up
Search      menu
اجتماعی,سیاسی :: مقاله فرزند خواندگي PDF
QR code - فرزند خواندگي

فرزند خواندگي

▪ زن و شوهري که نوزادي را به عنوان فرزند خوانده مي پذيرند هنگامي که وي به سن بلوغ مي رسد؛
نحوه محرميت او با ناپدري و نامادري چگونه است؟
با ساير بستگان چطور؟
اگر فرزند دختر باشد و ازدواج کند آيا نامادري دختر به داماد محرم است؟ لازم به توضيح است که فرزند هيچ گونه اطلاعي از فرزند خواندگي خود ندارد و آنها را پدر و مادر اصلي خود مي داند.
فرزند خوانده گرچه فرزند اصلي نمي باشد، ليکن چون اطلاع دادن و متوجه شدن او به فرزند خوانده بودن، براي او حرج و مشقف ولو روحي (که معمولا هم چنين است) دارد، از جهت محرميت، حکم فرزند اصلي را داشته و همه محارم فرزند اصلي، به او محرم مي باشند و جزء محارمش از حيث محرميت محسوب مي شوند و در محرميت ذکر شده فرقي بين نسبي مانند دايي و عمه و يا سببي مانند مادر زن و يا مادر شوهر و يا پدر شوهر و غير آنها نبوده و نيست و اسلام نه تنها دين نفي حرج است بلکه قبل از آن دين سهولت است. (بعثني بالحنيفيه السهله السمحه.)
● تبني يا پسر خواندگي
منظور از تبني يا (پسرخواندگي) آن است که شخصي با تشريفات خاصي کسي را به فرزندي برگزيند. رسم و سنت فرزند خواندگي در ميان اکثر جوامع و ملل گذشته و حاضر به صورت هاي گوناگون معمول بوده و هست. در تمام جوامع وقتي کسي ديگري را به فرزندي پذيرفت حقوق و تکاليفي فيما بين مقرر مي گردد از جمله فرزند خوانده همانند فرزند نسبي ارث مي برد و تمام حقوق براي او محفوظ خواهد بود. عواملي که موجب تبني مي گردد ممکن است يکي از عوامل ذيل باشد:
۱) عقيده هاي مذهبي، از جمله ثواب بردن، زرتشتيان معتقد بودند براي طلب آمرزش و ثواب بردن متوفي، فرزند خوانده اي را انتخاب مي کردند. امروز، زرتشتيان اين سنت را رعايت مي کنند
۲) در برخي از اقوام و قبائل جهت استحکام دوستي و تحکيم مباني دو قبيله، فرزندان يکديگر را فرزند خود مي خواندند. عقد اخوت اسلامي درآ غاز بين مهاجرين و انصار بر همين اساس جاري گرديد
۳) گاهي عامل اقتصادي وعاطفي باعث فرزند خواندگي مي شود
۴) در بين عرب جاهلي به خاطر ميل مفرط به داشتن پسر، تبني به وجود مي آيد. در جنگ ها و کارهاي هنري و آنچه که باعث برتري نسبت به ديگران مي شد فرهنگ پسر خواندگي رشد کرد. در تمام اين موارد قبل از اسلام فرزند خوانده ارث مي برد و فرقي با فرزند نسبي نداشت.
● اسلام و مبارزه با خرافات
در عصر جاهليت، خرافات و موهومات زيادي در ميان ملل و اقوام عرب جاهلي ديده مي شد که با آمدن اسلام و با زحمات طاقت فرساي پيامبر اعظم(ص) با خرافه ها مبارزه شد و اسلام راه صحيح را به آنان تعليم داد. خرافات زمان جاهليت شامل زمينه هاي عقيدتي و تجارتي و خانوادگي و اجتماعي بود و اسلام با موارد زيادي که جنبه خرافي داشت مبارزه نموده است. از جمله «ظهار ، تبني» (پسر خواندگي) کهانت، طيره، خلع و طرد و خرافات مسائل نکاح که هرکدام از اين موارد جزوه اي مستقل مي طلبد. براي اطلاع بيشتر در اين زمينه به کتب معتبره مراجعه شود.
جناب آقاي صانعي! نمي دانم با چه ملاک و معياري، صريح آيات تبني (پسرخواندگي) را کنار گذاشته ايد؟ براي روشن شدن مطلب، توجه حضرت عالي را به تاريخ اسلام جلب و سپس تفسير آيات تبني از کتب تفسيري شيعه و اهل سنت مورد بررسي قرار مي گيرد. شايد با توجه به اين مدارک، نظر حضرت عالي تغيير يافته يا راه احتياط را گزينش خواهيد کرد.
فرزند خواندگي زيد بن حارثه:
پيغمبر اسلام قبل از بعثت، پسر خوانده اي بنام «زيد» داشت که حتي پس از مقام رسالت و قبل از الغاء و نسخ سنت فرزند خواندگي در اسلام، او را زيد بن محمد مي گفتند. جريان اجمالي بدين صورت در کتب شيعه و اهل سنت آمده و همه فرق اسلامي متفق القولند؛ زيد فرزند حارثه کلبي به همراه مادرش (سعدي) به ديدن اقوام مادرش با قبيله «بني معن» رفته بودند. گروهي از قبيله «بني القين» به غارت «بني معن» پرداخته، از جمله زيد را اسير کردند و در بازار عکاظ براي فروش عرضه داشتند. حکيم بن حزام، زيد رابه مبلغ چهارصد درهم براي عمه خود خديجه خريد. موقعي که خديجه به ازدواج پيغمبر در آمد، زيد را به او بخشيد. اين غلام تحت تربيت پيغمبر قرار گرفت، پدر و اقوام زيد سراغ او را در مکه گرفتند و خدمت پيغمبر رسيدند.
مبلغي بها و فديه آورده بودند و به پيغمبر گفتند از ما بستان و منت بگذار و زيد را به ما بده، پيغمبر(ص) فرمود من زيد را صدا مي زنم. اگر خودش مايل بود نزد شما بيايد و احتياجي به فديه و بها ندارد. پيغمبر، زيد را حاضر کرد و از او پرسيد شما اين افراد را مي شناسيد؟ زيد، يکايک آنان را معرفي کرد. پيغمبر فرمود اگر ميل داري نزد ما بمان و اگر نمي خواهي با اين اقوام و خويشانت برو. زيد گفت هرگز از شما جدا نمي شوم. خويشان وي عصباني شدند. به او پرخاش نمودند. زيد گفت اگر شما اين شخص را مي شناختيد و کرامات و بزرگواري او را مي ديديد و مثل من بوديد هرگز از او جدا نمي شديد. حضرت با کسان زيد در کنار کعبه آمدند و در حضور مردم اظهار داشت که زيد پسر خوانده من است. او از من ارث مي برد و من از او، بدين ترتيب زيد را پسر خوانده پيغمبر مي دانستند ولي موقعي که آيات ابطال تبني و نسخ اين سنت نازل گرديد او را زيد بن حارثه مي گفتند منسوب به پدر نسبي او که حارثه بود.
در تعاليم درخشان اسلامي که ناظر به واقعيات و حقايق است پسر خواندگي يک اسم بيش نيست لذا تمام التزامات آن که در زمان جاهليت مطرح بود، اسلام عزيز، آن را نسخ کرد و مقرر شد تمام فرزند خوانده هاي زمان تشريع اين حکم به نام پدر و مادرهاي واقعي خود خوانده شوند نه به نام هاي پدر خوانده يا مادر خوانده.
● نگاهي به آيات تبني (پسر خواندگي)
جناب آقاي صانعي! سه آيه در قرآن در سوره احزاب وجود دارد که جزء آيات متشابهات قرآني نيست و جزء محکمات به شمار مي رود به صورتي که نام زيد بن حارثه در آيه ۳۷ سوره احزاب آمده و آن قدر آيات صراحت دارد که هيچ دليلي نمي تواند در مقابل صراحت آيات مطرح باشد مگر آنکه آيات ناديده گرفته شود و با مراجعه به تفاسير و اقوال علما، کسي قائل نشده که قانون تبني زمان جاهليت نسخ نشده و هنوز باقي است. براي روشن شدن مطلب، متن آيات را آورده و نگاهي به تفاسير و اقوال علما در اين زمينه خواهيم داشت؛
▪ آيات:
ما جعل الله لرجل من قلبين في جوفه و ما جعل ازواجکم اللائي تظاهرون منهن امهاتکم و ما جعل ادعياء کم ابناء کم ذلکم قولکم بافواهکم و الله يقول الحق و هو يهدي السبيل(۴) ادعوهم لابائهم هو اقسط عند الله فان لم تعلموا آبائهم فاخوانکم في الدين و مواليکم و ليس عليکم جناح فيما اخطاتم به و لکن ما تعمدت قلوبکم و کان الله غفورا رحيما(۵) و اذ تقول للذي انعم الله عليه و انعمت عليه امسک عليک زوجک و اتق الله و تخفي في نفسک ما الله مبديه و تخشي الناس و الله احق ان تخشاه فلما قضي زيد منها و طرا زوجناکها لکي لايکون علي المومنين حرج في ازواج ادعيائهم اذا قضوا منهن و طرا و کان امر الله مفعولا.(۳۷( )سوره احزاب.)
در آيات ۴ ۵ خداوند تبارک و تعالي دو موضوع اساسي که در زمان جاهليت معمول بوده و آثار تخريب اجتماعي و اخلاقي در برداشته را نسخ فرموده؛ يکي «ظهار» و ديگري فرزند خواندگي. در ظهار اگر شوهر به همسرش اين عبارت را مي گفت (انت مني کظهر امي يا ظهرک علي کظهر امي) اين جملات به منزله صيغه طلاق بوده و زن بر شوهرش حرام موبد مي شد. اسلام اين سنت جاهلي را لغو و ابطال نمود. با دادن کفاره ظهار، آن زن بر مردش حرام موبد نمي شود. (توضيح مفصل اين معني در آيات آغازين سوره مجادله آمده است.)
