up
Search      menu
مدیریت و اقتصاد :: مقاله لودويگ ميزس PDF
QR code - لودويگ ميزس

لودويگ ميزس

آشنايي با تفکر اقتصادي لودويگ ميزس

سياست اقتصادي ايده آل، چه براي امروز چه براي روزگار آتي، در واقع خيلي ساده است. دولت بايد از زندگي و مالکيت کساني که تحت حاکميتش زندگي مي کنند در برابر تهاجم نيروهاي متخاصم، چه در داخل و چه از خارج، محافظت کند، دعاوي حقوقي را که از فعاليت افراد زاده مي شود، حل و فصل نمايد و اجازه بدهد که در غير از اين موارد مردم آزاد باشند و اهداف و ارزش هاي خود را در زندگي دنبال کنند. در دوره اي که مداخله گري دولت در تمام امور زندگي امري عادي شده است اين شايد انديشه اي راديکال به نظر برسد.
از دولت هاي امروزي اغلب خواسته مي شود که بر توليد نظارت داشته باشند و آن را تابع مقررات خود کنند، قيمت برخي کالاها و خدمات را بالا ببرند و قيمت برخي ديگر را کاهش دهند، دستمزدها را تثبيت کنند، به راه اندازي کسب و کارهاي تازه کمک کنند و ديگران را از ورشکستگي نجات دهند، صادرات و واردات را تشويق و تقبيح کنند، به حال بيماران و سالخوردگان برسند، هزينه هاي اسراف آميز صرف کنند و همين طور الي آخر.
در حالت ايده آل دولت بايد نقش يک نگهبان، يک سرايدار، را بازي کند؛ البته نه نگهباني از خود مردم، بلکه نگهباني از شرايطي که به افراد (توليدکنندگان، بازرگانان، کارگران، کارآفرينان، مصرف کنندگان، سرمايه گذاران و...) اجازه مي دهد با آسايش خيال اهداف زندگي شان را پيگيري کنند. اگر دولت تنها به برآوردن همين شرايط و نه بيش از آن، بسنده کند مردم خودشان بهتر از هر دولتي مي توانند نيازهاي خويش را برآورده سازند. روح همين مطلب است که اساس پيام پروفسور لودويگ ميزس را تشکيل مي دهد.
پروفسور ميزس (۱۸۸۱ ۱۹۷۳) يکي از پيشروترين اقتصاددانان قرن بيستم بود. او را بيش از همه براي نوشتن کتاب هاي تئوريک تاثيرگذاري چون «عمل انساني»، «سوسياليسم»، «تئوري و تاريخ» و چندين اثر مطرح ديگر مي شناسند؛ اما او همچنين در مجموعه درس گفتارهايي که سال ۱۹۵۹ در آرژانتين ايراد شدند، با زباني غيرتخصصي که براي اهالي کسب و کار، استادان و معلمان و دانشجويان ساير رشته ها قابل استفاده باشد به تشريح رئوس انديشه اقتصادي خود پرداخت. او در تجزيه و تحليل تئوري خود با زباني ساده بسيار چيره دست بود. واقعيت هاي مهم تاريخي را با اصول اقتصادي تشريح مي کند. نشان مي دهد که چطور سرمايه داري نظام سلسله مراتبي اروپاي زمان فئوداليسم را از هم پاشاند و پيامدهاي سياسي روي کارآمدن انواع مختلف دولت ها را حلاجي مي کند. از ديگر رئوس کار او بررسي نارسايي هاي سوسياليسم و دولت رفاه است و نشان مي دهد که چطور مصرف کنندگان و توليدکنندگان با آزادي در نظام سرمايه داري مي توانند مقاصد خود را برآورده سازند.
وقتي دولت از حقوق افراد براي عمل آزادانه مادامي که منجر به آسيب ديدن آزادي برابر سايرين نشود – حفاظت مي کند آنها مي توانند به شکل طبيعي با کار و همکاري و تجارت نيازهاي خويش را برطرف سازند. آن گاه براي پس انداز، انباشت سرمايه، نوآوري، تجربه، استفاده از فرصت ها و انجام اعمال مولد، انگيزه کافي خواهند داشت. تحت چنين شرايطي سرمايه داري رشد مي کند. پيشرفت هاي اقتصادي شايان ذکر قرون هجده و نوزده و نيز شکوفايي اقتصادي آلمان پس از جنگ دوم (که به «معجزه اقتصادي آلمان» مشهور شد) همه آنها از نظر پروفسور ميزس در اثر پيشرفت سرمايه داري بوده است:
