up
Search      menu
زمین شناسی,جغرافیا :: مقاله قله k۲ PDF
QR code - قله k۲

قله k۲

تاريخچه مختصري از قله k۲

صعود کمتر از دويست نفردومين قله جهان را صعود کرده اند . قله اي با شيب بيشتر از اورست و صعودي دشوارتر , هوايي متغير و با تاريخي حماسي. کوهي وحشي و رام نشدني. K۲کوهيست براي تحصيل نامي جاودان در سال ۱۹۵۴ آشيل کامپوني و لينو لاسوني از کشور ايتاليا يکمين گروه موفق از صعود کنندگاني بودند که براي دستيابي به قله اين کوه تلاش مي کردند. مبارزه اي فني , صعود از سنگ , برفهاي پر شيب , و يخ در مسير آبروزي ياد آوري مي کند که مسير نورمال K۲مسير نورمالي نيست. ۱۰۳ نفر يال آبروزي را صعود کرده اند. ملاقات افراد گروه دراسلام آباد و پرواز به اسکاردو (ويا شايد دوروز راندن در بزرگراه قره قروم) و سپس با خودروهاي ۴WD به Shigar-Dassu-Askole و در شش روز رسيدن به بيس کمپ K۲برنامه را شروع مي کند. بيس کمپ در گوشه جنوبي قله و در ارتفاع ۵۰۰۰ متردر انتهاي يخچال گودوين آستين . دو ساعت فاصله در پشت ديواره هاي يخي کوتاه و بعد بيس کمپ پيشرفته در ارتفاع ۵۴۰۰ متر. کمپ يک در ارتفاع ۶۰۰۰ متري با شيبي ملايم از برف و بر روي يک قسمت سنگي. کاملن بي دفاع در مقابل باد و طوفان هايي که چهره جنوبي را مورد تهاجم قرار مي دهند. بعد از کمپ يک , قسمت فني و دشوار مسير شروع مي شود . مشکل ترين قسمت درست در زير کمپ دو عبور از يک شکاف سنگي است شبيه صعود از دودکش يک ساختمان قديمي. کمپ دو يک خراش بر روي يخ است بالاي گرده سنگي که چند متر پايين تر آنرا صعود کرده ايم و در ارتفاع ۶۷۶۰ متر قرار دارد . بالاي کمپ دو يک قسمت کوتاه دست به سنگ ازسنگهاي پيراميتي سياه رنگ قرار دارد. و بعد از آن يک سراشيبي . کمپ سه در بالاي يک سراک يخي و در يک سراشيبي يخي بدون هيچ حمايتي در ارتفاع ۷۴۵۰ متري قرار دارد.
وجود طناب ثابت حداقل در هواي نامناسب کمک بسيار بزرگي به حساب مي آيد ولي از آن خبري نيست. درادامه , مسير از روي يک شانه برفي عبور مي کند و اولين خطر آن طوفان و بهمن هايي است که از اينجا فرو مي ريزند و همچنين در هواي مه آلود پيدا کردن راه در اين قسمت غير ممکن است. مگر به وسيله GPS و يا رد زني دقيق همراه با نصب پرچمهاي متعدد . بعد از اين قسمت در ارتفاع ۸۰۰۰ متري محل کمپ چهار است. روز قله , خطرناکترين روزدر تمام دوره صعود است . يال به يک ديواره ختم مي شود و فقط از يک دهليز برف گرفته و پر يخ راهي براي صعود باز است . گلوله هاي يخي و پودر برف زوجي براي آزار صعود کنندگان , دست از سر آنها بر نمي دارند . يک طناب پنج ميلي متري به طول دويست متر براي نصب در اينجا همراه داشته باشيد. بعد از عبورازاين قسمت وقتي به برگشت فکرمي کنيد متوجه مي شويد که کار عاقلانه اي انجام داده ايد. بعد از اين برآمدگي قله به سادگي در دسترس شماست. بسياري از کوهنوردان از حدود سي متري قله برمي گردند. بيست ساعت براي صعود ارتفاعي کمتر از هفتصد متر . ترکيب يخ و برف اين صعود را سخت و ترسناک مي کند . بي هيچ درنگي فقط انداختن چند عکس و برگشت. مسابقه زنده رسيدن به کمپ چهار شروع شده است .همچنين براي ايمني , کوهنوردان نياز دارند در کمترين زمان خود را به کمپ سه برسانند . چرا که يک کولاک قوي و ناگهاني آنها را در ارتفاع بالا نگه مي دارد . براي هميشه .
