up
Search      menu
مذهب و عرفان :: مقاله قدر يا تقدير علمي PDF
QR code - قدر يا تقدير علمي

قدر يا تقدير علمي

تأثير دعا در قضا و قدر انسان

مساله «قضا و قدر» يکي از مباحث برجسته و حائز اهميت کلامي و فلسفي است که منشاء اختلاف بسياري ميان متکلمين و فلاسفه مسلمان شده است. اين مساله هم ريشه در رابطه علم الهي با افعال بندگان دارد و هم به چگونگي ارتباط اراده الهي با افعال آنان پيوند مي خورد. خاستگاه ظهور فرقه هايي چون مفوضه و قدريه، نوع نگاه آنان به اين مسئله است.
آنچه اين نوشتار درصدد تبيين آن است، «رابطه دعا با قضا و قدر الهي» است، بدين معنا که آيا دعا مي تواند در تعيين و يا تغيير مقدرات انسان نقش داشته باشد؟ اصل شبهه چنين تقرير شده است: «چون قضا و قدر الهي حق است و خداي سبحان هم از ازل به جميع امور آگاهي دارد، مطلب مورد درخواست يا در قضاي ازل مقرر شده که عملي شود يا نه. اگر بنا شد عملي گردد، دعا تاثيري ندارد؛ چون همان يافت خواهد شد چه با دعا و چه بدون دعا، و اگر در قضاي ازل مقرر شد که فلان امر حاصل نشود، دعا سودي ندارد، چون چيزي که حتمي العدم است با دعا کردن بدست نمي آيد». پيش از پرداختن به اين موضوع لازم است نکاتي به عنوان مقدمه بيان شود.
۱) تعريف لغوي قضا و قدر
«قضا» در لغت در معاني گوناگوني بکار رفته است. ابن منظور در لسان العرب مي گويد: «القضاء الحکم، القطع و الفصل، و قضاء الشيء احکامه و امضاؤه». در تاج العروس زبيدي نيز آمده است: «القضاء الحکم و الفصل في الحکم و يکون القضاء بمعني الحتم و الامر و البيان». بنابراين قضا در لغت به اين معاني استعمال مي شود: ضرورت و قطعي، اتمام، بيان و اعلام، حکم کردن، فيصله دادن.
«قدر» در لغت، تشتت معاني کمتري دارد. مهمترين و شايع ترين معناي آن، تعيين مقدار و اندازه و نهايت شيء است، همچنانکه راغب در «المفردات» مي نويسد: «القدر و التقدير تبيين کميه الشيء». جوهري نيز در «الصحاح» مي گويد: «قدر الشيء مبلغه».
۲) قضا و قدر علمي و عيني
الف) قضا و قدر علمي
منظور از «قدر يا تقدير علمي» آن است که خداوند پيش از آفرينش هر شي به خصوصيات و حدود و اوصاف آن علم دارد. اين خصوصيات در موجودات مادي علاوه بر ويژگي هاي ذاتي، شامل مختصات زماني، مکاني، ابعاد و مقادير و … مي گردد. بنابراين خدا از ازل مي داند که هر يک از مخلوقات او داراي چه ويژگي ها و اوصافي هستند. به عبارت ديگر، «قدر علمي» تعيين اندازه و مشخصات وجودات امکاني بوسيله علم و اراده ذاتي خداوند است. مقصود از «قضاي علمي» نيز آن است که خداوند از ضرورت وجود اشياء در ظرف تحقق علل آنها آگاه است. يعني خدا از ازل مي داند که هر يک از اشياء در شرايط خاصي و تحت تاثير اسباب و علل خاصي موجود مي شوند. بنابراين مي توان گفت که علم پيشين خداوند به خصوصيات اشياء و ضرورت وجود آنها، همان قدر و قضاي علمي است(۱).
ب) قضا و قدر عيني
مقصود از «قدر عيني» تعيين و تحديد خصوصيات و اوصاف ذاتي و عرضي موجودات از سوي خداوند است. به بيان ديگر، قدر عيني نسبت مقادير و حدود وجودات امکاني به علل گوناگون خود است که بر حسب استعداد و کميت و کيفيت، مختلف و متفاوت خواهد بود. منظور از «قضاي عيني» ضرورت و قطعيت يافتن وجود امکاني در خارج در مقايسه با علت تامه خود يعني خداوند است. معناي اين سخن آن است که خداوند ضرورت وجود را به مخلوقات خويش اعطا مي کند و از طريق نظام اسباب و علل، وجود آنها را تعين مي بخشد. به تقرير ديگر، هر موجود ممکني داراي دو جنبه است: ۱ اصل وجود آن موجود که در نظام علّي، ضرورت و قطعيت يافته است. ۲ خصوصيات و ويژگي ها و اوصاف آن. مفاد قضا و قدر عيني آن است که اين دو جنبه از سوي خدا و به اراده و مشيت اوست(۲).
۳) تعلق قضا و قدر به نظام سببيت