«... در حوزه سياست اقتصادي، معجزه اي در کار نيست. خاطرتان هست که در روزنامه ها و رسانه ها از به اصطلاح معجزه اقتصادي آلمان در بازسازي مخروبه هايش پس از جنگ جهاني دوم خيلي سخن گفته مي شد؛ اما هيچ معجزه اي در کار نبود. نتيجه تنها حاصل به کار زدن اصول اقتصاد بازار، روش هاي سرمايه داري، در اين کشور بود که تازه آن هم در همه ابعاد به طور کامل اجرايي نشد. هر کشور ديگري هم مي تواند همين معجزه و پيشرفت اقتصادي را از سر بگذارند؛ اما باز هم تاکيد مي کنم که پيشرفت اقتصادي حاصل معجزه نيست، بلکه حاصل به کار زدن سياست هاي اقتصادي معقول و بازاري است.»
بنابراين ملاحظه مي کنيم که از نظر او بهترين سياست اقتصادي محدود ساختن دولت به حفظ شرايط آزادي فردي و عمل افراد بر اساس منافع و ارزش هاي شخصي شان است. تنها تعهد دولت اين است که از زندگي و مالکيت انسان ها محافظت کند و اجازه بدهد که افراد از آزادي و فرصت هايي که براي همکاري و تجارت در زندگي نصيب شان مي شود استفاده کنند. به همين طريق است که دولت مي تواند شرايطي را که منجر به رشد سرمايه داري مي شود، ايجاد کند:
«موفقيت سرمايه داري در اين نهفته است که هر کس حق داشته باشد هرچه بهتر و ارزان تر نيازهاي مشتريان را برآورده سازد و اين اصل، اين روش، در مدتي اندک کل جهان را دگرگون ساخته است. همين پديده باعث رسيدن جمعيت جهان به ارقام بي سابقه شده است.»
وقتي دولت اختيار و قدرتي بيش از اين مي خواهد، از اين اختيار و قدرت همچنان که در تاريخ نمونه هايش را فراوان ديده ايم (آلمان تحت زمامداري هيتلر، شوروي در زمان استالين و آرژانتين در زمان پرون) سوء استفاده خواهد کرد. دولت سرمايه داري را تحت فشار گذاشته و به عامل تخريب گر آزادي انسان ها بدل مي شود.
وقتي ميزس سال ۱۹۵۹ به آرژانتين رفت ديکتاتور اين کشور خوان پرون (که رييس جمهور برگزيده انتخابات ۱۹۴۶ بود) در تبعيد به سر مي برد، سال ۱۹۵۵ مخالفان سرانجام او را از کشور بيرون رانده بودند. هرچند پرون آن زمان خارج از کشور بود با اين حال در داخل آرژانتين حاميان بسياري داشت که در پس زمينه مناسبات اعمال قدرت مي کردند. او يک بار ديگر سال ۱۹۷۳ به آرژانتين بازگشت، در انتخابات رياست جمهوري پيروز شد و با حضور همسرش در مقام معاون رييس جمهور تا ۱۰ ماه بعد – يعني زمان مرگش زمامداري اين کشور را بر عهده داشت. سپس همسر بيوه او ايزابليتا اختيار امور را در دست گرفت تا زماني که دولتش در نهايت به اتهام فساد سال ۱۹۷۶ سرنگون شد. از آن زمان آرژانتين چندين رييس جمهور ديگر را پشت سرگذاشته و گام هايي به سوي پيشرفت اقتصادي برداشته است. در اين کشور حالا زندگي و مالکيت انسان ها احترام بيشتري دارد، برخي صنايع ملي شده به بخش خصوصي واگذار شدند و مشکل تورم تقريبا حل شده است.
آرا و انديشه هاي ميزس را بي شک در کتاب هايي چون «عمل انساني» و ديگر آثار آکادميک اش جدي تر مي توان پي گرفت، اما مبتديان بهتر است که با کتاب هاي ساده تر او چون «بوروکراسي» يا «ذهنيت ضدسرمايه داري» شروع کنند. با پيدا کردن چنين پيش زمينه اي فهم اصول اقتصاد بازار و تئوري هاي اقتصادي مکتب اتريش که ميزس در کتاب هاي مهمش نماينده آنها بود، آسان تر خواهد شد.

دانلود نسخه PDF - لودويگ ميزس