بزرگترين وسيله در K۲سرعت است و نداشتن غرور بيجا . باطريهاي بسيار قوي براي GPS. پيش بيني دقيق هوا اسباب موثريست . يک برنامه دقيق و ريز و بالاخره و ازهمه مهمتر يک همنورد قوي و باهوش . اجازه دهيد صادقانه بگوييم شانس به مقدار لازم براي رسيد ن به قله و بعد از آن ديدن بيس کمپ. مروري بر تاريخچه صعود چگوري Chogori که در زبان بالتي شاه کوهها معني مي دهد نام محلي قله اي است که عده کمي از کوهنوردان آن را به اين نام مي شناسند . عموم کوهنوردان اين قله را مي نامند . اين نام درنامگذاري سرهنگ مونتگموري برروي کوههاي رشته کوه قره قرومKarakoram (نامي ترکي به معني سنگهاي نتراشيده سياه) که از K۱ تا K۳۷ نام گرفتند به اين قله رسيد . نامهاي ديگري نيز براي اين قله استفاده شده که در واقع صفاتي هستند که کوهنوردان به فراخور حال و روزي که بعد از تلاش بر روي اين قله داشته اند بر آن گذاشته اند . مهيب awesome وحشي savage و بالاخره قاتل killer . جزيره ايست صخره اي که درارتفاع ۶۰۰۰ متري از اقيانوسي ازبرف و يخ جدا شده و تا ارتفاع ۸۶۱۱ متري بالا مي رود .
● جايگاهي براي تحصيل نامي جاودان
۱۸۵۶ کشف و نامگذاري سرهنگ انگليسي مونتگموري (T.G.montgomery) در گزارشش از منطقه بالترو , را بيشتر از هر چيز ديگري شرح داده است . او قلل اين رشته کوه را K۱ ,, K۳ ,… نام گذاري کرده است . K ابتداي کلمه karakorum يا همان قره قروم است. امروزه معمول ترين نام براي اين قله ۸۶۱۱ متري است . نام محلي دومين قله بلند جهان چگوري است. کوهي که همچنان به عنوان سرسخت ترين قله جهان شناخته مي شود. ۱۹۰۲ يکمين تلاش در ۱۹۰۲ شش کوهنورد اروپايي به سرپرستي کنستين Eckenstein راهي شدند . زمان مناسب از نظر آنها قبل از بادهاي موسمي بود . از انتهاي بالترو که با ۶۷ کيلومتر طول سومين يخچال طولاني جهان است به سمت شمال متمايل شدند و به پاي کوه رسيدند.بدون درنگ ازمسير جنوبي و بعد از آن جنوب شرقي صعود را شروع کردند. با مواجهه شدن با مشکلات مسير فکر کردند که شايد مسير شمال شرقي ساده تر باشد و بر روي آن تا ارتفاع ۶۶۰۰ متري صعود کردند. اين موفقيت غير قابل تصوري براي آنها بود چون در آغاز قرن بيستم هنوز براي صعود اين کوه خيلي زود بود. عقيده آنها اين بود که اين مشکل ترين و پيچيده ترين عمليات صعود در جهان خواهد بود . عقيده اي که کم و بيش هنوز مورد تاييد کوهنوردان مي باشد. ۱۹۰۹ دوک آبروزي Abruzzi هفت سال بعد نوبت به دوک انگليسي و گروه بزرگ و علمي او رسيد تا به قره قروم و بروند. اکنون هدف پر آوازه اي براي مساحان و عکاسان شده بود . يک اسطوره در عکس . ماجرا جويان سلطنتي طرحي شبيه به کارهايي که در آلپ جريان داشت را در سر داشتند. براي شروع خودشان را به يال جنوب شرقي رساندند(هنوز نام آن يال آبروزي نشده بود) قبلن مسير شمال شرقي تا ارتفاع ۶۶۰۰ متري صعود شده بود همچنين از آن نقطه مسير شمالي همانند غول بزرگي خود نمايي کرده بود. گروه يال جنوب شرقي را تا ارتفاع ۷۵۴۴ متر صعود کرد و آنجا در برخورد با يک گلوگاه پر از برف راه خود را بسته ديد. قبلن در چگوليزا ارتفاع ۷۶۵۴ متر ثبت شده بود . رکوردي که تا سال ۱۹۲۲ دست نخورده ماند. هنوز اورست کلنگ نخورده بود . ۱۹۲۹ سال بدون پيشرفت ايتالياييها بيستمين سالگرد برنامه دوک را جشن مي گرفتند . برادر زاده دوک آبروزي سرپرست افتخاري برنامه بود در حاليکه پورفسور آرديتو دسيوArdito Desio که فرد معتبر و سرشناسي در اين قبيل برنامه ها بود به عنوان سرپرست علمي هيئت راهمراهي مي کرد . در بازگشت دستاورد کوهنوردي مهمي بدست نيامده بود چون گروه بيشتر بر فعاليتهاي علمي و تحقيقاتي در بالترو متمرکز شده بود و کمتر به صعود توجه اي داشت. ۱۹۳۸ امريکاييها نوبت