up
Search      menu
اجتماعی,سیاسی :: مقاله فرهنگ رانندگي PDF
QR code - فرهنگ رانندگي

فرهنگ رانندگي

وقتي علايم راهنمايي و رانندگي از دست ما خون گريه مي کنند

در يک دستش سيگار بود و در دست ديگرش گوشي موبايل! پايش را روي گاز گذاشته بود و هرکسي جلوي راهش سبز مي شد، فحش بارانش مي کرد.
راننده جلويي راهنماي سمت راست را زد و قصد حرکت به لا ين راست را داشت، اما براي او که خود را صاحب حق مي دانست راهنما معنايي نداشت. پس سرش را از شيشه ماشين بيرون برد و فرياد کشيد: هوي مرتيکه چه خبرته!؟
و بعد به شخصي که پشت خط تلفنش بود گفت«باتو نبودم با اين عوضي بودم» و بعد ادامه داد: «خارج که بودم کيف مي کردم از رانندگي مردم. شيطونه مي گه به خاطر اوضاع افتضاح رانندگي بذارم برم از اين مملکت»
بعد ته سيگارش را از شيشه ماشين داخل خيابان پرت کرد و همانطور که مشغول حرف زدن با موبايل بود با زحمت دستش را دراز کرد تا از صندلي کناري يک موز بر دارد بعد همانطور که مشغول رانندگي و حرف زدن با موبايل و غرزدن بود، موز را پوست کند و آن را به سرعت خورد و بدون معطلي پوست موز را از شيشه ماشين به بيرون پرت کرد بعد همانطور که با دهان پر با موبايل حرف مي زد گفت: مملکت نيست که بي نظمي بيداد مي کند. خيابونها کثيف، راننده ها بي قيد!...خاک بر سر من که موندم اينجا و دارم زندگي مي کنم. کي قدر آدمو مي دونه اينجا؟!
همانطور که داشت حرف مي زد بي آنکه راهنما بزند به سمت راست متمايل شد و وقتي بوق ممتد ماشين پشتي به صدا درآمد، سرش را از شيشه بيرون برد و فرياد زد «زهر مار، چه خبرته؟»
دوباره گوشي موبايل را به گوشش نزديک کرد و با اخم گفت: «با تو نبودم، با يک راننده عقده اي بودم، فکر کرده اتوبان رو خريده»
همانطور که مشغول صحبت بود ادامه داد: يک لحظه گوشي! صبر کن چراغ قرمز را رد کنم بعد حرف مي زنيم»
و بعد با مهارت از چراغ قرمز گذشت و بدون آنکه غم به دلش راه بدهد گوشي موبايل را برداشت و به غرغرهايش ادامه داد.
«داشتم مي گفتم. واقعا اين مردم بي فرهنگ شدن; خارج که بودم هيچ کس هنگام رانندگي تخلف نمي کرد، آدم شرم مي کنه وقتي اين راننده هارو با راننده هاي خارجي مقايسه مي کنه. يک ذره اين مردم انصاف ندارن...»
در همين حين به خط کشي عابر پياده رسيد. بعد با عصبانيت فرياد کشيد: «زود باشيد ديگه فس فس نکنيد. مگه داريد از روي فرش قرمز عبور مي کنيد که اينقدر ادا داريد» و بعد با سرعت از روي خط کشي عابر پياده رد شد و صداي اعتراض عابران را بلند کرد. اما او بي توجه گذشت و همانطور که بين ماشين ها لا يي مي کشيد غر زنان از هدر رفتن استعدادش حرف مي زد و با فرهنگي خارجي ها! کمي که جلوتر رفت ناگهان يک اتوشويي را ديد و يادش افتاد که بايد کت و شلوارش را از اتوشويي بگيرد. اما مقابل اتوشويي يک ايستگاه اتوبوس بود باز هم شروع کرد به فحش دادن «هيچ چيز سرجايش نيست، ايستگاه اتوبوس اينجا چکار مي کنه؟ بعد مکالمه موبايلش را قطع کرد و همانجا داخل ايستگاه پارک کرد و زير لب گفت: «اگه جلوتر پارک کنم بايد کلي پياده برگردم. همينجا خوبه!»
