up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله ماري سيمور کلامکين PDF
QR code - ماري سيمور کلامکين

ماري سيمور کلامکين

يادنامه ي ماري سيمور کلامکين ( ۱۹۲۱ – ۲۰۰۴ )

در ميان علاقه مندان به مساله حل کردن ، احتمالا کسي نيست که نام ماري کلامکين را نشنيده باشد. علاقهمندان ايراني اما او را بيشتر براي کتابهايي که از او به فارسي ترجمه شده مي شناسند : المپيادهاي بين المللي رياضيات ، ۱۹۸۵ – ۱۹۷۸ ( مرکز نشر دانشگاهي ) ، المپيادهاي رياضي آمريکا ، ۱۹۸۶ – ۱۹۷۲ ( مرکز نشر دانشگهاي ) .
متن زير را پروفسور اندي ليو ، که از دوستان نزديک کلامکين است ، به ياد او نوشته است.
پيش از هر چيز لازم است که توضيح دهم اين نوشته در مدح کلاکمين نيست . بر اين باورم که مدح و ستايش وقتي به کار مي آيد که بخواهيم زندگي گذشتگان را بسيار بهتر از آنچه بوده وانمود کنيم.در اين مورد نه تنها اين کار لازم نيست بلکه چنين چيزي غير ممکن است.
از اوايل زندگي اش چيزي نمي دانم جز اينکه در سال ۱۹۲۱ در محله اي در نيويرک که پدرش در آنجا نانوايي داشت بدنيا آمد. و همين هم علت علاقه شديد او به نان شده است. در سوابق شغلي اش خواندم که مدرک کارشناسي را در رشته شيمي در سال ۱۹۴۲ از موسسه آموزش عالي مهندسي کوپر يونيون گرفت. آن طور که خانم جوديت هورن ، خواهر کوچکترش ، مي گفت ، در زمان جنگ جهاني به يکي از واحد هاي جنگ شيميايي مستقر در ميرلند پيوسته است.
در سال ۱۹۴۷ براي مدت کوتاهي به دانشگاه بازگشت و استاد دانشگاهاي دولتي نيويورک ، در بوفالو ، و بعد استاد مدعو دانشگاه مينه سوتا شد. در سال ۱۹۶۵ باز هم هواي صنعت به سرش زد و به عنوان مدير بخش تحقيقات به شرکت موتور فورد پيوست و تا سال ۱۹۷۶ در آنجا ماند.
در تمام اين سال ها بي اندازه در زمينه حل مساله فعال بود. عمده ترين فعاليتش در اين عرصه ويراستاري بخش مجله ي سيام ريويو بود. همچنين رابطه ي کاري همه جانبه اي هم با جامعه ي رياضي امريکا داشنت که اين امر تا حدي ناشي از نقش وي در مسابقات رياضي ويليام لاول پانتام بود.
در سال ۱۹۷۲ جامعه ي رياضي امريکا المپياد رياضي امريکا را به راه انداخت که با اين کار زمينه ورود اين کشور به المپياد بين المللي در سال ۱۹۷۴ ، که ميزباني آن را در آن سال آلمان شرقي عهده دار بود ، فراهم شد. ماري نتوانست از شرکت فورد مرخصي بگيرد تا سرپرست تيم شود . به همين دليل دل سرد شد و تصميم گرفت که در جايي ديگر به شغل ديگري بپردازد همين انگيزه او را به کانادا آورد و ابتدا استاد رياضيات کاربردي در دانشگاه واتر لو شد.
هر چند اين امر تحقق نيافت تا وقتي که پيشنهادي از دانشگاه آلبرتا برايش آمد و به وي کمک کرد تا تصميمش را بگيرد و شرکت فورد را ترک کند. هرگز نفهميدم که ماري قبلا در بانف بوده است يا نه اما در هر صورت در آن زمان فقط در مدتي که با مسئولين دانشگاه گفتوگو مي کرده مي توانسته از اين مکان توريستي ديدن کند و عاضم آنجا شود و در مورد مذاکراتش به نتيجه قطعي برسد.
در مقام رياست روش مديريتي بخش خصوصي را اعمال مي کرد. از قرار معلوم اين طور نبود که همه از روش او راضي باشند اما شور و اشتياق عجيبي در ميان افراد بر مي انگيخت و برنامه هاي تحقيقاتي آنان را دوباره احيا مي کرد.
هيچ وقت از علاقه اش به هندسه اقليدسي کاسته نشد. اغلب از سالهاي دبيرستانش مي گفت وقتي که او و يکي از دوستانش در ترسيم هاي اقليدسي مختلف يکديگر را به چالش مي طلبيدند. با وجود اينکه درآن موقع رياست دانشکده وظيفه تدريس نداشت خودش هميشه يک کلاس هندسه مي گرفت.
همزمان با کار در دانشگاه ويراستاري بخش المپياد کروکس ماتماتيکوروم را هم آغاز کرد. مجله اي که آن وقت ها با هزينه شخصي پروفسر لئو ساو از دانشگاه اتاوا منتشر مي شد. اين مجله اکنون از مجله هاي رسمي انجمن رياضي کاناداست. او همچنين مسابقات رياضي ويژه دانشجويان سال اول و دوره کارشناسي را در گروه رياضي بنيان نهاد.
هندسه ، مسابقات رياضي و کروکس ماتماتيکوروم باعث شدند تا توجه ماري به من جلب شود. در آن دوره بورسيه دوره فوق دکتري که دنبال کار مي گشتم. و تازه از دانشکده اي که تصدي آنرا بر عهده داشت فارق التحصيل شده بودم. بنابراين حاضر بودم که هر کاري انجام دهم. و از قضا علايق من با علايق ماري يکي بود . وقتي در کلاس هندسه بود کارهاي دفترش را انجام مي دادم. در برگزاري مسابقات گروه رياضي کمکش مي کردم و در ويراستاري دستيارش بودم.