بعدي به گروه آلپاين کلوب امريکا رسيد که به سرپرستي چارلز هوستون Chrles Hoston راهي اين برنامه شد. او موفقيت سال قبل در ناندادوي را به همراه داشت . با بکار گيري يک گروه ازبهترين شرپاها به سر پرستي پاسانگ کيکولي Pasang Kikuli, آنها مطمئن بودند که با موفقيت باز خواهند گشت. در يک جولاي کار ازپاي کوه آغاز شد و بارگاه يکم بر پا شد و درچندين تلاش در هجده جولاي هوستون و پتزولدPetzoldt به ارتفاع ۷۷۴۰ متري رسيدند در حاليکه به سخت ترين و پيچيده ترين مسائل صعود فائق آمده بودند . آنها در ۷۵۳۰ متري بارگاهي برپا نمودند. در بيست و يک جولاي تلاش رو به بالا از سر گرفته شد و در ارتفاع ۷۹۲۵ متر درست در زير آخرين صخره هاي مسير جايي براي بارگاه هشتم يافتند. آسمان صاف و آفتاب گرم مي توانست همه را اميدوار کند که قله اينبار براستي تهديد شود ولي اينطور نشد . ۱۹۳۹ روزهاي شوم دوباره امريکاييها در مقابل کوه ايستاده بودند . همراهي و سرپرستي فريتز ويسنرFritz Wiessner کوهنورد آلماني تبار, قدرت مضائفي به گروه اهدا مي کرد . همچنين گروه شرپاها به سرپرستي پاسانگ کيکولي . هر چند ديگر افراد در حد و اندازه ويسنر نبودند ولي کاملن مصمم بودند نتيجه اي را بدست آورند که بيش از حد برايش انتظار کشيده شده بود. بارگاهها يکي پس ازديگري مطابق الگوي سال قبل برقرار شد و بارگاه هشتم در ارتفاع ۷۷۱۰ متري آماده شد .
دودلي ولفDudley Wolfe در آنجا ماند و ويسنر و پاسانگ براي بر پايي بارگاه نهم صعود را ادامه دادند . در ۷۹۴۰ متري بارگاه نهم بر پا شد . در نوزده جولاي ويسنر و پاسانگ با اراده و مصمم , صعود شجاعت آميزشان از روي صخره ها براي قله را شروع کردند. ساعت هجده آنها تقريبن در ارتفاع ۸۳۸۰ متري بودند که پاسانگ از ادامه صعود سر باز زد چون خيلي دير شده بود . ويسنر سعي کرد او را متقاعد کند که مي توانند در هواي بسيار خوب آنوقت در نور مهتاب به صعود ادامه دهند اما پاسانگ بي حرکت ايستاده بود تا بازگشت آغاز شود . هنگام بازگشت بند کرامپون پاسانگ پاره شد و او با يک لنگه کرامپون فرود را ادامه داد. ساعت دو نيم صيح آنها به بارگاه رسيدند . مي خواستند بعد ازاستراحت بخت خود را بار ديگر امتحان کنند. اما بعد از يک روز استراحت راه ديگري را انتخاب کردند و بعد ازتحمل تمام سختي ها بدون تدارکات براي روزهاي بعدي راه بازگشت را در پيش گرفتند . در بارگاه هشتم ولف به آنها خوشامد گفت و همچنين اينکه در اين مدت هيچ ترددي انجام نشده و بارها در بارگاه هفت باقي مانده است. آنها خسته و بي رمق فرود را ادامه دادند و خود را به بارگاه هفت رساندند قافل ازاينکه از نزديک فاجعه اي قابل پيشگيري مي گذرند . ويسنر و پاسانگ صبح به پايين مراجعت کردند و ولف در بارگاه هشت ماند تا آنها تلاش ديگري را برنامه ريزي کنند. در بيست و چهار جولاي آنها خالي خالي از نظر روحي و جسمي به بارگاه اصلي رسيدند .
با تلاش جانانه اي که ترتيب داده بودند تلاش مجدد براي صعود بطور کامل منتفي بود. حالا همه باربرها و کوهنوردان براي اجراي يک دستور از ويسنر آماده بودند: ولف را بازگردانيد. بعد ازدو تلاش ناموفق پاسانگ کيکولي و سه شرپاي ديگر در بيست و هشت جولاي در بارگاه هشتم به ولف بي رمق رسيدند و به او نوشيدني گرم خوراندند . او نمي توانست به سرعت به پايين مراجعت کند ولي قول داد که صبح به پايين بيايد و بدين ترتيب شرپاها به بارگاه هفتم برگشتند. آن شب چهره ديوانه خود را با طوفان و کولاک به نمايش گذاشت و از ولف خبري نشد. اين بار پاسانگ و دو