بعد پياده شد و داخل اتوشويي رفت. وقت برگشت با يک قبض جريمه مواجه شد که زير برف پاک کن ماشينش چشمک مي زد. برگ جريمه را برداشت و با عصبانيت گفت: فقط بلدن بيخود و بي جهت از آدم پول بيگرن. برم خرج راحت شم. نه قانون سرشون مي شه نه فرهنگ مي دونن چيه؟»
بعد سيگار دوم را روشن کرد و سوار ماشين شد. تلا في عصبانيتش را سر راننده هاي ديگه درميآورد و با سرعت ۱۲۰ کيلومتر رانندگي مي کرد.
هرکس دم پرش مي شد با کلمات رکيک از او پذيرايي مي کرد.
همچنان با سرعت حرکت مي کرد و به اين فکر مي کرد که خارجي ها کجا هستند و ما کجا هستيم؟ آنقدر سرعتش بالا بود که علا يم راهنمايي و رانندگي را نمي ديد. اگر هم مي ديد فرقي نمي کرد. به نظر او اين علا يم فقط در خارج کاربرد دارد و هر وقت رفت خارج به آنها توجه مي کند.
آنقدر عجله داشت و عصباني بودکه حتي متوجه نشد که کمي جلوتر خط کشي عابر پياده است.البته اگر هم متوجه مي شد، فرقي نداشت. چرا که به عقيده او حق تقدم در همه موارد با خودش بود.
همان موقع بود که پيرمرد عصا به دست به گمان آنکه خط کشي عابر پياده از ساير نقاط خيابان امن تر است در حال عبور از روي خط کشي بود. اما راننده عصباني، در فکر برگ جريمه بود و فرهنگ رانندگي خارجي ها. آنقدر عصباني بود که هيچ چيز و هيچ کس را نمي ديد. همان موقع بود که بي آنکه بفهمد صداي برخورد يک چيز را با ماشينش حس کرد.
وقتي چشمش را باز کرد به خودش آمد فهميد يک پيرمرد روي خط کشي عابر پياده نقش زمين شده و عصايش آن طرف تر پرت شده و خون از سر و صورتش به بيرون ريخته مي شود.نمي دانست چه عکس العملي نشان دهد. چه کسي را بايد فحش دهد. پيرمرد را؟ خط کشي عابر پياده را! خارجي ها را؟! فرهنگ رانندگي را، قبض جريمه را يا خودش را که استعدادش هدر رفته بود؟!!
اين روزها خيلي چيزها برايمان عادي شده. اگر ببينيم که يک موتور با سرعت از پياده رو مي گذرد، بيآنکه اعتراضي بکنيم، راه را برايش باز مي کنيم و موتور سوار با طلبکاري فراوان از کنارمان مي گذرد و مي رود. اگر ببينيم که چراغ قرمز است و بعضي راننده ها از غيبت پليس استفاده مي کنند و از چراغ قرمز عبور مي کنند، باز هم براي مان عادي است و خيلي عادي تر است که ببينيم موتور سيکلت کارکرد تاکسي يا باربر را دارد و چند سرنشين و يا يک بار طويل را حمل مي کند. عادت کرده ايم خيلي راحت از کنارهمه اينها بگذريم چرا که اين روزها پياده رو کار کرد سواره رو، سواره رو کارکرد پارکينگ را پيدا کرده و علا يم راهنمايي و رانندگي هم براي تزيين خيابانها به کار مي روند و کاربرد ديگري ندارند.
همه ما وقتي براي گرفتن گواهي نامه رانندگي ثبت نام مي کنيم کتاب آيين نامه را با دقت مي خوانيم و علا يم راهنمايي و رانندگي را در ذهنمان حک مي کنيم. اما به محض اينکه امتحان آيين نامه به پايان رسيد و درامتحان شهري رانندگي هم قبول شديم ديگر علا يم را مي بوسيم و مي گذاريم لب تاقچه!