يادم مي آيد يک روز مرا به دفترش صدا کرد مسئله اي پيشنهادي کروکس ماتماتيکوروم تازه بدستش رسيده بود ، گفت : (( اين مسئله خيلي زيباست اما راه حل طراح آن مزخرف است . راه حلي خوب برايش پيدا کن و تا بعد از ظهر جمعه آن را به من برسان ))
هر چند که مسئله حل کرن را دوست داشتم.، اما مطمئن نبودم که بتوانم کار را طبق برنامه ي زمان بندي شده تمام کنم. با وجود اين به ويژه وقتي از شوک اوليه در آمدم دريافتم که نمي توانم از زير اين کار شانه خالي کنم. و گرچه قادر نيستم هربار رضايتش را جلب کنم بايد بهتر از هر وقتي که براي خودم کار مي کنم از عهده ي اين کار برايم.
در سالهاي آخر دهه ي هفتاد دانشگاهيان که با بحران کمبود فرصت هاي شغلي آموزشي در سطوح بالاتر از دوره ي دبيرستان مواجه بودند روزگار سختي را مي گذراندند. نامم در فهرست نهايي همه سمت هاي مورد نياز گروه قرار داشت اما هميشه همين که به من ميرسيد همه چيز تمام ميشد. دست آخر ، به مدت يک سال براي فرصت مطالعاتي به جاي ديگري رفتم. ماري براي مصاحبه با من براي سمتي جديد به ديدنم امد . حکمم را به تصويب استخدام رساند و در سال ۱۹۸۰ مرا برگرداند.
از سال ۱۹۷۵ سرپرست دوم تيم المپياد رياضي امريکا در المپياد بين المللي رياضي شده بود. در سال ۱۹۸۱ امريکا ميزبان المپياد رياضي شد ، اين بار نخستين بار بود که المپياد رياضي در کشوري غير اروپايي برگزار مي شد. سم گرايترز سرپرست تيم مسئول برگزاري المپياد شد و ماري مسئوليت سرپرستي تيم را بر عهده گرفت و بنابراين سمت من هم به عنوان سرپرست دوم قطعي شد.
به مدت ۴ سال در اين سمت بودم و در سال ۱۹۸۲ چون المپياد رياضي در بوداپست برگزار مي شد براي نخستين بار به اروپا سفر کردم . به دنبال آن در سال ۱۹۸۳ همراه تيم به المپياد بين المللي رياضي در پاريس در سال ۱۹۸۴ به پراگ رفتم. تحت تاثير آن گردهمايي جهاني قرار گرفتم . اما دريافتم که تک تک آن افراد مرعوب حضور ماري قرار گرفته اند. مسلما او معروف ترين مساله حل کن جهان بود.
در همين مرحله بود که به بعد متفاوت ديگري از شخصيت ماري پي بردم. پيش از آن او را شخصي بسيار جدي شناخته بودم . که استعداد بسيار زيادش از بصيرت نافذ قابليتهاي ظاهري اش نمايان بود. در اين زمان او را شخصي مهربان و خونگرم با علايق بسيار گوناگون يافتم. : از موسيقي کلاسيک گرفته تا فيلمهاي کونگ فو و ورزش به ويژه بسکتبال .
گرچه در هر کاري دست مي زد موفق مي شد. اما يادش احتمالا به سبب نقش و سهمي که در گسترش هنر حل مسئله و برگزاري مسابقات رياضي داشت در ذهن ها زنده ماند. چهار کتاب مسئله را تاليف و ويراستاري کرد و در هر مجله رياضي مهمي که در آن قسمتي به مسئاله اختصاص داشت نشانه اي از کارش به چشم مي خورد. همچنين از دانشگاه واترلو دکتراي افتخاري گرفت و عضو انجمن سلطنتي بلژيک بود. جوايز متعددي برد و بر چند جايزه نيز نامش را گمارده اند.
ماري در همه عمر طولاني اش فوق العاده تندرست بود . وقتي در ماه سپتامر سال ۲۰۰۰ تحت عمل جراحي باي پس قرار گرفت حالش به وخامت گذاشت. بعد از مرخص شدن از بيمارستان ف فشار آوردن به خودش را از سر گرفت : پياده روي تا دفترش در طبقه ي ششم و پاتيناژ کردن در سالن کرکز خريد ادمونتوت غربي.
در ماه نوامبر دريچه ي قلبش گرفت ولي خوشبختانه اين حادثه وقتي اتفاق افتاد که براي فيزيوتراپي به بيمارستان رفته بود. مدت زيادي در اغما بود ، در يک روز وقتي به عيادتش رفتم آئورتش به شدت خونريزي مي کرد. دکترش به طور ضمني به من گفت اميد ندارم ماري تا غروب دوام بيارد.
به هر طريقي بود قئاي دروني اش بازگشت و از خطر جست و در عيادت بعدي اش کاملا هشيار بود. به من گفت که مقدمات جشن هشتادمين سال تولدش را فراهم کنم . و با اطمينان اظهار داشت که تا آن موقع از بيمارستان مرخص خواهد شد. خوب شد حرفهايش را جدي گرفتم چون تا آن موقع از بيمارستان موخص شده بود و آماده بود در جشن شرکت کند.
يکي از آخرين کارهايش در رياضيات ويراستاري بخش مسئله نشريه ي جديد جامعه ي رياضي امريکا به نام افقهاي رياضيات بود. در آن روزهاي سخت که حالش چندان مساعد نبود ، از من خواست تا کار ويراستاري را با هم انجام دهيم. بعد ها مسئوليت اين ستون را به من واگذار کرد. اما نشانه هاي کارهايش هنوز هم در جاي جاي صفحاتش به چشم مي خورد.
اکنون بايد سعي کنم جاي خالي اش را ف بي آنکه از نصايح و درايتش بهره مند شوم ، پر کنم. در گذشت ماري نشانه ِ پايان يک دوره ي تاريخي در عالم مسابقات رياضي و سمئله حل کردن است. جاي خالي اش به شدت احساس مي شود.