● اما فرزند خواندگي در تفاسير:
تفاسير زيادي در اين زمينه از شيعه و اهل سنت بررسي گرديده، هيچ کس قائل نشده که فرزند خوانده، فرزند واقعي است و ارث مي برد و همه فرق و ملل اسلامي معتقدند مسئله فرزند خواندگي که در زمان جاهليت معمول بوده طبق صريح آيات، نسخ و ابطال گرديده است. جهت روشن شدن بيشتر، چند نقطه از نقطه نظرهاي مفسرين شيعه اهل سنت را متذکر مي شوم؛
ادعياء جمع «دعي» است، در زمان جاهليت و همچنين بين ملت هاي پيشرفته مثل کشور روم و فارس، فرزند خواندگي وجود داشت. احکام فرزند نسبي اعم از ارث و حرمت ازدواج و . . . وجود داشته است. با آمدن اسلام همه آن عقايد خرافي ابطال گرديد. علامه طباطبايي مي نويسد از عبارت: لکي لا يکون علي المومنين حرج في ازواج ادعيائهم، استفاده تعليل ازدواج و مصلحت حکم فهميده مي شود و کان امر الله مفعولا، اشاره به تحقق وقوع جريان و تاکيد حکم دارد.
صراحتا آيه ۳۷ جريان ازدواج پيغمبر با همسر فرزند خوانده خود (زيد بن حارثه) را بيان کرده که اصلا جاي شک و شبهه اي نيست و همه مفسرين متذکر شده اند. رواياتي وجود دارد که زينب بنت حجش افتخار مي کرد که اين ازدواج به دستور خداوند و با پيام جبرئيل صورت گرفته است. مرحوم طبرسي در تفسير مجمع البيان چنين مي نويسد: الادعياء جمع دعي (کسي را به فرزندي انتخاب کردن) و خداوند بيان داشته که فرزند حقيقي نيست و آيه در ارتباط با زيد بن حارثه بن شراحيل الکلبي نازل شده که پيغمبر قبل از وحي، او را فرزند خوانده قرار داده بود. بعد از ازدواج پيغمبر با زينب همسر زيد بن حارثه، يهود و منافقين به پيغمبر ايراد گرفتند که پيغمبر با همسر پسرش ازدواج کرده است. اين آيه در رد قول منافقين و يهود نازل گرديد؛ «ذالک قولکم بافواهکم.» اين مسائل به زبان هاي شما صادر شده ولي نزد خداوند، حقيقتي ندارد که فرزند خوانده، فرزند واقعي است.
ازدواج پيغمبر با همسر فرزند خوانده خود، با فرمان خدا بوده (زوجناکها اي اذنا لک في تزويجها) و اين کار صورت گرفت که مومنين در توسعه باشند و بتوانند با همسر فرزند خوانده هاي خود ازدواج کنند و گناهي بر آنان نيست زيرا فرزند خوانده به منزله فرزند نسبي و رضاعي نيست. در تفسير کشاف در تفسير آيه ۴ ۵ چنين آمده: خداوند دو قلب در يک جوف يک انسان قرار نداده، و نه زوجيت و مادر بودن در يک زن، نه پسر واقعي بودن و پسر خواندگي را. اينها با هم جمع نمي شوند. چون حکمت خدا اقتضا مي کند انسان داراي يک قلب باشد زيرا اگر دو تا شد ممکن است قلب هم مريد و هم کاره و هم عالم و هم ظان باشد و هم داراي يقين و شک در يک حالت باشد. در ارتباط با رد سنت ظهار در زمان جاهليت مي نويسد؛ ديده نشد که يک زن هم مادر باشد و هم زوجه، زيرا مادر مخدومه است نه مستخدمه و جمع اين دو حالت متنافي است. در ارتباط با سنت فرزندخواندگي مي نويسد؛ بنوت و فرزند داشتن در نسب و ريشه اصالت دارد ولي فرزند خواندگي يک چيز عارضي است، فقط اسم است يک چيز اصيل، و با غير اصيل يکجا جمع نمي شود. اين مثل جريان زيد بن حارثه است که خدا قرار داد... آنان مي گفتند زيد بن محمد، تا اينکه اين آيه نازل گرديد.
در تفسير مراغي چنين آمده: شيخان و ترمذي و نسائي از ابن عمر نقل کرده اند که زيد بن حارثه را زيد بن محمد خطاب مي کرديم تا اينکه آيه (ادعوهم لابائهم) نازل گرديد. پيغمبر فرموده: انت زيد بن حارثه بن شراحيل ... اين آيه ابطال کرد آنچه را در زمان جاهليت و صدر اسلام بود که اگر مردي فرزندي را به عنوان فرزند خواندگي قبول مي کرد، همه احکام فرزند نسبي بر او جاري مي شد و پيغمبر قبل از بعثت (زيد بن حارثه) را فرزند خوانده خود قبول کرد (ذلکم قولکم بافواهکم) يعني سنت ظهار و تبني در زمان جاهليت، حقيقت ندارد و با ظهار، زن، مادر نمي شود و با فرزند خواندگي نمي توان ادعاي نسب کرد.