يکي از اصول و سنت هاي الهي در تدبير جهان ممکن و از جمله عالم طبيعت و انسان، جريان و اتکاي آن بر نظام سببيت و عليت است بدين معنا که اراده و مشيت الهي بر اين تعلق گرفته که تحقق هر پديده و اثري از کانال سبب و علت مناسب و خاص آن انجام گيرد، به اين صورت که تحقق حوادث و انفعالات در جهان نه به صورت صدفه و گزاف، بلکه نيازمند علت يا علل گوناگون است که وجود آن علت يا علل تحقق فعلي را ضروري مي کند؛ براي مثال، ساختار هندسي نظام جهان طبيعت مقتضي است که از بذر گندم، گندم و از بذر جو، جو رويد، آن هم با فرض تحقق ساير علل و شرايط از قبيل آب و خاک و نور. آيات و روايات گوناگون بر جريان و حاکميت اصل عليت در عالم طبيعت دلالت مي کنند که روايت معروف آن عبارت است از: «خداوند امتناع مي کند از جريان و تدبير امور، مگر از طريق نظام اسباب آن، پس خدا براي هر شيء سبب خاصي قرار داده است»(۳). انسان در جهان طبيعت نيز مشمول نظام عليت و به تبع آن متعلق قضا و قدر الهي است. چنانکه قضا و قدر الهي بر رشد دانه گندم در فرض حصول شرايط آن تعلق گرفته، بر انسان و اعمال آن با شرايط خاص آن نيز تعلق گرفته است با اين تفاوت که در انسان نيروي اراده و اختيار وجود دارد در حالي که در نباتات و جمادات چنين نيرويي موجود نيست. بنابراين متعلق قضا و قدر الهي در ناحيه افعال انسان، صدور فعل از اسباب و علل خاص خود است که يکي از آن علل، اراده و انتخاب آزاد انسان است به اين صورت که ضرورت صدور فعل معلق به اراده انسان است و در صورت عدم اراده، فعل تحقق نخواهد يافت، اما خداوند از ازل مي داند که انسان در زمان خاص به اختيار خود مرتکب فعل مشخصي خواهد شد و آن هم متعلق قضاي الهي است، پس وجود اصل اختيار با علم و قضا و قدر پيشين ناسازگار نيست، چرا که خود اختيار هم يکي از اجزا و متعلقات قضا و قدر است.
● رابطه دعا با قضا و قدر
دانستيم که «قدر» به معناي اندازه و «تقدير» به معناي اندازه گيري است و قضا نيز به معناي حکم راندن و امضا کردن است. خداوند به استناد تقدير خود براي تمام کارها حد و اندازه اي قرار داده؛ چنانکه خود فرموده است: «و ان من شيء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم؛ گنجينه هاي همه چيز نزد ما است و ما جز به اندازه اي معلوم فرو نمي فرستيم»(حجر ۲۱). رساترين تعبير در تفسير قدر «هندسه» است که در روايات نيز آمده است (۴). يعني خداوند براي تمام اشياء هستي و ارتباط آنها با يکديگر هندسه و نظامي طراحي کرده است.
بر اساس همين هندسه است که ميان علت ها و معلول ها رابطه برقرار است و نظام هستي بر اساس نظمي هدفمند در گردش است. قضا در حقيقت امضا و حتميت بخشيدن به اين هندسه است، مثلا اگر در هندسه الهي آتش با سوزاندن تعريف شده باشد، قضا به معناي امضا و تحقق اين هندسه است. برخي معتقدند که خداوند در آغاز آفرينش قضا و قدر هستي را تنظيم کرد و نگاشت و ديگر پس از آن قلم الهي نمي جنبد. بر اساس چنين پنداري، اموري مانند دعا بيهوده مي نمايد، زيرا وقتي پيروزي و شکست، سلامت و بيماري، حيات و مرگ، فقر و غنا و بهشت و جهنم و … از قبل تنظيم شده باشد، ديگر دعا و درخواست بي فايده است، زيرا دعا يا با قضا و قدر الهي هماهنگ است که در اينصورت تحصيل حاصل است و يا نيست که در اين صورت دست نايافتني است.
در پاسخ به اين پندار مي توان گفت که هندسه و نظام هستي و اجزا و ارکان آن و ارتباط آنها با يکديگر بر اساس نظام احسن، عدالت، حکمت و مصلحت تنظيم شده و قطعيت يافته است، اما حتميت قضاي الهي با تفسير فوق مردود است، زيرا قضاي الهي زماني حتمي مي شود که در بخش مربوط به قدر و هندسه، رابطه علت و معلول با تمام وجوه و شرايط آن تکميل شده باشد. در حوزه افعال انسان، افزون بر اراده خداوند، اراده انسان نيز نقش آفرين است، چه اينکه به دليل وجود همين اراده انساني، که در طول اراده خداوند قرار دارد، اختيار و مسئوليت او در اعمالش و نيز مفهوم «امر بين الامرين» تبيين مي شود(۵).