آن وقت است که ديگر رعايت کردن قوانين مي شود قرتي بازي! بستن کمربند سوسول بازي است و راهنما زدن افت دارد!
خيلي زود ياد مي گيريم که تنها زماني بايد قوانين راهنمايي و رانندگي را رعايت کنيم که افسر سفيد پوش پليس در معابر و چهارراهها ايستاده باشد و بيشتر از آنکه حواسمان به علا يم راهنمايي و رانندگي باشد، حواسمان به اين است که مبادا پليس جايي ايستاده باشد و از چشم تيزبين ما مخفي بماند.
بدترين اتفاقي که ممکن است براي مان بيفتد اين است که جريمه شويم. آن هم خيلي مهم نيست فداي سرمان. جريمه شدن از انتظار کشيدن پشت چراغ قرمز اعصاب خورد کن، بهتر است ضمن اينکه مبلغ جريمه ها آنقدر بالا نيست و حتي در صورت تلمبار شدن قبوض پرداخت نشده جريمه هاي رانندگي، حتي در حد چند ميليون تومان از دادگاه و زندان خبري نيست و تنها مجازات سخت گيرانه آن، دوبرابر شدن مبلغ جريمه است.
●۵۰ ميليون قبض جريمه در سال
هيچ اشکالي ندارد، اگر بدانيم که سالا نه ۵۰ ميليون قبض جريمه براي رانندگان متخلف کشورمان صادر مي شود. اصلا لا زم نيست خودمان را ناراحت کنيم.
چرا که رانندگان خودشان بلدند که چطور با جريمه شدن مقابله کنند البته اصلا تصور نکنيد که آنها قوانين را رعايت مي کنند چرا که فقط ۳۲ درصد از رانندگان متخلف پس از اعمال قانون ما تخلف خود را مي پذيرند و ۷۸ درصد آنها از طريق توهين، رشوه، تهديد يا چانه زني به توجيه تخلف خود و برخورد با ماموران را هنمايي و رانندگي مي پردازند.
● قربانيان تصادفات برابر با تلفات جنگ
ما مردم خوبي هستيم. يعني حداقل خودمان اين ادعا را داريم. پس بنابراين قوانين و مقررات برايمان در حد کشک محسوب مي شود و رعايت آن ضرورتي ندارد. همين که از ديدگاه خودمان آدم هاي با فرهنگ و با کمالا تي هستيم کافيست. اين تو هم بي نقص بودن گاهي اوقات کار دستمان مي دهد و آنقدر غرور به ما فشار مي آورد که يادمان مي رود که قوانين براي خودمان وضع شده اند نه کشورهاي خارجي! آن وقت است که آمار کشته هاي تصادفات جاده هايمان مي رسد به ۲۳ هزار نفر! اين تعداد کشته با تلفات يک جنگ برابري مي کند و حتي گاهي کشته هاي يک سال حوادث رانندگي ما به اندازه ۱۰ سال يک کشور اروپايي است.
● هزينه هاي پنهان تصادفات
البته مرگ، بسيار ناخوشايند است. مرگ يک پدر در تصادف بسيار دردناک تر است. اما اين تصادفات علا وه بر هزينه هاي جاني و مالي آشکار، يک سري هزينه هاي پنهان هم دارد. همه آدم ها در تصادفات جان خود را از دست نمي دهند و بعضي ها اين شانس را دارند که باز هم از نعمت زندگي بهره مند شوند. اما اين زنده ماندن هميشه هم عالي نيست. در اکثر تصادفات مصدومان دچار صدمات شديدي مي شوند که اين صدمات تا آخر عمر همراه آنهاست. شکستگي ها و له شدگي ها، قطع اعضاي بدن، قطع نخاع و هزاران مشکل جبران ناپذير ديگر که نه تنها هزينه هاي درمان بر مصدومان تحميل مي کند هزينه هاي ديگري هم دارد که به آن هزينه پنهان مي گوييم. از کار افتادگي يک مرد که در اثر تصادف دچار عارضه شديد شده يکي از اين هزينه هاي پنهان است. همچنين هزينه اي که بايد بابت ديه توسط رانندگان متخلف پرداخت شود از ديگر انواع هزينه هاست. يک پدر از کار افتاد، نه تنها توانايي کسب و درآمد را ندارد بلکه هزينه هاي شخصي خود و همچنين هزينه هاي درمان خود رانيز به خانواده اش تحميل مي کند و همه اين ها بر اثر يک لحظه بي احتياطي ايجاد مي شوند.
