up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله ماکس پلانک PDF
QR code - ماکس پلانک

ماکس پلانک

ماکس پلانک (۱۹۴۷-۱۸۵۸)

ماکس کارل ارنست لودويگ پلانک در بيست و سوم آوريل سال ۱۸۵۸ در شهر کيل آلمان زاده شد. وي فرزند ششم ويلهلم پلانک استاد علوم قضايي دانشگاه شهر بود. افراد خانواده پلانک احترام زيادي براي آموزش و پرورش و فرهنگ و حفظ ارزشهاي سنتي خانواده قائل بودند. والدين همه آنها خصوصيات را به فرزند انتقال داده بودند. نامه هاي پلانک گوشه اي از زندگي خانوادگي اش را بازگو مي کنند که در آنها سخن از گذرانيدن تابستان در تفرجگاه الدناي کنار درياي بالتيک و بازي کروکه روي چمن و از خواندن رمانهاي والتر اسکات در هنگام شب و از به روي صحنه آوردن نمايش و موسيقي با شرکت افراد خانواده زياد به ميان مي آيد. پلانک دوره دبيرستان را درگيمنازوم مکسيميلان شهر مونيخ گذرانيد و در آنجا بود که به علاقه خود پي برد. پلانک اعتبار و امتياز تفهيم معناي قوانين فيزيک را به خود براي اولين بار به هرمان مولر دبير رياضي خويش مي دهد. پلانک يک تيزهوش استثنايي نبود. دبيرانش در گيمنازيوم از لحاظ رتبه او را به شاگرد اولي نزديک ميدانستند اما او را در هيچ زماني شاگرد اول نشناختند. معلمان وي در او جز رفتار شخصي خوب و سختکوشي در کار نشانه اي که حاکي از تابناکي هوش يا وجود استعداد خاصي باشد، نديدند. به هر حال مهارتهاي او در برخوردهاي اجتماعي بايد از گونه تراز اولي بوده باشد چرا که محبوب معلمان و همکلاسان خود بود. پلانک در پايان دوره گيمنازيوم خود در سال ۱۷۸۴ هنوز تصميمي در زمينه انتخاب رشته براي آموزشهاي بعدي خود نگرفته بود. تا اينک سرانجام ابتدا دانشجوي دوره کارشناسي دانشگاه مونيخ و چندي بعد دانشجوي آن دوره دانشگاه برلين شد. وي به خواندن فيزيک عملي و رياضيات پرداخت و در پي انتقال به دانشگاه برلين در کلاسهاي فيزيکدانان مشهور آن روز هرمان فن هلمهولتز و گوستاو کيرشهوف شرکت کرد. پلانک علاقه خويش به ترموديناميک را مديون اين دو استاد مي دانست. پلانک نظريه مکانيکي گرماي کلاوزيوس را به تفصيل مطالعه کرد و بعدها خاطر نشان ساخت که اين مطالعه خصوصي چيزي بود که سرانجام وي را به فيزيک کشاند. پلانک که تحت تأثير کار و روشني روش استدلال کلاوزيوس قرار گرفته بود رشته اصلي درس خود را ترموديناميک انتخاب و بررسي در قانون دوم آن را موضوع تز دکتراي سال ۱۸۷۹ خويش در دانشگاه مونيخ کرد.
تز دکتراي پلانک مروري بر دو اصل کلاسيک ترموديناميک بود. اصل اول، اصل بقاي انرژي و اصل دوم مفهوم آنتروپي (کميتي که اندازه اش در تمام فرايندهاي فيزيکي حقيقي مدام در افزايش است). افکار پلانک درباره آنتروپي و آزمايشهاي پيشنهادي او در آن باره هيچکدام از راهنمايان دانشگاهي ممتاز او را تحت تأثير قرار نداد. استاد هلمهولتز او را اصلاً نخواند و کيرشهوف هم که آن را خواند از ان خوشش نيامد. حتي کلاوزيوس که منبع الهام او بود کمترين علاقه اي به موضوع نشان نداد. پلانک با آن واکنش استادان نسبت به پايان نامه دکتراي خود با وقار و آرامش برخورد کرد و با اشتياقي حتي بيش از پيش به کار برگشت. فارغ التحصيل شدن وي به سبب بيماري اش با دو سال تأخير همراه بود اما درجه دکترايي که سرانجام در سال ۱۸۷۹ گرفت با رتبه ممتاز بود.
