up
Search      menu
تاریخ و فرهنگ :: مقاله مادها PDF
QR code - مادها

مادها

تاريخ ماد

چون هر سه پيشوا در زمان واحد وارد عمل شدند و با پادشاهي سکا به رهبري «ايشپاکاي» و پادشاهي ماننا به رهبري «آخسري» متحد بودند، قيام کنندگان توانستند در آن واحد، در چند جبهه به پيکار بپردازند. قيام به سرعت آتشي گسترش يافت و چيزي نگذشت که از حدود سه ايالت آغازين تجاوز کرد. در آغاز ماه ايار (ارديبهشت) لشکريان خشتريتي وارد ايالت همسايه خود «کيشه سو» شدند و دژ اصلي آن سرزمين را محاصره کردند. در همان زمان، دژهاي ديگر آشور در معرض خطر بودند.
در تاريخ 4 ايار (ارديبهشت) دژ «سيبار» در ناحيه زنجان کنوني از سوي لشکريان متحدين محاصره شد. در روز 6 ايار (ارديبهشت) دژ «اوشيشا» مورد محاصره قرار گرفت. اين که مادي ها توانسته بودند دژهاي آشوري را محاصره کنند نه تنها روش جنگي تازه ايشان را نشان مي دهد، بلکه گواه انقلاب کاملي است که در زمينه استراتژي و فن هاي جنگي صورت گرفته بود. اينان، که مراکز مهم اداري آشور - مانند دژ کيشه سو - را محاصره مي کردند، همان هايي که به محض نزديک شدن ارتش متجاوز آشوري دهکده هاي خويش را رها کرده به کوه ها پناه مي بردند نبودند.
به طور مسلم در آن زمان، اثر تجربه هايي که ماد ها در طي سال هاي دراز از جنگ با آشوريان به دست آوردن بودند، نمايان گرديد. گذشته از اين، خشتريتي - به احتمال - به متحدان صحرانشين خويش (سکاها) و تاکتيک ويژه ايشان يعني تيراندازي در حال سوارکاري و جنگ و گريز پشت گرمي داشت.
در روز دهم ماه ايار (ارديبهشت) آشوريان درنظر داشتند از «گردنه ساپاردا» گذشته و دژ «کيلمان» را تسخير سازند و از آن دژ چون پايگاهي نظامي براي حمله آتي استفاده کنند؛ اما گويا لشکرکشي آشور با موفقيت همراه نگشت. تا روز 25 ماه سيمان (خرداد) شورشيان دژهاي «بيت همبان» و «سي سيرتو» (دژ خارخاريان در مرز عيلام) را تهديد کردند. به ظاهر قيام کنندگان به دره دياله رسيده بودند. در آن زمان، آشور سراسر سرزمين ماد را که در تصرف داشت، به استثناي زاموآ و پارسوآ - از دست داده بود. در پارسوآ نيز اوضاع آرام نبود. «نابوريماني» رئيس ايالت پارسوآ در نامه اي به شاه گزارش مي دهد که مانناييان، افراد قبيله «زاليتپيان» را هنگامي که تعدادي اسب به عنوان خراج به «نيکور» (تختگاه پارسوآ) آورده بودند، دستگير کردند. گويا چهار تن از آنان به نيکور گريخته و رئيس ايالت پارسوآ را از اين رويداد آگاه ساخته بودند. «نابوريماني» از شاه درخواست مي کرد که جنگاوراني از نگهبانان شخصي خويش را براي بازجويي از گريختگان بفرستند.
وضع به حال آشور فوق العاده نامساعد بود و بخصوص از پشت سر - در فنقيه - رويداد هاي تشويش انگيزي در شرف رخ دادن بود و جنگ با مصر هنوز پايان نيافته بود. گذشته از آن، به ظاهر بر اثر رويدادهاي ماد، اعتراض هاي اجتماعي توده مردم در خاک اصلي آشور نيز بالاگرفته بود زيرا اسرحدون پيش از جنگ با ماد ناچار به ناحيه جلگه اي پشته ارمنستان (يعني شوبريا) لشکر کشيد تا عده زيادي از بردگان و کشاورزان فراري را که از سرزمين آشور به آنجا گريخته بودند دستگير کند. شکي نيست که عده اي از اينان به ماد گريخته بودند زيرا در آنجا از دست دسته هاي تنبيهي آشور به دور بودند. از جريان رويدادهاي ماد در نيمه دوم سال 673 ق.م آگاهي نداريم اما به ظاهر در وضع آشوريان بهبود محسوسي پديد نيامده بود. در آغاز سال 672 ق.م ايشان مي کوشيدند تا با خشتريتي وارد گفتگو شوند. در ضمن آشوريان مي کوشيدند تا در ميان متحدان تخم نفاق بپراکنند و بدين منظور با هر يک از آنان جداگانه مذاکره مي کردند.
چندين پيک به نزد پيشواي شورشيان (خشريتي) فرستاده شد. وضع سکاها پيچيده شد زيرا «ايشپاکاي» (به ظاهر نخستين پيشواي سکاها) در جنگ کشته شد. دانسته نشده که اين رويداد در چه تاريخي رخ داد. منابع آشوري پادشاه تازه سکاييان را «پارتاتوآ» (پروتوتي) مي دانند و به صراحت از وي با عنوان «پادشاه سکا» نام مي برند حال آن که در مورد نياي وي، تنها به يادآوري «ايشپاکاي سکايي» بسنده مي کردند. «پارتاتوآ» به پيشنهاد آشوريان وارد مذاکره شد و ازدواج با دختر اسرحدون را بهاي دوستي و اتحاد خويش با آشور قرار داد و از آن تاريخ به بعد پادشاهي سکا، متحد وفادار آشور گشت.