● جريمه هاي يک روز تهران برابر يک سال اروپا
وقتي از فرهنگ رانندگي اروپايي ها حرف مي زنيم، چنان آهي مي کشيم که جگر همه را مي سوزاند. اما مگر فرهنگ رانندگي در اروپا را غير از مردمان آن کس ديگري مي سازد، مگر مردم ما افرادي غير از تک تک اعضاي جامعه هستند؟ مگر خودما شامل اين مردم نيستيم، پس چرا انتظار داريم ديگران فرهنگ رانندگي ها را درست کنند؟ چرا از خودمان شروع کنيم. چرا بايد در خبرها بخوانيم که جريمه هاي رانندگي يک روز تهران با تعداد جريمه هاي رانندگي يک سال اروپا (يعني يک قاره) برابري مي کند. يعني تعداد تخلفاتي که در يک روز در شهر تهران از چشم پليس پنهان نمي ماند به اندازه تخلفات يک سال يک قاره است و اين يعني فاجعه، حال تصورش را بکنيد تعداد تخلفاتي که در طول يک روز از چشم پليس پنهان مي ماند و به جريمه شدن نمي رسد چقدر است؟
اين عدد و رقم ها ما را به اين مي رساند که عادت کرده ايم زور بالا ي سرمان باشد و اگر ما را به حال خودمان بگذارند قانون و احترام به حقوق ديگران و حتي حقوق خودمان سرمان نمي شود.
شايد لا زم باشد و يا بهتر بگويم واجب باشد که در کنار هر تابلوي راهنمايي يک مامور بايستد و در کنار هر چراغ چند مامور تا تخلفات ما به حداقل برسد!
● قوانين براي چه کساني است
آنچه مسلم است علا يم راهنمايي و رانندگي بين المللي هستند و در تمام دنيا يک معناي مشخص را دارند. اما از آنجائي که ما عادت داريم همه چيز را براي خودمان تفسير کنيم و در نهايت خود را توجيه کنيم که اشتباه نکرده ايم يا علا يم راهنمايي و رانندگي را نمي بينيم و يا اگر هم ببينيم متناسب با شرايط روحي و خانوادگي و سيري و گرسنگي و اقساط عقب افتاده، نمره ديکته فرزندمان در روز گذشته و در جه انصاف صاحب خانه آن را تفسير مي کنيم.
در نتيجه هميشه حق تقدم با ماست. چه علا يم اين حق را تاکيد کنند، چه نکنند! علا يم راهنمايي و رانندگي از کجا مي فهمند که قسط و پول آب و برق و گاز و تلفن و هدفمند شدن يارانه ها و اجاره بهار قيمت سکه يعني چه؟ آنها براي آدم هاي خوش و مرفهين بي درد ساخته شده اند نه براي ما که هزار فکر و خيال و بدبختي داريم. بهتر است اين قوانين را خارجي ها رعايت کنند که از هفت دولت آزادند. ما خيلي هنر کنيم به بدبختي هايمان مي رسيم. پس کمربند ايمني را نمي بنديم چون قلبمان مي گيرد. راهنما نمي زنيم چون رانندگان ديگر بايد خودشان شعور داشته باشند و جهت حرکت ما را تشخيص دهند. چراغ قرمز را رد مي کنيم چون عجله داريم. جلوي بيمارستان بوق مي زنيم تا حال راننده جلويي را بگيريم. سبقت غير مجاز مي گيريم چون راننده هاي ديگر فس فس مي کنند و خلا صه اين که تخلف مي کنيم چون اعصاب نداريم.
