up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله قياس PDF
QR code - قياس

قياس

اهميت و جايگاه قياس

اهميت و جايگاه قياس
مبحث قياس بنيادي ترين بحث منطق به شمار رفته و مهم ترين و اساسي ترين قسم از اقسام حجت يا استدلال است. اساسا مباحث قضايا مقدمه است براي مبحث قياس؛ همچنانکه مباحث کليات خمس مقدمه اي بودن براي مبحث معرف.
(به عبارت ديگر از آنجا که موضوع منطق، معرف و حجت است و عمده ترين نوع حجت نيز قياس است، پس همه مباحث منطق درباره معرف و قياس دور مي زند.)
قياس يا قياس منطقي يکي از مفاهيم منطق است.
منظور از قياس اينست که هر گاه دو يا چند فرض را درست و مطمئن بدانيم و رابطهٔ اين فرض‌ها چنان باشد که بناچار از اين فرض‌هاي صحيح، نتيجه‌اي منطقي به‌دست آيد، اين نتيجه را بايد پذيرفت. اگر ما اين نتيجهٔ منطقي يعني همان گزاره را نپذيريم دچار تناقض خواهيم شد.
به عبارت ديگر قياس، گونه‌اي برهان منطقي است که در آن از دست کم دو قضيه (فرض مقدماتي، پيش‌گزاره)، گُزاره‌اي (نتيجه) استنتاج مي‌شود.
براي نمونه، وقتي بگوييم:
ماه سياره است. (پيش‌گزارهٔ اول)
و هر سياره مي‌چرخد. (پيش‌گزارهٔ دوم)
پس بر پايهٔ قياس:
ماه مي‌چرخد. (گزاره)
تعريف قياس
منطق دانان، قياس را اينگونه تعريف کرده اند:
قياس، قولي (گفتاري) است که از چند قضيه تشکيل شده است؛ به گونه اي که از اين قول، ذاتا(ضرورتا) قول (گفتار) ديگري لازم آيد.
يعني اينکه قياس گفتار و جملاتي است که از چند قضيه(حداقل دو قضيه) تشکيل شده است و به سبب ارتباطي که که ميان آن ها برقرار شده است، ضرورتا قضيه ديگري از آن ها به وجود مي آيد.
در بياني ديگر، قياس اين گونه تعريف شده است:
قياس عبارت از مجموع چند قضيه(حداقل دو قضيه) است که هر گاه مسلم و صحيح فرض شوند، قضيه اي ديگر بالذات(بالضروره) از آن ها حاصل مي آيد و ناچار بايد اين قضيه را که نتيجه آن ها است، قبول کنيم؛ زيرا در غير اين صورت، گرفتار تناقض خواهيم شد.
براي مثال، وقتي بگوييم:
آهن فلز است.(قضيه اول)
و هر فلز رسانا است.(قضيه دوم)
يک قياس به کار برده ايم؛ زيرا اين گفتار، مرکب از اين دو قضيه است و از اين دو قضيه، بالذات قضيه ديگري لازم مي آيد و آن قضيه اين است که:
آهن رسانا است. (نتيجه)
هر يک از قضايايي را که قياس را تشکيل مي دهند، (قضيه اول و دوم در مثال بالا) مقدمه و آن قول ديگري را که از اين مقدمات استخراج و استنتاج مي شود، نتيجه مي نامند. چنانکه ذکر شد، نسبت نتيجه قياس به مقدمات، همانند نسبت فرزند به والدينش مي باشد.
بايد توجه داشت که مقدمات قياس مي تواند از چند قضيه فراهم شود؛ ولي از دو قضيه کمتر نمي تواند باشد.
يک نکته!
در منطق هاي اسلامي فقط مجموع مقدمات را قياس مي دانند و نتيجه را که فرزند مقدمات است، خارج از قياس محسوب مي کنند؛ اما در منطق هاي اروپائي مجموع مقدمات و نتيجه را بر روي هم قياس مي دانند و هر دو را با هم قياس مي شمارند.
چنانچه در اقسام حجت يا استدلال خاطر نشان گرديد، در قياس، ذهن ما از امر کلي به امر جزئي سير مي کند؛ يعني هر گاه يک امر کلي، معلوم باشد و اين امر کلي معلوم، سبب قبول يک حکم درباره يک امر جزئي (که مندرج در آن کلي است)باشد، اين استدلال را قياس مي نامند.
به عبارت ديگر، در قياس ذهن از قضاياي کلي به نتايج جزئي مي رسد.