پلانک در سال ۱۸۸۰ با سمت دانشياري به هيأت علمي دانشگاه مونيخ پيوست و پنج سال پس از آن به مقام استادي دانشگاه کيل رسيد. استخدام به عنوان استاد غيررسمي در دانشگاه کيل پلانک را از استقلال علمي بيشتري برخوردار ساخت. گوستاو کيرشهوف استاد راهنماي قديمي پلانک در سال ۱۸۸۹ درگذشت و کرسي استادي او در دانشگاه برلين خالي ماند و پلانک به جاي کيرشهوف به عنوان استاديار و مدير مؤسسه فيزيک نظري منصوب شد. پلانک در يکي ازروزها که به ياد نداشته است در چه کلاسي از دانشگاه برلين درس دارد جلوي اتاق دفتر بخش ايستاده و از کارمندي نشاني محل برگزاري درس آن روز پروفسور پلانک را جويا ميشود. کارمند در جواب مي گويد: آنجا مرو مرد جوان تو بسيار جوانتر از آن هستي که بتواني درس پلانک، استاد فرهيخته ما را بفهمي. پلانک در پي استقرار در کرسي استادي خويش توجه خود را معطوف پديده تابش جسم سياه مشکل روز فيزيک کلاسيک کرد که آن را نخستين بار کيرشهوف به ميان آورده بود. پلانک در سال ۱۹۰۰ به اين نتيجه رسيد که براي توضيح پديده تابش جسم سياه بايد ايده کاملاً جديدي را پيش کشيد. وي اين فکر را در ميان نهاد که انرژي نيز مانند ماده از آحاد يا بسته هاي کوچکي درست شده است. او آن آحاد را کوانتوم نام داد. کلمه اي مأخوذ از زبان لاتيني به معني «چقدر» و جمع آن کوآنتا بود، اين فکر که با اصول و قوانين آن زمان وفق نمي کرد بالطبع مخالفاني بوجود آورد ولي اين مخالفتها بيش از پنج سال طول نکشيد زيرا تئوري اينشتين که متکي به تئوري کوآنتا بيان شد ارزش واقعي و حقيقي تئوري بيان شده بوسيله پلانک را معلوم نمود. بعد از آنکه پلانک و اينشتين با يکديگر مکاتباتي آغاز کردند که تا پايان عمر پلانک ادامه يافت و سبب همکاري هاي مهمي بين آنها در زمينه خواص نور نيز شد.
سهمي که پلانک در پيشبرد علم ادا کرد او را «دانشمند دانشمندان» کرد. او مورد احترام همکاران خود در همه حوزه هاي علمي و از همه مليتهاي جهان بود. در سال ۱۹۱۸ که جايزه نوبل در فيزيک اعطا مي شد، آلبرت اينشتين، نيلز بوهر، ارنست رادرفورد و ورنرهايزنبرگ – که همه مي توانستند خود مستحق کسب آن افتخار باشند- مناسبت را با توافق بدون شرط خويش تاريخي تر کرده مستحق ترين شخص براي دريافت جايزه را پلانک دانستند. بدين ترتيب پلانک به اخذ جايزه نوبل نائل آمد و استاد دانشگاه برلين گرديد. همچنين شاهد تأسيس «انجمن ماکس پلانک براي پيشبرد علم» به جاي انجمن «قيصر ويلهلم» که در سال ۱۹۱۱ پي افکنده شده بود- گرديد (خود او از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۷ رياست اين انجمن را برعهده داشت).
پلانک در روز چهارم اکتبر سال ۱۹۴۷ در نود و دو سالگي در پي يک حمله قلبي درگذشت. تاريخ او را به پاس دو کشف عمده اش به ياد خواهد داشت: کشف نظريه کوآنتومي و کشف آلبرت اينشتين در سال ۱۹۴۸ در ستايشنامه اي که عنوان آن «در رثاء ماکس پلانک» بود چنين نوشت:
انسانهاي زيادي عمر خود را وقف علم مي کنند اما آنها همه به خاطر علم آن کار را نمي کنند عده اي براي آن به معبد علم مي آيند که علم به آنها فرصت بروز استعدادهاي ويژه شان را مي دهد. براي اين گروه علم گونه اي ورزش است که آنها از تمرين در آن به وجد مي آيند مانند آن ورزشکاري که از تمرين دادن به ماهيچه هاي قوي خود شاد مي شود. گروه ديگري از انسانها به معبد علم براي عرضه توده مغز خود مي آيند به آن اميد که از آن کار بازده مفيدي بياندوزند. اين عده تنها از آن رو سر از کار علمي در مي آورند که شرايط گزينش حرفه انتخابي را به حسب اتفاق پيش روي آنها نهاده است. اگر شرايط حاکم بر آن گزينش به گونه ديگري بود، آنها ممکن بود سياستمدار يا مدير تجاري بشوند چنانچه پيش آيد که خدا فرشته اي از فرشتگان خود را براي بيرون راندن گروههايي که نام بردم از معبد به پايين بفرستد، بيم آن دارم که معبد از بن خالي شود. با اين حال هنوز شمار اندکي از عابدان در آن باقي خواهند ماند برخي از زمان گذشته و برخي از عصر خود ما. پلانکِ ما جاي در گروه اخير دارد و از اين روست که ما همه او را دوست داريم.