● قوانين و جرايم راهنمايي و رانندگي
در ساير کشورهاي دنيا
ما خيلي راحت از قوانين راهنمايي و رانندگي سرپيچي مي کنيم و به راحتي از کنار آنچه موظف به انجام آن هستيم مي گذريم. شايد يکي از دلا يل آن پايين بودن نرخ جريمه در ايران نسبت به ساير نقاط دنياست. بررسي و مقايسه ميان ميزان جريمه هاي رانندگي در کشور ما با ديگر کشورهاي دنيا بيانگر تفاوت چشمگير و معنادار ميان ما و اين کشورهاست. به طوري که به وضوح مشخص است نوع و شيوه برخورد با تخلفات رانندگي در کشور ما به ميزاني نيست که مانع ارتکاب تخلف توسط رانندگان باشد.
● در اينجا نگاهي داريم به جرايم رانندگي
در ساير کشورهاي دنيا
در کشورهايي مانند کانادا و آمريکا رانندگاني که مرتکب تخلفات حادثه ساز رانندگي از جمله سرعت و سبقت غيرمجاز، لايي کشيدن، مصرف مشروبات الکلي و عبور از چراغ قرمز مي شوند، خودروي آنها در پارکينگ متوقف و راننده متخلف نيز براي اعمال قانون به مراجع قضايي معرفي مي شود. محمد بلغاري ادامه مي دهد: تشخيص اين که راننده متخلف از بيماري ذهني و رواني برخوردار است، کنترل اعتياد و تست استفاده از داروهاي روانگردان، کنترل بيماري هاي رواني و در نهايت ابطال و توقيف گواهينامه از عمده مواردي است که پس از تنظيم گزارش پليس درباره آن تصميم گيري مي شود و در برخي کشورها اين کار به عهده دادگاه و مراجع قضايي است. به طور مثال در کانادا تصميم گيري درباره نحوه برخورد با رانندگان متخلف به عهده مراجع قضايي است و در کشور ما پليس راهنمايي و رانندگي اين مسووليت را به عهده دارد. به اعتقاد اين کارشناس، عدم سختگيري پليس در برخورد با متخلفان از يکسو و عدم بازدارندگي کافي جرائم راهنمايي و رانندگي، ميل به تخلفات را در ميان رانندگان کشورمان افزايش داده و انجام تخلف را به صرفه کرده است.
● متخلفان در فهرست بيماران رواني سوئيس
سوئيس از جمله کشورهايي است که تجربه موفقي در زمينه کنترل تخلفات حادثه ساز رانندگي و کاهش رشد تصادفات داشته، اما روش مسوولان اين کشور در برخورد با تخلفات مخاطره آميز رانندگي، راهکار جالب و موثري بوده است. در اين کشور، راننده اي که تعداد تخلفات رانندگي اش از حد مجاز تعيين شده در سال بيشتر باشد به عنوان يک بيمار رواني از رانندگي محروم مي شود.
در آمريکا نيز چنانچه راننده اي مرتکب تخلفات حادثه ساز رانندگي همچون سرعت بيش از حد مجاز و حرکات بي پروا و خطرناک هنگام رانندگي شود يا حتي يک بار در طول دوره آزمايشي دريافت گواهينامه خود مرتکب تخلف شود، گواهينامه اش به مدت ۶۰ روز و چنانچه در حال غيرعادي رانندگي کرده باشد، به مدت ۹۰ روز معلق مي شود.