براي نمونه بايد گفت که در تمام دنيا، هر قاضي پيوسته با قياس سر و کار دارد؛ چرا که همواره از قانون کلي به سوي موارد آن سير مي کند و از روي قانون کلي درباره امور(جرائم)جزئي حکم مي نمايد.
اين را مي توان به وجهي ديگر نيز بيان کرد:
قياس عبارت است از کشف يک قضيه مجهول به وسيله قضاياي کلي معلوم.
قياس از نظر صورت بر دو قسم عمده است:
قياس اقتراني
قياس استثنايي
البته بايد گفت که در علوم مختلف و نيز در محاوره يعني در گفته و نوشته ها، قياس ممکن است صورت هاي خاص ديگري به خود بگيرد که از آن حيث، نام هاي مختلفي به خود مي گيرد.يعني ما در بيشتر گفته ها و نوشته هايمان براي آنکه متوجه باشيم، انواع قياس را به کار مي بريم که بسياري از اين قياس ها، صورت قياس اقتراني يا استثنائي را ندارد. مهم ترين اين اقسام، عبارتند از:
قياس خلف
قياس مساوات
قياس ضمير
قياس مرکب
قياس ذوحدين
قياس اقتراني
همان طور که مي دانيد، هر قياس دست کم از دو قضيه اصلي تشکيل مي شود که مقدمات قياس نام دارد.
از اين دو قضيه، قضيه ديگري لازم مي آيد که نتيجه ناميده مي شود و در حکم فرزند مقدمات قياس است.
تعريف قياس اقتراني:
قياس اقتراني را که يکي از دو قسم قياس است، اين گونه تعريف مي کنند:
قياس اقتراني قياسي است که نتيجه يا نقيض نتيجه، به نحو بالفعل(يعني صراحتاً) در مقدمات آن ذکر نشده باشد. (يعني قياسي است که نتيجه يا نقيض نتيجه صراحتاً در مقدمات نيامده باشد.)
(همان طور که ملاحظه مي شود، اين تعريف، کاملا برعکس قياس استثنايي مي باشد.)
مثال:
زمين يک سياره است. (مقدمه اول قياس)
هر سياره کروي است. (مقدمه دوم قياس)
نتيجه: زمين، کروي است.
چنانچه مشاهده مي گردد، در اين قياس نه خود نتيجه (زمين کروي شکل است) و نه نقيض نتيجه (زمين کروي شکل نيست)؛ هيچ يک بالفعل و با صراحت در مقدمات ذکر نشده است.(قيد بالفعل به اين دليل است که نتيجه به نحو بالقوه در مقدمات وجود دارد.)
اجزا و حدود قياس اقتراني:
ما در هر قياس به دنبال آن هستيم تا يک قضيه را اثبات کنيم و به همين جهت آن را مطلوب مي ناميم.
موضوع قضيه مورد نظر يا مطلوب را اصغر يا حد اصغر و محمول آن را اکبر يا حد اکبر مي نامند و هر دو را با هم، راسين يا طرفين يا حدين نام مي دهند.
مثلا فرض کنيد که مي خواهيم اين قضيه را که زمين کروي است اثبات کرده و تصديق نماييم. پس اين قضيه مطلوب ما است.
در اين قضيه، زمين اصغر يا حد اصغر و کروي اکبر يا حد اکبر مي باشد:
زمين (اصغر) کروي (اکبر) است. (مطلوب)
علت اين اسامي اين است که معمولا کليت و شمول محمول بيش از موضوع است؛ يعني قلمرو آن وسيع تر است و به همين دليل آن را اکبر مي خوانند.
اين قضيه موضوع و محمولي دارد و چنانچه معلوم است اين قضيه ،قضيه اي بديهي نيست و نمي توان بدون دليل، محمول اين قضيه (کروي بودن) را به موضوع آن (زمين) نسبت دارد و رابطه ميان آنها را تصديق کرد.
يه همين جهت، بايد امر مشترکي را که ميان موضوع و محمول مشترک است پيدا کنيم تا آن ها را به هم مرتبط سازد. (همانند پلي که دو سوي نهر را به هم ارتباط مي دهد.)
اين امر مشترک را حد وسط يا حد اوسط يا اوسط مي ناميم.
اساسا کار اصلي قياس، همين پيدا کردن حد وسط و ميانجي، يعني يافتن امر مشترکي است که نسبت را ميان موضوع و محمول قضيه مورد نظر ما برقرار مي کند.