شرپاي ديگر به سمت بارگاه هشت صعود کردند و تسرينگ شرپا Tsering دربارگاه ماند. آنها مصمم بودند يا ولف را به پايين بازگردانند و يا حداقل از او نامه اي بگيرند که آنها را از هر مسئوليتي آزاد کند . اين آخرين اطلاع از آن چهار مرد بود . در دو آگوست تسرينگ به تنهايي به بارگاه اصلي مراجعت کرد و خبر آورد که هيچ نشاني از زندگي در آن بالا وجود ندارد. ويسنر تلاش ديگري را براي يافتن آنها ترتيب داد که به توقف طولاني دربارگاه دو انجاميد. بالاخره برنامه پايان يافت به اين دليل که کسي نمي توانست اين مدت در چنين شرايطي زنده بماند. دودلي ولف , پاسانگ کيکولي , پاسانگ کيتارPasang Kitar وپينتسو Pintso براي هميشه در آغوش آرميدند . اين پاياني تراژيک بود براي دومين تلاش امريکايي براي صعود اين کوه و با انتقادهاي بزرگي روبرو شد . ويسنر براي دفاع از خودش وضعيت بسيار پيچيده اي داشت در حاليکه براي هميشه به عنوان مقصر اصلي شناخته مي شد. پاسانگ کيکولي يکي از قويترين شرپاها بود و شايد بشود درمقام مقايسه با نامهاي کنوني او را هم طراز تنزينگ نورگي Tenzing Norgay دانست. ۱۹۵۳ حرف بس است بعد ازجنگ دوم جهاني به دلايل مختلف سياسي و اجتماعي برنامه اي در قره قروم اجرا نشد تا سال ۱۹۵۳ که امريکاييها دوباره سراغ کوله پشتي هايشان رفتند .
هوستون و باتز Bates از گروه ۱۹۳۸ کهنه سربازهاي گروه بودند و توني استريدرTony Streather با خاطره پيروزي بر تريچ مير در سال ۱۹۵۰ و جرج بل George Bell که به دليل صعودهايش در آند مشهور بود در جلوي گروه هشت نفره در نوزده جون در بارگاه اصلي پاي يال آبروزي در ارتفاع ۵۰۰۰ متري بودند. اين گروه شرپا نداشت و از باربرهاي با استعداد هونزا استفاده مي کرد که فرصتي براي نمايش استعداد خدادادي شان يافته بودند . در مدت سه هفته بر اساس الگوي سالهاي ۳۸ و ۳۹ بارگاهها بر قرار شدند . هواي خيلي خوب به آهستگي تغيير کرد وبه طوفاني سهمگين در بارگاه اصلي انجاميد . تمام کوهنوردان را براي چندين روز در بارگاه اصلي متوقف کرد . در يک فرصت همه صعود کردند و در يک آگوست هر هشت نفر در بارگاه هشت در ارتفاع ۷۷۵۰ متري در بهترين وضعيت آماده براي نمايش آخرين تلاش . اما خداي کوهستان نمايشي از روزها و شبهاي ديوانگي به نمايش گذاشت . همه براي طنابهايي که با طرح هوستون درمسير کار گذاشته بودند و غذايي که براي ده دوازده روز تدارک ديده شده بود از او سپاسگزار بودند و با روحيه اي مظائف براي هواي مناسب انتظار مي کشيدند. اما نه تنها باد آرام نشد بلکه چادرها با شدت بيشتري در زير شلاق طوفان لرزيدند و لرزيدند .
در چهار آگوست جيلکيGilkey بيست و شش ساله درد شديدي ازلخته شدن خون در يکي از پاهايش تحمل مي کرد به شکلي که حرکت برايش ناممکن شده بود . وضعيت او وخامت بيشتري يافت و بعد از چند روز ريه اش هم مبتلا شد . در چنين هوايي انتقال او به پايين هم ناممکن مي نمود . جابجايي او مشکل بزرگي براي همه بود. اين بزرگترين جدال در زندگي آن مردان بود . وقتي در ده آگوست آرزوي مناسب شدن هوا به نتيجه اي نرسيد تصميم نهايي براي شرکت در اين جدال گرفته شد و همه مردان آماده پايين آوردن جيلکي شدند. چرا که گزينه ديگري براي زنده ماندن باقي نمانده بود . در روز يکم آنها فقط چند صد متر پايين آمدند . ولي در هنگام غروب طنابهاي نصب شده بر روي سنگها و مرداني که بدون آسيب جدي درکنار هم بودند اميدي مي ساخت که دراين جدال پيروز خواهند شد. آنشب جيلکي درون کيسه بيواک بر اثر برخورد بهمن وپاره شدن اتصالش به