بر اين اساس و با توجه به اينکه دعا يک علت تکويني است، انسان با عمل ارادي دعا، رابطه علتها و معلول هاي طبيعي را به هم مي ريزد، مثلا اگر در نتيجه تحليلهاي دقيق علمي و فقدان عوامل طبيعي، نزول باران امري غير محتمل تلقي و براي مدتي سرزميني دچار خشکسالي شود، دعا که علتي غير طبيعي است دخالت مي کند و زمينه هاي طبيعي نزول باران همچون جريان باد و … را فراهم مي آورد. همچنين اگر بر اساس برآوردهاي علل طبيعي، قرار باشد مصيبتي به فردي روي آورد، رابطه اين علت ها با معلول آنها که مصيبت است، در قدر الهي تبيين مي شود و تاثيرگذاري آن، محصول قضاي الهي است. وقتي مي گوييم دعا بلا را دور مي کند و در قضاي الهي تاثير مي گذارد، به اين معناست که حتميت تاثيرگذاري آن علل طبيعي از ميان رفته است، زيرا دعا به مثابه علت غير طبيعي، در زنجيره ارتباط ميان آنها دخالت کرده و اين رابطه را بر هم زده است. دعا گاه تاثير علت طبيعي را به تاخير مي اندازد و گاه آن را از بين مي برد(۶).
اگر قدر، ترابط بين علت و معلول است، قضا تاثيرگذاري و حتميت يافتن اين تاثير در حوزه همين ترابط است، يعني قضا حکم مي کند که آن علت طبيعي در معلول خود، بدون تخلف تاثير گذارد، اما ديگر نمي تواند دخالت و تاثير علت يا علل غير طبيعي را که وارد چرخه اين ترابط مي شود، نفي و انکار کند؛ بنابراين تاثير اموري چون دعا، صله رحم و صدقه در اموري که طبق قضاي الهي حتميت يافته اند، منافات ندارد. به بيان ديگر، در محدوده عالم طبيعت، تحول و دگرگوني راه دارد و خداي سبحان اين چنين مقدر کرده که صدقه يا صله رحم يا دعا انجام گيرد تا فلان کار عملي گردد و اگر چنانچه اين امور صورت نگرفت فلان امر هم حاصل نشود.
و از سوي ديگر خداي سبحان هم مي داند که فلان شخص دعا مي کند و بهره مي گيرد و ديگري دعا نمي کند و بهره نمي برد. پس در علم خدا جهلي نبوده و در جهان هستي ابهامي نيست. بنابراين هرچند در ازل همه امور تنظيم شده، لکن هر امري با علل و اسباب آن تنظيم شده است و يکي از علل و اسباب در محدوده حرکت و عالم تحول، همان صدقه و صله رحم و دعا و مانند آن است. لذا نبايد گفت: «قضا و قدر حق است، چرا دعا کنيم؟» زيرا که خود دعا جزء قدر است يعني خداوند مقدر کرده که در صورت دعا فلان حادثه که حادثه خير است واقع شود، و فلان حادثه شر پيش نيايد. از اين جهت دعا اثر دارد و جزء قضا و قدر عالم است(۷).
با توجه به مطالب فوق مي توان گفت: اينکه گفته مي شود در شب قدر همه مقدرات انسان تقدير مي شود، بدين معناست که قالب معين و اندازه خاص هر پديده، به طور روشن اندازه گيري مي شود. البته اين اندازه گيري بر اساس شرايط و موانعي است که پيش مي آيد و با ملاحظه اختيار و قابليت انسان شکل مي گيرد. قدر يعني پيوند و شکل گرفتن هر پديده و هر حادثه با سلسله علل خود و در شب قدر، اين پيوند به دقت اندازه گيري مي شود، يعني اولا براي امام هر زمان اين پيوند معلوم و تفسير مي شود، ثانيا: رابطه اين پديده ها با علل خود روشن مي گردد. همانگونه که بيان شد، خداوند متعال بر اساس نظام حکيمانه جهان، چنان مقدر کرده است که بين اشياء رابطه اي خاص برقرار باشد(۸). در شب قدر معين مي شود که هر انساني، بر اساس انتخاب و اختيار خود کدام راه را انتخاب خواهد کرد، راه هدايت يا راه ضلالت؟ و با توجه به دعاها، راز و نيازها و تصميم ها، قابليت چه نعمتها و يا چه حوادثي را خواهد داشت.
پس بين تقدير الهي و اختيار آدمي منافاتي وجود ندارد؛ زيرا در سلسله علل و شرايط به ثمر رسيدن کار و ايجاد حادثه، اراده آدمي يکي از علل و اسباب است آنکه با حسن اختيار خود، کردار نيک انجام مي دهد يا مخلصانه دعايي مي خواند، نتيجه آن را در اين جهان مي بيند و آنکه بر اثر سوء اختيار گناهي مرتکب مي شود، نتيجه تلخ آن را مي چشد. پس اينکه در شب قدر امور بندگان تقدير مي شود، همگي با حفظ علل و شرايط و عدم موانع است و اختيار و اراده انسان يکي از علت ها و شرايط به شمار مي آيد. بدين جهت سفارش شده در شب قدر، به عبادت و دعا و شب زنده داري بپردازيد، تا اين عمل در آن شب خاص، که از هزار شب برتر است، شرايط نزول فيض الهي را فراهم آورد.