به ظاهر پارتاتوآ نيز به سرنوشت سرشناسان عشيرتي گوتي دچار شد. سرنوشتي که گهگاه دامن گير سران باشخصيت قبايلي که در درجه عالي سازمان جماعت بدوي بودند گشته بود؛ به اين معني که فريفته سود آسان شده به جاي اينکه با منافع توده مردم دم ساز شوند، پيرو منافع برده داران - که در اين مورد ويژه دولت آشور نماينده ايشان بود - گشت و برخلاف منافع واقعي خويش و اقوام متحد، به قيام خيانت کرد و به سوي متجاوزان آشوري رفت و به ايشان پيوست.
موفقيت قيام بر اثر رفتن پارتاتوآ ناتمام ماند. آشوريان ايالات «کيشه سو»، «خارخار» و «بيت همبان» را نگاه داشتند، اما قيام در کانون آغازين خود - يعني ايالات بيت کاري، ماداي، و ساپاردا - با موفقيت کامل همراه شد و قدرت آشور در آنجا سرنگون گشت. منابع تاريخي بعد از آن تاريخ از آن سه ايالت با عنوان «پادشاهي مستقل ماد» ياد مي کنند که خود زاده قيام سال 673 ق.م بود.
در يکي از نامه هاي بايگاني سلطنتي آشور که تاريخ آن بين سال هاي 672 و 669 ق.م است، نام پادشاهي ماد نيز مانند اورارتو و خوبوشکيه و ماننا، به منزله کشوري مستقل ياد شده است.
اما در اين پادشاهي نوين چه کسي حکومت مي کرد؟ سرنوشت سه متحد - يعني «خشتريتي» و «مامي تيارشو» و «دوساني» چه بود؟
درست آن است که نام آشوري «خشتريتي» و نام مادي «خشتريته» را که در سنگ نبشته داريوش يکم در بيستون آمده است يکي بدانيم و اگر به سخن هرودوت اعتماد کنيم، وي پسر (و يا نواده) ديائوکو بوده است.
اما ايالتي که وي بر آن فرمان مي راند «بيت کاري» بود و همان جايي که بود که بعدها تختگاه پادشاهي ماد (هنگمتنه يا هگمتانه؛ به يوناني اکباتانا) شد. اما خاکي که ديائوکو بر آن فرمان مي راند در نقطه اي از دره قزل اوزن و نزديک به ميانه کنوني قرار داشت که بعدها «مامي تيارشو» به فرمانروايي بر آنجا دست پيدا کرد. پاسخ اين پرسش دانسته نشده است. شايد آشوريان خود به عمد خشتريته را در «بيت کاري» گمارده باشند تا از نقطه اي که به اصطلاح نفوذ و ريشه محلي داشته است، دورش کرده باشند.
اين نکته را هم بايد در نظر گرفت که خشتريته - پسر يا نوه ديائوکو - به احتمال قوي در خاک آشور تربيت يافته بود زيرا ديائوکو با خانواده خويش به درون سرزمين آشور تبعيد شده بود و شايد به همين دليل است که خشتريته با فن محاصره آشوريان که جز ايشان کسي از آن آگاه نبود آشنا بود. آشوريان به احتمال بر اين باور بودند که جوان مادي که دست پرورده دولت ايشان است - مانند بسياري از ديگر دست پروردگان ايشان که به سمت شاهکان و پيشوايان بر قبايل و پادشاهي ها فرمانروا و دست نشانده ايشان بودند - سياستي را دنبال خواهد کرد که به سود آشور باشد. شايد هم خشتريته تنها از نوادگان ديائوکو نبوده بلکه «مامي تيارشو» نيز جزو بازماندگان وي شمرده مي شده است و هر يک از اين دو بر بخشي از متصرفات پيشين او متمکن بودند.
بي شک «خشتريته» نامي آريايي است. ممکن است «مامي تيارشو» نيز نامي آريايي باشد. براي نام «دوسانني» هيچ ريشه هندو-اروپايي مناسبي ديده نشده است. اما از اين ريشه ها نمي توان با اطمينان درباره تعلق قومي اين اشخاص سخن گفت چرا که زبان مادي آريايي به ظاهر زبان مشترک قبايل ماد بوده و پيدايش سکاها به احتمال وضع آن زبان را بيش از پيش استوار ساخت زيرا به تقريب، بدون ترديد مي توان گفت که سکاها آن زبان را به آساني مي فهميدند و گذشته از اين، به احتمال نقوذ مغان و کيش ايشان در سراسر خاک ماد در همين دوران گسترش يافت زيرا زبان مغان، آريايي بود.
اين موفقيت درخشان خشتريته که توانست مهمترين نواحي ماد را از زير يوغ آشور نجات دهد و دولت واحد خودي پايه گذاري کند - يعني آن آرماني که ماد ها در ظرف يکصد سال نتوانسته بودند آن را به اجرا برسانند - به طور مسلم بر اثر هواداري توده مردم از نهضتي بود که وي رهبري آن را داشت و توده مردم آزاد ماد از وي پشتيباني کردند.
از سرنوشت «مامي تيارشو» و «دوسانني» چيزي دانسته نشده و نمي دانيم که آن دو، چگونه از صحنه رويدادهاي تاريخ بيرون رفتند.