تبرهاي يخ به قعر دره سقوط کرد . بقيه تا پنج روز ديگر در جدال با مرگ خود را به بارگاه اصلي رساندند . بل در پاهايش به شدت دچار سرما زدگي شد بصورتي که مجبورشدند اورا دويست کيلومتر تا اسکاردو حمل کنند . هر چند سومين تلاش امريکاييها نيز با پيروزي بر به پايان نرسيد ولي بازگشت معجزه آساي آن هفت مرد حماسه اي را در تاريخ کوهنوردي جهان رقم زد . ۱۹۵۴ بازگشت ايتاليايها در سال ۵۳ پورفسور آرديتو دسيو و ماريو پوچوزMario Puchoz با تحقيقاتي که براي صعود به انجام مي دادند پيشاهنگ ايتالياييها در صعود شدند .آنها ارتفاعات اطراف را تا ۶۰۰۰ متري صعود کردند و بر اساس مشاهداتشان وقتي به خانه بر مي گشتند نقشه پيروزي بر را در دست داشتند. پرفسور عقيده داشت بخت صعود با اين طرح بستگي به پيروي ازديسيبرين نظامي و وجود افرادي است که خواهان داشتن بهترين برنامه و گروه باشند و دراين راه با تمام وجود همکاري کنند. بيست و يک کوهنورد ازآزمايشات پزشکي عبور کردند و سپس در ميانه ژانويه ۵۴ همگي در ارتفاع ۴۰۰۰ متري کوه بلانک گرد آمدند .
وضعيت تنفس و خصوصيات فرديشان به دقت زير نظر گرفته شد و ده نفر از آنها انتخاب شدند . سپس اردوي ديگري در ارتفاع ۴۵۰۰ متري مونت روزا گذراندند . درست قبل ازحرکت چند جوان نو آموز براي گروه در نظر گرفته شد و شرپاها حذف شدند. در آخرين دقايق کازينCassin کوهنورد نامي و مشهور از سر پرستي مستعفي و گروهي متشکل ازيازده کوهنورد , شش دانشمند و پانصد باربر راهي برنامه شد . آنها در ميان راه و قبل از اينکه به آبروزي برسند تمريناتي مثل تعويض بارگاه و بر پايي چادر درهواي خراب را از سر گذراندند. وسط جون تمام بارها و تدارکات براي تلاش نهايي در بارگاه چهارم انباشته شده بود. بادهاي سهمگين ارتفاعات قره قروم براي هفته ها مي وزيد و پيشرفتي در کار نبود . آيا آنها مي توانستند رکوردي که دسيو در سال ۱۹۲۹ ازخود به جا گذاشته بود را پشت سر بگذارند؟ در نيمه دوم جولاي بادها آرام گرفت و دسيو مصمم بود که ازاين فرصت قبل از بادهاي موسمي براي چيره شدن به قله استفاده کند. بارگاه ۵ در ۷۳۰۰ متري برپا شد و ۳۰۰ متر ديگر نيز صعود شده بود که خبر ناگواري گروه را ماتم زده کرد : راهنماي کهنه کار کوهستان ماريو پوچوز سي و شش ساله بر اثر خيز ريوي در بارگاه دو جان باخت . اما برنامه متوف نشد. در بيست جولاي بارگاه هشت در ۸۱۵۰ متري بر پا شده بود و دو کوهنورد با خيال راحت در چادر بودند تا فردا براي قله تلاش کنند. آنها بدون اکسيژن(بر اساس گزارش خودشان) صعود کردند و در بعد ازظهر سي و يک جولاي هزارو نهصد و پنجاه و چهار پس ازتلاشي سخت و طولاني بالاخره پاي انسان سخت کوش و آرامش نا پذير به قله K۲ رسيد .
آنها با احتياط با استفاده ازتبرها و کرامپون در ساعت چهارده و نيم به بارگاه هشت رسيدند و با نوشيدني گرم مورد استقبال دوستانشان قرار گرفتند. بازگشت به بارگاه اصلي در غياب يکي از همنوردان کمي دراماتيک بود ولي در دو آگوست همه افراد صحيح و سالم در بارگاه اصلي پيش هم بودند. آن دو کوهنورد چه کساني بودند؟؟؟ دسيو مي خواست که اين پيروزي به همه افراد گروه تعلق داشته باشد و اين خبر تا بعد ازبازگشت کل گروه به ايتاليا فاش نشد. لينو لاسيدليLino Lacedelli و آشيل کومپانونيAchille Compagnoni نوک پيکان ايتاليايي بودند که به قله K۲ رسيد. در حاشيه اين صعود موضوعي پيرامون کوهنورد جوان و جاه طلب , که بزودي به يک سوپر استار در کوهنوردي ايتاليا و جهان تبديل مي شد وجود داشت که موضوعي جالب توجه است .

