به موجب آيات متعدد قرآن مجيد کليه حرکات و تحولاتي که در طبيعت رخ ميدهد بر اساس هدايت عمومي است که همراه نوعي وحي و الهام انجام ميگيرد، و مبدا الهام ذات آفريدگار است. «الذي خلق فسوي و الذي قدر فهدي» همان خدايي که آفريد و موزون کرد. او که اندازه گرفت و هدايت کرد. «و ما من دابه الا هو آخذ بناصيتها ان ربي علي صراط مستقيم».
● حشر طبيعت در حکمت متعاليه
در حکمت صدرا به پيروي از تعليمات قرآن مجيد همه اجزاي طبيعت در نجات و رستگاري با انسان سهيمند، و بنابراين موجودات طبيعي، اعم از نباتات و اجسام همانند انسان «حشر»، يعني بازگشت به جهان ديگر دارند. صدرا ميگويد: از براي هر موجودي حشري است و حشر و بازگشت هر چيز به همان جايي است که از آنجا آمده است. و هر که بداند از کجا آمده است خواهد دانست به کجا ميرود. پس حشر اجساد به سوي اجساد است و حشر نفوس به سوي نفوس.
صدرا معتقد است که آن دسته از نفوس حيواني که داراي درجهاي فوق درجه نفس حساسه باشند، محشور خواهند شد. و آيات قرآني نظير: «و اذ الوحوش حشرت» و يا « والطير محشوره» را بر همين دسته از نفوس حيواني تفسير ميکند.در مورد حشر اجسام معتقد است که بعضي اجسام مانند اجسام فلکيه نوريه که موضوع تصرف و تدبير ارواح هستند از جنس اجسام اخروي هستند و با نفوس محشور ميگردند، آنها با نفوس متحدند و با آنها باقي خواهند ماند.در قرآن مجيد سرنوشت انسان و طبيعت کاملاً به هم آميخته شده و خداوند فساد و صلاح هر يک را با فساد و صلاح ديگري مرتبط دانسته است. «ظهر الفساد في البر و البحر بما کسبت ايدي الناس» فساد در دريا و خشکي در اثر عملکرد انسانها ظاهر ميگردد.
از جمله نکات اختصاصي قرآن که در ساير کتب مقدس ديده نميشود، سوگند خداوند به طبيعت است. جالب اين است که بررسي نگارنده نشان ميدهد که اين امر در ادبيات قبل از قرآن هم سابقه نداشته و يکي از مبدعات قرآني به شمار ميآيد. سوگند به خورشيد، ماه، ستارگان، آسمان، زمين، کوهها، درياها، درختان ميوه، و... . تفسير رايج در اين خصوص اين است که اينگونه سوگندها براي توجه دادن به آيات الهي است ولي به نظر ميرسد علاوه بر آن، متذکر درآميختگي سرنوشت انسان و طبيعت ميباشد.
در سوره شمس سوگندهاي متوالي به مظاهر طبيعت که از جمله آنها روان آدمي است، براي بيان اين منظور آمده که آدمي با تزکيه و پاکسازي روح ميتواند رستگار شود و متقابلاً آلودگي نفس موجب تباهي او ميگردد.
سياق آيات مزبور کاملاً نشان ميدهد که براي رستگاري آدمي قبل از هر چيز بايستي به طبيعت با نگاه سرنوشت مشترک بنگرد.

توليد مثل بيشتر دوزيستان در آب تخم گذاري مي کنند. بنابراين بعد از مدتي که لارو از تخم بيرون مي آيد در آب زندگي کرده و بزرگ مي شود. تا آنکه بر اثر دگرد ...

● زيست توده (Biomass) زيست توده(Biomass)و سوخت هاي زيستي حاصل از ان يکي از انواع انرژي است که مي تواند از گياهان يا کشت گياهان مخصوص بدست ايد وجانشين ...

● زيست توده (Biomass) زيست توده(Biomass)و سوخت هاي زيستي حاصل از ان يکي از انواع انرژي است که مي تواند از گياهان يا کشت گياهان مخصوص بدست ايد وجانشين ...

مقدار توليد گاز در کشورهاي جهان، کشورهاي قهوه‌اي‌رنگ و قرمزرنگ بالاترين توليد را دارند. گاز طبيعي که معمولاً گاز گفته مي‌شود نوعي سوخت فسيلي گازي شکل ...

تنش يا استرس Stress ، واژه‎اي است که اولين بار توسط دانشمندان علوم بيولوژيک در مورد موجودات زنده بکار برده شد. بعدها اين واژه از علم فيزيک گرفته شده و ...

نماز يکي از صورت‌هاي عبادت‌ است که در برخي از اديان وضع شده اشت. فهرست مندرجات [۱ پيرامون واژه •۲ نماز در دين يهود •۳ نماز در دين اسلام •۴ نماز در ...

انسان، اين آفريده شگفت الهي در مقام خلافت الهي بايد کارهاي خويش را به گونه اي ساماندهي کند که به مسئوليت خود به خوبي عمل نمايد. هرگونه رفتار و کرداري ...

روح امري مجرد است و شکل و قالب خاصي ندارد و به يک معنا بي شکلي، اصل در آن است. چنان که روح به سبب همين تجرد خويش، بيرون از دايره ذکوريت و انوثيت يعني ...

دانلود نسخه PDF - محيط زيست طبيعي