جشن هاى كهنسال ايرانى كه ريشه از تاريخ اسطوره اى ايران زمين مى گيرند، گوشه اى از باور هاى نمادين و زيباى ايرانيان را بازمى تابانند و در واقع مى توان آ ...

ساموس محلي که سالهاي اوليه فيثا غورث در آن سپري شده است جزيره بزرگ ناهمواري ،ازجزاير درياي اژه است که درمقابل ساحل آسياي صغيرقرارگرفته است نزديکترين ن ...

غرور و استبداد در اواخر کار آسيتاگ، او را برخلاف طبيعت خويش به جنگجويي هم سوق داد. در واقع تا وقتي که بختنصر داماد وي بر بابل فرمان مي راند وي به وسوس ...

● دوران هخامنشيان پس از انقراض مادها، هر چند هگمتانه مرکزيت نخستين را نيافت، ولي به جهت قرار گرفتن در مسير راه شاهي، که پارسه (تخت جمشيد) را به سارد م ...

● کوروش کبير کوروش کبير (۵۲۹ ۵۸۰ قبل از ميلاد) اولين امپراتور هخامنشي بود. او کسي بود که حکومت پارس را با در هم آميختن دو قبيله اصلي ايراني مادها و پا ...

دانلود نسخه PDF - مادها