رزماري، برگ و سرشاخه هاي گلدار خشک شدۀ گياه Rosmarinus officinalis از خانوادۀ نعناعيان (Lamiaceae) است که حداقل داراي ۱ درصد (حجم وزن) روغن فرار مي با ...

رزماري، برگ و سرشاخههاي گلدار خشک شدۀ گياه Rosmarinus officinalis از خانوادۀ نعناعيان (Lamiaceae) است که حداقل داراي ۱ درصد (حجم وزن) روغن فرار ميباشد ...

مقدمه اينکه بدانيم واقعاً بيماريم يا خير، کار راحتي نيست. برخي افراد ممکن است بيماري خاصي نداشته و سالم باشند، اما در کل، احساس خوبي نداشته باشند. برخ ...

پيازهاي آماريليس در واقع در برگيرنده گلهاي كوچك و تكامل يافتهاي هستند كه ميتوان آنها را به بستههاي گل تشبيه نمود, وتنها كاري كه بايد براي شكوفايي آنها ...

ماري كوري در سال ۱۸۶۷ با نام ماريا اسكلو دووسكا در ورشو پايتخت لهستان متولد شد او در سن ۱۹ سالگي به پاريس رفت تا در آنجا به تحصيل در رشته شيمي بپردازد ...

درست از زماني که انسان تمدن خود را بنيان نهاد و نوشتن آموخت و خواست که از گذشته خويش مطلع گردد،اين اصل را احساس کرد که نياز به مشخص کردن «زمان»وقايع و ...

● رابرت هوک هوک فيزيکدان انگليسي گرچه در سراسر عمر از بيماري رنج مي برد ليکن يک لحظه از کار و کوشش و خدمت باز نايستاد. هوک نه فقط از تيزهوشي و نيروي ک ...

گنبد سلطانيه بزرگ‌ترين گنبد آجري جهان و مقبرهٔ اولجايتواست که نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغيير داد و از آثار مهم دوره ايلخانيان به حساب مي‌آيد. ...

دانلود نسخه PDF - ماري سيمور کلامکين