پس حدود قياس سه حد است:
حد اکبر (اکبر)، حد اصغر (اصغر)، حد وسط.
چگونگي تاليف قياس اقتراني:
اولين کاري که بايد براي تاليف قياس اقتراني و اثبات قضيه مورد نظر خود انجام دهيم، يافتن حد وسط است. به محض اينکه حد وسط (نسبت دهنده محمول به موضوع قضيه مورد نظر) را پيدا کنيم، مي توانيم قياس را تشکيل داده و قضيه را اثبات نماييم.
حد وسط و ميانجي ميان موضوع و محمول قضيه را بدين ترتيب پيدا مي کنيم:
خصوصيات اصلي موضوع و محمول را بررسي مي کنيم و اوصاف و خصوصيات هر يک را از نظر مي گذرانيم و به دنبال چيزي (حدي، امري) مي گرديم تا ميان هر دو مشترک باشد.
براي مثال در ميان اوصاف و خصوصيات زمين مي گرديم تا چيزي بيابيم که با کروي بودن ارتباط داشته باشد. پس از جستجوي بسيار بالاخره متوجه مي شويم که زمين يک سياره است و از سوي ديگر نيز مي دانيم که يکي از خصوصيات سياره، کروي شکل بودن است. پس سياره بودن مي تواند کروي بودن را به زمين پيوند دهد.
بنابراين سياره که ميانجي و رابط ميان موضوع و محمول واقع مي شود و آن دو را به هم مرتبط مي سازد، حد وسط قياس ما مي باشد. اين حد وسط محور اصلي و قطب حقيقي قياس و پايه و مبناي آن است و قياس در حقيقت به گرد آن مي چرخد و به همين جهت، مدون علم منطق، يعني ارسطو گفته است که:
تيز يابي عبارت است از کشف سريع حد وسط مورد نياز.
اکنون که حد وسط را پيدا کرده ايم، تنها کاري که بايد انجام دهيم، اين است که محمول قضيه مورد نظرمان را توسط اين حد وسط به موضوع قضيه مرتبط کنيم.
به اين صورت:
دو مقدمه تشکيل مي دهيم که در مقدمه اول، اصغر با حد وسط اقتران مي يابد و در دومي اکبر با حد وسط. مقدمه اي را که شامل حد اصغر است، صغري و مقدمه اي را که شامل حد اکبر است، کبري مي نامند.
با انجام اين کار، مطلوب، خود به خود ثابت شده و از اين به بعد، نتيجه ناميده مي شود.
براي نمونه در ارتباط با مثال مذکور، اين گونه عمل مي کنيم:
زمين، سياره است. (صغري)
(اصغر)(اوسط)
هر سياره کروي است. (کبري)
،،،(اوسط)(اکبر)
زمين کروي است. (نتيجه)
چهار نکته!
1)چنانچه ملاحظه مي گردد، حد وسط، حد مشترکي است که اصغر و اکبر را به يکديگر پيوند مي دهد.
2)حد وسط يا حد مشترک حتما بايد در صغري و کبري تکرار شود.
3)بنابراين، حد وسط است که بين مقدمات و نتيجه، مناسبت بر قرار مي کند؛ در هر دو مقدمه تکرار و در نتيجه حذف مي شود.
4)نتيجه، نهايت و منتهاي استدلال و قياس است و ذهن با رسيدن به آن به مقصود نهايي خود مي رسد.
قياس اقتراني بر اساس نحوه قرار گرفتن حد وسط در صغري و کبري، چهار شکل مختلف پيدا مي کند که به اشکال چهار گانه معروف است .
در همين باره، نگاه کنيد به:
• اشکال چهار گانه قياس اقتراني
همچنين قياس اقتراني به طور کلي داراي يک سري قواعد عمومي و اساسي است که بايد رعايت شود تا نتيجه بخش(منتج) باشد. براي آگاهي از آن ها نگاه کنيد به:
• قواعد عمومي قياس اقتراني
قياس استثنايي
درآمد
قياس استثنايي را نخستين بار تئو فراستس طرح کرد و سپس رواقيون مخصوصا خروسيپوس (chrysippus) به شرح و بسط آن پرداختند.
با توجه به اين که تئو فراستس و مکتب رواقي پس از ارسطو يعني مدون منطق بوده اند، اين سوال مطرح مي شود که آيا از ارسطو چيزي درباره قياس استثنايي به دست ما رسيده است؟