حيا چيست؟ «حيا » در لغت به مفهوم شرمساري و خجالت است كه در مقابل آن « وقاحت » و بي شرمي قرار دارد. (ابن اثير ، نهايه ،ج 1 ، ص 391 ) به عبارتي ؛ حيا شر ...

آيا ممکن است کل سياره زمين، همانند يک درخت، موجودي زنده باشد؟ آيا ممکن است يک شعور زنده در تمامي سياره ما جاري باشد؟ آيا ممکن است کل سياره زمين، همانن ...

«سيال» به معني در جريان و بسيار روان است و در مورد هر ماده اي که قابليت جاري شدن داشته باشد، اعمال مي شود. سيال را ماده اي تعريف مي کنيم که وقتي تنش ب ...

آب بسيار که محوطه وسيعي را فرا گيرد و به اقيانوس راه دارد را دريا گويند؛ مجموع آب هاي شور که جزء اعظم کره زمين را مي پوشاند و تقريباً سه چهارم سطح زمي ...

با نماز بيني شيطان را به خاک بماليد در اهميت و ارزش نماز سخن زياد گفته شده به طوري که در روايات از بزرگان ديني داريم که فرمودند نخستين چيزي که بنده بر ...

نماز يکي از صورت‌هاي عبادت‌ است که در برخي از اديان وضع شده اشت. فهرست مندرجات [۱ پيرامون واژه •۲ نماز در دين يهود •۳ نماز در دين اسلام •۴ نماز در ...

بدون شك، ارتباط با چنين چهره هايي و پيروي از دستورها و رفتارشان، تنها راه دستيابي به كمال انسانيت و سعادت هر دو جهان است. پيشواي دهم (ع) يکي از پيشتاز ...

درك فيلسوفان مدرن از ماهيت جهان و طبيعت به گونه اي متفاوت بود. جوهر نظريه فيلسوفان مدرني چون هابز، لاك، روسو و به طور كلي اصحاب قرارداد، اين است كه بر ...

دانلود نسخه PDF - قدر يا تقدير علمي