جيمز کلرک ماکسول (James Clerk Maxwell) ، که در سال کشف قانون القاي فاراده به دنيا آمد ، بيشتر عمر کوتاه اما پر بار ، خود را در راه تدوين مباني نظري کش ...

۲۱ آوريل سال ۱۸۶۴ تولد ماکس وبر در « ارفوت » ، در « تورنيگه » . پدرش حقوقدان بود ، از خانواده‌ي صاحبان صنايع و تجار نساجي « وستفالي » ، وي در سال ۱۸۶۹ ...

محققان اين تحقيق که تحقيقشان در آخرين شماره ژورنال نورولوژي منتشر شده است، بيان مي کنند که استفاده از توپاماکس همانند ساير داروهاي ضد صرع در طول باردا ...

1- کوتريموکسازول يکي از پرمصرف ‌ترين آنتي ‌بيوتيک ‌هايي است که توسط پزشکان براي بيماران تجويز مي‌شود. 2- اين دارو به شکل قرص هاي 480 و 120 ميلي ‌گرمي ...

▪ نام فارسي : گوگلي المو مارکوني ▪ سال ولادت و فوت : ۱۹۳۷ – ۱۸۴۷ ميلادي ▪ مليت : ايتاليا گوگلي المو مارکوني مخترع راديو در سال ۱۸۷۴ در شهر بولوني ايتا ...

زندگي پدرش (سيد عباس معزالسلطنه) و مادرش (گوهرشاد حسابي) هر دو اهل تفرش بودند. او چهار سال اول دوران کودکي‌اش را در تهران سپري نمود. سپس به همراه والد ...

مايکل کوک سال ۱۹۴۰ در انگلستان متولد شد.وي داراي تابعيت آمريکايي انگليسي است و تحصيلات خود را از ۱۹۵۹ ميلادي تا ۱۹۶۳ در انگلستان، دانشگاه کمبريج پي گر ...

از عهد باستان ايرانيان به موازات ساختن راه به امکانات و تاسيسات بين راهي نيز توجه داشتند، زيرا سفر در اين راه ها بدون داشتن امکانات بين راهي امکان ندا ...

دانلود نسخه PDF - ماکس پلانک