پاسخ منفي است و بايد گفت که آنچه از مدون منطق درباره قياس بر جاي مانده است، درباره قياس اقتراني است.
البته بعدها در قرون وسطي اشخاصي مانند بوئس به اين مبحث پرداختند.
در ميان حکما و منطق دانان اسلامي نيز بحث قياس استثنائي مورد توجه فراوان بوده و کساني چون ابن سينا و خواجه نصيرالدين طوسي آن را پربارتر ساختند.
از منطق داناني که در عصر حاضر در اين زمينه تلاشهايي کرده است، مي توان گبلو را نام برد.
تعريف قياس استثنايي
قياس استثنايي را چنين تعريف کرده اند:
قياس استثنايي قياسي است که عين نتيجه يا نقيض آن به نحو بالفعل (يعني صراحتا) در مقدمات آن (يعني به عنوان جزئي از مقدمات آن ) ذکر شده باشد.
(چنانچه مشاهده مي شود، اين تعريف کاملا بر عکس تعريف قياس اقتراني است.)
دليل اين که اين قياس را استثنايي مي نامند، اين است که در آن ادات استثنا مانند ليکن ، اما ، ولي و ... به کار مي رود.
قياس استثنايي از دو مقدمه تشکيل مي شود:
1- مقدمه اول آن يک قضيه شرطي، خواه شرطي متصل و خواه شرطي منفصل است.
2-مقدمه دوم آن قضيه اي حملي است که يک استثنا دارد؛ يعني مشتمل بر ادات استثنا است. مانند لکن ، اما ، ولي و ... . (و چنانچه ذکر شد،دليل استثنايي ناميدن اين قياس همين است.)
نتيجه قياس استثنايي نيز هميشه يک قضيه حملي است.
حد وسط در قياس استثنايي
همانطور که مي دانيد در هر قياس يک حد وسط وجود دارد که مبنا و اساس قياس است و مقدمات قياس را به يکديگر مرتبط مي سازد و نهايتا در نتيجه حذف مي شود. (به عبارت ديگر ميان اصغر و اکبر ارتباط برقرار کرده و در نتيجه حذف مي گردد.)
اما حد وسط در قياس استثنايي همان مقدمه دوم يا جمله استثنائيه است که مشتمل بر ادات استثناست.
چرا که در مقدمه اول و دوم قياس استثنايي تکرار مي شود و ميان آن ها ارتباط برقرار مي سازد و نهايتا در نتيجه حذف مي گردد. (همانند قياس اقتراني)
اکنون براي قياس استثنايي و روشن تر شدن بيشتر مطلب، مثالي مي زنيم:
1- اگر امشب شب چهاردهم ماه باشد، پس ماه کامل است. (مقدمه اول قياس که قضيه اي شرطي(در اين مثال، شرطي متصل) است.)
2- لکن امشب، شب چهاردهم ماه است. (مقدمه دوم قياس که قضيه اي خملي است و ادات استثنا(در اين جا لکن دارد.)
3- پس ماه کامل است. (نتيجه قياس که قضيه اي حملي است.)
چنانچه ملاحظه مي شود، حد وسط اين قياس امشب، شب چهادهم ماه است مي باشد که در مقدمه اول و دوم تکرار شد و در نتيجه حذف گرديد.
شروط قياس استثنايي
در قياس استثنائي سه شرط بايد رعايت شود تا قياس منتج (نتيجه بخش) باشد:
1- کلي بودن يکي از دو مقدمه: بنابراين اگر هر دو مقدمه قياس استثنائي جزئي باشد، قياس نتيجه نخواهد داد.
2- قضيه شرطيه اي که مقدمه قياس استثنايي است، نبايد اتفاقيه باشد، بلکه بايد لزوميه باشد.
3- قضيه شرطيه اي که مقدمه قياس است، بايد موجبه باشد. (معناي اين شرط در خصوص قضيه شرطي متصل، آن است که اگر قضيه متصل، سالبه است، بايد به قضيه اي موجبه تبديل شده و در جاي آن قرار گيرد.)
قياس استثنايي بر دو قسم است در اين زمينه نگاه کنيد به:
قياس استثنايي متصل
قياس استثنايي منفصل
درآمد
به طور کلي هر قياس دو جنبه دارد:
جنبه صورت و جنبه ماده.
