up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله مجادله PDF
QR code - مجادله

مجادله

نسيمي از آموزه هاي حسيني

آنچه در پي مي آيد گلچيني از آموزه هاي سيره اخلاقي امام حسين(ع) است که در قالب ده نکته بيان شده است .
اينک با هم آن را از نظر مي گذرانيم.
۱) تواضع
امام حسين(ع) روزي از محلي عبور مي کرد. عده اي از فقرا بر روي عباهاي پهن شده خود نشسته بودند و نان پاره هاي خشکي مي خوردند. امام(ع) وقتي از کنار آنها گذشت تعارفش کردند و او هم پذيرفت. نشست و تناول کرد و آنگاه به آنان گفت: «ان الله لايحب المتکبرين»(نحل ۲۲) يعني خداوند متکبران و مردم مغرور و از خود راضي را دوست نمي دارد. سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت کردم، شما هم دعوت مرا بپذيريد. آنان هم دعوت حضرت را قبول کردند و همراه امام(ع) به منزل رفتند. سيدالشهداء(ع) دستور دادند هرچه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند و بدين ترتيب پذيرايي گرمي از آنان به عمل آورد و نيز درس تواضع و انسان دوستي را با عمل خويش به جامعه آموخت.(جلاءالعيون ص۵۰۱)
۲) بي ادعايي
از امام حسين(ع) پرسيدند: چگونه صبح کرديد. (حالتان چطور است) فرمودند: صبح کرده ام در حالي که پروردگاري دارم که ناظر اعمال من است و آتش جهنم در مقابل من است و مرگ، مرا تعقيب مي کند تا جان مرا بگيرد و حساب و محاسبه (در دنيا و قيامت) مرا احاطه نموده است و من در گرو اعمال خود هستم.
اينگونه نيست که هرچه را بخواهم و دوست داشته باشم همان برايم پيش آيد و بتوانم به آن برسم و نيز اينگونه نيست که هرچه را که دوست نداشته باشم بتوانم از خودم دور کنم. زيرا تمام امور، دست ديگري (خدا) است. اگر بخواهد مرا عذاب مي کند و اگر بخواهد مورد عفو قرار مي دهد. بنابراين کدام فقير از من فقيرتر است. (پيشواي سوم ص ۳۰)
۳) خود را از ديگران پايين تر ديدن
از امام حسين(ع) درباره ادب پرسش کردند که ايشان در پاسخ فرمودند: ادب آن است که از خانه خود بيرون آيي و با هيچ کس برخورد نکني مگر آن که او را برتر از خود ببيني. (فرهنگ جامع سخنان امام حسين(ع) ص ۸۱۲)
چنانچه همين فرمايش کوتاه امام(ع) را خوب مورد توجه قرار دهيم، نتايج و آثار درخشاني را در روابط فردي و اجتماعي و اصلاح رفتارها در پي خواهد داشت.
به عنوان مثال:
۱) وقتي ديگران را بهتر و بالاتر از خود دانستيم قطعا به او بي احترامي نمي کنيم.
۲) از مردم غيبت نکرده و دنبال عيوب آنان نخواهيم بود.
۳) هنگامي که مردم بهتر از ما ديده شوند، براي آنها ناز و افاده و تکبر نمي فروشيم بلکه برعکس بالهاي تواضع و فروتني را براي آنها خواهيم گشود.
۴) در برخورد با يکديگر تلاش مي کنيم جلوتر سلام کرده و ادب را رعايت نماييم.
۵) کوشش مي کنيم که به سخنانش توجه نموده و حتي الامکان آنها را بکار بنديم.
۶) اگر واقعا سايرين را بالاتر و بهتر از خود دانستيم، آنگاه دعوا، مجادله و بگوومگوهاي بي حاصل با آنان بوجود نمي آيد.
۷) هيچ گاه به ظاهر مردم قضاوت ارزشي نمي کنيم حتي رفتارهاي زشت و بد آنها را دليل بالاتر بودن خود نمي شناسيم.