از اول تا ۱۲ دسامبر در شهر پزنان در لهستان گردهمايي سازمان ملل درباره آب و هوا برگزار شد. در همان زمان از سوي سازمان هواشناسي بين المللي زنگ خطري دربا ...

کوه دماوند جدا از اينکه يک پديده طبيعي منحصر به فرد در ايران و جهان است، يک سمبل و اسطورة هميشگي در ادب و فرهنگ و تاريخ ايران بوده و هست. اين کوه بزرگ ...

فورانهاي آتشفشاني به طرق گوناگون طبقه بندي شده اند كه هيچكدام به تنهايي رضايت بخش نمي باشند. انواع معمول طبقه بندي فورانها عبارتند از شكل دهانه كه از ...

آتشفشان سبلان از نوع آتشفشان نقطه اي و مخروط آن نوع مختلف است که از نظر ساختمان و حجم شبيه آتشفشانهاي قاره اي است ولي از نظر ترکيب شيميايي شباهتي با ا ...

كشف قطب جنوب را نمي توان به يك فرد منحصر كرد، اما مي توان آن را به ۳ نفر تقليل داد. بنابر منابع مختلف از جمله مجلس نمايندگان ايالات متحده ، ناسا، دانش ...

بررسي آتشفشان ها در ايران نشان مي دهد ايران داراي پنج آتشفشان دماوند ، سبلان ، تفتان ، بزمان و سهند است که از اين تعداد سه آتشفشان بزمان، تفتان و دماو ...

● آفريقا قاره آفريقا با ۳۰،۰۶۵،۰۰۰ کيلومتر مربع حدود ۲۰% از سطح کره زمين را پوشانده. اين قاره داراي جمعيتي بالغ بر ۸۷۷،۵۰۰،۰۰۰ نفر مي باشد. بلندترين ن ...

دانلود نسخه PDF - قله k۲