در تفسير کبير فخر رازي آمده: قوله تعالي: (قالت النصاري المسيح ابن الله ذلک قولهم بافواههم) يعني نسبت شخص به غير پدر حرفي است که حقيقت ندارد و از قلب خارج نمي شود و نيز داخل قلب هم نمي گردد که حقيقت ندارد. اين حرفي است خالي از حقيقت، فقط از دهان خارج شده مثل صداهاي چهارپايان. سپس اشاره به معناي لطيفي مي کند که عاقل بايد سخنش يا روي عقل و يا بر پايه شرع استوار باشد. موقعي گفته شود فلان بن فلان يا بايد داراي حقيقت باشد و يا شرع امضاء کند که ابن و پسر او باشد. ايشان در چند جا اشاره مي کند سخني که بر اساس افواه باشد شبيه صوت بهائم است .سخني که از قلب خارج و داراي حقيقت باشد تعبير به اقوال مي شود نه افواه. ازدواج پيغمبر با زينب همسر پسر خوانده خود که مورد طعن منافقين و کفار قرار گرفت بر اساس افواه بوده نه بر اساس اقوال. ايشان در تفسير آيه ۳۷ مي گويد: در آيه اشاره به اين است که پيغمبر بر اساس شهوت، با همسر پسر خوانده خود ازدواج نکرده است بلکه براي بيان شريعت بوده و حکم شرعي از فعل پيغمبر استفاده مي گردد.
جناب آقاي صانعي! محرميت تبني از مسائلي است که بعد از نزول آيات، يک نفر از مسلمين هم به عنوان قول شاذ و نادر در طول تاريخ قائل نشده که حضرتعالي نفر دوم باشيد. جناب عالي به قاعده حرج استدلال نموده ايد. اصل قاعده حرج نزد بعضي محل تامل و بحث است. بر فرض تمسک به آن قاعده، لاحرج نمي تواند تشريع محرميت کند. تشريع احکام جديد معنا ندارد.
محرميت از سه راه؛ نسب، رضاع و مصاهرت به وجود مي آيد که از آيات و روايات منصوصه استفاده مي گردد محرميت غير از اين سه راه، روشي جعلي و خروج از روش استنباط شرعي است. عسر و حرج در افعال بايد به حدي باشد که قابل تحمل نباشد. عسر و حرج جايي است که ضرر به عرض و مال يا نفس مکلف وارد شود. اگر قاعده لاحرج آن قدر باز باشد که تالمات روحي شخص، باعث اطلاق عسر و حرج شود، هر فردي مي تواند براي پيشبرد کار خويش و نجات از فشارهاي روحي و حل مشکلات به اين قاعده استدلال کند. مثلا اگر خانمي از جنابعالي سوال کرد در تابستان، در هواي گرم، اگر حجاب اسلامي داشته باشم اذيت مي شوم آيا به اين قاعده استدلال مي کنيد که حجاب نداشته باشد؟ و همين طور در مسائل روزه و نماز و جهاد، بلکه مي توان گفت همه احکام اسلامي داراي يک سلسله مشقات و مشکلاتي است. انسان با تحمل مشکلات و مشقات جسمي و روحي درجات کمال را مي پيمايد تا رضايت خداوند تبارک و تعالي را جلب کند.
● يک نکته:
مسئله نامحرم بودن فرزند خواندگي از مسلمات فقه شيعه و اهل سنت است و کسي قائل به محرميت در هيچ شرايطي نيست. از همين جاست براي جامعه اسلامي شک و شبهه اي به وجود نيامده که از محرميت يا عدم آن سوالي کنند. از همه کتب استفتايي از قدما، متاخرين و معاصرين بررسي به عمل آمد، سوالي در اين زمينه نشده که بزرگان فقه جواب دهند زيرا عدم محرميت فرزند خواندگي مفروغ عنه بوده و جاي سوال نيست.
چند سوال در ارتباط با پسرخواندگي و قاعده لاحرج مطرح است؛
▪ در سوال بحثي از حرجي بودن مطرح نشده، چگونه جواب به اين فرض داده شده است؟
▪ آيا ميزان در حرج، شخصي است يا نوعي؟
▪ آيا حکم حرجي براي مکلف، رفع تکليف از ديگران مي کند؟
▪ اگر حرج، باعث رفع حکم تکليفي شد، نسبت به احکام وضعيه چه بايد کرد؟
▪ آيا اين گونه فتواها اجازه تجري دادن به ديگران و غير متخصصين نيست؟
▪ آيا با توهم حرج، مکلف مي تواند تکليف خود را انجام ندهد يا عمل به احتياط کند؟
▪ آيا فقيه در بيان احکام الهي تالمات روحي مکلفين را بايد در نظر بگيرد يا وظيفه، بيان احکام الهي است؟
▪ آيا ازدواج پيغمبر يک اقدام عملي نبوده که ديگران تامل و شکي نداشته باشند؟