۸) با اين رويکرد، دوستي ها، رفاقت ها، محبت ها و همدلي ها افزايش مي يابد.
۹) از حيث روحي و رواني، آرامش از دستاوردهاي ارزشمند آن خواهد بود.
پس بياييم به اتفاق اين پيام نوراني حضرت را جدي گرفته و از همين لحظه آن را عملياتي کنيم.
۴) عفو و گذشت (عذرپذيري)
امام سجاد(ع) از پدر بزرگوارش امام حسين(ع) نقل مي فرمايند که چنين شنيدم:
اگر مردي در اين گوشم (اشاره به گوش راست خود کردند) مرا دشنام دهد و در گوش ديگرم (اشاره به سمت چپ) از من پوزش بخواهد، عذر او را مي پذيرم. چرا که اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب(ع) برايم نقل کردند که از جدم رسول الله شنيدم که مي فرمايد: بر حوض کوثر وارد نمي شود کسي که پوزش و عذر مردم را قبول نکند، اعم از اينکه عذرش موجه و قابل قبول باشد و يا موجه نباشد. (ميزان الحکمه ج۱ ص ۸۱)
يکي از اساسي ترين ارزش ها و مکارم اخلاقي در زندگي اجتماعي و روابط انسانها گذشت از خطاهاي ديگران و پذيرش عذر آنهاست. اين ويژگي مي تواند دشمني ها را ريشه کن کند و محبت و وحدت در پي داشته باشد. زيرا آدميان در روابط اجتماعي خود قطعا دچار اشتباه و خطا مي شوند و روزي نيز اکثرا پشيمان شده و در پي عذرخواهي بر مي آيند. به همين دليل به منظور صيانت از استحکام روابط فيمابين، عذرخواهي ها را پذيرا باشيم که در اين صورت کينه ها و دشمني ها جاي خود را به دوستي ها و مهرباني ها خواهد داد.
۵) شيعه واقعي
مردي به امام حسين(ع) عرض کرد: من شيعه شما هستم. حضرت فرمود: چيزي را ادعا نکن که خداوند تکذيبت کند. شيعيان واقعي ما کساني هستند که قلبشان از غل و غش و خيانت پاک باشد. فقط بگو که از دوستان و علاقمندان ما هستي. هم چنين شخصي به امام(ع) گفت: من از شيعيان شمايم. امام فرمود: از خدا بترس و ادعاي چيزي نکن که خداوند به تو بگويد دروغ مي گويي و با ادعاي خود به راه کج مي روي. شيعيان ما آنهايي اند که دلشان از هر نيرنگ و دسيسه پاک است. بگو ما از دوستان شما هستيم.
نيز کسي به سيدالشهداء(ع) گفت: من از شيعيان شما هستم. امام فرمود: طبق اين ادعا مانند حضرت ابراهيم(ع) هستي که خداوند درباره او چنين مي فرمايد: ابراهيم از شيعيان است زيرا با قلبي سليم به درگاه خداوند آيد (صافات ۸۲ ۸۳) به خودت نگاه کن، اگر قلب تو مانند قلب ابراهيم(ع) باشد، تو از شيعيان ما هستي ولي اگر دل تو به آن درجه نمي رسد که از هر نوع غل و غشي پاک و پاکيزه باشد، تو از دوستداران ما خواهي بود. (داستان هاي روايي ص۵۰۰)
۶) حفظ کرامت انسان
مردي انصاري از امام حسين(ع) تقاضاي مقداري پول کرد. امام فرمود: اي برادر! آبروي خود را از درخواست حضوري نگهدار و حاجت خود را به وسيله نامه اي برايم بنويس. هرچه ترا شاد کند آن را انجام خواهم داد. او نوشت: اي اباعبدالله! فلاني از من پانصد اشرفي مي خواهد و اصرار دارد که زود بگيرد. به او بگوييد به من فرصت بدهد. حضرت همين که نامه را خواند به منزل او رفت و کيسه اي حامل هزار اشرفي به او هديه کرد و فرمود: با پانصد اشرفي قرض خود را بده و با پانصد تاي ديگري زندگي خود را اداره کن. امام(ع) در پايان چنين فرمودند: هميشه از سه گروه تقاضا و درخواست کن:
۱) مردم دين دار و با ايمان. زيرا آنها براي حفظ دين خود نيازت را برآورده مي کنند.
۲) مردم جوانمرد و با مروت، زيرا اين چنين کساني از مردانگي خود شرم دارند و لذا به تقاضاي ديگران پاسخ مثبت مي دهند.
۳) مردم خانواده دار و داراي اصل و نسب: زيرا آنها خوب مي دانند که تقاضاکننده در واقع آبروي خود را در معرض خطر قرار داده لذا براي حفظ آبرو نياز درخواست کننده را اجابت مي کنند. (تحف العقول ص۲۵۱)
۷) مجادله
به طور قطع بحث و گفتگو و کسب علم، عملي ارزشمند است. اما برخي ها با فراگيري بعضي از اصطلاحات و به دست آوردن مراتبي از علوم و فنون، مي خواهند ديگران را تحقير کنند و برتري علمي خود را به رخ بکشند. اين گونه مجادلات مورد تاييد اسلام نيست.
روزي در مدينه شخصي خدمت امام حسين(ع) آمد و با غرور و بي ادبي به امام گفت بيا بنشين تا در مباحث دين با هم مناظره کنيم. حضرت فرمودند: اي مرد! من نسبت به دين خودم آگاهي لازم را دارم و هدايت بر من آشکار است. اگر تو نسبت به دين آگاهي نداري برو و آموزش لازم را ببين، ما را با جدال و فخرفروشي چه کار؟ همانا شيطان انسان را وسوسه مي کند و در گوش او زمزمه مي کند و به او مي گويد: برو با ديگران در مباحث ديني جدل و مباحثه کن تا تو را ناتوان و جاهل ندانند.
توجه داشته باش که مجادله چهارقسم است. اول: هر دو طرف مناظره در آنچه که «مي دانيد» مجادله مي کنيد، پس هر دو نفر شما پند ناصحان را ترک گفتيد و رسوايي را خريديد و علم خود را ضايع کرديد. دوم: يا هر دو طرف جاهلانه با هم مناظره مي کنيد که در آن صورت جهالت خود را آشکار مي سازيد. سوم: يا تو آگاهي و طرف مقابل ناآگاه است. پس او در حق تو ستم مي کند و مي خواهد تو را گمراه سازد. چهارم: يا او علم دارد و تو حرمت او را حفظ نمي کني و قدر او را نمي داني. پس مناظره در تمام اقسام ياد شده ناروا است. کسي که انصاف دارد و حق را پذيرفته و فخرفروشي نمي کند، پس ايمان او محکم است و سخن او در مباحث ديني نيکوست و عقلش را از لغزش مصون داشته است. (فرهنگ سخنان امام حسين(ع) ص۱۲۳)
۸) صبر و استقامت
در شب عاشورا، زينب(س) يکي دو نوبت حتي نمي تواند جلوي گريه اش را بگيرد. يکبار آنقدر گريه مي کند که بر روي دامن حسين(ع) بيهوش مي شود. امام(ع) با صحبتهاي خودش زينب(س) را آرام مي کند و مي فرمايد: «لايذهبن حلمک الشيطان» خواهر عزيزم، مبادا وسوسه هاي شيطان بر تو مسلط بشود و حلم را از تو بربايد و صبر و تحمل را از تو بگيرد.
امام حسين(ع) خطاب به ابوذر غفاري مي فرمايند: عمو جان، نصيحت من به تو اين است که: از خدا مقاومت و ياري بخواه و از اينکه حرص بر تو غالب بشود (که بدبخت مي شوي) بر خدا پناه ببر. از جزع و بي تابي بترس، عموجان توصيه من به تو اين است که مبادا در مقابل فشارها و سختي ها اظهار جزع و ناتواني بکني. (حماسه حسيني ص ۱۵۲ و ۱۷۶)
۹) تسليم در برابر قضا و قدر الهي