● نيوزيلند و جريمه هاي ۲۰ هزار دلاري
رانندگي پس از نوشيدن مشروبات الکلي بخصوص در صورتي که منجر به جراحت و تلفات شود يکي از اعمال خلافي است که اگر رانندگان در نيوزيلند مرتکب آن شوند، هزينه سازترين تخلفات را مرتکب شده اند. رانندگاني که چنين تخلفاتي را مرتکب مي شوند مجازات نقدي، حبس و محروميت از رانندگي را متوجه خود مي کنند. راننده اي که در نيوزيلند پس از مصرف مشروبات الکلي اقدام به رانندگي کرده و تصادفي منجر به جرح يا فوت را رقم زده است، بين ۱۰ هزار تا ۲۰ هزار دلار معادل ۱۰ تا ۲۰ ميليون تومان جريمه نقدي همراه يک سال محروميت از رانندگي و حبس حداکثر ۲ سال را متحمل مي شود.
سرعت غيرمجاز در نيوزيلند ۲۸ روز توقيف گواهينامه و جريمه نقدي ۶۳۰ دلاري را براي راننده متخلف به همراه دارد. راندن خودروي داراي نقص فني براي راننده متخلف حداکثر ۲ هزار دلار جريمه دارد.
● جريمه ۱۰۰۰ پوندي سرعت غيرمجاز در انگليس
در انگليس جريمه ۵۰۰۰ پوندي (معادل ۸ ميليون و ۲۰۰ هزار تومان) همراه مجازات حبس پيش روي آن دسته از رانندگاني قرار مي گيرد که حداکثر ظرف ۲۴ ساعت از وقوع تصادف، اقدام به فرار از گزارش کردن تصادف به پليس مي کنند.گريختن از صحنه تصادف در انگليس علاوه بر جريمه ۵۰۰۰ پوندي مجازات حبس حداکثر ۶ ماهه را مشمول خود مي کند. علاوه بر اين، سرعت غيرمجاز نيز در انگليس جريمه ۱۰۰۰ پوندي را در پي دارد.
● جريمه ۱۲۰۰ دلاري سرعت غيرمجاز در نيويورک
معمولي ترين ميزان جريمه در ميشيگان آمريکا برابر ۵۰ دلار معادل ۵۰ هزار تومان است که براي نبستن کمربند ايمني در نظر گرفته مي شود. نداشتن بيمه خودرو، رانندگي بي دقت و سرعت غيرمجاز از جمله تخلفاتي هستند که در ميشيگان آمريکا جريمه هاي ۱۵۰ دلاري دارند. سبقت غيرمجاز و بي توجهي به علامت ايست ۲ تخلفي هستند که جريمه هاي ۸۰ دلاري دارند. همچنين قوانين جاري درباره تخلفات ترافيکي در ايالت اوهايوي آمريکا حاکي از آن است که اگر راننده اي از خودرو براي انجام امور خلاف استفاده کند از طرف بخش ثبت وسايل نقليه نامه اي دريافت مي کند که اگر بار ديگر چنين تخلفي را مرتکب شود علاوه بر اين که امتياز رانندگي اش به مدت ۶ ماه تعليق مي شود بايد ضمانت نامه مالي به مدت ۵ سال به اداره امور وسايل نقليه تحويل دهد. همچنين آزمون رانندگي مجدد از وي اخذ و مجبور به گذراندن يک دوره مفيد آموزش رانندگي شود. در نيويورک داشتن سرعت غيرمجاز هنگام رانندگي ۴۵ تا ۶۰۰دلار جريمه دارد و اگر اين تخلف در حوالي مدارس انجام شود مشمول ۹۰ تا ۱۲۰۰ دلار جريمه مي شود. نبستن کمربند ايمني در نيويورک ۵۰ دلار جريمه و نبستن کمربند ايمني مخصوص کودکان ۲۵ تا ۱۰۰ دلار جريمه دارد. استفاده از تلفن همراه در حين رانندگي، رعايت نکردن فاصله مجاز از خودروي جلو، سرپيچي از دستورهاي پليس، خرابي چراغ ها و تخلفات موتورسيکلت در زمره تخلفاتي در نيويورک هستند که مشمول جريمه هاي ۱۰۰ دلاري مي شوند. نگاهي به قوانين ترافيکي در کشور همجوار، کويت نشان مي دهد اگر راننده اي براي ۴ بار دچار تخلف استفاده از خودروي شخصي براي حمل ونقل عمومي شود، مجوز رانندگي اش به مدت يک سال توقيف مي شود. جريمه سرعت غيرمجاز در امارات عربي متحده برابر ۲۰۰ درهم، در انگليس حداکثر ۱۰۰۰ پوند، در ميشيگان برابر ۷۵ تا ۱۲۰ دلار و در نيويورک ۴۵ تا ۶۰۰ دلار است.