سارا دستانش را روي گوش ‌هايش گذاشت تا صداي دختر 5 ماهه ‌اش را نشنود . او در خانه تنها بود و احساس درهم شکستگي روحي و ناتواني حرکتي مي ‌کرد . از هنگامي ...

شايد باور نکنيد اما حتي قبل از اينکه متوجه بارداري خود شويد و آزمايش بارداري بدهيد، مغز کودک شما در حال شکل گيري است! لوله هاي عصبي و ساختمان هايي که ...

مهارت فرزندپروري يکي از اساسي ترين مهارت هايي است که والدين به هنگام تربيت و پرورش فرزندان خود بايد از آن آگاهي داشته باشند. بيراه نيست اگر بگوييم بيش ...

دعا حضرت رسول اکرم (صلى الله عليه وآله وسلم) روزى به بعضى از کودکان نظر افکند و فرمود: «واى بر فرزندان آخرالزّمان از پدران ايشان! عرض شد: يا رسول اللّ ...

نگار ۱۵ ساله با تشخيص ديابت از ۴ سال قبل به علت افسردگي و عدم پذيرش بيماري به روان پزشک کودک و نوجوان ارجاع شده است. او از وضعيت و شرايط خود ناراحت اس ...

زندگي ماشيني باعث شده تا زوج ها به داشتن تنها يک فرزند در زندگي خود بسنده کنند . اين در حالي است که والدين تک فرزند همواره احساس گناه مي کنند چون بر ا ...

در دنياي امروز شاهد تحولات عظيمي در عرصه هاي زندگي اجتماعي هستيم به گونه اي که در نتيجه اين تحولات، بسياري از باورها و عقايدي که ريشه در تاريخ گذشته و ...

ازدواج، يکي از مهم ترين وقايعي است که در زندگي هر انساني رخ مي دهد. با توجه به اهميت ازدواج و تشکيل خانواده و تأثير آن در تداوم و استحکام خانواده، ترب ...

دانلود نسخه PDF - فرزند خواندگي