براي اينکه قياس کاملا درست و استوار باشد، بايد هم صورت و هم ماده آن صحيح باشد و در صورت نادرستي هر يک از اين دو جنبه، کل قياس نادرست خواهد بود. (همچنانکه يک ساختمان در صورتي مستحکم خواهد بود که هم از ماده اي (آجر و سيمان و ...)شايسته تشکيل شود و هم صورت و شکلي متناسب و درست و مطابق اصول فني داشته باشد.)
صورت قياس
منظور از صورت قياس همان شکل و هيات و ساختار تاليف قياس است؛ يعني اصول و شرط هايي که در مبحث قياس ذکر مي شود.
قياس، در صورتي که يک قياس درست است که اصول و شروط ظاهري و تاليفي قياس را در هيات و شکل خود رعايت کرده باشد. به عبارت ديگر، اگر قياس مطابق با شروطي که براي هيات و شکل آن است تاليف شود، از جنبه صورت کاملا صحيح خواهد بود .
مثلا اين قياس را در نظر بگيريد:
• سرو يک درخت است. (صغري )
• تمام درختان در زمستان برگ هايشان را از دست مي دهند. (کبري )
• پس درخت سرو نيز در زمستان برگ هايش را از دست مي دهد. (نتيجه )
همان طور که ملاحظه مي کنيد، اين قياس از حيث صورت، کاملا صحيح مي باشد؛ يعني واجد شرايط ظاهري تاليف قياس است و تمام شروط صوري و ساختاري قياس در آن رعايت شده است؛ با اين حال نتيجه نادرست است. چرا؟
زيرا ماده و محتواي اين قياس نادرست و بي اعتبار است؛ يعني کبراي اين قياس غلط است و اينطور نيست که تمام درختان در زمستان برگ هايشان را از دست دهند.(مانند درخت سرو، چنار و... که در تمام سال برگ دارند.)
به همين دليل نتيجه قياس نيز غلط و مخدوش است .
يعني اين قياس از حيث صورت صحيح و از حيث ماده مخدوش و بي اعتبار است.
ماده قياس
مقصود از ماده قياس، مقدمات و محتواي آن ها بدون توجه به چگونگي تاليف آنها در قياس است؛ يعني محتواي مقدمات قياس في نفسه.
چنانکه مي دانيد منظور از مقدمات قياس، دو قضيه اي است که به عنوان مقدمه قياس ذکر مي شوند و يکي را صغراي قياس و يکي را کبراي قياس مي ناميم.
هر يک از اين دو قضيه مي تواند مورد قبول يا غير قابل قبول باشد؛ و قضيه اي که به عنوان مقدمه قياس و استدلال پذيرفته مي شود، گاهي يقيني و گاهي غير يقيني است و در مبحث مواد قياس و نيز يقينيات به آن خواهيم پرداخت.
به مقدمات قياس و يا به عبارت ديگر به قضايايي که قياس از آن ها ساخته مي شود، مبادي قياس نيز گفته مي شود.
در قياسي که ذکر شد، کبراي قياس نادرست بود. اما ممکن است در يک قياس، کبراي قياس درست و صغراي قياس نادرست باشد؛ و يا ممکن است هر دو مقدمه نادرست باشند. در هر سه صورت، نتيجه قياس (گر چه صورت قياس درست باشد)، نادرست و بي اعتبار خواهد بود.
رابطه ماده قياس با صناعات خمس
قياس با توجه به گوناگوني مقدمات؛ يعني مواد قياس و ارزش هر يک و نتيجه اي که بدست مي دهد؛ و نيز با توجه به هدفي که از تاليف قياس مورد نظر است، به پنج قسم تقسيم مي شود:
برهان، جدل، خطابه، سفسطه يا مغالطه و شعر.
بحث از اين اقسام پنجگانه يا کاربرد آنها صناعات پنجگانه(خمس) ناميده مي شود.( مثلا صناعت برهان، صناعت جدل و...)
بنابراين مبحث صناعات خمس فقط بر مواد قياس استوار است و هيچ ارتباطي با صورت قياس ندارد.
مواد قياس
ماده قياس انواع گوناگوني دارد که مجموعا مواد قياس ناميده مي شوند.
مواد قياس، برحسب استقراء عبارتند از:
• محسوسات
• مجربات
• اوليات
• متواترات
• فطريات
• حدسيات
• مقبولات
• وهميات
• مشهورات
• مشبهات
• مظنونات
• مسلمات
• مصادرات
• مخيلات