● توقيف يکساله گواهينامه در آلمان
در آلمان وقتي پليس راننده اي را شناسايي مي کند که با سرعت غيرمجاز مي راند نه تنها وي را جريمه مي کند، بلکه اعتبار گواهينامه اش را به مدت يک سال لغو مي کند. در اين کشور فقط کافي است راننده اي طي ۲ سال، يک بار مرتکب هر کدام از ۳ تخلف عبور از چراغ قرمز، سرعت غيرمجاز و رعايت نکردن فاصله مناسب با خودروي جلويي شود تا گواهينامه رانندگي وي باطل شود.
● حرف آخر
از همه اين حرفها که بگذريم، مي رسيم به اين موضوع که تا خودمان اصلا ح نشويم فرهنگ رانندگي کشورمان اصلا ح نخواهد شد و تا زماني که فرهنگ خارجي ها را چماق مي کنيم و بر سر فرهنگ خودمان مي کوبيم، هيچ کاري از پيش نخواهيم برد مگر اينکه اين چماق ها تلنگري باشد براي تک تک ما. تلنگري براي اصلا ح تک تک اعضاي جامعه ما تا با اصلا ح هر کدام از ما فرهنگ رانندگي کشورمان هم بهبود يابد و اوضاع زخمي رانندگي در ايران ترميم شود.

مراکز و سازمان هاي فرهنگي و آموزشي، زماني ارتباطات کارآمدي خواهند داشت که محتواي مطالبي را که به عنوان کتاب و جزوء ارائه مي دهند، آموزنده و از لحاظ ...

يکي از بهترين لحظات رانندگي براي خيلي ها نشستن پشت فرمان هنگام بارش باران است؛ به خصوص وقتي قطرات باران آرام آرام روي شيشه جلوي اتومبيل مي نشيند. اما ...

اگر شما فرهنگ را هدايت نکنيد ، فرهنگ شما را هدايت مي کند . فرهنگ به معناي ارزشهاي مشترک ميان افراد يک گروه است. اين گروه ميتواند يک خانواده ، يک سازما ...

● تاريخ و فرهنگ گذار دولت هاي موسوم به «سلطنت هاي مطلقه» به دولت هاي ملي در اروپا، عمدتا از اواخر قرن هجده تا اواخر قرن نوزده انجام گرفت. در حالي که ا ...

امروز در آسمان عصمت و طهارت ستاره اي به افول مي نشيند و ششمين شمع روشني بخش امامت و ولايت به خاموشي مي گرايد و عالم خلقت را در سوگ خود وا مي نهد. در ا ...

نسان مدني بالطبع است و به زندگي اجتماعي تمايل دارد. اگر به هر دليل، تنها و دور از اجتماع بيفتد، ديري نخواهد پاييد که فشارهاي روحي و رواني، وي را، يا ب ...

خودروهاي امروزي گونه هاي در معرض خطر انقراض نسلي از خودروها هستند که شايد به زودي تنها تصاوير آنها را در کتب و مجلات مشاهده کنيم! اين حقيقتي تلخ و توا ...

از آن زمان که اين ذهنيت غلط بين اغلب خانواده هاي ايراني شکل گرفت که جاي رايانه در اتاق بچه هاست و آنها بيشترين کاربران اين وسيله فقط به ظاهر سرگرم کنن ...

دانلود نسخه PDF - فرهنگ رانندگي