امام حسين(ع) هنگامي که داشت به طرف کربلا مي آمد، جمله اي در جواب فرزدق شاعر معروف دارد که جالب است. بعد از آن که فرزدق وضع عراق را وخيم تعريف مي کند، امام مي فرمايند: اگر جريان قضا و قدر موافق آرزوي ما درآمد خدا را سپاس مي گوييم و از او براي اداي شکر کمک مي خواهيم و اگر برعکس، قضاي الهي برخلاف آنچه ما آرزو مي کنيم جريان يافت، باز هم (کسي که قصد و هدفي جز حق و حقيقت ندارد و سرشتش سرشت تقوا است و از هر غرض و مرضي پاک است) زيان نکرده است. پس به هر حال هرچه پيش آيد خير است. من خدا را سپاس مي گويم، هم براي روزهاي راحتي و آساني و خوشي و هم براي روزهاي سختي و ناخوشي.
در طريقت پيش سالک هرچه آيد خير اوست
در صراط المستقيم اي دل کسي گمراه نيست
بر در ميخانه رفتن کار يک رنگان بود
خودفروشان را به کوي مي فروشان راه نيست
هرچه هست از قامت ناساز بي اندام ماست
ورنه تشريف تو بر بالاي کس کوتاه نيست
(کتاب شهيد از شهيد مطهري ص۱۲۸)
۱۰) ارزش روشنگري
درست است که پوشاندن برهنه يا سير کردن گرسنه اي از شيعيان، ثواب بزرگي دارد، اما از ديدگاه امام حسين(ع) کار فکري و عقيدتي و روشنگري براي شيعيان از همه کارها بيشتر پاداش دارد. در همين زمينه امام(ع) مي فرمايند:
کدام يک بر تو خوشايند و دوست داشتني است؟ نجات آن مسکين و ناتواني که فردي قصد کشتن او را کرده است؟ و يا نجات آن مؤمن از شيعيان ما که شخصي دشنام دهنده و بي دين، قصد دارد او را از نظر فکري منحرف کند؟ اگر تو راه بسته را بر او بازگشائي تا با دليل و برهان الهي بتواند آن فرد بي دين و فرومايه را درهم بشکند و به شبهات او پاسخ دهد؟ آري، اگر اين فرد را از دست آن دشمن دشنام دهنده نجات دهي ارزشمندتر است که خداي بزرگ مي فرمايد: و کسي که آن شخص را زنده کند گويا همه انسانها را زنده کرده است. بنابراين اگر فکر کسي را زنده و روشن سازي و او را از انحراف و کفر به سوي ايمان سوق دهي گويا همه انسانها را زنده کرده اي، پيش از آنکه با شمشيرهاي آهني کشته شوند.
و در ادامه فرمودند: ارزش کسي که يتيمان آل محمد(ص) را از نظر فکري اداره مي کند که از رهبران خود جدا شده و در جهل و ناداني سقوط کرده اند و آنها را از ناداني مي رهاند و به ترديد و اشکالات آنها پاسخ مي دهد، در مقايسه با کسي که به آنها غذا و آشاميدني مي خوراند همانند خورشيد است نسبت به ستاره کم رنگ سهاء. (فرهنگ سخنان امام حسين(ع) ص۲۸۱)

● داعي داعي اسم فاعل از « دعا يدعو» با وجود «ة» در آخر آن دلالت بر مبالغه و تکثير معناي آن دارد. اگر بخواهيم آن را جمع کنيم مي گوييم « دعاة» جمع سالم ...

انسان، اين آفريده شگفت الهي در مقام خلافت الهي بايد کارهاي خويش را به گونه اي ساماندهي کند که به مسئوليت خود به خوبي عمل نمايد. هرگونه رفتار و کرداري ...

اگرچه برخي از ويژگي هاي موجودات ديگر در انسان است ولي انسان به غير از تمام موجودات مي باشد و با وجود مشترکاتي که ميان انسان و حيوان وجود داد، از امتيا ...

روش هاي تربيت و راه هاي گوناگون آن نزد تابعين بسيار بوده است. نمونه هايي که در اينجا به آن اشاره مي شود بخشي از آن هاست. اين راه ها مبتني بر برداشت از ...

يكي از مهم ترين مسائل انسان شناسي اين است كه آيا گرايش ها و بينش هاي انسان محصول تعاملات او با خارج است يا ريشه آن گرايش ها و بينش ها در خمير مايه آدم ...

دانلود نسخه PDF - مجادله