کرونواستراتيگرافي و ژئوکرونولوژي (Chronotratigraphy & Geochronoligy) ديد کلي در زمين شناسي مدرن ، از همان اوايل تقسيم سکانسهاي ناحيه‌اي چينه شناسي به ...

الف) شدت زلزله (Earthquake intensity): يک مقياس مشاهده اي و غير دستگاهي است که بستگي به فاصله کانون تا مکان مورد نظر، مدت دوام لرزش، نوع خاک، عمق سنگ ...

اين مقاله از كشف يك پديده خبر مي دهد كه - يك لوله نانومتري معلق در محلول كلوئيدي به هنگام مجاورت با ديواره، بر اثر نيروهايي كه منشأ آنتروپيك دارند، اب ...

پيشرفت روزافزون در زمينه فناوري نانو و کاربردهاي گوناگون و گسترده آن در گرايش هاي مختلف علمي و صنعتي ، باعث شده است که شرکت هاي توليدکننده سموم دفع آف ...

از بحث هاي گذشته دانستيم که اگر استدلال واجد ارکان يا شرايط لازم به لحاظ ماده يا صورت و يا هر دو نباشد، استدلالي مغالطي است. بنابر اين، انواع مغالطه ب ...

سعادت همان بهشتي است که همه ي انسان ها در جستجوي آنند. از آن فيلسوف گرفته در اوج تفکرات و تخيلاتش تا آن فرد ساده لوح عامي در عين سادگي و بي آلايشي اش، ...

اگرچه واژه عربي منطق معادل واژه Logic است اما براي فلسفه زبان، واژه اي وجود ندارد. با توجه به اين نکته فيلسوفان سعي داشتند مسائل مربوط به فلسفه زبان ر ...

«إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّي يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ؛ خدا اوضاع و احوال هيچ ملتي را دگرگون نمي‌گرداند، تا آن که اوضاع و احو ...

دانلود نسخه PDF - قياس